شولای خونین عشق (2)
عشق به حسین آمد ونشست بر دل عباس
از همان کودکی جا باز کرده بود در دل عباس
او را امام خویش میدانست بالاتر از برادر
عمل میکرد بوصیت پدردل عباس
دوری زامام را تاب نمی آورد او هرگز
از جان تمرین وفاداری میکرد دل عباس
زادهء زهرا بود حسین نیکو منظر آری
بوالله خورشید دین را دیده بود دل عباس
عباس آسمانی بود تشنهء خورشید حسین
چه تماشاها داشت زاو به غرور دل عباس
ماه بود وهرگز دل نمی کند از خورشیدهرگز
نور معرفت زاو گرفته بود دل عباس
وفا را در دل زلالش تکرار کرده بود بارها
هرگز بیوفایی راه نداشت هرگز به دل عباس
آه نفوس نیاموخته وفای کوفیان چه بی وفایید
شکوه بسیار دارد از شمایان دل عباس
چه کردید با دل علی وفاطمه وسبط اکبر
زسکوت تان خونین وداغدار دل عباس
زچاههای کوفه هنوز بجوش است ناله های علی
ز بی لبیکی تان مکدر شد وگرفت دل عباس
زفتنه گریتان بر سبط اکبر ، حسن، الله اکبر!!
زخروج خوارج ، زتاریخ ستم گرفت دل عباس
کنون جواب هل من ناصر حسین این است؟
بااین دعوت پرفریب چه کند دل عباس؟
زان بیشتر امان نامه که بهر او آوردند
گریست خشمگین بر غربت حسین دل عباس
وای که چه بود دل عباس پر از وفا داری
وفا چون دریای فرات بود در دل عباس
وفاداری میکرد بر پیامبر و زهرا وعلی
بر وصیت مادرش می طپید دل عباس
دل خوش میداشت به امام معرفت زایش
یاور غربت امام بود، تنها ، دل عباس
اطاعت امام را در خون خویش داشت آری !
از صفین یاور حسین بود دل عباس
امام را برادر نخواند تا اذن زهرا گرفت
عجب تاب و توانی گرفت طوفانی دل عباس
حسین چو بر سر بالین دید لحظهء آخر
شرمنده ز روی برادر بود دل عباس
بعد او برادر بود ومحاصرهء اعدای دین
هر چند جانش فدای غربت امام دل عباس
کاش جانش سپر بلای امامش در آنهمه هجوم
افسوس که درسینه نمی طپید دل عباس
تیر برچشم ودستان بریده و ضربه برسر
خدا را شکر که فدای امام شد دل عباس
قطره دیگر مگوی از آن دیده ء خونبار
چه کند با تنهایی امام خویش دل عباس
قطره بدان که زین پس رسم وفا چنین است
دریای وفا را مجوی جز از دل عباس .
سروده شده بتاریخ سوم محرم الحرام ۱۴۳۲ هجری قمری
برابر با هجدهم آذر ماه۱۳۸۹ هجری شمسی
علی اکبر باقری ارومی ، کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر