بازاین چه شورش است !!

         باز این چه شورش است که در خلق عالم است !!                  

              { بمناسبت دههء اول ماه محرم الحرام}                      

آیا میدانی این چه شورش است که در خلق عالم است ؟؟ یزیدیان عالم اگر ازگذشته تا بحال با فاصله های زیاد سراغ ما شیعیان می آمده اند اکنون این فاصله هارا کم کرده اند چراکه شیعیان ما راه بی بدیل فداکاری را یاد گرفته اند و به راه درست شهادت دست یازیده اند وعزم خویش را برای نیل به اهداف حسینی بردوست ودشمن ثابت کرده اند.

دوباره شمرهای یهودی سلاح را ازروبسته اند تا باردیگر درماه محرم پیروان حسین بن علی را بقول خودشان بترسانند ودستهای بالا رفتهء‌آنان را ببینند ولی این حسرت برای آنان سالیان است که باقی مانده آیا مسلمانان دست ازمقاومت برخواهند داشت ؟؟ ولی جواب مسلمانان چه شیعه وچه سنی جواب کوبندهءهیهات من الذله میباشد!!

الان دومین بار طی این چند سال است که مقاوت اسلامی در سرزمین های اشغالی فلسطین حماسه مقاومت خویش را با حادثهء‌تاریخی عاشورا ممزوج میکند تا با تبرک جستن ازآن دوباره راه فتح وپیروزی را برای خود بگشاید واکنون میبینیم مسلمانان مظلوم ومقاوم غزه با خود باوری واتکاء به خویشتن سلاح خود ساخته را بدست گرفته اند ووحشت ورعب را در خانهء‌عنکبوتی صهیونیستها انداخته اند.

اکنون صدای بمب انداختن هواپیماهای غاصبین صهیونیست بیش از آنکه در غزه وحشت بیافکند در شهرها وشهرکهای صهیونیست نشین رعب وهراس می آفریند وبقول معروف شیر عرب مسلمان سیدحسن نصرالله که اجرالهی نصیبش با خانهء‌عنکبوتی آنان را بیش از پیش سست تر مینمایاندفرو ریخته باد این خانه های عنکبوتی وشیطانی شان !!

واکنون تا عاشورا راهی نمانده وکاروان عاشورائیان تاریخ با عزت وعظمت به راه خویش ادامه میدهد ودر همیشهء تاریخ هم ادامه خواهد یافت وسنت تاریخ همیشه برعزت مومنین گواهی خواهد داد انشاء الله تعالی وان نصرالله لقریب

والسلام .

 

داستان خانوادهءما (قسمت اول)

در این مطلب خاص از وب سایت ام میخواهم کمی به معرفی ای از خانوادهء خودم بپردازم ، آخر میدانید در این شصت روزهء اخیر دو عزیزاز این خانواده را از دست داده ام مرگ نابهنگام خواهر عزیزم خانم آذر باقری ارومی که از فرهنگیان و هنرمندان برجسته واز انقلابیون مسلمان در زمان طاغوت در شهرستان آستارا بود{ وی خانواده ای موفق داشت و در به ثمر رسانیدن فرزندانش و حمایت همه جانبه از آنان کم نگذارد و یکی از عوامل توفیق فرزندانش مادر عزیز این فرزندان بود که هر سه پسرانش را به توفیقات بالای علمی رساندخدایش بیامرزدکه بعدا" راجع به حقایق درخشان مبارزاتی ودلبستگی به خدمت راستین به انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی مفصل تر صحبت خواهیم کرد.}

 دومین عزیزی را که من نزدیک به یکماه است از دست داده ام پدر برزگوارم میباشد پیرمرد روشن ضمیری که یکصد واندی سال عمر کرد ونتیجهء آن پرورش فرزندانی فرهنگ دوست و دوستدار علم ودانش وهنر میباشد ،من افتخار میکنم که بزرگ شده در این خانواده هستم من رشته نمایش را ادامه داده ام و خدا را شکرهم درامرنمایش وتئاتروهم درامرنویسندگی تا حد قابل قبولی به دنبال تثبیت سبک خاصی هستم که البته آنانی که مرا میشناسند عزم وتصمیم مرا میدانندوآثاربنده موید این قضیه میباشد،خواهران دیگر من هم( چون من تک پسر خانواده هستم) هر کدام با تمایل خاص هنری خود این تمایل را در خانواده به اثبات رسانیده اند علاوه بر خواهر مرحومم آذرکه در رشته ادبیات و نویسندگی و تربیت فرهنگی کودک تجربهء سی ساله داشت ، خواهردیگرم به رشتهء‌نقاشی علاقهء‌خاصی داشت وچندین دوره کلاسهای آزادرا با موفقیت گذرانده است البته این خواهرمارشتهء‌تحصیلی اش عمران بوده وعلاوه برآن در رشتهء‌روانشناسی هم کارشناسی دارد. بنابراین میبینیم که جا دارد به زندگی این دو عزیز از دست رفته بیشتر بپردازیم وموفقیتهای این دو مرحوم را بیشتر با هم مرور کنیم ، بنابراین از پدرم شروع میکنیم تا این مرور را بطور کامل صورت داده باشیم و ادای دین کرده باشیم .

... واما پدرم که یک قرن یا بیشتر زیست  :

 پدرم کودکی بسیار سختی را گذرانده بود به خاطر اختلاف پدرش با مادرش خود به ناچار وارد صحنه شده و کفالت مادر وخواهرانش را بدوش میکشد وآنان را از سن دوازده سالگی تحت حمایت خویش قرار میدهد . این طور که پدرم میگوید او را به خاطراینکه به نظام یا بقول آنروزی ها جذب ارتش یا ژاندارمری وارد نشود تاریخ تولدش در شناسنامه را پنج سال کوچکتر ازسن واقعی اش درج میکنندیعنی اوراکه متولدسال هزارودویست ونودهجری شمسی بوده است ،درشناسنامه تاریخ تولد وی را هزارودویست ونود وپنج درج میکنندوبدین ترتیب زندگی فردی بنام خلیل باقری ارومی از یک قرن گذشته تا به روز فوتش رقم میخورد. پدرم درسینهء پراز خاطرات خویش خاطرات ناگفته از آن دوران اعم از زمان احمد شاه قاجارتا پهلوی اول ودوم را داشت که نقل آن برای ما خود یک کتاب تاریخ بود خصوصا اینکه از کار خویش در زمان کودکی ، در قهوه خانهء پدری اش نیز گفتنیهای بسیاری داشت ،