خاطراتی شنیدنی از هوگو چاوز

محسن شاطرزاده سفیر سابق ایران در برزیل به بیان گوشه‌ای از خاطرات خود از هوگو چاوز رئیس جمهور فقید ونزوئلا پرداخت.
                                      جمله ‌رهبر ‌انقلاب به چاوز
به گزارش افکارنیوز،  شاطرزاده سفیر سابق ایران در برزیل بوده و پیش از این به عنوان معاون وزیر صنایع و معادن در امور اقتصادی و بین‌المللی، دبیر کمیسیون عالی ایران و ونزوئلا، عضو هیئت مدیره صندوق مشترک مالی ایران و ونزوئلا، نائب رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، عضو ستاد هماهنگی روابط اقتصادی خارجی کشور و عضو هیأت اجرایی سرمایه گذاری خارجی کشور خدمت کرده است.

وی بدلیل سفرهای متعدد به ونزوئلا به عنوان نماینده ایران خاطرات بسیاری از هوگو چاوز رئیس جمهور فقید این کشور دارد که گوشه‌ای از آن را برای ما بازگو کرده است.

به گفته شاطر زاده ایران بجز یک مورد سرمایه گذاری مشترک دیگر در ونزوئلا هزینه‌ای نکرده و تمام امور انجام شده با هزینه دولت ونزوئلا انجام گرفته است. تنها سرمایه گذاری مشترک دو کشور مربوط به دو کارخانه پتروشیمی است که یکی از آنها در ونزوئلا و دیگری در ایران می‌باشد. طبق اطلاعات وی این دو پروژه بصورت سرمایه برابر بوده و قرار بوده ایران در پتروشیمی ونزوئلا بصورت پنجاه درصد سرمایه گذاری کرده و ونزوئلا نیز در ساخت یک پتروشیمی در ایران پنجاه درصد سرمایه‌گذاری کند.

تأسیس کارخانه تراکتور و خودرو سبک

پروژه ساخت خودرو از پروژه‌های بسیار خوب بود که توسط دو شرکت ایران خودرو و سایپا بطور مشترک در یک کارخانه انجام شد که آن کارخانه را ونزوئلایی‌ها خریداری کرده بودند. نوسانات ارزی گاهی برای خودرسازان ایرانی مشکلاتی بوجود می‌آورد که با تفاهم دو طرف حل می‌شد.

سمند را با تعرفه ترجیحی که چاوز آن را صفر کرده بود حدود ۱۳ هزار دلار به فروش می‌رساندیم و این در حالی بود که یک خودرو آمریکایی کلاس c مانند سمند حداقل ۳۵ هزار دلار قیمت داشت و این تفاوت اختلاف خیلی فاحش بود. چاوز بدنبال این بود که خودرو را به دست افرادی که آرزوی خودرو دارند برساند به همین دلیل سمند و پراید تولید شده ونزوئلا را چاوز توزیع و رسالتی در خود احساس می‌کرد که برای رسیدن خودرو به دست افراد مورد نظر خود باید به این قضیه ورود پیدا کند.

سمند را در درجه اول به افسران میانی ارتش، سپس قشر معلم و بعد از آن چند قشر دیگر با دلار دولتی واگذار کرد. سیاستی را که دنبال می‌کرد تقریبا شبیه سیاست ایران در سال‌های ۶۰ و ۶۱ بود که همه چیز را کوپنی عرضه می‌کردیم. البته چاوز این کار با ارز دولتی انجام می‌داد و به ما می‌گفت شما برای فروش محصولاتتان از مردم بولیوار (پول رسمی ونزوئلا) دریافت کنید و سپس با مراجعه به بانک پول خود را به دلار تبدیل نمایید.

موفق ترین کارخانه‌ای که ایران در ونزوئلا احداث کرد کارخانه تراکتور سازی بود. انحصار تراکتور در آمریکای لاتین به دست ایالات متحده آمریکا و با قیمت بسیار بالایی بود که ایران با ورود خود به ونزوئلا این انحصار را شکست. تراکتور ایران با قیمتی حدود ۱۲ هزار دلار فروخته می‌شد درحالی که مشابه آمریکایی این محصول بصورت انحصاری و با قیمتی حدود ۴۵ هزار دلار بفروش می‌رسید.

اهمیت این پروژه به حدی بود که چاوز به صورت مستقیم این پروژه را پشتیبانی می‌کرد. جهت انجام این پروژه کارخانه‌ای بنام ون‌ایران تشکیل شد که حاصل سرمایه‌‌گذاری مشترک ایران و ونزوئلا بود اما ایران از آن کارخانه استفاده و بهره زیای نصیبش شد.

این کارخانه ابتدا قطعات را مونتاژ می‌کرد و بعد از آن قرار شد قطعات نیز در آنجا با امکانات ونزوئلا ساخته شود که در نهایت برخی از قطعات در همان کشور ساخته شد و این کارخانه به یکی از موفق‌ترین کارخانجات ساخت ایران تبدیل شد بطوریکه ونزوئلا از آنجا به سایر کشورهای آمریکای لاتین مانند کوبا و بولیوی تراکتور صادر می‌کرد.ایران و ونزوئلا یک همکاری همه جانبه با هم داشتندچراکهما در ونزوئلا کاسب کارانه جلو نرفتیم و صادقانه عمل کردیم. در ونزوئلا انحصار ایجاد نکردیم ولی غربی‌ها این کار را کردند.

               ایران چه جوهره‌ای دارد که ۳۰ سال مقاومت کرده است

در یکی از جلسات خصوصی با آقای چاوز که حدود ۳ ساعت به طول انجامید و در آن چند وزیر ونزوئلایی حضور داشتند چاوز گفت من همیشه به وزرایم گفته‌ام که بررسی و مطالعه کنید و ببینید که ایران چه کاری انجام داده و چه جوهره‌ای دارد که ۳۰ سال است از هر طرف مورد فشار قرار گرفته و چپ و راست به آن هجوم می‌آورند اما شکست نخورده و کماکان سرزنده است و این برای من یک درس است این را به وزرا می‌گویم که حتما در این مورد تحقیق کنند چرا که این مقاومت ۳۰ ساله یک مقاومت جاندار و ریشه دار است.

                   روابط من با ایران یک رابطه صمیمانه و مخلصانه است

چاوز در ادامه همان جلسه رو به من (شاطرزاده) کرد و گفت: من به این وزرا بارها گفته‌ام و باز هم می‌گویم که ما با خیلی از کشورها ارتباط داشته و از خیلی از آن‌ واردات داریم. بعنوان مثال واردات ما از چین ۱۰ برابر ایران است اما من به وزرای خود گفته ام که ارتباط با ایران برای من با همه دنیال فرق می‌کند.

دلیل این ارتباط از نظر چاوز این بود که وی ‌می‌گفت من با ایران یک رابطه صمیمانه و مخلصانه دارم. چینی‌ها به من کالا می‌دهند اما دانش نمی‌دهند و این در حالی است که ایرانی‌ها به من هم کالا داده و در کنارش دانشش را نیز به ما می‌دهند و جوانان ما را تربیت می‌کنند.

این را من از هیچ جا نتوانستم بگیرم که بیایند من را تقویت کند و دانش به من بدهند. ایران به من خودرو داد و در ادامه دانشش را هم به من داد. زمین‌شناسی و دانشش را از ایرانی‌ها گرفته‌ام، کارخانه آردسازی و دانشش را ایرانی‌ها به من‌دادند.

چاوز: امام خامنه‌ای به من گفت اگر می‌خواهی مبارزه کنی باید قوی باشی

شاطرزاده: چاوز نسبت به مقام معظم رهبری ارادت ویژه داشت و در یکی از جلسات خصوصی گفت: در یکی از جلساتی که خدمت امام خامنه‌ای بودم ایشان به من فرمودند اگر می‌خوای مبارزه کنی باید قوی باشی و من تصمیم گرفتم قوی باشم.این را از مقام معظم رهبری گرفته بود و هر جا محفل خصوصی بود نقل می‌کرد.

                                                 شاه ایران خائن بود

در یکی از سفرهای احمدی‌نژاد به ونزوئلا چاوز چاوز نیم ساعت زودتر به فرودگاه آمده بود و اندک زمانی با افراد حاضر در فرودگاه از جمله افسران گارد تشریفات به گفت‌وگو پرداخت. وی (چاوز) با حضور در مقابل افسران گارد تشریفات و دستور آزاد باش به آن‌ها گفت: من ۳۰ سال پیش در همین محل که شما ایستاده‌اید بعنوان افسر تشریفات به استقبال شاه ایران رفتم ولی شاه ایران خائن بود و ما امروز آمده‌ایم اینجا از کسی استقبال کنیم که دوست صمیمی ما است.

اگر می‌خواهید با شیطان مبارزه کنید باید در مقابلش بأیستی و بگویی تو دروغ‌گویی

چاوز در همان مراسم فرودگاه در جمع استقبال کنندگان از رئیس‌جمهور و قبل از رسیدن احمدی‌نژاد گفت: مادربزرگ من می‌گفت اگر می‌خواهی با شیطان مبارزه کنی باید در مقابلش بایستی و در چشمانش نگاه کنی و بگویید تو دروغ‌گویی، تو دروغ‌گویی، تو دروغ‌گویی.

چاوز ادامه داد: من امروز آن درس مادربزرگم را فراموش نمی‌کنم که اگر بخواهم با شیطان که آمریکا سمبل آن است مبارزه کنم باید در مقابلش (در رویش) بأیستم و تا می‌توانم بگویم تو دروغ‌گویی. مادر‌بزرگم می‌گفت اگر این کار را انجام دهی شیطان می‌میرد.

چاوز این کار را در همه‌جا با همان تجربه و فرهنگ آمریکای لاتین انجام می‌داد. در سازمان ملل وقتی که بوش رئیس‌جمهور آمریکا آمد، چاوز پشت تریبون گفت من اینجا بوی شیطان را می‌شنوم و زمانی هم که هنگام سخنرانی احمدی‌نژاد اوباما بلند شده و به بیرون رفت، چاوز از جای خود برخاست و گفت "شیطان رفت بیرون."

                              ساخت کلیسای خصوصی در کاخ ریاست جمهوری

اعتقادی که چاوز به ایران و بطور خاص رهبری داشت یک اعتقاد ویژه و راسخ بود. در سال ۸۶ که به ونزوئلا رفتم با یک موضوع جدید روبرو شدم.

چاوز یک کلیسای خصوصی کوچک برای خود در کاخ درست کرده‌بود و افراد حاضر در آنجا می‌گفتند چاوز می‌آید در این عبادتگاه و عبادت می‌کند. این قبلا نبود و در این سفر کاملا مشخص بود چاوز آدم مؤمنی شده و از سال ۸۶ یک تحولی در وی ایجاد شده بود.

انجیل به من آموخت پیچیده باشم

بعد از جلسه هیأت دولت ونزوئلا در دور دوم ریاست جمهوری چاوز،‌ به یک جلسه خصوصی با چاوز رفتیم که وی نکاتی را در آنجا مطرح کرد که برای من خیلی عجیب بود.

چاوز گفت‌: من(چاوز) در دور اول ریاست جمهوری خیلی ساده و به همه خوشبین بودم اما یکدفعه متوجه شدم که آمریکایی‌ها حتی نزدیک‌ترین فرد به من یعنی معاون برنامه‌ریزی من را از افراد خودشان گذاشته‌اند. آمدم(چاوز) انجیل را خواندم و دیدم انجیل می‌گوید سعی کن مانند مار از بالا نگاه کنی،‌ پیچیده باشی و پیچیدگی‌ها را ببینی. البته این تعبیر چاوز بود.

چاوز گفت من تصمیم گرفتم که پیچیدگی‌های اطراف خودم را ببینم و به همه خوشبین نباشم.

نکته جالب این بود که این تعبیرش را آیه‌ای از انجیل می‌آورد و می‌گفت انجیل به من این درس را داده است.

بعد از آن چاوز تقریبا یک گرایشی به الگو گرفتن از ملت ایران پیدا کرد.
کد مطلب: ۲۷۷۴۱۴

خاتمی وفریبهای نهفته در بطن اصلاحات

                        چهار سال است که از دوران فتنه میگذرد اما ...

چهار سال وچند ماه کمتر از این وقتها بود که شور انتخابات ملت ایران چنان توفنده ساحل انقلاب را درنوردید که حماسهای بیاد ماندنی را درتاریخ انقلاب به یادگارگذاشت حماسه ای که ملت ایران به پاس آن در حیطه سخت انتقام فتنه گران گرفتار آمد وبقول آقا مقام عظمای رهبری شیرینی این انتخابات در کامش تلخ شد . فتنه گران که نمیخواستند قبول کنند راه روشن استقلال ملت را  زیر بار نرفتند و !! چرا که آنان با توهم توطئه وتقلبی که هرگز نتوانستند آنرا اثبات کنند برای ملت مشکلات بی نهایتی آفریدند ومانند استخوانی درگلو وخاری درچشم براو تلخکامی را همواره جلوه دادند !! این تلخکامی تا الان ادامه دارد آنهم هنگامی که دوباره این اصلاح طلبان دیکتاتور وقتی عنان سخن را بدست میگیرند میبینی خاطرات آنروزها و رویهء‌حق به جانبهء‌آن وطلبکار بودن آنان برایت بیشتر عیان میشود  ، آری دوباره آقای خاتمی که گویا با آن سابقهء‌تلخی که از خود بجای گذاشته دوباره قرار است از سوی فتنه گران برای احراز پست ریاست جمهوری کاندیدا شده و دوباره مملکت را به عهد قهقهرا ببرد !! ایشان بگونه ای سخن میگوید که گویی مملکت یک ناجی دارد وآن هم هم ایشان است ولاغیر !! واقعا"‌جای تعجب نیست از ایشان که در دوران فتنه وهمگام با افراطیون لجام گسیخته ای که دیگر خود فروخته گی به جایی رسانیده بودند که دشمنان ایران اسلامی علنا" از آنان پشتیبانی کرده وآنان را تنها امید خود میپنداشتند حالا با کمال وقاحت در وسط میدان حاضر باشند و دوباره خود را تنها منجی ملت قلمداد کنند !! آنها بدون اینکه از عملکرد خویش مبنی بر به زیر سئوال بردن امام وشهدا وانقلاب اسلامی عذر خواهی کنند دوباره از سوراخهای نمور وتاریک خویش بیرون آمده وادعای انقلابی گری دارند !! واقعا"‌خنده دار است که دوباره اینان بخواهند بعد از هشت سال اشتباهات پی در پی بخواهند در این مملکت امام زمان ادعا کنند که حق با آنان بوده وآنان حرف مردم را بهتر از خودشان ادا میکنند و البته فقط این امر از عهدهء آنان بر می آید . هشت سال قبل آنان میخواستند به ملت مسلمان ایران بقبولانند که دیگر ولایت فقیه برای ملت ما فایده ای ندارد !! آنان میخواستند زیر علم آمریکا خم شده و شرط وشروط آنان را مبنی بر دست برداشتن از اصول اسلامی انقلاب را بپذیرند !!

هشت سال قبل برنامهء‌اینان این بود که ملت ما بهتر است شرط استقلال خواهی و دست برداشتن از تمامی عزت نفس خویش را کنار بگذارد !!‌قرار شان این بود که همراه با فرهنگ دینی فرهنگ اباحه گری را هم بپذیرند ،‌فرهنگ بی حجابی وبی اخلاقی را هم داشته باشند وشرف دینی وفطرت پاک هرفرد ایرانی را هم به کناری نهاده و مبلغ تجدد دوران رضاخانی باشند والخ !! الخ اینکه حاضر شدند زیر پرچم دشمن ایستاده وسینه بزنند ولی زیر پرچم عزتمند ولایت نایستند و اسلام را جزء‌مسائل حاشیه ای زندگی قلمداد کنند فبهالمراد الحاصل مبارک است انشاء‌الله .

حالا بعد از مدتها دوبارهء‌سروکلهء‌آقای خاتمی پیدا شده نه معذرت میخواهد !!‌نه ملت وخواسته های او را به یاد میآورد نه حضور پر شورتر از پیش مردم در بیست ودوی بهمن امسال را دیده دوباره با شعارهای روشنفکران دست اندرکار خیانت بدون خدمت بازگشته و حمایت از خط وخطوط سیاسی سابق و شعار دهن پر کن جامعهء‌مدنی سر داده و اهل فتنه را بیدار کرده والبته شعارهای دست چندم آقای هاشمی را در خطبهء‌نمازجمعهء‌آنسال را هم چاشنی سخنان پرطمطراق خویش کرده است !!این عین ارتجاع است که مدعیان اصلاح طلبی دوباره نشان میدهند که سودای قدرت درسر دارند ومسلما" این بار خدای ناکرده اگر بیایند خطرناکتر ازگذشته ومانند زخم خوردگانی خواهند آمد که قصدشان پیچاندن طومار حیات طیبهء‌انقلاب اسلامی است امروز مسلما" ملت ما بیدارتر از سال ۸۸ است و حضور همراه با بصیرت ایشان در راهپیمایی ۲۲بهمن امسال نشان داد که ملت کدامین افق روشن را برای سپیده دم بعد از انتخابات خرداد نود ودو در نظر دارد چنین باد وجز این مباد !!

طبیعت زیبای یک رودخانه

آب رودخانه ی کریستال به قدری صاف است که می توان کف آن را دید، اما به دلیل ویژگی های منحصر به فرد این رودخانه، هیچ گونه ماهی در آن زندگی نمی کند.

باشگاه خبرنگاران: رودخانه ای در سرانیا لا ماکارنای کلمبیا وجود دارد که اهالی منطقه، آن را رودخانه ی "کریستال پنج رنگ" می نامند.

رودخانه ی "کریستال پنج رنگ" از بخش جنوب رشته کوههای ماکارنا نشآت می گیرد و تا محل تلاقی اش با رود گوایمبرو امتداد می یابد.

در این رودخانه می توان پنج رنگ را مشاهده کرد: زرد، آبی، سبز، سیاه و قرمز.تمام این رنگ ها، مواد زائد تولید شده توسط تعداد فراوانی جلبک هستند، در هر فصل، بعضی رنگ ها نسبت به بقیه، جلوه ی بیشتری پیدا می کنند.

آب رودخانه ی کریستال به قدری صاف است که می توان کف آن را دید، اما به دلیل ویژگی های منحصر به فرد این رودخانه، هیچ گونه ماهی در آن زندگی نمی کند.

آفتاب در تابستان گیاه ماکارانیا کلاویرا را خشک می کند و رودخانه، سرخ رنگ می شود. جلبک های دیگری هم هستند که رنگ های زرد، سیاه، فیروزه ای و سبز را ایجاد می کنند.

وقتی رودخانه در فصل گرما، رنگارنگ می شود، گردشگران را از ماه ژوئن تا نوامبر، به سمت خود می کشاند. اگر روزی فرصت دیدن این رودخانه را پیدا کنید، از این نقاشی زیبای طبیعت، در شگفت خواهید ماند.

رودخانه ی کریستال پنج رنگ، به راستی یکی از منحصر به فردترین نقاط جهان است. رودخانه ی کریستال پنج رنگ، به عنوان «زیباترین رودخانه ی جهان» شهرت دارد.

برای رسیدن به این رودخانه، باید از طریق هوایی از ویلویسنسیو به ماکارنا بروید، سپس سوار قایق شوید و در نهایت، در کوره راهها پیاده روی کنید.

طول رودخانه ی کریستال کمتر از ۱۰۰ کیلومتر بوده و عرض آن برابر ۲۰ متر است.

رودخانه ی کریستال به رنگین کمان و یا آتش بازی می ماند. رنگ های قرمز، زرد، آبی و سبز آن را فرا گرفته اند.

رشته های طولانی جلبکی به نام کلاویا ماکاریننس به رنگ های بنفش، قرمز، صورتی، و اگر هوا زیاد آفتابی نباشد، سبز، که تنها در اینجا رشد می کند، کف رودخانه را فرش کرده، زیر فشار آب، به این سو و آن سو می روند.

در نواحی عمیق تر، گودی های طبیعی، چاههایی گرد و رنگارنگ به وجود می آورند.این مکان شگفت انگیز، برای شما افکار آرامش بخش به ارمغان می آورد.

 










عهد بر عهد دردعای عهد !!

از دعاهای مشهوری که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی‏ (علیه السلام) فراوان مورد سفارش قرار گرفته «دعای عهد» است.

این دعای شریف مشتمل بر درود خاصّ از طرف خواننده دعا و نیز از سوی تمامی مردان و زنان مؤمن-در شرق و غرب عالم- به پیشگاه حضرت ولی عصر (ع) است و سپس تجدید عهد و پیمان و بیعت با آن حضرت و پایداری بر این پیمان را تا روز قیامت اظهار می‏ دارد. آن گاه از خداوند درخواست می‏ کند که اگر مرگ من فرا برسد، در حالی که امام زمان‏ (ع) ظهور نکرده باشد؛ پس از ظهور او مرا از قبرم درآورد و به یاری آن حضرت سعادتمند کند. بعد از این, درخواست دیدار امام‏ (ع) با عباراتی ظریف بیان شده و دعا برای تعجیل ظهور و فرج و برپایی حکومت حقه و سامان یافتن جهان و زنده شدن حقایق دین و اهل ایمان پایان بخش این دعای شریف است.

امام صادق‏ علیه السلام درباره این دعا فرمودند:

«هر کس چهل صبحگاه این دعا را بخواند، از یاوران حضرت قائم‏ خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن حضرت جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‏ شود، و هزار کار بد از او محو می‏ گردد». [بحارالانوار، ج 83، ص 284، ح 47.] .


اما حتما برای یک بار هم شده از خودمان بپرسیم که آیا اینهمه تأکید و تشویق صرفاً برای خواندن دعای عهد است و بس؟!

حضرت فاطمه (س) چهل شب (با آن حال و روزش!) دست حسنین (ع) را می گیرد و درب تک تک خانه های انصار و مهاجر را می کوبد، تا برای امام زمانش یار جمع کند؛ دعای عهد یعنی این!! یعنی عهد فاطمه (س) با امام زمانش در لحظه لحظه زندگیش جریان دارد! در هر لحظه ... نه اینکه صرف تکرار چند جمله و عبارت!! آری این عهد واقعی است  که در عمل فاطمه (س) نمایان می شود.

نمیدانم چه باید گفت و از سر شرم تا چه اندازه باید سر در گریبان فرو بریم؟

ما هم دلمان خوش است به دعای عهد خواندن؛ یعنی واقعاً اینطور می شود سرباز و منتظر و شیعه حضرت حجت ابن الحسن (عج) شد؟!

اصلا فلسفه چهل بار خواندن این دعا چیست؟

تا به حال فکر کرده اید پشت این دعا چه چیزی نهفته است؟ چرا اینقدر تکرار؟ آیا این مهم نیست که ما هر صبح که این عبارت ها را تکرار می کنیم به آنچه می گوییم فکر کنیم؟ و یا شاید عمل کنیم؟

آیا فکر کرده ایم که چرا اینهمه خداوند را قسم می دهیم؟ بوجهک الکریم، بنور وجهک، باسمک؛ آنهم برای آمدن کسی (بلغ مولانا)؛ و فکر کرده ایم که آن کس کیست؟

در راز این «اجدد»ها فکر کرده ایم؟ عهد و عهد و باز تجدید عهد، چرا اینقدر این تجدید عهد مهم است که هر صبح باید تکرار شود؟ حتما باید قرار مهمی داشته باشیم که اینهمه باید تجدید شود؛ حالا که این قرار اینقدر اهمیت دارد آیا ما به اندازه وسع و توانمان خودمان را آماده کرده ایم؟

فکر کرده ایم که این چه عهد مهمی است که حتی از خداوند می خواهیم اگر عمرمان کفاف نداد, دوباره ما را زنده کند تا ما سر قرار حاضر شویم!!!

این چه قرار مهمی است که فقط باید گفت العجل العجل العجل...

این چه قرار مهمی است که من روزم را باید با یادآوری آن شروع کنم؟!

ای کاش دعایمان فقط خواندن و مرور کردن نباشد؛ کاش لحظه ای مکث کنیم و در وجودمان جستجو کنیم که: خدایا! من چقدر ظرف وجودم را برای بیکرانه ای چون او آماده کرده ام؛ نکند ظرف دلم هنوز پاک نشده باشد و با دل پر گناهم آرزوی همنشینی و سربازی مولایم را داشته باشم ...

اصلا آیا تابحال خودت با پایین رتبه ها نشسته ای؟ چه حسی دارد؟ خب , اگر برایم ناخوشایند است, چطور هر روز از خداوند می خواهم که مرا شبانه روز همنشین آن خلیفه الله الاعظم کند؟ دو حالت دارد: یا با این حال پریشانم نزد حضرت می روم که مایه شرمساری است, و یا از همین حالا خودم را برای یک همنشینی و همکلامی متعالی آماده می کنم.

شما هم یک لحظه بیندیش و دلت را آسمانی کن؛ پاک کن از هر آنچه که احیاناً روشنایی دلت را به سیاهی مبدل کرده؛ پاک شو و آماده حضورش شو؛ همانند یک سرباز واقعی گوش به فرمان ندای حق باش و امروز با شیطان درونت بجنگ, تا فردا تو را برای جنگ با شیطان برون فراخوانند.

امام زمان امام حی ماست و تنها ناجی ما در این زمین است و ما با خواندن این دعا با آن امام همام عهد و پیمان می بندیم و به ایشان عرض می کنیم که ما را هم جزو یاران و دوستان خویش قرار دهد.

نقطه اوج این پیمان زمانی است که ما بعد از یک مرگ نسبی و کوتاه مدت, و بدون هیچ وابستگی دنیایی (یعنی خواب) آن را می خوانیم. نمی‌ دانم شما صبح تان را چگونه آغاز می ‌کنید؟ با نام که؟ با یاد که و چگونه؟ بعضی ها بهترین عشق دنیا نصیب شان شده و هر روز را با یاد و نام او شروع می‌ کنند. این شروع نوعی نیایش و سرود صبحگاهی برای عاشقان امام مهدی (عج) است.

مشتاق مولا ! بیایید با هم عهد ببندیم از این پس که دعای عهد می خوانیم جور دیگر بخوانیم؛ نه اینکه دعا را بخوانیم؛ بلکه با ذره ذره وجودمان مولایمان را بخوانیم و بدانیم که در محضر خداوند با امام زمان مان عهد می بندیم... هر روز با دل و جان, با تمام ایمان واعتقادمان, نه در حرف بلکه در عمل با مولایمان عهد ببندیم.

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟

                                 ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست



ابرقدرت مهربان یا قلدر نشان ازچه چیز دارد؟؟

 

خبرگزاری فارس: امکانات و شرایط اقتصادی آمریکا نیز ایجاب می کند که رفتار ابرقدرت مهربان را با ایران اتخاذ کند و نه ابرقدرت قلدر را که به شدت هزینه آفرین است و بار سنگینی بر اقتصاد آمریکا تحمیل خواهد کرد.

                               خبرگزاری فارس: ابرقدرت قلدر، ابرقدرت مهربان

اخیرا " پل شلدون فوت " استاد دانشگاه فولرتون کالیفرنیا که از فارسی آموزان دانشگاه هاروارد هم بوده است، با ارسال نامه ای به باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا از وی خواسته است تا شیوه خود را در تعامل با بحران های کنونی از جمله بحران هسته ای ایران تغییر داده و از موضع ابرقدرت قلدر به موضع ابرقدرت مهربان تغییر موضع دهد.

از نظر وی امکانات و شرایط اقتصادی آمریکا نیز ایجاب می کند که رفتار ابرقدرت مهربان را با ایران اتخاذ کند و نه ابرقدرت قلدر را که به شدت هزینه آفرین است و بار سنگینی بر اقتصاد آمریکا تحمیل خواهد کرد.

رویکرد آقای باراک اوباما در دوره دوم ریاست جمهوری وی خصوصا در انتخاب وزرا و همکاران جدید از جمله وزیر خارجه، دفاع، رئیس سیا، و مسئول پرونده ایران و خاورمیانه در کاخ سفید حکایت نیز از این دارد که وی موافق چنین جابجایی از هیئت ابرقدرت قلدر به ابرقدرت مهربان است. شاید نتایج نسبتا مثبت گفت‌وگوهای آلماتی میان ایران و گروه1+5 و خوش بینی های بعد از این نشست هم ناشی از این تحول باشد.

اما همزمان با شروع تغییر در رویکرد کاخ سفید از ابرقدرت قلدر به ابرقدرت مهربان و در حاشیه آن، شاهد گلایه های تند لابی صهیونیستی از تحولات سیاسی و رویکردهای استراتژیک جدید آمریکا و تغییر ساختار و ترکیب جمعیتی آن و ابراز نگرانی نسبت به آینده روابط آمریکا و اسرائیل و کاهش جایگاه این لابی و اثرگذاری «آیپک» (کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل) در نشست سالانه آن در واشنگتن بودیم که در 7 سال گذشته برای اولین بار بود که بدون حضور رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر اسرائیل برگزار شده است و البته این عدم حضور بی سابقه هم از حاشیه های مهم این نشست بشمار می آید.

" مایکل کاسن " رئیس نشست «آیپک» در سخنرانی افتتاحیه این کنفرانس نسبت به آینده مبهم روابط آمریکا و اسرائیل هشدار داد و گفت سیاستمداران آمریکایی اکنون به سمت درون‌گرایی و انزواطلبی حرکت می‌کنند و این رویه برای امنیت اسرائیل به شدت خطرناک است.

از نظر وی تغییرات گسترده در ساختار قدرت سیاسی در آمریکا موجب شده است تا احتمالا در آینده قدرت آیپک برای جلب حمایت دولت آمریکا از اسرائیل به چالش بیفتد.

او تأکید کرد که پست‌های مهم کمیته‌های کنگره که برای اسرائیل حیاتی به شمار می‌آیند، هرچه بیشتر در اختیار کسانی قرار می‌گیرند که هیچ تجربه دیپلماتیک ندارند. وی گفت که تعداد زیادی از نمایندگان جدیدی که وارد کنگره می‌شوند کسانی هستند که پس از بحران گروگان‌گیری ایرانی‌ها در سال 1979 به دنیا آمده‌اند، و بیشتر از نمایندگانی هستند که چیزی در مورد شکل‌گیری اسرائیل به یاد دارند، و بنابراین نوع همراهی آن‌ها با اسرائیل هم متفاوت است.

"مایکل کاسن" اضافه کرد: رهبری کشور در حال تغییر است و نوع زندگی هم به تبع آن تغییر می‌کند و اسرائیل باید " میل رو به رشد رهبران جدید آمریکا برای درون‌گرایی و دوری از دخالت در موضوعات پیچیده خارجی " را درک کند و این گرایش برای اسرائیل و آینده آن به شدت خطرناک است.

وی همچنین به موضوع ترکیب جمعیتی آمریکا اشاره کرد و گفت طی 30 سال آینده جمعیت آمریکا به 400 میلیون نفر می‌رسد که بیش از نیمی از آن‌ها را اقلیت‌ ها و رنگین پوستان تشکیل می‌دهند.

بنابراین اصلی ترین دوست و همپیمان واشنگتن که از تبدیل ابرقدرت قلدر به ابر قدرت مهربان زیان می بیند، اسرائیل است که خواهان رشد تمایلات جنگ طلبانه و میلیتاریستی در آمریکا و رویکرد زمامداران آن به سمت تعامل و رفتار خشونت آمیز با مخالفان رژیم صهیونیستی بویژه ایران و سوریه و مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین است و در این زمینه برخی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیز با اسرائیل هم عقیده و هم رأی و تا حدی دارای سرنوشت مشترک هستند، یعنی بقای آنان بر اریکه قدرت به تداوم رفتارها و سیاست های استکباری آمریکا در هیئت و چهره ی ابرقدرت قلدر ربط دارد و تبدیل شدن آمریکا به ابرقدرت مهربان آینده ی آنان را نیز با ابهام مواجه خواهد کرد.

امضایی از سر غفلت !!

نمیدانم این موضوع تا چه حد برای من بعنوان یک فرد ایرانی وخصوصا" شیعهء امیر المومنین علی علیه السلام قابل هضم است  یا نه؟؟ آنهم در روزگاری که شیعه کشی رسم روزگارشده است و استکبار جهانی و صهیونیستهای جنایتکار تا خون شیعه را در شیشه نکنند دست بردار نیستند . !! موضوع این است که در خبرها داشتیم که وزیر اخوانی جهانگردی مصر بعد از مدتها به تهران آمد وبا قدوم مبارک نامبارکش عزت و افتخار ما را زیر پای خود گذاشت و بعد رفت ورسما "‌مفاد توفقنامه ای را اعلام کرد که مارا دربهت وحیرت عمیقی فرو برد وآن توافقنامه ای است که در آن لطف کرده بما اجازه میدهند ومنت میگذارند که ما به مصر برویم ولی کیلومترها دورتر از قاهره !! کیلومترها دورتر از مشاهد شریفهء‌قاهره !! در شهرهایی دورتر از پایتخت مصر!!آنجاها را ببینیم ولذت ببریم وخلاصه آب وهوای عوض کنیم و الخ !! این معاهده ای است بین دولت ایران ومصر ودر عوض آنها تا دلشان میخواهد بداخل کشور ما بیایند و ازتهران وشیراز واصفهان و مشهد وزاهدان وبندر عباس وخلاصه همه جای ایران را بازدید کنند و بچرخند وبروند وخوش بگذارانند  ولی ما چطور نمیتوانیم تمام نقاط مصر را بگردیم آخر از دید مصری ها ما شیعه هستیم نباید مردم مصر ما را ببیند !! با ما حرف بزنند !! ما باید در تبعید برویم و در تبعید باز گردیم چراکه حکومت مصر از ما باید چون صهیونیستها بترسد باید برما هنگام ورود اشراف امنیتی داشته باشد و با ما چون آدمهای خطرناک برخورد داشته باشد ومارا بیگانه ازخود حساب کند ما نباید چون گردشگران دیگر کشورها ومتاسفانه حتی صهیونیستها به آزادی در کشور مصر بگردیم وبا محدودیت درآن وفقط در دوشهر آن بتوانیم تردد کنیم !!‌واعجبا این دیگر از آن حرفهاست ما که شاخ در آوردیم از اینهمه حسن مدیریت معاونت رئیس جمهور که اینقدر هوای ملت ما را نگه داشتند !!که لطف مسئولین مصری شامل حالمان شده و تحت اشراف امنیتی و زیر نظر پلیس باید بعنوان گردشگری تحت الحفظ  درعین آزادی بهمصر وارد ولی تحت نظز امنیتی یا بقول وزیر مصری با اشراف امنیتی در آنجا گردش آزادانه نماید ؟؟نمیدانم این رفتار واین توهین به مذهب حقهء‌شیعه را چطور باید بپذیریم ؟؟ آیا حق واقعی ملت ما اینگونه توهینهاست ؟؟ که ما حتی کمتر از صهیونیستهاودیگر مستکبران قلمدادشویم !! این شیعه ستیزی وایران هراسی از ابتدای پیروزی انقلاب مصروبیداری اسلامی متاسفانه توسط اخوان المسلمین ودولت مرسی دامن زده شد و علیرغم میل ملت برادر ومسلمان مصر وبا فتوای مشکوک بعضی از علمای الازهر تداوم یافت .

سئوال این است آیا در دنیای اسلام و سایر نقاط دنیا این شیعیان هستند که مورد هجوم اند یا اینکه سنی نمایان وهابی وتکفیری هستند که دست به اسلحه برده و فتوای قتل شیعیان را بدست داشته وکشتارمیکنند ؟ آیا در ایران تکفیری هایی که جنایات سازمان یافته علیه شیعیان را در مساجد ومعابر سیستان وخوزستان وحتی درکردستانوعلیه برادران اهل تسنن کرد به انجام میرسانند پس چرا باید بدون توجه به اختلاف افکنانه بودن این اقدامات بخواهند انتقام این اقدامات انجام نایافته را از ایرانیان شیعه ء‌مسلمان بگیرند !! ومن تعجبم از مسئولین جمهوری اسلامی است که درعین بهت وحیرت مردم ما این امضا را پای این قرارداد میگذارند وبه این دیدگاه غلط مشروعیت میبخشند نمونه اش را ما درسوریه میبینیم که چگونه گروهای تکفیری وآدمکش مسلمان نما را درسوریه تجهیز مینمایند و اقدامات خرابکارانه را برضد مردم ودولت سوریه گسترش میدهند چنانچه سابق براین در لبنان وپاکستان وحتی میانمار این کشتار وتخریب ورعب و وحشت را دامن زدند ، متاسفانه گویا نه مدیران جدیدمصر که بیشتر اخوانی هستند روابط بین الملل را با اولویت تعصبات مذهبی آمیخته اند وتاسف بیشتر برای معاونت گردشگری ماست که این ذلت را میپذیرد بر مجلس شورای اسلامی است که بوظیفهء‌قانونی خود عمل کرده واین معاهده را تایید نکرده ومعاونت مربوطه رابر مبنای آیهء‌قرآنی " العزه لله ولرسول وللمومنین " مورد سئوال جدی قرار دهد . ودر آخر صحبتی با برادران وخواهران مسلمان مصری وتنها بعنوان یک توصیه که بدانید ما هرگز غیر اخوت با شما نخواهیم کرد چرا که ما پیرو همان امیر المومنینی هستیم که نامهء‌ماندگارش برای شما وبرای حاکم آنزمانی که برای شما فرستاده بود( حضرت مالک اشتر ) در دل تاریخ مانده است و خواهد ماند ،‌مطمئن باشید که بین ما وشما چیزی جز برادری نیست ونخواهد بود چنین باد وجز این مباد!!    

یاد باد آن شهیدان دین را یادباد!!

مراسم گرامیداشت شهیدان مهدی و حمید باکری

در نقد دینی پیام رئیس جمهور برای رییس جمهور فقید ونزوئلا

 

 

                  اعتراض شدید حجت‌الاسلام قرائتی به پیام رئیس جمهور برای   چاوز 

دین و اندیشه - یک روز بعد از صدور پیام رئیس جمهوری در باره مرگ هوگو چاوز حجت الاسلام قرائتی در اظهاراتی که از تلویزیون پخش شد عبارات بکار رفته در این پیام را به شدت مورد اعتراض قرار داد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در بیستمین سالروز تأسیس کانونهای فرهنگی هنری مساجد قم که در مدرسه امام خمینی(ره) برگزار شد، به پیام رییس جمهور درباره درگذشت چاوز واکنش نشان داد و گفت: کسی در گوشه ای از دنیا می میرد و کسی هم از گوشه دیگر دنیا تسلیت می گوید و می‌نویسد«که من اطمینان دارم که او از عباد صالح است و او به همراه مسیح و مهدی موعود خواهد آمد» شما چکاره هستید که این حرفها را بر زبان می آورید، کسی که دستش را از دست مراجع خارج کند دچار این غفلت ها خواهد شد.

 

رییس ستاد اقامه‌ نماز ادامه داد: بر این اساس، امام زمان که برای ظهور 313 یار می خواهد ، به گفته این آقا یکی از آن 313 نفر مشخص شده که کیست، این نشان می دهد وقتی انسان از ریل کتاب الله و عترت خارج شود به کجا خواهد رفت.

 

وی خاطر نشان کرد: دین حساب و کتاب دارد، کسی حق ندارد از این صحبت ها کند و به طور مثال بگوید ظهور نزدیک است و یا مراد از یمانی مقام معظم رهبری و یا مراد از دجال فلانی است، این اشتباه است رسیدن به این مطالب نیاز به یقین دارد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی یادآور شد: وقتی شما چیزی را می پسندید و از روی سلیقه شخصی حرفی را می زنید، نباید به صورت عمومی ابراز کنید، ما باید دین را از کتاب الله و عترت بگیریم. وی ادامه داد: این پیام که از تلویزیون پخش شد، من به عنوان یک معلم قرآن باید بگویم که اینها منکر است و هر کس از این حرفها بزند دستش را از دست مراجع برداشته است، آدم برای یک لقمه نان نباید ساکت باشد و چشمش را از روی خیلی چیز ها بردارد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی تأکید کرد: خداوند حتی به حیوانات کوچک هم روزی می رساند و دلیل نمی شود چون ما از دولت بودجه دریافت می کنیم، بگوییم هر چه که دولت می گوید درست است .

ونزوئلا در سوگ چاوز

خبرگزاری فارس: ونزوئلا در سوگ «هوگو چاوز» به روایت تصویر                پیش به جلو فرمانده

به گزارش خبرگزاری فارس، صدها نفر از مردم غمگین ونزوئلا در حالیکه اشک می‌ریختند، به خیابان‌های حومه «کاراکاس» پایتخت ونزوئلا آمدند و همدیگر را در آغوش گرفتند و شعارهایی را در حمایت از رئیس‌جمهور متوفی خود سر دادند.

بر اساس این گزارش، گروهی از زنان اهل ونزوئلا در حالی که اشک می‌ریختند در کنار کاخ ریاست‌جمهوری «میرافلورز» تجمع کردند و برخی از آنها تی‌شرت‌هایی را به تن داشتند که روی آنها نوشته شده بود: پیش به جلو فرمانده.

مردان نیز با مشت‌های گره کرده شعار می‌دادند: زنده باد چاوز، زنده باد چاوز.

«هوگو رافائل چاوز» 58 ساله، پنجاه و سومین رئیس جمهور ونزوئلا بود که پس از 2 سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان، روز سه شنبه در بیمارستانی در کاراکاس درگذشت.

 

 

 

 

 

 

یاد هوگو چاوز آزادیخواه بزرگ آمریکای لاتین گرامی باد

 

            رئیس جمهور ونزوئلا پس از ماه‌ها مبارزه با سرطان در سن ۵۸ سالگی درگذشت.

                                   خبرگزاری فارس: هوگو چاوز درگذشت

به گزارش خبرگزاری فارس، «نیکلاس مادورو» معاون رئیس جمهوری ونزوئلا اعلام کرد «هوگو چاوز» که در چند روز اخیر وضعیت جسمانی وی به دلیل مشکلات تنفسی رو به وخامت گذاشته بود، فوت کرده است.

بر اساس اعلام رسانه‌های ونزوئلا چاوز 58 ساله در ساعت 16:25 روز سه شنبه به وقت محلی در بیمارستانی در کارکاس درگذشته است.همچنین اعلام شد که سران ارتش این کشور وفاداری خود به مادورو را اعلام کرده‌اند. به دنبال بدتر شدن وضعیت جسمانی «هوگو چاوز» رئیس جمهور ونزوئلا، مقامات ارشد سیاسی و نظامی ونزوئلا سه شنبه در کاخ ریاست جمهوری این کشور جلسه تشکیل دادند.

در این جلسه که به طور زنده از تلویزیون دولتی ونزوئلا پخش شد نیکلاس مادورو معاون رئیس جمهوری در مقابل کابینه و دیگر اعضای بلند پایه حکومتی درباره شرایط جسمانی چاوز، وضعیت کشورش و توطئه دشمنان سخنرانی کرد. وی تاکید کرد که مبتلا شدن چاوز به بیماری سرطان توطئه دشمن بوده است.

نیکلاس مادورو از اخراج دیپلمات‌های آمریکایی که به دنبال توطئه علیه دولت ونزوئلا هستند خبر داد و گفت که قصد داریم یک دیپلمات آمریکایی را به جرم تلاش برای ارتباط با نیروهای نظامی و بی ثبات کردن کشور اخراج کنیم. وی به این دیپلمات آمریکایی که از وی به عنوان وابسته نیروی هوایی یاد کرد هشدار داد که طی 24 ساعت ونزوئلا را ترک کند.

سخنگوی سفارت آمریکا در کاراکاس گفت که دیپلمات مورد نظر دولت ونزوئلا «دیوید دلموناکو» است.

هوگو رافائل چاوز فریاس (زاده 28 ژوئیه 1954) پنجاه و سومین رئیس جمهور ونزوئلا بود،چاوز به عنوان رهبر «انقلاب بولیواری» شناخته می‌شد و به دلیل سیاستهای سوسیال دموکراتیک و ضدیتش با جهانی‌سازی نئولیبرالی و سیاست خارجی ایالات متحده مشهور بود. او موسس حزب چپگرای «جنبش جمهوری پنجم» بود که از دسامبر سال 2007 در ونزوئلا در قدرت است. لازم به ذکر است رئیس جمهور فقید ونزوئلا از جمله طرفداران سیاست استقلال طلبی مدل ایران در برابر امپریالیست خونخوار آمریکا بود که با خود موجی جدید را به آمریکای مرکزی وجنوبی آورد و اتحادی ضد آمریکا را در منطقهء‌خود ایجاد کرد ، روحش شاد وغریق رحمت باد .

یاحسین بن علی ادرکنی

رونمایی از ضریح جدید امام حسین(ع)


ای حسین جان تو برای ما شیعیان جان جهانی در این روزگارظلم مسلمان نمایان وظالمین بر ما تو اگر نباشی که خون خدایی ماهیچیم خدایا فرج مولایت رابرسان تا انتقام خون حسین بن علی بستانیم




http://www.arshnews.ir/images/docs/000046/n00046976-b.jpg
 
 

 

نگاهی کوتاه به زندگی پربار شهید تهرانی مقدم (ره)

 
حسن تهرانی مقدم 6 آبان ماه 1338 در محله سرچشمه تهران متولد شد.به علت شغل پدرش (محمود تهرانی مقدم)، که به پیشه خیاطی مشغول بود، به محله شکوفه و سپس به محله بهارستان نقل مکان کرد و مقاطع ابتدایی و دبیرستان را در همین مناطق گذراند.

ورود به فعالیت‌های مسجدی در مسجد زینب کبری(س)؛ 1348

در مسجد زینب کبرای سرچشمه، زیر نظر آیت‌الله سیدعلی لواسانی امام جماعت و مدیر مسجد،‌ تعلیمات دینی و مقدمات آشنایی با اسلام را فرا گرفت و به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد شروع به فعالیت کرد. این گروه سرود، هسته‌ اصلی گروه سرودی بود که در روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد و در مراسم استقبال از امام(ره) به اجرای برنامه پرداخت.

روایت آیت‌الله لواسانی از آن دوران: «محل ما خیابان امیرکبیر،‌ کوچه آمیز محمود وزیر است. آنجا یک مسجد و یک حوزه علمیه داریم و خانه ما هم کنار مسجد است. وقتی می‌رفتیم برای نماز، کارهای دیگری هم می‌کردیم. مثلا با نوجوانان کارمی‌کردیم و برایشان نامه داشتیم. یک گروه سرود هم درست کرده بودیم که در روزهای انقلاب برای خودش، برو بیایی داشت».حسن تهرانی‌مقدم

قبولی در دانشگاه در مقطع کاردانی؛ 1356

شهید بزرگوار حاج حسن تهرانی‌مقدم پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع(برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد.

همراهی در مبارزات انقلابی؛ 1357

همزمان با اوج‌گیری فعالیت انقلابی، تحت تاثیر برادرش (محمد) به صف انقلابیون پیوست.او در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیت‌های زیرزمینی، نارنجک‌های دستی می‌‌ساخت که با استفاده از سه راهی لوله آب تولید می‌شد. شب 22 بهمن در میدان امام حسین(فوزیه سابق) با پرتاب نارنجک دستی یک خودروی نظامی ارتش را مصادره و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد.

اخذ مهندسی صنایع؛ 1358

حسن تهرانی مقدم در سال 1358، در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد.

عضویت در سپاه پاسدران؛ تیرماه 1359

تهرانی مقدم در 21 سالگی و در ابتدای شکل‌گیری رسمی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول اطلاعات منطقه‌ی 3 سپاه شمال، مشغول به فعالیت شد و تا 59/7/31 در این سمت باقی ماند. در زمان بروز ناآرامی‌ها در نقاط مرزی که مهم‌ترین آنها حوادث تجزیه‌طلبانه در کردستان بود، سپاه را در 15 ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی کرد.با این رویکرد تا شهریور 1359 که کشور در آستانه هجوم رژیم بعث عراق قرار گرفت، حداکثر توان رزمی سپاه، تعداد معدودی گردان‌های رزمی بود که با روش‌های چریکی و غیر کلاسیک، درگیر مبارزه با اشرار وضد انقلابیون مسلح در کردستان شدند.

سنگین‌ترین سلاحی که در آن دوران در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپاره‌انداز و آرپی‌جی و تیربار بود، در حالی که در همین وضعیت، ضد انقلابیون در کردستان، حتی به توپخانه نیز مجهز بودند.

حسن تهرانی‌مقدم

شاید آمار کل سلاح‌های سپاه در آن مقطع از چند هزار تفنگ G3 ، کلت، آر پی‌جی و ده‌‌ها قبضه خمپاره‌انداز تجاوز نمی‌کرد.

اعلام رسمی قصد ترور شهید تهرانی‌مقدم در رادیوی منافقین

محمد تهرانی‌مقدم(برادر شهید) درباره تهدید کردن شهید حاج حسن تهرانی‌مقدم از سوی منافقین می‌گوید: « بردارم چند بار از جانب گروهک تروریستی منافقین تهدید شد به دلیل آن‌که موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما می‌زنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در دستور کار داشتند و می‌خواستند هر دوی آنها را ترور کنند که یک گروه از آنها دستگیر شدند».

جرقه‌های شکل‌گیری توپخانه سپاه؛ 1359

بعد از عملیات ثامن‌الائمه که منجر به رفع محاصره آبادان شد‌، از جمله غنائم به دست آمده از عراق، یک آتشبار توپخانه 155 میلیمتری کششی بود که از جانب دشمن در شمال آبادان، بین دارخوین و پل مارد مستقر بود.این آتشبار توپخانه بلافاصله تعمیر و عملیاتی شد و در همان منطقه، علیه دشمن به کار گرفته شد. سه ماه بعد در عملیات فتح بستان، مجددا یک گردان توپخانه 130 میلیمتری و یک آتشبار 105 میلیمتری پرتغالی ارتش عراق از سوی رزمندگان تیپ 14 امام حسین(ع) اصفهان به غنیمت گرفته شد که این گردان به دستور حسین خرازی(فرمانده تیپ) سازماندهی شده و در عملیات فتح المبین در پشتیبانی از گردان‌های مانوری بسیجی مبادرت به اجرای آتش کرد.

حسن تهرانی‌مقدم

این دو اتفاق، مبدا شکل‌گیری توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

  • شهادت برادر؛ عاشورای 59

علی تهرانی‌مقدم، ظهر عاشورای سال 59 در اوایل جنگ و در محاصره سوسنگرد به شهادت رسید.

  • مسئولیت تطبیق آتش خمپاره‌ای سپاه در قرارگاه کربلا در عملیات طریق‌القدس؛ آذر 1360


حاج حسن بعد از عملیات ثامن‌الائمه، متوجه ضعف آتش پشتیبانی خودی مستقر در خطوط مقدم جنگ شد،. مدت‌ها روی این موضوع فکر کرد و سرانجام در پاییز 1360 طرح ساماندهی آتش پشتیبانی (خمپاره‌اندازها) را به صورت سنجیده و مدون تقدیم حسن باقری کرد.نامه را محسن رضایی(فرمانده وقت کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) امضا کرد و تحویل حسن باقری داد و حسن باقری آن را به حسن مقدم داد.

حاج حسن نامه تایپ شده را خواند و دید طرح خودش درباره ساماندهی خمپاره‌اندازها به منظور پشتیبانی از نیروهای پیاده است.در نامه خطاب به فرماندهان قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح سپاه در جبهه‌های جنوب آمده بود: «برادر حسن مقدم به عنوان فرمانده پشتیبانی‌کننده آتش‌های خمپاره‌ای سپاه معرفی می‌شوند؛ لازم است با او همکاری کنید».

حسن تهرانی‌مقدم

تاسیس توپخانه سپاه؛ 1361

شهید حسن تهرانی‌مقدم این اتفاق را این‌گونه روایت می‌کند: «عملیات فتح‌المبین تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا رشید می‌دادم، دیدم آقا رشید باخنده می‌گوید«مقدم برو توپخانه سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه». گفتم آقا رشید ما داریم خمپاره را سازماندهی می‌کنیم. در عملیات فتح‌المبین (اگر اشتباه نکنم)148 قبضه انواع توپ‌های روسی به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه 9 تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپ‌ها را بیاوریم و سازماندهی کنیم. شهید بزرگوار حسن شفیع‌زاده اولین نفری بودکه رفتم دنبالش. بعد از عملیات فتح‌المبین از تیپ‌المهدی شوش آوردمش پیش خودم و آقای محمد آقایی که از مسئولین توپخانه سپاه بودند، به انضمام شهید ناهیدی. این بچه‌های نخبه باهوش را جمع کردیم و توپخانه سپاه راتشکیل دادیم».

روایت برادر شهید از شکل‌گیری توپخانه سپاه پاسداران

برخی دوستان زمانی که شنیدند یک جوان متعهد به عنوان فرمانده توپخانه انتخاب شده،‌ خندیدند و برخی هم به تمسخر گرفتند و گفتند که نه توپی وجود دارد و نه توپخانه‌ای، اما برای توپخانه فرمانده گذاشته‌اند! اخوی ما همان موقع گفت توپ‌های ما آن طرف است و اشاره کرد به نیروهای صدامی. چند روز بعد عملیاتی شکل گرفت که با انجام موفقیت‌آمیز آن، موفق شدند یک گردان توپخانه ارتش رژیم صدام را به غنیمت بگیرند و با همین توپ‌های غنیمتی، توپخانه سپاه شکل گرفت. ایشان در همان زمان موفق شد سازمان توپخانه را پایه‌ریزی کند.

حسن تهرانی‌مقدم

راه‌اندازی مرکز تحقیقات فنی توپخانه در اهواز؛ 1361

شهید تهرانی مقدم از راه‌اندازی این مرکز اینگونه یاد می‌کند: «در آن زمان توپ‌های غنیمتی ما 156 قبضه بود که همه آنها در دشت عباس و چناله به غنیمت گرفته شده بودند.ما برادران ارتشی را برای آموزش این توپ‌ها دعوت کردیم که یک تیم از توپخانه‌ ارتش برای ما اعزام شد و وقتی توپ‌ها را دیدند گفتند این توپ‌ها روسی هستند و آموزشی که ما دیده‌ایم توپ‌های آمریکایی بوده و کاربرد این توپ‌ها را نمی‌دانیم. ما می‌خواستیم از این توپ‌ها در عملیات بیت‌المقدس استفاده کنیم ولی هیچ آموزشی ندیده بودیم. توپ‌های زیادی با مهمات خوبی داشتیم ولی برای ما کارآمد نبودند. برادر بهمن چیره‌دست به دلیل تخصصی که داشتند، توپ‌ها را راه‌اندازی کردند و مرکز تعمیر و نگهداری توپخانه راه‌اندازی شد و توپ‌ها راهی عملیات شدند. دومین نفری که به یاری ما شتافت،‌ شهید ناهیدی بود که آموزش‌های لازم را خیلی با حوصله برای استفاده از وسایل غنیمت گرفته شده مثل ترتیل‌های فلزی،‌ دوربین‌های پاکدو و تجهیزات نشانه‌روی به ما دادند».

آغاز زندگی مشترک؛ 1361

پدر حاج حسن (محمود تهرانی‌مقدم) در سال 1361 از دنیا رفت و حسن با وجود مشغله فراوان در جنگ با اصرار خانواده، زندگی مشترک را آغاز کرد.

راه‌اندازی فرماندهی موشک سپاه؛ آبان 1362

روایت سردار زهدی:«آبان سال 1362 به برادر حسن تهرانی‌مقدم که صاحب ایده‌های بزرگی در این زمینه بود،‌ ماموریت راه‌اندازی و سازماندهی "فرماندهی موشکی زمین به زمین سپاه" محول شد».

شلیک توپ به سمت بصره؛ بهمن 1362

جضرت امام(ره) با مقابله به مثل حملات موشکی عراق موافقت کردند.جمهوری اسلامی ایران در آن زمان فاقد سامانه موشکی بود و مقابله به مثل، تنها در سطح توپخانه‌ای صورت می‌گرفت.در جلسه‌ای که سردار مقدم به عنوان فرمانده توپخانه سپاه حضور داشت،‌ قرار شد شهر بصره با توپ‌های 130 میلیمتری که حداکثر برد آنها 28 تا 30 کیلومتر بود، مورد حمله توپخانه‌ای قرار گیرد.

حسن تهرانی‌مقدم

شلیک اولین موشک به سمت عراق؛اسفند 1363

21 اسفندماه 1363 اولین موشک ایران به کرکوک شلیک شد.دومین موشک هم در بامداد 1364/12/23 به بانک 18 طبقه رافدین بغداد اصابت کرد و موشک بعدی در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر از فرماندهان عراقی را به هلاکت رساند.

روایت سردار زهدی از این اتفاق به این شکل است: «وقتی که بنا شد اولین موشک را خود برادران سپاه به سمت بغداد شلیک کنند، با هم به کرمانشاه رفتیم. مقدمات کار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتیم. مرحوم شهید مقدم پیشنهاد کرد اول دعای توسل بخوانیم و بعد از دعا به زبان فارسی با خدا صحبت کرد و گفت: «خدایا ما نمی‌خواهیم مردم عراق را بکشیم. ما می‌خواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقی‌ها را می‌کُشند. خدایا این موشک را به باشگاه افسران بزن». موشک شلیک شد و همه پای رادیو نشستیم. پس از چند دقیقه رادیو بی‌بی‌سی اعلام کرد "یک موشک، باشگاه افسران بغداد را منهدم کرده و تعداد زیادی از افراد حاضر در آن کشته شده‌اند". من پیشانی شهید مقدم را بوسیدم و گفتم این به هدف خوردن موشک نتیجه اخلاص و پاکی تو بود».

حسن تهرانی‌مقدم

انتصاب به عنوان فرمانده موشکی نیروی هوایی سپاه؛ شهریور 1364

پس از صدور فرمان تاریخ امام (ره) مبنی بر تشکیل نیروهای سه گانه سپاه پاسداران،‌ شهید مقدم در سال 1364 به سِمت فرماندهی موشکی نیروی هوایی سپاه منصوب شد.روایت محسن رضایی از این ماجرا بدین ترتیب است: «جنگ شهرها که آغاز شد، صدام به شدت شهرهای ما را با موشک و بمباران هوایی مورد حمله قرار می‌داد و فشار خیلی زیادی روی ما می‌آمد. من یک روز برادر محسن رفیقدوست را که مسئول لجستیک سپاه بود خواستم و گفتم ما چاره‌ای نداریم جز اینکه جواب موشک‌ها را با موشک بدهیم، لذا ایشان را فرستادیم سوریه و لیبی و در آخر جنگ هم کره شمالی. بعد دیدم باید ساماندهی موشک‌ها را خودمان انجام دهیم.
 
بعد از مشورت با برادران رشید، صفوی و شمخانی به این نتیجه رسیدم که فرد مناسب برای این کار حسن تهرانی است. ایشان را فراخواندیم و گفتیم توپخانه را بسپار به شفیع‌زاده و خودت با تیمی از دوستانت یگان موشکی را تشکیل دهید. ایشان کمی به من نگاه کرد و چیزی نگفت. بعدها برادر جعفری مسئول زرهی سپاه به من گفت در سوریه که بودیم حسن به من گفت: برادر محسن از من خواسته تیپ موشکی تشکیل بدهم. توپخانه را می‌شد کاری کرد، ولی موشک‌ها خیلی پیچیده‌اند. به هر حال باید با توکل این کار را انجام دهیم».

حسن تهرانی‌مقدم

تلاش برای استقلال در صنعت موشکی؛ 1365

از 20 مرداد 1365 تا 10 دی 1365 بعد از عملیات والفجر 8 و قبل از کربلای 4، لیبیایی‌ها در همکاری موشکی کارشکنی کردند و ما توان جواب دادن نداشتیم. ما در 20 مرداد 1365، پالایشگاه نفتی الدوره عراق را زدیم. در این مقطع پنج موشک زدیم ولی به دلیل کارشکنی لیبیایی‌ها 35 روز توان پاسخ نداشتیم. لیبیایی‌ها 38 ایراد روی سکوی قطعات گذاشته بودند. بعضی از قطعات همزمان با مذاکراتی از کره شمالی وارد شد.

به روایت محسن رضایی: «قذافی فکر کرده بود با دادن تعدادی موشک می‌تواند دل مارا به دست بیاورد و امام بعد از گذشت چند سال از انقلاب به او اجازه ملاقات می‌دهد که به ایران بیاید، بنابراین چندین موشک به همراه لانچر پرتاب و تعدادی کارشناس را به ایران فرستاد. همین که ما مشغول کار با آنها شدیم، شنیدیم که پادگانی که برایشان در نظر گرفته‌ایم را ترک کرده‌اند و به همراه قطعاتی از موشک‌ها به سفارت لیبی رفته‌اند، به طوری که نمی‌توان از موشک‌ها استفاده کرد. حسن و تیمش ظرف دو ماه این موشک‌ها را عملیاتی کردند و به محض اینکه عراق موشک زد، ما هتل الرشید را که محل تجمع دیپلمات‌ها بود زدیم».

حسن تهرانی‌مقدمراه‌اندازی یگان موشکی حزب‌الله در لبنان به روایت برادر؛ 1366-65

محمد تهرانی مقدم برادر شهید از این رویداد چنین سخن می‌گوید: «حاج حسن‌ حتی به لبنان هم آمد و یگان موشکی حزب‌الله را در آنجا ایجاد کرد. تقریباً در سال 66-65 بود. بچه‌های حزب الله لبنان بسیار دوستدار حاج حسن‌آقا بودند. با کارهایی که ایشان انجام داد، حزب‌الله موفق به تجهیز سلاح‌هایی شد که هرگاه صهیونیست‌ها شرارتی می‌کردند، با پاسخ دندان‌شکن مواجه می‌شدند. الان هم قاطعانه بگویم، رژیم صهیونیستی اگر هرگونه عملیات یا تهدیدی را علیه جمهوری اسلامی داشته باشد، از ناحیه موشک‌های حزب‌الله لبنان مشت محکمی را دریافت خواهد کرد که قلب تل‌آویو را زیر و رو می‌کند. باید بگویم بهترین هدیه حاج حسن آقا به مردم و حزب الله لبنان، آموزش و انتقال تجربیات موشکی به این کشور بود، به طوری که در جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۲۲ روزه غزه، پیروزی حزب الله و بچه‌های حماس علیه صهیونیست‌ها مدیون همین آینده‌نگری ایشان بود که رزمندگان حزب‌الله را آموزش دادند. از همین طریق بود که حزب‌الله توانست سیستم موشکی‌اش را ایجاد کند و نه تنها مانع پیشرفت رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان شد بلکه تمام نقشه‌های صهیونیست‌ها را نقش بر آب کرد».

دستیابی به "نازعات" اولین موشک ایرانی؛ 1366

به روایت سردار نامی: «همزمان با انجام عملیات‌های مقابله به مثل موشکی و با پیگیری‌هایی که خود سردار مقدم داشتند، در اواخر جنگ به یک سامانه موشکی و راکت ساخت داخل دست پیدا کردیم به نام راکت نازعات، که بردش بین 80 تا 120 کیلومتر است و با تلاش‌هایی که انجام داده بودند به 150 کیلومتر رسیده بود. از دلایل طراحی و ساخت این سامانه، کمک در کنار موشک اسکاد بود که بتواند با یک نواخت تیر بالا قدرت مقابله با جنگ شهرها را داشته باشد. موشک اسکاد، موشک گران قیمتی است و به لحاظ آماده‌سازی و کم و کیف پرتاب برای اهداف خاص استفاده می‌شود. ما بعضا اهدافی داشتیم با ابعاد گسترده که حتما نیاز به دقت یا قدرت انفجار زیاد داشت، منتها تنها سامانه‌ای که داشتیم همین اسکاد بود و لذا از همان مقطع، همزمان با فعالیت تحقیقاتی جهت ساخت موشک‌های اسکاد، ساخت سامانه‌های ارزان قیمت و دارای قدرت مانور بالاتر نیز آغاز شد، تا بتوانیم بعضی از اهدافی را که ارزش و اهمیت چندانی ندارد با آن سامانه مورد اصابت قرار بدهیم. همانجا تلاش و پیگیری برای ساخت و تولید موشک نازعات در اولین قدم طرح‌ریزی شد و در دستور کار قرار گرفت که ما در پایان جنگ، یعنی اواخر سال 1366 موفق شدیم به این سامانه دست پیدا بکنیم».

شرکت در عملیات مرصاد؛ مرداد 1367

به روایت سردار نامی: «در بحبوحه عملیات مرصاد دیدیم سردار مقدم به عنوان یک خدمه پای یک خمپاره 120 در حال شلیک به سمت دشمن و منافقین است. سردار مقدم یعنی کسی که به عنوان فرمانده موشکی در حال انجام وظیفه بود وقتی ضرورت را احساس می‌کند، می‌آید به عنوان یک خدمه 120 به مقابله با دشمن».

حسن تهرانی‌مقدمموفقیت در ساخت شهاب3 ؛ 1377

روایت سردار «عباس خانی آرانی» جانشین فرمانده توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه، از این اتفاق بدین ترتیب بود: «درست است که وزارت دفاع به عنوان واحد پشتبیانی کننده نیروهای مسلح در بحث ساخت موشک «شهاب 3» وارد می‌شود، اما عمده کارهای تحقیقاتی‌اش را شهید مقدم انجام داده بود. این شهید عزیز عقیده داشت نباید چیزی را دیگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند. به عبارت دیگر می‌گفت اگر نیروهای مسلح ما درک کردند بنابر نوع تهدید به چه ابزاری برای مقابله نیاز دارند، باید برای تولید آن گام بردارند. زیرا متخصصان داخلی کشورمان از توانمندی و قدرت عمل بسیار بالایی برخوردار هستند».

ساماندهی صعود بزرگ به قله دماوند؛ 1381

روایت سردار «یدالله مکاری» مسئول هیات کوهنوردی سپاه از این صعود بدین شکل است: «کاری که سردار حسن مقدم انجام داد، کاری بس دشوار و بزرگ بود ولی از آنجا که قربة الی‌الله بود و همراه با توکل و نشأت گرفته از نام ائمه و یاری گرفتن از آنها بود،‌ باموفقیت به انجام رسید. صعود به قله دماوند بدون شک برای اولین و آخرین بار بود که اجرا شد. در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) از چهارده یال کوه دماوند با نام چهارده معصوم با شرکت 5 هزار کوهنورد از سراسر رده‌های سپاه انجام شد که از این تعداد، 4137 نفر آنان موفق به صعود بر بام ایران یعنی قله دماوند شدند و حدیث کسا را آنجا قرائت کردند».

جانشین نیروی هوا فضای سپاه؛ 1384

شهید تهرانی مقدم در تاریخ 1384/7/1 به عنوان جانشین سردار علی زاهدی در نیروی هوا فضای سپاه پاسداران منصوب شد.

رئیس سازمان جهاد خودکفایی سپاه؛ آذر 1385

25 آذرماه 1385 بود که حاج حسن مقدم به عنوان مشاور فرمانده کل سپاه در امور موشکی و رئیس سازمان خودکفایی سپاه انتخاب شد.

شهادت

سردار حسن تهرانی‌مقدم تا روز آخر عمر نیز به عنوان مسئول این سازمان در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیر بنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود و در روز شهادتش (21 آبان 1390) در پادگان امیرالمومنین(ع) شهرستان ملارد در حالی که برای آزمایش موشکی، آماده می‌شد، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی،‌ غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ...) پیوست.

گزیده‌ای از سخنان پدر موشکی ایران

گزیده‌ای از سخنرانی سردار شهید تهرانی‌مقدم در سال 1387 در جمع پیشکسوتان توپخانه و موشکی سپاه: «... برتری ارتش در دو بخش بود یکی در بخش‌های هوایی و هوانیروز و یکی توپخانه، ارتش حاضر نبود تحت هیچ شرایطی این برتری را از دست بدهد و وارد شدن ما به عرصه برتری ارتش خط ممنوعه‌ای بود که در آن زمان، شهید صیاد شیرازی با همت و مردانگی و افق بلندی که داشتند این سد را شکستند و ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور شهید صیاد شیرازی وارد ارتش شدیم و اولین دوره عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم.

خاطره‌ای هم از شهیدصیاد شیرازی خدمت عزیزان بگویم. ایشان شاگرد اول دوره آموزشی افسران اعزامی کشورهای خارجی به آمریکا در رسته توپخانه بودند. چندین کشور بودند که افسران خود را برای آموزش به آمریکا می‌فرستادند؛ از ایران هم شهید صیاد شیرازی اعزام شده بودند که در بین افسران کلیه کشورها ایشان شاگرد اول شدند.

حسن تهرانی‌مقدم

ایشان وقتی که به جلسه امتحان رفتند و امتحان برگزار شد و نتیجه‌ها آمد و به نمره خودشان اعتراض داشتند چون نمره (A) نگرفته بودند شاگرد اول نمی‌شدند و یکی از شاگردهای کشورهای دیگر شاگرد اول می‌شد. مسئول آموزش گفتند دوباره امتحان می‌گیریم و شما با امتحان موفق، حرف خودت را می‌توانی ثابت کنی.
 
وقتی که وارد اتاق مسئول آموزش شدند سؤال‌ها را برای من نوشتند و از اتاق بیرون رفتند و من شروع کردم به پاسخ دادن سؤالات و در همان هنگام دیدم کتابی که از روی آن سؤال طرح شده بود روی همان میز است، در همین حین که وسوسه شدم برای باز کردن کتاب و نوشتن جواب‌ها پیش خودم فکر کردم که حتماً به من اطمینان کرده است که کتاب را اینجا گذاشته؛ با خودم جنگیدم و گفتم هیچ چیزی بهتر از پاکی و صداقت نیست و سؤالاتم را نوشتم تا تمام شد و در همین هنگام بود که دیدم از پشت پرده بیرون آمد و من را نگاه کرد و گفت شاگرد اول واقعی تو هستی و می‌خواستم امتحانت کنم؛ من یاد گرفتم که صداقت از آنِ مسلمان‌هاست و به شما افتخار می‌کنم».

شهید حسن تهرانی‌مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال  دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود.این شهید گرانقدر تقریبا ۲۵ سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت.
بازنشر از پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

فرماندهء سپاه قدس : اگر سوریه یک همت یا خرازی داشت ...

 

 فرمانده سپاه قدس گفت: اگر دولت و کشور سوریه یک «همت» یا «خرازی‌ها» از خودش داشت، وضعیتش این‌گونه نبود و هیچ‌یک از این اتفاقات در این کشور رخ نمی‌داد.

 سرلشکر قاسم سلیمانی - فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران - که در یادواره فرماندهان و معاونین شهید گردان‌ها و واحدهای لشکر 27 محمد رسول‌الله، شامگاه پنج‌شنبه در تالار بزرگ وزارت کشور سخن می‌گفت، با بیان مقدمه‌ای از جنگ تحمیلی و تاثیر فرماندهی در 8 سال دوران دفاع مقدس، توضیح داد: شاید بعد از انقلاب، مجموعه‌ای جامع‌تر که بتواند در همه‌ی ابعاد اسلام، حقیقت این دین و فرهنگ تشیع را بیان کند، تنها جنگ تحمیلی باشد؛ چراکه در همه‌ی ابعاد چه در بعد جمعیت و چه در بعد زمانی توانست این کار را انجام دهد و آن را ثابت کند.
 
وی ادامه داد: جنگ به عنوان یک مساله، موضوع حقیقی ما نیست. مهم انسان‌هایی که در آن حضور داشتند و جنگیدند و به دفاع پرداختند و افکار و عقاید آنهاست که برای ما ارزش دارد؛ چراکه توانست اسلام، عرفان، معنویت، انسان‌سازی و ولایت‌پذیری حقیقی را در تمامی ابعاد جاری کند.
 
این فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان این‌که جنگ تحمیلی ما صدها مشخصه دارد، اظهار کرد: از مهم‌ترین مشخصه‌های جنگ تحمیلی ما می‌توان به مذهبی بودن جنگ، تاثیرگذاری جنگ و بن‌بست‌شکنی‌ها اشاره کرد. این سه، از مهم‌ترین مشخصه‌های هشت سال دفاع مقدس هستند. به عنوان مثال، مذهبی بودن جنگ تحمیلی به این معنا نیست که یک طرف شیعه و طرف دیگر سنی باشد. جنگ تحمیلی در حقیقت به دلیل یک تفکر است که به آن ارزش می‌دهد و آن حاکمیت امام (ره) بر مدیریت جنگ بود. هم‌چنین جنگ به حقیقت تمام معنا یک رفتار مذهبی داشت که آن را می‌شد در مدیریت‌ها و رفتارها دید.
 
سلیمانی افزود: همین ملاک مذهبی بودن و داشتن اعتقادات مذهبی یکی از ملاک‌های انتخاب فرماندهان بود.
 
فرمانده سپاه قدس درباره‌ی تاثیرگذاری جنگ نیز تصریح کرد: جنگ، هم از داخل و هم از بیرون بر روی افراد تاثیر داشت. به عنوان مثال کسانی که در داخل صحنه‌ی نبرد حضور داشتند، تحت تاثیر آن قرار می‌گرفتند و بخش جامعی از همین افراد که به شهرها می‌آمدند، بر روی دیگر مردم تاثیر می‌گذاشتند و همین باعث می‌شد که یکی از عامل‌های مهم و تحول‌آفرین در جامعه و تطهیر آن به سمت کمال و معنویت باشد.
 
وی بن‌بست‌شکنی‌ها را سومین مشخصه اصلی و تاثیرگذار در جنگ نامید و گفت: برخلاف همه‌ی جنگ‌ها، یکی از مهم‌ترین اتفاق‌ها در دوران هشت سال دفاع مقدس، بن‌بست‌شکنی‌ها بود که موجب تغییر ملاک‌ها شد. آن زمان ما در جنگ دچار کمبود نیرو و تجهیزات بودیم. به عنوان مثال، کشور عراق به اندازه‌ی افراد ما تانک به صحنه‌ی نبرد می‌آورد. این را خودم با چشمانم در عملیات کربلای 5 و در منطقه‌ی ماهینی دیدم. در زمین کربلای 5 در هر متر از زمین گلوله فرو رفته بود و تمامی زمین آماج فرود گلوله‌ها بود.
 
سرلشکر سلیمانی ادامه داد: حجم امکاناتی که دشمن داشت، عجیب بود. بسیاری از کشورهای عربی که هم‌اکنون طلب خود را از صدام می‌خواهند، به خاطر همین مساله است. حجم کمک‌هایی که دنیا به عراق کرد، چندین برابر بیشتر از هزینه‌ی جنگ ما بود. در امکانات آموزشی نیز اگر سربازان یا رزمندگان ما دوره‌ی سه ماهه می‌دیدند بیشتر فرماندهان و نیروهای عراقی چندین سال آموزش‌های حرفه‌ای نظامی را گذرانده بودند اما بعضا در برخی از استان‌های ما حتی رزمنده‌ها 45 روزه دوره می‌دیدند و با آن دسته از رزمندگانمان که دوره‌های سه ماهه را گذرانده بودند، به میدان جنگ اعزام می‌دشند.
 
فرمانده سپاه قدس با اشاره به حضورش در کشور عراق خاطرنشان کرد: هنگامی که به عراق رفتم و جمعیت عراق را مورد بررسی قرار دادم، متوجه شدم که در زمان جنگ این کشور حدود 20 میلیون نفر بود ولی مقدار نیروهای بسیج شده‌اش در جنگ 1/5 برابر کشور ایران بود. تفاوت‌های اساسی جنگ عراق علیه ایران، محور اصلی بودن نیروهای تازه تاسیس مانند سپاه برای خط‌شکنی بود؛ چرا که این نیروها مانند لشگرهای عراقی از قبل تاسیس نشده بودند و پادگان یا مرکز آموزشی خاصی نداشتند.
 
وی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ نابرابر عراق علیه ایران را ابتکاراتی دانست که در آن صورت گرفت و گفت: فرق ما با ارتش کلاسیک دنیا در واژه‌ی بیا و برو است؛ به این معنا که فرماندهانی مانند همت، متوسلیان، باکری و دیگر فرماندهان شهید، خودشان جلوتر از رزمندگان می‌ایستادند و سپس به آنها می‌گفتند که پشت سر ما حرکت کنید. این در حالی است که در ارتش‌های کلاسیک، فرمانده عقب نیروها می‌ایستد و به آنها دستور برو می‌دهد.
 

 
سرلشکر سلیمانی خاطرنشان کرد: ما در دوران دفاع مقدس حدود 12 لشکر داشتیم که تا پایان جنگ 2 یا 3 لشکر نیز اضافه شد. 7 فرمانده لشکرمان در صحنه‌ی نبرد به شهادت رسیدند. گفتنی است که تنها از لشکر 27 محمد رسول‌الله چند فرمانده از جمله جاویدالاثر احمد متوسلیان و شهیدان چراغی، همت، حاج عباس کریمی، صالحی به شهادت رسیدند و بعد از آن نیز آقای کوثری که شهید زنده هستند، فرماندهی این لشکر را به عهده گرفتند. آمارها نشان می‌دهد 75 درصد از فرماندهان گردان‌های ما در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند.
 
فرمانده سپاه قدس با بیان این‌که فرماندهای در دوران دفاع مقدس را می‌توان در دو عامل مبنایی و میدانی بودن آن جست‌وجو کرد، توضیح داد: عامل مبنایی فرماندهی در اسلام، حاکمیت دینی است که امام (ره) در دوران جنگ این مسوولیت را بر عهده داشتند. هم‌چنین تاثیر میدانی فرماندهی را دیگر فرماندهان مخصوصا فرماندهان شهید بر عهده داشتند.
 
وی بیان کرد: تاثیر انسان صالح در راس یک ساختار، تاثیری اساسی است که در دوران جنگ تحمیلی، امام (ره) و فرماندهان و هم‌اکنون نیز مقام معظم رهبری که در راس نظام هستند، این تاثیرگذاری اساسی را بر عهده دارند و این تاثیرگذاری تنها از انسان‌های صالح برمی‌آید. اگر هم‌اکنون می‌بینیم که در دیگر کشورها مجاهدین مشابه صحنه 8 سال دفاع مقدس ما را انجام می‌دهند و بعضا علیه آمریکا یا اسراییل ایستاده‌اند یا مجاهدین فلسطینی یا لبنانی علیه اسراییل می‌جنگند باز هم تفاوت‌های اساسی با این سرچشمه دارند.
 
فرمانده سپاه قدس در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وضعیت سوریه اظهار کرد: مشکل سوریه نیز این است که به چنین سرچشمه‌ای متصل نیست. اگر دولت و کشور سوریه تنها یک «همت» و «خرازی‌ها» از خودش داشت وضعیتش این‌گونه نبود و شاهد هیچ‌یک از این اتفاقات در کشورشان نبودیم. حلقه مفقوده در این کشورها وجود چنین انسان‌هایی است که در دوران دفاع مقدس ما بسیار وجود داشتند که منجر به تحول‌های متحیرکننده‌ای شدند.
 
به گزارش خبرنگار ایسنا، در این یادواره، سردار کاظمینی - فرمانده سپاه حضرت رسول (ص) -، سردار محمداسماعیل کوثری - نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی -، سردار علی میرکیانی و جمعی از دیگر فرماندهان 8 سال دفاع مقدس و رزمندگان نیز حضور داشتند.