شولای خونین عشق (1)
عشق آمد ودم از حسین زد وقیا مت شد
شولای عشق خونین شد واو اهل سیا د ت شد
ذکر یاحسین چوبر لبانم جوشید
نفس پاکم آمد واهل طهارت شد
آی پاکی هاچو آب فرات اشک چشمم شوید
دین واقعی عیان شد وآدم اهل دیانت شد
زخون پاک حسین دنیا در تک وتاب است
چوخون حسین جوشید دنیا در وجاهت شد
ای دنیای نفوس پر اشتباه افسوس
به سرگرمی توغافل انسان ودر جهالت شد
به دیده حجابی پر ازافسون وغرور وتکبر
آیا ندانست که رودر رو با ولایت شد؟
لیک میدانم چگونه این حجاب دور فکنم
به اشک دیده از دل رفع وقاحت شد
قطره ببار تو از دیده اشک دلت را چو خون
خون دیده ضمانت دوری زاهل جهالت شد
در آسمان ببین حسین واهل بیتش را غرق در نور
نوری که تبرک همه اهل دیانت شد
اهل بیت لطف شان تمامی ندارد بوالله
اینهمه کرم ولطف وصفا زسر لطافت شد
قطره تو دریاب که اینهمه وجاهت
همه از حضرت باری است که بی نهایت شد
عشق حسین رمز محبت خداست در دلها
قطره هم قطره ای در این لطف بغایت شد .
سروده شده بتاریخ 15/9/1389
بمناسبت حلول ماه محرم الحرام 1432هجری قمری
علی اکبر باقری ارومی ، کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر