نمیدانم چه بگویم قلبم سنگین شده است و چشمانم چنان اشکبار است که نمیدانم غم این ماتم وشرح این مصیبت را به کجا ببرم آیا میتوانم جز بخدا گلهء این مصیبت عظما را بکنم ؟ خدایا تو خود گفته ای که در دلهای شکسته جای داری دل ما شکسته از این غم ، ما را با ذکر خود تسلا بده ای خدایا نمیدانم خاندان اهل بیت چگونه این مصیبت را تحمل کردند چگونه هنگام رسیدن به دشت کربلا حسین ومردان بنی هاشم بودند وملازمین حرم و ووقت بازگشت همه محارم اهل حرم در خون طپیده بودند دریک بعد از ظهر توفانی خروش نفوس خود فروخته برخاست تا توفان انبیاء و اولیا و اهل بیت عصمت وطها رت را مهار نماید غافل از آنکه انان جان خویش را فدا مینمایند تا ضمانت بقای دین خدا نمایند .

در واقع خاندان اهل بیت عصمت وطهارت برای فدا کردن ارزشمندترین داشته ها ی خویش در راه بقای دین تو از هیچ چیز دریغ نکردند . این همان زیبایی است که حضرت زینب کبری از آن به زیبایی آنچه دیده یاد میکند در حالیکه تاریخ گواه است که آنچه در کربلا گذشت قساوت عده ای کثیر بر علیه عده ای قلیل بود و خصوصا این قساوت در مورد آل هاشم بیشتر وبیشتر میشود پس زینب چه دیده از ورای آنهمه ظلم وستم که از به جز زیبایی توصیف نمیکند ؟ ؟ آنچه زینب کبری که درود خدا نثار او باد در این واقعه عظیم وهجوم شدید مشاهده کرد وآنرا با تمامی وجودش درک نمود وفای بعهد با خدای برادرش حسین و شیعیان از جان گذشته اوکه هم از خاندانش بودند وهم اقتدا کنندگان به او ُ. براستی این وفای بعهد او بود که سپاه دشمن را آنچنان وحشیانه به قتل او ویارانش واداشت ؟ آیا براستی وفای بعهد ایشان وبرادرشان ابوالفضل العباس چنین بر دشمن گران آمده بودکه بی محابا بر آنان تاختند و با کینه ای غیر قابل وصف بر پیکرهاشان تاختند و انتقام کور از این بیگناهان تاریخ ستاندند؟

 بجرات باید گفت آری چون چنان دوران تباهی را مسلمین سپری میکردند که همهء وظایف اسلامی خویش  را بدست فراموشی سپرده وتعطیل نموده ویا حذف نموده بودند . در واقع حاکمیت که خود هدفی غایی برای حاکمان جور وستم شده بود دین را به فرمودهء حضرت علی علیه السلام پوستین وارونه پوشانیده بودند واز اصالت خود دور دور کرده بودند . وقتی کار بدینجا میرسد ضرورت قیام امام حسین مشخص میشود به نظر من حتی اگر امام تنهای تنها هم می بوداین کار را انجام میداد چون کار بنی امیه از تظاهر به دین گذشته بود و وجود یزید بن معاویه ثابت میکرد که دوران تظاهر به دینداری گذشته واو رسالت اجداد فاسقش را برای محو آثار دین اسلام بکار گرفته بود . وقتی او با حتی امام حسین تعارف نداشت آیا روا بود که امام باو تعارف کند ؟ امام بحق خود را وارث پیامبر میدانست و ادای این رسالت عظیم وحفظ بیضهء اسلام جزبا یک فداکاری بزرگ میسر نبود ، فداکاری ای که زنجیره های بعدی آن ضمانت خود را ازخون ایشان گرفت و مریی شده وبر دوش اندک باقی ماندگان مخلص قرار گرفت.

در اینجا امام بعنوان تنها معصوم باقی مانده تفسیر وتعبیر نوین خود را از اصلت مغفول ماندهء آن به همه ارایه میکند و آن نبود جز اینکه امام در شرایط خطیر عاشورایی آن روز دین را امر به معروف دیده ونهی از منکر، و این یعنی خلاصی دین اسلام از ابعاد خرافا تی که ناجوانمردانه به دین الصاق نموده و رنگ واقعی آنرا به نفع خود قلب نموده اند واین همان وفای بعهدی است که ما آنرا پیشتر ذکر کرده ایم . امام علیه السلام میرود ودر میدان قتلگاه به فجیع ترین شکل ممکن به شهادت میرسد واین امانت را به زینب کبری میسپارد تصورش برای ما خیلی سخت است که خواهر بزرگوارایشان و عمهء امت اسلام با از دست دادن برادری که او را بیشتر ازهمه چیز دوست میداشت و محارم حرمش بخصوص حضرت علی اکبر وحضرت عباس بتواند این رسالت را ادا کند .

لحظاتی سخت در پیش روی است بعد از آن هجوم سبعانه بر سپاهیان امام و خود امام وتنهایی زینب کبری حال همان آدمهایی که روی گرگ را در سبعیت سفید کرده اند حال خیمه ها را درامان نخواهند گذارد حال غروب شده و وقت اسیر گرفتن وغنیمت گرفتن است حال وقت تاختن به غنائم جنگی است حال وقت دست اندازی به غنیمت هاست و برای آنان بیدفاع بودن ومدافع داشتن خیمه ها فرقی نمیکند خوب باید آغاز کرد ، باید آتش زد و جنگ ناجوانمردانه را تکمیل کرد .

واین دوباره آغازی است بر پیمودن راه شهدا و این میان زینب کبری چه ها کشید فقط خدا میداند وبس !!آری دستی که برادر بر سینهء پرتک وتاب خواهر گذارده بود معجزهء صبر خویش را درسینهء او هنوز در طپش داشت و زینب تمامی ناملایمات اسارت را به همین خاطر تحمل میکرد او شولای  صبر واستقامت بر گردن داشت و بدان افتخار میکرد او بدرفتاری سپاهیان سعد را بدیده دید و در سینهء دریایی اش با تحمل آنرا آمیخت تا بموعد ادای رسالتش نزدیک و نزدیک تر شود او حالا ساربان ویژهء کاروان اسرا بود او از حالا به بعد باید فریاد حقانیت و شفافیت دین خدا میشد . او حالا دوباره باید رمز آفرینش را تکرار میکرد !! پیمان خدا را در روز الست به یاد مخلوقاتی می آورد که نه تنها به فطرتشان عمل نکردند بلکه بندگان شیطان شدند برای انتقام از فرزندان آدم ابوالبشر !!

همانگونه که خدا به مریم عذرا مسیح امت را عطا کرد تا با یاد آوری خلقت بشر که او را ازچه آفریده است همانگونه نیز این بار رسالت دفاع از دین خود را به دختر وپسری از فرزندان پاک آدم وحوا یعنی فرزندان علی بن ابیطالب و فاطمهء زهرا سپرده بود تا بیایند وشهادت بدهند که خداوندا عبور ما از این امتحان پربلا را قبول فرما وفدیهء ما را در این روز بپذیرکه او خامس آل عباست ،  او همان فرزند حدیث  کساست محبوب دل مصطفی و ملائک عرش اعلی است .

آری حضرت زینب رسالتش را به همراه برادر زاده اش امام چهارم حضرت سیدالساجدین بخوبی در کوفه وشام و مدینه انجام داد تا توانست دوران بازگشت به جاهلیت را چون سدی سدید باشد وبیضهء اسلام ودین نبوی حضرت خاتم الانبیاء را حفظ نماید ، امام حسین در واقع زینب را بخدا سپرد ورفت تا دین اسلام باقی بماند و خداوند هم زینب کبری و حضرت سجاد را بخاطر اخلاصشان حفظ کرد وبه آنان شرح صدر وقدرت بیان و عظمت وجرات و شهامت وشجاعتی عطاء نمود تا او هفتاد ودو قربانی به پیشگاه تو آورد تا بدانی که هنوز آنچه بازدارندهء انسان از شیطان است اخلاص است ، وفا ست ، دینداری است وبر فطرت ماندن است . چیزی که شیطان از آن هراس داشته ودارد وهمیشه خواهد داشت وتا نام حسین بر دل تاریخ تلالو دارد ومرام او باقی است شیطان و وسوسه هایش جایی برای عرض اندام نخواهند داشت .واین شولای سرخ وخونین عشق است که مسیرهای پربلا را در طول تاریخ طی میکند وهرکه را شایسته ببیند بروی نصیب خواهد شد وراه درخشان هدایت او را مشخص خواهد نمود راه عاشورائیان تاریخ ساز!! .