هرگز نرود یاد تو زیادها

گرامی بادیاد وخاطره استاد مسلم هنر تعزیه در ایران وجهان

مرحوم مغفور استاد دکتر جابر عناصری (رحمت الله علیه )

امروزمرد ی رخ در نقاب خاک کشید که خود وپدر برزگوارش سالیان سال از عمر پربارشان را در خدمت به تعزیه ء امام حسین (علیهالسلام) به سر کرده وبقول معروف در این راه مو سپید کردند وسر آخر دراه این انجام وظیفه جان به جان افرین سپردند.صحبت از استاد دکتر جابر عناصری است دکترای هنرهای نمایشی از دانشگاه آکسفورد لندن میباشد، پدر مرحوم جابر عناصری نامش علی بود وی دوران جوانی خویش را همزمان با تظاهرات ضد مذهبی رضا خان معروف به پهلوی اول سر کرد همیشه در طی عمر با برکت خویش همیشه در صف اول مدافعان تعزیه بود ودر این راه رنجهای بسیاری کشید وسختی های زیادی متحمل گردید ولی او میراث گرانقدری برای پسرش جابر برجا گذارد ، میراثی که تجلی در سخت کوشیهای جابر در حفظ وحراست از این میراث گرانقدر خاندان عناصری بود. جابر عناصری این میراث را آنقدر خوب حفظ نموده ودر نگهداری آن سعی وکوشش نمود که در واقع سنت میراثداری به نحواحسن رادر مورد حفظ سنت حسنه ء تعزیه ذاری وتربیت مستمرتعزیه خوانان وتعزیه خوانی جدید  دردانشگاه را به سرانجام رسانیدونشانداد که فرزندخلف همان پدر میباشد .

آری امروز روز رحلت بزرگمردی که در عرصهء علم وپزوهش آنچه را خواست به آن رسید وعلم ودانش را با زینت خواسته هایش قدر ومنزلتی دوباره بخشید ، گفتیم که وی میراث تعزیه داری را در خاندانش به اوج رسانید.

 اولین روز دانشگاه که ایشان را دیدم هرگز یادم نمی رود مردی کاملا مودب ومومقر ریش سفید با قیافه ای کاملا"روحانی و جذاب حدودا" پنجاه ساله وکاملا " از لحاظ علمی پر وپیمان بود وقتی وارد کلاس میشد میتوانستی حدس بزنی که امروز برای کلاس دانشجویان نکته ای تازه در بردارد والبته همیشه همین گونه بود البته ایشان بیشتر از دانشجویانی که خود یک پا پژوهشگر باشند بیشتر خوشش می آمد من با ایشان درسهای تعزیه شناسی وفرهنگ عامه را در دوسه ترم داشتم وکاملا از علم ونبوغ ایشان بهره بردم از ادب استادی ایشان نیز هر چه بگویم کم گفته ام واز داشته های علمی شان نیز همین طور خلاصه ایشان همیشه که شروع به سخن میکرد گوشه ای ناگفته از تعزیه وشبیه خوانی داشت که برای ما آشکار کند کتابهایی که ایشان نگاشته بودوشخصیت ایشان واقعا عالی بودما دو کتاب از آثار ماندگار ایشان را که به توسط جهاد دانشگاهی منتشر شده بود از همان بدو ورود به دانشگاه تهیه کردیم کتابهای نمایش ونیایش در ایران ومجموعه تعزیه نامه هایشان را که البته بسیار بسیار مورد استفاده قرار دادیم البته آن روح جستجوگر راجع به تعزیه به نگارش این آثار بسنده ننموده بودوآثار دیگری نیز آفریده بود  از جمله کتابهای ایشان کتابی بود که از زبان ایتالیایی به فارسی برگردانیده بود وتوسط مرکز هنرهای نمایشی منتشر شده بود وآن کتاب" تحت عنوان تعزیه های خوکجو" منتشر شده بود وایشان با اینکه زبان ایتالیایی نمی دانست خود زحمت کشیده وبا استفاده از دیکشنر ایتالیایی و اموزش زیان ایتالیایی بصورت کاملا خودجوش این عمل ترجمه را به سرانجام رسانیده بودوجامعهء هنری را عاقبت به نظارهء سخت کوشی اش نشانده بود مساله ای که بارها نقل محفل هنری هنرمندان گردیده بود استاد عناصری از آندسته انسانهایی بود که به تمام معنا میتوان گفت یک هنرمند متعهد بود وبرای تعهد هنری وادای آن سخت کوشش مینمود یادم است در ایام برزگداشت حافظ تعزیه ای برای اجرا در حافظیه ء شیرازنوشته بود که در همان مکان نیز اجرا شد ولی چون چند بازیگر خانم هم در آن تعزیه قراربود نقش ایفاء کنند اعتراض جمعی از معترضان را مرحوم استاد عناصری بخوبی پاسخ داده بودند چون تعدادی طرفدار سنتی تعزیه مخالف حضور خانم ها در تعزیه بودند ولی استاد با روشنگری خاص خود پاسخ داده بودند که نقش زنان را در تعزیه باید زنان ایفا کنند به خصوص این تعزیه راجع به حضرت حافظ است وقس علیذا ...!!

استاد عناصری یکی از اساتیدی بود که در تعیین جهت اصلی من بسوی تعزیه بعنوان یکی از اصلی ترین شکل نمایشهای ایرانی که ساختار مناسب فرهنگ ایران را میتواند داشته باشد مهمترین نقش را داشت ونمیتوان از تاثیرات مهم وی در نوشتن به دوراز رکاکت ادبی وتاثیری که تعزیه میتواند در دوری جستن از آن ایفا کند ایفا نمود وی را اعتقاد بر این بود که شیوه نگاشتن تعزیه وشان نوشتاری آن بدور از این شائبه است وتمایل انسان را بسوی طهارت ادبی متمایل میسازد ، استاد عناصری از اساتید برجستهء تعزیه وبیدار گر روح ایرانی هنرمندانی بود که شاگرد وی بودند تا بتوانند این هنر دینی وایرانی را در دانشگاه ها رونق ببخشند .

سرانجام روز بیست وپنجم فروردین سال هزار وسیصد ونود وپنج بعد از عمری تدریس در عرصه دانشگاهی  وخون دل خوردن در عرصهء شبیه وشبیه خوانی وایضن تاثیرات مثبتی که در جامعهء هنری وهنرمندان آن به جای گذارد از دنیا سوی آخرت رفته ورحل اقامت در آن دنیا گسترد بی شک آنچه استاد در دنیا نمود چیزی جز گستردن فرهنگ حسنی وکربلای ماندگار ایشان واهل بیت ایشان نبوده ونیست وپیوند زدن فرهنگ نمایش آنان در هنر ماندگار وجاوید تعزیه میباشد روح استاد ماندگاریها مرحوم دکتر جابر عناصری شاد وراهش پر رهرو باد .

چرا روز شیرین آستارائیها را تلخ کردند؟

امروز روز خوبی برای آستارا وآستارا ئیان بود حضور پر شکوه در مراسم قدردانی از شهدای جنگ تحمیلی بود مراسمی که میتوانست از این بهتر وکیفی تربرگزار شود  ولی این مراسم فقط بسود استان گیلان تمام شد چرا که از ابتدا میتوانستی سایهء سنگین همشهریهای استان گیلان را بالای سر مراسم احساس کنی  اولین این مراسم فقط اسم دو شهید آستارایی را یدک میکشید در حالیکه این مراسم به یاد دو شهید آستارایی مزین بود در واقع این دو شهید عزیز خاطره سازیهایی برای اصحاب انقلاب اسلامی داشتند که در وصف نمی آید ودر ذهن نمی گنجد این بزرگداشت فقط نام اینان زینت بخش این مراسم با شکوه شده بود اولا" این شهدا اصالتا متعلق به خانوادهای تاریخسازی در شهرستان آستارا بودند خانوادهء آهنی که تاثیر بسیار زیادی در هنگامهء پیروزی انقلاب اسلامی در شهرستان آستارا داشتند وخانوادهء شهید حجه الاسلام علیرضا محمد زاده که من از زمان پیروزی انقلاب اسلامی این دو خانواده را میشناختم  وخدمتشان ارادت داشته ودارم  نکته ای که میتوان راجع به این دو هنرمند شهید گفت و نسبت به آنان ابراز کرد حفظ شخصیت انقلابی این دو شهید تا لحظه شهادتشان میباشد شهید شاپور آهنی هنرمند برزگوار را میتوان از عناصر خدوم انقلاب اسلامی دانست او هنگامی که میتوانست از موقعیت اجتماعی خود  بهره مند شود {چون آنموقع برادرش در شهر دارای موقعیت مهمی بود} زیرا که آنزمان هنوز سابقهء انقلابی برای احراز مسئولیتها مهم بود وایشان بدون اعتنا به پست های مهمی که برادارانشان داشتند برای خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آنهم در کردستان ودر کسئت سربازی پیوست وحتی یادم هست که بعد از اتمام خدمت مقدس سربازی همچنان به خدمت خود ادامه داد تا سرانجام به درجهء رفیع شهادت نائل آمد او از آن دست هنرمندانی بود که پیش از خدمت مقدس سربازی نیز به خدمت ت تبلیغاتی برای نظام جمهوری اسلامی ادامه میداد خانوادهء شهید آهنی خانواده ای ذاتا هنرمند بودند برادر بزرگترشان مرحوم یا شهیدرسول آهنی وهمچنین برادر کوچکتر از رسول که بواسطهء فعالیتهای قبل از انقلاب مجاهدتها وزندان رفتنهای بسیار را در کارنامهء پر بار زندگی خویش داشت هر دو از هنرمندان چیره دست شهر ستان آستارا در زمینه  نقاشی وخطاطی بودند تا مدتها دیوار نویسیهای زیبای اسمعیل اهنی چشم نواز عابران ومردم شهرستان آستارا بود وهمچنین شهید رسول آهنی که هم در نقاشی وهم در خطاطی از جمله قلم بدستان صاحب سبک در بین هنرمندان شهرستان بود مسلم است که شاپور در چنین خانواده ای اگر پرورش یافته باشد بی نصیب از هنر نمی باشد چنانچه شا پور نیز این چنین بود علاقهء ذاتی شاپور همچون برادر بزرگش رسول به نقاشی بود واگر کار خطاطی هم میکرد از سر ذوق و وظیفه بود ولی هنر بزرگ شاپور انجام وظیفه ودفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی بود که وی این وظیفه تا سرحد شهادت انجام دادوچنانچه گفتیم حتی آنرا پس از اتمام خدمت نیز انجام دادولی نکتهء بارز اینجاست که شهید آهنی هیچگاه دنبال اسم ورسمی برای خودش بود تا زمانیکه قضایای کردستان برای نظام در اولویت بود او در کردستان مشغول خدمت بود وانجا همه اوقاتش را به انحایی که خود میدانست به خدمتگزاری مشغول بود بعد که مسالهء جنگ تحمیلی بود او از طرف تیپ به دز فول عازم گشت در حالیکه دو سال خدمتش تمام شده بود ولی وی همچنلن به خدمت در کسوت مقدس سربازی ادامه داد تا شاهد شهادت را به آغوش کشید در جبههء دزفول تیر میخورد ودر هنگام اعزام به بیمارستان جان میبازد  ولی اگر بخواهیم برویم سراغ روحانی شهید حجه الاسلام والمسلمین علیرضا مخمد زاده او نیز سرگذشتی بس شور انگیز دارداو از روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی بواسطهء صوت خوشی که داشت با قرائت قرآن زیبای خود همه را جذب این کتاب آسمانی میکرد در واقع آنچه سبب جذب او به این کتاب آسمانی شده بود کلاسهای قرآن برادر دکتر اسمعیل آهنی بود که در دوران پیش از پیروزی وتداوم آن در پس از پیروزی انقلاب اسلامی کلاسهای قرآن در سطح مدارس ومساجد را دایر کرده بود علیرضا محمد زاده در این کلاسها برشد وپرورش صوت خویش پرداخت وخیلی زود در تکمیل آن گام نهاد هر چند در اوایل تاسیس سپاه به همراه دیگر برادرش ( وکیل فعلی دادگستری ) به سپاه پیوست ومنشاء اثر خدمات برجسته ای شد ولی گویا دل او جای دیگری بود هنر اصلی وی خطاطی بود که علاوه بر تسلط کامل وی به قرآن در صوت ولحن این هنر را نیز که در روزهای تثبیت انقلاب شدیدا هنر حزب الله به آن نیازمند بود به دیگز اندوخته ایش اضافه کرده بود او نیز به مانند برادرشهید دیگرمان شاپور آهنی از عناصر خدوم ومخلصی بود که همیشه در صف خدمت حاضر به خدمت بود اخلاص در عناصر خدوم بقدری بارز بود که اینان در مساله خدمت خود را نمیدیدند واصل برایشان شادابی وسر زندگی انقلاب اسلامی وطول عمر رهبر کبیر انقلاب اسلامی وبه انحا مختلف خدمت رسانی به اقشار مستضعف جامعه بود  .

صحبت بر سر این است که در مراسم برزگداشت دو شهید هنرمند شهرستان مرزی آستارا چرا نباید از ذکر اسامی آنان فرارتر رفت البته من قسمتی از تقصیر کار را به گردن استان می اندازم استان با تحمیل برنامه های خویش به شهرستان آستارا برنامه های شهرستان را خورد در حالیکه هنرمندان شهرستان آستارا برنامه نمایشی  خوبی داشتند که میتوانستند اجرا کنندوجای تعجب اینجاست که با دست اندازیهای معاونت سیاسی یا اجرایی فرماندار آستارا روبرو شدند و ایشان خواستارا به آخر بردن برنامهء هنرمندان نمایش شهرستان آستارا شدند در حالیکه این امر میتوانست به حداقل ظرفیت موجود در هنرهای نمایشی شهرستان نیز بپردازد که متاسفانه میسور نشد ولی باید پرسید اقای معاون فرماندار شما در شهرستان آستارا به سر میبرید یا دیگر شهرهای استان گیلان؟ وتعجب من از دوست عزیزم ریاست محترم ادارهء فرهنگ وارشاد اسلامی جناب آقای جوان است که چطور توانستند نقش ادارهء خود را ندید بگیرند وقس علیهذا ...!! این حداقل حق طبیعی دوستان ورفقای این دو عزیز بود که بتوانند حداقل سهمی از پاسداری از فرهنگ انقلاب اسلامی را با غوری در زندگینامه این دو شهید مخلص داشته باشند که با غفلت مسئولان این امر بوقوع نپیوست بهر حال امیدواریم این حداقل ها بتواند روح این دوشهید عزیز را از ما راضی بکند نکته ای که نمیتوان از آن گذشت حضور حداکثری مردم در صحنهء برزگداشت این دو عزیز به جمع شهدا بود ولی ایکاش شرایطی فراهم میشد تا ما از زبان دوستان این دو عزیز بیشتر از آنان وفداکاریهایشان بدانیم ولی افسوس که ... امیدواریم در برنامه های اتی جبران شود هرگز جز این مباد % والسلام علی من التبع الهدی

سیاره ها کشف میشوند اما ستاره های سینما وتئاتر محو میگرددند

کشف سیاره جدید اتفاق ویژه سال ۹۴ بود/ امیدوارم تبعیض‌ها در سال ۹۵ از بین برود

خبرگزاری فارس: کشف سیاره جدید اتفاق ویژه سال ۹۴ بود/ امیدوارم تبعیض‌ها در سال ۹۵ از بین برود

جهانگیر الماسی گفت: کشف سیاره کوچک و جدید در فضا و اینکه روز به روز قدرت لایزال خداوند بیشتر به بشر ثابت می‌شود، اتفاق مهم سال ۹۴ بود که البته رسانه‌ها خیلی به آن نپرداختند و به راحتی از کنار آن عبور شد.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، برای بازیگری که هر وقت اسم «شبح کژدم‌» می‌آید، همه بلافاصله بازی قدرتمند او را در نقش محمود را به یاد می‌آورند. بازیگری که اگرچه در سال‌های 60 و 70 از جمله بازیگران پرکار سینمای ایارن بود اما در کارنامه بازیگری او از سال 86 و بازی در «دایناسور» دیگر فیلمی دیده نمی‌شود و حتی اولین فیلم سینمایی که در دولت نهم ساخت نیز هیچگاه مجال اکران پیدا نکرد. با این بازیگر پیشکوست سینمای ایران در خصوص سال 94 و آرزوهایش برای سال 95 به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

- سال 94 برای شما چگونه سپری شد؟

الماسی: سال بسیار سختی از همه نظر بود و به لحاظ کاری، درآمد، شرایط سیاسی و شرایط بین‌المللی فراز و نشیب‌هایی را شاهد بودم که باعث شد شرایط سختی را داشته باشم و از همه مهمتر بیکاری آدم را بسیار اذیت می‌کند.

- البته مشکل بیکاری در سینما سال‌هاست که با هنرمندان پیشکسوت دست به گریبان است و به نظر می‌رسد کسی هم قرار نیست فکری به حال این معضل کند.

الماسی: جالب اینجاست که من تنها بازیگری نمی‌کنم و در عرصه نوشتن و کارگردانی هم فعال هستم اما متأسفانه در هیچ کدام از این حوزه‌ها جایی برای کار کردن من و امثال من وجود نداشت و نه برای بازی پیشنهادی به من ارائه شد و نه برای تدریس و نه برای نوشتن و این شرایط بسیار سخت و طاقت‌فرسا است.

- در واقع تلخ‌ترین اتفاق سال 94 برای شما باید معضل بیکاری باشد؟

الماسی: همینطور است، البته اسم این شرایط را نمی‌توان بیکاری نامید بلکه نام بهترش عدم امنیت شغلی و عدم همراهی مسئولین با هنرمندان است چرا که ما چیز زیادی نمی‌خواهیم و فقط می‌خواهیم فعال باشیم اما نباید به واسطه مجراهای پنهان عده‌ای پرکار و عده دیگر مطلق بیکار باشند و این تبعیض‌ها بسیار آزاردهنده است.

- در بین همه این اتفاقات تلخ سال 94 آیا خاطره خوشی هم که به صورت ویژه به یادتان مانده باشد وجود دارد؟

الماسی: خاطره ویژه‌ای ندارم اما فکر می‌کنم پیدا شدن این سیاره کوچک در فضا و اینکه روز به روز قدرت لایزال خداوند بیشتر به بشر ثابت می‌شود اتفاق مهمی بود که البته رسانه‌ها خیلی به آن نپرداختند و به راحتی از کنار آن عبور شد. اما این اتفاق بار دیگر عظمت خالق هستی را در برابر کوچکی انسان نشان داد و یک نقطه روشنی را اثبات کرد که کسانی که وجود خداوند را انکار می‌کنند بالاخره چشمان خود را باز کنند.

- همیشه ایام نوروز مصادف شده است با آئین‌ها و سنت‌های دوست‌داشتنی که مردم تلاش می‌کنند آنها را به جا بیاورند شما کدام سنت و آئین نوروز را از همه بیشتر دوست دارید؟

الماسی: نوروز به دلیل ویژه بودنش آدم همیشه برنامه‌های زیادی برای آن دارد اما متناسب با درآمد ما هم سعی می‌‌کنیم آئین نوروز را به جا بیاوریم تمام آئین‌های نوروزی در پی تبیین یک معنا هستند و از چیدن سفره هفت‌سین تا دید و بازدید و پوشیدن لباس نو و خانه‌تکانی همگی معانی خاصی دارد و اگر هر کسی با هر کدام از این‌ها همراه شود پاسخ معنوی درونیات خودش را می‌گیرد و من هم خیلی دوست داشتم امسال به کوهستان‌های گیلان و مازندران بروم و آئین چاوشی‌خوانی روستائیان را از نزدیک ببینم. چرا که بشارت روزگار نو در این آئین بسیار زیبا است و من دوست داشم آن را ببینم اما متأسفانه فکر نمی‌کنم امکان این سفر مهیا باشد و از طرف دیگر با توجه به اینکه در ایام نوروز جمعیت قابل توجهی از تهران خارج می‌شوند شاید بهترین زمان برای تنفس در این شهر است تا آدم از هوای پاک تهران در نوروز بتواند استفاده کند.

- هر چند شما از تبعیض به عمل آمده در سال 94 گلایه‌مند بودید اما آیا نقش خاصی در این سال به شما پیشنهاد شد که به هر دلیل نتوانستید ایفا کنید و همچنان به آن نقش فکر می‌کنید.

الماسی: نه، چنین اتفاقی برای من رخ نداد و اگر پیشنهاد خوب و انسانی به یک بازیگر ارائه شود، باید ابله باشد که چنین موقعیتی را از دست بدهد و چنین اتفاقی برای من در سال 94 رخ نداد.

- آیا نقش خاصی در سینما وجود داشت که شما را درگیر خود کند؟

الماسی: البته در سینما نه، اما در واقعیت این اتفاق افتاد که دلم می‌خواست به جای آن فرد باشم اما عنوان کردن آن چندان فرقی به حال دیگران ندارد.

- برای مردم جامعه برای سال 95 چه آرزویی را دارید؟

الماسی: برای مردم آرزوی سلامتی، تندرستی و برقراری عدالت و عدم وجود تبعیض و نابرابری را دارم و آرزو می‌کنم با توجه به اینکه ما کشور بسیار ثروتمندی هستیم سال 95، شاهد وفور نعمت برای مردم باشیم اما متأسفانه دولتمردان همیشه به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار ما در این کشور فقط نفت و گاز داریم در حالی که منابع معدنی بسیار زیادی داریم که کشور ما را به یک کشور ثروتمند تبدیل می‌کند و امیدوارم روزی برسد که همه وزارتخانه‌های دولتی تبدیل به شرکت‌های ملی شوند تا همه مردم در جریان این منفعت‌ها قرار بگیرند و البته امیدوارم روزی برسد که همه خائنین به مملکت هم معرفی شوند و البته برای خودمان هم آرزو می‌کنم آنچنان که شایسته آن هستیم در بین مردم باقی بمانیم و امیدوارم شرایط به گونه‌ای باشد که در حد تلاشمان برای آگاه کردن جامعه به اندازه تلاششان از امکانات بهره‌مند شوند آن هم بدون تبعیض و خط‌ کشی‌ها.

انتهای پیام/