خاطره ای از یک شهید کربلایی (شهید عباس گودرزی رض ):یک عاشق واقعی کربلا وامام حسین (ع)
وامروز دلتنگم را باز خواهم گشود با اشک دیده با سرشک روان از چشمهایم بر مظلومیت وغربت امام حسین علیه السلام و السلام علیک یا اباعبدالله خواهم گفت و اشک چشمم موجی خواهد شد که مرا در سیر تاریخ جولان خواهد داد ، آری اگر اشک میریزی چنان بریز که بتواند ترا معرفتی ژرف وشگفت ببخشد وابا عبدالله را دستگیر تو نماید انشالله آجرک ماء جورا !!
صحبت از اشکی بود که از غیرت برمیخیزد وگرنه کوفیان وقتی به یاری اباعبدالله نشتافتند ومیدان را برای اراذل واوباش وگردنکشانی که حالا شده بودند سپاه ابن زیاد خالی کردند ، باید هم بعد از آن فاجعه ای که از دل غفلتشان زاده شده بود گریه کنند . آری زینب کبری که سلام ودرود فراوان خدا نثار او باد و امام برحق علی بن الحسین علیه السلام حضرت سجاد زین العابدین بدرستی گفتند که ای مردم کوفه چشمهء اشکتان خشکیده نبا د !! چرا که هیچ وقت کوفیان نتوانستند ونخواستند در تاریخ سازی و شورش علیه ظلم وستم شریک باشند .
این امر را یک نوع تنبلی روحی وروانی باید دانست که گریبانگیر کوفیان شد و تاریخ در امتحانات بزرگ آنانرا آزمود ومتاسفانه همیشه مردود بودند . قریب به یقین باید گفت که باکمی دقت میتوان دریافت که آنچه مایهء مردودی در امتحانات بزرگ شده وراه آنان را معارض با راه انبیاء عظام و اولیای دین وائمهء معصومین قرار داده است درسی مهم وتاثیر گذار بعنوان بصیرت بوده است که کوفیان همیشه از آن مردود بیرون آمده اند . متاسفانه در تاریخ بازهم شاهدیم که کوفیان هیچ همتی هم در تصحیح وباز نگری وباز خوانی این درس مهم نداشته اند واین مایهء تاسف بسیار فراوان است .
صحبت از اشکی بود که از خون دل برمیخیزد یاد خاطره ای از یک شهید افتادم شهید برزگوار عباس گودرزی برنامه سازی که سعی داشت با ارایهء برنامه های متفاوت تلویزیونی دلسوختگی خود را نسبت به مکتب اهل بیت نشان دهد. وی از جمله کسانی بود که وقتی برای اباعبدالله اشک میرخت به زیبایی وتاثیر آن اعتقادی عمیق داشت. شهیدی که در سال ۸۸ همراه با شهید شوشتری ودیگرشهدای وحدت درسیستان وبلوچستان به امام حسین ویارانش پیوست .
دغدغهء وی همیشه این بود که مکتب عاشورا را برای خود راهنمای عمل قرار دهد یادم است که هرموقع فرصتی میشد ویا اوقات فارغ از کاری بدست می آمد او راجع به عاشورا آغاز سخن میکرد وبه زیبایی هرچه تمامتر وبا تسلط ستودنی ومستند به مقاتل غریب مانده ولی مشهور شروع به صحبت میکرد ، از حق نباید گذشت که وی بقدری خوب وبلیغ وشیوا وسوزناک از واقعهء عاشورا ودر تداوم آن از شهدای دوران انقلاب اسلامی ودفاع مقدس سخن میگفت که غبطهء همکاران را بر می انگیخت .
او اولین کسی بود که مرا با زیارت ناحیهء مقدسه آشناکرد زیارت نامه ای که مرا شوق نگارش نمایشنامه ای با نام آن سر بلندتر از خورشید را ، بخشید نمایشنامه ای که بسیار دوست داشتم اجرایش کنم ولی در پیچ وخم هزار توی جشنواره ها مهلت وفرصتی برای اجرایش پیش نیامد هر چند بعده ها فرازی از آنرا تحت عنوان زخم بر تن خورشید اجرا کردم که انشاء الله خدا قبول کند.
آری ازشهید گودرزی میگفتم و از خاطره ای از ایشان در ارتباط با عاشورا ، ایشان میفرمودند که "شما اگربه کنه قضیهء عاشورا بنگرید می بینید ابن زیاد بعنوان فرماندهء اصلی سپاه کوفه وابن سعد وشمر لعین بعنوان یک مدعی بر بیعت بناحق خلیفه امام حسین را درتنگنا گذاردند تا از ایشان بیعت بستانند تا اینجای کار ما مصاف حق وباطل را کاملا طبیعی میدانیم مخالفت با باطل در سیرهء امام ویارانش واصرار وابرام ابن زیاد ویارانش بر موافقت با خلیفه !! ولی آنجا مشکل عیان میشود که این دشمنی ها از شکل طبیعی خویش خارج میشود تبدیل به خشونت توام با انتقام از اهل بیت میشود میخواستند اثری از اهل بیت باقی نماند میخواستند اهل بیت را تار ومار نمایند . خوب اگر شما با حسین دشمن بودید وهمراهانشان چرا وحشی گری را تمام وکمال انجام داده و بر پیکرهای آنان ناجوانمردانه تاخته وبدنها را مثله کرده ، سرها را از تن جدا کرده، لباسهای شهدا را غارت کرده و حتی حرمت اجساد را نگه نداشته و عریان بر صحرا باقی گذاردید وبعد از بر خیمه ها و محارم واهل بیت پیامبر هجوم بردید ،اگر اینها را هم بطور خوشبینانه جزء طبیعیات یک نبرد تلقی نماییم آخر نامسلمانی آتش زدن خیمه ها را چگونه میشود توجیه نمود؟ سیلی زدن بر کودکان فراری وربودن زیور آلات دختر بچه گان ، تازیا نه زدن بر آنان را وحرمت شکنی اسرا را حتی اگر بیگانه هم باشند چطور میتوان توجیه کرد " . این برداشت این شهید از عمق معرفت ایشان نسبت به فرهنگ کربلا حکایت میکرد .
فرهنگی که من وایشان روی مانور هنری دادن روی نقطهء ثقل آن توافق داشتیم و تمام کارهایی راهم که انجام میدادیم با رعایت برجسته کردن همین قضیه بود یعنی مدخلیت اهل بیت و قرآن کریم .چرا که مارا اعتقاد بر این بود که دشمنی یزید با امام حسین برای قطع ریشه های اسلام بود و قیام تاریخی امام حسین هم برای پاسداشت از اسلام وقرآن کریم بود که این جانفشانی ایشان واصحاب واسیر رفتن خاندانشان در واقع این توطئهء خطرناک امویان راخنثی کرد وبقای اسلام را بیمهء قطعی نمود.
شهید گودرزی یک عاشق واقعی کربلا وامام حسین بود برنامه سازی که آرمانهای بزرگی درسر داشت او به آرزوی بزرگ خویش یعنی شهادت نائل آمد ، حال برماست که چون او عاشورایی باشیم وراه روشن او را در ارایهء فرهنگ عاشورایی به جامعه ادامه دهیم چنین باد وجز این مباد !!
علی اکبر باقری ارومی ، کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر