خاتمی وفریبهای نهفته در بطن اصلاحات

                        چهار سال است که از دوران فتنه میگذرد اما ...

چهار سال وچند ماه کمتر از این وقتها بود که شور انتخابات ملت ایران چنان توفنده ساحل انقلاب را درنوردید که حماسهای بیاد ماندنی را درتاریخ انقلاب به یادگارگذاشت حماسه ای که ملت ایران به پاس آن در حیطه سخت انتقام فتنه گران گرفتار آمد وبقول آقا مقام عظمای رهبری شیرینی این انتخابات در کامش تلخ شد . فتنه گران که نمیخواستند قبول کنند راه روشن استقلال ملت را  زیر بار نرفتند و !! چرا که آنان با توهم توطئه وتقلبی که هرگز نتوانستند آنرا اثبات کنند برای ملت مشکلات بی نهایتی آفریدند ومانند استخوانی درگلو وخاری درچشم براو تلخکامی را همواره جلوه دادند !! این تلخکامی تا الان ادامه دارد آنهم هنگامی که دوباره این اصلاح طلبان دیکتاتور وقتی عنان سخن را بدست میگیرند میبینی خاطرات آنروزها و رویهء‌حق به جانبهء‌آن وطلبکار بودن آنان برایت بیشتر عیان میشود  ، آری دوباره آقای خاتمی که گویا با آن سابقهء‌تلخی که از خود بجای گذاشته دوباره قرار است از سوی فتنه گران برای احراز پست ریاست جمهوری کاندیدا شده و دوباره مملکت را به عهد قهقهرا ببرد !! ایشان بگونه ای سخن میگوید که گویی مملکت یک ناجی دارد وآن هم هم ایشان است ولاغیر !! واقعا"‌جای تعجب نیست از ایشان که در دوران فتنه وهمگام با افراطیون لجام گسیخته ای که دیگر خود فروخته گی به جایی رسانیده بودند که دشمنان ایران اسلامی علنا" از آنان پشتیبانی کرده وآنان را تنها امید خود میپنداشتند حالا با کمال وقاحت در وسط میدان حاضر باشند و دوباره خود را تنها منجی ملت قلمداد کنند !! آنها بدون اینکه از عملکرد خویش مبنی بر به زیر سئوال بردن امام وشهدا وانقلاب اسلامی عذر خواهی کنند دوباره از سوراخهای نمور وتاریک خویش بیرون آمده وادعای انقلابی گری دارند !! واقعا"‌خنده دار است که دوباره اینان بخواهند بعد از هشت سال اشتباهات پی در پی بخواهند در این مملکت امام زمان ادعا کنند که حق با آنان بوده وآنان حرف مردم را بهتر از خودشان ادا میکنند و البته فقط این امر از عهدهء آنان بر می آید . هشت سال قبل آنان میخواستند به ملت مسلمان ایران بقبولانند که دیگر ولایت فقیه برای ملت ما فایده ای ندارد !! آنان میخواستند زیر علم آمریکا خم شده و شرط وشروط آنان را مبنی بر دست برداشتن از اصول اسلامی انقلاب را بپذیرند !!

هشت سال قبل برنامهء‌اینان این بود که ملت ما بهتر است شرط استقلال خواهی و دست برداشتن از تمامی عزت نفس خویش را کنار بگذارد !!‌قرار شان این بود که همراه با فرهنگ دینی فرهنگ اباحه گری را هم بپذیرند ،‌فرهنگ بی حجابی وبی اخلاقی را هم داشته باشند وشرف دینی وفطرت پاک هرفرد ایرانی را هم به کناری نهاده و مبلغ تجدد دوران رضاخانی باشند والخ !! الخ اینکه حاضر شدند زیر پرچم دشمن ایستاده وسینه بزنند ولی زیر پرچم عزتمند ولایت نایستند و اسلام را جزء‌مسائل حاشیه ای زندگی قلمداد کنند فبهالمراد الحاصل مبارک است انشاء‌الله .

حالا بعد از مدتها دوبارهء‌سروکلهء‌آقای خاتمی پیدا شده نه معذرت میخواهد !!‌نه ملت وخواسته های او را به یاد میآورد نه حضور پر شورتر از پیش مردم در بیست ودوی بهمن امسال را دیده دوباره با شعارهای روشنفکران دست اندرکار خیانت بدون خدمت بازگشته و حمایت از خط وخطوط سیاسی سابق و شعار دهن پر کن جامعهء‌مدنی سر داده و اهل فتنه را بیدار کرده والبته شعارهای دست چندم آقای هاشمی را در خطبهء‌نمازجمعهء‌آنسال را هم چاشنی سخنان پرطمطراق خویش کرده است !!این عین ارتجاع است که مدعیان اصلاح طلبی دوباره نشان میدهند که سودای قدرت درسر دارند ومسلما" این بار خدای ناکرده اگر بیایند خطرناکتر ازگذشته ومانند زخم خوردگانی خواهند آمد که قصدشان پیچاندن طومار حیات طیبهء‌انقلاب اسلامی است امروز مسلما" ملت ما بیدارتر از سال ۸۸ است و حضور همراه با بصیرت ایشان در راهپیمایی ۲۲بهمن امسال نشان داد که ملت کدامین افق روشن را برای سپیده دم بعد از انتخابات خرداد نود ودو در نظر دارد چنین باد وجز این مباد !!

امضایی از سر غفلت !!

نمیدانم این موضوع تا چه حد برای من بعنوان یک فرد ایرانی وخصوصا" شیعهء امیر المومنین علی علیه السلام قابل هضم است  یا نه؟؟ آنهم در روزگاری که شیعه کشی رسم روزگارشده است و استکبار جهانی و صهیونیستهای جنایتکار تا خون شیعه را در شیشه نکنند دست بردار نیستند . !! موضوع این است که در خبرها داشتیم که وزیر اخوانی جهانگردی مصر بعد از مدتها به تهران آمد وبا قدوم مبارک نامبارکش عزت و افتخار ما را زیر پای خود گذاشت و بعد رفت ورسما "‌مفاد توفقنامه ای را اعلام کرد که مارا دربهت وحیرت عمیقی فرو برد وآن توافقنامه ای است که در آن لطف کرده بما اجازه میدهند ومنت میگذارند که ما به مصر برویم ولی کیلومترها دورتر از قاهره !! کیلومترها دورتر از مشاهد شریفهء‌قاهره !! در شهرهایی دورتر از پایتخت مصر!!آنجاها را ببینیم ولذت ببریم وخلاصه آب وهوای عوض کنیم و الخ !! این معاهده ای است بین دولت ایران ومصر ودر عوض آنها تا دلشان میخواهد بداخل کشور ما بیایند و ازتهران وشیراز واصفهان و مشهد وزاهدان وبندر عباس وخلاصه همه جای ایران را بازدید کنند و بچرخند وبروند وخوش بگذارانند  ولی ما چطور نمیتوانیم تمام نقاط مصر را بگردیم آخر از دید مصری ها ما شیعه هستیم نباید مردم مصر ما را ببیند !! با ما حرف بزنند !! ما باید در تبعید برویم و در تبعید باز گردیم چراکه حکومت مصر از ما باید چون صهیونیستها بترسد باید برما هنگام ورود اشراف امنیتی داشته باشد و با ما چون آدمهای خطرناک برخورد داشته باشد ومارا بیگانه ازخود حساب کند ما نباید چون گردشگران دیگر کشورها ومتاسفانه حتی صهیونیستها به آزادی در کشور مصر بگردیم وبا محدودیت درآن وفقط در دوشهر آن بتوانیم تردد کنیم !!‌واعجبا این دیگر از آن حرفهاست ما که شاخ در آوردیم از اینهمه حسن مدیریت معاونت رئیس جمهور که اینقدر هوای ملت ما را نگه داشتند !!که لطف مسئولین مصری شامل حالمان شده و تحت اشراف امنیتی و زیر نظر پلیس باید بعنوان گردشگری تحت الحفظ  درعین آزادی بهمصر وارد ولی تحت نظز امنیتی یا بقول وزیر مصری با اشراف امنیتی در آنجا گردش آزادانه نماید ؟؟نمیدانم این رفتار واین توهین به مذهب حقهء‌شیعه را چطور باید بپذیریم ؟؟ آیا حق واقعی ملت ما اینگونه توهینهاست ؟؟ که ما حتی کمتر از صهیونیستهاودیگر مستکبران قلمدادشویم !! این شیعه ستیزی وایران هراسی از ابتدای پیروزی انقلاب مصروبیداری اسلامی متاسفانه توسط اخوان المسلمین ودولت مرسی دامن زده شد و علیرغم میل ملت برادر ومسلمان مصر وبا فتوای مشکوک بعضی از علمای الازهر تداوم یافت .

سئوال این است آیا در دنیای اسلام و سایر نقاط دنیا این شیعیان هستند که مورد هجوم اند یا اینکه سنی نمایان وهابی وتکفیری هستند که دست به اسلحه برده و فتوای قتل شیعیان را بدست داشته وکشتارمیکنند ؟ آیا در ایران تکفیری هایی که جنایات سازمان یافته علیه شیعیان را در مساجد ومعابر سیستان وخوزستان وحتی درکردستانوعلیه برادران اهل تسنن کرد به انجام میرسانند پس چرا باید بدون توجه به اختلاف افکنانه بودن این اقدامات بخواهند انتقام این اقدامات انجام نایافته را از ایرانیان شیعه ء‌مسلمان بگیرند !! ومن تعجبم از مسئولین جمهوری اسلامی است که درعین بهت وحیرت مردم ما این امضا را پای این قرارداد میگذارند وبه این دیدگاه غلط مشروعیت میبخشند نمونه اش را ما درسوریه میبینیم که چگونه گروهای تکفیری وآدمکش مسلمان نما را درسوریه تجهیز مینمایند و اقدامات خرابکارانه را برضد مردم ودولت سوریه گسترش میدهند چنانچه سابق براین در لبنان وپاکستان وحتی میانمار این کشتار وتخریب ورعب و وحشت را دامن زدند ، متاسفانه گویا نه مدیران جدیدمصر که بیشتر اخوانی هستند روابط بین الملل را با اولویت تعصبات مذهبی آمیخته اند وتاسف بیشتر برای معاونت گردشگری ماست که این ذلت را میپذیرد بر مجلس شورای اسلامی است که بوظیفهء‌قانونی خود عمل کرده واین معاهده را تایید نکرده ومعاونت مربوطه رابر مبنای آیهء‌قرآنی " العزه لله ولرسول وللمومنین " مورد سئوال جدی قرار دهد . ودر آخر صحبتی با برادران وخواهران مسلمان مصری وتنها بعنوان یک توصیه که بدانید ما هرگز غیر اخوت با شما نخواهیم کرد چرا که ما پیرو همان امیر المومنینی هستیم که نامهء‌ماندگارش برای شما وبرای حاکم آنزمانی که برای شما فرستاده بود( حضرت مالک اشتر ) در دل تاریخ مانده است و خواهد ماند ،‌مطمئن باشید که بین ما وشما چیزی جز برادری نیست ونخواهد بود چنین باد وجز این مباد!!    

یاد باد آن شهیدان دین را یادباد!!

مراسم گرامیداشت شهیدان مهدی و حمید باکری

یاحسین بن علی ادرکنی

رونمایی از ضریح جدید امام حسین(ع)


ای حسین جان تو برای ما شیعیان جان جهانی در این روزگارظلم مسلمان نمایان وظالمین بر ما تو اگر نباشی که خون خدایی ماهیچیم خدایا فرج مولایت رابرسان تا انتقام خون حسین بن علی بستانیم




http://www.arshnews.ir/images/docs/000046/n00046976-b.jpg
 
 

 

نگاهی کوتاه به زندگی پربار شهید تهرانی مقدم (ره)

 
حسن تهرانی مقدم 6 آبان ماه 1338 در محله سرچشمه تهران متولد شد.به علت شغل پدرش (محمود تهرانی مقدم)، که به پیشه خیاطی مشغول بود، به محله شکوفه و سپس به محله بهارستان نقل مکان کرد و مقاطع ابتدایی و دبیرستان را در همین مناطق گذراند.

ورود به فعالیت‌های مسجدی در مسجد زینب کبری(س)؛ 1348

در مسجد زینب کبرای سرچشمه، زیر نظر آیت‌الله سیدعلی لواسانی امام جماعت و مدیر مسجد،‌ تعلیمات دینی و مقدمات آشنایی با اسلام را فرا گرفت و به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد شروع به فعالیت کرد. این گروه سرود، هسته‌ اصلی گروه سرودی بود که در روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد و در مراسم استقبال از امام(ره) به اجرای برنامه پرداخت.

روایت آیت‌الله لواسانی از آن دوران: «محل ما خیابان امیرکبیر،‌ کوچه آمیز محمود وزیر است. آنجا یک مسجد و یک حوزه علمیه داریم و خانه ما هم کنار مسجد است. وقتی می‌رفتیم برای نماز، کارهای دیگری هم می‌کردیم. مثلا با نوجوانان کارمی‌کردیم و برایشان نامه داشتیم. یک گروه سرود هم درست کرده بودیم که در روزهای انقلاب برای خودش، برو بیایی داشت».حسن تهرانی‌مقدم

قبولی در دانشگاه در مقطع کاردانی؛ 1356

شهید بزرگوار حاج حسن تهرانی‌مقدم پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع(برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد.

همراهی در مبارزات انقلابی؛ 1357

همزمان با اوج‌گیری فعالیت انقلابی، تحت تاثیر برادرش (محمد) به صف انقلابیون پیوست.او در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیت‌های زیرزمینی، نارنجک‌های دستی می‌‌ساخت که با استفاده از سه راهی لوله آب تولید می‌شد. شب 22 بهمن در میدان امام حسین(فوزیه سابق) با پرتاب نارنجک دستی یک خودروی نظامی ارتش را مصادره و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد.

اخذ مهندسی صنایع؛ 1358

حسن تهرانی مقدم در سال 1358، در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد.

عضویت در سپاه پاسدران؛ تیرماه 1359

تهرانی مقدم در 21 سالگی و در ابتدای شکل‌گیری رسمی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول اطلاعات منطقه‌ی 3 سپاه شمال، مشغول به فعالیت شد و تا 59/7/31 در این سمت باقی ماند. در زمان بروز ناآرامی‌ها در نقاط مرزی که مهم‌ترین آنها حوادث تجزیه‌طلبانه در کردستان بود، سپاه را در 15 ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی کرد.با این رویکرد تا شهریور 1359 که کشور در آستانه هجوم رژیم بعث عراق قرار گرفت، حداکثر توان رزمی سپاه، تعداد معدودی گردان‌های رزمی بود که با روش‌های چریکی و غیر کلاسیک، درگیر مبارزه با اشرار وضد انقلابیون مسلح در کردستان شدند.

سنگین‌ترین سلاحی که در آن دوران در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپاره‌انداز و آرپی‌جی و تیربار بود، در حالی که در همین وضعیت، ضد انقلابیون در کردستان، حتی به توپخانه نیز مجهز بودند.

حسن تهرانی‌مقدم

شاید آمار کل سلاح‌های سپاه در آن مقطع از چند هزار تفنگ G3 ، کلت، آر پی‌جی و ده‌‌ها قبضه خمپاره‌انداز تجاوز نمی‌کرد.

اعلام رسمی قصد ترور شهید تهرانی‌مقدم در رادیوی منافقین

محمد تهرانی‌مقدم(برادر شهید) درباره تهدید کردن شهید حاج حسن تهرانی‌مقدم از سوی منافقین می‌گوید: « بردارم چند بار از جانب گروهک تروریستی منافقین تهدید شد به دلیل آن‌که موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما می‌زنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در دستور کار داشتند و می‌خواستند هر دوی آنها را ترور کنند که یک گروه از آنها دستگیر شدند».

جرقه‌های شکل‌گیری توپخانه سپاه؛ 1359

بعد از عملیات ثامن‌الائمه که منجر به رفع محاصره آبادان شد‌، از جمله غنائم به دست آمده از عراق، یک آتشبار توپخانه 155 میلیمتری کششی بود که از جانب دشمن در شمال آبادان، بین دارخوین و پل مارد مستقر بود.این آتشبار توپخانه بلافاصله تعمیر و عملیاتی شد و در همان منطقه، علیه دشمن به کار گرفته شد. سه ماه بعد در عملیات فتح بستان، مجددا یک گردان توپخانه 130 میلیمتری و یک آتشبار 105 میلیمتری پرتغالی ارتش عراق از سوی رزمندگان تیپ 14 امام حسین(ع) اصفهان به غنیمت گرفته شد که این گردان به دستور حسین خرازی(فرمانده تیپ) سازماندهی شده و در عملیات فتح المبین در پشتیبانی از گردان‌های مانوری بسیجی مبادرت به اجرای آتش کرد.

حسن تهرانی‌مقدم

این دو اتفاق، مبدا شکل‌گیری توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

  • شهادت برادر؛ عاشورای 59

علی تهرانی‌مقدم، ظهر عاشورای سال 59 در اوایل جنگ و در محاصره سوسنگرد به شهادت رسید.

  • مسئولیت تطبیق آتش خمپاره‌ای سپاه در قرارگاه کربلا در عملیات طریق‌القدس؛ آذر 1360


حاج حسن بعد از عملیات ثامن‌الائمه، متوجه ضعف آتش پشتیبانی خودی مستقر در خطوط مقدم جنگ شد،. مدت‌ها روی این موضوع فکر کرد و سرانجام در پاییز 1360 طرح ساماندهی آتش پشتیبانی (خمپاره‌اندازها) را به صورت سنجیده و مدون تقدیم حسن باقری کرد.نامه را محسن رضایی(فرمانده وقت کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) امضا کرد و تحویل حسن باقری داد و حسن باقری آن را به حسن مقدم داد.

حاج حسن نامه تایپ شده را خواند و دید طرح خودش درباره ساماندهی خمپاره‌اندازها به منظور پشتیبانی از نیروهای پیاده است.در نامه خطاب به فرماندهان قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح سپاه در جبهه‌های جنوب آمده بود: «برادر حسن مقدم به عنوان فرمانده پشتیبانی‌کننده آتش‌های خمپاره‌ای سپاه معرفی می‌شوند؛ لازم است با او همکاری کنید».

حسن تهرانی‌مقدم

تاسیس توپخانه سپاه؛ 1361

شهید حسن تهرانی‌مقدم این اتفاق را این‌گونه روایت می‌کند: «عملیات فتح‌المبین تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا رشید می‌دادم، دیدم آقا رشید باخنده می‌گوید«مقدم برو توپخانه سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه». گفتم آقا رشید ما داریم خمپاره را سازماندهی می‌کنیم. در عملیات فتح‌المبین (اگر اشتباه نکنم)148 قبضه انواع توپ‌های روسی به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه 9 تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپ‌ها را بیاوریم و سازماندهی کنیم. شهید بزرگوار حسن شفیع‌زاده اولین نفری بودکه رفتم دنبالش. بعد از عملیات فتح‌المبین از تیپ‌المهدی شوش آوردمش پیش خودم و آقای محمد آقایی که از مسئولین توپخانه سپاه بودند، به انضمام شهید ناهیدی. این بچه‌های نخبه باهوش را جمع کردیم و توپخانه سپاه راتشکیل دادیم».

روایت برادر شهید از شکل‌گیری توپخانه سپاه پاسداران

برخی دوستان زمانی که شنیدند یک جوان متعهد به عنوان فرمانده توپخانه انتخاب شده،‌ خندیدند و برخی هم به تمسخر گرفتند و گفتند که نه توپی وجود دارد و نه توپخانه‌ای، اما برای توپخانه فرمانده گذاشته‌اند! اخوی ما همان موقع گفت توپ‌های ما آن طرف است و اشاره کرد به نیروهای صدامی. چند روز بعد عملیاتی شکل گرفت که با انجام موفقیت‌آمیز آن، موفق شدند یک گردان توپخانه ارتش رژیم صدام را به غنیمت بگیرند و با همین توپ‌های غنیمتی، توپخانه سپاه شکل گرفت. ایشان در همان زمان موفق شد سازمان توپخانه را پایه‌ریزی کند.

حسن تهرانی‌مقدم

راه‌اندازی مرکز تحقیقات فنی توپخانه در اهواز؛ 1361

شهید تهرانی مقدم از راه‌اندازی این مرکز اینگونه یاد می‌کند: «در آن زمان توپ‌های غنیمتی ما 156 قبضه بود که همه آنها در دشت عباس و چناله به غنیمت گرفته شده بودند.ما برادران ارتشی را برای آموزش این توپ‌ها دعوت کردیم که یک تیم از توپخانه‌ ارتش برای ما اعزام شد و وقتی توپ‌ها را دیدند گفتند این توپ‌ها روسی هستند و آموزشی که ما دیده‌ایم توپ‌های آمریکایی بوده و کاربرد این توپ‌ها را نمی‌دانیم. ما می‌خواستیم از این توپ‌ها در عملیات بیت‌المقدس استفاده کنیم ولی هیچ آموزشی ندیده بودیم. توپ‌های زیادی با مهمات خوبی داشتیم ولی برای ما کارآمد نبودند. برادر بهمن چیره‌دست به دلیل تخصصی که داشتند، توپ‌ها را راه‌اندازی کردند و مرکز تعمیر و نگهداری توپخانه راه‌اندازی شد و توپ‌ها راهی عملیات شدند. دومین نفری که به یاری ما شتافت،‌ شهید ناهیدی بود که آموزش‌های لازم را خیلی با حوصله برای استفاده از وسایل غنیمت گرفته شده مثل ترتیل‌های فلزی،‌ دوربین‌های پاکدو و تجهیزات نشانه‌روی به ما دادند».

آغاز زندگی مشترک؛ 1361

پدر حاج حسن (محمود تهرانی‌مقدم) در سال 1361 از دنیا رفت و حسن با وجود مشغله فراوان در جنگ با اصرار خانواده، زندگی مشترک را آغاز کرد.

راه‌اندازی فرماندهی موشک سپاه؛ آبان 1362

روایت سردار زهدی:«آبان سال 1362 به برادر حسن تهرانی‌مقدم که صاحب ایده‌های بزرگی در این زمینه بود،‌ ماموریت راه‌اندازی و سازماندهی "فرماندهی موشکی زمین به زمین سپاه" محول شد».

شلیک توپ به سمت بصره؛ بهمن 1362

جضرت امام(ره) با مقابله به مثل حملات موشکی عراق موافقت کردند.جمهوری اسلامی ایران در آن زمان فاقد سامانه موشکی بود و مقابله به مثل، تنها در سطح توپخانه‌ای صورت می‌گرفت.در جلسه‌ای که سردار مقدم به عنوان فرمانده توپخانه سپاه حضور داشت،‌ قرار شد شهر بصره با توپ‌های 130 میلیمتری که حداکثر برد آنها 28 تا 30 کیلومتر بود، مورد حمله توپخانه‌ای قرار گیرد.

حسن تهرانی‌مقدم

شلیک اولین موشک به سمت عراق؛اسفند 1363

21 اسفندماه 1363 اولین موشک ایران به کرکوک شلیک شد.دومین موشک هم در بامداد 1364/12/23 به بانک 18 طبقه رافدین بغداد اصابت کرد و موشک بعدی در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر از فرماندهان عراقی را به هلاکت رساند.

روایت سردار زهدی از این اتفاق به این شکل است: «وقتی که بنا شد اولین موشک را خود برادران سپاه به سمت بغداد شلیک کنند، با هم به کرمانشاه رفتیم. مقدمات کار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتیم. مرحوم شهید مقدم پیشنهاد کرد اول دعای توسل بخوانیم و بعد از دعا به زبان فارسی با خدا صحبت کرد و گفت: «خدایا ما نمی‌خواهیم مردم عراق را بکشیم. ما می‌خواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقی‌ها را می‌کُشند. خدایا این موشک را به باشگاه افسران بزن». موشک شلیک شد و همه پای رادیو نشستیم. پس از چند دقیقه رادیو بی‌بی‌سی اعلام کرد "یک موشک، باشگاه افسران بغداد را منهدم کرده و تعداد زیادی از افراد حاضر در آن کشته شده‌اند". من پیشانی شهید مقدم را بوسیدم و گفتم این به هدف خوردن موشک نتیجه اخلاص و پاکی تو بود».

حسن تهرانی‌مقدم

انتصاب به عنوان فرمانده موشکی نیروی هوایی سپاه؛ شهریور 1364

پس از صدور فرمان تاریخ امام (ره) مبنی بر تشکیل نیروهای سه گانه سپاه پاسداران،‌ شهید مقدم در سال 1364 به سِمت فرماندهی موشکی نیروی هوایی سپاه منصوب شد.روایت محسن رضایی از این ماجرا بدین ترتیب است: «جنگ شهرها که آغاز شد، صدام به شدت شهرهای ما را با موشک و بمباران هوایی مورد حمله قرار می‌داد و فشار خیلی زیادی روی ما می‌آمد. من یک روز برادر محسن رفیقدوست را که مسئول لجستیک سپاه بود خواستم و گفتم ما چاره‌ای نداریم جز اینکه جواب موشک‌ها را با موشک بدهیم، لذا ایشان را فرستادیم سوریه و لیبی و در آخر جنگ هم کره شمالی. بعد دیدم باید ساماندهی موشک‌ها را خودمان انجام دهیم.
 
بعد از مشورت با برادران رشید، صفوی و شمخانی به این نتیجه رسیدم که فرد مناسب برای این کار حسن تهرانی است. ایشان را فراخواندیم و گفتیم توپخانه را بسپار به شفیع‌زاده و خودت با تیمی از دوستانت یگان موشکی را تشکیل دهید. ایشان کمی به من نگاه کرد و چیزی نگفت. بعدها برادر جعفری مسئول زرهی سپاه به من گفت در سوریه که بودیم حسن به من گفت: برادر محسن از من خواسته تیپ موشکی تشکیل بدهم. توپخانه را می‌شد کاری کرد، ولی موشک‌ها خیلی پیچیده‌اند. به هر حال باید با توکل این کار را انجام دهیم».

حسن تهرانی‌مقدم

تلاش برای استقلال در صنعت موشکی؛ 1365

از 20 مرداد 1365 تا 10 دی 1365 بعد از عملیات والفجر 8 و قبل از کربلای 4، لیبیایی‌ها در همکاری موشکی کارشکنی کردند و ما توان جواب دادن نداشتیم. ما در 20 مرداد 1365، پالایشگاه نفتی الدوره عراق را زدیم. در این مقطع پنج موشک زدیم ولی به دلیل کارشکنی لیبیایی‌ها 35 روز توان پاسخ نداشتیم. لیبیایی‌ها 38 ایراد روی سکوی قطعات گذاشته بودند. بعضی از قطعات همزمان با مذاکراتی از کره شمالی وارد شد.

به روایت محسن رضایی: «قذافی فکر کرده بود با دادن تعدادی موشک می‌تواند دل مارا به دست بیاورد و امام بعد از گذشت چند سال از انقلاب به او اجازه ملاقات می‌دهد که به ایران بیاید، بنابراین چندین موشک به همراه لانچر پرتاب و تعدادی کارشناس را به ایران فرستاد. همین که ما مشغول کار با آنها شدیم، شنیدیم که پادگانی که برایشان در نظر گرفته‌ایم را ترک کرده‌اند و به همراه قطعاتی از موشک‌ها به سفارت لیبی رفته‌اند، به طوری که نمی‌توان از موشک‌ها استفاده کرد. حسن و تیمش ظرف دو ماه این موشک‌ها را عملیاتی کردند و به محض اینکه عراق موشک زد، ما هتل الرشید را که محل تجمع دیپلمات‌ها بود زدیم».

حسن تهرانی‌مقدمراه‌اندازی یگان موشکی حزب‌الله در لبنان به روایت برادر؛ 1366-65

محمد تهرانی مقدم برادر شهید از این رویداد چنین سخن می‌گوید: «حاج حسن‌ حتی به لبنان هم آمد و یگان موشکی حزب‌الله را در آنجا ایجاد کرد. تقریباً در سال 66-65 بود. بچه‌های حزب الله لبنان بسیار دوستدار حاج حسن‌آقا بودند. با کارهایی که ایشان انجام داد، حزب‌الله موفق به تجهیز سلاح‌هایی شد که هرگاه صهیونیست‌ها شرارتی می‌کردند، با پاسخ دندان‌شکن مواجه می‌شدند. الان هم قاطعانه بگویم، رژیم صهیونیستی اگر هرگونه عملیات یا تهدیدی را علیه جمهوری اسلامی داشته باشد، از ناحیه موشک‌های حزب‌الله لبنان مشت محکمی را دریافت خواهد کرد که قلب تل‌آویو را زیر و رو می‌کند. باید بگویم بهترین هدیه حاج حسن آقا به مردم و حزب الله لبنان، آموزش و انتقال تجربیات موشکی به این کشور بود، به طوری که در جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۲۲ روزه غزه، پیروزی حزب الله و بچه‌های حماس علیه صهیونیست‌ها مدیون همین آینده‌نگری ایشان بود که رزمندگان حزب‌الله را آموزش دادند. از همین طریق بود که حزب‌الله توانست سیستم موشکی‌اش را ایجاد کند و نه تنها مانع پیشرفت رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان شد بلکه تمام نقشه‌های صهیونیست‌ها را نقش بر آب کرد».

دستیابی به "نازعات" اولین موشک ایرانی؛ 1366

به روایت سردار نامی: «همزمان با انجام عملیات‌های مقابله به مثل موشکی و با پیگیری‌هایی که خود سردار مقدم داشتند، در اواخر جنگ به یک سامانه موشکی و راکت ساخت داخل دست پیدا کردیم به نام راکت نازعات، که بردش بین 80 تا 120 کیلومتر است و با تلاش‌هایی که انجام داده بودند به 150 کیلومتر رسیده بود. از دلایل طراحی و ساخت این سامانه، کمک در کنار موشک اسکاد بود که بتواند با یک نواخت تیر بالا قدرت مقابله با جنگ شهرها را داشته باشد. موشک اسکاد، موشک گران قیمتی است و به لحاظ آماده‌سازی و کم و کیف پرتاب برای اهداف خاص استفاده می‌شود. ما بعضا اهدافی داشتیم با ابعاد گسترده که حتما نیاز به دقت یا قدرت انفجار زیاد داشت، منتها تنها سامانه‌ای که داشتیم همین اسکاد بود و لذا از همان مقطع، همزمان با فعالیت تحقیقاتی جهت ساخت موشک‌های اسکاد، ساخت سامانه‌های ارزان قیمت و دارای قدرت مانور بالاتر نیز آغاز شد، تا بتوانیم بعضی از اهدافی را که ارزش و اهمیت چندانی ندارد با آن سامانه مورد اصابت قرار بدهیم. همانجا تلاش و پیگیری برای ساخت و تولید موشک نازعات در اولین قدم طرح‌ریزی شد و در دستور کار قرار گرفت که ما در پایان جنگ، یعنی اواخر سال 1366 موفق شدیم به این سامانه دست پیدا بکنیم».

شرکت در عملیات مرصاد؛ مرداد 1367

به روایت سردار نامی: «در بحبوحه عملیات مرصاد دیدیم سردار مقدم به عنوان یک خدمه پای یک خمپاره 120 در حال شلیک به سمت دشمن و منافقین است. سردار مقدم یعنی کسی که به عنوان فرمانده موشکی در حال انجام وظیفه بود وقتی ضرورت را احساس می‌کند، می‌آید به عنوان یک خدمه 120 به مقابله با دشمن».

حسن تهرانی‌مقدمموفقیت در ساخت شهاب3 ؛ 1377

روایت سردار «عباس خانی آرانی» جانشین فرمانده توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه، از این اتفاق بدین ترتیب بود: «درست است که وزارت دفاع به عنوان واحد پشتبیانی کننده نیروهای مسلح در بحث ساخت موشک «شهاب 3» وارد می‌شود، اما عمده کارهای تحقیقاتی‌اش را شهید مقدم انجام داده بود. این شهید عزیز عقیده داشت نباید چیزی را دیگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند. به عبارت دیگر می‌گفت اگر نیروهای مسلح ما درک کردند بنابر نوع تهدید به چه ابزاری برای مقابله نیاز دارند، باید برای تولید آن گام بردارند. زیرا متخصصان داخلی کشورمان از توانمندی و قدرت عمل بسیار بالایی برخوردار هستند».

ساماندهی صعود بزرگ به قله دماوند؛ 1381

روایت سردار «یدالله مکاری» مسئول هیات کوهنوردی سپاه از این صعود بدین شکل است: «کاری که سردار حسن مقدم انجام داد، کاری بس دشوار و بزرگ بود ولی از آنجا که قربة الی‌الله بود و همراه با توکل و نشأت گرفته از نام ائمه و یاری گرفتن از آنها بود،‌ باموفقیت به انجام رسید. صعود به قله دماوند بدون شک برای اولین و آخرین بار بود که اجرا شد. در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) از چهارده یال کوه دماوند با نام چهارده معصوم با شرکت 5 هزار کوهنورد از سراسر رده‌های سپاه انجام شد که از این تعداد، 4137 نفر آنان موفق به صعود بر بام ایران یعنی قله دماوند شدند و حدیث کسا را آنجا قرائت کردند».

جانشین نیروی هوا فضای سپاه؛ 1384

شهید تهرانی مقدم در تاریخ 1384/7/1 به عنوان جانشین سردار علی زاهدی در نیروی هوا فضای سپاه پاسداران منصوب شد.

رئیس سازمان جهاد خودکفایی سپاه؛ آذر 1385

25 آذرماه 1385 بود که حاج حسن مقدم به عنوان مشاور فرمانده کل سپاه در امور موشکی و رئیس سازمان خودکفایی سپاه انتخاب شد.

شهادت

سردار حسن تهرانی‌مقدم تا روز آخر عمر نیز به عنوان مسئول این سازمان در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیر بنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود و در روز شهادتش (21 آبان 1390) در پادگان امیرالمومنین(ع) شهرستان ملارد در حالی که برای آزمایش موشکی، آماده می‌شد، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی،‌ غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ...) پیوست.

گزیده‌ای از سخنان پدر موشکی ایران

گزیده‌ای از سخنرانی سردار شهید تهرانی‌مقدم در سال 1387 در جمع پیشکسوتان توپخانه و موشکی سپاه: «... برتری ارتش در دو بخش بود یکی در بخش‌های هوایی و هوانیروز و یکی توپخانه، ارتش حاضر نبود تحت هیچ شرایطی این برتری را از دست بدهد و وارد شدن ما به عرصه برتری ارتش خط ممنوعه‌ای بود که در آن زمان، شهید صیاد شیرازی با همت و مردانگی و افق بلندی که داشتند این سد را شکستند و ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور شهید صیاد شیرازی وارد ارتش شدیم و اولین دوره عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم.

خاطره‌ای هم از شهیدصیاد شیرازی خدمت عزیزان بگویم. ایشان شاگرد اول دوره آموزشی افسران اعزامی کشورهای خارجی به آمریکا در رسته توپخانه بودند. چندین کشور بودند که افسران خود را برای آموزش به آمریکا می‌فرستادند؛ از ایران هم شهید صیاد شیرازی اعزام شده بودند که در بین افسران کلیه کشورها ایشان شاگرد اول شدند.

حسن تهرانی‌مقدم

ایشان وقتی که به جلسه امتحان رفتند و امتحان برگزار شد و نتیجه‌ها آمد و به نمره خودشان اعتراض داشتند چون نمره (A) نگرفته بودند شاگرد اول نمی‌شدند و یکی از شاگردهای کشورهای دیگر شاگرد اول می‌شد. مسئول آموزش گفتند دوباره امتحان می‌گیریم و شما با امتحان موفق، حرف خودت را می‌توانی ثابت کنی.
 
وقتی که وارد اتاق مسئول آموزش شدند سؤال‌ها را برای من نوشتند و از اتاق بیرون رفتند و من شروع کردم به پاسخ دادن سؤالات و در همان هنگام دیدم کتابی که از روی آن سؤال طرح شده بود روی همان میز است، در همین حین که وسوسه شدم برای باز کردن کتاب و نوشتن جواب‌ها پیش خودم فکر کردم که حتماً به من اطمینان کرده است که کتاب را اینجا گذاشته؛ با خودم جنگیدم و گفتم هیچ چیزی بهتر از پاکی و صداقت نیست و سؤالاتم را نوشتم تا تمام شد و در همین هنگام بود که دیدم از پشت پرده بیرون آمد و من را نگاه کرد و گفت شاگرد اول واقعی تو هستی و می‌خواستم امتحانت کنم؛ من یاد گرفتم که صداقت از آنِ مسلمان‌هاست و به شما افتخار می‌کنم».

شهید حسن تهرانی‌مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال  دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود.این شهید گرانقدر تقریبا ۲۵ سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت.
بازنشر از پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فرماندهء سپاه قدس : اگر سوریه یک همت یا خرازی داشت ...

 

 فرمانده سپاه قدس گفت: اگر دولت و کشور سوریه یک «همت» یا «خرازی‌ها» از خودش داشت، وضعیتش این‌گونه نبود و هیچ‌یک از این اتفاقات در این کشور رخ نمی‌داد.

 سرلشکر قاسم سلیمانی - فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران - که در یادواره فرماندهان و معاونین شهید گردان‌ها و واحدهای لشکر 27 محمد رسول‌الله، شامگاه پنج‌شنبه در تالار بزرگ وزارت کشور سخن می‌گفت، با بیان مقدمه‌ای از جنگ تحمیلی و تاثیر فرماندهی در 8 سال دوران دفاع مقدس، توضیح داد: شاید بعد از انقلاب، مجموعه‌ای جامع‌تر که بتواند در همه‌ی ابعاد اسلام، حقیقت این دین و فرهنگ تشیع را بیان کند، تنها جنگ تحمیلی باشد؛ چراکه در همه‌ی ابعاد چه در بعد جمعیت و چه در بعد زمانی توانست این کار را انجام دهد و آن را ثابت کند.
 
وی ادامه داد: جنگ به عنوان یک مساله، موضوع حقیقی ما نیست. مهم انسان‌هایی که در آن حضور داشتند و جنگیدند و به دفاع پرداختند و افکار و عقاید آنهاست که برای ما ارزش دارد؛ چراکه توانست اسلام، عرفان، معنویت، انسان‌سازی و ولایت‌پذیری حقیقی را در تمامی ابعاد جاری کند.
 
این فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان این‌که جنگ تحمیلی ما صدها مشخصه دارد، اظهار کرد: از مهم‌ترین مشخصه‌های جنگ تحمیلی ما می‌توان به مذهبی بودن جنگ، تاثیرگذاری جنگ و بن‌بست‌شکنی‌ها اشاره کرد. این سه، از مهم‌ترین مشخصه‌های هشت سال دفاع مقدس هستند. به عنوان مثال، مذهبی بودن جنگ تحمیلی به این معنا نیست که یک طرف شیعه و طرف دیگر سنی باشد. جنگ تحمیلی در حقیقت به دلیل یک تفکر است که به آن ارزش می‌دهد و آن حاکمیت امام (ره) بر مدیریت جنگ بود. هم‌چنین جنگ به حقیقت تمام معنا یک رفتار مذهبی داشت که آن را می‌شد در مدیریت‌ها و رفتارها دید.
 
سلیمانی افزود: همین ملاک مذهبی بودن و داشتن اعتقادات مذهبی یکی از ملاک‌های انتخاب فرماندهان بود.
 
فرمانده سپاه قدس درباره‌ی تاثیرگذاری جنگ نیز تصریح کرد: جنگ، هم از داخل و هم از بیرون بر روی افراد تاثیر داشت. به عنوان مثال کسانی که در داخل صحنه‌ی نبرد حضور داشتند، تحت تاثیر آن قرار می‌گرفتند و بخش جامعی از همین افراد که به شهرها می‌آمدند، بر روی دیگر مردم تاثیر می‌گذاشتند و همین باعث می‌شد که یکی از عامل‌های مهم و تحول‌آفرین در جامعه و تطهیر آن به سمت کمال و معنویت باشد.
 
وی بن‌بست‌شکنی‌ها را سومین مشخصه اصلی و تاثیرگذار در جنگ نامید و گفت: برخلاف همه‌ی جنگ‌ها، یکی از مهم‌ترین اتفاق‌ها در دوران هشت سال دفاع مقدس، بن‌بست‌شکنی‌ها بود که موجب تغییر ملاک‌ها شد. آن زمان ما در جنگ دچار کمبود نیرو و تجهیزات بودیم. به عنوان مثال، کشور عراق به اندازه‌ی افراد ما تانک به صحنه‌ی نبرد می‌آورد. این را خودم با چشمانم در عملیات کربلای 5 و در منطقه‌ی ماهینی دیدم. در زمین کربلای 5 در هر متر از زمین گلوله فرو رفته بود و تمامی زمین آماج فرود گلوله‌ها بود.
 
سرلشکر سلیمانی ادامه داد: حجم امکاناتی که دشمن داشت، عجیب بود. بسیاری از کشورهای عربی که هم‌اکنون طلب خود را از صدام می‌خواهند، به خاطر همین مساله است. حجم کمک‌هایی که دنیا به عراق کرد، چندین برابر بیشتر از هزینه‌ی جنگ ما بود. در امکانات آموزشی نیز اگر سربازان یا رزمندگان ما دوره‌ی سه ماهه می‌دیدند بیشتر فرماندهان و نیروهای عراقی چندین سال آموزش‌های حرفه‌ای نظامی را گذرانده بودند اما بعضا در برخی از استان‌های ما حتی رزمنده‌ها 45 روزه دوره می‌دیدند و با آن دسته از رزمندگانمان که دوره‌های سه ماهه را گذرانده بودند، به میدان جنگ اعزام می‌دشند.
 
فرمانده سپاه قدس با اشاره به حضورش در کشور عراق خاطرنشان کرد: هنگامی که به عراق رفتم و جمعیت عراق را مورد بررسی قرار دادم، متوجه شدم که در زمان جنگ این کشور حدود 20 میلیون نفر بود ولی مقدار نیروهای بسیج شده‌اش در جنگ 1/5 برابر کشور ایران بود. تفاوت‌های اساسی جنگ عراق علیه ایران، محور اصلی بودن نیروهای تازه تاسیس مانند سپاه برای خط‌شکنی بود؛ چرا که این نیروها مانند لشگرهای عراقی از قبل تاسیس نشده بودند و پادگان یا مرکز آموزشی خاصی نداشتند.
 
وی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ نابرابر عراق علیه ایران را ابتکاراتی دانست که در آن صورت گرفت و گفت: فرق ما با ارتش کلاسیک دنیا در واژه‌ی بیا و برو است؛ به این معنا که فرماندهانی مانند همت، متوسلیان، باکری و دیگر فرماندهان شهید، خودشان جلوتر از رزمندگان می‌ایستادند و سپس به آنها می‌گفتند که پشت سر ما حرکت کنید. این در حالی است که در ارتش‌های کلاسیک، فرمانده عقب نیروها می‌ایستد و به آنها دستور برو می‌دهد.
 

 
سرلشکر سلیمانی خاطرنشان کرد: ما در دوران دفاع مقدس حدود 12 لشکر داشتیم که تا پایان جنگ 2 یا 3 لشکر نیز اضافه شد. 7 فرمانده لشکرمان در صحنه‌ی نبرد به شهادت رسیدند. گفتنی است که تنها از لشکر 27 محمد رسول‌الله چند فرمانده از جمله جاویدالاثر احمد متوسلیان و شهیدان چراغی، همت، حاج عباس کریمی، صالحی به شهادت رسیدند و بعد از آن نیز آقای کوثری که شهید زنده هستند، فرماندهی این لشکر را به عهده گرفتند. آمارها نشان می‌دهد 75 درصد از فرماندهان گردان‌های ما در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند.
 
فرمانده سپاه قدس با بیان این‌که فرماندهای در دوران دفاع مقدس را می‌توان در دو عامل مبنایی و میدانی بودن آن جست‌وجو کرد، توضیح داد: عامل مبنایی فرماندهی در اسلام، حاکمیت دینی است که امام (ره) در دوران جنگ این مسوولیت را بر عهده داشتند. هم‌چنین تاثیر میدانی فرماندهی را دیگر فرماندهان مخصوصا فرماندهان شهید بر عهده داشتند.
 
وی بیان کرد: تاثیر انسان صالح در راس یک ساختار، تاثیری اساسی است که در دوران جنگ تحمیلی، امام (ره) و فرماندهان و هم‌اکنون نیز مقام معظم رهبری که در راس نظام هستند، این تاثیرگذاری اساسی را بر عهده دارند و این تاثیرگذاری تنها از انسان‌های صالح برمی‌آید. اگر هم‌اکنون می‌بینیم که در دیگر کشورها مجاهدین مشابه صحنه 8 سال دفاع مقدس ما را انجام می‌دهند و بعضا علیه آمریکا یا اسراییل ایستاده‌اند یا مجاهدین فلسطینی یا لبنانی علیه اسراییل می‌جنگند باز هم تفاوت‌های اساسی با این سرچشمه دارند.
 
فرمانده سپاه قدس در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وضعیت سوریه اظهار کرد: مشکل سوریه نیز این است که به چنین سرچشمه‌ای متصل نیست. اگر دولت و کشور سوریه تنها یک «همت» و «خرازی‌ها» از خودش داشت وضعیتش این‌گونه نبود و شاهد هیچ‌یک از این اتفاقات در کشورشان نبودیم. حلقه مفقوده در این کشورها وجود چنین انسان‌هایی است که در دوران دفاع مقدس ما بسیار وجود داشتند که منجر به تحول‌های متحیرکننده‌ای شدند.
 
به گزارش خبرنگار ایسنا، در این یادواره، سردار کاظمینی - فرمانده سپاه حضرت رسول (ص) -، سردار محمداسماعیل کوثری - نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی -، سردار علی میرکیانی و جمعی از دیگر فرماندهان 8 سال دفاع مقدس و رزمندگان نیز حضور داشتند.

چقدر بی حیا شده اند این زن ها !!( موعظه ای اخلاقی از استاد اخلاق آیت الله مجتهدی رحمت الله علیه )

به گزارش اروم نیوز، ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که در سال ۸۶ بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم.

آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که در دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.

حیای از پروردگار

یک آیه در قرآن دارد که افراد خیانتکار کارهای بدشان را از مردم قایم می‌کنند ولی از خدا قایم نمی‌کنند. مخفی می‌کنند از مردم که گناهی که می‌کنند، کسی نبیند ولی از خدا خجالت نمی‌کشد. آدم باید با حیا باشد، همانطور که از خلق حیا می‌کند از خدا هم حیا بکند که یکی از جنود عقل است.

عقل و دین ندارد کسی که حیا ندارد

کسانی که حیا ندارند، اینها عقل ندارند. دین هم ندارند. «لا دین لمن لا حیاء له»؛ یعنی کسی که حیا ندارد شرم ندارد. همین طور گناه می‌کند. دین ندارد. دیده‌اید مردم چطور می‌آیند در خیابان؟ این‌ها حیا نداردند. حدیث داریم: حیا خوب است ولی از زن‌ها بهتر است. زن‌ها باحیا باشند بهتر است. الآن ما چقدر زن بی‌حیا داریم در این مملکت‌مان؟ تازه با اینکه جمهوری اسلامی شده. خدا رحم کرده است که جمهوری اسلامی شده است و این طور است اگر اسلام نبود چه می‌شد؟

چادری‌هایی که خیال می‌کنند با حجاب‌اند

چقدر بی‌حیا شده‌اند زن‌ها؟ حتی چادری‌هایمان هم؛ چادری‌ها خیال می‌کنند با حجاب‌اند؟ دست بی‌آستینش را از لای چادر می‌آورد بیرون از بقال و عطار جنس می خرد. میوه می‌خرد. نانوایی می‌رود. غالب نانوایی‌ها، زن‌ها بیشتر از مردها هستند. نگذارید زن‌ها بروند. خودتان بخرید. اگر زن‌ها بروند و شما در خانه بنشینید، این علامت بی‌غیرتی است. نگذارید زن‌ها بروند. زن باید در خانه باشد.

آیه‌اش را بخوانم: «یستخفون من الناس و لا یستخفون من الله...» آیه ۱۰۸ نساء این در مقام مذمت افراد خائن است؛ یعنی مخفی می‌کنند کارهایشان را از مردم ولی از خدا مخفی نمی‌کنند. ما باید بدانیم خدا ناظر است. چند تا حدیث بخوانم راجع به حیا:

۱-رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «استحیوا من‌الله، حق الحیاء». حیا کنید از خدا [ به اندازه] حق حیا. حسابی حیا کنید از خدا. هان طور که از بنده خدا حیا می‌کنید. همان طور که یک راننده به چراغ قرمز که می‌رسد، افسر را می‌بیند، حیا می‌کند، می‌ترسد که نکند جریمه‌اش کنند. چطور می‌ترسد ما هم باید همان طور از خدا بترسیم.

۲- حدیث دیگر: «أعقل الناس أحیاهم»: هر کس حیایش بیشتر است عاقل‌تر است.

بی‌حیا، بی‌نور و بی‌درد نمونه فحش‌های قدیم بود

۳- یک حدیث دیگر هم دارد: «من لم یستحیی من الناس لم یستحیی من الله»: کسی که از مردم حیا نکند از خدا هم حیا نمی‌کند.

الآن غالب مردم بی‌حیا شده‌اند. یک جا یک جوان ۲۰ به یک پیرمرد ۷۰ ساله فحش می‌داد، جسارت می‌کرد، بی‌حیاست دیگر. قدیم ها می‌خواستند به هم فحش بدهند می‌گفتند: ای بی‌حیا، بی‌حیا فحش بود. ای بی‌نور، ای بی‌درد، فحش‌های رکیک نمی‌دادند. لات و لوت‌ها فحش‌های رکیک می‌دادند، فحش‌های بد، ولی متدینین فحش‌های رکیک نمی‌دادند. بد است. خدا دوست ندارد. خداوند از افراد فحّاش بدش می‌آید.

۴- حدیث دیگراز امیر المومنین(ع): «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می‌رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف‌تر است. باید حیا داشته باشیم از یک بچه ده ساله آدم حیا می‌کند، لذا حدیث دارد که ای بنده من خدا را طوری عبادت کن که انگار دارد تو را می‌بیند. مثل موتوری‌هایی که کلاه ندارند می‌ترسند بگیرند شانف فرار می‌کنند. همان طور که از او می‌ترسی از خدا هم بترس.

اگر معتقد باشى خدا تو را نمى‌بیند کافری

حدیث دارد: تو اگر خیال می‌کنی خدا تو را نمی‌بیند، کافری ولی اگر می‌دانی که خدا تو را می‌بیند و مع ذلک گناه می‌کنی تو خدا را پست‌ترین ناظرین قرار دادی. یعنی از یک بچه ده ساله پست ترقرار دادی؛ چون جلوی بچه ده ساله گناه نمی‌کنی ولی جلو خدا گناه می‌کنی. حدیث را تکرار کنم حفظ کنید.

اگر بدانى که خدا ترا مى‌بیند و نافرمانى کنى، او را پست‌ترین ناظرین قرار دادی

۵- امام صادق(ع): خَفِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ وَ إِنْ کُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ فَإِنْ کُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا یَرَاکَ فَقَدْ کَفَرْتَ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ یَرَاکَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِیَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِینَ عَلَیْکَ. امام صادق (ع ) فرمود: اى اسحاق! چنان از خدا بترس که گویا تـرا مـى‌بـیـنـد، و اگر تو او را نبینى، او تو را مى‌بیند، و اگر معتقد باشى او تو را نمى‌بیند کافر شوى و اگر بدانى که ترا مى‌بیند و سپس نافرمانى او آشکار کنى (با گـنـاهـکـارى به مبارزه او روى) او را پست‌ترین بینندگان خود دانسته‌اى.

حیا از ایمان است

۶- حدیث دیگر: «الحیاء من الایمان والایمان فی الجنة»: حیا از ایمان است و ایمان هم در بهشت

۷- امام باقر(ع): «اَلحَیاءُ والإیمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ فَإذا ذَهَبَ أحدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ»

حیا و ایمان به یک ریسمان پیوسته‏ اند؛ چون یکى برود، دیگرى نیز از پىِ آن برود.

ایمان برود حیا می‌رود؛ حیا برود ایمان می‌رود. این دوتا با هم‌اند.

۸- حدیث دیگر: «أحسن ملابس الاسلام حیا». بهترین پوشش اسلام حیاست

بی‌حیا بودن صدر نفاق است

۹- «الحیاء نورٌ جوهره صدرالایمان»: حیا نوری است که جوهر آن نور، ذات و حقیقت آن صدر ایمان است. یعنی بالاترین مکان و اجزای ایمان از حیا حاصل می‌شود «والوقاحه صدر النفاق و صدر النّفاق الکفر». بی‌حیا بودن صدر نفاق است. این‌هایی که بی‌حیا هستند، گناه می‌کنند. به پیرمرد جسارت می‌کنند. یا به یک عالم می‌رسد، به یک طلبه می‌رسد، بی‌حیایی می‌کنند. این صدر نفاق است و صدر نفاق هم کفر است.

خداوند ان‌شاء الله به همه درجه اعلی حیا را بدهد. همانطور که از خلق خدا حیا می‌کنیم. از خدا هم حیا کنیم.

منبع:افکار نیوز

 
تعداد نمایش: 61

ای مردم همیشه خوب ایران دوستتان دارم!!

ای مردم همیشه خوب ایران                                   

درود برغیرت وشرف ایرانی !! درود برهمت و جوانمردی ایرانیان ! دروبرعفت وپاکدامانی ایرانیان مهربان نمیدانم چگونه بستایم شمایان را و چه بگویم ازبصیرت وبینش نافذتان  ، همهء‌خلقت وسرشت تان را به نیکی میستایم ،‌ایثار وگذشت تان را ارج مینهم وازخداوند برایتان روزگارخوش و آرزوی خیر وبرکت وبهروزی آرزومندم .

ایرانیان دلاور شما و ولی امرتان چه خوب زبان همدیگر را میفهمید ای شرافت مستضعفان جهان می بالم به اینکه هموطن شمایم ومی بالم به اینکه همه باهم با جلوداری آقا ومقتدیمان سید علی عزیز گام درهمان راهی نهاده ایم که خمینی عزیز برایمان آرزوکرده بود .

ای مردم همیشه خوب ایران ای همسایه ها ای ایرانیان اخلاق مدار که به خوبی طریق زندگی کردن با همدیگررا آموخته ایم وهرسال در بیست ودو بهمن دوباره آن را تجربهای شیرین میکنیم به لبخندی می مانیم که با یکدیگر می شکفیم  و به عزمی می مانیم که چون ریشهای مستحکم خاک میهن خویش را پربار ومستحکم میگردانیم .

روز بیست ودوی بهمن ماه سال نود ویک روزی شد که قلبهای مان را باردیگر بخدایمان هدیه دادیم و فطرت پاک وناب را از او ستاندیم تا استواری خویش را از او بگیریم و پیوند فطری ایرانی ها را به تجلی بنشانیم .

سپاسگذاریم ای مردم که هشدارهای رهبر عزیزمان را مبنی بر گذر از پیچ بزرگ تاریخی به گوش جان نشاندید ونیوشاندید و یکسال دیگر باندازهء‌صدسال به انقلاب رفعت و بزرگی را با ایثارخودتان بخشیدید اجرکم عندالله !!

اکنون که در سی وپنجمین سال از عملکرد موفق خودتان رفعت صد سالهء آنرا با ملتهای دیگر اسلامی شاهدید اکنون غنچه های مقاومت وصبر وظلم ستیزی غنچه شور آفرین جان ملتهای مسلمان شده است راه آینده نیز از این جادهء‌بهشتی مقاومت میگذرد جاده که تمامی ظلم وستمهای دوران را در آخر آن شکست خورده ومنهزم خواهیم یافت و با صبر بصیر خویش هدیهء‌آنرا در فرج نور مولایمان حضرت صاحب الزمان خواهیم یافت !!

اللهم عجل لفرج مولانا صاحب العصر والزمان مهدی موعود منتقم الدماء‌الحسین مظلوم شهید به ارض کرببلا!!   

     فجر پیروزی مبارک باد!!

              ا          مروز روز مبارک ومیمون وخجستهء 22 بهمن است                             

شاید بتوان بیست ودوی بهمن ماه سال یکهزار وسیصد وپنجاه وهفت را با ایام الله دیگری درتاریخ اسلام مقایسه کرد ولی باید اذعان داشت که بیست ودو بهمن در قرن پانزدهم هجری قمری منشاء‌بیداری بزرگ اسلامی دراین عصر بود . وقوع بیداری اسلامی در سطح منطقهء‌بزرگ خاورمیانهء‌عربی اکنون دوران بلوغ خود را پشت سر میگذارد ولی باید اذعان داشت که مقاومت سی وسالهء‌ملت بیدار !‌صبور و با عرضهء‌مسلمان ایران الحق والانصاف در این شکوفایی سهم بسزایی داشته وایفاء‌نمود تا حال بعد از سی وچهارسال خوشهء‌ثمره های آن درسطح جهان باشیم .

امروز روز بزرگی برای تمامی آحاد بشر است که با همدیگر این روز بزرگ را به جشن بنشینیم و دست در دست یکدیگر و در جمع بزرگ اسلامی مان لبخند بر لب در این جشن بزرگ ملی مشارکت همه جانبه ای داشته و وابستگی خود را بدین پاک ومبین اسلام بار دیگر ابراز نماییم ك

این جشن بزرگ ملی بر همگان از کودک وجوان ونوجوان وپیران ومیانسالان جامعهء‌وسیع اسلامی مان در ایران واقصی نقاط جهان گرامی باد ، یاعلی مدد !‌یا مهدی ادرکنی ! یا الله .

آیا جدال در این روزها رواست ؟!

¤ دعواي كودكانه و زشت شما خطاست
نفس شما به حضرت ابليس مبتلاست
وقتي كه خصم منتظر يك بهانه است
آيا جدال در اين روزها رواست؟
اين رهبر عزيز دلش خون شد از شما
حتما دوباره گفت كه عمار من كجاست
امواج فتنه مي رسد از هر طرف ولي
كشتي نوح را چه غم از ورطه بلاست
اين انقلاب كشتي اولاد احمد است
اين پور حيدر است كه بر عرشه ناخداست

آری آری در این زمانه که دشمنان قسم خورده ما از اختلاف ما مسرورند وخوشحال ، دل رهبر عزیزمان را شاد کنیم به پراکندن عطر وحدت وهمدلی !! پس بگو یا سیدما سید علی ! باش تا ابد در پناه علی.

رسول آهنی هم ملکوتی شد !!

به یاد رسول آهنی دوست عزیز دوران انقلاب اسلامی                               

درمیان بهت وحیرت ما سرانجام  دوست عزیزم رسول آهنی مبارز دوران انقلاب اسلامی و یار غار حزب الله در دوران دفاع مقدس ،  بسوی معبود محبوب خویش پرکشید وتن خاکی اش پرواز با روح ملکوتی اش را تاب نیاورد . آنچه خاطره از این دوست عزیزم به یاد ماندنی است همه شور وشین و اصالت وپیوستگی به اسلام ناب محمدی وطریق امام خمینی است ، او تمامی توان خویش را در راه انقلاب اسلامی هزینه کرد وتا آخر یک انقلابی ثابت قدم وفرهنگی کوشا باقی ماند .

شهید رسول آهنی هنرمندی تمام عیار و به خصوص شاعری توانا که مطمئنا " شعرهای او در شبهای شعر ودر جمع شعرای شهرستان آستارا ثبت زمانه است وگوش نواز شاعران نسل اول ودوم انقلاب در شهرستان آستارا به یادگارمانده است . وی علاوه برتبحر خویش در هنریک مدیر فرهنگی لایق ومسلمان بود که تجربیات گرانقدری از دوران انقلاب را همراه با کار وکوشش شبانه روزی را با خود داشت وهمواره این خصلت فرهنگی را بطور عملی شاخصهء راهنمای کارهای خویش کرده بود هیچ یک از دوستان وی سالیان حضور وی در جبهه ها و تلاش شبانه روزی وحتی اشتغال به نقاشی وخطاطی وهنرنماییهای وی را ازیاد نمیبرد .

اهنی ها سه برادربودند دو برادر بزرگتر یعنی رسول واسماعیل از مبارزان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بودند که بارها توسط ساواک دستگیر واذیت وآزار شده وحبسها کشیده بودند ، خانوادهء‌آهنی از آندسته ازخانواده هایی بودند که ارادت خاصی به روحانیت داشتند وچه قبل از پیروزی وچه بعد از آن منزلشان را همواره مامن روحانیت کرده بودند . خود بخود این رفتارها تاثیر خود را برروی فرزند سوم وپسر سوم آنها نیز باقی گذاشته بود یعنی شاپور آهنی واولین شهید از این خانوادهءمحترم !!رسول واسماعیل وشاپور هر سه از هنرمندان بنام شهرستان آستارا بودند هرسه دست تبحری درخطاطی ونقاشی و دیگرهنرها داشتند یادم نمیرود در ایام مبارزه تا پیروزی انقلاب اسلامی زمانی که در صف روزنامه ایستاده بودیم یکی از روزنامه فروشان آستارا کسی زیبا از امام خمینی را ازمجله جدا کرده بود واز آن کپی میگرفت اتفاقا همان مجله را در دست شاپور دیدم از او علت این کار را پرسیدم و او گفت برای کلیشه کردن عکس امام می.خواهد، شاپور از آن مجاهدان بی ریای انقلاب بود که از فرزندان پروردهء‌خالص بی ریای امام خمینی بود.

آری رسول آهنی از چنین خاندانی بود بعد ازشهادت شاپور رسول واسماعیل به فعالیتهای هنری خویش ادامه دادند وخصوصا رسول با توجه به مسئولیت فرهنگی خویش در چند جبهه به فعالیت خویش ادامه داد آنموقع ها همهء‌ما حزب اللهی ها واقعا از جان ودل سعی میکردیم کارهای فرهنگی زمین نماند وخلاصه از راهپیمایی و تجمعات مردمی و برگزاری مراسم نمازجمعه وحتی حضور در جبهه ها را جزء‌وظایف اصلی خویش میدانستیم ، شهید رسول آهنی از بهترین دوستان آن دوران سخت برای من بود هنوز صدای گرم او در گوشم زنگ میزند !!‌هنوز شعرهای با شعور وپرشوری که او میخواند گویی در گوشم تکرار میشود وهنوز دست نوشتهء‌او که از حدیث سلسله الذهب امام رضا تابلویی بر سر در مسجد امام جعفر صادق کرده بود در ذهنم هست تابلویی که بقول خود ایشان بنا به اصرار پدر مرحومشان برای افتتاح مسجد امام جعفر صادق با خط زیبا و نقش کردن شمشیر ذوالفقار به مسجد هدیه کرده بودند ،‌هرچند سر این تابلو مورد سین جین ساواک نیز واقع شده بودند .

بهر رسول ما به علت کار با رنگ وتینر و خصوصا ضایعات شیمیایی که بر وی وارد شده بود چندین سال بود که بنا به توصیهء‌پزشکان باید از رنگ وتینر دوری میکرد و البته متاسفانه این ضایعهء‌جسمانی تاثیر سوی خود را بر بینایی خود به جای گذاشته بودبطوریکه وی دیگر بینایی خود را مرحله به مرحله از دست داده و این روزهایی آخر ازآن کاملا محروم بود ، رسول آهنی از جمله فعالینانقلاب اسلامی در سطح شهرستان آستارا بود که نقش مهمی در تداوم آن تا پیروزی داشت هیچگاه خاطرات خوبی که با ایشان داشتیم ازیادمان نمیرود ، این هنرمند گرامی ودلسوخته بحق معلمی بزرگ برای ما وهمراهی دلسوز وصادق برای انقلاب اسلامی بود . این مصیبت بزرگ را به خانوادهء‌ایشان تسلیت گفته وبرای وی که جانبازی شریف و همچنین برادر شهیدش شاپور آهنی آرزومند علو درجات از محضر باریتعالی میباشم .    

غمبارترین صحنهء کربلا کدام است؟؟

                         السلام علیکم یا ثارالله وابن ثاره والوتر الموتور

از امشب شام غریبان آغازمیشود  !! وامان از تنهایی زینب وغریبی او ، اماایشان تنهایی خود رابه دلدادگی خداوند سپردتا خداوند اورا سپری ازصبر عطاء‌نماید. آری او  به گفتهء برادر بزرگوارش گوش جان سپرد و صبر پیشه کرد،ولی من  میخواهمدراینجا از غمبارترین صحنهء کربلا برایتان بگویم ، براستی این غمبارترین صحنهء‌کربلا کدام است ؟؟ به نظرمن غمبارترین صحنهء‌کربلا را میتوان تنهایی امام حسین در گودال قتلگاه دانست . البته پیش از اینکه این صحنه رخ دهد صحنه های دیگری هستند که واقعا" متاثر کننده هستند صحنهء‌شهادت قاسم سیزده ساله !! صحنهء‌شهادت علی اکبر علیه السلام !! صحنهء‌قطع شدن دستهای باب الحوائج و کوبیدن عمود بر سر ایشان وفریاد یا اخا ادرک اخای ایشان !!وصحنهء قربانی شدن طفل ششماههء‌امام حسین که از بی آبی نایی برای ناله وگریه نداشت !! الله اکبر ! الله اکبر ! اللهاکبر براینهمه مصیبتی که بر قلب امام حسین سیدالشهدا نازل میشود ولی لحظات آخری که امام حسین در قتلگاه داشت صحنه ای است که جنایتبارترین صحنهء‌تاریخ را رقم زد ، انگار دشمنان اسلام که همه نیزه بدست امام حسین علیه السلام را با انواع تیغ وشمشیر و خنجر  ودشنه محاصره کرده اند انگار یک کینهء‌تاریخی از او وپدرش وجدش را درسینه دارند خدایا چه لحظات سختی است این لحظه ای که کینه های شیطانی در چهرهء‌شنیع ترین وقاتلترین آدمها ازشمر وسنان گرفته تا خولی وحرمله نمودارمیشود . این لحظات چه لحظات سنگینی است که بر فطرت ما میگذرد امام را دوره کرده اند و هرکدام یک ضربه به او میزنند حتی به او سنگ میزنند !! خدایاآنها از که انتقام میگیرند از حسین سیدجوانان اهل بهشت !! از او که مخالف باطل است ، ازاو که روشنگر دین حق واحیاگر دین رسول الله میباشد !! از او که حرمتها وحلیتهارا یادآوری میکند ولی اکنون زیر دستان جنایتباری است که به پیکر زخم خوردهء او زخمهای عمیقتر و کشنده تر بزنند.

 آنهاانتقام نفوس امارهء‌خویش را از نفس مطمئنه ای میگیرند که جز سخن حق نگفت و پیروان اندکش نیز به این حقانیت لبیک گفتند وخونین بال بسوی حق ره گشودند

آنها میخواستند با ازسرراه برداشتن امام شیعیان این سفینه نجات مومنین ، به خیال خام خود دست برحرم امام بگشایند ولی غافل از آنکه علیرغم  این جنایت خونبار تازه انقلاب بزرگتر عاشورا بدست زینب کبری در راه بود وحضرت زینب سلام الله علیهما بعد از فرو نشستن تب وتاب تیغ ها و بخون پاکان نشستن وقتل آخرین حاضر در میدان یعنی حضرت ابی عبدالله (علیه السلام ) ناگهان این زینب بود که با صبر خویش زنجیرهای ظاهری اسارت را شکست و قاتلین آل الله ورسول خاتم را به شکست کشانید وبه معذرت خواهی واداشت وراه انقلاب را برای توابین و بعداز آنها خصوصا بدست مختار ، هموارکرد . وشب شام غریبان بادردناک ترین صحنه ها آغاز میشود خدا همه میخواهند تن پاره پارهء ابا عبدالله را هدف ضربه های انتقام کور شیطانی شان قراردهند ولی چه حاصل از آنهمه دندان بهم سابیدن ها !! چه حاصل از غارت کردن چادرها !! چه حاصل ازسیلی زدن بصورت محارم داغدیدهء امام حسین سیدالشهداء!! چه حاصل از عربده کشیدن ها وچه حاصل ازشلاق زدن برمحارم !! براستی چه حاصل حاصل چه بود ؟؟ درخشیدن سرمبارک امام حسین الله اکبر! قرآن خواندن آنسرمبارک ! لنگ کردن پای ابن زیاد درکوفه و بی آبروشدن شمر لعین در دربار یزید وسرانجام انتقام سخت خون پاک حسین بتوسط مختار ثقفی از قاتلین وهمراهان ناپاک کوفی !! وسیعلم الذین ای انقلبوا منقلبون

السلام علیک یا اباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک و علیک منی جمیعا" سلام الله ابدا" ما بقیت وبقی الیل والنهارولا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین والذین بذلو مهجهم من دون الحسین علیهم السلام

عاشورا زنده است تا تاریخ زنده است !!

در خبرها آمده بود که علمای الازهر مصر و سلفی و دیگر ادیان بدعت آمیز برآمده از تفکرات غیر اسلامی، با برپایی مراسمات روز عاشورا مخالفت کرده وآنرا کفر آمیز وموجبات فتنه انگیزی در بین مسلمین دانسته اند میتوان به این ادعا از چند جهت پاسخ داد یکی از جهات اجتماعی وجامعه شناسی اولا" از جهت آنکه همواره از جهت فتنه انگیزی هماره این شیعیان بوده اند که مظلومانه ترور شده اماکنشان وحشیانه مورد هجوم وتخریب واقع شده !! حرفهایشان مورد سانسور واقع گردیده و حق بیان کوچکترین اعتراضی به مخالفان خود نداشته اند در حالیکه افراطیون اسلام با قدرت همواره از سلاح رعب و وحشت وجنایت استفاده کرده و خواهان ایجاد دیکتاتوری ونفی آزادیهای انسانی بوده وبا تعصب حتی تا پای ترور پیش آمده اند !!

 علمای الازهر آیا میتوانند انکارکنند که آیا آنها یک راه حل خشونت آمیز وکشتن حتی یک نفر نیروهای بیگانه از فلسطین و لبنان وخاورمیانه را برای آزادسازی سرزمینهای در بند وگره خوردهء اسلامی به سکون ورکود و عدم رشد مستقلانه را در کارنامهء‌خود بجای گذارده اند در حالیکه شیعیان ایرانی ولبنانی این عمل افتخار آمیز را در کارنامهء‌خویش دارند ، آیا سلفی های بدعت گذار که تنها هدفشان کشتار شیعیان است توانسته اند جلوی دشمنان خونخوار وآدمکش بایستند؟؟ آیا شهدای ما درجنگ تحمیلی !! مظلومان کشته شدهء‌عراق در زمان صدام وآمریکا همه باید بجرم شیعه بودن کشته شده اند؟؟ آیا اکنون که حماس در فلسطین و برادران عرب سوری که گرفتار چنگال بخون آلودهء‌تکفیری ها شده اند آنان نیز شیعهاند یا نه بخاطر مقاومت علیه ظلم و سبعیت باید کشته شوند آیا حماس وسوریه نیز تفکرات عاشورایی دارند؟؟ تشیع و شیعیان جهان عرب که ازبحرین وایران وعراق وعربستان !! از یمن و مصر ومبارزین جنوب لبنان تا برادران اهل سنت ما در فلسطین ومصر را در برگرفته اند واقعا بخاطر شیعه بودنشان است که مورد بی مهری قرار میگیرند یا نه بخاطر ظلم ستیزی شان میباشد ؟؟ اینکه رئیس الازهر فرمان ستیز وتحریم عاشورا را صادر میکند برای یک چیز است وآن دمیدن روحیهء‌مقاوت در کالبد تمامی ملتهای مسلمان است !! برای اینکه فرهنگ عاشورا روحیهء مقاومت را جایگزین ترس وجبونی وسازشکاری میکند عزت دنیا وآخرت را جایگزین مماشات و عافیت طلبی وراحت طلبی میکند وبا پروریدن انسانهای شجاع وآزاده و خلاق کاری میکند که ترس دشمنان برای مجاهدان آشکار شود. مقاومت عاشورایی با دشمن صهیونیست کاری کرد که هر چه بیشتر بی محتوابودن قدرت پوشالی آنان را آشکارنمود. شیوخ الازهر وتکفیری ها وسلفی های جهان اسلام بدانند واین نکته را بیاد داشته باشند که عاشورا وفرهنگ آن با تحریم از یاد کسی نمی رود چرا که هزار وچهارصدسال است که به حرمت حسین بن علی زنده است وزنده خواهد ماند .

پیام مقاومت ازعاشورا تا قلب تاریخ

نمیدانم این چه رمز ورازی است که برکات عاشورا هرسال نمایان میشود و ما خلایق را بیش از پیش شاکر خداوند حکیم می نماید !! امسال در روز هفتم ماه محرم مسلمانان فلسطین با دفاع جانانه ای که از سرزمین خویش یعنی باریکهء غزه نمودند دشمن صهیونیستی را وادار به تسلیم نمودند و با یک پیروزی قاطع وتحمیل شرایط خویش به اشغالگران گام بزرگی به جلو برداشتند ، درست است که موشکهایی که ایران روش ساخت آنان را به رزمندگان فلسطینی آموخته بود در پاسخ قاطع آنان موثر بود ولی آنچه سبب ساز این پیروزی قاطع گردید ایمان بخدای فلسطین ودینداری آنان بود همانی که وقتی انقلاب سنگ آغازشد این امید به پیروزی را داشت !! هنوز ودر حال حاضر نیزبرای آنان امید بخش است " ومارمیت اذرمیت ولکن الله رمی " مقاومت بخشی از فرهنگ عاشوراست وخواهدبود وانتهای آن نیز پیروزی است . ازسال 61 هجری قمری که امام عاشقان سیدالشهداء حسین بن علی قیام خویش را با حرکت عظیم برگزیدگان از خاندان بنی هاشم آغاز کرد ودر ظهر عاشورا به پایان برد اتکاء‌به این حرکت وطی نمودن مسیر عزت بار آن هماره و در طی قرون طولانی بعد از آن قرین سعادت وپیروزی بوده است وباز میگویم مقاومت شاید اصلی ترین موتور محرکهء آن باشد والبته باید دانست مقاومت فتح الفتوحی است کهدر درون خویش آمیختگی خاصی با شجاعت !! غیرت ! همبستگی ! صبر و بر صراط مستقیم بودن را با هم دارد و نتیجه این ها باهم شکوفایی مقاومت و امید بیشتر به خداوند کریم را رقم میزند .

مگر نبود که در دوران اشغال سرزمینهای ایران به توسط بعثی هایی که در پناه انبوه سلاح های سبک وسنگین به اشغال سرزمین ما آمده بودند همین مقاومتها نتیجهء‌خویش را درعمل نشان داد واز فتوحات کوچک و مقاومتهای کوچک آغازشد تا به فتوحات بزرگ انجامید !!

مگر همین حزب الله لبنان نبود که ابتدا از نترسیدن از دشمن جراره آغازنمود تا توانست آرام آرام دشمن صهیونیستی را ذلیل وخوار وفراری از جنوب لبنان نماید!!

ویادمان نمیرود که مقاومت حماس از سنگهای کوچکی آغازشد که همه پیروجوان وکودک فلسطینی بدست داشتند واکنون پیروزی های بزرگ با سلاح هایی بدست می آید که فلسطینیی یان جایگزین همان سنگها نموده اند ، احسنت به رهبران مقاومت که در سخنان خویش به این مساله اشاره دارند که انتفاضه از انقلاب سنگ آغازشد تا به پیروزی اخیر با موشکهای کوبندهء‌فجر5 انجامید !!

ودرود بر کودکان فلسطینی که چون اصغر ششماههء امام حسین در خون خویش غنودند ولی هرگز راضی به تسلیم مقابل صهیونیستها نبودند ونیستند !!

وسرانجام یادمان نرود که شهید طهرانی مقدم پدرعلم موشکی ایران چه گفته بود که روی موشکهابنویسید که این موشکها را کسی ساخته که خواهان نابودی اسرائیل بوده است واکنون موشکهای ساختهء او اسرائیل را به تسلیم واداشت !!

آری مقاوت از سال 61 هجری تا بحال ادامه داشته است و ما درطی این سالها با ندای یا لثارات الحسین این مقاومت را عمیق وعمیق تر مینماییم و خواهیم نمود تا روز پیروزی نهایی بر کفر واستکبار جهانی و"یثبت الله الذین آمنوا وعلی نصرهم لقدیر" درود خداوند بر اصحاب کربلا و انصار کربلا و شهدای کربلا وگریه کنندگان بر آنها و ادامه دهندگان راه خونین آنان در کلیهء ممالک اسلامی بالاخص فلسطین ورزمندگان مقاومت آنان ، والسلام . 

بازاین چه شورش است !!

         باز این چه شورش است که در خلق عالم است !!                  

              { بمناسبت دههء اول ماه محرم الحرام}                      

آیا میدانی این چه شورش است که در خلق عالم است ؟؟ یزیدیان عالم اگر ازگذشته تا بحال با فاصله های زیاد سراغ ما شیعیان می آمده اند اکنون این فاصله هارا کم کرده اند چراکه شیعیان ما راه بی بدیل فداکاری را یاد گرفته اند و به راه درست شهادت دست یازیده اند وعزم خویش را برای نیل به اهداف حسینی بردوست ودشمن ثابت کرده اند.

دوباره شمرهای یهودی سلاح را ازروبسته اند تا باردیگر درماه محرم پیروان حسین بن علی را بقول خودشان بترسانند ودستهای بالا رفتهء‌آنان را ببینند ولی این حسرت برای آنان سالیان است که باقی مانده آیا مسلمانان دست ازمقاومت برخواهند داشت ؟؟ ولی جواب مسلمانان چه شیعه وچه سنی جواب کوبندهءهیهات من الذله میباشد!!

الان دومین بار طی این چند سال است که مقاوت اسلامی در سرزمین های اشغالی فلسطین حماسه مقاومت خویش را با حادثهء‌تاریخی عاشورا ممزوج میکند تا با تبرک جستن ازآن دوباره راه فتح وپیروزی را برای خود بگشاید واکنون میبینیم مسلمانان مظلوم ومقاوم غزه با خود باوری واتکاء به خویشتن سلاح خود ساخته را بدست گرفته اند ووحشت ورعب را در خانهء‌عنکبوتی صهیونیستها انداخته اند.

اکنون صدای بمب انداختن هواپیماهای غاصبین صهیونیست بیش از آنکه در غزه وحشت بیافکند در شهرها وشهرکهای صهیونیست نشین رعب وهراس می آفریند وبقول معروف شیر عرب مسلمان سیدحسن نصرالله که اجرالهی نصیبش با خانهء‌عنکبوتی آنان را بیش از پیش سست تر مینمایاندفرو ریخته باد این خانه های عنکبوتی وشیطانی شان !!

واکنون تا عاشورا راهی نمانده وکاروان عاشورائیان تاریخ با عزت وعظمت به راه خویش ادامه میدهد ودر همیشهء تاریخ هم ادامه خواهد یافت وسنت تاریخ همیشه برعزت مومنین گواهی خواهد داد انشاء الله تعالی وان نصرالله لقریب

والسلام .

 

قطره ای از دریا !!

رزمنده‌ها از رهبر مي‌گويند

رويشگاه رزم‌آوران
 

در گوشه لچكي، يعني جايي كه كربلاي8 در آن زمان انجام گرفت، تمام بچه‌هاي لشگر سيدالشهدا مورد حمله شيميايي قرار گرفتند و تعداد زيادي شهيد شدند. در جزاير هم وضع همين‌گونه بود. مقام معظم رهبري به‌عنوان امام جمعه تهران ـ البته رئيس‌جمهور وقت هم بودند ـ پيام بسيار مهمي صادر كردند كه اولين پيامي بود كه آقا رهبرگونه دادند. شما مي‌دانيد دقيقاً آنچه كه آقا روي كاغذ آوردند مثل حضرت امام بود. در آن پيام گفتند‌: من به‌عنوان امام جمعه تهران، نه رئيس‌جمهور، به جبهه‌ها مي‌روم و ائمه‌جمعه هم بيايند. لشگر امام حسين(ع) در آن زمان حدود نُه گردان پياده داشت. آن‌قدر نيرو آمد كه گردان‌هاي پياده ما به 24 گردان رسيد. مقر اصلي لشگر هم در دارخوين پر از نيرو بود. هشت گردان را آورديم. تهران جايي داشتيم به نام پادگان قوچاني آنجا هم پر شده بود. بعد هفت گردان را در يك پادگاني در سنندج برديم. يعني حدود 26 گردان فقط پياده، براي‌مان نيرو آمد. گردان‌ها را از 256 نفر تا 350 نفر افزايش داديم و هر گردان را چهار گروهان كرديم. تمام واحدهاي ما پر از نيرو شد، به طوري‌كه گفتيم ديگر نيرو نياوريد. خلاصه اينكه حركت آقا به سوي جبهه‌ها، امواجي از نيروهاي مردمي را دوباره به حركت درآورد و در دل دشمن رعب و وحشت ايجاد كرد و به رزمندگان روحيه بخشيد.

گذر ازپیچ بزرگ تاریخی

                                          

رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنانی در چند ماه پیش فرمودند که ملت ایران و ملل مسلمان منطقه در آستانهء‌یک پیچ بزرگ تاریخی قرار دارند ، اوضاع احوال منطقه هم این موضوع را ثابت میکند !! به عبارت دیگر ما همه با هم هستیم و دشمنان شمشیر از رو بسته نیز باهم ، اگر در فتنهء‌بزرگ سال 88 همه دشمنان خارجی ما پشت سر دشمنان داخلی ومنافقان ایستاده بودند و حسرت روزهای حضور در ایران میخوردند و مشغول انتقام گیری از امت حزب الله در ایران بودند ، اکنون که به آن نتایج دلخواه نرسیدند برای مقاومت اسلامی در خاورمیانه چنگ ودندان نشان میدهند وبخود آنقدر امیدوارند که با تمام پشتیبانهانی های گستردهء‌نفاق عربی صهیونیستی خود به میدان آمده اند وبرای به سقوط کشانیدن خط مقاومت منطقه ای علیه مقاومت اسلامی به میدان نبردی سنگین گام گذارده اند. این بار ارتجاع عرب با گشاده دستی زیاد خود ودست در دست ترکها این میدان تاریخی را با چاشنی وحشی گیری در میدان نبردعلیه سوریهء‌برادر علیه مقاومت گشوده است ولی سئوال این است که آیا این بار موفق خواهند شد البته آنها سه بار در جریان جنگ سی وسه روزه ، جنگ بیست و دوروزهء غزه و فتنهء هشتاد وهشت طعم شکست را چشیده اند ولی این بار چون تحولات بیداری اسلامی نیز بسرعت در حال پیشروی علیه استکبار میباشد بهر حال تیری در تاریکی میباشد که نتیجهء‌آنرا باید به وقایع درپیش روی نسبت داد . نکته جالب توجه در این میان این میباشد که آمریکا و استکبار جهانی این بار بعوض دخالت مستقیم روی به استفاده از عناصر منطقه ای یعنی ثروت ارتجاع عرب و استفاده از ترکیه با سیاست مرزهای باز برای ورود اشرار جهانی به سوریه گرفته است چرا که آمریکا بخوبی میداند که ورود مستقیم نظامی توان لجستیکی خاصی را میطلبد که در شرایط فعلی اقتصادی برای او مقدور نمیباشد بنابراین آمریکا با یک برنامه ریزی خاص روی توان ترکیه وارتجاع عرب یعنی قطر وعربستان حساب باز کرده ودرست مانند دوران اوایل پیروزی انقلاب اسلامی پل ارتباطی خاصی برای تجهیز ضد انقلاب اسلامی ایجاد کرده و اشرار سوریه را که بتازگی منافقین والقاعده راهم به آنها اضافه کرده است تصمیم به ناامن کردن منطقه برای حامیان مقاومت را مد نظر قرار داده است . به دیگر سخن برای آمریکا ومجموعهء‌استکبار شکست غیر قابل باور است واو میخواهد با این تمهیدات چیده شده علیه سوریه در واقع خط مقاومت را هدف قرار دهد . ولی باید پرسید آیا توفیقی هم داشته است ؟؟ باید پاسخ دادکه خیر !! در این اواخر آنها یک تستی هم در مصر زدند و با یک تجاوز محدود خواستند عکس العمل مردم مصر را دربارهء‌اسرائیل غاصب بسنجند ولی پاسخ چنان کوبنده بود که آنان صلاح ندیدند که مصر را هم بداخل آشوبها بکشانند ولی آشوبگری اشرار در سوریه هم برایشان نتیجهء‌عکس داده و آنان اکنون خود باعث شده اند که ارتش سوریه در عمل آزمون موفقیت آمیزی را پشت سر گذارده وآمادگی عملیاتی خود را برخ بکشد . اکنون مجموغهء‌استکبار جهانی با توجه به حماقتهای پی درپی شان وعدم توفیق در قطعه قطعه کردن مقاومت اسلامی در سطح منطقه با پول اعراب متکبر واحمق و پیوند آن با بلند پروازی های ترکیه ، نتیجه حاصله برایشان بالاتر از هیچ نبوده است .آمریکا باید بداند منطقهء‌خاورمیانه مانند انبار آتش در حال انفجار است و این ترفندها همه برای جلوگیری از نابودی رژیم اشغالگر قدس است که آنهم بزودی زود رقم خواهد خورد " انشاء الله مع الناصرین "

ماهنوز شرمندهء‌امام خمینی هستیم !!

چگونه حرمت  امام خمینی (ره) پاسداشته میشود؟! هرسال خود بخود درچنین ایامی دل پرمیکشد بسوی حرم ملکوتی حضرت خمینی کبیرویاد آن خاطرات به یادماندنی برایم زنده میشود. ولی دلم میگیرد از اینکه حرم مطهر ایشان را درحالتی نیمه ساخته میبینم براستی چرا؟!                         

اگرخمینی کبیر رحمت الله علیه بیست سال پیش ازمیان ما پرکشید وبعالم ملکوت سفری جاودانی کرد هرسال دراین ایام خصوصا خود را موظف میدانم که بر سر مرقد آن امام کبیر ؛ که مخلصانه آنچه را که داشت درطبق اخلاص گذارده وتقدیم خدای متعال نمود حاضر شوم و سلامی گفته وعهدی دوباره ببندم و با رهبری امام خامنه ای میثاقی تازه کنم وخلاصه روحیه ای معنوی بدست آورم . ولی چندین سال است که بجای اینکه ما هرسال با یک نو آوری و ترمیم کهنگی ها وساخت وساز جدید مواجهه شویم ودلمان خوش باشد به اینکه بنوعی میتوانیم خدمت هرچه بیشتر به زائرین ارایه نماییم میبینیم گذر زمان کند شده و مرقد امام رحمت الله علیه به همان صورتی که سالیان سال است باقی است، مشاهده میشود درست است که کارهای بزرگی قرار است انجام شود ولی هرسال ما با همان وضعیت پارسال روبرو هستیم و جز ضلع غربی حرم که بازسازی شدهء آن برای مراسم ویژهء‌هرسال مورد استفاده قرار میگیرد باقی این پروژهء‌بزرگ عمرانی با کندی پیش میرودجای سئوال اینجاست که آیا امام خمینی رحمت الله علیه مایهء‌عزت ما ووصل امت اسلامی به پیمایش طریق الهی نبود ؟‌آیا ایشان دوباره بندگی ذات احدیت را برای ما معنای واقعی ننمودند؟ وایران عزیز را ازچنگال استکبارجهانی رها ننمودند ؟ آیاماکه هم اکنون در عرصهء‌علم وصنعت دنیا در راه اوج گرفتن هستیم آیا رواست که حرم امام عزیز ما همچنان دچار معضلات باشد و عمران آن دچارکندی باشد؟‌والله روانیست که حرم این عزیز دل امت اسلام وملت ایران اینچنین دچار مشکل به نظر آید؟ آیا ارزش حرم امام کمتر از تونل صدرنیایش است ؟ آیا کمتر از پروژه های عمرانی دیگر دولت است !! دولت نباید کوتاهی کند ! شورای شهر هم، همچنین !! چرا برای بازسازی آن زمان تعیین نمیشود تا ملت ما که وقتی هرسال به حرم نیمه تمام ماندهء‌امام میآید غصه اش نگیرد !! این خیلی دردآور است که ملت احساس کند نسبت به آماده سازی آرامگاه رهبر کبیر انقلاب اسلامی بی اعتنایی شده ویا کوتاهی وقصوری صورت میپذیرد . پیشنهادبندهء حقیر این است که این پروژه جزء‌پروژه های ملی قلمداد گشته وبا همکاری نهادهایی چون وزارت مسکن این طرح در اولویت قرار گرفته وبا یک حرکت انقلابی بتوان ساخت وساز آنرا آبرومندانه به پایان برد . انشاء‌الله که سال آینده بتوانیم شاهد تکمیل نهایی وافتتاح مجدد آن وبازگشایی درب تمامی صحن های آن به روی انبوه زائرین مشتاق ازسراسر جهان باشیم چنین باد وجزاین هرگزمباد!! ودرآخرسلامی بر روح الله !! سلام برتوباد ای روح الله وبرکات خدا برتوکه احیاگر انسانیت انسان در عصر حاضر گردیدی یاعلی مدد.

الهام خائن اف وبازگشت به تاریخ ماقبل شوروی سابق !!

                     

این روزها جمهوری آذربایجان روزهای سختی را میگذاراند ، در واقع رئیس جمهور مستبد وبی ریشه وغیر مردمی آن با دست اندازی به حیله های کثیف کاملا" حیثیت وشرافت شیعیان آذربایجان را درمعرض فروش گذارده و چون سابقهء‌عیاشی وقماربازی او در کازینو وقمارخانه های ترکیهء‌قبل از اردوغان برهمگان روشن است آنقدر بی هویت وبی غیرت شده که معلوم نیست صهیونیستها با چه پول کلانی او را خریده و اوهم بی محابا بر شرافت شیعیان آذربایجانی ها میتازد و مشاوران صهیونیستش هرچه بگویند او گوش میدهد تا با دین ودینداری آذربایجانی ها درافتاده وبا هرچه مظاهر دینداری است ستیزه جویی نماید . متاسفانه عملکرداویادآور،عملکرد دیکتاتورهای کمونیست اوامثال لنین واستالین در دیارشوروی سابق است !! باید افسوس خورد بحال او که حتی یک ذره تاریخ حداقل مملکت و رهبران سابق شوروی رانخوانده وعاقبت آنان را نمیخواهد راهنمای عمل خویش قراردهدگویا باید به او یادآوری مجد د نمود که نام های دین ستیزانی که برخورد قهرآمیزتری با رهبران مذهبی ومقدسات دینی را داشته اندرابیاد می آورد؟؟ ‌آیا عاقبت آنان را میداند که خود بی رحمانه تر از آنان برخورد میکند؟؟ الهام خائن اف در همکاری با اسرائیل ما را بیاد رژیم شاه می اندازد که همینه قدرت پوشالی او برای او فریبنده شده وفرهنگ اصیل مذهبی ملت خود را نادیده می انگارد و دست اندرکارفضاحت های فرهنگی ای مانند یروویژن و برگزاری رژهء‌همجنس بازان سراسر دنیا شده است  !! بگذار او بیاد نیاورد ولی ما مسلمانان شیعه همواره بیاد داریم وتاریخ هم بیاد خواهد داشت واز جنایات بی شرمانهء‌او نخواهد گذشت وبزودی زباله دان تاریخ پذیرای یکی دیگرازطواغیت زمانه خواهد گردید !! ای مردم غیرتمند آذربایجان وقت است که نترسید صفوف خود منسجم تر وبرای استقلال وهویت خویش اقدامی شجاعانه انجام دهید ونام خود را با رشادت وشهامت وشجاعت برای دفاع ازملیت ودین ودنیای تان برای همیشه در تاریخ ثبت نمایید : یثبت الله الذین اقدامکم وتاییدات بنصرتک ان الله علی کل شئی قدیر . والسلام ٪

فاین تذهبون ؟؟

آقایان به کجا دارند میروند ؟؟ ( فاین تذهبون )                       

به نظر میرسد دوستان ما منظورم بعضی از اعضای جبههء متحد اصولگرایان و بعضی دیگر از مدعیان اصولگرایی فراموش کرده اند که برای چه در مجلس اند  ومتاسفانه بعضی از این آقایان امثال آقای لاریجانی فراموش کرده اند که مردم به چه خاطر به آنان رای داده اند بنابراین از همان روز بعد ازپیروزی و درحالیکه چند روزی بیشتر به افتتاح مجلس نهم نمانده است ، نشان میدهند شمشیر را از روبسته اند و میخواهند در هر موردوبا تمامی توان سیاه نمایی خود را از اوضاع اجتماع تکمیل نموده و برهرنهاد قانونی اعم ازدولت و سپاه وهر که دم دستشان میرسد بتازند . ماکه آرزویمان بود که این دسته از آدمهای حاشیه ساز بی تدبیر رای نیاورند ولی بهرحال ملت آزاد بود که به چه کسی رای بدهد وبرعکس !! ولی این اواخر وبخصوص در این روزهای اخیر این دست از نمایندگان که دچارتوهم تعمیم امامت در مورد خودشان شده اند با این بی محابا تاختن بر چکیده های قانون اساسی یعنی دولت وبخصوص سپاه پاسداران ، گویی میخواهند در افتادن خود با ولایت فقیه را علنی تر کنند . این آقایی که این روزها ادعا های تازه علیه رئیس جمهور وسپاه را اعلم کرده واقعا میدانند که گام در چه راه خطرناکی نهاده است ؟؟ واقعا جای تعجب است وجای احساس خطر !! این احساس را از ماههای قبل از آغاز انتخابات مجلس نهم امثال بنده داشتیم ، بی اعتنائیها نسبت به توصیه های وحدت آفرین آقا، بی اعتنایی نسبت به تحلیل های اساسی آقا مقام معظم رهبری نسبت به پیشرفتهای اقتصادی مملکت ، بی اعتنایی نسبت به توصیه های معظم له که چه سخنانی در مورد پشتیبانی از دولت ارایه مینمایند و عمل به خواسته های نفسانی خویش وتحلیل خویشتن خویش که نه آقا درست نیست وضع مملکت خراب تر از این حرفهاست !! در حالیکه همه میدانیم اینها گرد وغبار فتنه است که وقتی فرو نشیند و هواجس نفسانی دورشود مسلما کسی نمیتواند پیشرفتها را انکار کند وبرحفظ مجموعهء‌استقلال اقتصادی وسیاسی جمهوری اسلامی به توسط دولت اذعان نکند.

پس درد درکجاست ؟؟

 درد در آن است که خود را میبینیم و فقط خود را قبول داریم ودر صدر نشسته ایم وذیل را نمیخواهیم ببینیم !! خدایا من از آنروز میترسم که علی زمان تنهاشود و این آن روزی خواهدبود که همهء‌امت مرده باشند . خدایا گفته اند که صبر کوچک شما چهل سال میباشد ماهم همراه با رهبر خود خواهیم ماند و تا چشم فتنه را کور نکنیم ازپای نخواهیم نشست . انشاءالله تعالی

 

طوبای فاطمه (س)

روز بیستم جمادی الثانی روز تولد حضرت فاطمهء زهرا (سلام الله علیهم اجمعین ) وروز مادر وبرزگداشت زنان مکرمه در نظام جمهوری اسلامی است و همچنین سالروز تولد امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی وبیانگذار نظام جمهوری اسلامی است . در واقع امر تولد حضرت زهرا خود معجزه ای است که اعجاز آن هنوز که هنوز است همچنان ادامه دارد ، خداوند خود ایشان را کوثر یعنی خیر کثیر نامیده است واین لقب نه زوال میپذیرد و نه بایگانی میشود بلکه زایندگی و بلوغ دائمی خود را همواره نشان بشریت داده و آنان را متنفع میگرداند . در خیر کثیر بودن حضرتشان همین بس که وجود نازنین حضرت ولی عصر وابسته به آن وجود شریف است و در خیر کثیر بودن ایشان ، این نکته نیز گفتنی است که وجود حضرت امام خمینی (ره) را نیز میتوان از آن ایشان دانست .

بنابراین باید گفت که راز فاطمه بنت النبی هنوز وهر روز دارد رمز گشایی میشود و به امر دگرگون سازی در زندگی نوع بشر ادامه میدهد که نمونهء‌تکامل یافتهءآن وقوع انقلاب پیروز مند اسلامی ایران است که اکنون دوران بلوغ خود را چه از لحاظ مقاومت و چه از لحاظ پیشرفتهای همه جانبهء‌علمی وعملی در احیای ایران اسلامی برخ کشیده است . بنابراین راز فاطمه  سلام الله تمامی ندارد چرا که خداوند اگر نظام هستی را آفریده وشکل داده برمبنای نور اهل بیت و به خصوص وجود پرنور حضرت زهرا بوده است بطوریکه میتوان تمثیل وجودی ایشان را در آفرینش درخت طوبی که آنهم چون وجود فاطمهء زهرا پر از خیر وبرکت است ، میتوان مشاهده کرد به همین منظور وبرای تجلیل از مقام ایشان ونقش زنان ارجمندی که راه رسیدن به نور را در طریق حضرتشان یافته اند شعری را تقدیم محضر عزیزان مینمایم امیدوارم خوشتان بیاید و کام شیرینتان شیرین تر شود .

همان طوبای فاطمه                                               

هیچ میدانی درخت طوبا همان طوبای فاطمه است؟

معنای خیرکثیر ازهمان طوبای فاطمه است؟

زخیر کثیر چه گویم که جمع همه خوبی هاست

وین شاخه های انبوه ازهمان طوبای فاطمه است

زطریق ولایت و حجب وحیا وعفت

همه برگهای سبزحیات زهمان طوبای فاطمه است

به روز تولدش جهانی شاد وبیدار است

به تو گرخیری برسد ازهمان طوبای فاطمه است .

 

جزایر سه گانه ایرانی است !! خلیج فارس ، همیشه فارس است !!

چه پاسخی بدهیم بهتر است ؟؟ ادعاهای شیخ نشین های جنوبی ایران واقعا از یک سو خنده دار است وازسوی دیگر احمقانه !! جزایر سه گانه وخلیج همیشه فارس موضوع جنگهای بسیاری از دههء‌چهل شمسی به بعد تا بعد از انقلاب اسلامی  بوده است که این آخریهم با شکست دشمنان ما به اتمام رسید وحالا باز ما میبینیم که این ادعای وقیحانه ازسوی کوتوله های بی هویت مطرح میشود .                                 

جدا" از شما هموطنان عزیز خودم میپرسم ما به این کشورهای حاشیه نشین خلیج فارس وخصوصا امارات متحدهء‌عربی که اگر جمع شان کنی ممکن یک استان جنوبی کشورمان هم نشوند چه پاسخی بدهیم بهتر است ؟؟ واقعا واز سر تعجب میپرسم چه پاسخی باید داد؟؟ وآیا اصلا" میشود پاسخی نداد و پوزخندی حواله شان کرد و دستی بر سرشان کشید ورفت یا اینکه باید پاسخی در خور خودشان به آنها داد؟؟ مثلا" میشود به این کشورهای پنجاه وچند ساله گفت بابا جان آنموقع که شما عربی را از اجدادما یاد میگرفتید نام این منطقه خلیج فارس بودیعنی از تقریبا" چهار هزارسال پیش ( منظور از اجدادمان فارسها وایرانیانی هستند که به زبان عربی خدمتها کردند ولی کو قدرشناس؟؟ مثلا میتوانیم ابن مقفع در صدر اسلام ویا سیبوبه والخ را مثال بزنیم !!)

 یا میشود گفت در طول تاریخ ما همیشه با حضور بیگانگان واجانب وکافرین به دین اسلام جنگیده وآنان را از این منطقه بیرون کرده ایم ولی شما که رگ گردنتان به خاطر بردن نام خلیج فارس باد میکند وصورتتان سیاه میشود بارها وبارها وهمیشه از آنان با آغوش باز استقبال کرده و آنان را بجان هموطنان خود می اندازید و برمقدراتشان حاکم میکنید؟؟

ویا میشود چیز دیگری گفت ما آنقدر شرافت داشتیم که از حقوق این منطقه در برابر تجاوز انگلیسی ها دفاع کنیم ودست متجاوزین ومتجاسرین را قطع نماییم ولی شما که انگلیسی زاده و مورد پسند اجانب هستید چرا؟؟

یا میشود آنزمان را مثال زد که شما با نژادپرستی معاصرتان از صدام پشتیبانی نموده و او را بجان مردمان عرب زبان ایرانی تبار انداختید وزن وکودک وپیر وجوان منطقه را بکام اوانداختیدودرآغوش مرگ انداختید با کدام توجیه انسانی این کار راانجام دادید؟؟حتما" بمبارانهای شیمیایی وی و وقاحت بسیار زیاد وی وسکوت طولانی غیر انسانی تان را فراموش نکرده اید؟؟

البته شما کوچکتر ازاین هستید که این حرفها را بتوانید تجزیه وتحلیل کنید واصلا برای شما اعراب وغیر اعراب فرقی ندارند هرکس مخالف وابستگی به آمریکا واسراییل باشد شما در مقام توطئه علیه وی اقدام خواهید کرد نمونهء‌بارز آن همدستی شما شیوخ عقاربند اماراتی وقطری وسعودی با اسرائیل وآمریکا علیه سوریه و البته کمی دورتر ازاین علیه حزب الله لبنان وحماس فلسطینی میباشد وحالا البته در مقابله با بیداری اسلامی منطقه هم ، که کم نمیگذارید !!

خلاصه شیوخ عقاربند امارات متحده عربی اینقدر با تاریخ وجغرافیای مکتوب جهان که مستند ودر دسترس است شوخی نکنید حداقل میتوانید از سرنوشت صدام عبرت بگیرید این را ازسرالتفات همسایگی به شما میگوییم جدی بگیرید !! واعتبروا یا اولی الابصار !!

جای خالی قاطعیت در انقلاب اسلامی مردم مصر!!

مردم مصر در طی این یکسال وچهارماهی که از انقلابشان میگذرد بارها وبارها برای دفاع از انقلابشان به میدان آمده و نشانداده اند که بازگشت بدوران سابق را نمیپذیرند این نشانهء‌خوبی از دلبستگی آنها به آرمانهایشان میباشد ولی من بعنوان یک روزنامه نگاری که یک دهه است در روزنامه ها در مورد امور فرهنگی مطلب مینویسم باید بگویم رمز وراز موفقیت مردم مصر این خواهد بود که آنان بعوض اعتماد کردن به عناصر غیر انقلابی و کنار آمدن با آنان ،باید تکلیف انقلاب اسلامی مصر با آنان را با قاطعیت روشن کنند اینکه مردم مجلس اسلامی تشکیل بدهند ولی این مجلس قاقد هر اختیاری باشد !! اینکه کمیته ای باشد که هنوز بخواهد با حذف نامزدهای ریاست جمهوری اسلامگرا از مردم انتقام بگیرد !! اینکه عناصر حکومت مبارک دست اندرکار تخریب انقلاب باشند و بعد از یکسال تازه شیرهای گاز بروی اسراییل غاصب بسته شود !! اینها از فقدان یک عزم عمومی برای درخشان کردن چهرهء‌انقلاب اسلامی مصر حکایت دارد و یکپارچگی ملی را خدشه دار میکند مردم مصر باید از ریشه بر پیکرهء‌رژیم دست نشاندهء‌مبارک ضربه زده و کار را تا این حد با تساهل وتسامح انجام نمیدادنداینها فقط زمان را از دست مسلمانان مصری خارج کرده وآنان را در دستیابی به اهداف کلانشان دچار تاخیر میکند . حال میتوان برای جبران آن خسارت زمانی بر انقلاب اسلامی مردم مصر نیز، سریعا" وارد عمل شد !! باید با قاطعیت وارد عمل شددست سازشکاران را از دامان انقلاب کوتاه کرد اشتباه مصریان این بود که هسته های انقلابی برای قطع ید مزدوران ودستگیری آنان را تشکیل نداده و اعتقاد به حرکت گام به گام بسوی پیروزی نهایی را دراندیشهء‌خود داشتند ولی غافل از اینکه دشمن نیز در مقابل این حرکت به توطئه های خویش سرعت میدهد ولی اگر مردم مصر نیز مانند مردم ایران اول بساط رژیم فرعونی را بهم ریخته و خود در راس حکومت قرار میگرفتند از لحاظ زمانی برد کرده و زمان را از دست دشمنان داخلی وخارجی در آورده و به نفع پیشبرد اهداف خود از آن استفاده میبردند . البته خوشبختانه مردم مصر با شور خاصی در صحنه حاضرند ومراقب توطئه ها هستند ونبوغ دشمن شناسانه ای از خود بروز میدهند . بهرحال آنچه گفتنی است این است که مردم مصر از حالا به بعد هم میتوانند با قاطیت وارد صحنه شده وبا کنار زدن عناصر مزاحم و وابسته انقلاب خویش را از حالت مماشات بیرون آورده وبه آن درجهء‌قاطعیت بخشیده و حرکت انقلاب خویش را بسوی پیروزی قطعی ، تسریع نمایند چنین باد وهرگز جز این مباد!!

وسرانجام یک رویای تلخ !!

استعمارگران هنوز در چند قرن گذشته زیست میکنند !!وتاریخ هنوز برای آنان عبرت آموزنشده است ولی رویای تخی که آنان برای ملتها دیده بودند بدست ملتها سرنوشت خودشان خواهدشد !!                                

استعمار گران هنوز در رویای استعمار بزرگ هستند والبته هیچ وقت فراموش نکرده اند دورانی را که میتوانستند ملتهای بزرگ را مستقیم وغیر مستقیم به بند بکشند و تحقیر کنند ، بعد از اینکه همین استعمارگران دو جنگ فاجعه آمیز بزرگ جهانی را بدنیا ومردم آن تحمیل کردند وبعد از آنکه بقول خودشان کم کم از آن دوران دورشدند بقول خودشان نظم نوینی را برای دنیا پی ریختند . در واقع امر استعمارگران دیروز که با ناوهای توپدار اقدام به انضمام مستعمره ها به امپراطوریهای خویش مینمودند در زمان معاصر با سلاح علم وتکنولوژی استعمار نوین را پی گرفتندوحالا زمانی است که آنان باید دوران استعمار نوین را هم کم کم پایان یافته قلمدادکنند از ظواهر امر چنین برمی آید هرچند این حرکت بسوی پایان یافتن دوران استعمار نوین به کندی صورت میپذیرد ولی باید فرو پاشی این دوران را حتمی دانست !! فقط باید مردم اروپا وآمریکا به این باور برسند که ازعهدهء‌این کاربرخواهند آمد ، هرچند مردان رهبر کشورهای بزرگ که از آن گروههای مسیحیان صهیونیسم هستند فوق العاده وقیحند ولی فوق العاده به گناه آلودهاند اولین گناه آنان وبزرگترین آنان دروغ گویی وقیحانه و اشتهار بیش از حد به فساد است که این امر اگر با خشم هوشمندانه مردمان اروپایی وآمریکایی روبرو شود مسلما از این سران فاسد الاحوال نشانی نخواهد ماند ونه نشان!!

آنقدر این رهبران فاسد الاحوال مغرورند که برای مثال کشور سوریه را که دست به اصلاحات بی سابقه ای که در جهان عرب بی سابقه است زده با این کشورهایی وارد حوزهء‌انتقادشدید ازسوریه شده که الان خود آنان سرکوب شدید علیه مردم کشورشان را که همچنان دست به راهپیمایی مسالمت آمیز میزنند ، ادامه میدهند ولی فریادشان علیه سوریه که در مقابل گروه های مسلح تروریست ایستاده وبرای دفاع از استقلال میهن شان میجنگند بلند است !! جالب است که کشورهای عربی واسلامی بعوض اینکه از حرکت مردم گرایانهء سوریه خوشحال باشند مقابل این حرکت مردم گرایانهء‌واقعی ایستاده اند وبقول خود از بیداری اعراب بنا به تفسیر خود حمایت میکنند یعنی اینکه آنان چون مردم منطقه را نمیشناسند مردمی را که چشم وگوش بستهاز اوامر آنان اطاعت کرده وسایر هموطنان خود رابی رحمانه بکشند مردم منطقه میدانند حتی آنان اگر اصیل نبوده وطوق بندگی و رذالت و آدمکشی را یدک بکشند به عبارتی دیگر سوریه وملت مقاوم آن بعنوان نقطهء‌اوج پایداری و محور اصیل مقاومت آخرین حلقه از توطئهء استعمارگران نوین در هنگامهء‌بیداری اسلامی است وبا به شکست کشانیدن فتنه گری آناندیگر زمان افول استعمارگران نوین را رقم زده و مزدوران آنها راهم بدنبال آنان به زباله دان تاریخ خواهد انداخت واین است عاقبت کار ظالمین وستمگران خودخواهی که فکر میکردند تا ابد ظلم آنان بی پاسخ خواهد ماند ولی غافل از اینکه : "ان ربک لبالمرصاد " خداوند در سر بزنگاه منتظر ستمکاران است .  

شهادت بانوی آب وآیینه فاطمهء‌زهرا تسلیت باد !!

... وفاطمه اول هرسخن !!

این روزها اول وآخرهرسخن فاطمه است یاد او که زنده میشود انسان به یاد اشک وغصه و محبت می افتد ، آدم به یاد معصومیتی می افتاد که از سر کین نادیده گرفته شد !! آدم  بیاد اوج انسانیتی می افتد که با وی علاوه بر اینکه غافلانه برخورد کرده است  برخود نیز ظلم بزرگی روا داشته است . مسلمانان صدر اسلام بجز اندکی این گونه بوده اند غافل وظالم بخود گویی انگار نه انگار که خداوند در قرآن کریم فرموده بود که اگر پامبر از میان شما برود شما آیا به آیین جاهلیت فرو خواهید رفت؟؟

این اتفاقی بود که بعد از رحلت پیامبر افتاد سخنان گهر بار ایشان فراموش شد وحرص قدرت طلبی وریاست بر جامعهء مسلمین چنان در جان پیر وجوان از مسلمین افتاد که شگفت انگیرز بود در این میان ظلم وستم بزرگی بر دامان اهل بیت نشست سخنان پیامبر در روز عید غدیر فراموش شد که هیچ !! حتی سخنان قرآن کریم راجع به اهل بیت ایشان نیز فراموش شد و شیطان براحتی بساط غفلتش را میگشود !! مسلمین یادشان رفته بود که باید با وساوس نفس اماره مقابله کنند بر خانهء‌علی تاختند و علی را دست بسته از خانه بیرون آوردند !! چه راحت فراموش کردند سخنان قرآن را که خطاب به آنان گفته بود که : بگو ای پیامبر من ازشما هیچ نمیخواهم جز مودت با اهل بیتم !! واین مسلمانان بر همان اهل بیت تاختند وخانهء‌آنان به آتش کشیدند وفاطمه را!! این کوثر الهی را میان در ودیوار قرار دادند خانه را به آتش کشیدند مقاومت فاطمه را در هم شکستند او را شلاق زدند !!‌دستش شکستند !! براستی باورتان میشود فاطمه را !!‌آیهء‌کوثر را!! او را که پیامبر فرموده که هرکس او را بیازارد مرا آزرده !!

باورتان میشود فاطمه را که ملائک مقرب به حضورش میرسیدند و او را باذن خدا از آینده خبرمیدادند ؟؟

در چنین روزتلخی که شجاعت فاطمه را در دفاع از اسلام با خشم وهیاهوو بی حرمتی درهم میشکستندآیا تفسیر همان آیه از قرآن نبود که آیا شما به آیین پیش از اسلام بر میگردید؟؟ آری برای اینکه ایمانها سست بود وبساط غفلت از آن گسترده ،و شورش بی دلیل وازسرجهل علیه عترت وقرآن پیامبر !!‌پس تکلیف اسلام این دین آخرالزمانی خدا چه میشد ؟؟ اهل بیت خود، رسالت خویش میدانست وبرای حفظ دین خاتم الانبیاء وارد عمل شد ونخستین قربانی را دراین راه فدیه وهدیه نمود وایشان کسی نبودند جز ریحانهء‌رسول انسیهء‌حورا حضرت فاطمهء زهرا!! تحمل وداع با مظلومترین وبرگزیده ترین از اهل بیت تازه آغاز راه پر فراز ونشیبی بود که امیر المومنین علی علیه السلام آغاز کرده بود وآن سکوتی بیست وپنج ساله بود که اگر ایمان قوی ایشان نبود آیا میتوانستند این صبر بزرگ را در زندگی اتخاذ نموده واساس اسلام را بعنوان یک امانت بزرگ رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم حفظ نمایند ؟؟خروش حضرت زهرای مرضیه خود هشداری به این جهل نسبت به اسلام بود که در زمان خودش با غفلت مسلمین روبروشد واسلام اصیل به انزوا رفت . حضرت نماد مظلومیتی است که بعده ها دامنگیر اهل بیت شد مظلومیتی که اوج آن در زمان امام حسین اتفاق می افتد تا زمان غیبت کبری یوسف زهرا حضرت مهدی موعود عجج الله تعالی فرجه الشریف سومین روز شهادت مظلومانهء‌محبوب قلوب مومنین ومومنات زهرای مرضیه را خدمت دوستداران وشیعیان آنحضرت تسلیت عرض مینماییم .

...وفجر انقلاب اسلامی تازه آغاز شده است !!

...وفجر انقلاب اسلامی تازه آغاز شده است                                     

دلم میخواست که در ده روز دههء فجر انقلاب اسلامی هر روزش را با ارایهء‌یک مطلب به پایان ببرم ولی نشد ولی حالا هم احساس میکنم میتوان این کار را ادامه داد چرا که هرسال همزمان با ایام دههء‌فجر این احساس بمن دست میدهد که گویا دوباره این دهه آغاز شده است و الی الله المصیر !!

دههء‌فجر امسال با دو مطلب بسیار اساسی وحساس واستراتژیک شکل گرفت اولین آن عبارت از خطبه های کوبنده وروشنگرانهء‌رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آقا و دیگری راهپیمایی توفنده و قاطع امت اسلامی در تجدید پیمان با رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهدای ارزشمند انقلاب اسلامی بود. از جمله یادمان دانشمندان فرزانهء‌هسته ای جمهوری اسلامی وتجدید میثاق مهم امت با رهبر معظم انقلاب اسلامی بود که البته هرسال بر شکوه آن افزوده شده و حضور پر عظمت تر امت اسلامی ایران را شاهد بودیم.گفتیم که یک احساس درونی به همهء‌ما نسل اولی ها میگوید که دههء‌فجر آغازی دوباره است ازیک طرف اینهمه پیشرفتهای علمی قاطعانه ملی بما اینرا میگوید !! از طرف دیگر باز بودن درباغ شهادت که از نسل اولی ها تا نسل سومی ها را ( امثال شهید احمدی روشن ها وعلیمحمدی ها وشهریاری ها والخ ... ) بشوق می آورد !! وازطرفی دیگر افتادن شور وبیداری اسلامی در خاورمیانه وتداوم وپیروزی آن در این منطقه اینرا اثبات میکند !!

دریک کلام باید گفت راهی که امام خمینی (ره) در سی وسه سال پیش بهر ما گشودند اکنون با همان صلابت بر روی امت ما گشوده است وما با همان شعارها و اتکا به تدابیر خلف همان امام یعنی امام خامنه ای این راه پر افتخار را ادامه داده و از گشوده بودن راه شهادت ، عزت وافتخار تحت ضل امامت خدای را فراوان سپاسگذاریم واین شوق همواره تا ظهورمهدی موعود در وجودمان جوشان است که هر روز شاهد موفقیتهای افزونتر خود وسایر ملتهای مظلوم اسلامی باشیم آری : والی الله المصیر  انشاءالله تعالی٪

امروزاربعین است ، آری اربعین !!


گفتن ندارد که امروز اربعین شهادت امام حسین ویاران باوفایش در دشت کربلاست !!

وامروز کربلا را حجی دیگر است حجی از صفوف بهم پیوستهء مسلمین وبالاخص شیعیان !!

امروز کربلا امتحانی دیگر برای مومنینی است که حج رفته وبرگشته اند ودوباره می آیندتا امتحان دیگری را ازسر بگذرانند و این امتحان در چلهء‌نشینی عاشورائیان یعنی اربیعن باید رخ دهد . وقتی از اردوی دشمنان نشانهء عجز و استیصال آشکار میشود ، وقتی دشمن برای مقابله با مسلمانان ومومنان به دین اسلام عملیات وحشیانه وکور تروریستی را پیشهء خویش قرار میدهد میتوان فهمید که دشمن از چه چیزی ناراحت است دریک کلام باید گفت دشمن ازفرهنگ عاشورا و تداوم آن در بین آنان ناراحت است دشمن وحدتی این چنینی را بر نمیتابد وهرگز آنرا بدون حب وبغض کینه نمیپذیرد بنابراین دشمن با ترور وکشتار سعی میکند، با مشت آهنین با این رویهء‌مبارک مسلمین برخورد نماید وصفوف متحد آنان را متفرق نماید ولی باطل قطعا" در مقابل صفوف بهم پیوستهء‌حق طلبان رنگ خواهد باخت وکه باخته هرسال شما میبینید که مراسم پیاده روی از نجف به کربلای امام شهیدان حسین بن علی متراکم تر وانبوه تر میشود چرا؟ چرائی اش در جنس حق وباطل است !! چرائی در نزدیک بودن وبهم پیوستن حق وفطرت آدمی است .

مسلمین در کشورهای اسلامی باید راز این نزدیکی را دریابند آن غفلت ودوری از اتحاد زمانی رنگ میبازد که دوباره بین امامت و دین پیسوند زنید تا طراوت وشادابی به دین بازگردد . این رازی است که در عاشورا وتاربعین حسینی بازگشایی میشود و شکوفا میشود . همین پیوند بین دین و سیادت الهی بر دنیا ودفع فاسدان از این مزرعهء‌اخرت است که خشم مستکبران را برانگیخته است . ما ایرانیان که بهتر ازهمه کس این راه راشناخته ودر راه آن آماده جانبازی وتقدیم شهید هستیم خدای را بسیار سپاس گذاریم که در این راه آموخته های ما در اختیار همه ملل اسلامی قرار گیرد که خدای را بازسپاس که این گونه بوده حالا دیگر آنانی که میهراسند دشمنانی هستند که فکر میکردند میتوانند با بمب گذاری وترور ما را از برزگداشت عاشورا واربعین بترسانند ولی اکنون برعکس شده دشمنانند که میبینند علیرغم میل آنان هر سال صفوف مسلمین بهم پیوسته تر شده و مسلمانان میلیون میلیون افزوزده تر در این مراسم شرکت میکنند و مرگ را اسیر سر پنجهء‌خویش نموده وبرآن میخندند وشعار اسمانی امام حسین علیه السلام را سر میدهند که هیهات من الذله !!وما درایران اسلامی عزیز خودمان هم شهیدانی در آستانهء اربعین حسینی  تقدیم آستان مقدس ایشان نمودیم آری شهیدان احمدی روشن و قشقایی قربانیان راه مقدس وروشن امامت  اهل بیت هستند که تجلی آن در اربعین امام حسین در هرسال متجلی است . باید دانست که اربعین بزرگداشت دیگری از غدیر است عید غدیر معرفتی است که تجلی عملی آن درعاشورا وتداوم تاریخی آن در اربعین است ، باشد که ما نیز از جمله کسانی باشیم که در این تداوم سهمی هر چند کوچک را تا به سرانجام رسانیدن تاریخ وبعزت رسانیدن مستضعفان را در همراهی با امام زمان که چشممان فدای مقدمش باد به انجام رسانیم . انشاء الله تعالی ٪

این دفاع مقدس پیروزمند ماست !!

این دفاع مقدس پیروزمند ماست

دیروز یکی دیگر از جوانان دلاور عرصهء‌علمی ما را به شهادت رساندند ، دیروز دشمنان که بعد از شکست در عرصهء‌نظامی که نتوانستند ذره ای از خاک مقدس ایران اسلامی را به تصاحب خویش در آورند ، حالا دو دهه است که سرمایه گذاری های وسیع فرهنگی وعلمی شان هم جواب نمیدهد و مجبورند مخفیانه ومنافقانه دست به اسلحه و مواد منفجره ببرند و با ترورهای ناجوانمردانه به خیال خود سد راه ملت شوند زهی خیال باطل هیهات هیهات من الذله !! ناراحتی آنها از مجموعه ای از شکستهای سیاسی ، فرهنگی علمی واجتماعی از نظام جمهوری اسلامی ایران است که آنها را مستاصل نموده است جواب آنها را پدر ومادر شهید راه نوآوری وجهاد علمی احمدی روشن دادند شیر مادری که میگوید در ایران مصطفی ها فراوان اند ! پدری که میگوید ما را از شهادت نهراسانند ! با این پدران ومادرانی که شب وروزها منتظرند که کی بتوانند عطیهء الهی را بدو بازگردانند استکبار وآمریکا واسرائیل چه میتوانند بکنند؟؟  استکبار جهانی وآمریکا واسرائیل فکر میکردند از فردای بعد ازپایان جنگ تحمیلی ملت ایران ملتی است که زانوی غم بغل بگیرد و بنشیند مایوس احساس شکست خوردگی نماید ولی ملت ما که همه شان شهید دادهاند و همهشان خود را از خانوادهء شهدا میدانند وهمهشان خود را مدیون خون مقدس آنان ، با هوشیاری امام راحل ونائب برحقش امام خامنه ای دانست که دشمن این بار جبههء‌فرهنگی را گشوده و مضافا برآن جبههء علمی وقس علیهذا !!

 واکنون میبینیم که هوشیاری رهبران ما ما را به فتح جبهه هایی غیر از جبههء‌نظامی سوق داده است واین فتح آنقدر چشمگیر وارزشمند بوده است که دشمن هنوز از دشمنی خویش با ما دست برنداشته است ولی دشمن بداند که این فتح سنگر به سنگر را ادامه خواهیم داد استکبار اکنون مجبور است انتقام سقوط بن علی ! مبارک ! قذافی و البته سقوط قریب الوقوع آل خلیفه! علی عبدالله صالح و آل سعود را از دانشمندان پارسای ما بگیرد اکنون انقلاب اسلامی فتح سنگر به سنگرش یعنی فتح قلوب مسلمین مظلوم شمال آفریقا !! عراق !! لبنان وفلسطین !! ودر مقابل دشمن فکر میکند با پوشیدن لباس نفاق و شهید کردن دانشمندان ما واقعا چه چیزی بدست می آورد خون هر شهید قطعا برکاتی دارد که مسلما" این برکات بیشتر وبیشتر آشکارشده وروز ذلت وعجز کامل دشمنان ما وفتح ونصرت الهی مسلمین ومومنین نیز قریب ونزدیک است آری به اندازه یک چشم برهم زدن نزدیک است الیس الله به صبح قریب !!

فاعتبروا یاولی الابصار!! ( تقدیر از همت مسلمانان منطقه برای تغییر واقعی )

در این چند وقتی که متاسفانه نتوانستم وبلاگ خود را بروز نمایم حرکت تند وتوفندهء بیداری اسلامی چنان طومار حکام وابستهء عرب را بهم پیچید که عبرتی ماندگار درتاریخ شد . من در همانموقع گفتم که نحوهء‌برخورد ما با فتنهء‌خطرناک سال 88 مطمئنا در روند آن وتسریع در پیروزی بیداری اسلامی در سطح خاورمیانه و بنا بفرمودهء‌آقا در سطح دنیا تاثیر گذار خواهد بود که چنین هم شد یعنی شما الان وضعیت شکنندهء‌جهان غرب را از اروپا و آمریکا در نظر بیاورید تا منطقهء‌حساس خاورمیانه را که شاهد حضور گستردهء‌مردم منسلمان منطقه از شمال آفریقا تا خاورمیانهء‌عربی که تاکید امت اسلامی عربی مومن و شجاع آن از ابتدایییییی قیام تا زمان پیروزی و حتی بعد از آنرا نیز دلبستگی به شعائر دینی و کتاب قرآن مجید تشکیل داده است وفریبکاری ژنرال ها مانند مصر نیز نتوانسته سد راه بیداری اسلامی شده و دریای مواج آن پر از موج های بلند است که راه مقابله با آن را هیچ کس نمیداند  چون این دریا با آن امواج بلندش استثمارگران وامپریالستها و خود فروخته ها در خود خواهد بلعید و سرنوشت محتوم باطل گرایان با انهدام ونیستی رقم خواهد زد . این موج تا اتصالش با اسلام ناب محمدی و شور حسینی همراه باشد روز به روز عرصه برای منافقانی که پوستین وارونهء‌تظاهر به اسلام برتن کرده اند تنگتر وتنگتر خواهدشد . مطمئنا بال وپر عقاب امپراطوری در سایهء‌عرب منافق یعنی رژیم آل سعود که کمک کار جنایتکارانی همچون مبارک ! بن علی ! صدام ملعون ! آل صباح ! آل ‌خلیفه وعلی عبدالله صالح ! بوده چیده شده است وقتی مصر به آن بزرگی اداره اش وتضمین کنندهء‌آینده اش بر طلوع هرچه شفافتر اسلام ناب محمدی قرار گیرد دیگر آینده ‍یش روی این امپراطور در سایهء‌عرب مشخص خواهد بود .

آری وقتی فتنهء‌بعد از انتخابات شعله کشید معلوم بود که این آغاز نبردی منافقانه برای تعیین شدن آیندهء در پیش روی است ، یک جنگ ریسکی برای نجات استکبار آخرین مستمسک برای نجات طرافدران باطل ! یعنی جنگی که با تمامی توان برای آخرین مقابله ها با نظام جمهوری اسلامی که یا به بقای آن منجر خواهد شد ( که شد) ویا راه سقوط استکبار غرب وعرب را در شیبی تند وغیر قابل کنترل خواهد انداخت ولی خوشبختانه وبا مقاومت هوشیارانه و توام با بصیرت ملت مسلمان ومومن وشهید پرور ایران و در اوج این حرکت وجود مبارک وبابرکت رهبری داهی و هوشمند چون آقا ومولای ما نائب الامام خامنه ای ما که سراج منیر برفراز این انقلاب درخشید واز نورخود خفاشان را کور نمود ودرعوض دلهای ما را قوت بخشید سببشد که مردم مسلمان منطقه نیز راه مقاومت در پیش گیرند و با عنایات الهی وبگونهای معجزه آسا بر پیشوایان کفر ونفاق فائق آمده وخود صاحب آیندهء‌خویش بشوند " الیس بصبح قریب " ؛ اکنون نیز که در آستانهء‌ دهء‌دوم ماه محرم الحرام هستیم شعارها وعملکردها نشاندهندهء‌آن است که شور حسینی هم به شعار وشعور برادران وخواهران مومن وشجاع ما در منطقه اضلفه شده است و باقی ماندهء‌آنها بخصوص امپراطور در سایه یعنی آل سعود به همراه دیگر وابستگان زرو زور و تزویر حاکمیت را به بازماندگان شهدا و خانواده های مومن آنان ودیگر مومنین وبرادران ایمانی ما در سراسر منطقه واگذار خواهند کرد. آری این موج دیگر موجی نیست که فرو نشیند و دیگر ثروتهای قارونی آل سعود نیز نیز تاثیری در فرو نشاندن آن نخواهد کرد . این بار شیر بچه های سید علی راه فتح وپیروزی با یک ضربت کارساز بر پیکرهء‌دشمنان ترسو وجبون را که چون ناجوانمردان رفتار میکرده اند را به ملل منطقه آموخته اند وآن نیست جز عمل به رمز بیداری که با شعار پیامبر خاتم شکل گرفته است " قولوا لااله اله الله تفلحوا " !! والسلام علی من عبادالله الصالحین .

کشتی نجات حسین ( علیه السلام)

آیا سر این الفت در حرارت قلوب مسلمین نسبت به حسین بن علی است ؟ آیا سرش در تمایل نفس ما به صبغه الله میباشد؟ صبغت اللهی که با عشق تمام وکامل شهیدان نسبت بخداوند تجلی عینی ای می یابد و شکوفایی خود را نشان میدهد. صبغت الله یعنی برنگ خدا شدن و رنگ اللهی یعنی سرخی خون یک شهید و در بین شهدای اعصار ما شهیدی زیباتر از حسین سراغ نداریم . راویان صدیق احادیث از ملائکه خداوند و پیامبران اولی العزم تا خود مظهر صداقت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیهم اجمعین گفته اند که حسین را در عالم زرع عهدی با خدا بود که چون آن عهد بست وبر سر پیمان ایستاد موجب حیرت دیگر مخلوقات خدا شد ودر روز عاشورا نقل میکنند که هرچه لحظهء شهادت حسین بن علی نزدیکتر میشد چهرهء او زیباتر و نورانیترحسین عهدی که با خداداشت عملی شد.

روز عاشورا تجلی دوبارهء پیمان روز الست گردید وخدا آن روز را چون چراغ هدایت و کشتی نجاتی برای ایمان آورندگان قرار داد؛ براستی چه نیکوست کشتی نجاتی باشد برتر از کشتی نوح و چراغ هدایتی که نزدیک به هزار وپانصد سال فرا راه تو بدرخشد ونورهدایتش برای تمام عالمیان باشد !!

واکنون عاشورایی دیگر را پشت سر گذاردیم وعاشورایی دیگر پیش روی داریم ودعای ما بدرگاه ذات بیهمتای حق همچنان آن است که ظهور منتقم اصلی خون پاک حضرت سیدالشهدا را برساند آن ناخدای کشتی نجات حسین بن علی را آن را که خون حسین را در رگ دارد وذوالفقار علی را!! و کتاب قرآن بدست بار دیگر فریاد هل من ناصرش دلها را خواهد تپاند و این بار مسلک بی وفایی کوفیان را برای همیشه زیر پاهای مصمم اراده هایمان دفن خواهیم کرد . این زمزمهء‌همه شیعیان راستین است که" اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر والزمان منتقم الدماء‌حسین مظلوم بارض کرببلا "

الهی آمین رب العالمین . والسلام ٪      

میخواندندت بنام ، برای همرهی !! بسم الله !!

کاروان کربلا دوباره از اوج میخواند ترا !! صدایی نمیشنوی جز زمزمهء دعا !! جز التجاء بخدا !!

کاروان کربلا دوباره حرکت تاریخی خود را آغاز کرده است !! میدانی همهء اینها برای چیست؟ همه از سر لطف حسین ویاران باوفایش است !! کیست حسین را یاری کند ؟ ؟ کیست ؟ براستی کیست ؟ یار واقعی ومردانه فرزند شاه ولایت ؟

کاروان کربلا میخواند ترا در اربعین دوباره ندای یاری حسین را از آن میشنوی و از اربعین های تاریخ !! چون میراثی مقدس آشنای گوش هاست !! طپانندهء دلهاست !! مونس جانهاست !! طوفان دین است اعتلای مومنین است .

آری کاروان کربلا میخواند ترا به اوجی که درآن جای داشته ای واز آن به غفلت هبوط نموده ای .

 واربعین که دوباره نزدیک میشود یادت می آید که این خط خونین وحیات بخش زندگی را نباید که فراموش کنی که اگر این بارهم فراموش کنی هبوطی دیگر ترا در راهست و ...

مباد که چنین سرنوشتی نصیب مان شود که کربلا وعاشورا ئیان را راهی جز اوج وپرواز به ملکوت مقدر نباشد وباشد که ما از آنان باشیم بعون الله تعالی . والسلام %

دوباره از عاشورا بخوان

زیارت عاشورا تاریخ عمل به قرآن امام حسین (ع) در روزعاشورا ست !!

وچنین شد که امام حسین که درود خدا نثار او وخاندانش باد

قیام خود را بپایان رسانید و

خون بر شمشیر پیروزشد.

واکنون که زیارتنامهء عاشورا را میخوانی در افقی بلند عاشورا را دراستای عمل بقرآن بنگر

چگونه؟

عاشورا عینیت آیهء کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره میباشد

هفتاد ودونفر خالص در برابر

 سی هزار یا بیشتر غافل

واین ابتدای تفسیر عملی قرآن در دشت کربلاست

قرآن را تلاوت کن آنجا که میفرماید رنگ خدا برترین رنگهاست و رنگ خدا در روز عاشورا

رنگ سرخ خون حسین بن علی علیهما السلام

ویاران عاشق خدایش بود.

باز ورق بزن قرآن عظیم وکریم را دوباره تفسیر عاشورایی آنرا به نظاره بنشین :

الذین ماعاهدوا الله علیه

عهد باخدا !! الله اکبر الله اکبر از روزعاشورا

ودر جای دیگر ببین :

"محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار ورحماء بینهم "

وچه کسی برتر ازحسین ویارانش برسول خدا در این روز نزذیکتر بودند؟؟

آنگاه که علی اکبر حسین میگفت جدم رسول الله با جامی آب به استقبال من آمده وشما را سلام میرساند ویا عباس بن علی مگر نگفت که مادرم زهرا سر مرا بر دامان گرفته بود؟

برای همین است که در زیارت عاشورا درود میفرستیم بر حسین پسر پیامبر برگزیده وحبیب خدا حضرت ابوالقاسم محمد صلوات الله علیهم اجمعین

زیارت عاشورا بخوان ای عزیز وتفسیر قرآن را در بند آن ببین که حضرت سیدالشهدا عملا بند بند آنرا تفسیر کرد نماز عاشقانه اش !! امر بمعروف ونهی از منکرش !! دفاع از آیین ودینش

جهاد مردانه اش !! گذشت از عزیزانش !! زبان قرآنی اش که راه عذاب را از راه نعمت وبرکات خدایی جدا میکزد وانذار میداد وتبشیر میکرد !! الله اکبر الله اکبر الله اکبر از روز عاشورا روز به تجلی نشستن آیات قرآن کریم .

زیارت عاشورا بخوان برادر زیارت وارث را هم بخوان گویی بوالله که یک دوره تفسیر قرآن را خوانده ای

بخوان آری بخوان بنام خدایت که ترا آفرید ! ترا ازخون بسته ، از روحی پاک وبلند آفرید!! بخوان


بخوان !! همیشه بخوان .


 

 

 

 

 

 

 

 

نهم دی تاسوعایی دوباره !! لبیکی از عمق جان !! بصیرتی بوسعت تاریخ!!

این روزها یک چیز است که دلم را خیلی میلرزاند و آن ذکر یا حسین است ، آخر فردا نهم دیماه است سالگرد پاسخ قاطع ملت ایران به فاجعهء هتک حرمت ضد انقلاب به روز عاشورای امام حسین !!

آنروز خذا توفیق مان دادکه منهم در میان آن جمعیتی بودم که تجسم معرفت!! عشق !! دینداری!! ولایت مداری بودند و وقتی آن جمعیت فریاد شان یا حسین میشد من ناخود آگاه اشک در چشمانم جاری میشد وبا خود میگفتم ای حسینی که جانها بفدایت میبینی لبیک امت را بفرزندت سیدعلی شجاع وغیرتمند را؟؟ حسین جان اگر نبودیم در سال 61 هجری هم اکنون هستیم واز نای جان فریاد لبیک مان تاریخ را بجلو میبرد !!

حسین جان ما رمز هدایت این کشتی را نام مبارک تو میدانیم و این سفینه نجاتی که ناخدای آن سیدعلی با نام شما حرکت آغاز کرده تا ازپس ابرها رخسار نورانی مهدی فاطمه را ببیند واین کشتی را به ناخدای اصلی آن حضرت حجت ابن الحسن العسگری بسپارد !!

از هنگامیکه ما با زبان کودکانه مان گفتیم یا حسین تا امروز که عمری راپشت سر گذارده ایم و فرزندانمان را با نام پرمهرتو بزرگ کرده ایم هنوز عشق ما در تکرار ذکر نام مقدس تو میباشد .

روز نهم دی سال گذشته باز معجزهء نام تو ما را چند گام به مهدی فاطمه نزدیکتر گردانید وما ملت مسلمان از جان گذشته دوباره چراغ تاریخ را با غرور بیعت با ولایت  روشن گردانیدیم  وبر این غرور بالیدیم که راه دراز است و ملت ما بیدار و رهبرمان بصیر وعاشورایی و همه مان منجی عدالت جهانی را منتظریم !!

آری رمز فتح الفتوح روز تاسوعای دی سال گذشته را هیچگاه از یاد نخواهیم وآنرا فریاد همیشه بلند تاریخ عمرمان ساخته ایم وآن نیست ونبوده ونخواهد بود جز ذکر زیبای یا حسین !! ذاهبون بالطریقک یا حسین !!یا سیدالشهدا !! یا حسین !! یا حسین !! یا حسین !!

رفتن کاروان کربلا!! عجب رفتنی !!

کاروان کربلا رفت تا جلوی یک انحراف تاریخی از دین اسلام را بگیرد که گرفت

چرا که امام حسین سیدالشهدا  گفت من برای اصلاح دین امت جدم وبازگرداندن آنان به دین اصیل او قیام کردم

کاروان کربلا رفت تا به یاد مردم آورد زشتی عهد شکنی و عدم وفاداری وجوانمردی را واینکه تاریخ چنین رفتاری رااز انسانهاازیاد نخواهد برد که آورد !!هرچند آن هنگامی بود که مردم کوفه مرتکب آن شده بودند ولی نهضت کربلا این صحنهء عبرت را برای تاریخ ساخت تا پیمان شکنان شرمش را داشته باشند ومردم عبرت بین آنرا مایهء مراقبت از خویش قراردهند.

کاروان کربلا رفت تا تاریخ را درسی بیاموزد از آنکه اگر ارادهء انسانها بر تغییرتاریخ قرار گیرد میتوان چنین کرد بشرط آنکه توکلی الهی در میان باشد وصبری عظیم درمیان ، راستی صبر وصاحب آن زینب کبری را چگونه شناخته ای؟؟

کاروان کربلا رفت تا حقانیت دین برای همهء بشریت را برای همه بیخبران افشا کند. اگر تبلیغات روانی امویان در شام و ماوراء نهر بر ذم اهل بیت قرارداشت حضور اهل بیت با آن وضع فجیع و رقت بار زنجیر بر دست و خشونت سربازان برعلیه کودکان گریان  وبی پناه درشام نشان داد که تنها حافظان دین اهل بیت عصمت وطهارتند وانان مویدان قرآن وفرزندان پیامبر اکرم میباشند .

کاروان کربلا همچنان میرود وتاریخ را جلا میبخشد و مردمان را نسبت به دین درهر نقطه از عالم آگاه تر میسازد ، آری کربلا کیفیت زمان را بیش از پیش برما روشن گردانیده وخواهد گردانید خدایا ما را ازدرک ککنندگان آن مقرربفرماالهی آمین .

  

 

سلام ما بر کاروان اسرا!!

امروز سه روز ازعاشورا میگذرد ، سه روز از روزی میگذرد که تعیین کننده ترین روز تاریخ شد سه روزی که زیباترین روزهای تاریخ را رقم زد و دین اسلام با رنج ومشقتی که ابا عبدالله بجان خرید و جبههء کفر واستکبار را افشانمود.

وسلام ودرود ما بر امام سجاد که کشتی عاشورا را از میان طوفان فتنه ها سالم به مقصد هدایت کرد و نگذاشت تا اصالت نهضت عاشورا بدست فراموشی سپرده شود . امامت امام سجاد اگر همراه با صبر وحلم وبردباری و تحمل ایشان همراه نبود معلوم نبود سرنوشت امت به کجا کشیده میشد ؟

من همواره بعنوان یک شیعه ء علوی با رسالت حسینی امام حسین علیه السلام و ذریهء آنحضرت را نه امام یک منطقه یا سرزمین ویا یک زمان خاص ، بلکه یک امام وپیشوای جهانی با رسالتی فراموش نشدنی میدانم. این از جمله درسهای عاشورا برای ماست که وقتی در طی سالها برای ما تکرار میشود گویا ما را یک پله بالاتر میبرد و مارا به اوج مفهوم نهفته در آن نزدیکتر میگرداند آری امام ، پیشوا وزعیم کل بشر است که بخاطر حفظ دینی شهید شد که سعادت دنیا وآخرت او رادر خود نهفته داشت واگرشهادت امام نبود این دین شرایط بلاغت دوبارهء خویش از زبان زینب کبری وامام سید الساجدین را ازدست میداد .

من امسال تصمیم گرفتم که در قنوت نمازهایم در ایام عاشورای حسینی علاوه بر سلامی که بر امام حسین وحضرت علی اکبر و حضرت ابو فاضل ابوالفضل العباس میفرستم اضافه بر آن از حضرت زینب کبری وحضرت امام سجاد و دختران امام حسین و حضرت رباب مادر علی اصغر شهید دردانهء ششماههء کربلا نیز نام ببرم . شاید این را از زیارتنامهء ناحیهء مقدسه اقتباس کرده باشم که   دراین زیارتنامه حضرت ولی عصر عجج الله فرجه الشریف بصورت کاملا مشخص وجزیی شده به افراد موجود در صحرای کربلا ووقایع آن میپردازد حال ماهم بعنوان یک بندهء کمترین بارگاه امام حسین وحاضر در محضر الهی به این امر بدین گونه مبادرت میورزیم که: وسلام بر کاروان اسراء و سلام بر امام سجاد نسل باقیماندهء امامت که بحق وبصداقت از اهل بیت پیامبر دفاع نمود ودرآن طوفان دشمنان وهلهلهء آنان نفوس خفته شانرا بیدار نمود

سلام بر زینب کبری که رسالت آشکار نمودن حقانیت فرو مانده ومکتوم ال البیت پیامبر را آشکار نمود وجانانه از خون پاک برادر و یاران پاکبازش دفاع نمود ورسالت خود را بانجام رسانید وامامت امام سجاد را پاسداشت و روح کشته شدگان از اهل بیت اعم از پیامبر اکرم وعلی وزهرا وحسن مجتبی را از خود راضی کرد.

وسلام ما بر دختران پیامبر ودختران حضرت زهرا وخواهران بزرگوار امام حسین ، سلام ما بر ام کلثوم بزرگوار که یاور حضرت زینب در صبر وبردباری بود وسلام ما بر دختران امام حسین رقیهء سه ساله و فاطمه وسکینه خاتون اهل فضلی که راه پدر را ادامه دادند  ورقیه بزرگوار سه ساله ای که طاقت دوری پدر را نیاورد وشهید راه اسارت گشته وبخیل شهیدان و عمویش علی اکبر و حضرت عباس وپدرش سیدالشهدا پیوست .

وسلام ما بر رباب بزرگوار که فرزند ششماه اش فدایی دین شد واو نیز رنج فراق را بزرگوارانه وعزت مندانه تحمل کرد ، سلام ما بر اوباد که هرگز در زیر سایه نیارامید و همیشه بیاد حسین بود و باذکر حسین علیه السلام سر میکرد وعاقبت طاقت دوری او را نیاورد و بعد از یکسال بدو پیوست و رخت آخرت پوشید .

سلام ما بر جمیع اسراِ کاروان کربلا آنانی که پیمان وفاداری خویش نگسستند و از بیعت با اهداف ومرام ومنش ودین حسین بن علی خارج نشدند وهرگز به آن نیندیشیدند.

آری راه شهدای کربلا باقی است تجلی آن در اسرای کربلا متجلی است و ندای مظلومیت آن هر سال از خیمه حسینی حضرت مهدی موعود بلند است پس ای عزیز فاطمه کی ظهور خواهی کرد و انتقام این خونهای پاک وبیگناه ریخته شده در زمین کربلا را باز خواهی ستاند بیا بیا که ما به فطرت پاکمان قسم از منتظرانیم .         

شولای خونین عشق را بر گردن بیاویز ای شیعه’ حسین بن علی !!

نمیدانم چه بگویم قلبم سنگین شده است و چشمانم چنان اشکبار است که نمیدانم غم این ماتم وشرح این مصیبت را به کجا ببرم آیا میتوانم جز بخدا گلهء این مصیبت عظما را بکنم ؟ خدایا تو خود گفته ای که در دلهای شکسته جای داری دل ما شکسته از این غم ، ما را با ذکر خود تسلا بده ای خدایا نمیدانم خاندان اهل بیت چگونه این مصیبت را تحمل کردند چگونه هنگام رسیدن به دشت کربلا حسین ومردان بنی هاشم بودند وملازمین حرم و ووقت بازگشت همه محارم اهل حرم در خون طپیده بودند دریک بعد از ظهر توفانی خروش نفوس خود فروخته برخاست تا توفان انبیاء و اولیا و اهل بیت عصمت وطها رت را مهار نماید غافل از آنکه انان جان خویش را فدا مینمایند تا ضمانت بقای دین خدا نمایند .

در واقع خاندان اهل بیت عصمت وطهارت برای فدا کردن ارزشمندترین داشته ها ی خویش در راه بقای دین تو از هیچ چیز دریغ نکردند . این همان زیبایی است که حضرت زینب کبری از آن به زیبایی آنچه دیده یاد میکند در حالیکه تاریخ گواه است که آنچه در کربلا گذشت قساوت عده ای کثیر بر علیه عده ای قلیل بود و خصوصا این قساوت در مورد آل هاشم بیشتر وبیشتر میشود پس زینب چه دیده از ورای آنهمه ظلم وستم که از به جز زیبایی توصیف نمیکند ؟ ؟ آنچه زینب کبری که درود خدا نثار او باد در این واقعه عظیم وهجوم شدید مشاهده کرد وآنرا با تمامی وجودش درک نمود وفای بعهد با خدای برادرش حسین و شیعیان از جان گذشته اوکه هم از خاندانش بودند وهم اقتدا کنندگان به او ُ. براستی این وفای بعهد او بود که سپاه دشمن را آنچنان وحشیانه به قتل او ویارانش واداشت ؟ آیا براستی وفای بعهد ایشان وبرادرشان ابوالفضل العباس چنین بر دشمن گران آمده بودکه بی محابا بر آنان تاختند و با کینه ای غیر قابل وصف بر پیکرهاشان تاختند و انتقام کور از این بیگناهان تاریخ ستاندند؟

 بجرات باید گفت آری چون چنان دوران تباهی را مسلمین سپری میکردند که همهء وظایف اسلامی خویش  را بدست فراموشی سپرده وتعطیل نموده ویا حذف نموده بودند . در واقع حاکمیت که خود هدفی غایی برای حاکمان جور وستم شده بود دین را به فرمودهء حضرت علی علیه السلام پوستین وارونه پوشانیده بودند واز اصالت خود دور دور کرده بودند . وقتی کار بدینجا میرسد ضرورت قیام امام حسین مشخص میشود به نظر من حتی اگر امام تنهای تنها هم می بوداین کار را انجام میداد چون کار بنی امیه از تظاهر به دین گذشته بود و وجود یزید بن معاویه ثابت میکرد که دوران تظاهر به دینداری گذشته واو رسالت اجداد فاسقش را برای محو آثار دین اسلام بکار گرفته بود . وقتی او با حتی امام حسین تعارف نداشت آیا روا بود که امام باو تعارف کند ؟ امام بحق خود را وارث پیامبر میدانست و ادای این رسالت عظیم وحفظ بیضهء اسلام جزبا یک فداکاری بزرگ میسر نبود ، فداکاری ای که زنجیره های بعدی آن ضمانت خود را ازخون ایشان گرفت و مریی شده وبر دوش اندک باقی ماندگان مخلص قرار گرفت.

در اینجا امام بعنوان تنها معصوم باقی مانده تفسیر وتعبیر نوین خود را از اصلت مغفول ماندهء آن به همه ارایه میکند و آن نبود جز اینکه امام در شرایط خطیر عاشورایی آن روز دین را امر به معروف دیده ونهی از منکر، و این یعنی خلاصی دین اسلام از ابعاد خرافا تی که ناجوانمردانه به دین الصاق نموده و رنگ واقعی آنرا به نفع خود قلب نموده اند واین همان وفای بعهدی است که ما آنرا پیشتر ذکر کرده ایم . امام علیه السلام میرود ودر میدان قتلگاه به فجیع ترین شکل ممکن به شهادت میرسد واین امانت را به زینب کبری میسپارد تصورش برای ما خیلی سخت است که خواهر بزرگوارایشان و عمهء امت اسلام با از دست دادن برادری که او را بیشتر ازهمه چیز دوست میداشت و محارم حرمش بخصوص حضرت علی اکبر وحضرت عباس بتواند این رسالت را ادا کند .

لحظاتی سخت در پیش روی است بعد از آن هجوم سبعانه بر سپاهیان امام و خود امام وتنهایی زینب کبری حال همان آدمهایی که روی گرگ را در سبعیت سفید کرده اند حال خیمه ها را درامان نخواهند گذارد حال غروب شده و وقت اسیر گرفتن وغنیمت گرفتن است حال وقت تاختن به غنائم جنگی است حال وقت دست اندازی به غنیمت هاست و برای آنان بیدفاع بودن ومدافع داشتن خیمه ها فرقی نمیکند خوب باید آغاز کرد ، باید آتش زد و جنگ ناجوانمردانه را تکمیل کرد .

واین دوباره آغازی است بر پیمودن راه شهدا و این میان زینب کبری چه ها کشید فقط خدا میداند وبس !!آری دستی که برادر بر سینهء پرتک وتاب خواهر گذارده بود معجزهء صبر خویش را درسینهء او هنوز در طپش داشت و زینب تمامی ناملایمات اسارت را به همین خاطر تحمل میکرد او شولای  صبر واستقامت بر گردن داشت و بدان افتخار میکرد او بدرفتاری سپاهیان سعد را بدیده دید و در سینهء دریایی اش با تحمل آنرا آمیخت تا بموعد ادای رسالتش نزدیک و نزدیک تر شود او حالا ساربان ویژهء کاروان اسرا بود او از حالا به بعد باید فریاد حقانیت و شفافیت دین خدا میشد . او حالا دوباره باید رمز آفرینش را تکرار میکرد !! پیمان خدا را در روز الست به یاد مخلوقاتی می آورد که نه تنها به فطرتشان عمل نکردند بلکه بندگان شیطان شدند برای انتقام از فرزندان آدم ابوالبشر !!

همانگونه که خدا به مریم عذرا مسیح امت را عطا کرد تا با یاد آوری خلقت بشر که او را ازچه آفریده است همانگونه نیز این بار رسالت دفاع از دین خود را به دختر وپسری از فرزندان پاک آدم وحوا یعنی فرزندان علی بن ابیطالب و فاطمهء زهرا سپرده بود تا بیایند وشهادت بدهند که خداوندا عبور ما از این امتحان پربلا را قبول فرما وفدیهء ما را در این روز بپذیرکه او خامس آل عباست ،  او همان فرزند حدیث  کساست محبوب دل مصطفی و ملائک عرش اعلی است .

آری حضرت زینب رسالتش را به همراه برادر زاده اش امام چهارم حضرت سیدالساجدین بخوبی در کوفه وشام و مدینه انجام داد تا توانست دوران بازگشت به جاهلیت را چون سدی سدید باشد وبیضهء اسلام ودین نبوی حضرت خاتم الانبیاء را حفظ نماید ، امام حسین در واقع زینب را بخدا سپرد ورفت تا دین اسلام باقی بماند و خداوند هم زینب کبری و حضرت سجاد را بخاطر اخلاصشان حفظ کرد وبه آنان شرح صدر وقدرت بیان و عظمت وجرات و شهامت وشجاعتی عطاء نمود تا او هفتاد ودو قربانی به پیشگاه تو آورد تا بدانی که هنوز آنچه بازدارندهء انسان از شیطان است اخلاص است ، وفا ست ، دینداری است وبر فطرت ماندن است . چیزی که شیطان از آن هراس داشته ودارد وهمیشه خواهد داشت وتا نام حسین بر دل تاریخ تلالو دارد ومرام او باقی است شیطان و وسوسه هایش جایی برای عرض اندام نخواهند داشت .واین شولای سرخ وخونین عشق است که مسیرهای پربلا را در طول تاریخ طی میکند وهرکه را شایسته ببیند بروی نصیب خواهد شد وراه درخشان هدایت او را مشخص خواهد نمود راه عاشورائیان تاریخ ساز!! .

خاطره ای از یک شهید کربلایی (شهید عباس گودرزی رض ):یک عاشق واقعی کربلا وامام حسین (ع)

وامروز دلتنگم را باز خواهم گشود با اشک دیده با سرشک روان از چشمهایم بر مظلومیت وغربت امام حسین علیه السلام و السلام علیک یا اباعبدالله خواهم گفت و اشک چشمم موجی خواهد شد که مرا در سیر تاریخ جولان خواهد داد ، آری اگر اشک میریزی چنان بریز که بتواند ترا معرفتی ژرف وشگفت ببخشد وابا عبدالله را دستگیر تو نماید انشالله آجرک ماء جورا !!

صحبت از اشکی بود که از غیرت برمیخیزد وگرنه کوفیان وقتی به یاری اباعبدالله نشتافتند ومیدان را برای اراذل واوباش وگردنکشانی که حالا شده بودند سپاه ابن زیاد خالی کردند ، باید هم بعد از آن فاجعه ای که از دل غفلتشان زاده شده بود گریه کنند . آری زینب کبری که سلام ودرود فراوان خدا نثار او باد و امام برحق علی بن الحسین علیه السلام حضرت سجاد زین العابدین بدرستی گفتند که ای مردم کوفه چشمهء اشکتان خشکیده نبا د !! چرا که هیچ وقت کوفیان نتوانستند ونخواستند در تاریخ سازی و شورش علیه ظلم وستم شریک باشند .

 این امر را یک نوع تنبلی روحی وروانی باید دانست که گریبانگیر کوفیان شد و تاریخ در امتحانات بزرگ آنانرا آزمود ومتاسفانه همیشه مردود بودند . قریب به یقین باید گفت که باکمی دقت میتوان دریافت که آنچه مایهء مردودی در امتحانات بزرگ شده وراه آنان را معارض با راه انبیاء عظام و اولیای دین وائمهء معصومین قرار داده است درسی مهم وتاثیر گذار بعنوان بصیرت بوده است که کوفیان همیشه از آن مردود بیرون آمده اند . متاسفانه در تاریخ بازهم شاهدیم که کوفیان هیچ همتی هم در تصحیح وباز نگری وباز خوانی این درس مهم نداشته اند واین مایهء تاسف بسیار فراوان است .

صحبت از اشکی بود که از خون دل برمیخیزد یاد خاطره ای از یک شهید افتادم شهید برزگوار عباس گودرزی برنامه سازی که سعی داشت با ارایهء برنامه های متفاوت تلویزیونی دلسوختگی خود را نسبت به مکتب اهل بیت نشان دهد. وی از جمله کسانی بود که وقتی برای اباعبدالله اشک میرخت به زیبایی وتاثیر آن اعتقادی عمیق داشت. شهیدی که در سال ۸۸ همراه با شهید شوشتری ودیگرشهدای وحدت درسیستان وبلوچستان به امام حسین ویارانش پیوست .

 دغدغهء وی همیشه این بود که مکتب عاشورا را برای خود راهنمای عمل قرار دهد یادم است که هرموقع فرصتی میشد ویا اوقات فارغ از کاری بدست می آمد او راجع به عاشورا آغاز سخن میکرد وبه زیبایی هرچه تمامتر وبا تسلط ستودنی ومستند به مقاتل غریب مانده ولی مشهور شروع به صحبت میکرد ، از حق نباید گذشت که وی بقدری خوب وبلیغ وشیوا وسوزناک از واقعهء عاشورا ودر تداوم آن از شهدای دوران انقلاب اسلامی ودفاع مقدس سخن میگفت که غبطهء همکاران را بر می انگیخت .

او اولین کسی بود که مرا با زیارت ناحیهء مقدسه آشناکرد زیارت نامه ای که مرا شوق نگارش نمایشنامه ای با نام آن سر بلندتر از خورشید را ، بخشید نمایشنامه ای که بسیار دوست داشتم اجرایش کنم ولی در پیچ وخم هزار توی جشنواره ها مهلت وفرصتی برای اجرایش پیش نیامد هر چند بعده ها فرازی از آنرا تحت عنوان زخم بر تن خورشید اجرا کردم که انشاء الله خدا قبول کند.

آری ازشهید گودرزی میگفتم و از خاطره ای از ایشان در ارتباط با عاشورا ، ایشان میفرمودند که "شما اگربه کنه قضیهء عاشورا بنگرید می بینید ابن زیاد بعنوان فرماندهء اصلی سپاه کوفه وابن سعد وشمر لعین بعنوان یک مدعی بر بیعت بناحق خلیفه امام حسین را درتنگنا گذاردند تا از ایشان بیعت بستانند تا اینجای کار ما مصاف حق وباطل را کاملا طبیعی میدانیم مخالفت با باطل در سیرهء امام ویارانش واصرار وابرام ابن زیاد ویارانش بر موافقت با خلیفه !! ولی آنجا مشکل عیان میشود که این دشمنی ها از شکل طبیعی خویش خارج میشود تبدیل به خشونت توام با انتقام از اهل بیت میشود میخواستند اثری از اهل بیت باقی نماند میخواستند اهل بیت را تار ومار نمایند . خوب اگر شما با حسین دشمن بودید وهمراهانشان چرا وحشی گری را تمام وکمال انجام داده و بر پیکرهای آنان ناجوانمردانه تاخته وبدنها را مثله کرده ، سرها را از تن جدا کرده، لباسهای شهدا را غارت کرده و حتی حرمت اجساد را نگه نداشته و عریان بر صحرا باقی گذاردید وبعد از بر خیمه ها و محارم واهل بیت پیامبر هجوم بردید ،اگر اینها را هم بطور خوشبینانه جزء طبیعیات یک نبرد تلقی نماییم آخر نامسلمانی آتش زدن خیمه ها را چگونه میشود توجیه نمود؟ سیلی زدن بر کودکان فراری وربودن زیور آلات دختر بچه گان ، تازیا نه زدن بر آنان را وحرمت شکنی اسرا را حتی اگر بیگانه هم باشند چطور میتوان توجیه کرد " . این برداشت این شهید از عمق معرفت ایشان نسبت به فرهنگ کربلا حکایت میکرد .

فرهنگی که من وایشان روی مانور هنری دادن روی نقطهء ثقل آن توافق داشتیم و تمام کارهایی راهم که انجام میدادیم با رعایت برجسته کردن همین قضیه بود یعنی مدخلیت اهل بیت و قرآن کریم .چرا که مارا اعتقاد بر این بود که دشمنی یزید با امام حسین برای قطع ریشه های اسلام بود و قیام تاریخی امام حسین هم برای پاسداشت از اسلام وقرآن کریم بود که این جانفشانی ایشان واصحاب واسیر رفتن خاندانشان در واقع این توطئهء خطرناک امویان راخنثی کرد وبقای اسلام را بیمهء قطعی نمود.

شهید گودرزی یک عاشق واقعی کربلا وامام حسین بود برنامه سازی که آرمانهای بزرگی درسر داشت او به آرزوی بزرگ خویش یعنی شهادت نائل آمد ، حال برماست که چون او عاشورایی باشیم وراه روشن او را در ارایهء فرهنگ عاشورایی به جامعه ادامه دهیم چنین باد وجز این مباد !!

و این بار دلتنگ عباسم  ماه منیر بنی هاشم !! شولای خونین عشق (6)

نمیدانم چرا اینقدر دلم هوای عتبات را نموده است کاش الان آنجا بودم ، از نجف آغاز میکردم کنا ر مضجع امیر المومنین می ایستادم و میگفتم یا علی !! ای حیدر کرار یادت می آید عبا س را؟ عجب پسری تربیت کردی !! راستی چرا هر که با توست اینقدر اهل حلم وصبر وفاداری میشود روز مالک را در صفین یادت هست ؟ مالک با آن اطاعتش از شما و وفاداری کامل به شما سنگ تمام گذارد و پرچم معرفی یک شیعهء واقعی شد ، الله اکبر !! الله اکبر !!

یا علی ای ما همه شیفتهء تو شیعهء تو کشتهء تو چه بگویم انت جمیعا فداکما !! ای علی یادت می آید از روز عباس در صفین ؟ آن پسر سیزده چهارده ساله ای که با آن قد وبالا وهیکل رشیدش درمیا ن سپاهیانت جای داشت ، یکی از سپاهیان فحاش وهتاک معاویه آمد وبنای فحاشی وهتاکی گذارد غیرت ولایی آن جوان که همان فرزند شما حضرت ابوالفضل العبا س بود جلو رفت و او را با ضربتی بدرک واصل کرد .

یاعلی این آغاز داستان عباس وباب الحوائج فرزند خلف شما نیست . آغاز داستان او از بدو تولدش آغاز میشود وبوسه های شما بر بازوانش وقتی مادرش حضرت ام البنین این بوسه ها را مینگرد با تعجب شما را مینگرد و اشم که اشک هم میریختید علتش را میپرسد وشما در جواب آن زن فرزانه وام لمومنین میگویید که این دستها در عاشورا روزی ازقلم قطع خواهد شد وفدای پسرم حسین خواهد گردیدودر سشخت ترین روز عالم از امتحانی بزرگ سرافراز بیرون خواهد آمد .

یاعلی این داستان وفا وادب عباس در آن روز صفین نیز خود را نشان داد وفا داری اش را آنروز ثابت کرد که بدانید او در راه ولایت آمادهء جانبازی است وشما ای مولای من فرمودید که جلوی این جوان را بگیرید که او باید بماند برای یاری حسینم در روز عاشورا !! وعاشورا چگونه روزی بود شاید روز واقعه!! شاید روز نباء عظیم !! روز تفسیر سورهء شمس !! وشاید هم تفسیر سورهء قدر ؟؟ نمیدانم ولی وقتی فکرمیکنم که در آن تاریخی که هنوز 50 سال بیشتر از رحلت پیامبراکرم نگذشته است و چهار تن از اهل بیتش را به شهادت رسانده اند واز پنج تن آل عبا فقط حسین بن علی فرزند حیدر کرار مانده و اگربخواهند ایشان را یعنی حسین ابن علی را  نیز به قتل رسانند چه خواهد شد؟ الله اکبر دلم از هراس گویی در سینه نیست ،یعنی  تاریخ همهء خوبان را قربانی میخواهد آیا براستی دین اسلام باید بدست فراموشی سپرده شود؟ امام ومولای من عجب دوران تنگ وتاریکی شده است ؟ خدایا راه چاره ای !! مگر خود نگفته ای که قرآن را حافظ خواهی بود؟ مولا مگر نفرموده اند؟ ؟ آخر یعنی اسلام دورهء پر فروغش اینقدر کوتاه بود که ما بنشینیم وشاهد قطع این ریشهء تناور باشیم ؟؟

مولا جان حال میفهم که در هنگام اعزام به صفین چرا از روز عاشورا  خبر دادی ، چرا از آنچه بر فرزندگرامی تان حسین سیدالشهدا خواهد رفت گفتید، چرا آن روز در رویارویی دو سپاه کوفه وشام عباس دیگر پسرتان را بعنوان یاور سپاه حسین تان معرفی کردید!! آری اینها تلنگر به اصحاب بود !! اینها تلنگر به کوفیان بود که این هشدار را به آنها بدهید که اگر در روز صفین با اسلام ورهبر آن نباشند همه اهل حق آن جمع شدگان در زیر عبای پیامبر را با غفلت شان خواهند کشت و از سر غفلت دنیای خودشان را در ازای خون پاک آنان بدست خواهند آورد !!

مولا جان حال من در مضجع شریف شمایم و این در اینجا بودن مرا چقدر بر غربت شما آگاه گردانیده است . حال میفهمم که چرا حسین بن علی فرزند شما در آن مقطع از زمان بوظیفهء خطیرش بموقع عمل کرد جان مولا و شما اهل بیت پیامبر چقدر سرشار از لطف وصفای محبت الهی هستید که دین خاتم را با جانبازیتان برای ما حفظ نمودید تا با تمسک به این دین راه نجات ما امت روشن بماند و در حق دین خدا جفا وظلم وستم نشود .

واکنون من در بین الحرمینم !! ایستاده در بین دو حرم شریف حضرت ابولفضل العباس بن علی و حسین بن علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب و گویی بین دوستون بی بدیل هستی ایستاده ام در یکطرف حسین بن علی است که وارث تمامی انبیاء است چون او راه دیانت را نجات داد و در طرف دیگر باز پسری رشید ودلاور از نسل شما که عملا ومنطقا و شجاعتا" و مطبعتا" وخلقا" ودینا" در خدمت برادر معصوم خویش بود . اینجا محل دوستونی است که نظام هستی را از فساد وتباهی نجات داد وا رکانی است که مسیر هستی را از غفلت بسوی هدایت رهنمون شد . واین افتخاری بزرگ برای دیگرپسر شما ابوفاضل است که در راستای انجام این وظیفهء خطیر کوتاهی نکرد و آبروی خویش را برای آیندگان گرو قرار داد تا آینده از آن مظلومین ومستضعفین باشد .

 وقتی  آیهء قرآنی ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم الائمه ونجعلهم الوارثین  را میخوانم بروزتاسوعا و عاشورا که میرسم میبنم یکی از تفاسیر آن درعمل دینی  وجود پربرکت این دوبرادر است . این روزها روزی است که میتواند مبداء گرانقدر حرکت بسوی آن روز مبارک باشد آن روز مطمئنا محقق نخواهد شد مگر با اقتدا به این دوبزرگوار ، آری برای یاری مهدی موعود( امام الباقی المنتقم بدماء الحسین مظلوم واصحاب و اولاده وانصاره به ارض کربلا) باید چون عباس بن علی سرشار از شناخت ومعرفت و وفای بعهد و شجاعت  واطاعت باشی ، شیدایی وعشق خود نبست به حضرت را در کفهء عمل بگذاری وتقدیم حضرت نمایی انشالله ماء جورا !!

و امروز یعنی روز تاسوعا کع مزین به نام بزرگوار عباس بن علی است یاد آور آن اطاعت مثال زدنی است رد کردن امان نامه والتجا جستن به سایهء حسین بن علی !! وماندگاری ابوالفضل و ابوفاضل بودن این فرماندهء رشید از اینجا آغاز میشود واین داستان بی پایان تاریخ است که اقتدا کردن به او را باید دانست که در وجود خودمان باید جستجو گرش باشیم پس همه از او مددبجوئیم که اوست باب الحوائج تمامی دورانها .

علی جان بشنو مادرت رباب لالایی میگوید (شولای خونین عشق 5)

                                       *    کاروان راه خویش را بسوی سرنوشت میشناسد واین سرنوشتی است که مرد وزن نمی شناسد وقتی لبیک بگویی باید در هنگامهء عمل اثبات ادعا نمایی واین یعنی لبیک از دل وجان پس راضی باش به این سرنوشتی که هر چند درظاهر سخت است ولی پیروزی بزرگی را به همراه خواهد داشت پس برای اطمینان جانت قرآن بخوان آخر شما زنان حرم حسین بن علی هستید ، خواهران ودختران وهمسران !! شریک این غافلهء بزرگ عشق و همدرد لبیک گوی با اراده ای که اول بخاطر عشق به حسین بن علی بعنوان امام ومقتدای خویش با او همره شده اید پس قرآن بخوانید چراکه پیامبر گرامی فرموده از فتنه های چون شب سیاه در دامان قرآن پناه بگیرید پس قرآن بخوانید مسیر طولانی است و آفتاب سوزان و صبر شمایان بسیار ،

*    سرنوشت را این بار قرار شما بسازید در زیر سایه شمشیر مردان و ارادهء خودتان راه، راهی است که در آن مردان اگر جان دادند ودر راه حقانیت وتثبیت دین خدا جان دادند آن رسالت عظیم وبزرگ پاسداشت خون پاک شهیدان ذ مهء گردن شماست . آه چه خوب است که حسین بن علی این اسوهء انسانیت خانوادهء خویش را هم با خود همراه کرده است چه خوب است که او خانوادهء خویش را هم در دینداری یگانه دیده است که آنها را با خود همراه کرده است تا به همه بگوید من با خانواده ام قدم به این راه سخت گذاردیم برای احیای آنچه جدم به یادگار گذارده آماده فداکاری هستیم .

*    در نگاه کودکان همراه با ما معصومیت خاصی موج میزند آنان دارند رشد میکنند ، آیا آنان خواهند توانست روح وعواطف خویش را کنترل کنند باید یاریشان کرد باید عملا به آنان درس داد، نمیدانم در درونشان چه میگذرد شاید آنان نیز با خود این موضوع را تکرار میکنند آیا خواهیم توانست از فراز سخت تاریخ زندگی مان بگذریم ؟ باید یاریشان کرد ، باید یاریشان کرد

*    آهسته اصغر را مینگرد چشمان او نیز برق خاصی دارد شاید او هم به یاری پدر می اندیشد ، البته او با همین حضورش نیز یاری پدر کرده است مگر غیر از این است ؟ اصغر من بخواب لالا !! اصغر من قصه برایت بگویم ؟ قصهء شیرین پدرت حسین بن علی را؟ قصهء شیرین زندگی با مردی که مردان را مردانگی میآموزد؟ قصهء مردی که پدر برزگوارش علی امیر مومنان را آنقدر دوست داشت که  نام همه پسرانش را علی گذارد راستی میدانی پدر بزرگت شجاع ترین وزاهد ترین و بخشنده ترین وعادلترین ودلسوزترین مرد جهان بود؟ تو باید بخود ببالی که چنین اسمی را بر خود داری ، خوابت نیبرد علی اصغر داری گوش میدهی ؟ چون از پدر بزرگت میگویم گوش میدهی راه دراز است و حکایت بسیا ر،  آرام باش باز برای تو خواهم گفت ،باز برای تو خواهم گفت.

*    ... و کاروان همچنان دنبال خورشید میرود خورشید تابندهء عشق یعنی حسین بن علی با شعاعی به عمق تاریخ وبا مردانی اندک ولی تاریخ ساز که مصداق کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره میباشند حضرت رباب داشت این داستان را برای علی اصغرش زمزمه میکرد و کاروان همچنان دنبال خورشید بسوی مقصد روان بود.

 

شولای خونین عشق (4)

 عاشورا در راه است برادر نمیشنوی؟

صدای زنگ کاروان عاشورائیان بگوش میرسد

در شهر ولوله ای است بس نیکو جوانان ونوجوانان را

ببین از صدای قلبشان خواهی فهمید که همه لبیک گوی حسین اند

عاشورا این بار صدایی برخاسته از جان ماست

لبیک بر دین را از خلوص جانت فریاد کن

برادر !! خواهر !!

همنوا با کاروانیان عشق و ایثار

جانانه بگو لبیک !! جانانه بگو لبیک !!

جانانه آری جانانه

چه شیرین است که پیش از آنکه این لبیک جانانه را بگویی آن را جانانه بشناسی شاید کوفیان نیز این لبیک را گفتند ولی نشناخته آنرا از سر شور واحساسات گفتند و وقتی بر سر دو راهی تصمیم گیری بر سر وفاداری یا پیمان شکنی ایستادند، پیمان شکنی بی زحمت را انتخاب کردند چرا که جان نازنین شان را نمیخواستند در میدان بلا آزمایش کنند .

بنابراین خلوص ای عاشورایی صفت، وفای بعهد ای عاشق همرهی با امام ، جان برکف ای اطاعت پیشهء شیدایی ، هشیاری وبصیرت تا دوباره از زهر شیطان وسوسه گزیده نشوی ، عبرت ای دانای بصیر که تاریخ اگر باری بهر تو داشته باشد این بار سنگین سرشار ازعبرت وبصیرت است .

میشنوی صدای پای کاروانیان را ؟در خانه ات را زدم نبودی لحظه ای ناگهانی ترا با خانوده ات دیدم جلو دار بودی مثل همیشه اجرت با امام حسین !

شولای خونین عشق (3)

این روزها همزمان با طپش قلوب مسلمین وخصوصا شیعیان در ایام عزاداری ماه محرم الحرام اسلام ستیزی در برخی از کشورها شدت خاصی بخود گرفته است . در مصر وعربستان که حکومت های خود فروخته وهابی مسلک آنها نمیتوانند خشم خود را از موفقیتهای اسلام در ایران ولبنان و کشورهای شرق آسیا پنهان کنند فکر میکنند تنها راه مقابله با منطق عاشورایی حاکم بر قلوب علاقه مندان به حسین بن علی علیه وآله آلاف والتحیات والثنا برخوردهای قهر آمیز وچکشی ورعب انگیز میباشد . رژیم های غیر قانونی حاکم بر مقدرات ملل مظلوم عربستان ومصر واقعا به چه می اندیشند؟ آیا آنها به اینگونه میخواهند مشروعیتی برای خود دست وپا کنند؟؟ آنان همراه با حامیان جهانی خود روز بروز در حال افول حیثیتی بوده واین از حال وروز واحوال پریشان آنها پیداست .

متاسفانه دشمنی آشکار آنها با فرهنگ عاشورا تمامی ندارددر دوسال پیش وهمزمان با حملات نژاد پرستان صهیونیست در چنین ایامی از ماه محرم ، آنان دست در دست او گذاردند و یکی با تشویق وشرکت علنی در تحریم ها (نامبارک مصری) و دیگری با تزریق کمک میلیاردی ( البته به دلار) برای انهدام فرهنگ شهادت طلبی حماس که آنرا ملهم از فرهنگ عاشورا میدانند وارد عمل شدند ولی غافل از اینکه فرهنگ عاشورا وشخصیت امام مظلومان آنقدر وسعت وعمق دارد که با افشاندن چنین گرد وغبارهایی محال است این طوفان الهی فرو نشیند.

 در خبرها بود که تضییعات شدیدی اندیشیده است  من از لحاظ تاریخی میدانم که رژیم عربستان در مقابله با فرهنگ عاشورا با دشمنی کامل وارد این میدان شده است سابقه ننگین این رژیم در حمله به کربلا و قبل از آن ویران کردن قبور ائمهء بقیع هنوز دل ما شیعیان ومسلمین را بدرد میآورد . بخصوص اینکه بدانیم که رژیم منفور وهابی صفت وغیر مسلم وهابی آل سعود که همچون صهیونیستها غاصب حق حکومت مردم مظلوم عربستان در این کشور است ، دستش در تشکیل گروههای خطرناکی همچون القاعده در پاکستان وافغانستان وعراق آشکار است . این گروه افراطی وهابی که در پاکستان با ترور وحشیانه وکشتار بیگناهان کوچک وبزرگ نشان داده که همچنان با مذهب آزاد اندیش شیعه مخالفت متعصبانه دارد ، در عراق نیز با سلسله عملیات تروریستی بر علیه شیعیان و خصوصا زوار شیعه وایرانی در مضاهر شریفه شیعیان در عراق خصوصا در کربلا به مخالفت خویش با فرهنگ پویای عاشورا ادامه میدهد. چنانچه پیش از آن با ایجاد رژیم طالبان در افغانستان به این جنایت های تعصب آمیز شکل وگونهء دیگری بخشید . مسلم است مقابله با این فرهنگ در کشورهای سکولار مدعی آزادی عربی که مانند مصر که بعد از جمال عبدالناصر سرکوب واستبداد و نمایی ظاهری ازآزادی را تجربه میکند نیز در همان راستای ترس وهراس از فرهنگی قرار میگیرد که شخصیت واقعی ملتها را به آنان باز خواهد گردانید والبته تجربه ملت آزادهء ایران و لبنان در منطقه بر این هراس افزوده است . اگر بخواهیم مصداق تاریخی برای این سخت گیریها پیداکنیم به مثالی جز خلافت عباسیان نمیتوانیم رجوع کنیم واگر مثالی جهانیتر بخواهیم بزنیم به حکومت مستبدانه فردیناند در اسپانیا باید رجوع کنیم او که برای مقابله با نفوذ اسلام برخورد شدید را پیشه کرد وبرای دوری مسلمانان از اسلام دست به دامان کارهای غیر اخلاقی و گستردن بساط عیش وعشرت شد ، کاری که الان در آذربایجان شوروی سابق در دست اقدام است وآن مقابله با حجاب اسلامی آنهم در یک کشور اسلامی وعمدتا شیعه نشین است عملی است که قبلا لاییکهای ترکیه مرتکب شدند و سزای آنرا هم دیدند چون مردم ترکیه مصمم تر شدند وتکیه شان به اسلام را بیشتر نمودند واکنون مایهء آبروی دنیای اسلام گشته اند ، عمل وقیحانه وزیر آموزش وپرورش جمهوری آذربایجان در ممنوعیت حجاب اسلامی برای دانش آموزان دبیرستانی یک عمل قرون وسطایی بوده که سرانجام به پیروزی باحجابان منجر خواهد شد . ولی نکته مهم این است که سلاطین ودیکتاتورهای مخالف آزادی با غرور هرچه تمامتر ننگ خود میدانند که از تاریخ عبرت بگیرند، عبرت تاریخ از سقوط قطعی این کافران جبهء دین پوشیده حکایتها دارد ولی افسوس که این بار هم غفلت از این عبرتها بار دیگر انسان غافل را ذلیل نفس اماره خواهد نمود. این غافلان بدانند که مقابله شان با فرهنگ عاشورا وفرهنگ حجاب که از حرکت عاشورایی اهل بیت ناشی شده است قطعا ذلت وخواری وروسیاهی در برابر ملت هایشان را برایشان رقم خواهد زد ونصرت وفتح وپیروزی از آن مومنین خواهد بود :" العزه لله ولرسوله وللمومنین جمیعا " خدایا بر مقاومت ما بر دینداری و حفظ اساس اسلام چنان بیافزا که ما را ملحق به مهدی موعود بگرداند تا انتقام تمام مظلومین تاریخ را از ظالمین بستانیم ، چنین بادمان وجز اینمان مباد والسلام%

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شولای خونین عشق (2)

عشق به حسین آمد ونشست بر دل عباس

از همان کودکی جا باز کرده بود در دل عباس

او را امام خویش میدانست بالاتر از برادر

عمل میکرد بوصیت پدردل عباس

دوری زامام را تاب نمی آورد او هرگز

از جان تمرین وفاداری میکرد دل عباس

زادهء زهرا بود حسین نیکو منظر آری

بوالله خورشید دین را دیده بود دل عباس

عباس آسمانی بود تشنهء خورشید حسین

چه تماشاها داشت زاو  به غرور دل عباس

ماه بود وهرگز دل نمی کند از خورشیدهرگز

نور معرفت زاو گرفته بود دل عباس

وفا را در دل زلالش تکرار کرده بود بارها

هرگز بیوفایی راه نداشت هرگز به دل عباس

آه نفوس نیاموخته وفای کوفیان چه بی وفایید

شکوه بسیار دارد از شمایان دل عباس

چه کردید با دل علی وفاطمه وسبط اکبر

زسکوت تان خونین وداغدار دل عباس

زچاههای کوفه هنوز بجوش است ناله های علی

ز بی لبیکی تان مکدر شد وگرفت دل عباس

زفتنه گریتان بر سبط اکبر ، حسن، الله اکبر!!

زخروج خوارج ، زتاریخ ستم گرفت دل عباس

کنون جواب هل من ناصر حسین این است؟

بااین دعوت پرفریب چه کند دل عباس؟

زان بیشتر امان نامه که بهر او آوردند

گریست خشمگین بر غربت حسین دل عباس

وای که چه بود دل عباس پر از وفا داری

وفا چون دریای فرات بود در دل عباس

وفاداری میکرد بر پیامبر و زهرا وعلی

بر وصیت مادرش می طپید دل عباس

دل خوش میداشت به امام معرفت زایش

یاور غربت امام بود، تنها ، دل عباس

اطاعت امام را در خون خویش داشت آری !

از صفین یاور حسین بود دل عباس

امام را برادر نخواند تا اذن  زهرا گرفت

عجب تاب و توانی گرفت  طوفانی دل عباس

 حسین چو بر سر بالین دید لحظهء آخر

شرمنده ز روی برادر بود دل عباس

بعد او برادر بود ومحاصرهء اعدای دین

هر چند جانش فدای غربت امام دل عباس

کاش جانش سپر بلای امامش در آنهمه هجوم

افسوس که درسینه نمی طپید دل عباس

تیر برچشم ودستان بریده و ضربه برسر

خدا را شکر که فدای امام شد دل عباس

قطره دیگر مگوی از آن دیده ء خونبار

چه کند با تنهایی امام خویش دل عباس

قطره بدان که زین پس رسم وفا چنین است

دریای وفا را مجوی جز از دل عباس .

 سروده شده بتاریخ سوم محرم الحرام ۱۴۳۲ هجری قمری

 برابر با هجدهم آذر ماه۱۳۸۹ هجری شمسی

 

 

شولای خونین عشق (1)

عشق آمد ودم از حسین زد وقیا مت شد

شولای عشق خونین شد واو اهل سیا د ت شد

ذکر یاحسین چوبر لبانم جوشید

نفس پاکم آمد واهل طهارت شد

آی پاکی هاچو آب فرات اشک چشمم شوید

دین واقعی عیان شد وآدم اهل دیانت شد

زخون پاک حسین دنیا در تک وتاب است

چوخون حسین جوشید دنیا در وجاهت شد

ای دنیای نفوس پر اشتباه افسوس

به سرگرمی توغافل انسان ودر جهالت شد

به دیده حجابی پر ازافسون وغرور وتکبر

آیا ندانست که رودر رو با ولایت شد؟

لیک میدانم چگونه این حجاب دور فکنم

به اشک دیده از دل رفع وقاحت شد

قطره ببار تو از دیده اشک دلت را چو خون

خون دیده ضمانت دوری زاهل جهالت شد

در آسمان ببین حسین واهل بیتش را غرق در نور

نوری که تبرک همه اهل دیانت شد

اهل بیت لطف شان تمامی ندارد بوالله

اینهمه کرم ولطف وصفا زسر لطافت شد

قطره تو دریاب که اینهمه وجاهت

همه از حضرت باری است که بی نهایت شد

عشق حسین رمز محبت خداست در دلها

قطره هم قطره ای در این لطف بغایت شد .

سروده شده بتاریخ 15/9/1389

                                       بمناسبت حلول ماه محرم الحرام 1432هجری قمری

دو طلوع خورشید تا عرفه

نمیدانم بر دل من در این روزها چه میرود که دل در سینه سخت بیاد حسین علیه اسلام وصلوات  میتپد . شاید بخاطر نزدیک شدن به ایام عرفه باشد !! یا شاید بخاطر اینکه این روزها تاریخ را که مقایسه میکنی هر گوشه ای از آنرا که میبینی ، هر عزت وپیروزی ای را که مشاهده میکنی خود بخود قلبت فشرده میشود وبیاد مجاهدتهای غریبانهء ابا عبدالله ویاران غرور آفرینش می افتی .

الله اکبر که اسلام و نصرت آن بطور ملموسی با تقدیر جانسوز ایشان پیوندی ناگسستنی یافته اند ، وامسال نیز دوباره که تاریخ دارد ما را بمحرم نزدیک میگرداند و درهای لطف واحسان قدیم حضرت حسین بن علی بر ما گشوده می آید، محرم با درسهای تازه وآشکار نمودن زوایای دیگر وپنهان مانده از نظر ما شیعیان پیرو آن حضرت و دیگر اصحاب بهشتی شان ، برما دوباره لطف وکرم واحسان خواهد شد . بازه دوباره موسم غم می آید بنابراین آغاز کن اینموسم را با خواندن از سر صدق نیت دعای شریف عرفه اگر که میخواهی مخلص تر شوی بمانند یاران جان نثار حسین بن علی !! اگر که میخواهی نام تو نیز پای عهد نامهء با آن حضرت نشیند ومهدی موعود ترا از یاران خویش قرار دهد . شرط اول این امتحان خواندن دعای عرفه برای عمل است .

آری درهای اعزام به عاشورای بلند تاریخ از عبور از این دروازهء دعای خالصانه میگذرد اگر عشق حسین بن علی داری از این دعا آغاز کن تا روز عرفه دو روزی بیشتر راه نیست پس بسم الله !! یا علی مدد .