به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، در سالروز شهادت حضرت علی (ع) شعری از حمیدرضا شکارسری با عنوان «تنهاترین عاشق» منتشر شد. این قطعه در کتاب «ضریح ساده» منتشر شده است.

این راه امشب مرد کم دارد

این چاه امشب درد کم دارد

این کوچه های ساکت و تاریک

یک خیر شبگرد کم دارد

لبخند و نان گرم هر شب را

این خانه های سرد کم دارد

مرغ سحر دیگر نمی خواند

انگار یک همدرد کم دارد

بعد از تو ای تنهاترین عاشق!

این شهر، آری، مرد کم دارد

انتهای پیام/و

 

قدر وقیمت لیالی قدر تویی تو !!

برای لیالی قدر که متعلق است به امیر المومنین

 

 

---------------------------------------

لیالی قدر نزد خدا آنقدر محترم است که حدو حاسبش براتر از هزار ماه است پس محک اخلاص خویش برون آر که امتحان بندگی ترا آماده است بنا بر این خود را در این شبها بیازمای تا ترا قدر وقیمت مشخص باشد وچنان کن که باید خدایمان بحق امیر المومنین یاری کند آمین رب العالمین

-----------------------------------------

 

 

دوباره ورق خورد به ایام عمرم لیالی قدر

یاد شهسوار عشق پهلوان احد وبدر

دوباره تاریخ مظلومیت بر دلم موج انداخت

قرآ ن خواندم وروحم را در اوج انداخت

دوباره معراج مومنین اخلاص در نماز شد

روح خستهء ما در راز ونیازشد

دوباره آمد لیا لی قدر وغم نشست بر دلم

وای از آن ضربت کفر که لرزاند چون دلم

دوباره آمد یاد وخاطرهء مولا علی

وای از آن شب فرقت مولا علی

بازباید دوباره پیوست به مولای حق

نهایت تقدیر ما پیروی از مولای حق

لیالی قدر وتقدیر تو بر خیر ونیکی ست

قلب وروحت درین امر برخیر ونیکی ست

قطره به قطره قطره خون مولا قسم

به تیغ مروت وعدالت مولا قسم

کاش خون بدلت نمیکردند اهل کوفه

کاش زنده میشد دل مردهء اهل کوفه

کاش اهل کوفه همه شاگرد تو میشدند

کاش بعلم وعمل همه قاصد تو میشدند

کاش گریه هاشان واقعی بود واقغی

کاش زبان دلهاشان وافعی بود واقعی

کاش تردید را به ایمان تو زودوده بودند

کاش نقاق را از قلب ایشان ربوده بودند

آنگه اهل کوفه را بسست ایمانی نمی شناختند

تاریخ را بنفوس ویرانی نمی شناختند

کاش اهل کوفه لبیک از سر جان می گفتند

ندای ترا به شهادت از ایمان میگفتند

کاش تیغ هاشان همه به امر تو بود

حق را گر میشناختند به جانب تو بود

کوفهمی شد مقر عشق تو در دل تاریخ

کوفه نمیشد ننگ نهفته در دل تاریخ

کاش کوفه لبیک میگفت بر پسرانت

اگربه نیکی میشناخت تبار پسرانت

کوفه نبود آن دلهای فولاد وش بر لبیک

زدین محمد نداشت جوششی برلبیک

قطره کمتر زکوفه گوی که قدر ناشناس بود

دریای معرفت داشت ولی نا سپاس بود

گر آنان سخن حبیب خدا را پابند بودند

اهل بیت وقرآن را عامل پیوند بودند

قطره زلیا لی قدر به قدر قطره ای ترا بس

ندبه مقبول حق بقد ریک قطره ترا بس

آشکار چو کردی قطره اشکی از سر اخلاص

ثروتی است عالمی را در برابر افلاس  

به مناسبت شهادت امیر المومنین مظلوم دو عالم

 

 

شهادت فیض عظمای علی است

تقدیم به شهیدمحراب کوفه امیر المومنین علی بن ابیظالب

علیهم صلوات الله والسلام

اجمعین

 

 

جبراییل امین کنار حوض کوثر نشسته است

بهت زده پریشان حال  بال وپر را شکسته است

محزون از صدایی که عرش را چون شکافت

گریان از ضربتی که فرق علی را شکسته است

مگر میشود علی را دوست نداشت مگر میشود ؟

زمزمهء ملائک راه به غیر این را بسته است

ملائک از آسمان دل نگران احوال علی

اشکها در راه، بغض راه گلو را بسته است

زمین هم خون میگربد بوالله خون دل

لیک مهربانی علی راه انتقام را بسته است

آن شب قدرم پس کی میرسد مقدر

اشتیاق شهادت راه دنیا را بسته است

اذن خدا میگشاید همه درهای بسته را

قلبم به عشق خدا راه به غیر را بسته است

رستگاری کن نصیبم بغمز عین خویش ای خدا

بی تو علی در شادی برخویش بسته است

گام های علی برکت زمین بود ورویش امید

نومیدی نا امید در امید را بسته است

صدای علی مهر آسمان بود بهر آرامش دلها

گوشهای بیدار بغیر او راه را بسته است

شمشیر علی صفیر عدالت بود بهر محرومان

تیغ دشمنان زترش غلاف را بسته است

مگر آنکه ابن ملجم در سجده بر او تیغ زند

وه زین نامردی که دست نامردان را بسته است

علی درخانه خدا به خدا پیوست چه نیکو

شادی وصلش در اندوه را بسته است

قطره تو اشک میریز بسان یک دریا

غم علی عظیم است جانها را خسته است

دل من قطره از این غم چو یک دریا شد

فیض عظمای علی در ماتم رابسته است

فیض حسن وحسینوعباس است تا بظهور

فیضش دائم ببین او جان را هسته است

قطره تو دریا میشو زفیض آن دردانه

کلام بلیغش محکم بشعر بسته است

آیا کسی پرسید از علی راه آسمان را

انسان در بند شیطان دست وپایش بسته است

غافلان از آخرت شمشیر ابن ملجم اند

آری دوستان زمین راه آسمان را بسته است

قلب ها از سنگ گشته که قرآن ناطق کنون

میخواندومهر کفر گوشها را بسته است

شمشیر ابن ملجم از جهل وغفلت تیز تر شد

عناد وکینه توبه را راه بسته است

علی را همدم تنهایی چاه بود وآب پاک

عشق بخدا راه دنیا را بسته است

علی از بدر واحد وصفین شوق رفتن داشت

حکمن خدا را این در چرا بسته است

زمزمهء او این الرجبیون وبدریون بود

یا محمد یا فاطمه این در چرا بسته است

قطره زدریای فیضش بی بهره مباش

قرآن بخوان که شیطان زایمان خسته است .

لحظهء آخری که من با او بودم

لحظهء آخری که من با شهید بودم

( خاطره ای از شهید عزیز هاشم سهراب نزاد از زبان ایثاگر جانباز رحیم بقالی مقدم)

تنظیم و ویراستاری : علی اکبر باقری ارومی

چند وقتی که فکر شهید والامقام حسن عسشگر سهراب نژاد دست از سرم بر نمیداشت تا اینکه آقای ارومی با من تماس گرفت واز من برای بازگو نمودن خاطراتی از آن شهید دعوت به عمل آورد ومن بلافاصله وبدن هیچ در نگی قبول کردم که به بازگو کردن آن خاطرات بپردازم . بهر حال رفتم دنبال آقا ارومی ، ارومی هم از دوستان قدیمی ما در سپاه بود وتقریبا" همدوره با شهید سهراب نژاد محسوب میشد ایشان هم ورودی سال 59 در سپاه بود که اکنون دورهء بازنشستگی خویش در سپاه را طی میکرد ولی هم چنان دست اندر کار امور فرهنگی در سپاه بود بعهر روی رفتم دم در خانه شان وسوارش کردیم وابشان سریع همراه خویش را که مجهز به ضبط هم آماده کرد ومشغول ضبط مصاحبه شد بیش از آنکه راجع به خاطرات ی که با شهید سهراب نژآد داشتیم شروع به صحبت کنیم حبفم آمد که خوابی را که چند پیش دیده بودم تعریف نکنم تعریف کردم اشک در چشمان هر دویمان حلقه زد من خواب دیده بودم که شهید عزیزمان را در حالت بسیار نورانی  ولباسهایی بسیار فاخری که داشت دیده بودم ودر جایی که وصف ناپذیر بود ملاقات کردم اوبسیار از من ابراز رضایت میکرد البته نه بسن وسالی که از هم جدا شده بودیم بلکه بسیار جا افتاده تر بود به آقای ارومی هم حالی دست داد واوهم خوابی را که بعد از شهادت هاشم دیده بود برایم تعریف کرد در سال 62 زمانی که به جبهه میرود خواب هاشم با شهید محمد زاده را میبند که هردو در جبهه هستند وبالای یک بلندی نشسته اند وبرای او دست تکان میدهند وبه او خوش آمد میگویند منهم یاد زمان شهادت هاشم افتادم ( اسم اصلی او حسن عسگر بود ) ! من با هشم از زمادوران انقلاب آشنا شده بودم آنزمان آقای آهنی دنبال جذب نیرو برای سپاه بود وهر نیروی حزب اللهی را میدید او را سریعا جذب سپاه میکرد از جمله من وهاشم را هاشم جذب تبلیغات سپاه شد آخر هاشم از جمله دانش آموزان نمونهء آستارایی بود که آن اوایل حتی سپاه میخواست ایشان را بورسیه در چین وپاکستان نماید  وبهرحال جور نشد که برود در مدتی که وی در سپاه آستارا بود منشاء خیروبرکت بسیاری بود از جمله در قضیه انجمن های اسلامی دانش آموزان رفتار خالصانه  وفرهنگی هاشم برای حوانان ونوجوانان آستارا بسیار جذاب بود هاشم بقول شهید بهشتی جاذبه انقلابی اش در نهایت ودافعهاش بقول شهید بهشتی در حد ضرورت بود همین خصوصیت بود که هاشم را در بسیاری از امور موفق کرده بود گشت وی با همین برو بچه های جوان ونوجوان بود که پای بچه های انجمن اسلامی را به گشت شبانه فرهنگی گشوده بود برای هاشم آنقدر انقلاب وحیات آن مهم بود که نمیخواست ضد انقلاب حتی جرات تعرض به انقلاب را داشته باشد وی وقتی پشت میکروفن تبلیغات قرار میگرفت بدون هیچ ترس وواهمه ای شعارهای اصلی انقلاب  اسلامی را آنچنان رسا وکوبنده سر میداد که همه را برسر شوق می آورد وی به خاطر همین عملکرد انقلابی بود که در جبهه ها هم همان روحیه را حفظ کرده بود یادم هست که اورا فرستاده بودند سنندج تا در آنجا به حفاظت وپاسداری از انقلاب اسلامی ادامه دهد، من بخاطر علاقه ای که بوی داشتم دو روز مرخصی گرفتم تا او را در سسندج ببینم با همان لباس بسیجی که همیشه بر تن داشتم عازم سسندج شدم از اینکه بعد از مدتها توانستم هاشم را ببینم فوق العاده خوشحال بودم .

ابتدا هاشم مخرا برد تا شهرا نشانم دهد واز فعالیتهایی که در اینجا نیز چون آستاارا پیگیری میکرد مرا نیز آگاه سازد آنچه پیدا بود روحیهء استقامت وی بود که سسندج وآستارا نمیشناخت برای اینکه وی در اینجا ( سسندج ) نیز با شدت بیشتری مشغول فعالیت انقلابی اش بود ، بنحوی که من از بی پروایی او کمی ترسیدم ، ترسم بی مورد هم نبود چون هاشم را که حالا با روحانی برجسته وجوان آستارایی یعنی شهید والا مقام حجه الاسلام والمسلمین علیرضا محمد زاده همراه بود حتما " شناسایی کرده بودند اینرا که من تا آخرین لحظه همراه آنان بودم درک کردم زمانی که گلوله شلیک شد ومان برای اینکه گلوله بمن اصابت نکند روی زمین خیز رفتم این صدا بگوشم رسیدکه دونفر میگفتند که ای خائن بمیر بعدا " متوجه شدم که به مغز آندو شلیک کرده اند ومغز آنانرا که هم وغم شان خدمت به انقلاب بود هدف قرار داده اند . البته من در آنموقع زخمی شدم ولی دائم تا زمانی که مرا از بیمارستان مرخص کردند پیگیر احوال آن دو دوست عزیزشهیدم بودم تا اینکه قطعا " خبر شهادت آندو را بمن دادند ومن با همان حال زخمی خودم را به آستارا رساندم تا درمراسم تشییع آن دو عزیز شرکت کنم ، جالب این است که  ضد انقلاب قلب آنان را هدف نگرفته بودند بلکه فکر آنان را که در خدمت به انقلاب اسلامی بود هدف قرار دادند تا از سرمایهء فکری آن کم کنند ودر این کار نیز متاسفانه نیز موفق شدند . در تیر سال 1362 بود که مردم آستارا را بعزای دو جوان ا ز جوانان اهل بهشت نشاندند واهالی آستارا هم آنطور که شایسته بود از اینان استقبال شایسته نمودندچنان جوی در آستارا حاکم بود که بیا وببین مردم آستارا در عزای دو جوان از جوانان اهل بهشت سنگ تمام گذاردند وبعد از تشییع جنازهء باشکوه  آنان را در آرامگاه ابدیشان بخاک سپردند روحشان شاد وغریق رحمت باد .

دوستان عزیز سلام گرم مرا بپذیرید متاسفانه مدت زمانی که اتصال وبلاگ قطع شده بود وما از گذاشتن مطلب وبه روز کردن آن متاسفانه عاجز شده بودیم از امروز که این اتصال برقرار شده مجدد در خدمت عزیزتان هستیم تا عمر باقی است انشاء الله تعالی حق نگهدارتان 

میلاد معصوم پنجم بر پیروان راستینش گرامی باد

" حسن استقبال از حسن "

(  میلاد امام حسن مجتبی علیهم السلام مبارک باد)"

 

دلم میخواهد امشب را بفرستادهء خدا تبریک بگویم

به ریحانه رسول حضرت زهرا تبریک بگویم

دلم میخواهد به علی مولای کونین تهنیت بگویم

دلم میخواهد به او که نامش ازبهشت آمد

 به حسن ابن مولا هم صد بارتبریک بگویم    

دلم میخواهد زمزمه های عرشیان را

به مخلوق خدا وفرشیان تبریک بگویم

 حسن فدایی مولا در روز جهاد تیغ بدست

یار امام خویش شد به میدان تبریک بگویم

او که در روز حادثه امام را تنها نگذاشت

طلوع چنین پسری را به امام تبریک بگویم

خور امامت را برفراز قله ها بعیان دید

چنین پشتیبانی از پدر را تبریک بگویم

نام اوحسن شد بعالم ، احسن بر حسن

پرتو افشان بهر دوعالم تبریک بگویم

با اخلاق وصبر وحلم هم شد او برتر

الگو واسوه بعد پیامبررا تبریک بگویم

شجاعت پسران اورا بمیدان کربلا چه بگویم

حماسه قاسم بن الحسن را تبریک بگویم

بسوی دیگر میدان حماسه ای دیگر

شهادت نونهال دیگر حسن را تبریک بگویم

 فرزندان او درمیدان رزم چنان حاضر

شعار اهلی من عسل را تبریک بگویم

دست کرمت چون  د ست خدا باز است وباز

 بهر وجودت به خلق خداباید که تبریک بگویم

عطیه خدا شدی بهر زمینیان خوش بحالشان

وجودت را بزهرای اطهر تبریک بگویم

قطره تو قطره ای از دریای کرمش بمان

احسن وجود این حسن را تبریک بگویم

ماه رمضان آراسته شد بوجود امام حسن

به قرآن وبیت المعمور باید که تبریک بگویم

میلاد مبارک امام مظلومان امام حسن بر مسلمین جهان وشیعیان جهان

مبارک باد