اخلاق مداری درسینما

                          

 

 

این روزها رعایت یا عدم رعایت بحث اخلاق درسینما بحث دامنه داری است که از جز تا کل جامعه را دربرگرفته وحساسیتها روی آن بالا گرفته است از خود هنرمندان گرفته تا ائمهء‌محترم جمعه وهمچنین جامعه شناسان وروانشناسان همه به نوعی درگیر این بحث اند سئوال اول اینجاست که چگونه این مبحث بحث روز سینمای ما را شکل داد وچگونه است که بعضی ها در سینمای ایران بدون خط قرمز با عبور ازآنها حوزه های اخلاقی جامعه را در مینوردند، والبته از غفلت بعضی از مسئولین هم نباید گذشت که با اعمال تساهل وتسامح ، دست بعضی از هنرمندان را در این زمینه باز گذارده اند.

 به نظرمن اگر بخواهیم کمی دقیق تر بعنوان یک رسانهء‌فرهنگی این مقوله را دنبال کنیم  به این نتیجه خواهیم رسید که اولا برای بعضی ها وارد شدن به دنیای هنر خصوصا هنر سینما وتئاتر وتلویزیون اولی بر معرفت آنها بوده است ، وبرای برخی ازهنرمندانی که وارد این حرفه میشوند کسب در آمد !! شهرت !! رسانه ای شدن !! ودرهرنقشی ایفاي آن را نمودن خیلی بیشتر از معرفت یافتن وهنرمندانه به آن پرداختن ارزش دارد به همین سبب است که حتی برخی از مسئولین هنر در مملکت ما از آنجایی که پرداختن به هنر را از جمله حرفه های آزاد دیگروبا ویژگی سرگرمی سازی در این مملکت تلقی مینمایند خود به خود این آزادی را برای هنرمندان قائل اند که آنان به شغل هنرمندی وارد شوند و اگر خود استعدادش را داشتند میتوانند به نردبان ترقی رسیده و گاهی اوقات یکشبه راه صدساله را بپیمایند چه از لحاظ مادی وچه تضمین شغلی !! متاسفانه باید گفت این روندی که آغازشده است هیچ سد ومانع ورادعی را برسمیت نمی شناسد ولی باید پرسید که آیا این بحث وآغاز آن را انتهایی متصور خواهد بود؟؟ یعنی وقتی بحثی از جانب فردی آغاز میشود یا جریانی این انتقاد خصوصا ظریف اخلاقی را شروع میکند آیا برنامه ای یا پروژه ای برای جمع کردن آنچه راکه در ذهن خویش پروریده ، نیزدارد؟؟ ویا صرف اینکه کلیاتی طرح شود کار تمام شده قلمداد میگردد !!  ما همه هنوز در کلیات بحث و میان موافقان ومخالفان لزوم بحث اخلاق درسینما مانده ایم چون هنوز این بحث در کلیات آن است که در جریان است و ما هنوز وقت نکرده ایم وارد جزییات آن شویم !!

چاره چیست چرا هنوز در کلیات مانده ایم ؟؟

باید برای باز کردن این موضوع کمی بدورتر برویم و به بررسی افتضاحات فرهنگی دوران اصلاحات بپردازیم ، چراکه ازهمان موقع بود که وقتی اصلاح طلبان سکولار به سکانداری سیاست وفرهنگ پرداختند شروع کردند به گسترش افکار سکولاری وتکیه گاهشان هم دانشگاهها و علوم انسانی پایه بود وازجمله هنرکه تکیه گاهش بر مبنای فلسفهء غرب قرار داشت ومسلم است که بحث اخلاق که اعتقاد وعمل را باهم میخواهد در میان عقاید نسبی که اعتقاد ریشه ای به مقدسات را نفی میکند نمی توانست از اعتبار زیادی برخوردار باشد.( والبته چه درس آموزشد برای ملت ما دوران اصلاحات که شناخت کافی از کسانی که در دل نیات مشکوکی داشتند ودر عمل چیز دیگری مینمایاندندرا، برای ما روشن کرد.)

البته باید دید که این زمینه را چه کسانی برای آنها بوجود آورده بودند؟ همان کسانی که در جریانات فرهنگی دوران سازندگی نقش داشتند چراکه اصلا در دولت سازندگی فرهنگ وفرهنگ سازی جزء‌اصول نبود ووقتی آقای خاتمی درپست وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی افاضه میکردند که :"چون تولید هنری در داخل نظام جمهوری اسلامی صورت میپذیرد بنابر این این تولید صد درصد اسلامی ودینی است"، خوب مسلم است که این قیاس ساده بعنوان یک نظریه ساده ای و دائمی برای مسئولین فرهنگی مورد استناد واقع گردیده باشد والان هم متاسفانه مطابق همان کلیات عمل میشود ، الان شما ببینید خروجی ما در سینما چیست ؟و چه ارزشی بر آن متبادر است ؟این وقایعی که این اواخر در سینما روی میدهد آیا از چه چیزی ناشی میشود ؟؟ آیا حاکی از موفقیت فرهنگی ماست  ویا برعکس میتوان از آن به نوعی عقب نشینی فرهنگی در برابر فرهنگ هالیوودی یاد کرد؟؟!! شما ببینید برای توفیق فیلم جدایی نادر از سیمین چه هیاهویی براه انداخته شد؟ مدیریت ذوق زدهء فرهنگی ما چه کارکرد چقدر تبریک گفتند و چه استقبالی رفتند وتعدادی از هنرمندان ما چه ذوق زدگی ای از خود نشان دادند( البته باید گفت هنرمندان ما در این موضع گیری به سه دستهء‌شیفتگان افراطی، متعدلیون ، وانقلابیون تقسیم میشد ند و اصولادرعرصهء سینما وتئاتر ما سه نوع برخورد قابل پیش بینی داریم که از این سه دسته سر میزند) خوب سیر این جریان رااگردرنظرآوریم به همان نقطه ای باز خواهدگشت که این قیاس کلی را باب کرده وبرمبنای همان جریانی حرکت میکند ، که اخلاق در سینما را نیز، خود به خود در همین دایره از دیدگاه فرهنگی جای خواهد داد. درست است که ما تعدادی هنرمند معرفت جوی دینی درعرصه های مختلف از جمله تئاتر وسینما داریم ولی وقتی تفکر غالب در سینما تفکر سکولاری است !! وقتی اخلاق درسینما نیز تابع همان حضور جهانی در اسکار میشود!! آیا میتوان این حضور را با توفیق سینمای مورد تایید نظام مقدس جمهوری اسلامی یکی دانست ؟ آیا هیچ شده است که ما ازخود بپرسیم که آیا اسکار ودیگر جشنواره های خارجی کدامیک از مظاهر فرهنگی مارا پذیرفته اند که ما به آن امید دلخوشیم وهنوز به آنها اعتماد میکنیم ؟؟ آیا آنها به مفاهیم اعتقادی ما احترام میگذارند؟‌آیا نظر منفی آنها راجع به پوشش زنان ما وغیرت بر عفت زنان ما وغیرت وتعصب مردان ما مثبت گردیده است ؟؟ ما وقتی میتوانیم به جایزهء‌اسکار بعنوان یک کرنش فرهنگی غرب در برابر خودمان اعتناء کنیم که آنان به وجود وتاثیر این فرهنگ در مقابل فرهنگ سکولاری خودشان احترام بگذارند . متاسفانه آنان فرهنگ ما را داخل فرهنگ خودشان هضم میکنند و تفاله های آن را مانند گلشیفته فراهانی و قس علیهذا را برای ما بعنوان تحفهء‌فرهنگی جا میگذارند . اینها واقعیات تلخی است که سینمای مجبور است آنها را تحمل کند ، واقعیاتی که با مدل مقایسهء‌کلی راجع به پدیده های فرهنگی سنجیده و دامنگیر فرهنگ وهنر ناب اسلامی مان گردیده است . خروجی های آن نیز در این چندسال مشخص ومعین بوده است :"خانهءمنحلهء سینما" و بعضا" هنرپیشه های مساله دارآن !!که به سراسر عالم تردد کرده و در آنجا مخالف فرهنگ اسلامی ایرانی موضع میگیرند، نمونه اش خانم معتمد آریاست و این اواخر هم که خانم گلشیفته فراهانی کاملا" به دامان فرهنگ هالیوودچسبید و هرچه آنان خواستند اجرا کرد و به هر هیبتی در امد ودر تمامی فیلمهای مبتذل ومستهجنشان نقش آفرید وسفیر ابتذال از درون فرهنگ ایران گردید !! یا خانم معتمد آریا که علاوه بر اینکه چندین بار در جشنواره های خارجی کشف حجاب کرده ویا در مصاحبه های فروانی که به بهانه های مختلف داشته بهترینش آن بوده که در آن مشعشعانه ابراز کرده که "چون در سینمای ایران بد مستی مردان و زنان آنچنانی حضور ندارند بنابراین فیلم های ایرانی نمیفروشد ".چنانچه آقای فرهادی هم که ما اینقدر به خاطر فیلم ضد خانوادهء‌جدایی نادراز سیمین به او می نازیم در جشن سال گذشتهء خانهء‌منحلهء‌سینما گفته بود :"که باید گلشیفته و محسن مخملباف بازگردند و سینمای ایران از آنان استقبال کند" . دوباره از خود بپرسیم آیا خروجی های سینمای ایران که تمامش انتقاد به اسلامی بودن نظام شهید دادهء ما میباشد وهرسال بر تعداد این نوع ازفیلمسازان ناآگاه هم افزوده میشود و فیلنامه های انبوهشان و پراز گزندگی شان هم بیشتر مورد تائید واقع میگردد آیا این انحراف از مسیر تعالی سینما قابل قبول است آیا واقعا" دوباره میتوان همان قیاس کلی را مورد استناد قرار داد؟آیا نمیخواهیم تجدید نظری دربارهء‌آن فرمولی که دربارهء تولیدات هنری ازجمله سینما داشته باشیم؟آیا امر رویداده را نمیتوانیم جز به وادادگی سینما تعبیرکنیم ؟ چارهء کار چیست ؟ لازم به توضیح است که ما از سینماگران متعد ودلسوزی که در عرصهء‌سینما فعالیت دارند قدردانی میکنیم ولی آنچه ما از آن انتقاد داریم حاکم شدن فرهنگ هالیوودیسم وسکولاریسم در سینماست که بطرز مرموزانه وظریفی در بدنهء‌سینما به چشم میخورد واخلاق بورژوازی را در بدنه جامعه نا خود آگاه تزریق میکند چرا ما طرحی جاندار برای ارایهء‌به سینماگران نداریم و هیچ به آن هم نمی اندیشیم که بتوانیم این خلاء را به ملاء بازگردانده و بتوانیم اخلاق وتشخص اسلامی را بطور واقعی وملموس در بدنهء آن جاری و الگوسازی نماییم .

جایگاه سینمای انقلاب اسلامی کجاست ؟

و اما سینمای انقلاب اسلامی ما در این میانه چه میکند وچه جایگاهی را بخود اختصاص داده است ؟ سینمای انقلاب اسلامی ما یک سینمای خودجوش است سینمایی که با بروز وظهور آن در حوزهء هنری میرفت تا الگویی ناب برای تجلی اندیشه های فرهنگ اسلامی باشد ولی با برمسند نشستن همان عناصر فرهنگی سکولار وبادرپیش گرفتن همان قیاس ساده که خدمتتان گفتیم تفکرات ناب کنار گذاشته شد و منفعت و کسب در آمد جای اشاعهء‌فرهنگ نشست و سینماگران متعهدی به مانند سید شهیدان اهل قلم که شیوه های نوینی را میخواست در عرصهء سینما تجربه کند کنار گذاشته شدند وپیروی از همان قیاس ساده وبدون دردسردر حوزهء‌هنری هم نفوذ کرد وفروغ سینمای انقلابی وفرهنگی ما را خاموش کرد و سینمای انقلابی ما را بعوض حمایت قاطع واصولی تابع روحیهء‌خوجوش چندین نفر ونفرات هنرمند متعهدی نمود که دلشان میخواست سینمای انقلاب ما زنده وپابرجا باشد وبماند .

تذکری حیاتی

ما باید به تذکر چند نکته بپردازیم اولین آن اینکه ما معتقدیم که سیاست گذاریهای انحرافی سبب شده است که سینمای ما ناخودآگاه دراین مسیر خلاءگونه قرارگیرد وثانیا" آنکه ما احساسی با قضیه برخورد نمیکنیم ما مسیر انتقاد عقلانی را درپیش گرفته ایم ونمیخواهیم مجموعه هنرمندان سینما را زیر سئوال برده و تلاش هنرمندانهء‌مجموعهء‌سالم سینما را زیر سئوال ببریم ولی این هشدار را هم میدهیم که سینمای ما حیران است !! ضعیف است !!وخود آگاه یا ناخود آگاه رنگ وبوی فرهنگ سکولاریسم داده!! وبصورت مانعی برابرفروغ درخشان فرهنگ اسلامی جلوه میکند!!هم چنین آن وجاهت ویژهء خود را ازدست داده است!! ، خلاصهء‌مطلب اینکه، این سینما نمیداند از خود وزمانهء خود چه میخواهد واین نداستن وجهل سبب این میشود که بدون طراحی ذهنی در گذر زمان دچار چالش شده وواماندگی را تجربه کند !! به نظرمن چالش اصلی این سینما، شناخت مبهم از انسان و گرایش های او میباشد . همین عدم شناخت از انسان خود به خود در گرایشات اخلاقی هنرمندان نیز تاثیر میگذارد برای مثال مثلا" پوشش هنرمندان را نام میبریم این یک سئوال جدی است که چرا هنرمندان به خصوص بعضی از خانم ها،از چادرگرفته تا پوششهای جلف را بعنوان بازیگر برسر میگذارند ولی نهایت پوششی را که خود در جامعه رعایت میکنند گاهی اوقات پوشش مناسبی نبوده وانتقاد برانگیز است سئوال این است که این امر چرا صورت میپذیرد ؟ به نظر من میتوان آنرا به سبب این موضوع دانست که فلسفهء‌بازیگری که بازیگران از آن تبعیت میکنند فلسفه ای بدون تاثیر در نفس آدمی است این قبیل از بازیگران گاهی اوقات آنقدر درپیلهء غفلت فرو رفته اند که فقط به درآمد بازیگری و درآوردن هزینهء زندگی ویا بالارفتن ازپلهء‌ترقی فکر میکنند ومسلم است این گونه غفلت از هنرمتعهد نمیتواند تاثیر گذاری وتاثیر بخشی خود را حفظ کندوبرعکس تاثیر سوء‌اجتماعی برجای گذارده وبدبینی ها نسبت به هنر را تشدید کرده و انحراف ناخود آگاه را بسوی نفاق هنری شکل میدهد، در یکی ازمقاله هایم من اشاره به این موضوع داشته ام که بازیگر باید این حس برتر را داشته باشد که تنها یک بازیگر نیست بلکه باید حرکت خویش را بسوی تعالی نشان داده وبه تصویر بکشاند یعنی او باید شخصیت رو به تعالی خویش را هم در واقعیت وهم در ذهنیت وبازی کردن کاملا" به رخ بکشد . بنابراین لازم است که ما وقتی از اخلاق و مضرات فساد در سینما بطور یکسان برای مردان وزنان صحبت میکنیم به این نکتهء‌ظریف تر ازموهم باید اشاره داشته باشیم که اخلاق درسینما نه بطور ظاهری به این مقوله پرداختن ، بلکه آنرا بطور کامل مورد نظر قراردادن است ، بنابراین بحث اخلاق درسینمابحثی کاملا ارتقایی و کیفی میباشد که اتفاقا تاثیر گذاری آن پیش ازهمه باید از خود هنرپیشه آغازشود ، واین بحث در واقع تثبیت بازیگری بعنوان یک حرفهء‌اصیل میباشد.

حال طرح ما با توجه به این نکات چگونه میتواند باشد ؟؟

طرح ما در این مورد بر محوریت چند شاخصه قرار دارد : 1- حرمت ، 2- معرفت 3- غیرت 4- عفت ما میتوانیم با حرکت در چهارچوب اضلاع این چهار شاخصهء اخلاق هنرمندی را شکل داده و بتوانیم چهارچوب معینی را برای تعالی هنرمندان هنرسینما را طرح ریزی نماییم .

هدف نهایی :

همه ما میدانیم  که سینما یکی از ابزار تعالی انسان است وخصوصا اینکه میدانیم سینما دست آورد تکنولوژی دوران اخیر بدست همین بشر است در واقع این دست آورد پیشرفت در علم فیزیک وتلفیق آن با هنر وادبیات بود که درنوع خود شگرف و قابل تحسین است ولی بشر با همین مورد اخیر در واقع امر توانست با اتکاء‌ به سرمایه داری لجام گسیخته  انسانیت انسانها را به چالش کشانیده و به او شناخت منفعت طلبانه از خود داده و از پلهء‌بندگی رب العالمین چندین پله سقوط کند و اولین چیزی که نصیبش شد دریدن حرمت بشر و دور افکندن معرفت وی وکور کردن آن بود وقتی شاءن بشر همطرازی با حیوانات گردید مسلم است که دیگر نمیتوان روی مساله ای بنام غیرت وعفت تاکید کرد . وقتی مباحث اخلاقی میخواهد خود را در حوزهء‌فرهنگی غرب قرار دهد خود به خود اخلاق یک مسالهء فردی شده و جایگاهی درتعیین روابط اجتماعی وتغییرآن نمی یابد . اخلاق خصوصی شده و حتی نمیتواند تاثیر فردی داشته باشد چون در اجتماع روابط غریزی حاکم میشود نه اخلاقی ومتعالی!! آن اخلاقی میتواند جایگاه متعالی برای هنربسازد که ازجایگاه غریزه دورشده وراه بسوی تعالی بشر بگشاید. بنابراین وقتی از اخلاق هنری سخن میگوییم یعنی یک محدوده ای را برای آزادی افراد در رابطه با یکدیگر را میخواهیم برای سلامت حرکت اجتماع تضمین نماییم ودرهمین رابطه است که حرمت ومعرفت وغیرت وعفت باید محدودهء‌آزادی اجتماعی ما را تعیین کند .

ما در نظام جمهوری اسلامی سینمایی آرمانگرا وانسانی بطور واقعی را میخواهیم انسانی که منطبق بر تعاریف صحیح دین اسلام حرمت دارد فکر میکنم اگر بخواهیم پیرامون وجود همین یک کلمه و نحوهء وجودی آن در حوزهء سینمای غرب و مقایسهء‌آن با سینمای خودمان بررسی نماییم پی خواهیم برد که ما بطرف فرهنگ خودمان پیشرفت اندکی داشته ایم وبیشتر تمایل ما به سمت فرهنگ تعریف انسان درغرب بوده و فرهنگ غرب که معلوم است بخاطرحاکمیت غریزه وتعریف روابط اجتماعی انسان در محدودهء‌آن هبوطی دوباره را برای انسان رقم زده است .

راه حل تعالی اخلاقی انسان در حوزهء‌هنرسینما چیست؟؟

خلاصه اینکه ما باید از نگاه سنتی وترمیمی در حوزهء‌فرهنگی وآموزشی دست برداریم قاطعانه و بدون تردید نگاهی نورا درحوزهء‌علوم انسانی وهنر بالاخص درحیطهء سینما را درپیش گیریم ، شیوه های آموزشی جدید را پیش پای حوزهء‌علوم انسانی بگشاییم تا دست بالاتررا درطرح ایده ها وعملی کردن آنها داشته باشیم ، ما پیشتازان ارایهء نظریه جدید حکومت جمهوری اسلامی هستیم باید بتوانیم با ارایهء‌نظریات جدید به خصوص در عرصهء‌مهم وتاثیر گذار هنرها زمام هدایت بشر را بدست گیریم باید مسئولین رده بالای فرهنگی ما روحیه ونشاط انقلابی خویش را بازسازی نموده و وارد عرصهء‌تغییرات بنیاد ساز نوین گردند وبه نطریات نوین با شجاعت توجه کنند تا بتوانند بنیادهای علمی ارتقاء‌کیفیت اخلاق را دگرگون نموده وراه به تعالی ببرند !! امیدواریم چنین شود وجز این مان نصیب مباد انشاء الله  به صبر وعمل متعالی ٪   

طوبای فاطمه (س)

روز بیستم جمادی الثانی روز تولد حضرت فاطمهء زهرا (سلام الله علیهم اجمعین ) وروز مادر وبرزگداشت زنان مکرمه در نظام جمهوری اسلامی است و همچنین سالروز تولد امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی وبیانگذار نظام جمهوری اسلامی است . در واقع امر تولد حضرت زهرا خود معجزه ای است که اعجاز آن هنوز که هنوز است همچنان ادامه دارد ، خداوند خود ایشان را کوثر یعنی خیر کثیر نامیده است واین لقب نه زوال میپذیرد و نه بایگانی میشود بلکه زایندگی و بلوغ دائمی خود را همواره نشان بشریت داده و آنان را متنفع میگرداند . در خیر کثیر بودن حضرتشان همین بس که وجود نازنین حضرت ولی عصر وابسته به آن وجود شریف است و در خیر کثیر بودن ایشان ، این نکته نیز گفتنی است که وجود حضرت امام خمینی (ره) را نیز میتوان از آن ایشان دانست .

بنابراین باید گفت که راز فاطمه بنت النبی هنوز وهر روز دارد رمز گشایی میشود و به امر دگرگون سازی در زندگی نوع بشر ادامه میدهد که نمونهء‌تکامل یافتهءآن وقوع انقلاب پیروز مند اسلامی ایران است که اکنون دوران بلوغ خود را چه از لحاظ مقاومت و چه از لحاظ پیشرفتهای همه جانبهء‌علمی وعملی در احیای ایران اسلامی برخ کشیده است . بنابراین راز فاطمه  سلام الله تمامی ندارد چرا که خداوند اگر نظام هستی را آفریده وشکل داده برمبنای نور اهل بیت و به خصوص وجود پرنور حضرت زهرا بوده است بطوریکه میتوان تمثیل وجودی ایشان را در آفرینش درخت طوبی که آنهم چون وجود فاطمهء زهرا پر از خیر وبرکت است ، میتوان مشاهده کرد به همین منظور وبرای تجلیل از مقام ایشان ونقش زنان ارجمندی که راه رسیدن به نور را در طریق حضرتشان یافته اند شعری را تقدیم محضر عزیزان مینمایم امیدوارم خوشتان بیاید و کام شیرینتان شیرین تر شود .

همان طوبای فاطمه                                               

هیچ میدانی درخت طوبا همان طوبای فاطمه است؟

معنای خیرکثیر ازهمان طوبای فاطمه است؟

زخیر کثیر چه گویم که جمع همه خوبی هاست

وین شاخه های انبوه ازهمان طوبای فاطمه است

زطریق ولایت و حجب وحیا وعفت

همه برگهای سبزحیات زهمان طوبای فاطمه است

به روز تولدش جهانی شاد وبیدار است

به تو گرخیری برسد ازهمان طوبای فاطمه است .

 

نسیم بهاری در اردیبهشت پیروزی

 اردیبهشت امسال ماه حساسی از آب درآمد وباصطلاح نسیم بهاری اردیبشت همهء مشام ها را آکند وعطر خوش پیروزی وظفر همه را امیدواربه سال 91 ساخت ولی گویا برای بعضی از مسئولین ما امسال سال سختی باشد ، البته اینرا نه ازجهت کاری بلکه از لحاظ اخلاقی وبکارگیری آموزه های آن در راه پاکی نفس و تحت کنترل نگه داشتن نفس اماره خدمتشان عرض میکنم اگر به خصوص ما درعملکرد دو قوه بنگریم این خطر را بیخ گوشمان احساس خواهیم کرد که نکند فضای حاکم بر روابط دو قوه در کشور به آن سمت وسو برود که دیگر حتی قانون هم حکم مناسبی برای اصلاح روابط دو قوه ء مجریه ومقننه نباشد عیب وایراد اگر ازجای دیگری باشد آیا میتوان برای آن راهی پیداکرد؟؟ به خصوص اینکه در بررسی عملکرد دو قوه اگر خدای نکرده ردپایی از غرور پیداشود که با اتکاء‌به آن میتوان مجادلات دوسال اخیر را پی گیری کرد ودرقبال آنهم فقط میتوان سری از روی تاسف تکان داد ودر دل خون گریست !! براستی آیا آقای رئیس جمهور یا ریاست مجلس قدری در عملکرد خود نگریسته اند؟؟آیا این روزها آقایان کمی در فکر واندیشهء‌خویش تحمل بهتر یکدیگر را تمرین کرده اند؟؟ اینکه ما همیشه دنبال متهم باشیم چگونه وضعیتی را برای ما رقم خواهدزد؟؟ از طرف دیگر این روزها ماراتن سریعی برای ریاست مجلس از سوی افراطیون که نام خود را اصولگرا گذارده اند آغاز شده است و آقای باهنر که نمایندهء آنان میباشد با تطمیع نمایندهء‌فرهیختهء‌تهران قصد دارد که ریاست این دوره را نیز به نام آقای لاریجانی مهر کند وجای پرسش از طرف من برای آقای لاریجانی این است که آیا آقای لاریجانی کمی به خود اندیشیده وبا خود خلوت داشته است !! ایشان واقعا این ریاست عزیز را اینقدر دوست دارد؟؟ جدای از آنکه ایشان در محکوم کردن فتنهء‌88 کوتاهی غیر قابل انکاری داشتند هیچ وقت به توصیه های رهبر برای ایجاد برادری با دولت وقعی نگذاردند و بعد از یک روز بابی از مجادله !! استیضاح !!‌وزیر سئوال بردن اهداف دولت اعم از هدفمندی یارانه ها وسفرهای استانی و یا مسخره کردن دیگر اهداف دولت را رسانه ای هم مینمودند والی آخر!! از آنسو عملکرد ریاست جمهوری در خلع وزیران امور خارجه و وزیر اطلاعات هم اصلا" قابل دفاع نمیباشد والبته پاسخی هم که به سئوال مجلسیان دادند ابهام و غفلت ایشان از نظر ولایت فقیه را بیشتر دامن زد !! نکتهء اصلی در اینجا این است که آیا مسئولین عالیرتبهء‌ما نمیدانند که به چه انحرافی گرفتارند واینگونه مغرورانه برخورد میکنند؟‌اگر آقا میفرمودند که فتنه های بزرگتر در راهست قریب به یقین بدانید نقطهء‌اصلی نظر آقا تاکید روی همین مساله یعنی غفلت ها وغرور بوده است که گربیانگیر مسئولین عالیرتبهء‌ما شده است !! سئوال من بعنوان یک شهروند نظام جمهوری اسلامی از آقایان این است که آیا شما هرگز دچار اشتباه نمیشوید ؟؟ آیا میتوانید بما بگوئید تمکین از قانون ابلاغ شده یعنی چه؟؟ آیا میتوانید اعتراف به عملکرد اشتباه یعنی چه؟؟ آیا میتوانید بگوئید اطاعت از رهبری یعنی چه ؟؟ آیا ... والخ!!

من فکرمیکنم ما باید گاهی اوقات رجوع به خود ملت قهرمان بی ادعا ی ایران کنیم واز ملت یاد بگیریم گاهی اوقات کنار بایستیم و بگذاریم اصالتا نظر اصلی رهبر وامام جامعه در صدر تمامی نظرات قرار گیرد آن هنگام است که ما سر برآستان ولایت سائیده ایم واینگونه زمان را بدست ولایت وامت سپرده ایم وبطلوع فجر ولایت امام زمان نزدیکتر شده ایم عبور از آزمونهای آینده این موضوع را بما اثبات خواهد کرد چنین باد وجز این مباد ، والسلام٪  

جزایر سه گانه ایرانی است !! خلیج فارس ، همیشه فارس است !!

چه پاسخی بدهیم بهتر است ؟؟ ادعاهای شیخ نشین های جنوبی ایران واقعا از یک سو خنده دار است وازسوی دیگر احمقانه !! جزایر سه گانه وخلیج همیشه فارس موضوع جنگهای بسیاری از دههء‌چهل شمسی به بعد تا بعد از انقلاب اسلامی  بوده است که این آخریهم با شکست دشمنان ما به اتمام رسید وحالا باز ما میبینیم که این ادعای وقیحانه ازسوی کوتوله های بی هویت مطرح میشود .                                 

جدا" از شما هموطنان عزیز خودم میپرسم ما به این کشورهای حاشیه نشین خلیج فارس وخصوصا امارات متحدهء‌عربی که اگر جمع شان کنی ممکن یک استان جنوبی کشورمان هم نشوند چه پاسخی بدهیم بهتر است ؟؟ واقعا واز سر تعجب میپرسم چه پاسخی باید داد؟؟ وآیا اصلا" میشود پاسخی نداد و پوزخندی حواله شان کرد و دستی بر سرشان کشید ورفت یا اینکه باید پاسخی در خور خودشان به آنها داد؟؟ مثلا" میشود به این کشورهای پنجاه وچند ساله گفت بابا جان آنموقع که شما عربی را از اجدادما یاد میگرفتید نام این منطقه خلیج فارس بودیعنی از تقریبا" چهار هزارسال پیش ( منظور از اجدادمان فارسها وایرانیانی هستند که به زبان عربی خدمتها کردند ولی کو قدرشناس؟؟ مثلا میتوانیم ابن مقفع در صدر اسلام ویا سیبوبه والخ را مثال بزنیم !!)

 یا میشود گفت در طول تاریخ ما همیشه با حضور بیگانگان واجانب وکافرین به دین اسلام جنگیده وآنان را از این منطقه بیرون کرده ایم ولی شما که رگ گردنتان به خاطر بردن نام خلیج فارس باد میکند وصورتتان سیاه میشود بارها وبارها وهمیشه از آنان با آغوش باز استقبال کرده و آنان را بجان هموطنان خود می اندازید و برمقدراتشان حاکم میکنید؟؟

ویا میشود چیز دیگری گفت ما آنقدر شرافت داشتیم که از حقوق این منطقه در برابر تجاوز انگلیسی ها دفاع کنیم ودست متجاوزین ومتجاسرین را قطع نماییم ولی شما که انگلیسی زاده و مورد پسند اجانب هستید چرا؟؟

یا میشود آنزمان را مثال زد که شما با نژادپرستی معاصرتان از صدام پشتیبانی نموده و او را بجان مردمان عرب زبان ایرانی تبار انداختید وزن وکودک وپیر وجوان منطقه را بکام اوانداختیدودرآغوش مرگ انداختید با کدام توجیه انسانی این کار راانجام دادید؟؟حتما" بمبارانهای شیمیایی وی و وقاحت بسیار زیاد وی وسکوت طولانی غیر انسانی تان را فراموش نکرده اید؟؟

البته شما کوچکتر ازاین هستید که این حرفها را بتوانید تجزیه وتحلیل کنید واصلا برای شما اعراب وغیر اعراب فرقی ندارند هرکس مخالف وابستگی به آمریکا واسراییل باشد شما در مقام توطئه علیه وی اقدام خواهید کرد نمونهء‌بارز آن همدستی شما شیوخ عقاربند اماراتی وقطری وسعودی با اسرائیل وآمریکا علیه سوریه و البته کمی دورتر ازاین علیه حزب الله لبنان وحماس فلسطینی میباشد وحالا البته در مقابله با بیداری اسلامی منطقه هم ، که کم نمیگذارید !!

خلاصه شیوخ عقاربند امارات متحده عربی اینقدر با تاریخ وجغرافیای مکتوب جهان که مستند ودر دسترس است شوخی نکنید حداقل میتوانید از سرنوشت صدام عبرت بگیرید این را ازسرالتفات همسایگی به شما میگوییم جدی بگیرید !! واعتبروا یا اولی الابصار !!

جای خالی قاطعیت در انقلاب اسلامی مردم مصر!!

مردم مصر در طی این یکسال وچهارماهی که از انقلابشان میگذرد بارها وبارها برای دفاع از انقلابشان به میدان آمده و نشانداده اند که بازگشت بدوران سابق را نمیپذیرند این نشانهء‌خوبی از دلبستگی آنها به آرمانهایشان میباشد ولی من بعنوان یک روزنامه نگاری که یک دهه است در روزنامه ها در مورد امور فرهنگی مطلب مینویسم باید بگویم رمز وراز موفقیت مردم مصر این خواهد بود که آنان بعوض اعتماد کردن به عناصر غیر انقلابی و کنار آمدن با آنان ،باید تکلیف انقلاب اسلامی مصر با آنان را با قاطعیت روشن کنند اینکه مردم مجلس اسلامی تشکیل بدهند ولی این مجلس قاقد هر اختیاری باشد !! اینکه کمیته ای باشد که هنوز بخواهد با حذف نامزدهای ریاست جمهوری اسلامگرا از مردم انتقام بگیرد !! اینکه عناصر حکومت مبارک دست اندرکار تخریب انقلاب باشند و بعد از یکسال تازه شیرهای گاز بروی اسراییل غاصب بسته شود !! اینها از فقدان یک عزم عمومی برای درخشان کردن چهرهء‌انقلاب اسلامی مصر حکایت دارد و یکپارچگی ملی را خدشه دار میکند مردم مصر باید از ریشه بر پیکرهء‌رژیم دست نشاندهء‌مبارک ضربه زده و کار را تا این حد با تساهل وتسامح انجام نمیدادنداینها فقط زمان را از دست مسلمانان مصری خارج کرده وآنان را در دستیابی به اهداف کلانشان دچار تاخیر میکند . حال میتوان برای جبران آن خسارت زمانی بر انقلاب اسلامی مردم مصر نیز، سریعا" وارد عمل شد !! باید با قاطعیت وارد عمل شددست سازشکاران را از دامان انقلاب کوتاه کرد اشتباه مصریان این بود که هسته های انقلابی برای قطع ید مزدوران ودستگیری آنان را تشکیل نداده و اعتقاد به حرکت گام به گام بسوی پیروزی نهایی را دراندیشهء‌خود داشتند ولی غافل از اینکه دشمن نیز در مقابل این حرکت به توطئه های خویش سرعت میدهد ولی اگر مردم مصر نیز مانند مردم ایران اول بساط رژیم فرعونی را بهم ریخته و خود در راس حکومت قرار میگرفتند از لحاظ زمانی برد کرده و زمان را از دست دشمنان داخلی وخارجی در آورده و به نفع پیشبرد اهداف خود از آن استفاده میبردند . البته خوشبختانه مردم مصر با شور خاصی در صحنه حاضرند ومراقب توطئه ها هستند ونبوغ دشمن شناسانه ای از خود بروز میدهند . بهرحال آنچه گفتنی است این است که مردم مصر از حالا به بعد هم میتوانند با قاطیت وارد صحنه شده وبا کنار زدن عناصر مزاحم و وابسته انقلاب خویش را از حالت مماشات بیرون آورده وبه آن درجهء‌قاطعیت بخشیده و حرکت انقلاب خویش را بسوی پیروزی قطعی ، تسریع نمایند چنین باد وهرگز جز این مباد!!

وسرانجام یک رویای تلخ !!

استعمارگران هنوز در چند قرن گذشته زیست میکنند !!وتاریخ هنوز برای آنان عبرت آموزنشده است ولی رویای تخی که آنان برای ملتها دیده بودند بدست ملتها سرنوشت خودشان خواهدشد !!                                

استعمار گران هنوز در رویای استعمار بزرگ هستند والبته هیچ وقت فراموش نکرده اند دورانی را که میتوانستند ملتهای بزرگ را مستقیم وغیر مستقیم به بند بکشند و تحقیر کنند ، بعد از اینکه همین استعمارگران دو جنگ فاجعه آمیز بزرگ جهانی را بدنیا ومردم آن تحمیل کردند وبعد از آنکه بقول خودشان کم کم از آن دوران دورشدند بقول خودشان نظم نوینی را برای دنیا پی ریختند . در واقع امر استعمارگران دیروز که با ناوهای توپدار اقدام به انضمام مستعمره ها به امپراطوریهای خویش مینمودند در زمان معاصر با سلاح علم وتکنولوژی استعمار نوین را پی گرفتندوحالا زمانی است که آنان باید دوران استعمار نوین را هم کم کم پایان یافته قلمدادکنند از ظواهر امر چنین برمی آید هرچند این حرکت بسوی پایان یافتن دوران استعمار نوین به کندی صورت میپذیرد ولی باید فرو پاشی این دوران را حتمی دانست !! فقط باید مردم اروپا وآمریکا به این باور برسند که ازعهدهء‌این کاربرخواهند آمد ، هرچند مردان رهبر کشورهای بزرگ که از آن گروههای مسیحیان صهیونیسم هستند فوق العاده وقیحند ولی فوق العاده به گناه آلودهاند اولین گناه آنان وبزرگترین آنان دروغ گویی وقیحانه و اشتهار بیش از حد به فساد است که این امر اگر با خشم هوشمندانه مردمان اروپایی وآمریکایی روبرو شود مسلما از این سران فاسد الاحوال نشانی نخواهد ماند ونه نشان!!

آنقدر این رهبران فاسد الاحوال مغرورند که برای مثال کشور سوریه را که دست به اصلاحات بی سابقه ای که در جهان عرب بی سابقه است زده با این کشورهایی وارد حوزهء‌انتقادشدید ازسوریه شده که الان خود آنان سرکوب شدید علیه مردم کشورشان را که همچنان دست به راهپیمایی مسالمت آمیز میزنند ، ادامه میدهند ولی فریادشان علیه سوریه که در مقابل گروه های مسلح تروریست ایستاده وبرای دفاع از استقلال میهن شان میجنگند بلند است !! جالب است که کشورهای عربی واسلامی بعوض اینکه از حرکت مردم گرایانهء سوریه خوشحال باشند مقابل این حرکت مردم گرایانهء‌واقعی ایستاده اند وبقول خود از بیداری اعراب بنا به تفسیر خود حمایت میکنند یعنی اینکه آنان چون مردم منطقه را نمیشناسند مردمی را که چشم وگوش بستهاز اوامر آنان اطاعت کرده وسایر هموطنان خود رابی رحمانه بکشند مردم منطقه میدانند حتی آنان اگر اصیل نبوده وطوق بندگی و رذالت و آدمکشی را یدک بکشند به عبارتی دیگر سوریه وملت مقاوم آن بعنوان نقطهء‌اوج پایداری و محور اصیل مقاومت آخرین حلقه از توطئهء استعمارگران نوین در هنگامهء‌بیداری اسلامی است وبا به شکست کشانیدن فتنه گری آناندیگر زمان افول استعمارگران نوین را رقم زده و مزدوران آنها راهم بدنبال آنان به زباله دان تاریخ خواهد انداخت واین است عاقبت کار ظالمین وستمگران خودخواهی که فکر میکردند تا ابد ظلم آنان بی پاسخ خواهد ماند ولی غافل از اینکه : "ان ربک لبالمرصاد " خداوند در سر بزنگاه منتظر ستمکاران است .  

شاخصهء اخلاق درسینما

شاخصهءاخلاق در سینما                                     نویسنده : علی اکبر باقری ارومی                                    

 

 

این روزها رعایت یا عدم رعایت بحث اخلاق درسینما بحث دامنه داری است که از جز تا کل جامعه را دربرگرفته وحساسیتها روی آن بالا گرفته است از خود هنرمندان گرفته تا ائمهء‌محترم جمعه وهمچنین جامعه شناسان وروانشناسان همه به نوعی درگیر این بحث اند سئوال اول اینجاست که چگونه این مبحث بحث روز سینمای ما را شکل داد وچگونه است که بعضی ها در سینمای ایران بدون خط قرمز با عبور ازآنها حوزه های اخلاقی جامعه را در مینوردند، والبته از غفلت بعضی از مسئولین هم نباید گذشت که با اعمال تساهل وتسامح ، دست بعضی از هنرمندان را در این زمینه باز گذارده اند.

 به نظرمن اگر بخواهیم کمی دقیق تر بعنوان یک رسانهء‌فرهنگی این مقوله را دنبال کنیم  به این نتیجه خواهیم رسید که اولا برای بعضی ها وارد شدن به دنیای هنر خصوصا هنر سینما وتئاتر وتلویزیون اولی بر معرفت آنها بوده است ، وبرای برخی ازهنرمندانی که وارد این حرفه میشوند کسب در آمد !! شهرت !! رسانه ای شدن !! ودرهرنقشی ایفاي آن را نمودن خیلی بیشتر از معرفت یافتن وهنرمندانه به آن پرداختن ارزش دارد به همین سبب است که حتی برخی از مسئولین هنر در مملکت ما از آنجایی که پرداختن به هنر را از جمله حرفه های آزاد دیگروبا ویژگی سرگرمی سازی در این مملکت تلقی مینمایند خود به خود این آزادی را برای هنرمندان قائل اند که آنان به شغل هنرمندی وارد شوند و اگر خود استعدادش را داشتند میتوانند به نردبان ترقی رسیده و گاهی اوقات یکشبه راه صدساله را بپیمایند چه از لحاظ مادی وچه تضمین شغلی !! متاسفانه باید گفت این روندی که آغازشده است هیچ سد ومانع ورادعی را برسمیت نمی شناسد ولی باید پرسید که آیا این بحث وآغاز آن را انتهایی متصور خواهد بود؟؟ یعنی وقتی بحثی از جانب فردی آغاز میشود یا جریانی این انتقاد خصوصا ظریف اخلاقی را شروع میکند آیا برنامه ای یا پروژه ای برای جمع کردن آنچه راکه در ذهن خویش پروریده ، نیزدارد؟؟ ویا صرف اینکه کلیاتی طرح شود کار تمام شده قلمداد میگردد !!  ما همه هنوز در کلیات بحث و میان موافقان ومخالفان لزوم بحث اخلاق درسینما مانده ایم چون هنوز این بحث در کلیات آن است که در جریان است و ما هنوز وقت نکرده ایم وارد جزییات آن شویم !!

چاره چیست چرا هنوز در کلیات مانده ایم ؟؟

باید برای باز کردن این موضوع کمی بدورتر برویم و به بررسی افتضاحات فرهنگی دوران اصلاحات بپردازیم ، چراکه ازهمان موقع بود که وقتی اصلاح طلبان سکولار به سکانداری سیاست وفرهنگ پرداختند شروع کردند به گسترش افکار سکولاری وتکیه گاهشان هم دانشگاهها و علوم انسانی پایه بود وازجمله هنرکه تکیه گاهش بر مبنای فلسفهء غرب قرار داشت ومسلم است که بحث اخلاق که اعتقاد وعمل را باهم میخواهد در میان عقاید نسبی که اعتقاد ریشه ای به مقدسات را نفی میکند نمی توانست از اعتبار زیادی برخوردار باشد.( والبته چه درس آموزشد برای ملت ما دوران اصلاحات که شناخت کافی از کسانی که در دل نیات مشکوکی داشتند ودر عمل چیز دیگری مینمایاندندرا، برای ما روشن کرد.)

البته باید دید که این زمینه را چه کسانی برای آنها بوجود آورده بودند؟ همان کسانی که در جریانات فرهنگی دوران سازندگی نقش داشتند چراکه اصلا در دولت سازندگی فرهنگ وفرهنگ سازی جزء‌اصول نبود ووقتی آقای خاتمی درپست وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی افاضه میکردند که :"چون تولید هنری در داخل نظام جمهوری اسلامی صورت میپذیرد بنابر این این تولید صد درصد اسلامی ودینی است"، خوب مسلم است که این قیاس ساده بعنوان یک نظریه ساده ای و دائمی برای مسئولین فرهنگی مورد استناد واقع گردیده باشد والان هم متاسفانه مطابق همان کلیات عمل میشود ، الان شما ببینید خروجی ما در سینما چیست ؟و چه ارزشی بر آن متبادر است ؟این وقایعی که این اواخر در سینما روی میدهد آیا از چه چیزی ناشی میشود ؟؟ آیا حاکی از موفقیت فرهنگی ماست  ویا برعکس میتوان از آن به نوعی عقب نشینی فرهنگی در برابر فرهنگ هالیوودی یاد کرد؟؟!! شما ببینید برای توفیق فیلم جدایی نادر از سیمین چه هیاهویی براه انداخته شد؟ مدیریت ذوق زدهء فرهنگی ما چه کارکرد چقدر تبریک گفتند و چه استقبالی رفتند وتعدادی از هنرمندان ما چه ذوق زدگی ای از خود نشان دادند( البته باید گفت هنرمندان ما در این موضع گیری به سه دستهء‌شیفتگان افراطی، متعدلیون ، وانقلابیون تقسیم میشد ند و اصولادرعرصهء سینما وتئاتر ما سه نوع برخورد قابل پیش بینی داریم که از این سه دسته سر میزند) خوب سیر این جریان رااگردرنظرآوریم به همان نقطه ای باز خواهدگشت که این قیاس کلی را باب کرده وبرمبنای همان جریانی حرکت میکند ، که اخلاق در سینما را نیز، خود به خود در همین دایره از دیدگاه فرهنگی جای خواهد داد. درست است که ما تعدادی هنرمند معرفت جوی دینی درعرصه های مختلف از جمله تئاتر وسینما داریم ولی وقتی تفکر غالب در سینما تفکر سکولاری است !! وقتی اخلاق درسینما نیز تابع همان حضور جهانی در اسکار میشود!! آیا میتوان این حضور را با توفیق سینمای مورد تایید نظام مقدس جمهوری اسلامی یکی دانست ؟ آیا هیچ شده است که ما ازخود بپرسیم که آیا اسکار ودیگر جشنواره های خارجی کدامیک از مظاهر فرهنگی مارا پذیرفته اند که ما به آن امید دلخوشیم وهنوز به آنها اعتماد میکنیم ؟؟ آیا آنها به مفاهیم اعتقادی ما احترام میگذارند؟‌آیا نظر منفی آنها راجع به پوشش زنان ما وغیرت بر عفت زنان ما وغیرت وتعصب مردان ما مثبت گردیده است ؟؟ ما وقتی میتوانیم به جایزهء‌اسکار بعنوان یک کرنش فرهنگی غرب در برابر خودمان اعتناء کنیم که آنان به وجود وتاثیر این فرهنگ در مقابل فرهنگ سکولاری خودشان احترام بگذارند . متاسفانه آنان فرهنگ ما را داخل فرهنگ خودشان هضم میکنند و تفاله های آن را مانند گلشیفته فراهانی و قس علیهذا را برای ما بعنوان تحفهء‌فرهنگی جا میگذارند . اینها واقعیات تلخی است که سینمای مجبور است آنها را تحمل کند ، واقعیاتی که با مدل مقایسهء‌کلی راجع به پدیده های فرهنگی سنجیده و دامنگیر فرهنگ وهنر ناب اسلامی مان گردیده است . خروجی های آن نیز در این چندسال مشخص ومعین بوده است :"خانهءمنحلهء سینما" و بعضا" هنرپیشه های مساله دارآن !!که به سراسر عالم تردد کرده و در آنجا مخالف فرهنگ اسلامی ایرانی موضع میگیرند، نمونه اش خانم معتمد آریاست و این اواخر هم که خانم گلشیفته فراهانی کاملا" به دامان فرهنگ هالیوودچسبید و هرچه آنان خواستند اجرا کرد و به هر هیبتی در امد ودر تمامی فیلمهای مبتذل ومستهجنشان نقش آفرید وسفیر ابتذال از درون فرهنگ ایران گردید !! یا خانم معتمد آریا که علاوه بر اینکه چندین بار در جشنواره های خارجی کشف حجاب کرده ویا در مصاحبه های فروانی که به بهانه های مختلف داشته بهترینش آن بوده که در آن مشعشعانه ابراز کرده که "چون در سینمای ایران بد مستی مردان و زنان آنچنانی حضور ندارند بنابراین فیلم های ایرانی نمیفروشد ".چنانچه آقای فرهادی هم که ما اینقدر به خاطر فیلم ضد خانوادهء‌جدایی نادراز سیمین به او می نازیم در جشن سال گذشتهء خانهء‌منحلهء‌سینما گفته بود :"که باید گلشیفته و محسن مخملباف بازگردند و سینمای ایران از آنان استقبال کند" . دوباره از خود بپرسیم آیا خروجی های سینمای ایران که تمامش انتقاد به اسلامی بودن نظام شهید دادهء ما میباشد وهرسال بر تعداد این نوع ازفیلمسازان ناآگاه هم افزوده میشود و فیلنامه های انبوهشان و پراز گزندگی شان هم بیشتر مورد تائید واقع میگردد آیا این انحراف از مسیر تعالی سینما قابل قبول است آیا واقعا" دوباره میتوان همان قیاس کلی را مورد استناد قرار داد؟آیا نمیخواهیم تجدید نظری دربارهء‌آن فرمولی که دربارهء تولیدات هنری ازجمله سینما داشته باشیم؟آیا امر رویداده را نمیتوانیم جز به وادادگی سینما تعبیرکنیم ؟ چارهء کار چیست ؟ لازم به توضیح است که ما از سینماگران متعد ودلسوزی که در عرصهء‌سینما فعالیت دارند قدردانی میکنیم ولی آنچه ما از آن انتقاد داریم حاکم شدن فرهنگ هالیوودیسم وسکولاریسم در سینماست که بطرز مرموزانه وظریفی در بدنهء‌سینما به چشم میخورد واخلاق بورژوازی را در بدنه جامعه نا خود آگاه تزریق میکند چرا ما طرحی جاندار برای ارایهء‌به سینماگران نداریم و هیچ به آن هم نمی اندیشیم که بتوانیم این خلاء را به ملاء بازگردانده و بتوانیم اخلاق وتشخص اسلامی را بطور واقعی وملموس در بدنهء آن جاری و الگوسازی نماییم .

جایگاه سینمای انقلاب اسلامی کجاست ؟

و اما سینمای انقلاب اسلامی ما در این میانه چه میکند وچه جایگاهی را بخود اختصاص داده است ؟ سینمای انقلاب اسلامی ما یک سینمای خودجوش است سینمایی که با بروز وظهور آن در حوزهء هنری میرفت تا الگویی ناب برای تجلی اندیشه های فرهنگ اسلامی باشد ولی با برمسند نشستن همان عناصر فرهنگی سکولار وبادرپیش گرفتن همان قیاس ساده که خدمتتان گفتیم تفکرات ناب کنار گذاشته شد و منفعت و کسب در آمد جای اشاعهء‌فرهنگ نشست و سینماگران متعهدی به مانند سید شهیدان اهل قلم که شیوه های نوینی را میخواست در عرصهء سینما تجربه کند کنار گذاشته شدند وپیروی از همان قیاس ساده وبدون دردسردر حوزهء‌هنری هم نفوذ کرد وفروغ سینمای انقلابی وفرهنگی ما را خاموش کرد و سینمای انقلابی ما را بعوض حمایت قاطع واصولی تابع روحیهء‌خوجوش چندین نفر ونفرات هنرمند متعهدی نمود که دلشان میخواست سینمای انقلاب ما زنده وپابرجا باشد وبماند .

تذکری حیاتی

ما باید به تذکر چند نکته بپردازیم اولین آن اینکه ما معتقدیم که سیاست گذاریهای انحرافی سبب شده است که سینمای ما ناخودآگاه دراین مسیر خلاءگونه قرارگیرد وثانیا" آنکه ما احساسی با قضیه برخورد نمیکنیم ما مسیر انتقاد عقلانی را درپیش گرفته ایم ونمیخواهیم مجموعه هنرمندان سینما را زیر سئوال برده و تلاش هنرمندانهء‌مجموعهء‌سالم سینما را زیر سئوال ببریم ولی این هشدار را هم میدهیم که سینمای ما حیران است !! ضعیف است !!وخود آگاه یا ناخود آگاه رنگ وبوی فرهنگ سکولاریسم داده!! وبصورت مانعی برابرفروغ درخشان فرهنگ اسلامی جلوه میکند!!هم چنین آن وجاهت ویژهء خود را ازدست داده است!! ، خلاصهء‌مطلب اینکه، این سینما نمیداند از خود وزمانهء خود چه میخواهد واین نداستن وجهل سبب این میشود که بدون طراحی ذهنی در گذر زمان دچار چالش شده وواماندگی را تجربه کند !! به نظرمن چالش اصلی این سینما، شناخت مبهم از انسان و گرایش های او میباشد . همین عدم شناخت از انسان خود به خود در گرایشات اخلاقی هنرمندان نیز تاثیر میگذارد برای مثال مثلا" پوشش هنرمندان را نام میبریم این یک سئوال جدی است که چرا هنرمندان به خصوص بعضی از خانم ها،از چادرگرفته تا پوششهای جلف را بعنوان بازیگر برسر میگذارند ولی نهایت پوششی را که خود در جامعه رعایت میکنند گاهی اوقات پوشش مناسبی نبوده وانتقاد برانگیز است سئوال این است که این امر چرا صورت میپذیرد ؟ به نظر من میتوان آنرا به سبب این موضوع دانست که فلسفهء‌بازیگری که بازیگران از آن تبعیت میکنند فلسفه ای بدون تاثیر در نفس آدمی است این قبیل از بازیگران گاهی اوقات آنقدر درپیلهء غفلت فرو رفته اند که فقط به درآمد بازیگری و درآوردن هزینهء زندگی ویا بالارفتن ازپلهء‌ترقی فکر میکنند ومسلم است این گونه غفلت از هنرمتعهد نمیتواند تاثیر گذاری وتاثیر بخشی خود را حفظ کندوبرعکس تاثیر سوء‌اجتماعی برجای گذارده وبدبینی ها نسبت به هنر را تشدید کرده و انحراف ناخود آگاه را بسوی نفاق هنری شکل میدهد، در یکی ازمقاله هایم من اشاره به این موضوع داشته ام که بازیگر باید این حس برتر را داشته باشد که تنها یک بازیگر نیست بلکه باید حرکت خویش را بسوی تعالی نشان داده وبه تصویر بکشاند یعنی او باید شخصیت رو به تعالی خویش را هم در واقعیت وهم در ذهنیت وبازی کردن کاملا" به رخ بکشد . بنابراین لازم است که ما وقتی از اخلاق و مضرات فساد در سینما بطور یکسان برای مردان وزنان صحبت میکنیم به این نکتهء‌ظریف تر ازموهم باید اشاره داشته باشیم که اخلاق درسینما نه بطور ظاهری به این مقوله پرداختن ، بلکه آنرا بطور کامل مورد نظر قراردادن است ، بنابراین بحث اخلاق درسینمابحثی کاملا ارتقایی و کیفی میباشد که اتفاقا تاثیر گذاری آن پیش ازهمه باید از خود هنرپیشه آغازشود ، واین بحث در واقع تثبیت بازیگری بعنوان یک حرفهء‌اصیل میباشد.

حال طرح ما با توجه به این نکات چگونه میتواند باشد ؟؟

طرح ما در این مورد بر محوریت چند شاخصه قرار دارد : 1- حرمت ، 2- معرفت 3- غیرت 4- عفت ما میتوانیم با حرکت در چهارچوب اضلاع این چهار شاخصهء اخلاق هنرمندی را شکل داده و بتوانیم چهارچوب معینی را برای تعالی هنرمندان هنرسینما را طرح ریزی نماییم .

هدف نهایی :

همه ما میدانیم  که سینما یکی از ابزار تعالی انسان است وخصوصا اینکه میدانیم سینما دست آورد تکنولوژی دوران اخیر بدست همین بشر است در واقع این دست آورد پیشرفت در علم فیزیک وتلفیق آن با هنر وادبیات بود که درنوع خود شگرف و قابل تحسین است ولی بشر با همین مورد اخیر در واقع امر توانست با اتکاء‌ به سرمایه داری لجام گسیخته  انسانیت انسانها را به چالش کشانیده و به او شناخت منفعت طلبانه از خود داده و از پلهء‌بندگی رب العالمین چندین پله سقوط کند و اولین چیزی که نصیبش شد دریدن حرمت بشر و دور افکندن معرفت وی وکور کردن آن بود وقتی شاءن بشر همطرازی با حیوانات گردید مسلم است که دیگر نمیتوان روی مساله ای بنام غیرت وعفت تاکید کرد . وقتی مباحث اخلاقی میخواهد خود را در حوزهء‌فرهنگی غرب قرار دهد خود به خود اخلاق یک مسالهء فردی شده و جایگاهی درتعیین روابط اجتماعی وتغییرآن نمی یابد . اخلاق خصوصی شده و حتی نمیتواند تاثیر فردی داشته باشد چون در اجتماع روابط غریزی حاکم میشود نه اخلاقی ومتعالی!! آن اخلاقی میتواند جایگاه متعالی برای هنربسازد که ازجایگاه غریزه دورشده وراه بسوی تعالی بشر بگشاید. بنابراین وقتی از اخلاق هنری سخن میگوییم یعنی یک محدوده ای را برای آزادی افراد در رابطه با یکدیگر را میخواهیم برای سلامت حرکت اجتماع تضمین نماییم ودرهمین رابطه است که حرمت ومعرفت وغیرت وعفت باید محدودهء‌آزادی اجتماعی ما را تعیین کند .

ما در نظام جمهوری اسلامی سینمایی آرمانگرا وانسانی بطور واقعی را میخواهیم انسانی که منطبق بر تعاریف صحیح دین اسلام حرمت دارد فکر میکنم اگر بخواهیم پیرامون وجود همین یک کلمه و نحوهء وجودی آن در حوزهء سینمای غرب و مقایسهء‌آن با سینمای خودمان بررسی نماییم پی خواهیم برد که ما بطرف فرهنگ خودمان پیشرفت اندکی داشته ایم وبیشتر تمایل ما به سمت فرهنگ تعریف انسان درغرب بوده و فرهنگ غرب که معلوم است بخاطرحاکمیت غریزه وتعریف روابط اجتماعی انسان در محدودهء‌آن هبوطی دوباره را برای انسان رقم زده است .

راه حل تعالی اخلاقی انسان در حوزهء‌هنرسینما چیست؟؟

خلاصه اینکه ما باید از نگاه سنتی وترمیمی در حوزهء‌فرهنگی وآموزشی دست برداریم قاطعانه و بدون تردید نگاهی نورا درحوزهء‌علوم انسانی وهنر بالاخص درحیطهء سینما را درپیش گیریم ، شیوه های آموزشی جدید را پیش پای حوزهء‌علوم انسانی بگشاییم تا دست بالاتررا درطرح ایده ها وعملی کردن آنها داشته باشیم ، ما پیشتازان ارایهء نظریه جدید حکومت جمهوری اسلامی هستیم باید بتوانیم با ارایهء‌نظریات جدید به خصوص در عرصهء‌مهم وتاثیر گذار هنرها زمام هدایت بشر را بدست گیریم باید مسئولین رده بالای فرهنگی ما روحیه ونشاط انقلابی خویش را بازسازی نموده و وارد عرصهء‌تغییرات بنیاد ساز نوین گردند وبه نطریات نوین با شجاعت توجه کنند تا بتوانند بنیادهای علمی ارتقاء‌کیفیت اخلاق را دگرگون نموده وراه به تعالی ببرند !! امیدواریم چنین شود وجز این مان نصیب مباد انشاء الله  به صبر وعمل متعالی ٪   

شهادت بانوی آب وآیینه فاطمهء‌زهرا تسلیت باد !!

... وفاطمه اول هرسخن !!

این روزها اول وآخرهرسخن فاطمه است یاد او که زنده میشود انسان به یاد اشک وغصه و محبت می افتد ، آدم به یاد معصومیتی می افتاد که از سر کین نادیده گرفته شد !! آدم  بیاد اوج انسانیتی می افتد که با وی علاوه بر اینکه غافلانه برخورد کرده است  برخود نیز ظلم بزرگی روا داشته است . مسلمانان صدر اسلام بجز اندکی این گونه بوده اند غافل وظالم بخود گویی انگار نه انگار که خداوند در قرآن کریم فرموده بود که اگر پامبر از میان شما برود شما آیا به آیین جاهلیت فرو خواهید رفت؟؟

این اتفاقی بود که بعد از رحلت پیامبر افتاد سخنان گهر بار ایشان فراموش شد وحرص قدرت طلبی وریاست بر جامعهء مسلمین چنان در جان پیر وجوان از مسلمین افتاد که شگفت انگیرز بود در این میان ظلم وستم بزرگی بر دامان اهل بیت نشست سخنان پیامبر در روز عید غدیر فراموش شد که هیچ !! حتی سخنان قرآن کریم راجع به اهل بیت ایشان نیز فراموش شد و شیطان براحتی بساط غفلتش را میگشود !! مسلمین یادشان رفته بود که باید با وساوس نفس اماره مقابله کنند بر خانهء‌علی تاختند و علی را دست بسته از خانه بیرون آوردند !! چه راحت فراموش کردند سخنان قرآن را که خطاب به آنان گفته بود که : بگو ای پیامبر من ازشما هیچ نمیخواهم جز مودت با اهل بیتم !! واین مسلمانان بر همان اهل بیت تاختند وخانهء‌آنان به آتش کشیدند وفاطمه را!! این کوثر الهی را میان در ودیوار قرار دادند خانه را به آتش کشیدند مقاومت فاطمه را در هم شکستند او را شلاق زدند !!‌دستش شکستند !! براستی باورتان میشود فاطمه را !!‌آیهء‌کوثر را!! او را که پیامبر فرموده که هرکس او را بیازارد مرا آزرده !!

باورتان میشود فاطمه را که ملائک مقرب به حضورش میرسیدند و او را باذن خدا از آینده خبرمیدادند ؟؟

در چنین روزتلخی که شجاعت فاطمه را در دفاع از اسلام با خشم وهیاهوو بی حرمتی درهم میشکستندآیا تفسیر همان آیه از قرآن نبود که آیا شما به آیین پیش از اسلام بر میگردید؟؟ آری برای اینکه ایمانها سست بود وبساط غفلت از آن گسترده ،و شورش بی دلیل وازسرجهل علیه عترت وقرآن پیامبر !!‌پس تکلیف اسلام این دین آخرالزمانی خدا چه میشد ؟؟ اهل بیت خود، رسالت خویش میدانست وبرای حفظ دین خاتم الانبیاء وارد عمل شد ونخستین قربانی را دراین راه فدیه وهدیه نمود وایشان کسی نبودند جز ریحانهء‌رسول انسیهء‌حورا حضرت فاطمهء زهرا!! تحمل وداع با مظلومترین وبرگزیده ترین از اهل بیت تازه آغاز راه پر فراز ونشیبی بود که امیر المومنین علی علیه السلام آغاز کرده بود وآن سکوتی بیست وپنج ساله بود که اگر ایمان قوی ایشان نبود آیا میتوانستند این صبر بزرگ را در زندگی اتخاذ نموده واساس اسلام را بعنوان یک امانت بزرگ رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم حفظ نمایند ؟؟خروش حضرت زهرای مرضیه خود هشداری به این جهل نسبت به اسلام بود که در زمان خودش با غفلت مسلمین روبروشد واسلام اصیل به انزوا رفت . حضرت نماد مظلومیتی است که بعده ها دامنگیر اهل بیت شد مظلومیتی که اوج آن در زمان امام حسین اتفاق می افتد تا زمان غیبت کبری یوسف زهرا حضرت مهدی موعود عجج الله تعالی فرجه الشریف سومین روز شهادت مظلومانهء‌محبوب قلوب مومنین ومومنات زهرای مرضیه را خدمت دوستداران وشیعیان آنحضرت تسلیت عرض مینماییم .