حاتمی کیا هنوز پاسدار انقلاب اشت منتهی این بار در سنگر هنر وسینما

جشنواره فجر باید به آرمان‌های انقلاب التزام داشته باشد

خبرگزاری فارس: جشنواره فجر باید به آرمان‌های انقلاب التزام داشته باشد

سازنده به وقت شام درباره صحبت‌هایش در اختتامیه جشنواره فجر گفت: جشنواره فیلم فجر، جشنواره انقلاب است و باید به انقلاب اسلامی بپردازد و به آن التزام داشته باشد.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس؛ آیین تجلیل خانواده‌های شهدای مدافع حرم از ابراهیم حاتمی‌کیا با عنوان «حنجره سرخ» در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

در این مراسم ابراهیم حاتمی‌کیا گفت: وقتی جلوی شما خانواده‌های شهدا هستم زبانم بند می‌آید در مشهد هم این اتفاق افتاد و نتوانستم خودم را کنترل کنم. این فیلم (به وقت شام) به اعتقاد شخصی‌ام ذره‌ای است از آنچه در منطقه شام گذشته. به عقیده خودم فیلم عجیب و غریبی نیست و من همچنان مشق می‌کنم.

جنگ ما در مقابل جنگ شام رنگ می‌بازد

وی در ادامه گفت: اصرار دارم بخش‌هایی از صحنه‌های فیلم برای کودکان زیر 13 سال خوب نیست. تصور نمی‌کردم بخواهم چنین تصاویری را به نمایش بگذارم. جنگ ایران و عراق را می‌شناسم و به جزئیات آن واقفم اما جنگ سوریه و شام حرف‌های گفتنی بسیار دارد و جنگ ما در مقابل جنگ سوریه رنگ می‌بازد. جنگی بسیار پیچیده، سخت و غریب است.

وی افزود: مستندسازان گوشه‌هایی از واقعیت را ثبت می‌کنند اما نمی‌توان همه لحظات را ثبت و ضبط کرد.

وی درباره صحبت‌هایش در اختتامیه جشنواره گفت: این روزها سروصدایی در رسانه‌ها و فضای مجازی شکل گرفته است کل حرف زدن من در اختتامیه سه دقیقه بود اما طوفانی به‌پا شد که اتفاقاتی پیش آمد مرا به چپ و راست وصل کردند و به انحاء مختلف قصد افشای من را دارند نمی‌دانم نان چه کسی را از سر سفره‌اش برداشته‌ام که اینگونه غضب می‌کنند معتقدم جشنواره فیلم فجر، جشنواره انقلاب است و باید به این مسئله بپردازد. اینکه التزام نسبت به آرمان‌های انقلاب در این جشنواره وجود داشته باشد. مانند شرکت در انتخابات که التزام به نظام و ولایت فقیه در آن سؤال می‌شود.

متعهد و سرسپرده شهدا هستیم

وی ادامه داد: برای شخص خودم نمی‌گویم صحبت‌هایم برای بچه‌هایی است که پشت‌سرم حرکت می‌کنند و ما را می‌بینند وحشت می‌کنند، می‌ترسند از اینکه التزام به انقلاب را اعلام کنند. ما متعهد و سرسپرده شهدا هستیم والله 20 ثانیه قبل از صحبت‌هایم هیچ تصوری از آن نداشتم اما روی سن احساس کردم باید بگویم.

وی در ادامه گفت:‌ در خدمت خانواده‌های شهدا هستم و باید بگویم انرژی‌ام را از شما می‌گیرم خجالت می‌کشم قدرت ندارم  سالی یک فیلم بسازم و به شما نزدیک‌تر شوم. (به وقت شام) از مدافعان لشکر حیدریون، فاطمیون و زینب‌یون صحبتی به میان نمی‌آید اما حرف‌های گفتنی بسیار است بحث پیچیده منطقه کار را دشوار می‌کند من بی‌دلیل به سراغ این سوژه نرفتم بسیار فکر کرده‌ام که چه باید بکنم تا گزک به دست غریبه ندهم این غربت ما است که بعضی وقت‌ها نمی‌توانیم آنچه اتفاق می‌افتد را بیان کنیم.

با دعای خیر خانواده‌های شهدا نفس می‌کشم

وی در ادامه گفت: با دعای خیر شما عزیزان نفس می‌کشم امیدوارم لحظه‌ای از این مسیر پا پس نکشم خسته می‌شوم عالم مجازی، عالم وهم است جدی و واقعی نیست. موسی نبی هم شک می‌کند و از خداوند می‌خواهد به او نشان دهد. ما که در پیشگاه ایشان عددی نیستیم. بعضی وقت‌ها می‌ترسم آتشی که پیش می‌آید دامن افرادی را بگیرد. اما وقتی برخورد خانواده شهدا و مؤمنان به این مسیر را می‌بینم دلم قرص می‌شود که همچنان باید فیلم ساخت و کار کرد.

ابراهیم حاتمی‌کیا در خاتمه تأکید کرد: من با همکاران خودم در حوزه سینما بحث و حرفی ندارم اصرار دارم که فارغ از نگاه صنفی باید به مسائل منطقه توجه کرد. سینما وسیله و گذرا است یک شهرت می‌آید کف و دست و هورا بعد فراموش می‌شوم خدا کند دست‌مان آن طرف پر باشد و سرمان را بالا نگه داریم

وظایف انقلابی رئیس وعملکردهای نادرست

بازخوانی وظایف رئیس‌ جمهور در قانون اساسی

خبرگزاری فارس: بازخوانی وظایف رئیس‌ جمهور در قانون اساسی

هرگاه مطالبات مردم از رئیس‌ جمهور برحسب وظایفی که در قانون اساسی دارد در افکار عمومی به اوج خود می‌رسد، آقای روحانی به جای پاسخگویی، پرسش‌های بی‌پاسخ مردم را به نام رقبای خود فاکتور می‌کند.

هر وقت مطالبات مردم از رئیس‌ جمهور برحسب وظایفی که در قانون اساسی دارد در افکار عمومی به اوج خود می‌رسد، آقای روحانی به جای پاسخگویی، پرسش‌های بی‌پاسخ مردم را به نام رقبای خود فاکتور می‌کند و با تردستی سیاسی، دوقطبی کاذبی را دامن می‌زند در حالی که رقبای او حرفی نمی‌زنند و هر یک به کار خود مشغولند.

مطالب بی‌ربط رئیس‌جمهور در مراسم 22 بهمن واکنش مردم، نخبگان و حتی مراجع را برانگیخت.

رئیس‌جمهور هرازچندی از قانون اساسی و پایبندی به آن در حل مشکلات کشور یاد می‌کند. البته این سخن حقی است. گفته‌ اند؛ "هر کس قانون اساسی را قبول دارد انقلابی است". این هم حرف حقی است. سخن این است اگر قبول داشته باشد، اما به آن عمل نکند، چه وضعی پیدا می‌کند؟ اخیرا هم گفته‌اند؛ رئیس‌جمهور موظف به اجرای قانون اساسی است. بازخوانی وظایف رئیس‌جمهور در قانون اساسی در واکاوی دغدغه فکری روحانی خالی از لطف نیست؛

1- اصل 121 قانون اساسی که به اصل سوگند ریاست جمهوری مشهور است حداقل 12 وظیفه کلیدی بر عهده رئیس‌جمهورگذاشته است. وظیفه پاسداری از مذهب رسمی، نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی در صدر این وظایف است. اینکه دشمنان در فضای مجازی کیان اسلام و مذهب ما را درنوردند و تا اتاق خواب شهروندان نفوذ کنند و رئیس‌جمهور نه‌تنها اقدامی نکند، بلکه نقد معصوم را بر خلاف محکمات اسلام مجاز بشمارد، آیا به سوگند خود عمل کرده است؟ اینکه رئیس‌جمهور به جای برخورد و مدیریت این فضا، سیاست‌های ابلاغی از سوی رهبری در شورای عالی مجازی را اجرا کند و اهتمام ویژه به جلسات این شورا داشته باشد، این وظیفه را رها کرده و اعلام کند؛ "مردم را راحت بگذاریم و در حریم خصوصی مردم دخالت نکنیم و حریم خصوصی مردم از آن مردم است"، آیا به وظیفه خود به سوگند ریاست جمهوری در این وادی عمل کرده است؟

رئیس‌جمهور از کدام مردم سخن می‌گوید، از آزادی کدام مردم در فضای مجازی دفاع می‌کند؟ آیا کسانی که در آشوب‌های دی‌ماه گذشته به خیابان آمدند و براساس رهنمودهای آمریکا در همین فضای مجازی شعار مرگ بر روحانی سر دادند، مردم هستند و حریم خصوصی‌آنها باید محترم شمرده شود؟ آیا این احترام تا مرز براندازی و محاربه با نظام باید رعایت شود؟ آیا رها کردن فضای مجازی و به عنوان وکیل مدافع تلگرام ظاهر شدن از وظایف رئیس‌جمهور است؟ آیا این رویکرد رئیس‌جمهور ترویج دین و اخلاق است که رئیس‌جمهور در سوگند ریاست‌جمهوری نسبت به آن خود را متلزم می‌داند؟

اینکه در سوگند ریاست جمهوری،‌ آقای روحانی دو بار در  دو انتخابات گفته است؛ "از هر گونه خودکامگی بپرهیزد" با فحاشی و هتک حرمت منتقدین از نسبت دادن بی‌دینی تا جیب‌بری، عصر حجری، هوچی‌ باز تا بروند به جهنم، از آنها استقبال کرده است، سازگار است؟

در سوگند ریاست جمهوری موارد کلیدی‌ای وجود دارد که رئیس‌جمهور در کارنامه پنج ساله‌اش نشان داده است اهتمام جدی به آنها ندارد. موضوع حراست از مرزها، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی امر مهمی است که در فعل و قول رئیس‌جمهور کارکرد شفافی ندارد.

او در امر اجرا تمامی کسانی را که می‌توانستند او را در عمل به سوگند ریاست جمهوری کمک کنند، تصفیه و برکنار و از قطار خدمت پیاده کرد و در عوض، کسانی را روی کار آورد که در فتنه 88 از قطار انقلاب پیاده شده بودند، کارکرد همان‌ها در سمت‌های اجرایی و پست‌های حساس، رئیس‌جمهور را به بیراهه می‌برند، چراکه اعتقادی ندارند قطار انقلاب به مقصد برسد. آنها در فتنه 78 و 88 قطار انقلاب را به سمت واشنگتن، لندن و پاریس هدایت کردند!

2- اصل 126 قانون اساسی مسئولیت امور برنامه و بودجه و امور استخدامی کشور را مستقیما بر عهده رئیس‌جمهور گذاشته است. پس از 10 سال افق روشنی از عملکرد دولت در عمل به برنامه پنج ساله پنجم و ششم وجود ندارد. دولت از عمل به برنامه‌ای یاد می‌کند که نه هیچ اقتصاددانی دیده و نه در مجلس به تصویب رسیده است. رئیس‌جمهور به همین بهانه اصل 126 قانون اساسی برنامه‌نویسی وبرنامه‌ریزی را حق خود می‌داند. بر همین مبنا بودجه سالانه را تسلیم مجلس می‌کند، اما گزارش های دیوان محاسبات کشور نشان می‌دهد که دولت به همان برنامه ناشناخته و همین بودجه شناخته شده خود با اعداد و ارقام فاش شده عمل نمی‌کند.

تفریغ بودجه سال 95 نشان می‌دهد که دولت 80 درصد تبصره‌‌های بودجه را یا عمل نکرده، یا به چیز دیگری عمل کرده یا ناقص عمل کرده که عملا اهداف مقنن تحقق نیافته است.

وضع اقتصادی کشور تعریف چندانی ندارد. رکود، تعطیلی بنگاه‌های اقتصادی، قاچاق کالا،‌ تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی و... ده‌ها مصیبت دیگر گریبانگیر دولت است. این در حالی است که دولت در امر برنامه و بودجه مطلق‌العنان عمل کرده است و شریک جرمی در نرسیدن به اهداف اقتصادی خود ندارد.

بی‌انضباطی‌های‌ پولی، مالی و بانکی دولت حجم نقدینگی را به سه برابر افزایش داده است و ازمرز 1445 هزارمیلیارد تومان گذرانده است. ظرف مدت چند هفته 25 درصد ارزش پول ملی کاهش یافته است. هیچ کس جز رئیس‌جمهور وفق اصل 126 قانون اساسی مسئول نیست، اما در این مورد هیچ اظهارنظر یا فعلی که نشان‌دهنده آن باشد که نگاه‌ها برای پاسخگویی به اوست، از وی صادر نمی‌شود؟!

با آن که در اصل 53 قانون اساسی حکم داده شده، کلیه دریافت‌های دولت باید در حساب‌های خزانه‌داری کل متمرکز باشد و همه پرداخت‌ها هم در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون باشد، ده‌ها هزار میلیارد تومان از درآمدهای دولت برحسب گزارش تفریغ بودجه سال 95 به خزانه واریز نشده است.

رئیس‌جمهور حقوق عامه را نادیده گرفته و نظارتی روی دخل و خرج دولت ندارد. تبعیض در پرداخت‌ها باعث شده صدای مردم از پرداخت غیرقانونی حقوق‌های نجومی درآید.

رئیس‌جمهور و مقامات سازمان برنامه و بودجه و نیز وزارت اقتصادی و دارایی پرداخت حقوق‌های نجومی را مجاز شمرده‌اند در حالی که از خزانه خالی دم می‌زدند.

مشکل اشتغال و بیکاری، مشکل اغلب خانواده‌ها و به‌ویژه جوانان تحصیلکرده است. دولت به وظایف کلیدی خود در این باره در حالی که همه اختیارات اقتصاد کشور در دست اوست، عمل نکرده است. آمارهایی از کاهش تورم، رشد اقتصادی و نیز حل معضل بیکاری داده می‌شود که نه در جیب کسی حس و نه در سفره خانواری دیده می‌شود!

دولت جایگاه دیوان محاسبات را به عنوان یک نهاد نظارتی در سطح ملی که جایگاه ویژه در اصول 54 و 55 قانون اساسی دارد، نادیده می‌گیرد و بی هیچ دلیلی گزارش تفریغ بودجه را که توسط 12 مستشار مالی و رئیس و دادستان دیوان محاسبات به عنوان یک سند ملی، مالی و محاسباتی منتشر شده و در اختیار عموم گذاشته، تخطئه می کند.

رئیس‌جمهور به جای پاسخگویی در این باره حاشیه‌سازی می‌کند و متوسل به اصل 59 قانون اساسی می‌شود! در حالی که اصل 59 اساسا در حیطه کار قوه مقننه است نه مجریه!

مسئولیت اداره اقتصاد کشور مستقیما چه در بُعد "برنامه" و چه در بُعد "بودجه" به رئیس‌جمهور برمی‌گردد. رئیس‌جمهور در گفتگوهای برجامی اصلا متوجه ضرر و زیان میلیاردها دلار از ناحیه عمل به تعهدات برجام نبود. میلیاردها تومان هزینه برای تاسیسات هسته‌ای ایران شده بود. در گفتگوهای هسته‌ای جبران این هزینه‌ها در صورت توافق هیچ جایگاهی نداشت. حال آن که می‌توانست سرفصل مهمی از مطالبات ما در گفتگوهای 1+5 باشد. رئیس‌جمهور درباره این همه ضرر و زیان به بیت‌المال که ناشی از عمل به تعهدات برجامی از سوی ایران شده است، برایش چه پاسخی دارد؟ بگذریم از این که میلیاردها دلار خسارت ناشی از عدم اجرای برجام از سوی آمریکا نصیب ملت ایران شده و بهانه آقایان این است که آنها عمل نکردند، اما این سو، گلایه هم وجود دارد. این سوی معامله که متوجه ما بود، چرا در فهرست مطالبات از غرب به حساب نیامد؟

عدم واریز میلیاردها تومان به خزانه، بی‌انضباطی‌های مالی در پرداخت‌ها، تسامح و تساهل در مراقبت از کاهش ارزش پول ملی و... اخلال در نظام اقتصادی کشور است. آیا مدعی‌العموم از باب ورود به تامین حقوق عامه نمی‌‌خواهد وارد این مباحث حقوقی شود؟

رئیس‌جمهور در عمل به وظایف کلیدی وحساسی که مستقیما قانون اساسی بر عهده او گذاشته است، قصور و تقصیر داشته است. آیا مجلس نمی‌خواهد از اختیارات خود مندرج در اصل 88 قانون اساسی در رمزگشایی از این قصور و تقصیر پرده بردارد و بالاخره رئیس‌جمهور از باب مجری قانون اساسی درباره تعطیلی اصول قانون اساسی در حوزه مسئولیت‌های وی در حوزه مسئولیت‌های مجلس شورای اسلامی چه پاسخی دارد؟

 

از معارضه تا انقلاب راهی نیست

معارضان عربستانی برای اعلام جنبش مردمی علیه دیکتاتور بزرگ عرب آماده میشوند

خبرگزاری فارس: معارضان عربستانی برای اعلام جنبشی علیه آل‌سعود آماده می‌شوند+اهداف

معارضان عربستانی، خود را برای اعلام جنبشی به نام «کرامه» آماده می‌کنند؛ جنبشی که بر اصلاحات در عربستان و نیز حمایت از مقاومت در لبنان و فلسطین تأکید دارد.

 به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، وبگاه «العهد» نسخه‌ای از  اهداف و رویکردهای جنبش معارضان شخصی به نام «معن بن علی الدوویش الجربا» آن را رهبری کند.

این جنبش بر اصلاحات در عربستان و حصول حقوق شهروندان در این کشور تأکید دارد و علاوه بر آن بر حمایت از مقاومت در برابر رژیم اشغالگر اسرائیل در لبنان و فلسطین تأکید می‌کند.

معرفی جنبش

کرامه، جنبشی مردمی برای اصلاحات و دستیابی به حقوق ملت در عربستان است.

اهداف

**تحقق کرامت، عدل، مساوات و حقوق انسانی میان همه طیف‌ها بدون توجه به مذهب و نژاد و منطقه

**تغییر مسالمت‌آمیز و به کارگیری تمامی راه‌های قانونی که سازمان ملل و ملت‌های آزاد برای دستیابی به حقوق مشروع ملت خود از آن استفاده می‌کنند.

**جنبش کرامه معتقد است ملت تنها صاحب حق در تعیین سرنوشت و انتخاب نظام حاکم است.

**جنبش کرامه معتقد است نظام مدنی دموکراتیک، بهترین شکل ممکن است.

**ما خواستار اجازه برای تشکیل احزاب سیاسی و مجلس شورا هستیم. تشکیل حکومت باید  مستقیما از (طرف) خود مردم باشد نه خانواده حاکم (پادشاهی).

**جنبش کرامه از حقوق قبایل و افرادی که به دلیل جنگ‌های وهابیت مورد حمایت استعمار انگلیس، کوچ اجباری داده شدند ، حمایت می‌کند، باید به اینها غرامت پرداخت شود و حقوق آنها بازگردانده شود.

 

اهداف اسلامی و ملی جنبش کرامه

++حمایت از طرح‌های مقاومتی عربی و اسلامی در منطقه، حمایت از وحدت اسلامی و عربی و عدالت اجتماعی و آزادی تفکر و حقوق انسانی در وطن عربی

++مقابله با صهیونیست جهانی و حامیان آن

++کار در راستای انتشار تفکر دینی میانه‌رو اسلامی و مسیحی و دیگر ادیان

++انتشار فرهنگ تسامح، زندگی مشترک و مقابله با نژادپرستی مذهبی و فرقه‌ای

 

ماهیت جنبش

**کرامه جنبش مردمی و عربی است و سیاسی نیست .

** این جنبش بر پایه تفکر دموکراتیک بنا شده

**کرامه، جنبشی فرهنگی،اجتماعی و مدنی است و نظامی نیست
 

رویکردهای جنبش

***کرامه، مسأله فلسطین و قدس شریف را مسأله اول و اساسی خود می داند

***تأکید بر حفظ وحدت جغرافیایی و امنیت اقتصادی و اجتماعی کشورهای عربی

***تأکید بر نقش زن در جامعه و نیز اهتمام به حقوق کودکان و پرورش آنها

***تأکید بر بازگشت نقش پیشین مدارس دینی سنی میانه‌رو مانند الازهر، الزیتونه و قیروان. همکاری و وحدت میان مدارس سنی بزرگ با مدارس شیعی بزرگ در نجف اشرف و شهر مقدس قم.

***جنبش کرامه، ترکیه را کشور برادر و دروازه جهان عرب به اروپا می‌داند و از همکاری با این کشور استقبال می‌کند.

***جنبش کرامه جمهوری اسلامی ایران را کشور برادر و دروازه جهان عربی به آسیا و نیز حامی حقیقی و اسلامی برای مقاومت علیه رژیم اشغالگر صهیونیستی می‌داند و از همکاری با آن استقبال می‌کند.

***کرامه همچنین از همکاری با مصر ، عراق، یمن، سوریه، مغرب، روسیه، چین و کشورهای «بریکس» استقبال می‌کند و آنها را بااهمیت می‌داند.

***جنبش کرامه معتقد است مقاومت انواع مختلف فکری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی دارد و از همه آنها استقبال می‌کند. ما معتقدیم جنبش های مقاومت در لبنان و فلسطین، جنبش‌های وطنی شریفی هستند که امت را یاری می‌کنند و هیبت رژیم صهیونیستی را می‌شکنند.

***جنبش کرامه، کشورهای خلیج (فارس) و جزیرة العرب را میراث امت می‌داند و آنها را به انضمام به محور مقاومت و پایان دادن به همکاری با آمریکا می‌خواند. ما معتقدیم پایگاه‌های نظامی آمریکا در این کشورها، منبع تهدیدی برای امت عربی و کشورهای همجوار اسلامی است.

***کرامه معتقد است اردن،سرزمین موعود برای نبرد بزرگ علیه رژیم غاصب صهیونیستی است و این کشور را به پایان دادن به حرکت در خط آمریکایی فرامی‌خواند. 

«معن بن علی الدوویش الجربا» دبیرکل و موسس جنبش کرامه

انتهای پیام/

موسیقی ناب ایرانی وجوانان وطن

اعلام زمان و مکان کنسرت جدید همایون شجریان و پورناظری‌ها

همایون شجریان                       
/**/ همایون شجریان و برادران پورناظری در تازه ترین همکاری خود از روز یازدهم آذر ماه مجموعه کنسرت هایی را در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، کنسرت همایون شجریان، سهراب پورناظری و تهمورس پورناظری از یازدهم آذر ماه به مدتِ چهار شب در تالار وزارت کشور برگزار می‌شود.

همایون شجریان و برادران پورناظری در این کنسرت منتخبی از آلبوم‌های «رگِ خواب»، «نه فرشته‌ام نه شیطان» و «آرایش غلیظ» را در کنار تعدادی قطعه‌ جدید که تا پیش از این شنیده نشده است اجرا می‌کنند. از جمله قطعات این برنامه می‌توان به «آهای خبردار»، «ابر می‌بارد»، «کولی»، «چرا رفتی»، «خوب شد»، «دل به دل»، «حصار»، «آرایش غلیظ» اشاره کرد.

آخرین فعالیت این گروه، اجرای کنسرت- نمایش «سی» در تابستانِ سال جاری در مجموعه‌ فرهنگی و هنری سعدآباد بود که طی سی شب، پذیرای ۱۲۰ هزار نفر مخاطب شد. این کنسرت- نمایش، سالِ دیگر برای دومین بار در تهران و اولین بار در تعدادی از شهرستان‌های کشور از جمله شیراز روی صحنه خواهد رفت.

بلیت‌های کنسرتِ «همایون شجریان و سهراب و تهمورس پورناظری» که توسط دو شرکتِ‌ «دل‌آواز» و «بارانا»  برگزار می شود از ساعت ١٩ روز یکشنبه بیست و یکم آذرماه آغاز میشود .+                                   

دوباره زمان احیای ارزشها درسینماست

جزئیات جدید از فیلم «ابراهیم حاتمی‌کیا»

خبرگزاری فارس: جزئیات جدید از فیلم «ابراهیم حاتمی‌کیا»

فیلم سینمایی «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا مراحل فنی را سپری می‌کند تا در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، مدتی است ساخت جلوه‌های ویژه بصری فیلم سینمایی «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا در حال انجام است با توجه به همکاری هادی اسلامی در دو فیلم «بادیگارد» و «چ» با ابراهیم حاتمی‌کیا و دریافت جایزه‌  برای این دو فیلم از جشنواره‌‌ها،  به نظر می‌رسد این همکاری در فیلم «به وقت شام» هم ادامه داشته و  هادی اسلامی عهده‌‌دار ساخت جلوه‌های ویژه بصری فیلم «به وقت شام» باشد.  با انجام مراحل فنی و براساس اعلام قبلی سازمان هنری رسانه ای اوج فیلم اولین نمایش خود را در جشنواره فیلم فجر تجربه می‌کند.

فیلم سینمایی «به وقت شام» به گفته محمد خزاعی اثری با پروداکشن سنگین است.بخش‌هایی از فیلم حاتمی کیا در دکورهای ساخته شده در شهرک دفاع مقدس و  شیراز فیلمبرداری شد.

«به وقت شام» یکی از آثار مهم با موضوع داعش است که از اهمیت خاصی برخوردار است.فیلمبرداری فیلم برعهده مهدی جعفری بود و هادی حجازی‌فر و بابک حمیدیان از بازیگران ایرانی فیلم‌ هستند و جمعی از بازیگران سوری و لبنانی در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.

محمد خزاعی تهیه کننده این اثر پیش از این فیلمی با نام «امپراطور جهنم» درباره چگونگی شکل گیری تکفیری‌ها تهیه کرد و «به وقت شام» دومین فیلم درباره داعش و تکفیری‌ها در کارنامه این تهیه‌کننده به شمار می‌آید.

«به وقت شام» یکی از محصولات سازمان هنری رسانه‌ای اوج در سال 96 قرار است در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر رونمایی شود.

بزک آل سعود به شیوهء ماورایی

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس روزنامه «کیهان» در ستون «یادداشت روز» شماره امروز خود نوشت:

خیلی چیزها را شاید بتوان با بزک کردن تا حدی قابل تحمل و یا حتی فریبنده کرد اما بدون شک آرایش کردن یک عجوزه، تنها نتیجه‌ای چندش‌آور و در عین حال مضحک خواهد داشت. آنچه این روزها از آل‌سعود می‌بینیم تلاشی مذبوحانه است که بیشتر به دست و پا زدن در باتلاق می‌ماند و برای دانستن فرجام آن نیازی به انتظار نیست. در کشوری که سینما ندارد و هنوز زنان حق رانندگی ندارند و پادشاه آن مرحمت نموده و از سال جدید میلادی بصورت آزمایشی این حق را به زنان خواهد داد، ولیعهد آن با نیویورک‌تایمز مصاحبه کرده و گفته است؛ «اولین قاضی تجاری مدینه زن بوده و در زمان پیغمبر در عربستان نمایشنامه موزیکال اجرا می‌شد!»
محمدبن سلمان در این مصاحبه به انحراف آل‌سعود اذعان کرده و البته مدعی شده دلیل این انحراف انقلاب اسلامی ایران بوده است. وی مدعی است چون جمهوری اسلامی به دنبال صدور انقلاب بوده، عربستان نیز در رقابت با ایران اقدام به حمایت از گروه‌های افراطی (تروریست‌هایی مانند طالبان، القاعده، منافقین، داعش و...) کرده است و او مصمم است ضمن برخورد شدید با ایران، این راه غلط را اصلاح کند و عربستان را به دوران خوش گذشته بازگرداند.
ولیعهد سعودی که عملاً باید او را پادشاه و همه کاره عربستان دانست، مدتهاست به دنبال جبران شکست‌های مزمن و پی‌در‌پی ریاض بوده و اقدامات رادیکالی را در دو بعد خارجی و داخلی انجام داده و در دست انجام دارد. جنگ علیه مردم مظلوم یمن و آتش‌افروزی علیه نظام سوریه دو مورد از شاخص‌ترین فعالیت‌های ریاض در دوره جدید است. جنگ سوریه که با هدف براندازی بشار اسد آغاز شده بود، پس از 6 سال حمایت بی‌دریغ و همه‌جانبه از تروریست‌هایی با ده‌ها ملیت مختلف، به نتیجه مطلوب ریاض و سایر حامیان تروریست‌ها نرسید و اگر چه هزینه‌های بسیاری به جهان اسلام تحمیل کرد، اما در نهایت موجب تقویت جبهه مقاومت و نگرانی بیشتر رژیم صهیونیستی شده است. یمن را هم باید ویترین افتضاحات آل‌سعود دانست. عربستان که مدعی رهبری جهان اسلام است و خود را قدرت منطقه می‌داند، پس از دو سال و نیم از پس فقیرترین کشور عربی منطقه برنیامده و تنها هنرش آن است که خلبانان اجاره‌ای با جنگنده‌های آمریکایی مردم بی‌پناه یمن را هر روز بمباران کنند.
ماجرای گروگان‌گیری سعد حریری و خانواده‌اش کلکسیون حماقت‌های بن سلمان را تکمیل کرد و نشان داد او هنوز هم با همان شیوه اعراب جاهلی فکر می‌کند و تصمیم می‌گیرد. لیست اقدامات کوته‌بینانه آل‌سعود در سیاست خارجی خود فراتر از موارد فوق است و می‌توان موارد دیگری را هم به آنها افزود. بحران قطر یکی دیگر از آنهاست و یا عراق که تا دیروز با تهدید و حمایت از باقیمانده‌های حزب بعث به آن فشار می‌آورد و امروز خیال می‌کند با پهن کردن فرشی قرمز و نشان دادن گوشه دلار می‌تواند آن را بخرد. همه این اقدامات نیز ظاهراً یک هدف بیشتر ندارند؛ رقابت و خصومت با ایران. جاناتان اسپیر، پژوهشگر و ستون‌نویس روزنامه صهیونیستی جروزالم پست درباره نتیجه این رقابت می‌نویسد؛ «تاکنون، ایرانی‌ها به‌طور موثر در لبنان پیروز شده‌اند، در سوریه و عراق پیروز شده‌اند و عربستان فقط در یمن خونریزی می‌کند... شواهد کمی وجود دارد که نشان می‌دهد سعودی‌ها از شکست‌های قبلی خود درس گرفته‌اند و اکنون می‌توانند به عقب بازگردند.»
در بعد سیاست داخلی ماجرا به مراتب مضحک‌تر است. ده‌ها شاهزاده و مقام سیاسی و نظامی و امنیتی به اتهام فساد اقتصادی بازداشت شده و برای خالی کردن جیبشان از شکنجه نیز دریغ نمی‌شود. روزنامه انگلیسی دیلی‌میل گزارش داده است؛ «نیروهای شرکت امنیتی بلک‌واتر آمریکا برای بازجویی از وزیران و شاهزاده‌های بازداشت شده سعودی، به عربستان اعزام شده‌اند. برخی شاهزاده‌های میلیاردر ازجمله ولید بن طلال از پاهایشان آویزان شده و مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. محمد بن سلمان این بازجویی‌ها را شخصا مدیریت می‌کند و تاکنون 194 میلیارد دلار از حساب افراد بازداشت شده را مصادره کرده است.» ماجرای شکنجه شاهزادگان سعودی و اعزام آنها به بیمارستانی در نزدیکی هتل ریتز –محل بازداشت شاهزاده‌ها و مقامات نگون بخت- باعث درز اخبار شده و برای جلوگیری از ادامه آن، واحدی بیمارستانی در هتل راه‌اندازی شده تا نیاز به خارج کردن شکنجه شده‌ها نباشد!
نکته خنده‌آور ماجرا آن است که بن سلمان نام این نمایش خونین و اخاذی میلیاردی را مبارزه با فساد گذاشته است. البته در اینکه شاهزادگان سعودی ثروت افسانه‌ای خود را از راه فساد به دست آورده‌اند، شکی نیست. سیستم سیاسی و اقتصادی عربستان به صورت خانوادگی اداره می‌شود و اساساً بر مبنای فساد شکل گرفته است. حکومت این کشور در حقیقت یک تجارت خانوادگی است تا یک نظام سیاسی-اجتماعی. هرگونه فعالیت اقتصادی در این کشور بدون کسب رضایت شاهزادگان و مقامات بلندپایه سعودی محال است. قراردادها حداقل 40 درصد بیش از ارزش واقعی بسته می‌شوند. این مبلغ اضافی هزینه رشوه‌هایی است که از ابتدا تا انتهای هر پروژه باید به شاهزادگان پرداخت شود. در واقع بن سلمان می‌کوشد این فساد سیستماتیک و شبکه‌ای را به فسادی شخصی و فردی تحت نظارت خود تبدیل کند.
گستره و عمق توهم وی فراتر از چیزی است که اغلب تصور می‌شود. محمد بن سلمان را باید لوئی چهاردهم عربستان دانست. لوئی چهاردهم –پادشاه فرانسه- که از 5 سالگی بر تخت پادشاهی نشسته بود جمله معروفی دارد؛ «من فرانسه هستم.» بن سلمان نیز دقیقاً چنین تصوری از خود دارد. او ژانویه سال گذشته مصاحبه جالبی با اکونومیست کرد؛ «ما برای پنج سال آینده، برنامه‌های روشنی داریم. ما برخی از آنها را اعلام کردیم و بقیه را در آینده نزدیک اعلام خواهیم کرد. علاوه ‌بر این، بدهی من به تولید ناخالص داخلی تنها 5٪ است. بنابراین من تمام امتیازات قدرتم را در اختیار دارم و من فرصت‌هایی برای افزایش درآمدهای غیر نفتی در بسیاری از بخش‌ها دارم و من یک شبکه اقتصادی جهانی دارم.» او نه تنها خود را مالک عربستان بلکه خود عربستان می‌داند و از بدهی‌اش به تولید ناخالص داخلی و دارا بودن 10 میلیون فرصت شغلی و تفکرات متوهمانه دیگری از این قبیل می‌گوید.
بن سلمان سیستم فعلی عربستان را که بر اساس نظمی قبیلگی و بدوی است برای رقابت با ماهیت پویای جمهوری اسلامی ایران ناکارآمد می‌داند و از این جهت حق با اوست. مشکل آنجاست که گمان می‌کند چاره این ناکارآمدی در تمرکز تمام قدرت و ثروت در دست یک نفر است و آن شخص هم کسی نیست جز خود او. ولیعهد سعودی گمان می‌کند با همراهی و حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی قادر خواهد بود به رویاهای خود دست یابد اما واقعیت آن است که آل‌سعود با این مشاطه بازی‌های داخلی و چنگ و دندان نشان دادن‌های خارجی به جایی نخواهد رسید و تنها در چاه مشکلات بیشتر فرو خواهد رفت. لویی چهاردهم یک ویژگی مضحک دیگر هم داشت. چون کوتاه قد بود می‌کوشید با پوشیدن کفش‌های بسیار پاشنه بلند، خود را بلند قد جلوه دهد!
مولوی در دفتر ششم مثنوی معنوی حکایت عجوزه‌ای زشت رو را نقل می‌کند که هر چه خود را «گلگونه می‌ساخت، ساخته نمی‌شد و پذیرا نمی‌آمد»؛
ریخت دندانهای سگ چون پیر شد
ترک مردم کرد و سرگین‌گیر شد
این سگان شصت ساله را نگر
هر دمی دندان سگشان تیزتر
پیر سگ را ریخت پشم از پوستین
این سگان پیر اطلس‌پوش بین
چون بگویندش که عمر تو دراز
می‌شود دلخوش دهانش از خنده باز
این چنین نفرین دعا پندارد او
چشم نگشاید سری بر نارد او
گر بدیدی یک سر موی از معاد
اوش گفتی این چنین عمر تو باد

محمد صرفی

حاج  قاسم سلیمانی سردار محبوب همه شجاعان اهل زمین وآسمان است !

۱۳۹۶/۰۹/۰۴ :: ۰۴:۲۵

یادداشت/ مهدی عرفاتی

پیام محبوبیت «حاج قاسم»

خبرگزاری فارس: پیام محبوبیت «حاج قاسم»

بر کسی پوشیده نیست که «حاج قاسم» بیش از آن‌که یک ژنرال بلندپایه نظامی یا یک سیاستمدار باهوش باشد، یک «عنصر انقلابی» تمام‌عیار است؛ یک انقلابی در تراز انقلاب اسلامی.

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس روزنامه «جام‌جم» در یادداشتی به قلم سردبیر نوشت:

در هفته گذشته فضای افکار عمومی داخل و خارج ایران تحت تاثیر خبر مسرت‌بخش «پایان داعش» قرار گرفت.

خبری که سه ماه پیش حاج قاسم سلیمانی، فرمانده دلاور سپاه اسلام وعده‌اش را داده بود و پیش از موعد مقرر به این وعده عمل کرد. در این مدت علاوه بر موج احساسات مردمی و هیجانات حماسی ناشی از این پیروزی بزرگ – که همزمان در کشورهای مختلف بویژه ایران، عراق و سوریه صورت گرفت – تحلیل‌های مختلفی درباره چگونگی و چرایی این رویداد بزرگ از سوی کارشناسان و صاحب‌نظران منتشر شد. حاج قاسم سلیمانی، به عنوان نماد این فتح و ظفر مورد ستایش قرار گرفت و میلیون‌ها نفر با هر وسیله و ابزاری سعی کردند عشق، ارادت و محبت خود را نسبت به این فرمانده محبوب ابراز کنند. نظرسنجی‌ها در داخل و خارج ایران می‌گوید که «حاج قاسم» در قله محبوبیت قرار دارد و افکار عمومی فارغ از هر گرایش و سلیقه و قومی و مذهبی عاشقانه او را دوست دارند و به او افتخار می‌کنند. اما حقیقتا ریشه این محبوبیت کم‌نظیر را باید در کجا جست‌وجو کرد.

به نظر نگارنده، این سوال کلیدی پاسخ بسیاری از شبهات و القائات درباره انقلاب اسلامی و انقلابی‌گری را بازگو خواهد کرد.

بر کسی پوشیده نیست که «حاج قاسم» بیش از آن‌که یک ژنرال بلندپایه نظامی یا یک سیاستمدار باهوش یا هر آنچه دیگران – چه دوست و چه دشمن درباره‌اش می‌گویند – باشد، یک «عنصر انقلابی» تمام‌عیار است؛ یک انقلابی در تراز انقلاب اسلامی. «حاج قاسم» همه شاخص‌های یک عنصر انقلابی ناب - که رهبر انقلاب در سخنرانی 14 خرداد سال 95 در مرقد امام راحل(ره) تبیین کردند - را در عالی‌ترین درجه دارد. رهبر انقلاب در سخنرانی مذکور، پنج شاخص را برای یک عنصر انقلابی برشمردند که سردار سلیمانی واجد همه آنهاست؛ پایبندی به مبانی و ارزش‌های اساسی اسلام و انقلاب، هدف‌گیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها، پایبندی به استقلال کشور، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و تبعیت نکردن از آن و تقوای دینی و سیاسی. مشی و روش و منش «حاج قاسم» در طول عمر خدمتش به نظام اسلامی و مردم، سرشار از معنویت، اخلاص، تواضع، مردمداری و ولایت‌پذیری است. او در همه امور رضایت خدا را جست‌وجو می‌کند، در مسیر تحقق آرمان‌ها و ارزش‌ها سختگیر و سختکوش است. در برابر مردم – از هر طیف و سلیقه- فروتن و خاضع است. در محضر رهبری، سربازی عاشق و فرمانبر است. در برابر دشمنان، سختگیر، سیاس و قاطع است. شاید بشود برای حاج قاسم صدها صفت دیگر برشمرد که پیشتر گفته‌اند و خواهند گفت. اینها و صدها صفت دیگر که این سردار سرافراز همه را یکجا دارد – و اتفاقا با همین توشه پربار است که دل‌ها را به سمت خود مایل کرده است – یک واقعیت محض را اثبات می‌کند؛ این‌که اتفاقا بر خلاف القائات و شبهات دشمنان، با گذشت قریب به 40 سال از انقلاب اسلامی، هنوز انقلابی فکر کردن، انقلابی عمل کردن و انقلابی زیستن – که حاج قاسم سلیمانی نماد تام و تمام آن است – در جامعه خریدار دارد و اگر کسی همه شاخص‌های یک عنصر انقلابی را در فکر و عمل محقق کند و به لوازم و شرایط آن پایبند بماند، مورد توجه خدا و خلق خدا قرار می‌گیرد.

دشمنان جمهوری اسلامی سال‌هاست برای فرو نشاندن روحیه انقلابی‌گری در جامعه ایران نقشه می‌کشند. فقط دشمن نیست؛ عده‌ای هم در داخل دوره انقلابی‌گری را تمام شده می‌دانند و برای اثبات این ادعا، آسمان و ریسمان می‌بافند. رهبر انقلاب اما سال‌هاست بر راه و مشی انقلابی و زندگی انقلابی پافشاری می‌کنند و این راه را تنها مسیر سعادت ایران و ایرانی می‌دانند.

سردار سلیمانی در کنار همه خدماتی که به اسلام و انقلاب و ایران داشته، به همه اثبات کرد که عصر، عصر انقلابی‌گری است و مردم – حتی در آن‌سوی مرزهای ایران – نیز با انقلاب همراه هستند

روایتی تازه از شهید حججی

روایتی از بانوی مازندرانی که شهید حججی روزگارش را تغییر داد

خبرگزاری فارس: روایتی از بانوی مازندرانی که شهید حججی روزگارش را تغییر داد

در پوششم از رنگ‌بندی‌های متنوع استفاده می‌کردم، به‌ گونه‌ای که جذاب و مورد پسند دیگران باشد، همواره با خود می‌گفتم داشتن حجاب هنر نیست، اگر این‌گونه در جامعه حاضر شوند و با وجود نگاه‌های هیز نامحرمان در امان بمانند، این هنر است.

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان ساری، همواره در اطراف خود خبرهایی از تغییر مسیر زندگی برخی افراد شنیده‌ایم که حتی در باورمان نیز نمی‌گنجد؛ این گزارش قصه زندگی زنی‌ است که با دیدن شهید محسن حججی در عالم رؤیا، صراط زندگی‌اش به‌ کلی تغییر یافت.

چند صباحی است که در رسانه ملی نیز با پخش برنامه «از لاک جیغ تا خدا» با چنین افرادی آشنا می‌شویم؛ سوژه مطلب پیش‌رو نیز یکی از همان موارد جذاب و خواندنی است.

مشروح صحبت‌های این بانو را در زیر می‌آوریم.

* همسرم بی‌غیرت نبود

در گذشته ظاهرم به‌ گونه‌ای بود که از پوشش ظاهری خوبی برخوردار نبودم و در پوششم از رنگ‌بندی‌های متنوع استفاده می‌کردم، به‌ گونه‌ای که جذاب و مورد پسند دیگران باشد، همواره با خود می‌گفتم داشتن حجاب، هنر نیست، اگر این گونه در جامعه حاضر شوند و با وجود نگاه‌های هیز نامحرمان در امان بمانند، این هنر است.

همسرم راضی به این پوشش نبود و واقعاً ناراحت بود، این من بودم که به او تحمیل می‌کردم که بدحجاب باشم، شوهرم بی‌غیرت نبود اما از درون می‌شکست.

* باحجاب‌ها را به سُخره می‌گرفتم

32 سال سن دارم و خدا را شکر می‌کنم که امروز می‌توانم بگویم که یک محجبه هستم؛ حالا هم وقتی  بد‌حجابی‌ها را می‌بینم به خودم جرأت نمی‌دهم کسی را نصیحت کنم یا عقایدم را به او تحمیل کنم.

دو پسر 14 و 16 ساله دارم که حاضر نمی‌شدند در جمع‌ها همراهم باشند و یک دختر 3 ساله دارم که لباس‌هایش را با خودم سِت می‌کردم و ناخواسته عقایدم به او تحمیل می‌شد.

همیشه فکر می‌کردم حجاب عقب‌ماندگی و تحجر است و باحجاب‌ها را به سُخره می‌گرفتم؛ الان خودم به درد آنها دچار شدم و بعد از باحجاب شدن مورد تمسخر قرار می‌گیرم.

روزی که می‌خواستم محجبه شوم، حقیقتاً خجالت‌زده بودم که این ناشی از حال و روز گذشته‌ام بود.

فروشنده لوازم‌التحریر هستم، بعد از اینکه باحجاب شدم برخی از آشنایان مرا نمی‌شناختند، واقعاً حجاب به سلاحی برای حفظ من تبدیل شد.

* شب چهارم محرم

در محرم امسال، اتفاقی، مسیر زندگی مرا تغییر داد، هیچ شناختی نسبت به شهدای مدافعان حرم نداشتم و بر این باور بودم که آنها خودخواه هستند که از خانواده خود می‌گذرند تا در کشوری دیگر کشته شوند؛ تا اینکه شبی به یکی از شهدای مدافع حرم وقتی در حال ذبح او بودند، توهین کردم.

شب چهارم محرم در عالم خواب دیدم چند تا خانم محجبه، چادری را به من هدیه کردند، حیران از خواب برخاستم، دوباره به خواب رفتم، باز هم همان خانم‌ها را دیدم که مقنعه سرم گذاشتند و پیشانی مرا بوسیدند، نسبت به این کارشان معترض شدم، باز هم از خواب بلند شدم، رفتم خواب را برای همسرم تعریف کنم اما شنیده بودم که خواب بد را تعریف نمی‌کنند.

خوابیدم تا اینکه صبح از خواب بیدار شدم اما باز هم متقاعد نشدم که این خواب بد را برای کسی تعریف کنم.

* صبح روز پنجم محرم

ساعاتی از صبح نگذشته بود که باز هم خواب به سراغم آمد، این‌بار در خواب، شهید مدافع حرم محسن حججی که پرچمی به دستش بود را دیدم، خودش را معرفی کرد و گفت: آرزویم شهادت بود، من سرم رفت تا روسری‌ات نرود، اگر حجابت را رعایت کنی نزد خدا عزیز  می‌شوی و ... .

قبل از این خواب اصلاً شهید حججی را نمی‌شناختم، در فضای مجازی به‌ دنبال نامش رفتم تا اینکه عکس‎های بی‌سر او را دیدم، زندگی‌اش را مطالعه کردم و صحبت‌ها و نگرانی‌هایش را در مورد حجاب شنیدم.

پس از شناخت کامل شهید، منقلب شدم و دیگر اشک امانم نمی‌داد، خواب را برای همسرم تعریف کردم و گفتم: «می‌خواهم چادری شوم». همسرم گفت: «اگر می‌خواهی مدت کوتاهی به‌ طور احساسی چادر بگذاری و دوباره از کار خودت پشیمان شوی، این کار را اصلاً انجام نده».

همچنان در پی تعبیر کردن خوابم بودم و احساس می‌کردم تعبیر خوابم این است که باید چادری شوم.

* تصمیم نهایی

همسرم مرا از چادری شدن منع می‌کرد، بین دو راهی بودم که این‌بار در همان روز مجدداً در عالم رؤیا شهید حججی را دیدم، هدیه‌ای به من داد که با پارچه سبزی آن را پوشانده بود، وقتی که پارچه را کنار زدم، سر بریده او را دیدم، با وحشت از خواب بلند شدم و در همان لحظه تصمیم نهایی‌ام را گرفتم که هر طوری شده باید چادری شوم.

بدون اینکه آرایش کنم به فروشگاه حجاب که نزدیک محل کارم بود، رفتم تا چادر و مقنعه بخرم، فروشنده مرا نشناخت، وقتی خودم را معرفی و خوابم را برای او تعریف کردم، خیلی خوشحال شد.

بعد از این ماجرا پوستر شهید را به شیشه مغازه‌ام زدم، هر کسی اگر حرف‌ یا طعنه‌ای می‌زد، دلم می‌خواست با تمام وجودم از شهید حججی دفاع کنم.

همسرم یک روز از من حمایت می‌کرد و یک روز نیز به‌ دلیل حال و روز گذشته‌ام سکوت می‌کرد، این در حالی بود که دیگر به فرزندان، همسرم و مال دنیا تعلق خاطر گذشته را نداشتم.

* عزم سفر

یک روز همسرم پیشنهاد داد تا با هم به شهر شهید حججی «نجف‌آباد» برویم، چند نفر از آشناها هم راغب شدند که با ما بیایند، در خبرها آمده بود که قرار است پیکر شهید حججی را به اصفهان بیاورند.

35 نفر آماده رفتن به اصفهان شدیم، همسر و پسرم نیز تصمیم گرفتند به مراسم پیاده‌روی کربلا بروند.

عازم سفر شدیم، وقتی رسیدیم، دیگر آرام و قرار نداشتم و بی‌تابانه سراغ مزار شهید حججی را گرفتم، از جمع جدا شدم و دوان دوان به سوی مرادم گام برداشتم، از ورود به بارگاه جلوگیری می‌کردند، در صف انتظار بودم، از نرده‌ها بالا رفتم تا اینکه قبر او را دیدم.

* وصال یار

با اشک و ناله از آنها خواستم تا بگذارند به کنار قبر بروم، سنگ قبری که تازه آن را نصب کرده بودند، ابتدا اجازه نمی‌دادند بروم، اما با اصرار نزدیک مزار شهید شدم، به شهید حججی گفتم دیگر حرف‌هایت را عملی کردم، از این پس خودت محافظتم کن.

بعد از زیارت او احساس می‌کردم سبکبال شده‌ام و هیچ نگاه بدی دور و برم نیست، در همان اوضاع ناگهان از حال رفتم و بعد از مدتی به هوش آمدم، همه نگران بودند که نکند جانم را از دست داده باشم، بار دیگر در را باز کردند، باز هم با دلی سیر زیارتش کردم.

خادم بارگاه از ما برای ماندن دعوت کرد، به خانه‌ای دعوت شدیم که واقعاً حس آرامش خاصی به ما داد، با نهایت عزت و احترام با ما رفتار می‌کردند.

پرسیدم چرا ما را دعوت کردید، پاسخ داد یکی از اقوام شهید حججی هستم، به این درک رسیده‌ام که اگر محسن کسی را دعوت کند، آبروی او را هم می‌خرد.

دیگر پس از این اتفاقات شهدا خیلی برایم عزیز شده‌اند، از حال و روزم خیلی راضی هستم اما از گذشته‌ام اصلاً... .

-------------------------------

یک پیروزی دیگر برای مقاومت

آغاز شمارش معکوس تغییر در ریاض

خبرگزاری فارس: آغاز شمارش معکوس تغییر در ریاض

اگر تحولات بنیادی باشد به معنای تغییر نظام سیاسی خواهد بود و از سوی دیگر بیانگر آن است که آنچه طی ماههای اخیر در این کشور مشاهده کرده‌ایم، صرفاً نشانه‌های بالینی تغییرات و نه خود تغییرات بوده‌اند.

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس، سعدالله زارعی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: تحولات عربستان امروز در کانون توجه قرار گرفته است. سؤال اساسی این است که آیا رژیم سعودی در عربستان در حال تحولی بنیادی است و یا آنچه روی خواهد داد خدشه‌ای به اساس نظام سیاسی وارد نمی‌کند. اگر تحولات بنیادی باشد به معنای تغییر نظام سیاسی خواهد بود و از سوی دیگر بیانگر آن است که آنچه طی ماههای اخیر در این کشور مشاهده کرده‌ایم، صرفاً نشانه‌های بالینی تغییرات و نه خود تغییرات بوده‌اند. با این وصف این قلم وضعیت پیش‌روی عربستان را براساس این باور که شرایط کنونی فقط علائم بالینی یک تحول بنیادی است در موارد زیر تجزیه و تحلیل می‌کند:
1- براساس آنچه گفته شده است بن‌سلمان طی هفته‌های اخیر نزدیک به 50 نفر از شاهزادگان و مسئولان ارشد ذی‌نفوذ سعودی را از کار برکنار و بازداشت و اموال آنان را مصادره کرده است که فرزندان عبداله و طلال از جمله آنان بودند. با توجه به اینکه عربستان در موقعیت حساسی قرار دارد، نمی‌توان گمان کرد که چنین اقدامی بدون نظر آمریکایی‌ها صورت گرفته است. چه اینکه دستگیری بی‌مقدمه نزدیک به 50 شخصیت حکومتی در شرایطی که حکومت با انواعی از مسایل دست به گریبان است، می‌تواندبه بروز اتفاقاتی منجر شود که قابل محاسبه نباشد.
از آنجا که آمریکایی‌ها بخاطر ورود بی‌ملاحظه به پرونده سیاسی- امنیتی عراق مورد ملامت قرار گرفتند، طبعاً نمی‌توان پذیرفت که آنان در پرونده‌ای مهمتر از عراق بار دیگر دچار بی‌ملاحظگی شوند. کما اینکه در طول حدود 40 سال گذشته، پنتاگون و سازمان سیا بطور ویژه‌ای روند مسایل در عربستان را زیر نظر داشته و مدیریت می‌کنند.
با این وصف جای این سؤال وجود دارد که پس چرا این اتفاقات در عربستان روی داده و در آینده تکرار می‌شود. پاسخ این سؤال را خود محمد بن سلمان بیان کرده است او حدود دو هفته پیش در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی گفت در طول این دوران همه حکومت‌های عربستان در تجزیه و تحلیل مسایل ایران و راه‌های مقابله با آن دچار خطا شده‌اند و از این رو او مصمم است؛ تغییر سیاست در عربستان به مهار ایران نایل آید. جدای از اینکه این سخنان در واقع اعتراف صریح به شکست‌های پیاپی آل‌سعود در مواجهه با ایران محسوب می‌شود، بیانگر آغاز دوره‌ای جدید از تبلیغات رسانه‌ای سعودی علیه ایران نیز می‌باشد. اما البته در اینکه محمد بن سلمان بتواند در سیاست جدید موفقیتی بدست آورد جای تردید وجود دارد و صد البته مواجهه نسبتاً مثبت آل‌سعود و شخص محمد بن سلمان با حضور توأم با امنیت زائران ایرانی بیت‌الله الحرام و بعضی پیغام پسغام‌های او نشان می‌دهد که خود او در موفقیت اعمال فشار بر ایران دچار تردید می‌باشد.
2- تغییرات در عربستان و مرتبط کردن آشکار آن به انقلاب اسلامی- آنگونه که بن سلمان در آن مصاحبه گفت- نیازمند یک وضع جدیدی در داخل عربستان است وضع جدیدی که نشان دهد بن سلمان از حمایت مردمی برخوردار است. چه اینکه نداشتن عمق مردمی در مواجهه با انقلابی که علیرغم آنکه 40 سال از پیروزی‌اش می‌گذرد، عمیقاً از حمایت مردمی برخوردار است یک نقطه ضعف مهم برای رژیم سعودی به حساب می‌آید. در این میانه محمد بن سلمان پس از آنکه حکمی بنام خود صادر و امضای پدرش را پای آن گذاشت بنام «مبارزه با فساد» وارد میدان شد و در یک چشم بهم زدن! چهل نفر از برادران و عموزادگان و... خویش را دستگیر کرد و اعلام نمود که تعداد بیشتری را بازداشت خواهد کرد کما اینکه دیوان حکومتی عربستان از صدور حکم علیه 285 نفر از خاندان سعودی خبر داد و گفت طی روزهای آینده بازداشت خواهند شد. بن‌سلمان این همه را برای کسب محبوبیت در داخل انجام داد ولی واقعیت آن است که هر چند اقدام او عده زیادی از مردم و از جمله جوانان را خوشحال کرد اما در عین حال زبان‌ها را هم روی فساد آل‌سعود باز کرد تا جائی که یکی از روزنامه‌های آمریکایی نوشت اگر قرار بر مبارزه با فساد باشد و بخاطر آن باید عده‌ای دستگیر شوند، این حکم ابتدا باید در مورد سلمان و پسرش جاری شود چرا که از بقیه شاهزادگان آلوده‌ترند. این ماجرا ما را به یاد بازداشت‌های محمدرضا خان در اواخر دوره حکومتش می‌اندازد. او در پاسخ به فشار مردم برای کنار رفتن از حکومت، چند تن از نزدیکترین افراد به خودش از جمله هویدا و نصیری را بازداشت کرد و گفت که پیام انقلاب مردم را شنیده و حاضر است برای اصلاح امور هر کاری بکند. بعدها محمدرضا شاه به کسانی که با تحلیل شرایط چنین پیشنهادی را به او کرده بودند گلایه‌مند و معترض بود.
محمدبن سلمان تلاش می‌کند تا با جذب سطحی از حمایت مردمی ضمن استقرار پایه‌های سلطنت خود که از درون آل‌سعود معترضان جدی دارد، ظرفیت مواجهه با انقلاب اسلامی را پدید آورد اما واقعیت این است که اقدامات او تا این زمان به نتیجه‌ای نرسیده و بازی تبلیغاتی او جواب نداده است.
3- آمریکا، عربستان، اسرائیل با همراهی بعضی دولت‌های دیگر شامل بحرین، کویت و امارات، سناریو مشترکی با نمای راه انداختن جنگ علیه حزب‌اله لبنان به اجرا گذاشته‌اند. این سناریو ابتدا در آمریکا کلید خورد. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در نطق 21 مهر ماه خود اعمال فشار علیه حزب‌اله را به عنوان راهی برای محدود کردن آن در لبنان معرفی کرد. پس از آن در روز 12 آبان رژیم صهیونیستی اعلام کرد که حضور حزب‌اله در طول مرزهای منطقه مشرف به بلندی‌های جولان - قنیطره- را تحمل نمی‌کند و برای اخراج حزب‌الله از سوریه وارد درگیری جدید نظامی می‌شود. یک روز پس از این سعدالدین حریری نخست‌وزیر لبنان به ریاض فراخوانده می‌شود و برای استعفا از مقام خود تحت فشار قرار می‌گیرد.
تصمیم محور مشترک آمریکا و... برای آن بود که حزب‌الله بر سر دوراهی حفظ آرامش لبنان و ادامه حضور در سوریه یکی را برگزیند و گمان می‌کرد که با پایان کار تروریست‌ها و فرو کاستن از عملیات‌ها، حزب‌الله به لبنان باز می‌گردد و این امکان فراهم می‌شود که یک بازیگر قدرتمند از پرونده امنیتی سوریه کنار رفته و راه برای افزایش مداخلات غرب در پرونده سیاسی سوریه باز شود این در حالی است که حزب‌الله در یک تحلیل دقیق و با خواندن دست این محور اعلام کرد که سخن گفتن اسرائیلی‌ها از «جنگ جدید» یک بلوف بیش نیست. از سوی دیگر حزب‌الله با تقبیح اقدام سعودی در وارد کردن حریری به استعفا و اعلام آن در خاک عربستان، و ابراز نگرانی نسبت به حفظ جان نخست‌وزیر لبنان، توپ را به زمین عربستان انداخت و سبب شد که در داخل لبنان نه تنها اعتراضی علیه حزب‌الله شکل نگیرد بلکه سبب اعتراضات زیادی علیه سعودی از داخل لبنان شد. خب این موضوع ناپختگی طرح مشترک آمریکا، اسرائیل و عربستان رابه اثبات رساند و از این رو حریری در مصاحبه دو روز پیش خود گفت طی 2 تا 3 روز آینده به لبنان می‌آید و در چارچوب قوانین لبنان از قدرت کناره‌گیری می‌کند.
با این وصف می‌توان گفت فشار سعودی به حریری و بر جامعه لبنان در واقع یک فشار برنامه‌ریزی شده از سوی آمریکایی‌هاست و هدف از آن خود لبنان نیست بلکه تأثیرگذاری بر پرونده سیاسی سوریه است چرا که در حال حاضر و طی یک سال آینده، سوریه شرایط حساس سیاسی را در پیش خواهد داشت و برای اثرگذاری بر آن، آمریکا باید موانعی که حزب‌الله یکی از اصلی‌ترین آن است را از پیش پای خود بردارد. اما نه آمریکا و نه سعودی و نه اسرائیل از این نکته غافل نیستند که با یک جنبش انقلابی بسیار هوشمند و منسجم مواجه می‌باشند. جنبشی که می‌تواند شرایط بد را به نفع خود تغییر دهد. کما اینکه در پرونده استعفای حریری، سید حسن نصرالله به بهترین وجه توطئه مشترک ریاض، تل‌آویو و واشنگتن را خنثی کرد. نصرالله می‌دانست که هم آغاز جنگی جدید علیه حزب‌الله یا علیه ایران و هم موفقیت سعودی در به نتیجه رساندن یک ائتلاف منطقه‌ای علیه جبهه مقاومت یک بلوف است.
4- در این بین سعودی‌ها و آمریکایی‌ها به فشار داخلی بر جبهه مقاومت بعنوان اصلی‌ترین راه حل مواجهه با قدرت و نفوذ آن دل بسته‌اند. فشاری در داخل ایران علیه نهادها و نیروهای «پیشتاز، فشاری در عراق علیه جریان مقتدر حشدالشعبی و فشاری در لبنان علیه حزب‌الله» اما تا اینجای کار دستاوردی نداشته‌اند. نه اینکه در این سه حوزه افرادی نبوده‌اند تا دست به اقدامات بزنند بلکه از این جهت که اقتدار منطقه‌ای یک خواست عمومی در هر کشوری است و نیروهایی که در مقابل مقاومت قرار می‌گیرند، قادر به مقاومت نیستند. وقتی اقتدار در برابر آمریکا در سطح منطقه‌ای هواداران قوی داشته باشد به گونه‌ای که در هر کجای منطقه فرش را از زیر پای نظامیان آمریکایی و انگلیسی بکشد، در داخل نیز موفقیت آنان قوی است. امروز سپاه پاسداران به میزانی که در سطح منطقه عملکردی مایه افتخار داشته در صحنه داخلی نیز هواداران فراوان دارد و این مانع تحقق اهداف دشمن می‌شود.
بنابراین تردیدی نیست که منطقه دستخوش تحولی بنیادی است اما این تحولات در سمت محور مقاومت بلکه در سمت محور آمریکایی سعودی است. قضایای هفته اخیر به ما می‌گوید همان‌طور که قطعاً حزب‌الله در این منطقه می‌ماند، آل‌سعود به زودی از منطقه ریشه‌کن خواهد شد.

nدیگر برجامی نمانده که دیوانه ای مثل ترامپ بتواند آنرا پاره کند

رئیس کمیته هسته‌ای جبهه اصلاح‌طلبان در گفت‌و گو با فارس:

دیگر برجامی وجود ندارد که بخواهد پاره شود/اتحادیه اروپا بدون اجازه آمریکا کاری انجام نمی‌دهد/رفتار منفعلانه ایران منجر به اعمال تحریم‌های «پیک» خواهد شد

خبرگزاری فارس: دیگر برجامی وجود ندارد که بخواهد پاره شود/اتحادیه اروپا بدون اجازه آمریکا کاری انجام نمی‌دهد/رفتار منفعلانه ایران منجر به اعمال تحریم‌های «پیک» خواهد شد

رئیس کمیته هسته‌ای جبهه اصلاح‌طلبان گفت: آقای ترامپ با حملات پی در پی خود به برجام آن را پاره کرده است، بنابراین نیازی به پاره کردن فیزیکی برجام نیست.

سعید یاری رئیس کمیته هسته‌ای جبهه اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، با اشاره به اظهارات اخیر «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا، اظهار داشت: آقای ترامپ نشان داد که فردی پوپولیست است و فقط ادای نخبگان را در می‌آورد. چراکه با این اظهارات آمریکا را به مرحله انزوا و بایکوت می‌کشاند و اختلافات عمیقی بین این کشور و اروپا ایجاد می‌کند.

وی تاکید کرد: آقای ترامپ با اظهارات و حملات پی‌ در پی خود به برجام، آن را پاره کرده است. بنابراین نیازی به پاره کردن فیزیکی برجام نیست. ترامپ به دور از دانش بین‌المللی و شرایط حاکم بین دولی وارد عرصه شده و با ادبیات و تصمیم‌گیری‌های خاص بنا دارد موج‌های جدیدی در دنیا راه‌اندازی کند.

به گفته یاری تمام آیتم‌هایی که رئیس‌جمهوری آمریکا اخیراً در سخنرانی خود مطرح کرده، عاری از تاریخ جهانی بوده و وی از آنها وام می‌گیرد تا آنارشیسم مدیریت خود را حاکم کند تا منجر به هرج و مرج مدیریتی در عرصه بین‌المللی شود.

وی با اشاره به تروریست خواندن ایران از سوی دونالد ترامپ تاکید کرد:‌ ترامپ بهتر است که خودش را تکذیب نکند. او بود که در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، اوباما و کلینتون را متهم به پدید آورنده داعش کرد و البته امروز عوام و خواص می‌دانند که تروریسم دولتی با طراحی و هماهنگی سرویس‌های جاسوسی ایالات متحده به وجود آمده است. 

رئیس کمیته هسته‌ای جبهه اصلاح‌طلبان با اشاره به توافق‌نامه برجام و احتمال خروج آمریکا از آن، گفت: آمریکا در برجام نقش محوری دارد. یعنی 80 درصد برجام مربوط به آمریکا است؛ الان اگر 140 فروند ایرباس را فاینانس کرده و از محل مطالبات هزینه آن را تامین می‌کنند، در زمان آزادسازی هواپیماها، از آمریکا اجازه خواهند گرفت.

یاری با بیان اینکه اتحادیه اروپا بدون اجازه آمریکا کاری انجام نمی‌دهد، گفت: وقتی آقای ترامپ می‌گوید برجام را پاره و یا کنگره را مجاب برای تصویب برخی تبصره‌ها در برجام می‌کند، این خود نقض آشکار معادلات بین‌المللی است. 

وی بر این باور است که دونالد ترامپ در حالی نسبت به برجام دچار خبط و گاف شده که پاسخ ایران را هم می‌داند. چراکه هر چیزی در مورد برجام از کنگره خارج شود، مورد قبول ایران نخواهد بود. 

رئیس کمیته هسته‌ای جبهه اصلاح‌طلبان خطاب به مسئولان کشورمان گفت: هرگونه عقب‌نشینی و رفتار منفعلانه باعث گستاخی دشمن و اعمال تحریم‌های «پیک» خواهد شد.