موسیقی ناب ایرانی وجوانان وطن

اعلام زمان و مکان کنسرت جدید همایون شجریان و پورناظری‌ها

همایون شجریان                       
/**/ همایون شجریان و برادران پورناظری در تازه ترین همکاری خود از روز یازدهم آذر ماه مجموعه کنسرت هایی را در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، کنسرت همایون شجریان، سهراب پورناظری و تهمورس پورناظری از یازدهم آذر ماه به مدتِ چهار شب در تالار وزارت کشور برگزار می‌شود.

همایون شجریان و برادران پورناظری در این کنسرت منتخبی از آلبوم‌های «رگِ خواب»، «نه فرشته‌ام نه شیطان» و «آرایش غلیظ» را در کنار تعدادی قطعه‌ جدید که تا پیش از این شنیده نشده است اجرا می‌کنند. از جمله قطعات این برنامه می‌توان به «آهای خبردار»، «ابر می‌بارد»، «کولی»، «چرا رفتی»، «خوب شد»، «دل به دل»، «حصار»، «آرایش غلیظ» اشاره کرد.

آخرین فعالیت این گروه، اجرای کنسرت- نمایش «سی» در تابستانِ سال جاری در مجموعه‌ فرهنگی و هنری سعدآباد بود که طی سی شب، پذیرای ۱۲۰ هزار نفر مخاطب شد. این کنسرت- نمایش، سالِ دیگر برای دومین بار در تهران و اولین بار در تعدادی از شهرستان‌های کشور از جمله شیراز روی صحنه خواهد رفت.

بلیت‌های کنسرتِ «همایون شجریان و سهراب و تهمورس پورناظری» که توسط دو شرکتِ‌ «دل‌آواز» و «بارانا»  برگزار می شود از ساعت ١٩ روز یکشنبه بیست و یکم آذرماه آغاز میشود .+                                   

دوباره زمان احیای ارزشها درسینماست

جزئیات جدید از فیلم «ابراهیم حاتمی‌کیا»

خبرگزاری فارس: جزئیات جدید از فیلم «ابراهیم حاتمی‌کیا»

فیلم سینمایی «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا مراحل فنی را سپری می‌کند تا در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآید.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، مدتی است ساخت جلوه‌های ویژه بصری فیلم سینمایی «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا در حال انجام است با توجه به همکاری هادی اسلامی در دو فیلم «بادیگارد» و «چ» با ابراهیم حاتمی‌کیا و دریافت جایزه‌  برای این دو فیلم از جشنواره‌‌ها،  به نظر می‌رسد این همکاری در فیلم «به وقت شام» هم ادامه داشته و  هادی اسلامی عهده‌‌دار ساخت جلوه‌های ویژه بصری فیلم «به وقت شام» باشد.  با انجام مراحل فنی و براساس اعلام قبلی سازمان هنری رسانه ای اوج فیلم اولین نمایش خود را در جشنواره فیلم فجر تجربه می‌کند.

فیلم سینمایی «به وقت شام» به گفته محمد خزاعی اثری با پروداکشن سنگین است.بخش‌هایی از فیلم حاتمی کیا در دکورهای ساخته شده در شهرک دفاع مقدس و  شیراز فیلمبرداری شد.

«به وقت شام» یکی از آثار مهم با موضوع داعش است که از اهمیت خاصی برخوردار است.فیلمبرداری فیلم برعهده مهدی جعفری بود و هادی حجازی‌فر و بابک حمیدیان از بازیگران ایرانی فیلم‌ هستند و جمعی از بازیگران سوری و لبنانی در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.

محمد خزاعی تهیه کننده این اثر پیش از این فیلمی با نام «امپراطور جهنم» درباره چگونگی شکل گیری تکفیری‌ها تهیه کرد و «به وقت شام» دومین فیلم درباره داعش و تکفیری‌ها در کارنامه این تهیه‌کننده به شمار می‌آید.

«به وقت شام» یکی از محصولات سازمان هنری رسانه‌ای اوج در سال 96 قرار است در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر رونمایی شود.

بزک آل سعود به شیوهء ماورایی

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس روزنامه «کیهان» در ستون «یادداشت روز» شماره امروز خود نوشت:

خیلی چیزها را شاید بتوان با بزک کردن تا حدی قابل تحمل و یا حتی فریبنده کرد اما بدون شک آرایش کردن یک عجوزه، تنها نتیجه‌ای چندش‌آور و در عین حال مضحک خواهد داشت. آنچه این روزها از آل‌سعود می‌بینیم تلاشی مذبوحانه است که بیشتر به دست و پا زدن در باتلاق می‌ماند و برای دانستن فرجام آن نیازی به انتظار نیست. در کشوری که سینما ندارد و هنوز زنان حق رانندگی ندارند و پادشاه آن مرحمت نموده و از سال جدید میلادی بصورت آزمایشی این حق را به زنان خواهد داد، ولیعهد آن با نیویورک‌تایمز مصاحبه کرده و گفته است؛ «اولین قاضی تجاری مدینه زن بوده و در زمان پیغمبر در عربستان نمایشنامه موزیکال اجرا می‌شد!»
محمدبن سلمان در این مصاحبه به انحراف آل‌سعود اذعان کرده و البته مدعی شده دلیل این انحراف انقلاب اسلامی ایران بوده است. وی مدعی است چون جمهوری اسلامی به دنبال صدور انقلاب بوده، عربستان نیز در رقابت با ایران اقدام به حمایت از گروه‌های افراطی (تروریست‌هایی مانند طالبان، القاعده، منافقین، داعش و...) کرده است و او مصمم است ضمن برخورد شدید با ایران، این راه غلط را اصلاح کند و عربستان را به دوران خوش گذشته بازگرداند.
ولیعهد سعودی که عملاً باید او را پادشاه و همه کاره عربستان دانست، مدتهاست به دنبال جبران شکست‌های مزمن و پی‌در‌پی ریاض بوده و اقدامات رادیکالی را در دو بعد خارجی و داخلی انجام داده و در دست انجام دارد. جنگ علیه مردم مظلوم یمن و آتش‌افروزی علیه نظام سوریه دو مورد از شاخص‌ترین فعالیت‌های ریاض در دوره جدید است. جنگ سوریه که با هدف براندازی بشار اسد آغاز شده بود، پس از 6 سال حمایت بی‌دریغ و همه‌جانبه از تروریست‌هایی با ده‌ها ملیت مختلف، به نتیجه مطلوب ریاض و سایر حامیان تروریست‌ها نرسید و اگر چه هزینه‌های بسیاری به جهان اسلام تحمیل کرد، اما در نهایت موجب تقویت جبهه مقاومت و نگرانی بیشتر رژیم صهیونیستی شده است. یمن را هم باید ویترین افتضاحات آل‌سعود دانست. عربستان که مدعی رهبری جهان اسلام است و خود را قدرت منطقه می‌داند، پس از دو سال و نیم از پس فقیرترین کشور عربی منطقه برنیامده و تنها هنرش آن است که خلبانان اجاره‌ای با جنگنده‌های آمریکایی مردم بی‌پناه یمن را هر روز بمباران کنند.
ماجرای گروگان‌گیری سعد حریری و خانواده‌اش کلکسیون حماقت‌های بن سلمان را تکمیل کرد و نشان داد او هنوز هم با همان شیوه اعراب جاهلی فکر می‌کند و تصمیم می‌گیرد. لیست اقدامات کوته‌بینانه آل‌سعود در سیاست خارجی خود فراتر از موارد فوق است و می‌توان موارد دیگری را هم به آنها افزود. بحران قطر یکی دیگر از آنهاست و یا عراق که تا دیروز با تهدید و حمایت از باقیمانده‌های حزب بعث به آن فشار می‌آورد و امروز خیال می‌کند با پهن کردن فرشی قرمز و نشان دادن گوشه دلار می‌تواند آن را بخرد. همه این اقدامات نیز ظاهراً یک هدف بیشتر ندارند؛ رقابت و خصومت با ایران. جاناتان اسپیر، پژوهشگر و ستون‌نویس روزنامه صهیونیستی جروزالم پست درباره نتیجه این رقابت می‌نویسد؛ «تاکنون، ایرانی‌ها به‌طور موثر در لبنان پیروز شده‌اند، در سوریه و عراق پیروز شده‌اند و عربستان فقط در یمن خونریزی می‌کند... شواهد کمی وجود دارد که نشان می‌دهد سعودی‌ها از شکست‌های قبلی خود درس گرفته‌اند و اکنون می‌توانند به عقب بازگردند.»
در بعد سیاست داخلی ماجرا به مراتب مضحک‌تر است. ده‌ها شاهزاده و مقام سیاسی و نظامی و امنیتی به اتهام فساد اقتصادی بازداشت شده و برای خالی کردن جیبشان از شکنجه نیز دریغ نمی‌شود. روزنامه انگلیسی دیلی‌میل گزارش داده است؛ «نیروهای شرکت امنیتی بلک‌واتر آمریکا برای بازجویی از وزیران و شاهزاده‌های بازداشت شده سعودی، به عربستان اعزام شده‌اند. برخی شاهزاده‌های میلیاردر ازجمله ولید بن طلال از پاهایشان آویزان شده و مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. محمد بن سلمان این بازجویی‌ها را شخصا مدیریت می‌کند و تاکنون 194 میلیارد دلار از حساب افراد بازداشت شده را مصادره کرده است.» ماجرای شکنجه شاهزادگان سعودی و اعزام آنها به بیمارستانی در نزدیکی هتل ریتز –محل بازداشت شاهزاده‌ها و مقامات نگون بخت- باعث درز اخبار شده و برای جلوگیری از ادامه آن، واحدی بیمارستانی در هتل راه‌اندازی شده تا نیاز به خارج کردن شکنجه شده‌ها نباشد!
نکته خنده‌آور ماجرا آن است که بن سلمان نام این نمایش خونین و اخاذی میلیاردی را مبارزه با فساد گذاشته است. البته در اینکه شاهزادگان سعودی ثروت افسانه‌ای خود را از راه فساد به دست آورده‌اند، شکی نیست. سیستم سیاسی و اقتصادی عربستان به صورت خانوادگی اداره می‌شود و اساساً بر مبنای فساد شکل گرفته است. حکومت این کشور در حقیقت یک تجارت خانوادگی است تا یک نظام سیاسی-اجتماعی. هرگونه فعالیت اقتصادی در این کشور بدون کسب رضایت شاهزادگان و مقامات بلندپایه سعودی محال است. قراردادها حداقل 40 درصد بیش از ارزش واقعی بسته می‌شوند. این مبلغ اضافی هزینه رشوه‌هایی است که از ابتدا تا انتهای هر پروژه باید به شاهزادگان پرداخت شود. در واقع بن سلمان می‌کوشد این فساد سیستماتیک و شبکه‌ای را به فسادی شخصی و فردی تحت نظارت خود تبدیل کند.
گستره و عمق توهم وی فراتر از چیزی است که اغلب تصور می‌شود. محمد بن سلمان را باید لوئی چهاردهم عربستان دانست. لوئی چهاردهم –پادشاه فرانسه- که از 5 سالگی بر تخت پادشاهی نشسته بود جمله معروفی دارد؛ «من فرانسه هستم.» بن سلمان نیز دقیقاً چنین تصوری از خود دارد. او ژانویه سال گذشته مصاحبه جالبی با اکونومیست کرد؛ «ما برای پنج سال آینده، برنامه‌های روشنی داریم. ما برخی از آنها را اعلام کردیم و بقیه را در آینده نزدیک اعلام خواهیم کرد. علاوه ‌بر این، بدهی من به تولید ناخالص داخلی تنها 5٪ است. بنابراین من تمام امتیازات قدرتم را در اختیار دارم و من فرصت‌هایی برای افزایش درآمدهای غیر نفتی در بسیاری از بخش‌ها دارم و من یک شبکه اقتصادی جهانی دارم.» او نه تنها خود را مالک عربستان بلکه خود عربستان می‌داند و از بدهی‌اش به تولید ناخالص داخلی و دارا بودن 10 میلیون فرصت شغلی و تفکرات متوهمانه دیگری از این قبیل می‌گوید.
بن سلمان سیستم فعلی عربستان را که بر اساس نظمی قبیلگی و بدوی است برای رقابت با ماهیت پویای جمهوری اسلامی ایران ناکارآمد می‌داند و از این جهت حق با اوست. مشکل آنجاست که گمان می‌کند چاره این ناکارآمدی در تمرکز تمام قدرت و ثروت در دست یک نفر است و آن شخص هم کسی نیست جز خود او. ولیعهد سعودی گمان می‌کند با همراهی و حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی قادر خواهد بود به رویاهای خود دست یابد اما واقعیت آن است که آل‌سعود با این مشاطه بازی‌های داخلی و چنگ و دندان نشان دادن‌های خارجی به جایی نخواهد رسید و تنها در چاه مشکلات بیشتر فرو خواهد رفت. لویی چهاردهم یک ویژگی مضحک دیگر هم داشت. چون کوتاه قد بود می‌کوشید با پوشیدن کفش‌های بسیار پاشنه بلند، خود را بلند قد جلوه دهد!
مولوی در دفتر ششم مثنوی معنوی حکایت عجوزه‌ای زشت رو را نقل می‌کند که هر چه خود را «گلگونه می‌ساخت، ساخته نمی‌شد و پذیرا نمی‌آمد»؛
ریخت دندانهای سگ چون پیر شد
ترک مردم کرد و سرگین‌گیر شد
این سگان شصت ساله را نگر
هر دمی دندان سگشان تیزتر
پیر سگ را ریخت پشم از پوستین
این سگان پیر اطلس‌پوش بین
چون بگویندش که عمر تو دراز
می‌شود دلخوش دهانش از خنده باز
این چنین نفرین دعا پندارد او
چشم نگشاید سری بر نارد او
گر بدیدی یک سر موی از معاد
اوش گفتی این چنین عمر تو باد

محمد صرفی

حاج  قاسم سلیمانی سردار محبوب همه شجاعان اهل زمین وآسمان است !

۱۳۹۶/۰۹/۰۴ :: ۰۴:۲۵

یادداشت/ مهدی عرفاتی

پیام محبوبیت «حاج قاسم»

خبرگزاری فارس: پیام محبوبیت «حاج قاسم»

بر کسی پوشیده نیست که «حاج قاسم» بیش از آن‌که یک ژنرال بلندپایه نظامی یا یک سیاستمدار باهوش باشد، یک «عنصر انقلابی» تمام‌عیار است؛ یک انقلابی در تراز انقلاب اسلامی.

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس روزنامه «جام‌جم» در یادداشتی به قلم سردبیر نوشت:

در هفته گذشته فضای افکار عمومی داخل و خارج ایران تحت تاثیر خبر مسرت‌بخش «پایان داعش» قرار گرفت.

خبری که سه ماه پیش حاج قاسم سلیمانی، فرمانده دلاور سپاه اسلام وعده‌اش را داده بود و پیش از موعد مقرر به این وعده عمل کرد. در این مدت علاوه بر موج احساسات مردمی و هیجانات حماسی ناشی از این پیروزی بزرگ – که همزمان در کشورهای مختلف بویژه ایران، عراق و سوریه صورت گرفت – تحلیل‌های مختلفی درباره چگونگی و چرایی این رویداد بزرگ از سوی کارشناسان و صاحب‌نظران منتشر شد. حاج قاسم سلیمانی، به عنوان نماد این فتح و ظفر مورد ستایش قرار گرفت و میلیون‌ها نفر با هر وسیله و ابزاری سعی کردند عشق، ارادت و محبت خود را نسبت به این فرمانده محبوب ابراز کنند. نظرسنجی‌ها در داخل و خارج ایران می‌گوید که «حاج قاسم» در قله محبوبیت قرار دارد و افکار عمومی فارغ از هر گرایش و سلیقه و قومی و مذهبی عاشقانه او را دوست دارند و به او افتخار می‌کنند. اما حقیقتا ریشه این محبوبیت کم‌نظیر را باید در کجا جست‌وجو کرد.

به نظر نگارنده، این سوال کلیدی پاسخ بسیاری از شبهات و القائات درباره انقلاب اسلامی و انقلابی‌گری را بازگو خواهد کرد.

بر کسی پوشیده نیست که «حاج قاسم» بیش از آن‌که یک ژنرال بلندپایه نظامی یا یک سیاستمدار باهوش یا هر آنچه دیگران – چه دوست و چه دشمن درباره‌اش می‌گویند – باشد، یک «عنصر انقلابی» تمام‌عیار است؛ یک انقلابی در تراز انقلاب اسلامی. «حاج قاسم» همه شاخص‌های یک عنصر انقلابی ناب - که رهبر انقلاب در سخنرانی 14 خرداد سال 95 در مرقد امام راحل(ره) تبیین کردند - را در عالی‌ترین درجه دارد. رهبر انقلاب در سخنرانی مذکور، پنج شاخص را برای یک عنصر انقلابی برشمردند که سردار سلیمانی واجد همه آنهاست؛ پایبندی به مبانی و ارزش‌های اساسی اسلام و انقلاب، هدف‌گیری آرمان‌های انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها، پایبندی به استقلال کشور، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و تبعیت نکردن از آن و تقوای دینی و سیاسی. مشی و روش و منش «حاج قاسم» در طول عمر خدمتش به نظام اسلامی و مردم، سرشار از معنویت، اخلاص، تواضع، مردمداری و ولایت‌پذیری است. او در همه امور رضایت خدا را جست‌وجو می‌کند، در مسیر تحقق آرمان‌ها و ارزش‌ها سختگیر و سختکوش است. در برابر مردم – از هر طیف و سلیقه- فروتن و خاضع است. در محضر رهبری، سربازی عاشق و فرمانبر است. در برابر دشمنان، سختگیر، سیاس و قاطع است. شاید بشود برای حاج قاسم صدها صفت دیگر برشمرد که پیشتر گفته‌اند و خواهند گفت. اینها و صدها صفت دیگر که این سردار سرافراز همه را یکجا دارد – و اتفاقا با همین توشه پربار است که دل‌ها را به سمت خود مایل کرده است – یک واقعیت محض را اثبات می‌کند؛ این‌که اتفاقا بر خلاف القائات و شبهات دشمنان، با گذشت قریب به 40 سال از انقلاب اسلامی، هنوز انقلابی فکر کردن، انقلابی عمل کردن و انقلابی زیستن – که حاج قاسم سلیمانی نماد تام و تمام آن است – در جامعه خریدار دارد و اگر کسی همه شاخص‌های یک عنصر انقلابی را در فکر و عمل محقق کند و به لوازم و شرایط آن پایبند بماند، مورد توجه خدا و خلق خدا قرار می‌گیرد.

دشمنان جمهوری اسلامی سال‌هاست برای فرو نشاندن روحیه انقلابی‌گری در جامعه ایران نقشه می‌کشند. فقط دشمن نیست؛ عده‌ای هم در داخل دوره انقلابی‌گری را تمام شده می‌دانند و برای اثبات این ادعا، آسمان و ریسمان می‌بافند. رهبر انقلاب اما سال‌هاست بر راه و مشی انقلابی و زندگی انقلابی پافشاری می‌کنند و این راه را تنها مسیر سعادت ایران و ایرانی می‌دانند.

سردار سلیمانی در کنار همه خدماتی که به اسلام و انقلاب و ایران داشته، به همه اثبات کرد که عصر، عصر انقلابی‌گری است و مردم – حتی در آن‌سوی مرزهای ایران – نیز با انقلاب همراه هستند