عهد بر عهد دردعای عهد !!

از دعاهای مشهوری که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی‏ (علیه السلام) فراوان مورد سفارش قرار گرفته «دعای عهد» است.

این دعای شریف مشتمل بر درود خاصّ از طرف خواننده دعا و نیز از سوی تمامی مردان و زنان مؤمن-در شرق و غرب عالم- به پیشگاه حضرت ولی عصر (ع) است و سپس تجدید عهد و پیمان و بیعت با آن حضرت و پایداری بر این پیمان را تا روز قیامت اظهار می‏ دارد. آن گاه از خداوند درخواست می‏ کند که اگر مرگ من فرا برسد، در حالی که امام زمان‏ (ع) ظهور نکرده باشد؛ پس از ظهور او مرا از قبرم درآورد و به یاری آن حضرت سعادتمند کند. بعد از این, درخواست دیدار امام‏ (ع) با عباراتی ظریف بیان شده و دعا برای تعجیل ظهور و فرج و برپایی حکومت حقه و سامان یافتن جهان و زنده شدن حقایق دین و اهل ایمان پایان بخش این دعای شریف است.

امام صادق‏ علیه السلام درباره این دعا فرمودند:

«هر کس چهل صبحگاه این دعا را بخواند، از یاوران حضرت قائم‏ خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدای تعالی او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن حضرت جهاد نماید و به شماره هر کلمه از آن هزار حسنه برایش نوشته می‏ شود، و هزار کار بد از او محو می‏ گردد». [بحارالانوار، ج 83، ص 284، ح 47.] .


اما حتما برای یک بار هم شده از خودمان بپرسیم که آیا اینهمه تأکید و تشویق صرفاً برای خواندن دعای عهد است و بس؟!

حضرت فاطمه (س) چهل شب (با آن حال و روزش!) دست حسنین (ع) را می گیرد و درب تک تک خانه های انصار و مهاجر را می کوبد، تا برای امام زمانش یار جمع کند؛ دعای عهد یعنی این!! یعنی عهد فاطمه (س) با امام زمانش در لحظه لحظه زندگیش جریان دارد! در هر لحظه ... نه اینکه صرف تکرار چند جمله و عبارت!! آری این عهد واقعی است  که در عمل فاطمه (س) نمایان می شود.

نمیدانم چه باید گفت و از سر شرم تا چه اندازه باید سر در گریبان فرو بریم؟

ما هم دلمان خوش است به دعای عهد خواندن؛ یعنی واقعاً اینطور می شود سرباز و منتظر و شیعه حضرت حجت ابن الحسن (عج) شد؟!

اصلا فلسفه چهل بار خواندن این دعا چیست؟

تا به حال فکر کرده اید پشت این دعا چه چیزی نهفته است؟ چرا اینقدر تکرار؟ آیا این مهم نیست که ما هر صبح که این عبارت ها را تکرار می کنیم به آنچه می گوییم فکر کنیم؟ و یا شاید عمل کنیم؟

آیا فکر کرده ایم که چرا اینهمه خداوند را قسم می دهیم؟ بوجهک الکریم، بنور وجهک، باسمک؛ آنهم برای آمدن کسی (بلغ مولانا)؛ و فکر کرده ایم که آن کس کیست؟

در راز این «اجدد»ها فکر کرده ایم؟ عهد و عهد و باز تجدید عهد، چرا اینقدر این تجدید عهد مهم است که هر صبح باید تکرار شود؟ حتما باید قرار مهمی داشته باشیم که اینهمه باید تجدید شود؛ حالا که این قرار اینقدر اهمیت دارد آیا ما به اندازه وسع و توانمان خودمان را آماده کرده ایم؟

فکر کرده ایم که این چه عهد مهمی است که حتی از خداوند می خواهیم اگر عمرمان کفاف نداد, دوباره ما را زنده کند تا ما سر قرار حاضر شویم!!!

این چه قرار مهمی است که فقط باید گفت العجل العجل العجل...

این چه قرار مهمی است که من روزم را باید با یادآوری آن شروع کنم؟!

ای کاش دعایمان فقط خواندن و مرور کردن نباشد؛ کاش لحظه ای مکث کنیم و در وجودمان جستجو کنیم که: خدایا! من چقدر ظرف وجودم را برای بیکرانه ای چون او آماده کرده ام؛ نکند ظرف دلم هنوز پاک نشده باشد و با دل پر گناهم آرزوی همنشینی و سربازی مولایم را داشته باشم ...

اصلا آیا تابحال خودت با پایین رتبه ها نشسته ای؟ چه حسی دارد؟ خب , اگر برایم ناخوشایند است, چطور هر روز از خداوند می خواهم که مرا شبانه روز همنشین آن خلیفه الله الاعظم کند؟ دو حالت دارد: یا با این حال پریشانم نزد حضرت می روم که مایه شرمساری است, و یا از همین حالا خودم را برای یک همنشینی و همکلامی متعالی آماده می کنم.

شما هم یک لحظه بیندیش و دلت را آسمانی کن؛ پاک کن از هر آنچه که احیاناً روشنایی دلت را به سیاهی مبدل کرده؛ پاک شو و آماده حضورش شو؛ همانند یک سرباز واقعی گوش به فرمان ندای حق باش و امروز با شیطان درونت بجنگ, تا فردا تو را برای جنگ با شیطان برون فراخوانند.

امام زمان امام حی ماست و تنها ناجی ما در این زمین است و ما با خواندن این دعا با آن امام همام عهد و پیمان می بندیم و به ایشان عرض می کنیم که ما را هم جزو یاران و دوستان خویش قرار دهد.

نقطه اوج این پیمان زمانی است که ما بعد از یک مرگ نسبی و کوتاه مدت, و بدون هیچ وابستگی دنیایی (یعنی خواب) آن را می خوانیم. نمی‌ دانم شما صبح تان را چگونه آغاز می ‌کنید؟ با نام که؟ با یاد که و چگونه؟ بعضی ها بهترین عشق دنیا نصیب شان شده و هر روز را با یاد و نام او شروع می‌ کنند. این شروع نوعی نیایش و سرود صبحگاهی برای عاشقان امام مهدی (عج) است.

مشتاق مولا ! بیایید با هم عهد ببندیم از این پس که دعای عهد می خوانیم جور دیگر بخوانیم؛ نه اینکه دعا را بخوانیم؛ بلکه با ذره ذره وجودمان مولایمان را بخوانیم و بدانیم که در محضر خداوند با امام زمان مان عهد می بندیم... هر روز با دل و جان, با تمام ایمان واعتقادمان, نه در حرف بلکه در عمل با مولایمان عهد ببندیم.

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد؟

                                 ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست



یاد باد آن شهیدان دین را یادباد!!

مراسم گرامیداشت شهیدان مهدی و حمید باکری

یاحسین بن علی ادرکنی

رونمایی از ضریح جدید امام حسین(ع)


ای حسین جان تو برای ما شیعیان جان جهانی در این روزگارظلم مسلمان نمایان وظالمین بر ما تو اگر نباشی که خون خدایی ماهیچیم خدایا فرج مولایت رابرسان تا انتقام خون حسین بن علی بستانیم




http://www.arshnews.ir/images/docs/000046/n00046976-b.jpg
 
 

 

نگاهی کوتاه به زندگی پربار شهید تهرانی مقدم (ره)

 
حسن تهرانی مقدم 6 آبان ماه 1338 در محله سرچشمه تهران متولد شد.به علت شغل پدرش (محمود تهرانی مقدم)، که به پیشه خیاطی مشغول بود، به محله شکوفه و سپس به محله بهارستان نقل مکان کرد و مقاطع ابتدایی و دبیرستان را در همین مناطق گذراند.

ورود به فعالیت‌های مسجدی در مسجد زینب کبری(س)؛ 1348

در مسجد زینب کبرای سرچشمه، زیر نظر آیت‌الله سیدعلی لواسانی امام جماعت و مدیر مسجد،‌ تعلیمات دینی و مقدمات آشنایی با اسلام را فرا گرفت و به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد شروع به فعالیت کرد. این گروه سرود، هسته‌ اصلی گروه سرودی بود که در روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد و در مراسم استقبال از امام(ره) به اجرای برنامه پرداخت.

روایت آیت‌الله لواسانی از آن دوران: «محل ما خیابان امیرکبیر،‌ کوچه آمیز محمود وزیر است. آنجا یک مسجد و یک حوزه علمیه داریم و خانه ما هم کنار مسجد است. وقتی می‌رفتیم برای نماز، کارهای دیگری هم می‌کردیم. مثلا با نوجوانان کارمی‌کردیم و برایشان نامه داشتیم. یک گروه سرود هم درست کرده بودیم که در روزهای انقلاب برای خودش، برو بیایی داشت».حسن تهرانی‌مقدم

قبولی در دانشگاه در مقطع کاردانی؛ 1356

شهید بزرگوار حاج حسن تهرانی‌مقدم پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع(برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد.

همراهی در مبارزات انقلابی؛ 1357

همزمان با اوج‌گیری فعالیت انقلابی، تحت تاثیر برادرش (محمد) به صف انقلابیون پیوست.او در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیت‌های زیرزمینی، نارنجک‌های دستی می‌‌ساخت که با استفاده از سه راهی لوله آب تولید می‌شد. شب 22 بهمن در میدان امام حسین(فوزیه سابق) با پرتاب نارنجک دستی یک خودروی نظامی ارتش را مصادره و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد.

اخذ مهندسی صنایع؛ 1358

حسن تهرانی مقدم در سال 1358، در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد.

عضویت در سپاه پاسدران؛ تیرماه 1359

تهرانی مقدم در 21 سالگی و در ابتدای شکل‌گیری رسمی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول اطلاعات منطقه‌ی 3 سپاه شمال، مشغول به فعالیت شد و تا 59/7/31 در این سمت باقی ماند. در زمان بروز ناآرامی‌ها در نقاط مرزی که مهم‌ترین آنها حوادث تجزیه‌طلبانه در کردستان بود، سپاه را در 15 ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی کرد.با این رویکرد تا شهریور 1359 که کشور در آستانه هجوم رژیم بعث عراق قرار گرفت، حداکثر توان رزمی سپاه، تعداد معدودی گردان‌های رزمی بود که با روش‌های چریکی و غیر کلاسیک، درگیر مبارزه با اشرار وضد انقلابیون مسلح در کردستان شدند.

سنگین‌ترین سلاحی که در آن دوران در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپاره‌انداز و آرپی‌جی و تیربار بود، در حالی که در همین وضعیت، ضد انقلابیون در کردستان، حتی به توپخانه نیز مجهز بودند.

حسن تهرانی‌مقدم

شاید آمار کل سلاح‌های سپاه در آن مقطع از چند هزار تفنگ G3 ، کلت، آر پی‌جی و ده‌‌ها قبضه خمپاره‌انداز تجاوز نمی‌کرد.

اعلام رسمی قصد ترور شهید تهرانی‌مقدم در رادیوی منافقین

محمد تهرانی‌مقدم(برادر شهید) درباره تهدید کردن شهید حاج حسن تهرانی‌مقدم از سوی منافقین می‌گوید: « بردارم چند بار از جانب گروهک تروریستی منافقین تهدید شد به دلیل آن‌که موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما می‌زنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در دستور کار داشتند و می‌خواستند هر دوی آنها را ترور کنند که یک گروه از آنها دستگیر شدند».

جرقه‌های شکل‌گیری توپخانه سپاه؛ 1359

بعد از عملیات ثامن‌الائمه که منجر به رفع محاصره آبادان شد‌، از جمله غنائم به دست آمده از عراق، یک آتشبار توپخانه 155 میلیمتری کششی بود که از جانب دشمن در شمال آبادان، بین دارخوین و پل مارد مستقر بود.این آتشبار توپخانه بلافاصله تعمیر و عملیاتی شد و در همان منطقه، علیه دشمن به کار گرفته شد. سه ماه بعد در عملیات فتح بستان، مجددا یک گردان توپخانه 130 میلیمتری و یک آتشبار 105 میلیمتری پرتغالی ارتش عراق از سوی رزمندگان تیپ 14 امام حسین(ع) اصفهان به غنیمت گرفته شد که این گردان به دستور حسین خرازی(فرمانده تیپ) سازماندهی شده و در عملیات فتح المبین در پشتیبانی از گردان‌های مانوری بسیجی مبادرت به اجرای آتش کرد.

حسن تهرانی‌مقدم

این دو اتفاق، مبدا شکل‌گیری توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

  • شهادت برادر؛ عاشورای 59

علی تهرانی‌مقدم، ظهر عاشورای سال 59 در اوایل جنگ و در محاصره سوسنگرد به شهادت رسید.

  • مسئولیت تطبیق آتش خمپاره‌ای سپاه در قرارگاه کربلا در عملیات طریق‌القدس؛ آذر 1360


حاج حسن بعد از عملیات ثامن‌الائمه، متوجه ضعف آتش پشتیبانی خودی مستقر در خطوط مقدم جنگ شد،. مدت‌ها روی این موضوع فکر کرد و سرانجام در پاییز 1360 طرح ساماندهی آتش پشتیبانی (خمپاره‌اندازها) را به صورت سنجیده و مدون تقدیم حسن باقری کرد.نامه را محسن رضایی(فرمانده وقت کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) امضا کرد و تحویل حسن باقری داد و حسن باقری آن را به حسن مقدم داد.

حاج حسن نامه تایپ شده را خواند و دید طرح خودش درباره ساماندهی خمپاره‌اندازها به منظور پشتیبانی از نیروهای پیاده است.در نامه خطاب به فرماندهان قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح سپاه در جبهه‌های جنوب آمده بود: «برادر حسن مقدم به عنوان فرمانده پشتیبانی‌کننده آتش‌های خمپاره‌ای سپاه معرفی می‌شوند؛ لازم است با او همکاری کنید».

حسن تهرانی‌مقدم

تاسیس توپخانه سپاه؛ 1361

شهید حسن تهرانی‌مقدم این اتفاق را این‌گونه روایت می‌کند: «عملیات فتح‌المبین تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا رشید می‌دادم، دیدم آقا رشید باخنده می‌گوید«مقدم برو توپخانه سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه». گفتم آقا رشید ما داریم خمپاره را سازماندهی می‌کنیم. در عملیات فتح‌المبین (اگر اشتباه نکنم)148 قبضه انواع توپ‌های روسی به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه 9 تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپ‌ها را بیاوریم و سازماندهی کنیم. شهید بزرگوار حسن شفیع‌زاده اولین نفری بودکه رفتم دنبالش. بعد از عملیات فتح‌المبین از تیپ‌المهدی شوش آوردمش پیش خودم و آقای محمد آقایی که از مسئولین توپخانه سپاه بودند، به انضمام شهید ناهیدی. این بچه‌های نخبه باهوش را جمع کردیم و توپخانه سپاه راتشکیل دادیم».

روایت برادر شهید از شکل‌گیری توپخانه سپاه پاسداران

برخی دوستان زمانی که شنیدند یک جوان متعهد به عنوان فرمانده توپخانه انتخاب شده،‌ خندیدند و برخی هم به تمسخر گرفتند و گفتند که نه توپی وجود دارد و نه توپخانه‌ای، اما برای توپخانه فرمانده گذاشته‌اند! اخوی ما همان موقع گفت توپ‌های ما آن طرف است و اشاره کرد به نیروهای صدامی. چند روز بعد عملیاتی شکل گرفت که با انجام موفقیت‌آمیز آن، موفق شدند یک گردان توپخانه ارتش رژیم صدام را به غنیمت بگیرند و با همین توپ‌های غنیمتی، توپخانه سپاه شکل گرفت. ایشان در همان زمان موفق شد سازمان توپخانه را پایه‌ریزی کند.

حسن تهرانی‌مقدم

راه‌اندازی مرکز تحقیقات فنی توپخانه در اهواز؛ 1361

شهید تهرانی مقدم از راه‌اندازی این مرکز اینگونه یاد می‌کند: «در آن زمان توپ‌های غنیمتی ما 156 قبضه بود که همه آنها در دشت عباس و چناله به غنیمت گرفته شده بودند.ما برادران ارتشی را برای آموزش این توپ‌ها دعوت کردیم که یک تیم از توپخانه‌ ارتش برای ما اعزام شد و وقتی توپ‌ها را دیدند گفتند این توپ‌ها روسی هستند و آموزشی که ما دیده‌ایم توپ‌های آمریکایی بوده و کاربرد این توپ‌ها را نمی‌دانیم. ما می‌خواستیم از این توپ‌ها در عملیات بیت‌المقدس استفاده کنیم ولی هیچ آموزشی ندیده بودیم. توپ‌های زیادی با مهمات خوبی داشتیم ولی برای ما کارآمد نبودند. برادر بهمن چیره‌دست به دلیل تخصصی که داشتند، توپ‌ها را راه‌اندازی کردند و مرکز تعمیر و نگهداری توپخانه راه‌اندازی شد و توپ‌ها راهی عملیات شدند. دومین نفری که به یاری ما شتافت،‌ شهید ناهیدی بود که آموزش‌های لازم را خیلی با حوصله برای استفاده از وسایل غنیمت گرفته شده مثل ترتیل‌های فلزی،‌ دوربین‌های پاکدو و تجهیزات نشانه‌روی به ما دادند».

آغاز زندگی مشترک؛ 1361

پدر حاج حسن (محمود تهرانی‌مقدم) در سال 1361 از دنیا رفت و حسن با وجود مشغله فراوان در جنگ با اصرار خانواده، زندگی مشترک را آغاز کرد.

راه‌اندازی فرماندهی موشک سپاه؛ آبان 1362

روایت سردار زهدی:«آبان سال 1362 به برادر حسن تهرانی‌مقدم که صاحب ایده‌های بزرگی در این زمینه بود،‌ ماموریت راه‌اندازی و سازماندهی "فرماندهی موشکی زمین به زمین سپاه" محول شد».

شلیک توپ به سمت بصره؛ بهمن 1362

جضرت امام(ره) با مقابله به مثل حملات موشکی عراق موافقت کردند.جمهوری اسلامی ایران در آن زمان فاقد سامانه موشکی بود و مقابله به مثل، تنها در سطح توپخانه‌ای صورت می‌گرفت.در جلسه‌ای که سردار مقدم به عنوان فرمانده توپخانه سپاه حضور داشت،‌ قرار شد شهر بصره با توپ‌های 130 میلیمتری که حداکثر برد آنها 28 تا 30 کیلومتر بود، مورد حمله توپخانه‌ای قرار گیرد.

حسن تهرانی‌مقدم

شلیک اولین موشک به سمت عراق؛اسفند 1363

21 اسفندماه 1363 اولین موشک ایران به کرکوک شلیک شد.دومین موشک هم در بامداد 1364/12/23 به بانک 18 طبقه رافدین بغداد اصابت کرد و موشک بعدی در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر از فرماندهان عراقی را به هلاکت رساند.

روایت سردار زهدی از این اتفاق به این شکل است: «وقتی که بنا شد اولین موشک را خود برادران سپاه به سمت بغداد شلیک کنند، با هم به کرمانشاه رفتیم. مقدمات کار فراهم شد و باشگاه افسران بغداد را هدف گرفتیم. مرحوم شهید مقدم پیشنهاد کرد اول دعای توسل بخوانیم و بعد از دعا به زبان فارسی با خدا صحبت کرد و گفت: «خدایا ما نمی‌خواهیم مردم عراق را بکشیم. ما می‌خواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقی‌ها را می‌کُشند. خدایا این موشک را به باشگاه افسران بزن». موشک شلیک شد و همه پای رادیو نشستیم. پس از چند دقیقه رادیو بی‌بی‌سی اعلام کرد "یک موشک، باشگاه افسران بغداد را منهدم کرده و تعداد زیادی از افراد حاضر در آن کشته شده‌اند". من پیشانی شهید مقدم را بوسیدم و گفتم این به هدف خوردن موشک نتیجه اخلاص و پاکی تو بود».

حسن تهرانی‌مقدم

انتصاب به عنوان فرمانده موشکی نیروی هوایی سپاه؛ شهریور 1364

پس از صدور فرمان تاریخ امام (ره) مبنی بر تشکیل نیروهای سه گانه سپاه پاسداران،‌ شهید مقدم در سال 1364 به سِمت فرماندهی موشکی نیروی هوایی سپاه منصوب شد.روایت محسن رضایی از این ماجرا بدین ترتیب است: «جنگ شهرها که آغاز شد، صدام به شدت شهرهای ما را با موشک و بمباران هوایی مورد حمله قرار می‌داد و فشار خیلی زیادی روی ما می‌آمد. من یک روز برادر محسن رفیقدوست را که مسئول لجستیک سپاه بود خواستم و گفتم ما چاره‌ای نداریم جز اینکه جواب موشک‌ها را با موشک بدهیم، لذا ایشان را فرستادیم سوریه و لیبی و در آخر جنگ هم کره شمالی. بعد دیدم باید ساماندهی موشک‌ها را خودمان انجام دهیم.
 
بعد از مشورت با برادران رشید، صفوی و شمخانی به این نتیجه رسیدم که فرد مناسب برای این کار حسن تهرانی است. ایشان را فراخواندیم و گفتیم توپخانه را بسپار به شفیع‌زاده و خودت با تیمی از دوستانت یگان موشکی را تشکیل دهید. ایشان کمی به من نگاه کرد و چیزی نگفت. بعدها برادر جعفری مسئول زرهی سپاه به من گفت در سوریه که بودیم حسن به من گفت: برادر محسن از من خواسته تیپ موشکی تشکیل بدهم. توپخانه را می‌شد کاری کرد، ولی موشک‌ها خیلی پیچیده‌اند. به هر حال باید با توکل این کار را انجام دهیم».

حسن تهرانی‌مقدم

تلاش برای استقلال در صنعت موشکی؛ 1365

از 20 مرداد 1365 تا 10 دی 1365 بعد از عملیات والفجر 8 و قبل از کربلای 4، لیبیایی‌ها در همکاری موشکی کارشکنی کردند و ما توان جواب دادن نداشتیم. ما در 20 مرداد 1365، پالایشگاه نفتی الدوره عراق را زدیم. در این مقطع پنج موشک زدیم ولی به دلیل کارشکنی لیبیایی‌ها 35 روز توان پاسخ نداشتیم. لیبیایی‌ها 38 ایراد روی سکوی قطعات گذاشته بودند. بعضی از قطعات همزمان با مذاکراتی از کره شمالی وارد شد.

به روایت محسن رضایی: «قذافی فکر کرده بود با دادن تعدادی موشک می‌تواند دل مارا به دست بیاورد و امام بعد از گذشت چند سال از انقلاب به او اجازه ملاقات می‌دهد که به ایران بیاید، بنابراین چندین موشک به همراه لانچر پرتاب و تعدادی کارشناس را به ایران فرستاد. همین که ما مشغول کار با آنها شدیم، شنیدیم که پادگانی که برایشان در نظر گرفته‌ایم را ترک کرده‌اند و به همراه قطعاتی از موشک‌ها به سفارت لیبی رفته‌اند، به طوری که نمی‌توان از موشک‌ها استفاده کرد. حسن و تیمش ظرف دو ماه این موشک‌ها را عملیاتی کردند و به محض اینکه عراق موشک زد، ما هتل الرشید را که محل تجمع دیپلمات‌ها بود زدیم».

حسن تهرانی‌مقدمراه‌اندازی یگان موشکی حزب‌الله در لبنان به روایت برادر؛ 1366-65

محمد تهرانی مقدم برادر شهید از این رویداد چنین سخن می‌گوید: «حاج حسن‌ حتی به لبنان هم آمد و یگان موشکی حزب‌الله را در آنجا ایجاد کرد. تقریباً در سال 66-65 بود. بچه‌های حزب الله لبنان بسیار دوستدار حاج حسن‌آقا بودند. با کارهایی که ایشان انجام داد، حزب‌الله موفق به تجهیز سلاح‌هایی شد که هرگاه صهیونیست‌ها شرارتی می‌کردند، با پاسخ دندان‌شکن مواجه می‌شدند. الان هم قاطعانه بگویم، رژیم صهیونیستی اگر هرگونه عملیات یا تهدیدی را علیه جمهوری اسلامی داشته باشد، از ناحیه موشک‌های حزب‌الله لبنان مشت محکمی را دریافت خواهد کرد که قلب تل‌آویو را زیر و رو می‌کند. باید بگویم بهترین هدیه حاج حسن آقا به مردم و حزب الله لبنان، آموزش و انتقال تجربیات موشکی به این کشور بود، به طوری که در جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۲۲ روزه غزه، پیروزی حزب الله و بچه‌های حماس علیه صهیونیست‌ها مدیون همین آینده‌نگری ایشان بود که رزمندگان حزب‌الله را آموزش دادند. از همین طریق بود که حزب‌الله توانست سیستم موشکی‌اش را ایجاد کند و نه تنها مانع پیشرفت رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان شد بلکه تمام نقشه‌های صهیونیست‌ها را نقش بر آب کرد».

دستیابی به "نازعات" اولین موشک ایرانی؛ 1366

به روایت سردار نامی: «همزمان با انجام عملیات‌های مقابله به مثل موشکی و با پیگیری‌هایی که خود سردار مقدم داشتند، در اواخر جنگ به یک سامانه موشکی و راکت ساخت داخل دست پیدا کردیم به نام راکت نازعات، که بردش بین 80 تا 120 کیلومتر است و با تلاش‌هایی که انجام داده بودند به 150 کیلومتر رسیده بود. از دلایل طراحی و ساخت این سامانه، کمک در کنار موشک اسکاد بود که بتواند با یک نواخت تیر بالا قدرت مقابله با جنگ شهرها را داشته باشد. موشک اسکاد، موشک گران قیمتی است و به لحاظ آماده‌سازی و کم و کیف پرتاب برای اهداف خاص استفاده می‌شود. ما بعضا اهدافی داشتیم با ابعاد گسترده که حتما نیاز به دقت یا قدرت انفجار زیاد داشت، منتها تنها سامانه‌ای که داشتیم همین اسکاد بود و لذا از همان مقطع، همزمان با فعالیت تحقیقاتی جهت ساخت موشک‌های اسکاد، ساخت سامانه‌های ارزان قیمت و دارای قدرت مانور بالاتر نیز آغاز شد، تا بتوانیم بعضی از اهدافی را که ارزش و اهمیت چندانی ندارد با آن سامانه مورد اصابت قرار بدهیم. همانجا تلاش و پیگیری برای ساخت و تولید موشک نازعات در اولین قدم طرح‌ریزی شد و در دستور کار قرار گرفت که ما در پایان جنگ، یعنی اواخر سال 1366 موفق شدیم به این سامانه دست پیدا بکنیم».

شرکت در عملیات مرصاد؛ مرداد 1367

به روایت سردار نامی: «در بحبوحه عملیات مرصاد دیدیم سردار مقدم به عنوان یک خدمه پای یک خمپاره 120 در حال شلیک به سمت دشمن و منافقین است. سردار مقدم یعنی کسی که به عنوان فرمانده موشکی در حال انجام وظیفه بود وقتی ضرورت را احساس می‌کند، می‌آید به عنوان یک خدمه 120 به مقابله با دشمن».

حسن تهرانی‌مقدمموفقیت در ساخت شهاب3 ؛ 1377

روایت سردار «عباس خانی آرانی» جانشین فرمانده توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه، از این اتفاق بدین ترتیب بود: «درست است که وزارت دفاع به عنوان واحد پشتبیانی کننده نیروهای مسلح در بحث ساخت موشک «شهاب 3» وارد می‌شود، اما عمده کارهای تحقیقاتی‌اش را شهید مقدم انجام داده بود. این شهید عزیز عقیده داشت نباید چیزی را دیگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند. به عبارت دیگر می‌گفت اگر نیروهای مسلح ما درک کردند بنابر نوع تهدید به چه ابزاری برای مقابله نیاز دارند، باید برای تولید آن گام بردارند. زیرا متخصصان داخلی کشورمان از توانمندی و قدرت عمل بسیار بالایی برخوردار هستند».

ساماندهی صعود بزرگ به قله دماوند؛ 1381

روایت سردار «یدالله مکاری» مسئول هیات کوهنوردی سپاه از این صعود بدین شکل است: «کاری که سردار حسن مقدم انجام داد، کاری بس دشوار و بزرگ بود ولی از آنجا که قربة الی‌الله بود و همراه با توکل و نشأت گرفته از نام ائمه و یاری گرفتن از آنها بود،‌ باموفقیت به انجام رسید. صعود به قله دماوند بدون شک برای اولین و آخرین بار بود که اجرا شد. در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) از چهارده یال کوه دماوند با نام چهارده معصوم با شرکت 5 هزار کوهنورد از سراسر رده‌های سپاه انجام شد که از این تعداد، 4137 نفر آنان موفق به صعود بر بام ایران یعنی قله دماوند شدند و حدیث کسا را آنجا قرائت کردند».

جانشین نیروی هوا فضای سپاه؛ 1384

شهید تهرانی مقدم در تاریخ 1384/7/1 به عنوان جانشین سردار علی زاهدی در نیروی هوا فضای سپاه پاسداران منصوب شد.

رئیس سازمان جهاد خودکفایی سپاه؛ آذر 1385

25 آذرماه 1385 بود که حاج حسن مقدم به عنوان مشاور فرمانده کل سپاه در امور موشکی و رئیس سازمان خودکفایی سپاه انتخاب شد.

شهادت

سردار حسن تهرانی‌مقدم تا روز آخر عمر نیز به عنوان مسئول این سازمان در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیر بنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود و در روز شهادتش (21 آبان 1390) در پادگان امیرالمومنین(ع) شهرستان ملارد در حالی که برای آزمایش موشکی، آماده می‌شد، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیع زاده، حسن غازی،‌ غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقی‌خواه و ...) پیوست.

گزیده‌ای از سخنان پدر موشکی ایران

گزیده‌ای از سخنرانی سردار شهید تهرانی‌مقدم در سال 1387 در جمع پیشکسوتان توپخانه و موشکی سپاه: «... برتری ارتش در دو بخش بود یکی در بخش‌های هوایی و هوانیروز و یکی توپخانه، ارتش حاضر نبود تحت هیچ شرایطی این برتری را از دست بدهد و وارد شدن ما به عرصه برتری ارتش خط ممنوعه‌ای بود که در آن زمان، شهید صیاد شیرازی با همت و مردانگی و افق بلندی که داشتند این سد را شکستند و ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور شهید صیاد شیرازی وارد ارتش شدیم و اولین دوره عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم.

خاطره‌ای هم از شهیدصیاد شیرازی خدمت عزیزان بگویم. ایشان شاگرد اول دوره آموزشی افسران اعزامی کشورهای خارجی به آمریکا در رسته توپخانه بودند. چندین کشور بودند که افسران خود را برای آموزش به آمریکا می‌فرستادند؛ از ایران هم شهید صیاد شیرازی اعزام شده بودند که در بین افسران کلیه کشورها ایشان شاگرد اول شدند.

حسن تهرانی‌مقدم

ایشان وقتی که به جلسه امتحان رفتند و امتحان برگزار شد و نتیجه‌ها آمد و به نمره خودشان اعتراض داشتند چون نمره (A) نگرفته بودند شاگرد اول نمی‌شدند و یکی از شاگردهای کشورهای دیگر شاگرد اول می‌شد. مسئول آموزش گفتند دوباره امتحان می‌گیریم و شما با امتحان موفق، حرف خودت را می‌توانی ثابت کنی.
 
وقتی که وارد اتاق مسئول آموزش شدند سؤال‌ها را برای من نوشتند و از اتاق بیرون رفتند و من شروع کردم به پاسخ دادن سؤالات و در همان هنگام دیدم کتابی که از روی آن سؤال طرح شده بود روی همان میز است، در همین حین که وسوسه شدم برای باز کردن کتاب و نوشتن جواب‌ها پیش خودم فکر کردم که حتماً به من اطمینان کرده است که کتاب را اینجا گذاشته؛ با خودم جنگیدم و گفتم هیچ چیزی بهتر از پاکی و صداقت نیست و سؤالاتم را نوشتم تا تمام شد و در همین هنگام بود که دیدم از پشت پرده بیرون آمد و من را نگاه کرد و گفت شاگرد اول واقعی تو هستی و می‌خواستم امتحانت کنم؛ من یاد گرفتم که صداقت از آنِ مسلمان‌هاست و به شما افتخار می‌کنم».

شهید حسن تهرانی‌مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال  دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود.این شهید گرانقدر تقریبا ۲۵ سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت.
بازنشر از پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

چقدر بی حیا شده اند این زن ها !!( موعظه ای اخلاقی از استاد اخلاق آیت الله مجتهدی رحمت الله علیه )

به گزارش اروم نیوز، ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که در سال ۸۶ بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم.

آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که در دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.

حیای از پروردگار

یک آیه در قرآن دارد که افراد خیانتکار کارهای بدشان را از مردم قایم می‌کنند ولی از خدا قایم نمی‌کنند. مخفی می‌کنند از مردم که گناهی که می‌کنند، کسی نبیند ولی از خدا خجالت نمی‌کشد. آدم باید با حیا باشد، همانطور که از خلق حیا می‌کند از خدا هم حیا بکند که یکی از جنود عقل است.

عقل و دین ندارد کسی که حیا ندارد

کسانی که حیا ندارند، اینها عقل ندارند. دین هم ندارند. «لا دین لمن لا حیاء له»؛ یعنی کسی که حیا ندارد شرم ندارد. همین طور گناه می‌کند. دین ندارد. دیده‌اید مردم چطور می‌آیند در خیابان؟ این‌ها حیا نداردند. حدیث داریم: حیا خوب است ولی از زن‌ها بهتر است. زن‌ها باحیا باشند بهتر است. الآن ما چقدر زن بی‌حیا داریم در این مملکت‌مان؟ تازه با اینکه جمهوری اسلامی شده. خدا رحم کرده است که جمهوری اسلامی شده است و این طور است اگر اسلام نبود چه می‌شد؟

چادری‌هایی که خیال می‌کنند با حجاب‌اند

چقدر بی‌حیا شده‌اند زن‌ها؟ حتی چادری‌هایمان هم؛ چادری‌ها خیال می‌کنند با حجاب‌اند؟ دست بی‌آستینش را از لای چادر می‌آورد بیرون از بقال و عطار جنس می خرد. میوه می‌خرد. نانوایی می‌رود. غالب نانوایی‌ها، زن‌ها بیشتر از مردها هستند. نگذارید زن‌ها بروند. خودتان بخرید. اگر زن‌ها بروند و شما در خانه بنشینید، این علامت بی‌غیرتی است. نگذارید زن‌ها بروند. زن باید در خانه باشد.

آیه‌اش را بخوانم: «یستخفون من الناس و لا یستخفون من الله...» آیه ۱۰۸ نساء این در مقام مذمت افراد خائن است؛ یعنی مخفی می‌کنند کارهایشان را از مردم ولی از خدا مخفی نمی‌کنند. ما باید بدانیم خدا ناظر است. چند تا حدیث بخوانم راجع به حیا:

۱-رسول خدا (ص) می‌فرمایند: «استحیوا من‌الله، حق الحیاء». حیا کنید از خدا [ به اندازه] حق حیا. حسابی حیا کنید از خدا. هان طور که از بنده خدا حیا می‌کنید. همان طور که یک راننده به چراغ قرمز که می‌رسد، افسر را می‌بیند، حیا می‌کند، می‌ترسد که نکند جریمه‌اش کنند. چطور می‌ترسد ما هم باید همان طور از خدا بترسیم.

۲- حدیث دیگر: «أعقل الناس أحیاهم»: هر کس حیایش بیشتر است عاقل‌تر است.

بی‌حیا، بی‌نور و بی‌درد نمونه فحش‌های قدیم بود

۳- یک حدیث دیگر هم دارد: «من لم یستحیی من الناس لم یستحیی من الله»: کسی که از مردم حیا نکند از خدا هم حیا نمی‌کند.

الآن غالب مردم بی‌حیا شده‌اند. یک جا یک جوان ۲۰ به یک پیرمرد ۷۰ ساله فحش می‌داد، جسارت می‌کرد، بی‌حیاست دیگر. قدیم ها می‌خواستند به هم فحش بدهند می‌گفتند: ای بی‌حیا، بی‌حیا فحش بود. ای بی‌نور، ای بی‌درد، فحش‌های رکیک نمی‌دادند. لات و لوت‌ها فحش‌های رکیک می‌دادند، فحش‌های بد، ولی متدینین فحش‌های رکیک نمی‌دادند. بد است. خدا دوست ندارد. خداوند از افراد فحّاش بدش می‌آید.

۴- حدیث دیگراز امیر المومنین(ع): «علی قدر الحیا یکون العفة»: عفت به میزان حیا بالا می‌رود: هرچه حیای آدم بیشتر باشد این آدم عفیف‌تر است. باید حیا داشته باشیم از یک بچه ده ساله آدم حیا می‌کند، لذا حدیث دارد که ای بنده من خدا را طوری عبادت کن که انگار دارد تو را می‌بیند. مثل موتوری‌هایی که کلاه ندارند می‌ترسند بگیرند شانف فرار می‌کنند. همان طور که از او می‌ترسی از خدا هم بترس.

اگر معتقد باشى خدا تو را نمى‌بیند کافری

حدیث دارد: تو اگر خیال می‌کنی خدا تو را نمی‌بیند، کافری ولی اگر می‌دانی که خدا تو را می‌بیند و مع ذلک گناه می‌کنی تو خدا را پست‌ترین ناظرین قرار دادی. یعنی از یک بچه ده ساله پست ترقرار دادی؛ چون جلوی بچه ده ساله گناه نمی‌کنی ولی جلو خدا گناه می‌کنی. حدیث را تکرار کنم حفظ کنید.

اگر بدانى که خدا ترا مى‌بیند و نافرمانى کنى، او را پست‌ترین ناظرین قرار دادی

۵- امام صادق(ع): خَفِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ وَ إِنْ کُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ فَإِنْ کُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا یَرَاکَ فَقَدْ کَفَرْتَ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ یَرَاکَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِیَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِینَ عَلَیْکَ. امام صادق (ع ) فرمود: اى اسحاق! چنان از خدا بترس که گویا تـرا مـى‌بـیـنـد، و اگر تو او را نبینى، او تو را مى‌بیند، و اگر معتقد باشى او تو را نمى‌بیند کافر شوى و اگر بدانى که ترا مى‌بیند و سپس نافرمانى او آشکار کنى (با گـنـاهـکـارى به مبارزه او روى) او را پست‌ترین بینندگان خود دانسته‌اى.

حیا از ایمان است

۶- حدیث دیگر: «الحیاء من الایمان والایمان فی الجنة»: حیا از ایمان است و ایمان هم در بهشت

۷- امام باقر(ع): «اَلحَیاءُ والإیمانُ مَقرونانِ فی قَرَنٍ فَإذا ذَهَبَ أحدُهُما تَبِعَهُ صاحِبُهُ»

حیا و ایمان به یک ریسمان پیوسته‏ اند؛ چون یکى برود، دیگرى نیز از پىِ آن برود.

ایمان برود حیا می‌رود؛ حیا برود ایمان می‌رود. این دوتا با هم‌اند.

۸- حدیث دیگر: «أحسن ملابس الاسلام حیا». بهترین پوشش اسلام حیاست

بی‌حیا بودن صدر نفاق است

۹- «الحیاء نورٌ جوهره صدرالایمان»: حیا نوری است که جوهر آن نور، ذات و حقیقت آن صدر ایمان است. یعنی بالاترین مکان و اجزای ایمان از حیا حاصل می‌شود «والوقاحه صدر النفاق و صدر النّفاق الکفر». بی‌حیا بودن صدر نفاق است. این‌هایی که بی‌حیا هستند، گناه می‌کنند. به پیرمرد جسارت می‌کنند. یا به یک عالم می‌رسد، به یک طلبه می‌رسد، بی‌حیایی می‌کنند. این صدر نفاق است و صدر نفاق هم کفر است.

خداوند ان‌شاء الله به همه درجه اعلی حیا را بدهد. همانطور که از خلق خدا حیا می‌کنیم. از خدا هم حیا کنیم.

منبع:افکار نیوز

 
تعداد نمایش: 61

ای مردم همیشه خوب ایران دوستتان دارم!!

ای مردم همیشه خوب ایران                                   

درود برغیرت وشرف ایرانی !! درود برهمت و جوانمردی ایرانیان ! دروبرعفت وپاکدامانی ایرانیان مهربان نمیدانم چگونه بستایم شمایان را و چه بگویم ازبصیرت وبینش نافذتان  ، همهء‌خلقت وسرشت تان را به نیکی میستایم ،‌ایثار وگذشت تان را ارج مینهم وازخداوند برایتان روزگارخوش و آرزوی خیر وبرکت وبهروزی آرزومندم .

ایرانیان دلاور شما و ولی امرتان چه خوب زبان همدیگر را میفهمید ای شرافت مستضعفان جهان می بالم به اینکه هموطن شمایم ومی بالم به اینکه همه باهم با جلوداری آقا ومقتدیمان سید علی عزیز گام درهمان راهی نهاده ایم که خمینی عزیز برایمان آرزوکرده بود .

ای مردم همیشه خوب ایران ای همسایه ها ای ایرانیان اخلاق مدار که به خوبی طریق زندگی کردن با همدیگررا آموخته ایم وهرسال در بیست ودو بهمن دوباره آن را تجربهای شیرین میکنیم به لبخندی می مانیم که با یکدیگر می شکفیم  و به عزمی می مانیم که چون ریشهای مستحکم خاک میهن خویش را پربار ومستحکم میگردانیم .

روز بیست ودوی بهمن ماه سال نود ویک روزی شد که قلبهای مان را باردیگر بخدایمان هدیه دادیم و فطرت پاک وناب را از او ستاندیم تا استواری خویش را از او بگیریم و پیوند فطری ایرانی ها را به تجلی بنشانیم .

سپاسگذاریم ای مردم که هشدارهای رهبر عزیزمان را مبنی بر گذر از پیچ بزرگ تاریخی به گوش جان نشاندید ونیوشاندید و یکسال دیگر باندازهء‌صدسال به انقلاب رفعت و بزرگی را با ایثارخودتان بخشیدید اجرکم عندالله !!

اکنون که در سی وپنجمین سال از عملکرد موفق خودتان رفعت صد سالهء آنرا با ملتهای دیگر اسلامی شاهدید اکنون غنچه های مقاومت وصبر وظلم ستیزی غنچه شور آفرین جان ملتهای مسلمان شده است راه آینده نیز از این جادهء‌بهشتی مقاومت میگذرد جاده که تمامی ظلم وستمهای دوران را در آخر آن شکست خورده ومنهزم خواهیم یافت و با صبر بصیر خویش هدیهء‌آنرا در فرج نور مولایمان حضرت صاحب الزمان خواهیم یافت !!

اللهم عجل لفرج مولانا صاحب العصر والزمان مهدی موعود منتقم الدماء‌الحسین مظلوم شهید به ارض کرببلا!!   

ودوباره شکوفاشد نسیم خوش انقلاب اسلامی

سی وچهار سال همگام با انقلاب  اسلامی                                 

اکنون در آستانه سی وچهارمین سالگرد انقلاب اسلامی قرار داریم در این سی و چهار خوشا بحال آنانی که از امر ولایت فقیه تبیعت کرده و توشهء‌راه خویش را برای آخرت ابدیشان پر بار کردند و راهی جاودان را بهر ما نمایاندند ومست از می الست شادمانه جان به محبوب سپردند !! طوبی لمن احوالهما حول حالنا باحوالهما !!

اینرا میخواهم برای آن کسانی که هوای می الست درسر دارند وشوریده سر و دل به جانان سپرده سر برسجدهء‌محبوب سپرده و سبحان الله عشق شان جز به ندای لبیک دوست خاتمه نمی یابد. عشقی که به رب بی همتا ختم خواهدشد عشقی که اقتدا به کسی دارد که قدقامت آنرا از معمار کبیر انقلاب اسلامی به تقلید نشسته وچنان عطر وبوی خمینی کبیر را درمشاممان آشنای دوباره ساخته است ! اقتدایی که ازشهیدان صدر انقلاب اسلامی بوی آشنایی دارد وشهدای جهاد علمی را ازنسل سوم انقلاب اسلامی معرف حضور قلبی دلهامان ساخته است .

سرایش این سرود هنرمندانه را از شهید آوینی دوباره آغاز کردیم و اکنون که دههء‌سوم انقلاب را پشت سر میگذاریم عطر این اقتدا را باید ازشهیدان دیگرمان : شهید علی محمدی ! شهید شهریاری! شهید احمدی روشن ! وشهدای دیگر سالهای اخیر شهیدان رضایی نژاد و قشقایی بجوییم وآشنای مشام هایمان بگردانیم چرا که بصداقت یادمان دادند که از خدا بخواهیم که درباغ شهادت را نبد د ، این عطر شقایق های انقلاب را ! این عطر خوش فطرت های پاک انسانی مان :

گلبرگ سرخ لاله ها درکوچه های شهر ما

عطر شهادت میدهد

گرامی میداریم سالگرد انقلاب اسلامی را در حالتیکه ما عاشقان شهادت در نوبت ایستاده ایم ! ما دلدادگان شهادت صف بسته ایم تا شاهد شهادت را در آغوش بفشاریم میبینی درباغ شهادت هنوز باز است آری ! زخم خوردهء‌دیگری از انقلاب در گوشه وکنار این مملکت بال گشود ورفت تا عند ربهم یرزقون شود خوشا بحالش ! بهشت بود نصیب احوالش واینها همه این مفهوم را میرساند که ما هنوز زنده ایم ، تا زنده ایم رزمنده ایم تا این انقلاب را با خدا سر وسری هست موج بلندیم که آسودگی ما عدم ماست خدایا خداوندا در سالگرد پیروزی این انقلاب از ذات احدیتتان خواستاریم ظهور حجت را در عمربا برکت این انقلاب محقق وقلب خانواده های شهدا !‌وقلوب پاک مومنین و مومنات را شاد ومسرور به رویت جمال آفتاب نمونش بگردان آمین رب العالمین ٪

                                    

فردی که تمام شیعیان ایران مدیون وی هستند !!

*فردی که تمام شیعیان ایران مدیون او هستند!

من این را بارها گفتم، الان هم این را عرض می‌کنم که ما مدیون و مرهون حضرت سلمان(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن سلمان محمّدی(ص) هستیم. لذا عزیزان! اگر یک مواقعی می‌خواهید که مشکلاتتان هم رفع شود، هر روز یاد حضرت سلمان(اعلی اللّه مقامه الشّریف) باشید. حضرت سلمان(اعلی اللّه مقامه الشّریف) حقّ عظیمی گردن ما دارند. خدا دعای ایشان را که فرمودند: خدایا! طوری شد که کشور من محبّ اهل‌بیت شوند؛ به واسطه آن زحماتی که کشیدند، مستجاب کرد!

حضرت سلمان خیلی زحمت کشیدند. دین ایشان با دین دیگران فرق می‌کند. حضرت سلمان خودش برای دین هجرت کرد، امّا برای آن‌ها پیامبر(ص) آمد!

حضرت سلمان رفت، هجرت کرد، مسیحی شد، بعد از آن‌جا به مدینه رفت. دیگر آخر سر آن راهب به او گفت: برو، دیگر بعد از آن کسی نیست. باید دنبال چنین پیامبری بگردی و او رفت.

تازه این حضرت سلمان، سلمانی بود که طبق بیشتر مستندات اهل جی اصفهان بود و در آن‌جا هم به تعبیر امروزی‌ها، بچّه میلیاردر و تریلیاردر بود. پدرش خان خانان بود و بعد هم ظاهراً فقط حضرت سلمان بچّه پسری بود؛ یعنی شش دختر داشت و یک پسر. لذا همه اموال او به سلمان می‌رسید. امّا سلمان می‌رود به جایی که خودش را برده می‌کند!!! همان‌طور که می‌دانید او برده بود و پیامبر(ص) او را خرید و آزادش کرد!

لذا یک کسی که در آن به ظاهر اوج و عزّت و پول و مال و منال و مقام؛ همه چیز را رها می‌کند؛ بعد خودش را در این همه رنج، زحمت می‌اندازد و این طرف و آن طرف می‌رود تا دنبال حقّ بگردد و بعد هم به یک غلام و برده تبدیل شود؛ فرق دارد با آن‌های دیگری که پیامبر(ص) دنبالشان آمد و فرمود: «انا طبیب دوار» - من طبیب دوره گرد هستم - امّا حضرت سلمان خودش آمد.

برای همین است که بیان فرمودند: «سلمان منّا اهل البیت». برای همین است که روز عروسی امیرالمؤمنین(ع) و بی‌بی دو عالم(س) با این که بالاخره از بنی‌هاشم هم افرادی هستند امّا پیامبر(ص) افسار اسب را دست سلمان می‌دهند!

فردای قیامت هم که داریم خطاب می‌شود: «غضوا ابصارکم» امّا افسار آن ناقه بهشتی که یک چیز عجیب غریبی است، باز دست سلمان است. چه خبر است؟! تا کجا رفته!

لذا دعایش هم مستجاب است، گفت: خدایا! کشور من ایران، محبّ علی بشوند، می‌دانست، حقّ‌شناس بود و حقیقتاً هم فهمید کدام طرف حقّ است.

طوری است که عرض کردم، این را من یک موقعی در کنگره حضرت سلمان بیان کردم که در روایات هست: اباذر خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: یا رسول الله! سلمان یک چیزهایی می‌گوید که ما نمی‌فهمیم. فرمودند: بله، همین طور است!

یا در جنگ‌های بعد از پیامبر(ص)، وقتی یک شهری از روم را گرفتند، همه خوشحال بودند که توانستیم پیروز شویم. حضرت سلمان هم خوشحال بود ولی یک‌دفعه گریان شد و گفت: یک موقع دیگری هم شما پیروز می‌شوید و آن موقع هم خوشحالید، در حالی که باید گریه کرد. گفتند: یعنی چه؟! اگر خوشحالیم چرا باید گریه کرد؟! فرمود: آن موقع بر پسر رسول الله و بر حسین فاطمه پیروز می‌شوید و خوشحالید در حالی که باید گریه کرد. تعجّب کرده بودند که این حرف‌ها چیست که او می‌زند!

یعنی آینده را می‌دید و بیان می‌کرد. طوری است که گفتند: اگر آن چیزهایی را که سلمان می‌داند، به اباذر می‌گفتند، اباذر بر قاتل سلمان درود می‌فرستاد!

آمدند دیدند در خانه یک دیگ کوچک آب گذاشته که دارد می‌جوشد، بعد دیدند زیرش روشن نیست. تعجّب کردند. دوان دوان پیش پیامبر(ص) رفتند، گفتند: آقا این چیست؟! این ساحر است؟! فرمودند: یعنی چه ساحر است؟! بعد به سلمان فرمودند، سلمان گفت: من نمی‌خواستم بفهمند، در باز بود، این‌ها خودشان یک ‌دفعه داخل آمدند، دیدند آتش نیست، آب دارد غل‌غل می‌کند. فرمود: یا رسول‌الله! پول نداشتم، سه روز هم بود گرسنه بودم، نمی‌توانستم یک تکّه چوب هم تهیّه کنم، گفتم: خدایا! این آب جوش بیاید، بتوانم از همین آب استفاده کنم، لذا سلمان این‌گونه است و با دیگران فرق می‌کند.

پس ببینید هدایت تبیین شده امّا یک کسی آن‌طرفی است و یک کسی این‌طرفی.

                                        قسمتی ازسخنرانی آیت الله قرهی

 

شهادت بانوی آب وآیینه فاطمهء‌زهرا تسلیت باد !!

... وفاطمه اول هرسخن !!

این روزها اول وآخرهرسخن فاطمه است یاد او که زنده میشود انسان به یاد اشک وغصه و محبت می افتد ، آدم به یاد معصومیتی می افتاد که از سر کین نادیده گرفته شد !! آدم  بیاد اوج انسانیتی می افتد که با وی علاوه بر اینکه غافلانه برخورد کرده است  برخود نیز ظلم بزرگی روا داشته است . مسلمانان صدر اسلام بجز اندکی این گونه بوده اند غافل وظالم بخود گویی انگار نه انگار که خداوند در قرآن کریم فرموده بود که اگر پامبر از میان شما برود شما آیا به آیین جاهلیت فرو خواهید رفت؟؟

این اتفاقی بود که بعد از رحلت پیامبر افتاد سخنان گهر بار ایشان فراموش شد وحرص قدرت طلبی وریاست بر جامعهء مسلمین چنان در جان پیر وجوان از مسلمین افتاد که شگفت انگیرز بود در این میان ظلم وستم بزرگی بر دامان اهل بیت نشست سخنان پیامبر در روز عید غدیر فراموش شد که هیچ !! حتی سخنان قرآن کریم راجع به اهل بیت ایشان نیز فراموش شد و شیطان براحتی بساط غفلتش را میگشود !! مسلمین یادشان رفته بود که باید با وساوس نفس اماره مقابله کنند بر خانهء‌علی تاختند و علی را دست بسته از خانه بیرون آوردند !! چه راحت فراموش کردند سخنان قرآن را که خطاب به آنان گفته بود که : بگو ای پیامبر من ازشما هیچ نمیخواهم جز مودت با اهل بیتم !! واین مسلمانان بر همان اهل بیت تاختند وخانهء‌آنان به آتش کشیدند وفاطمه را!! این کوثر الهی را میان در ودیوار قرار دادند خانه را به آتش کشیدند مقاومت فاطمه را در هم شکستند او را شلاق زدند !!‌دستش شکستند !! براستی باورتان میشود فاطمه را !!‌آیهء‌کوثر را!! او را که پیامبر فرموده که هرکس او را بیازارد مرا آزرده !!

باورتان میشود فاطمه را که ملائک مقرب به حضورش میرسیدند و او را باذن خدا از آینده خبرمیدادند ؟؟

در چنین روزتلخی که شجاعت فاطمه را در دفاع از اسلام با خشم وهیاهوو بی حرمتی درهم میشکستندآیا تفسیر همان آیه از قرآن نبود که آیا شما به آیین پیش از اسلام بر میگردید؟؟ آری برای اینکه ایمانها سست بود وبساط غفلت از آن گسترده ،و شورش بی دلیل وازسرجهل علیه عترت وقرآن پیامبر !!‌پس تکلیف اسلام این دین آخرالزمانی خدا چه میشد ؟؟ اهل بیت خود، رسالت خویش میدانست وبرای حفظ دین خاتم الانبیاء وارد عمل شد ونخستین قربانی را دراین راه فدیه وهدیه نمود وایشان کسی نبودند جز ریحانهء‌رسول انسیهء‌حورا حضرت فاطمهء زهرا!! تحمل وداع با مظلومترین وبرگزیده ترین از اهل بیت تازه آغاز راه پر فراز ونشیبی بود که امیر المومنین علی علیه السلام آغاز کرده بود وآن سکوتی بیست وپنج ساله بود که اگر ایمان قوی ایشان نبود آیا میتوانستند این صبر بزرگ را در زندگی اتخاذ نموده واساس اسلام را بعنوان یک امانت بزرگ رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم حفظ نمایند ؟؟خروش حضرت زهرای مرضیه خود هشداری به این جهل نسبت به اسلام بود که در زمان خودش با غفلت مسلمین روبروشد واسلام اصیل به انزوا رفت . حضرت نماد مظلومیتی است که بعده ها دامنگیر اهل بیت شد مظلومیتی که اوج آن در زمان امام حسین اتفاق می افتد تا زمان غیبت کبری یوسف زهرا حضرت مهدی موعود عجج الله تعالی فرجه الشریف سومین روز شهادت مظلومانهء‌محبوب قلوب مومنین ومومنات زهرای مرضیه را خدمت دوستداران وشیعیان آنحضرت تسلیت عرض مینماییم .

پاسخی در خور منتقدین !!

دیروز ملت بزرگوار ایران اسلامی قاطعانه پاسخ درخوری به تمام منتقدین و آنانیکه برای سقوط نظام مقدس ما لحظه شماری میکنند داد وآن تمرینی بزرگ برای آمادگی در زمان ظهور مولای اصلی ما حضرت صاحب الامر یعنی حجة بن الحسن العسگری است معادله ای که استکبار سی ودوسال فکر حذف آنرا میکند و لی موفق نمیشود وملت ما هم در این سالیان با عزم وارادهء‌الهی خویش همیشه دست اندرکار باطل السحر این ساحران صهیونیست بوده است . دیروز هم یکی از این روزهای شکوهمند درتاریخ حیات جمهوری اسلامی بود آری همه آمده بودند که بگویند جمهوری اسلامی نه تنها در ایران بلکه در کل جهان دارد محبوب ومحبوب تر میشود اقتصادش آسیب ناپذیرتر میشود !! پیشرفت علمی وفن آوری اش سیر صعودی پیدا میکند !! جوانانش محبتشان برای او بیشتر وبیشتر میشود ودشمن روز به روز ذلیل ترشده وما با قطع وابستگی مان به غرب روز به روز مقتدرتر شده و این راهی است که شهیدانمان پیش روی ما گشوده اند . ما افق های دور را میبینیم تا بتوانیم جاده های بسوی روشنی امام زمان را ببینیم بدانید که درپی هرسختی آسانی ودرپی هر آسانی سختی نهفته است دنیا روزگار سخت وپر مشقتی را پشت سر میگذارد بحران اقتصادی اروپا را فلج میکند ولی ما همچنان ایستادهایم وتحریم ها را باسخت کوشی ونو آوری درتمامی عرصه ها پاسخ داده وخواهیم داد چرا که وعدهء‌خود خداوند است که العزة لله ولرسوله و للمومنین !! عزت وپیروزمندی افتخار آمیز ملت ما در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی برهمگان مبارک باد.

ای امام زمان بپذیر!!

ای امام زمان بپذیر !!

سلام بر آن وجود مبارکی که عدالت به وجودش متبرک میشود و امامت از این ذخیرهء الهی نشات میگیرد و همهء انبیاء‌واولیاء الهی چشم انتظار مقدم ورودش هستند وامت مظلوم نیز هر هفته چنین هستند تا رخسار نورانی اش را ببینند وانتظار شان بسر آید و به بار نشستن عدالت را شاهد باشند .

ای امام زمان ! ای یوسف دلربای زهرا ! روزگار بر شیعیانتان سخت میگذرد یاریمان فرما ای مهدی موعود خود شاهدی که چه بی عدالتی ای در جهان درحق مظلومان روا میشود ! شما خود حاضر وناظری که جوانان وطن اسلامی مارا چه مظلومانه وچه وقیحانه بخاک وخون میکشند امروز سومین روزی است که جوان اندیشمند ومتفکر مصطفی احمدی روشن را از ما جداکردند ولی چه باکمان که همه جانها اگر فدا باید شکر ولی مبادا که خم به ابروی تو ننشیند، ای ای زمان ای گل شکوفای نرگس خاتون این شهیدان همه تقدیم برای تواند ای عصارهء‌تنبیاو اولیاء ای خاتم اوصیا نمیدانم گله از منافقان مستکبر به پیشگاه شما آورم جسارت این بندهء‌کمترین را ببخشائید چرا که در زمانه ای که جنایتکاران دم از قانون میزنند و همین طرفداران حقوق بشر حق بشر را در دستیابی به علوم وفنون مصادره به مطلوب نموده وتنها خود را دارای این اختیار میدانند وتا حذف فیزیکی دیگران نیز پیش میروند گله به چه کسی میتوان عرضه نمود جزشما!! مهدی فاطمه امروز روز شماست و قربانی دیگری از نسل یاران شما که دلهایی چون فولاد داشته و زمزمهء‌قرآن برلبانشان وعزم های استوار در گامهایشان داشتند امروز به خاک سپرده میشود ای امام زمان بپذیر از این امت دردمند و هوشمند بپذیر!! ای خدای رحمان رحیم !! ای خدای موعودما !! اینها همه فدائیان عدالت تواند و فرزند پیغمبر گرامی تو !! ای خدا ببین که این ملت همهء‌اینها را بخاطر فرموده های شما تحمل میکند و بخاطر عدالت مهدوی ای که در ذخیرهء‌عالم ذخیره کرده ای ای خالق بی همتا !! ملت با تقدیم نمودن این شهیدان لیاقت خود را به محضرت ارایه میداردتا لایق پیشوای دردانه ای چون ن مهدی موعود گردد بحق این شهید ارزشمند ما در فرج مولایمان تعجیل بفرما وما رالایق پیشوایی حضرتش قرار بده !! آمین رب العالمین بحرمه محمدا" واله الطاهرین ٪ 

ماه عشق بازی با خدا

 

ماه عشق بازی با خدا

این شرح شهر عشق بازی با خداست

محبوب یگانهرا بدان همانا خداست

چودرهای رحمت بازشد به تبارک طوبی! طوبی!

 زنجیرشده ست شیطان بلطف خدا طوبی! طوبی!

لطف خدا برما جاری وماغافل ز اینهمه الطاف

خدا راببین در لیله القدر لطیف الالطاف !

ترا میبرد به اوج همراه با خود طوبی! طوبی!

وصلت میکنداوبذات خود طوبی! طوبی!

این چنین شد این روز مبارک بر تو پدید

اینهمه برکات بنده کجادید ؟ ندید!

یاد که تو همیشه در معرض نور خدایی آری!!

گشوده است بروی بنده در بارگاهی آری!!

بغفلت خود مانع مشو از نور حق ای بنده

چه مبارک ماهی فرصتی است ترااز حق ای بنده

دانی که فطرت تو با نور سازگارتر است تا با جهل؟؟

نور دائم از ذاتش جوی وتو قهر می کن با جهل

قطره لحظه ای که دمخور شود بانور حق

هر ماه پیش رویش شود عجین شود با نور حق

رمضان مبارک است و بادا تا ابد

قطره  راه یافته راهش باد تا ابد .

سروده در بیست ودوم مردادماه 1389

برابر با دوم رمضان المبارک 1431

هجری قمری