فاطمه دختر امام حسین (ع)از ويکی شيعه پرش به: ناوبری، جستجو برای دیگر کاربردها، فاطمه (ابهام‌زدایی) را ببینید.فاطمه دختر امام حسین(ع) زادروز۵۱قدرگذشت۱۱۷قآرامگاهمدینهمحل زندگیمدینهمخالفانبنی‌امیهدیناسلاممذهبشیعهسوگواری محرمرویدادها
واقعه عاشورا • اسیران کربلا • روز شمار واقعه عاشورا • روز عاشورا • نامه های کوفیان به امام حسین(ع) • واقعه عاشورا (از نگاه آمار)افراد
امام حسین(ع)علی اکبر • علی اصغر • عباس بن علی • زینب کبری • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلاجای‌هاحرم امام حسین • تل زینبیه • حرم عباس بن علی • گودال قتلگاه • بین الحرمین • نهر علقمهمناسبت‌هاتاسوعا • عاشورا • اربعینمراسممرثیه‌خوانی • نوحه • تعزیه • روضه • زنجیرزنی • سینه‌زنی • سقاخانه • سنج و دمام • دسته عزاداری • شام غریبان • تشت‌گذاری • نخل‌گردانی • قمه زنی • راهپيمایی اربعین • تابوت‌گردانی • مراسم تابوتنبو
فاطمه بنت حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) بزرگ‌ترین دختر امام حسین(ع). مادرش امّ اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله است. فاطمه در واقعه کربلا حضور داشت و اسیر شد و در کوفه خطبه خواند و کوفیان را نکوهش کرد. بنابر حدیث امام باقر(ع)، امام حسین(ع) قبل از شهادت، ودایع امامت و وصایای مکتوب خود را به او سپرد و او بعداً آنها را به امام سجاد(ع) داد. وی از پدرش و برادرش امام سجاد(ع) روایت نقل کرده است. محتویات۱ معرفی۲ حضور در کربلا و اسارت۳ جایگاه ۳.۱ انتقال ودایع امامت۳.۲ روایت حدیث۴ خطبه در کوفه۵ در سوگ حسن مثنی۶ وفات۷ پانویس۸ منابعمعرفی
فاطمه دختر حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) و ام‌اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله است.[۱] تاریخ دقیق تولد فاطمه مشخص نیست؛ ولی چون مادرش، نخست همسر امام حسن(ع) بود و بعد از شهادت وی (۴۹ یا ۵۰ق)، به همسری امام حسین(ع) درآمد، تولد وی بعد از شهادت امام حسن(ع) بوده است؛ بنابراین می‌توان احتمال قوی داد در سال ۵۱ هجری به دنیا آمده است.[۲] فاطمه را بزرگ‌ترین دختر امام حسین(ع) دانستنه‌اند.[۳] نقل شده است امام حسین(ع) از میان دو دخترش (فاطمه و سکینه)، فاطمه را شبیه‌ترینِ آن دو به فاطمه بنت رسول الله خواند. این هنگامی بود که حسن مُثَنّی ـ فرزند امام حسن(ع) ـ فاطمه را از امام حسین(ع) خواستگاری کرد.[۴] فاطمه و حسن مثنی پیش از واقعه کربلا ازدواج کردند.[۵]۱ حضور در کربلا و اسارت
فاطمه و همسرش حسن مُثَنّی در واقعه عاشورا حضور داشتند.[۶] حسن در روز عاشورا همراه امام حسین(ع) شجاعانه جنگید و زخمی و اسیر شد. دایی‌اش، اسماء بن خارجه فزاری وی را نجات داد. او در کوفه تحت درمان قرار گرفت و با بازیافتن سلامت خود به مدینه بازگشت.[۷] فاطمه به همراه دیگر اعضای خاندان امام حسین(ع)، به اسارت به کوفه و شام برده شد.[۸] برخی از ماجراهای هجوم به خیمه‌ها و دوران اسارت اهل بیت پیامبر(ص) از او نقل شده است.[۹] میان او و یزید در دربار شام سخنانی رد و بدل گردید.[۱۰] احمد بن‌ علی طبرسی، بحث‌های او با اهل کوفه را آورده است.[۱۱] جایگاهانتقال ودایع امامت
بنابر حدیثی از امام باقر(ع)، امام حسین(ع) قبل از شهادت، ودایع امامت و وصایای مکتوب خود را به فاطمه سپرد و او بعدا آنها را به امام سجاد(ع) تحویل داد.[۱۲] روایت حدیث
فاطمه از تابعین و از راویان حدیث بوده است او از پدرش امام حسین(ع) و عبدالله بن عباس و اسماء بنت عُمَیس، روایت کرده است.[۱۳] نقل شده است که وی از مادر بزرگش حضرت فاطمه(س)، دختر پیامبر(ص)، به صورت مرسل روایت کرده است، و نیز از پدرش حسین بن علی(ع) و عمه‌اش زینب(س) دختر امام علی(ع) و برادرش علی بن الحسین(ع) و عبدالله بن عباس و عایشه و اسما بنت عمیس و بلال نیز به گونه مرسل، روایت کرده است.[۱۴] پسران فاطمه، عبدالله، حسن و ابراهیم، پسران حسن بن حسن (نوه‌های فاطمه)، محمد بن عبدالله بن عمرو، شیبه بن نعامه، یعلی بن ابی یحیی، عایشه دختر طلحه، عماره بن غزیه، ام ابی مقداد هشام بن زیاد، و ام الحسن دختر جعفر بن حسن بن حسن، از او روایت کرده‌اند.[۱۵]
فاطمه را ثقه و از طبقه چهارم راویان دانسته‌اند.[۱۶] خاندان پیامبر (ص)            خدیجه           حضرت محمد        ماریه                                                                                                امام علی    فاطمه قاسم عبدالله رقیه ام‌کلثوم زینب   ابوالعاص ابراهیم                                                                       امام حسین امام حسن ام کلثوم محسن       زینب     امامه                                                                                                                   زید قاسم عبدالله فاطمه حسن مثنی محمد عون علی عباس ام کلثوم   حسن                                             سیده نفیسه         حسن زینب ابراهیم عبدالله محض                                                                               امام سجاد علی اکبر  علی اصغر  فاطمه سکینه رقیه نفس زکیه ابراهیم ادریس                     امام باقر     زید            امام صادق     یحیی                                                          امام کاظم محمد دیباج علی اسحاق ام فروه عبدالله اسماعیل                                                       امام رضا معصومه حمزه اسحاق بن موسی احمد بن موسی ابراهیم محمد   امام جواد                                             امام هادی  موسی    فاطمه   امامه                                           امام عسکری  حسین    محمد   جعفر   امام مهدی  
خطبه در کوفهنوشتار اصلی: خطبه فاطمه صغری در کوفه
فاطمه هنگامی که در اسارت بود در کوفه خطبه‌ای خوانده است. او در این خطبه مصیبت‌هایی را که از جانب کوفیان به اهل بیت امام حسین رسیده است یادآور می‌شود. محتوای خطبه عبارت است از: حمد و ثناء خداوند و اقرار به رسالت پیامبر(ص).شهادت امام حسین(ع).عدم یاری کوفیان و شهادت امام علی(ع).جایگاه و فضائل اهل بیت(ع). سرزنش کوفیان.وعده‌ عذاب دنیوی و اُخروی به کوفیان.[۱۷]در سوگ حسن مثنی
گفته شده فاطمه پس از درگذشت حسن مُثَنّی، یک سال بر مزار او به سوگ نشست و روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌پرداخت.[۱۸]
فاطمه پس از درگذشت حسن مثنی، با عبداللّه‌ بن عمرو بن عثمان ‌بن عفان ازدواج کرد.[۱۹] پس از مرگ عبداللّه، عبدالرحمان‌بن ضحاک، والی مدینه، از فاطمه خواستگاری کرد که او نپذیرفت.[۲۰]
فاطمه از حسن مثنی، چهار فرزند به نام‌های عبدالله، ابراهیم، حسن و زینب داشت[۲۱] و از همسر دومش عبدالله بن عمرو بن عثمان، دارای سه فرزند به نام‌های محمد دیباج، قاسم و رقیه شد.[۲۲] بیشتر فرزندان و نوادگان وی، در مبارزه با خلفای بنی عباس به شهادت رسیدند یا زندانی شدند.[۲۳] وفات
گفته شده است فاطمه دختر امام حسین(ع) در حدود سال ۱۱۷ هجری و در مدینه درگذشت.[۲۴] همچنین برخی از مورخان بدون اشاره به تاریخ وفات، گفته‌اند او در هنگام وفات، نود سال داشته است.[۲۵] در دیگر منابع آمده وی در زمان خلافت هشام‌ بن عبدالملک (حکومت: ۱۰۵ـ۱۲۵ق) درگذشت.[۲۶] قبری در قبرستان باب الصغیر به وی منسوب است.زیارتگاه‌های اهل بیت و اصحاب ائمه (ع) در سوریه نوشته احمد خامه‌یار فصلنامه وقف میراث جاویدان، شماره ۷۶، زمستان ۱۳۹۰، صص۸۷-۱۲۶ پانویس↑ شیخ مفید، الارشاد،۱۴۱۳ق، ج ۲، ص ۴۹۱؛علامه مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج ۴۵، ص ۳۲۹؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج۳، ص ۲۱۴. ↑ محمدی ری شهری، دانشنامه امام حسین(ع)، ۱۳۸۸ش، ج۱،ص۳۵۱ ↑ طبری،تاریخ الطبری،۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۴؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۸۶. ↑ رجوع کنید به: شیخ مفید، الارشاد،۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۵. اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۳۸۵ق، ص۱۲۲. ↑ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۲۱ق، ج۷۰، ص۱۷؛ابن قتیبه، المعارف ،۱۳۹۰ق، ص۲۱۳؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص ۴۷۳. ↑ شیخ مفید، الارشاد،۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۵ و ۱۲۱. ↑ شیخ مفید، الارشاد،۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۵؛ ابن‌طاووس، لهوف،۱۳۷۸ش، ص۶۳. ↑ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق،ج۴، ص۸۶؛ شیخ مفید، الارشاد،۱۴۱۳ق،ج ۲، ص ۱۲۱ ↑ ر.ک: صدوق، الامالی، ۱۳۷۶ش، ص۱۶۴؛ شیخ مفید، الارشاد،۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۲۱. ↑ ر.ک: طبری،تاریخ الطبری،۱۹۶۷م، ج ۵، ص ۴۶۴ ↑ طبرسی،الاحتجاج،۱۴۱۶ق، ج ۲، ص ۲۷۲۹. ↑ صفّار قمی، بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ص۱۸۵؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص ۳۰۳. ↑ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۲۱ق، ج ۷۰، ص ۱۰؛ مزّی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۵ق،ج ۳۵، ص ۲۵۴-۲۵۵. ↑ ابن عساکر، تاریخ دمشق،۱۴۲۱ق، ج۷۰، ص۱۰؛مزی، تهذیب الکمال،۱۴۰۵ق، ج۳۵، ص۲۵۴؛ ↑ ابن عساکر، تاریخ دمشق،۱۴۲۱ق، ج۷۰، ص۱۰؛ مزی، تهذیب الکمال،۱۴۰۵ق، ج۳۵، ص۲۵۴؛ ↑ عسقلانی،تقریب التهذیب، ۱۴۱۲ق،ج۲، ص۶۵۷ ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۰۴-۱۰۸. ↑ بخاری، صحیح البخاری،۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۴۶؛ مزی، تهذیب الکمال،۱۴۰۵ق، ج۶، ص۹۵؛علامه مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۱۶۷؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۲۱ق، ج۷۰، ص۱۹؛ مفید، الارشاد ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۶. ↑ مزی، تهذیب الکمال،۱۴۰۵ق، ج۳۵، ص۲۵۶؛ اصفهانی،مقاتل الطالبین،۱۳۸۵ق، ص۱۶۷ ↑ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص ۴۷۴. ↑ مزی، تهذیب الکمال،۱۴۰۵ق، ج۳۵، ص۲۵۶؛بیهقی، لباب الانساب،۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۸۵؛ ↑ مزی، تهذیب الکمال،۱۴۰۵ق، ج۳۵، ص۲۵۶؛ابن قتیبه، المعارف ،۱۳۹۰ق، ص ۱۹۹ ↑ طبری،تاریخ الطبری،۱۹۶۷م، ج۷، ص۵۳۶ ↑ بن جوزی، تذکره الخواص، ۱۴۱۸ق، ص۲۵۱. ↑ ابن‌حِبّان،صحیح ،۱۴۱۴ق، ج ۵، ص ۳۰۱. ↑ ابن‌عساکر،تاریخ دمشق، ۱۴۲۱ق، ج ۷۰، ص ۱۷.

شهید حججی سر داد تا ما سربلند باشیم/ محسن حججی حجتی بود که بر ما تمام شد

خبرگزاری فارس: شهید حججی سر داد تا ما سربلند باشیم/ محسن حججی حجتی بود که بر ما تمام شد

کارگردان سینما و تلویزیون کشورمان با بیان اینکه شهید حججی سر داد تا ما در جامعه جهانی سربلند باشیم، گفت: شهید حججی حجتی بود که بر ما تمام شد.

جمال شورجه در گفت‌وگو با خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری فارس استان تهران با اشاره به تشییع هزاران نفری پیکر شهید حججی اظهار کرد: امثال شهید حججی از جوانان نسل دوم و سوم انقلاب و رویش‌های انقلاب اسلامی هستند؛ امروز شمار زیادی از این جوانان داریم که نمونه‌ای از آن‌ها، شهید حججی است.

وی ادامه داد: این جوانان امام خمینی (ره) و دوران دفاع مقدس را ندیدند؛ ولی با ولایتمداری در شرایطی که در خطر تهدیدهای دشمن هستیم، مدافع ارزش‌های اسلام و انقلاب اسلامی هستند.

این کارگردان سینما و تلویزیون کشورمان افزود: جوانان امروز ایران پیرو راه امام شهدا و شهیدان هستند و در پاسداری از تمامیت ارزشی کشور، ولایتمداری و دفاع از حریم اهل بیت (ع) فعالانه حضور دارند.

شورجه با تأکید بر اینکه شهید محسن حججی حجتی بود که بر ما تمام شد، تصریح کرد: به تعبیر ارزشمند مقام معظم رهبری، شهید حججی الگویی ارزشی برای جامعه اسلامی به‌ویژه جوانان در عصر حاضر بود.

وی با اشاره به اینکه شهید حججی سر داد تا ما در جامعه جهانی سربلند باشیم، اضافه کرد: این شهید دست‌هایش را از دست داد تا ما دستانمان را در جهت تحقق اهداف اسلام و نظام جمهوری اسلامی به کار ببریم.

این کارگردان سینما و تلویزیون کشورمان بیان کرد: شهادت محسن حججی نشان داد مظلومان عالم در کشورهایی مانند بحرین، یمن، میانمار، عراق و سوریه باید ببینند که ایرانی امروز وجود دارد که با داشتن چنین جوانان دلاوری، ندای مظلومیت آن‌ها را می‌شنود و فریادرس و حامی آن‌هاست.

شورجه با تأکید بر اینکه همه طبق آیات قرآن کریم به‌عنوان مسلمان مسؤول هستیم و باید ندای مظلومیت مردم مسلمان را بشنویم، اظهار کرد: ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران، استکبارستیزی و دفاع از مظلوم است.

الخیر فی ما وقع !!

خبرگزاری فارس: ظریف پس از دیدار با رئیس‌جمهور اکوادور چه گفت + فیلم

وزیر امور خارجه با بیان اینکه رئیس‌جمهور اکوادور دستورات لازم را برای گسترش همکاری‌های اقتصادی و بانکی صادر کردند، گفت: دو کشور در خصوص تقویت بازار نفت مواضع مشترک دارند.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری فارس به کیتو، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان پس از دیدار با در جمع خبرنگاران پس از ملاقات با رافائل کوره آ رئیس‌جمهور اکوادور در جمع خبرنگاران اظهار داشت: دو کشور دارای مواضع مشترک سیاسی و بین‌المللی و دیدگاه‌های مشترک درباره مسائل منطقه‌ای هستند. 

وی افزود: با رئیس‌جمهور در خصوص همکاری‌های دوجانبه به خصوص در حوزه همکاری‌های اقتصادی صحبت کردیم. 

وزیر امور خارجه با بیان اینکه رئیس‌جمهور اکوادور دستورات لازم را برای گسترش همکاری‌های اقتصادی و بانکی صادر کردند، عنوان کرد: فکر می‌کنم با حضور هیأت اقتصادی بلندپایه بخش خصوصی و دولتی که در این سفر همراه من هستند زمینه برای گسترش همکاری‌ها بین دو کشور فراهم است. 

ظریف با اشاره به اینکه با کوره آ درباره مواضع مشترک دو کشور برای تقویت بازار نفت صحبت کردم، تصریح کرد: نسبت به سفر به آمریکای لاتین و اکوادور بسیار خوش‌بین هستم.

وی در پایان با بیان اینکه بسیار خوشحالم که در بین مردم خون گرم و مهمان‌نواز اکوادور هستیم، خاطرنشان کرد: امیدوارم که این سفر آینده بهتری را برای روابط دو کشور به ارمغان بیاورد 

نکته ای مهم  در رابطه با این سفر  

نکته مهم در رابطه با این سفر به چشم میخورد وآن این است که ایران با تاخیری چند ساله باز سراغ دوستان قدیمی خویش کرده دوستانی که میتوانست روی همکاری آنها حتی قبل از تصویب برجام حساب ویز] ای باز کند ولی چون برجام هم سیاست داخلی وخارجی ما را تحت تاثیر قرار داده بود  ولی حلا باز هم دیر نشده  الخیر فی ما وقع !!

هرگز نرود یاد تو زیادها

گرامی بادیاد وخاطره استاد مسلم هنر تعزیه در ایران وجهان

مرحوم مغفور استاد دکتر جابر عناصری (رحمت الله علیه )

امروزمرد ی رخ در نقاب خاک کشید که خود وپدر برزگوارش سالیان سال از عمر پربارشان را در خدمت به تعزیه ء امام حسین (علیهالسلام) به سر کرده وبقول معروف در این راه مو سپید کردند وسر آخر دراه این انجام وظیفه جان به جان افرین سپردند.صحبت از استاد دکتر جابر عناصری است دکترای هنرهای نمایشی از دانشگاه آکسفورد لندن میباشد، پدر مرحوم جابر عناصری نامش علی بود وی دوران جوانی خویش را همزمان با تظاهرات ضد مذهبی رضا خان معروف به پهلوی اول سر کرد همیشه در طی عمر با برکت خویش همیشه در صف اول مدافعان تعزیه بود ودر این راه رنجهای بسیاری کشید وسختی های زیادی متحمل گردید ولی او میراث گرانقدری برای پسرش جابر برجا گذارد ، میراثی که تجلی در سخت کوشیهای جابر در حفظ وحراست از این میراث گرانقدر خاندان عناصری بود. جابر عناصری این میراث را آنقدر خوب حفظ نموده ودر نگهداری آن سعی وکوشش نمود که در واقع سنت میراثداری به نحواحسن رادر مورد حفظ سنت حسنه ء تعزیه ذاری وتربیت مستمرتعزیه خوانان وتعزیه خوانی جدید  دردانشگاه را به سرانجام رسانیدونشانداد که فرزندخلف همان پدر میباشد .

آری امروز روز رحلت بزرگمردی که در عرصهء علم وپزوهش آنچه را خواست به آن رسید وعلم ودانش را با زینت خواسته هایش قدر ومنزلتی دوباره بخشید ، گفتیم که وی میراث تعزیه داری را در خاندانش به اوج رسانید.

 اولین روز دانشگاه که ایشان را دیدم هرگز یادم نمی رود مردی کاملا مودب ومومقر ریش سفید با قیافه ای کاملا"روحانی و جذاب حدودا" پنجاه ساله وکاملا " از لحاظ علمی پر وپیمان بود وقتی وارد کلاس میشد میتوانستی حدس بزنی که امروز برای کلاس دانشجویان نکته ای تازه در بردارد والبته همیشه همین گونه بود البته ایشان بیشتر از دانشجویانی که خود یک پا پژوهشگر باشند بیشتر خوشش می آمد من با ایشان درسهای تعزیه شناسی وفرهنگ عامه را در دوسه ترم داشتم وکاملا از علم ونبوغ ایشان بهره بردم از ادب استادی ایشان نیز هر چه بگویم کم گفته ام واز داشته های علمی شان نیز همین طور خلاصه ایشان همیشه که شروع به سخن میکرد گوشه ای ناگفته از تعزیه وشبیه خوانی داشت که برای ما آشکار کند کتابهایی که ایشان نگاشته بودوشخصیت ایشان واقعا عالی بودما دو کتاب از آثار ماندگار ایشان را که به توسط جهاد دانشگاهی منتشر شده بود از همان بدو ورود به دانشگاه تهیه کردیم کتابهای نمایش ونیایش در ایران ومجموعه تعزیه نامه هایشان را که البته بسیار بسیار مورد استفاده قرار دادیم البته آن روح جستجوگر راجع به تعزیه به نگارش این آثار بسنده ننموده بودوآثار دیگری نیز آفریده بود  از جمله کتابهای ایشان کتابی بود که از زبان ایتالیایی به فارسی برگردانیده بود وتوسط مرکز هنرهای نمایشی منتشر شده بود وآن کتاب" تحت عنوان تعزیه های خوکجو" منتشر شده بود وایشان با اینکه زبان ایتالیایی نمی دانست خود زحمت کشیده وبا استفاده از دیکشنر ایتالیایی و اموزش زیان ایتالیایی بصورت کاملا خودجوش این عمل ترجمه را به سرانجام رسانیده بودوجامعهء هنری را عاقبت به نظارهء سخت کوشی اش نشانده بود مساله ای که بارها نقل محفل هنری هنرمندان گردیده بود استاد عناصری از آندسته انسانهایی بود که به تمام معنا میتوان گفت یک هنرمند متعهد بود وبرای تعهد هنری وادای آن سخت کوشش مینمود یادم است در ایام برزگداشت حافظ تعزیه ای برای اجرا در حافظیه ء شیرازنوشته بود که در همان مکان نیز اجرا شد ولی چون چند بازیگر خانم هم در آن تعزیه قراربود نقش ایفاء کنند اعتراض جمعی از معترضان را مرحوم استاد عناصری بخوبی پاسخ داده بودند چون تعدادی طرفدار سنتی تعزیه مخالف حضور خانم ها در تعزیه بودند ولی استاد با روشنگری خاص خود پاسخ داده بودند که نقش زنان را در تعزیه باید زنان ایفا کنند به خصوص این تعزیه راجع به حضرت حافظ است وقس علیذا ...!!

استاد عناصری یکی از اساتیدی بود که در تعیین جهت اصلی من بسوی تعزیه بعنوان یکی از اصلی ترین شکل نمایشهای ایرانی که ساختار مناسب فرهنگ ایران را میتواند داشته باشد مهمترین نقش را داشت ونمیتوان از تاثیرات مهم وی در نوشتن به دوراز رکاکت ادبی وتاثیری که تعزیه میتواند در دوری جستن از آن ایفا کند ایفا نمود وی را اعتقاد بر این بود که شیوه نگاشتن تعزیه وشان نوشتاری آن بدور از این شائبه است وتمایل انسان را بسوی طهارت ادبی متمایل میسازد ، استاد عناصری از اساتید برجستهء تعزیه وبیدار گر روح ایرانی هنرمندانی بود که شاگرد وی بودند تا بتوانند این هنر دینی وایرانی را در دانشگاه ها رونق ببخشند .

سرانجام روز بیست وپنجم فروردین سال هزار وسیصد ونود وپنج بعد از عمری تدریس در عرصه دانشگاهی  وخون دل خوردن در عرصهء شبیه وشبیه خوانی وایضن تاثیرات مثبتی که در جامعهء هنری وهنرمندان آن به جای گذارد از دنیا سوی آخرت رفته ورحل اقامت در آن دنیا گسترد بی شک آنچه استاد در دنیا نمود چیزی جز گستردن فرهنگ حسنی وکربلای ماندگار ایشان واهل بیت ایشان نبوده ونیست وپیوند زدن فرهنگ نمایش آنان در هنر ماندگار وجاوید تعزیه میباشد روح استاد ماندگاریها مرحوم دکتر جابر عناصری شاد وراهش پر رهرو باد .

چرا روز شیرین آستارائیها را تلخ کردند؟

امروز روز خوبی برای آستارا وآستارا ئیان بود حضور پر شکوه در مراسم قدردانی از شهدای جنگ تحمیلی بود مراسمی که میتوانست از این بهتر وکیفی تربرگزار شود  ولی این مراسم فقط بسود استان گیلان تمام شد چرا که از ابتدا میتوانستی سایهء سنگین همشهریهای استان گیلان را بالای سر مراسم احساس کنی  اولین این مراسم فقط اسم دو شهید آستارایی را یدک میکشید در حالیکه این مراسم به یاد دو شهید آستارایی مزین بود در واقع این دو شهید عزیز خاطره سازیهایی برای اصحاب انقلاب اسلامی داشتند که در وصف نمی آید ودر ذهن نمی گنجد این بزرگداشت فقط نام اینان زینت بخش این مراسم با شکوه شده بود اولا" این شهدا اصالتا متعلق به خانوادهای تاریخسازی در شهرستان آستارا بودند خانوادهء آهنی که تاثیر بسیار زیادی در هنگامهء پیروزی انقلاب اسلامی در شهرستان آستارا داشتند وخانوادهء شهید حجه الاسلام علیرضا محمد زاده که من از زمان پیروزی انقلاب اسلامی این دو خانواده را میشناختم  وخدمتشان ارادت داشته ودارم  نکته ای که میتوان راجع به این دو هنرمند شهید گفت و نسبت به آنان ابراز کرد حفظ شخصیت انقلابی این دو شهید تا لحظه شهادتشان میباشد شهید شاپور آهنی هنرمند برزگوار را میتوان از عناصر خدوم انقلاب اسلامی دانست او هنگامی که میتوانست از موقعیت اجتماعی خود  بهره مند شود {چون آنموقع برادرش در شهر دارای موقعیت مهمی بود} زیرا که آنزمان هنوز سابقهء انقلابی برای احراز مسئولیتها مهم بود وایشان بدون اعتنا به پست های مهمی که برادارانشان داشتند برای خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آنهم در کردستان ودر کسئت سربازی پیوست وحتی یادم هست که بعد از اتمام خدمت مقدس سربازی همچنان به خدمت خود ادامه داد تا سرانجام به درجهء رفیع شهادت نائل آمد او از آن دست هنرمندانی بود که پیش از خدمت مقدس سربازی نیز به خدمت ت تبلیغاتی برای نظام جمهوری اسلامی ادامه میداد خانوادهء شهید آهنی خانواده ای ذاتا هنرمند بودند برادر بزرگترشان مرحوم یا شهیدرسول آهنی وهمچنین برادر کوچکتر از رسول که بواسطهء فعالیتهای قبل از انقلاب مجاهدتها وزندان رفتنهای بسیار را در کارنامهء پر بار زندگی خویش داشت هر دو از هنرمندان چیره دست شهر ستان آستارا در زمینه  نقاشی وخطاطی بودند تا مدتها دیوار نویسیهای زیبای اسمعیل اهنی چشم نواز عابران ومردم شهرستان آستارا بود وهمچنین شهید رسول آهنی که هم در نقاشی وهم در خطاطی از جمله قلم بدستان صاحب سبک در بین هنرمندان شهرستان بود مسلم است که شاپور در چنین خانواده ای اگر پرورش یافته باشد بی نصیب از هنر نمی باشد چنانچه شا پور نیز این چنین بود علاقهء ذاتی شاپور همچون برادر بزرگش رسول به نقاشی بود واگر کار خطاطی هم میکرد از سر ذوق و وظیفه بود ولی هنر بزرگ شاپور انجام وظیفه ودفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی بود که وی این وظیفه تا سرحد شهادت انجام دادوچنانچه گفتیم حتی آنرا پس از اتمام خدمت نیز انجام دادولی نکتهء بارز اینجاست که شهید آهنی هیچگاه دنبال اسم ورسمی برای خودش بود تا زمانیکه قضایای کردستان برای نظام در اولویت بود او در کردستان مشغول خدمت بود وانجا همه اوقاتش را به انحایی که خود میدانست به خدمتگزاری مشغول بود بعد که مسالهء جنگ تحمیلی بود او از طرف تیپ به دز فول عازم گشت در حالیکه دو سال خدمتش تمام شده بود ولی وی همچنلن به خدمت در کسوت مقدس سربازی ادامه داد تا شاهد شهادت را به آغوش کشید در جبههء دزفول تیر میخورد ودر هنگام اعزام به بیمارستان جان میبازد  ولی اگر بخواهیم برویم سراغ روحانی شهید حجه الاسلام والمسلمین علیرضا مخمد زاده او نیز سرگذشتی بس شور انگیز دارداو از روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی بواسطهء صوت خوشی که داشت با قرائت قرآن زیبای خود همه را جذب این کتاب آسمانی میکرد در واقع آنچه سبب جذب او به این کتاب آسمانی شده بود کلاسهای قرآن برادر دکتر اسمعیل آهنی بود که در دوران پیش از پیروزی وتداوم آن در پس از پیروزی انقلاب اسلامی کلاسهای قرآن در سطح مدارس ومساجد را دایر کرده بود علیرضا محمد زاده در این کلاسها برشد وپرورش صوت خویش پرداخت وخیلی زود در تکمیل آن گام نهاد هر چند در اوایل تاسیس سپاه به همراه دیگر برادرش ( وکیل فعلی دادگستری ) به سپاه پیوست ومنشاء اثر خدمات برجسته ای شد ولی گویا دل او جای دیگری بود هنر اصلی وی خطاطی بود که علاوه بر تسلط کامل وی به قرآن در صوت ولحن این هنر را نیز که در روزهای تثبیت انقلاب شدیدا هنر حزب الله به آن نیازمند بود به دیگز اندوخته ایش اضافه کرده بود او نیز به مانند برادرشهید دیگرمان شاپور آهنی از عناصر خدوم ومخلصی بود که همیشه در صف خدمت حاضر به خدمت بود اخلاص در عناصر خدوم بقدری بارز بود که اینان در مساله خدمت خود را نمیدیدند واصل برایشان شادابی وسر زندگی انقلاب اسلامی وطول عمر رهبر کبیر انقلاب اسلامی وبه انحا مختلف خدمت رسانی به اقشار مستضعف جامعه بود  .

صحبت بر سر این است که در مراسم برزگداشت دو شهید هنرمند شهرستان مرزی آستارا چرا نباید از ذکر اسامی آنان فرارتر رفت البته من قسمتی از تقصیر کار را به گردن استان می اندازم استان با تحمیل برنامه های خویش به شهرستان آستارا برنامه های شهرستان را خورد در حالیکه هنرمندان شهرستان آستارا برنامه نمایشی  خوبی داشتند که میتوانستند اجرا کنندوجای تعجب اینجاست که با دست اندازیهای معاونت سیاسی یا اجرایی فرماندار آستارا روبرو شدند و ایشان خواستارا به آخر بردن برنامهء هنرمندان نمایش شهرستان آستارا شدند در حالیکه این امر میتوانست به حداقل ظرفیت موجود در هنرهای نمایشی شهرستان نیز بپردازد که متاسفانه میسور نشد ولی باید پرسید اقای معاون فرماندار شما در شهرستان آستارا به سر میبرید یا دیگر شهرهای استان گیلان؟ وتعجب من از دوست عزیزم ریاست محترم ادارهء فرهنگ وارشاد اسلامی جناب آقای جوان است که چطور توانستند نقش ادارهء خود را ندید بگیرند وقس علیهذا ...!! این حداقل حق طبیعی دوستان ورفقای این دو عزیز بود که بتوانند حداقل سهمی از پاسداری از فرهنگ انقلاب اسلامی را با غوری در زندگینامه این دو شهید مخلص داشته باشند که با غفلت مسئولان این امر بوقوع نپیوست بهر حال امیدواریم این حداقل ها بتواند روح این دوشهید عزیز را از ما راضی بکند نکته ای که نمیتوان از آن گذشت حضور حداکثری مردم در صحنهء برزگداشت این دو عزیز به جمع شهدا بود ولی ایکاش شرایطی فراهم میشد تا ما از زبان دوستان این دو عزیز بیشتر از آنان وفداکاریهایشان بدانیم ولی افسوس که ... امیدواریم در برنامه های اتی جبران شود هرگز جز این مباد % والسلام علی من التبع الهدی

سیاره ها کشف میشوند اما ستاره های سینما وتئاتر محو میگرددند

کشف سیاره جدید اتفاق ویژه سال ۹۴ بود/ امیدوارم تبعیض‌ها در سال ۹۵ از بین برود

خبرگزاری فارس: کشف سیاره جدید اتفاق ویژه سال ۹۴ بود/ امیدوارم تبعیض‌ها در سال ۹۵ از بین برود

جهانگیر الماسی گفت: کشف سیاره کوچک و جدید در فضا و اینکه روز به روز قدرت لایزال خداوند بیشتر به بشر ثابت می‌شود، اتفاق مهم سال ۹۴ بود که البته رسانه‌ها خیلی به آن نپرداختند و به راحتی از کنار آن عبور شد.

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، برای بازیگری که هر وقت اسم «شبح کژدم‌» می‌آید، همه بلافاصله بازی قدرتمند او را در نقش محمود را به یاد می‌آورند. بازیگری که اگرچه در سال‌های 60 و 70 از جمله بازیگران پرکار سینمای ایارن بود اما در کارنامه بازیگری او از سال 86 و بازی در «دایناسور» دیگر فیلمی دیده نمی‌شود و حتی اولین فیلم سینمایی که در دولت نهم ساخت نیز هیچگاه مجال اکران پیدا نکرد. با این بازیگر پیشکوست سینمای ایران در خصوص سال 94 و آرزوهایش برای سال 95 به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

- سال 94 برای شما چگونه سپری شد؟

الماسی: سال بسیار سختی از همه نظر بود و به لحاظ کاری، درآمد، شرایط سیاسی و شرایط بین‌المللی فراز و نشیب‌هایی را شاهد بودم که باعث شد شرایط سختی را داشته باشم و از همه مهمتر بیکاری آدم را بسیار اذیت می‌کند.

- البته مشکل بیکاری در سینما سال‌هاست که با هنرمندان پیشکسوت دست به گریبان است و به نظر می‌رسد کسی هم قرار نیست فکری به حال این معضل کند.

الماسی: جالب اینجاست که من تنها بازیگری نمی‌کنم و در عرصه نوشتن و کارگردانی هم فعال هستم اما متأسفانه در هیچ کدام از این حوزه‌ها جایی برای کار کردن من و امثال من وجود نداشت و نه برای بازی پیشنهادی به من ارائه شد و نه برای تدریس و نه برای نوشتن و این شرایط بسیار سخت و طاقت‌فرسا است.

- در واقع تلخ‌ترین اتفاق سال 94 برای شما باید معضل بیکاری باشد؟

الماسی: همینطور است، البته اسم این شرایط را نمی‌توان بیکاری نامید بلکه نام بهترش عدم امنیت شغلی و عدم همراهی مسئولین با هنرمندان است چرا که ما چیز زیادی نمی‌خواهیم و فقط می‌خواهیم فعال باشیم اما نباید به واسطه مجراهای پنهان عده‌ای پرکار و عده دیگر مطلق بیکار باشند و این تبعیض‌ها بسیار آزاردهنده است.

- در بین همه این اتفاقات تلخ سال 94 آیا خاطره خوشی هم که به صورت ویژه به یادتان مانده باشد وجود دارد؟

الماسی: خاطره ویژه‌ای ندارم اما فکر می‌کنم پیدا شدن این سیاره کوچک در فضا و اینکه روز به روز قدرت لایزال خداوند بیشتر به بشر ثابت می‌شود اتفاق مهمی بود که البته رسانه‌ها خیلی به آن نپرداختند و به راحتی از کنار آن عبور شد. اما این اتفاق بار دیگر عظمت خالق هستی را در برابر کوچکی انسان نشان داد و یک نقطه روشنی را اثبات کرد که کسانی که وجود خداوند را انکار می‌کنند بالاخره چشمان خود را باز کنند.

- همیشه ایام نوروز مصادف شده است با آئین‌ها و سنت‌های دوست‌داشتنی که مردم تلاش می‌کنند آنها را به جا بیاورند شما کدام سنت و آئین نوروز را از همه بیشتر دوست دارید؟

الماسی: نوروز به دلیل ویژه بودنش آدم همیشه برنامه‌های زیادی برای آن دارد اما متناسب با درآمد ما هم سعی می‌‌کنیم آئین نوروز را به جا بیاوریم تمام آئین‌های نوروزی در پی تبیین یک معنا هستند و از چیدن سفره هفت‌سین تا دید و بازدید و پوشیدن لباس نو و خانه‌تکانی همگی معانی خاصی دارد و اگر هر کسی با هر کدام از این‌ها همراه شود پاسخ معنوی درونیات خودش را می‌گیرد و من هم خیلی دوست داشتم امسال به کوهستان‌های گیلان و مازندران بروم و آئین چاوشی‌خوانی روستائیان را از نزدیک ببینم. چرا که بشارت روزگار نو در این آئین بسیار زیبا است و من دوست داشم آن را ببینم اما متأسفانه فکر نمی‌کنم امکان این سفر مهیا باشد و از طرف دیگر با توجه به اینکه در ایام نوروز جمعیت قابل توجهی از تهران خارج می‌شوند شاید بهترین زمان برای تنفس در این شهر است تا آدم از هوای پاک تهران در نوروز بتواند استفاده کند.

- هر چند شما از تبعیض به عمل آمده در سال 94 گلایه‌مند بودید اما آیا نقش خاصی در این سال به شما پیشنهاد شد که به هر دلیل نتوانستید ایفا کنید و همچنان به آن نقش فکر می‌کنید.

الماسی: نه، چنین اتفاقی برای من رخ نداد و اگر پیشنهاد خوب و انسانی به یک بازیگر ارائه شود، باید ابله باشد که چنین موقعیتی را از دست بدهد و چنین اتفاقی برای من در سال 94 رخ نداد.

- آیا نقش خاصی در سینما وجود داشت که شما را درگیر خود کند؟

الماسی: البته در سینما نه، اما در واقعیت این اتفاق افتاد که دلم می‌خواست به جای آن فرد باشم اما عنوان کردن آن چندان فرقی به حال دیگران ندارد.

- برای مردم جامعه برای سال 95 چه آرزویی را دارید؟

الماسی: برای مردم آرزوی سلامتی، تندرستی و برقراری عدالت و عدم وجود تبعیض و نابرابری را دارم و آرزو می‌کنم با توجه به اینکه ما کشور بسیار ثروتمندی هستیم سال 95، شاهد وفور نعمت برای مردم باشیم اما متأسفانه دولتمردان همیشه به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار ما در این کشور فقط نفت و گاز داریم در حالی که منابع معدنی بسیار زیادی داریم که کشور ما را به یک کشور ثروتمند تبدیل می‌کند و امیدوارم روزی برسد که همه وزارتخانه‌های دولتی تبدیل به شرکت‌های ملی شوند تا همه مردم در جریان این منفعت‌ها قرار بگیرند و البته امیدوارم روزی برسد که همه خائنین به مملکت هم معرفی شوند و البته برای خودمان هم آرزو می‌کنم آنچنان که شایسته آن هستیم در بین مردم باقی بمانیم و امیدوارم شرایط به گونه‌ای باشد که در حد تلاشمان برای آگاه کردن جامعه به اندازه تلاششان از امکانات بهره‌مند شوند آن هم بدون تبعیض و خط‌ کشی‌ها.

انتهای پیام/

روز عزای تو روز یاری فرزندت مهدی موعود است یا فاطمه ( سلام الله علیه اجمعین )

وچه جانسوز است این ایام بر ساحت آقا امام زمان ، که عالم بر جدهء گرامی تان اگر گریه کند باز هم کم است نمی دانم میدانید یا نه جهان باید هنوز عزدار فرزندان شما باشد یکماه گذشته فرزندی از غربستلن را به جرم حق خواهی وعدالت طلبی وپیروی از شما کشتند ودیروز ها نیز فرزندانی از آفریقا را به جرم حمایت از شما وشوهرتان و این ظلم بزرگ در تاریخ ادامه دارد  وهمچنان ادامه خواهد داشت تا دیروز فرزندان ابو جهل ایران اسلامی شهید داده براه شما را در کلام بی پروایشان مورد اتهام قرار دادند که ایران شیعه باید محکوم شود وهکذا  واینها همه از سر لطف به شماست ولی جالب آنجاست اینها حق را نمی شناسند برای این جماعتی که اکنون در مدینه ای که بواسطه شما وپدر بزرگوارتان مدینه النبی بود ولی خالا دارد جولانگاه شیاطین جنس وانس میشود وانسانها را با خشم غریزیشان است که میشناسند !! وبرای همین است که میخواهند اساس دین ودین داری از زندگی مسلمانان حذف کنند وبرای این است که در آینده آنان میخواهند اثری از دین ودینداری باقی نماند چون با ایجاد رعب ووحشت کاری کرده اند که انسانها سراغی از دین وایین نگیرند ولی نمی دانند تا شیعهء علوی وفاطمی هست نخواهد گذاشت که آنان به حیات ننگ آور خویش ادامه دهند چراکه هر سال ما شیعیان شما ودیگر مسلمانان آزاده هستیم که در برزگداشت شما وخاندان مظلوم وشهید شما اشک بریزیم واعادهء حقوق از دست رفتهء شما را بنماییم !!

ام ابیها ای نور چشم رسول الله ما شیعیان ومسلمانان جان برکف در این شب های حزن واندوه داریم امتحان خویش را پس میدهیم تا روزی که ندای مهدی موعود از کعبه بلند شود فریاد یا منصور سردهیم وبه یاری ایشان که بحق یاریگر تنهای دین خداست بشتابیم وایشان در راه احیای حقانیت دین خدا یاری نموده ودر راه ایشان جانبازی نماییم الیس الله به صبح قریب

خط ونشانهای عربستان برای ما !!جواب مسئولین سیاست خارجی ما چیست ؟؟

این که آدم بخواد یک طرفه به قاضی بره برای خیلیها از جمله آقای جبیر خیلی عالیه همچین مظلوم مقابل خبرنگار اشپیگل نشسته وگل گفته وگل شنیده که نگو ونپرس در مقابل ادعاهای خاص ایشون باید گفت  از اول انقلاب اسلامی این شما که با علم کردن یک وحشی خیابانگرد مانند صدام  ملت بی گناه ایران را بخاک وخون کشیدید وحالا ادعا هم دارید کدام دیپلمات عربستانی در ایران کشته شده شما به ما نشانش بدهید ولی این دوسیه از طرف شما اتفاقا پرتر است رفتار شما با زئران ایرانی در امسال وحج هجده سال پیش هنوز یادمان هست وپرونده اش باز است رفتار بی شرمانه شما با حجاج نوجوان ایرانی هنوز یادمان نرفته و علاوه بر پشتیبانی ها شما از عبدامالک ریگی و بعد از آنهم یادمان نرفته وهنوز صدای انفجار بمب هایی که در سیستان وبلوچستان توسط آدمکش های اجیر شده شما بسیجیان وپاسدارانی را که قصد خدمت به هموطنان خویش را داشتند در گوشمان صدا میکند شما با همراهی آمریکا ودیگر اذنابش روی اعراب را سفید کرده اید مگر حزب الله لبنان عرب نیست مگر مرحوم حسنین هیکل عرب نبود؟ مگر مردم سوریه عرب نیستند ، فلسطینان چطور !! مگر شیخ نمر آزادهئ عرب همولایتی شما نبود ؟؟  میدانید جرم ما ایرانیها چیست ما شیعه ء امیر المومنین علی علیه السلام و فرزندانش هستیم وبه این خاطر است که از اول چون آتشی در دل شما هستیم آقای جبیر  شما بخاطر طرفداری از اسلام باید هم لجتان بگیرد چون اسلام ما اسلام راستین است اسلام شجاعت است ومردانگی است شما از اول انقلاب هر چه توانستید بر علیه ایران وایرانی تلاش کردید وما هم مردانه جلوی شما ایستادیم ومقاومت کردیم ولی در نهایت جوانمردی مانند شما نبودیم که در دنیا جنگ افروز باشیم وهر چه مردم بیگناه بحرین وسوریه ویمن را از دم تیغ بگذرانیم وباز عطش آدمکشیمان سیراب نشود شما روی معاویه ویزید بن معاویه در تاریخ سفید کردید آیا فکر نمی کنید که نفس تان شما را به جهنم رهسپار خواهد کرد واما سخنی با مردان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران آینها نتیج سیاست تنش زدایی شماست که به بار نشسته است ؟ پس وای بحال ما این بار اول نیست که آقای جبیر چنین افسار گسیخته وبی ادبانه نسبت به ایران صحبت می کند ، در مقابل شما وعکس العملتان کجاست که بتواند مهر بر دهن این بی ادب بزند همین ششماه پیش که چهار صد مهمان زائر ایرانی به خاک وخون کشیدند  واصلا انگار نه انگار که آنها حاچی ومهمان آنها بوده اند گستاخی عجیب وغریب این سعودی های مهمان کش این مساله را متبادر به ذهن میکند که نکند اعمال اینها برای نابودی کامل دین ودینداری بر روی کره زمین است .

واین مساله ای نیست که نباشد  مساله ای که هر روز در کشتار مردم عرب سوریه ویمن وفلسطین رخ میدهد  . امیدواریم سیاست خارجی ما به سالیان پیش بازگشتی نماید وعزت سالهای پیش وزمان پیروزی انقلاب اسلامی را برای ما واطاعت از مقام عظمای ولایت برای همه ما آرزو مندانش زنده واحیا نماید فدایی عزت اسلام ومسلمین علی اکبر باقری ارومی

هنوز نتیجهء برجام یک مشخص نیست حالا باید با برجام دو مدتی مردم را سرگرم خواهند کرد

دانشجو در گفت‌وگوی تفصیلی با فارس:

برجام ۱ چه گلی به سر وضعیت اقتصادی مردم زد که حالا گفتاردرمانی برجام ۲ را نزدیک انتخابات زمزمه می‌کنند/ مجلس و قوه قضائیه به داد بورسیه‌ها برسند

وزیر پیشین علوم با توجه به مشکلات دانشجویان بورسیه از مجلس و قوه قضائیه درخواست کرد به داد بورسیه‌ها برسند، سیاست دولت یازدهم را گفتاردرمانی مطرح کرد و درباره برجام ۲ گفت: برجام ۱ چه گلی به سر وضعیت اقتصادی مردم زد که حالا گفتاردرمانی برجام ۲ را نزدیک انتخابات زمزمه می‌کنند.

خبرگزاری فارس: برجام ۱ چه گلی به سر وضعیت اقتصادی مردم زد که حالا گفتاردرمانی برجام ۲ را نزدیک انتخابات زمزمه می‌کنند/ مجلس و قوه قضائیه به داد بورسیه‌ها برسند

کامران دانشجو وزیر علوم دولت دهم در گفت‌وگوی تفصیلی با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس از حل نشدن مشکلات دانشجویان بورسیه خبر داد و با توجه به مشکلات این دانشجویان از مجلس و قوه قضائیه درخواست کرد که به داد بورسیه‌ها برسند.

وی سیاست دولت یازدهم را گفتاردرمانی مطرح و تأکید کرد که دولت تاکنون در اکثر موارد فقط به دیپلماسی و گفتار درمانی پرداخته است، در مورد اقتصاد و خصوصاً اقتصاد مقاومتی هیچ کدام از وعده‌هایش محقق نشده است.

دانشجو همچنین با اشاره به طرح مباحثی درباره برجام 2 تأکید کرد که مگر برجام یک چه گلی به سر وضعیت اقتصادی مردم زده که حالا گفتار درمانی برجام 2 را نزدیک انتخابات زمزمه می‌کنند.

مشروح گفت‌وگوی تفصیلی فارس با کامران دانشجو در زیر ارائه می‌شود.

فارس: مدتی است که از اعلام نظر کمیسیون اصل 90 مجلس و مراجع نظارتی مبتنی بر اینکه تخلفی در مورد بورسیه‌ها در زمان مسئولیت شما و دکتر زاهدی صورت نگرفته، می‌گذرد. مقام معظم رهبری هم تعابیر تلخی را در مورد این موضوع به‌کار بردند. شاید بد نباشد اولین سؤال مربوط به وضع فعلی بورسیه‌ها باشد. از وضعیت فعلی آنها خبر دارید؟ نسبت به گذشته تغییری کرده است؟

دانشجو: درست است، مدت زیادی می‌گذرد اما تا آنجا که من خبر دارم دانشگاه‌ها و وزارت علوم از ورود فارغ‌التحصیلان بورسیه به دانشگاه‌ها به‌عنوان عضو هیأت علمی جلوگیری می‌کنند. حتی افرادی که قبلاً از دانشگاه‌ها اعلام نیاز داشته‌اند حالا که فارغ‌التحصیل شده‌اند، دانشگاه‌ها به آن‌ها عدم نیاز می‌دهند!

بورسیه‌هایی هم که در حال تحصیل هستند کمافی‌السابق جایابی نمی‌شوند، در حالی که جایابی بورسیه‌ها یکی از وظایف وزارت علوم براساس تعهدی است که محضری شده است.

در مجموع باید عرض کنم آنچه مهم و اصل بود و وزارت علوم جمهوری اسلامی ایران بر آن اساس به این عزیزان بورس داده بود و تعدادی را نیز برای صرفه‌جویی در هزینه‌های ارزی تبدیل به داخل کرده بود، الان صورت نمی‌گیرد، یعنی اجازه نمی‌دهند بورسیه‌ها عضو هیأت علمی دانشگاه‌ها شوند.

به نظر می‌رسد از ابتدا هم همین موضوع مدّنظر اتاق فکر وزارت علوم بود، بعدها هم که این دروغ بزرگ در مورد «بورسیه‌های خلاف قانون» با یک امتیاز حداقلی که البته امتیاز نیست بلکه حق مسلم بورسیه‌ها است اجازه دادند تعدادی از این عزیزان یا با هزینه خودشان یا با هزینه دولت ادامه تحصیل بدهند. اما همان‌طور که عرض کردم چه فارغ‌التحصیلان و چه شاغل به تحصیلان بورسیه را نمی‌گذارند که وارد دانشگاه‌ها به عنوان عضو هیأت علمی شوند.

فارس: به نظر شما بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری، چرا مسئولین پیگیری نمی‌کنند این ظلمی که به تعبیر ایشان بر بورسیه‌ها شده است، تظلم خواهی شود؟

دانشجو: به نظر من وزارت علوم و اتاق فکر مربوطه، با همان حق حداقلی ادامه تحصیل به این بورسیه‌های عزیز، کل مسیر را منحرف کرد و مسئولین نظارتی هم فکر کردند کار انجام شده است. در حالی که وضعیت آینده این عزیزان مبهم است و وضع فعلی این‌ها هم چندان تعریفی ندارد مشکلات عدیده‌ای از نظر روحی و جسمی و معیشتی دارند و ظلم همچنان ادامه دارد.

باید دیوان عدالت اداری یا هر مرجع ذی‌صلاح قضایی دیگر ورود پیدا کند و حق این مظلومان را از وزارت علوم بگیرد و با آنهایی که دو سال اطلاعات غلط به رئیس جمهور دادند و وی را به این موضع‌گیری انحرافی و مشهور «بورسیه و ما ادراک مالبورسیه» رساندند و خاطر 3 هزار خانواده را مشوش کردند و با آبروی 3 هزار متعهد متخصص بازی کردند، با مسببین این دروغ بزرگ که بزرگ‌ترین پرونده دروغ سیاسی تاریخ وزارت علوم است، برخورد قانونی شود تا  دولت‌های بعدی به خود اجازه ندهند که این‌گونه عمل کنند.

کمیسیون اصل 90 قاعدتاً می‌بایست موضوع را به مراجع قضایی ارجاع می‌داد. اما اینکه چرا کاری نمی‌شود و این ظلم به بورسیه‌ها و خانواده‌های آن‌ها همچنان ادامه دارد. دلایل آن را واقعاً نمی‌دانم.

فارس: یعنی سیاست دولت و وزارت علوم در مورد بورسیه‌ها جلوگیری از ورود آن‌ها به دانشگاه‌ها به عنوان عضو هیأت علمی است و کسی هم نمی‌تواند کاری برای آن‌ها بکند؟

دانشجو: عرض نکردم که کسی نمی‌تواند برای آن‌ها کاری کند بلکه گفتم نمی‌دانم چرا برای رفع ظلم، آن هم پس از فرمایشات به قول شما تند و تلخ مقام معظم رهبری در این خصوص، کاری صورت نمی‌گیرد.

در مورد دولت و وزارت علوم به عنوان بخشی از دولت که کاملاً واضح است، انتظاری غیر از این نمی‌رفت و نمی‌رود.

فارس: منظورتان چیست؟ بالاخره انتظار این بود که خود وزارت علوم و دولت دلجویی کنند و بورسیه و خانواده‌های آن‌ها را از سرگردانی و تشویش خاطر به آرامش برسانند تا این سه‌هزار بورسیه هم بتوانند مثل بقیه در آرامش خاطر ادامه تحصیل بدهند و این قدر نگران آینده خودشان نباشند.

* دولت تاکنون در اکثر موارد فقط به دیپلماسی و گفتار درمانی پرداخته است

دانشجو: واقعاً انتظار شما این بود؟! به نظر من این دولت تاکنون در اکثر موارد فقط به دیپلماسی و گفتار درمانی پرداخته است. در مورد معیشت مردم کدام وعده این‌ها محقق شده است؟

در مورد اقتصاد و خصوصاً اقتصاد مقاومتی کدام وعده محقق شده است؟ وعده در مورد ارزش پاسپورت ایرانی کجا محقق شده است؟ ایرانی‌هایی که قبلاً راحت می‌آمدند و می‌رفتند حالا اگر بیایند باید دوباره ویزا مجدد بگیرند، یعنی دوباره چک می‌شوند.

چرا آمریکا ایران را پس از برجام همچنان حامی تروریسم می‌نامد؟ چرا اسم ایران را در کنار سودان، عراق و سوریه می‌گذارد و...، چرا انواع و اقسام توهین‌های لفظی و عملی از طرف مقامات آمریکایی و اروپایی نسبت به این ملت شریف صورت می‌گیرد. هیچ سؤال کرده‌اید چرا هر وقت دولت‌هایی با تفکر اصلاح‌طلب‌ها سر کار می‌آیند قیمت نفت یک‌دفعه سقوط می‌کند؟

چرا عربستان، قطر و سایر کشورها احترام نگه نمی‌دارند؟ چرا نرخ تورم پایین می‌آید و قیمت‌ها مرتب در حال افزایش سرسام‌آور؟ چرا قیمت برق و آب هر چند ماه یک‌بار افزایش می‌یابد؟

مگر قرار نبود در پسابرجام دنیا امن‌تر شود، سایه جنگ برداشته شود؟ چرا حالا به تحریک آمریکا حتی عربستان و کشورهای عربی دیگر و ترکیه دنبال لشکرکشی هستند؟ آیا این‌ها واقعاً آرام‌تر شدند یا جری‌تر؟ آیا مؤدب‌تر شدند یا گستاخ‌تر؟ منطقه امن‌تر شده یا آن‌هایی که تا دیروز جرأت نداشتند به ایران بالای چشمت ابروست بگویند حالا برای ما خط و نشان می‌کشند؟

چرا هندوستان به جای اینکه طلب ما را بدهد فقط به ما جنس می‌دهد؟ چرا همه چیز به برجام گره خورده بود و حالا در پسابرجام همه چیز باز هم به آینده‌های دور؟ چرا رقم‌های متفاوت در مورد پول‌های بلوکه‌شده ایران اعلام می‌شود؟

کی قرار است قیمت‌ها پایین بیاید؟ کی قرار است وضع معیشتی مردم بهتر شود؟ کی و چه زمانی قرار است اثرات این قراردادهای هنگفت با اروپایی‌ها در معیشت مردم و وضع اقتصادی کشور خودش را نشان دهد؟ و اگر به فرض محال نشان داد آیا قیمت‌هایی که این‌همه به صورت سرسام‌آور افزایش یافته پایین می‌آید؟ آیا خودرو ارزان می‌شود؟

* سیاست دولت یازدهم گفتاردرمانی است

همان‌طور که عرض کردم این دولت تا به حال فقط وعده داده، دیپلماسی داشته و از این کشور به آن کشور رفته‌ و گفتار درمانی کرده است. در مورد بورسیه‌ها هم همین سیاست را به کار برده، فقط گفتار درمانی کرده است چرا که سیاست این دولت گفتار درمانی است.

عملاً بورسیه‌ها را مثل بقیه امور فلج کرده اما هیچ ظلمی از آن‌ها برطرف نکرده است. دو سال و نیم گذشته و هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است، یک سال دیگر هم اتفاقی نخواهد افتاد. باز هم وعده و باز هم وعده.

* مجلس و قوه قضائیه به داد بورسیه‌ها برسند

در مورد بورسیه‌ها هم این‌ها قرار نیست کاری کنند اما انتظار از مجلس و قوه قضائیه است که به داد این مظلومان برسند و فریاد تظلم‌خواهی این‌ها را پاسخ دهند و این‌ها را به حق مسلم خودشان که ادامه تحصیل و جایابی در دانشگاه‌ها و عضو هیأت‌علمی شدن است برسانند.

سه‌هزار خانواده دو سال و اندی است که سرگردانند، آینده خودشان را نمی‌توانند ترسیم کنند. با آبرویشان بازی شده است.

فارس: اخیراً در برخی از دانشگاه‌ها به بهانه‌های متفاوت با اعضاء هیأت علمی پیمانی و قراردادی که در دوره‌های نهم و دهم ریاست جمهوری به‌کارگیری و استخدام شده بودند، برخورد می‌شود و سعی می‌شود عرصه را بر آن‌ها تنگ کنند که از دانشگاه بروند.

دانشجو: بله، من هم این اخبار را شنیده‌ام، قراردادها را به‌جای اینکه یک‌ساله تمدید کنند شش‌ماهه تمدید می‌کنند. این در حالی است که افرادی بوده‌اند و هستند که 7 سال و حتی 11 سال هم سالیانه تمدید قرارداد شده‌اند.

ببینید کلاً اگر با ظلمی که بر بورسیه‌ها روا شده بود سریع و قاطع و بدون ملاحظات سیاسی برخورد می‌شد دیگر این ظلم به بقیه اعضاء هیأت علمی تازه استخدام شده گسترش پیدا نمی‌کرد، وقتی در ارتباط با ظلم به این بزرگی که مقام معظم رهبری هم فرمایشاتی داشتند، کار مؤثری انجام نمی‌شود و ظالم هزینه‌ای نمی‌پردازد. خوب این موضوع اشاعه می‌یابد.

فارس: خوب شما برای برطرف شدن این ظلم چه کرده‌اید و چه می‌توانید بکنید؟ بالاخره این‌ها در زمان شما و دکتر زاهدی بورسیه و پذیرش شدند.

دانشجو: اولاً، بله در دوره من و جناب آقای دکتر زاهدی بوده ولی بورسیه دولت جمهوری اسلامی ایران شده‌اند و نه بورسیه اینجانب و دکتر زاهدی.

ثانیاً ببینید برای مصاحبه‌ای که با شما داشتم و گفتم پرداختی که از طرف نهاد به وزرا صورت می‌گرفت در این دوره (دوره یازدهم) براساس آنچه در رسانه‌ها آمده است 400 درصد افزایش یافته است، از طرف معاون حقوقی رئیس جمهور علیه اینجانب طرح شکایت شد.

در مورد زمینی که اصلاً به اینجانب ربطی نداشت و فقط به نیابت از شورای شهر و با توجه به انحلال شورا آن را ابلاغ کرده بودم مصاحبه کردند و تیتر زدند که پای فلانی در زمین‌خواری باز شد، و انواع و اقسام موضوعات دیگر طرح شکایت شد ولی من در کارها، با خدا معامله کرده‌ام و قائل به تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ هستم. شاید این‌ها تصورشان این بود که با طرح این شکایت‌ها من محافظه‌کار می‌شوم و دیگر موضع‌گیری نمی‌کنم.

یک‌بار قبل از خطبه‌های نماز جمعه تهران دعوت شدم و صحبت کردم، از طرف برخی دولتی‌ها ستاد نماز جمعه را تحت فشار گذاشته و مصاحبه هم کردند.

دروغ بزرگ بورسیه‌های خلاف قانون را علم کردند و دو سال تمام بر طبل آن کوبیدند. این کارها هنوز هم ادامه دارد.

اما من همین‌جا اعلام می‌کنم اگر جایی احساس کنم که از گفتمان امام و رهبری فاصله گرفته می‌شود چه در سیاست داخلی باشد و چه در ارتباط با سیاست خارجی حداقل کاری که می‌توانم بکنم این است که محافظه‌کاری را کنار گذاشته و موضع‌گیری کنم. این کار را کرده‌ام و با این ترفندها نه تنها منفعل نمی‌شوم بلکه مصمم‌تر از گذشته می‌شوم.

یاد فرمایش یکی از علمای برجسته می‌افتم که وقتی خدمتشان رسیدم، فرمودند: برای کارهای بزرگ سنگ‌ها و سدهای بزرگ جلو راه می‌گذارند. یکی دیگر از علما هم فرمودند ذره آهنی بپوش و به خدا توکل کن. ذره آهنی که گیر نیاوردم ولی با خدا معامله کرده‌ام و از شایعه‌پراکنی‌های داخلی و خارجی، تخریب شخصیت‌های داخلی و خارجی، شکایت‌های داخلی و خارجی هم ترسی ندارم. فقط از خداوند می‌ترسم که وظیفه و تکلیف خودم را اشتباه تشخیص بدهم یا به تکلیف درست عمل نکنم.

در مورد بورسیه‌ها هم تشخیص من این است که باید موضع حق را بگویم. البته بدیهی است موضعی که به نظر من حق می‌رسد این است که بورسیه‌ها باید در دانشگاه‌ها و به عنوان عضو هیأت علمی جایابی و شاغل شوند. الان هم که فقط می‌توانم بگویم و کار دیگری از من ساخته نیست.

فارس: آقای دانشجو از اوضاع دانشگاه‌های دخترانه‌ای که راه‌اندازی کردید، خبر دارید؟

دانشجو: از ابتدای انقلاب فقط دانشگاه الزهرا را داشتیم که این هم در قبل از انقلاب تأسیس شده بود و با نام دیگری فعالیت می‌کرد. دانشگاه تک‌جنسیتی (پسرانه یا دخترانه) تکلیفی است که در "سند دانشگاه اسلامی" برای وزارت علوم دیده شده است. تکلیف شده است که در هر استان حداقل یک دانشگاه دخترانه باید ایجاد شود تا اگر کسی خواست حق انتخاب داشته باشد.

خوب من هم این تکلیف را انجام دادم، یعنی سعی کردم انجام دهم و فکر می‌کنم حدود 25 دانشگاه دخترانه دولتی و غیردولتی راه‌اندازی شد تا دانشجویان حق انتخاب داشته باشند.

الان هم نمی‌دانم در چه وضعیتی هستند؟ اما شنیده‌ام که دارند ادغام می‌شوند. این را بگویم که وقتی چیزی را شورای عالی انقلاب فرهنگی تکلیف می‌کند (چون سند مذکور به تصویب این شورا رسیده است)، باید سؤال کرد که چرا اجرا نمی‌شود؟ نه اینکه اگر کسی آن را اجرا کرد بپرسند چرا داری به آن عمل می‌کنی!

فارس: چند تا دانشگاه هم بود که آن‌ها را از دانشگاه‌های دارای رشته‌های خاص تبدیل به دانشگاه‌های جامع کردید. مثل دانشگاه علوم پایه دامغان که با اضافه‌کردن دانشکده فنی مهندسی و دانشکده هنر آن را تبدیل به دانشگاه جامع کردید. الان این دانشگاه‌ها چه وضعیتی دارند؟

دانشجو: الان دارند می‌گویند آمایش سرزمین، آمایش سرزمینی آموزش عالی را می‌خواهند انجام دهند. این در حالی است که در دوره مسئولیت اینجانب، جناب آقای دکتر نادری‌منش یک تیم خبره را جمع کرد و با همکاری همه دانشگاه‌ها و مسئولین استان‌ها این آمایش را انجام داد، آن را مجلد کرد و در شورای عالی انقلاب فرهنگی از آن رونمایی شد.

وضع موجود، وضع مطلوب براساس استعدادهای بالقوة سرزمینی و جغرافیایی و فعالیت‌هایی که قرار است در هر استان اعم از صنعتی، کشاورزی، هنری و... صورت بگیرد و همچنین چگونگی رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب مدّنظر آمایش بود.

براساس این آمایش و استعدادهای بالقوه و تاریخی که مثلاً در دامغان وجود دارد، دانشکده هنر در آنجا راه‌اندازی شد. دامغان شهر صد دروازه بوده است و بناهای تاریخی و استعدادهای هنری و میراث فرهنگی زیادی در آنجا هست.

ضمناً برخی رشته‌های فنی و مهندسی هم براساس صنایعی که قرار بود در این شهر راه‌اندازی شود یا در حال فعالیت بود راه‌اندازی شد.

حتی قرار بود دانشکده علوم پزشکی هم در این شهر راه‌اندازی شود، چون واقعاً نیاز بود ولی عده‌ای کارشکنی کردند و نگذاشتند و نهایتاً دانشکده داروسازی راه‌اندازی شد.

برخی شهرهای دیگر هم همین وضعیت را داشت، یعنی براساس آمایش قابلیت تبدیل دانشگاه از یک رشته خاص به دانشگاه جامع وجود داشت لذا انجام شد.

در اردبیل یک دانشکده فناوری‌های نوین تأسیس شد، در شاهرود پردیس فناوری‌‌های نوین ایجاد شد و دانشگاه با اضافه‌شدن چند رشته از دانشگاه مهندسی تبدیل به دانشگاه جامع شد. در خیلی از شهرها و دانشگاه‌ها دانشکده‌های علوم و فناوری‌های نوین ایجاد شد. اما حالا وضعیت این‌ها چگونه است، واقعاً نمی‌دانم.

در برخی از شهرها مثلاً دامغان به بهانه اینکه وقتی علوم پایه بودند رتبه داشتند و حالا که دانشگاه جامع شده‌اند جایگاه ندارند، شنیده‌ام دارند آن را چند تکه می‌کنند که قسمتی را به سمنان ببرند و قسمتی را هم به شاهرود.

به نظر می‌رسد این‌ها بهانه باشد چون مثل این می‌ماند که شما بگویید من چون در محلة خودمان بین سه نفر که در مسابقه دو شرکت می‌کنند نفر سوم هستم و رتبه دارم دیگر در مسابقات کشوری و جهانی و المپیک شرکت نمی‌کنم.

اگر استعدادی وجود دارد و شهر مستعد هست باید تلاش شود که دانشگاهش گسترش یابد و بعد هم تلاش شود اعضاء هیأت علمی بومی و غیر بومی مناسب جذب کرد تا رتبه‌آور شود، نه اینکه دانشگاه را از بین ببریم. مگر اینکه ادعا شود هیچ استعدادی وجود ندارد یا اینکه اشباع شده باشد، که این هم واقعیت ندارد.

فارس: دانشکده‌های علوم و فنون نوین برای چه موضوع و هدف خاصی تشکیل شدند؟

دانشجو: در دنیا دانشگاه‌ها در حال راه‌اندازی رشته‌هایی هستند که چندمنظوره است یا به عبارتی میان رشته‌ای است. میان رشته‌ای‌ها خصوصاً برای فناوری‌های نوین یک امر حیاتی و یک باید است. مثلاً در فناوری‌های فضایی مثل ماهواره، یا همین فناوری هسته‌ای، رشته‌های متفاوت نقش اساسی دارند و باید در کنار هم قرار گرفته میان رشته‌ای‌های خودشان را به‌وجود بیاورند.

دانشکده‌های فناوری‌های نوین یا علوم و فنون نوین برای همین منظور راه‌اندازی شد که البته ابتدا باید از دانشکده‌های دیگر و اعضاء هیأت علمی آن‌ها استفاده می‌کردند تا خودشان بتوانند عضو هیأت علمی مورد نیازشان را جذب کنند، دانشکده‌های بسیار کاربردی در میان رشته‌ای‌ها در شهرهایی مثل اردبیل، شاهرود و همین تهران (دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت و...) با عنوان دانشکده‌های فناوری‌های نوین، راه‌اندازی شد و با فعالیت همین دانشکده‌ها بود که ایران در علوم میان‌رشته‌ای که امروزه تمام دنیا به دنبال پیشرفت در آن هستند با تولید 1448 مستند علمی در سال 2012 میلادی توانست رتبه چهارم را در دنیا کسب کند که با توجه به عمر علوم میان رشته‌ای در ایران واقعاً شگفت‌انگیز بود و غرب را به هراس انداخته بود.

رتبه چهارم در دنیا آن هم در این مدت کوتاه باید آن‌ها را به هراس می‌انداخت. البته متأسفانه در سال 2014 تولید علم در این علوم به 490 مستند علمی رسید و رتبه ایران به رتبه 13 در دنیا تنزل پیدا کرد. در طول دو سال به جای آنکه با پشتیبانی از این علوم بتوانیم خودمان را به اول تا سوم برسانیم با یک افت شگفت‌انگیز به رتبه 13 در دنیا تنزل یافتیم.

* پرداختن به حاشیه‌ به جای وظیفه نرخ رشد تولید علم را کاهش داد

فارس: خوب چرا این‌جوری شد؟

دانشجو: این فقط مربوط به علوم میان رشته‌ای نیست هر چند در این علوم افت بیشتر از علوم دیگر بوده ولی در اکثر رشته‌هایی که تحت پوشش وزارت علوم هست این افت به چشم می‌خورد و این در حالی است که علوم پزشکی در سر جمع تولید علم در ایران را نسبت به جهان جبران کرده است اما باز هم نهایتاً نرخ رشد تولید علم و درصد پیشرفت در سال 2014 نسبت به 2012، منفی ثبت شده است. چرایی آن هم کاملاً واضح است. پرداختن به حاشیه‌ها به جای پرداختن به متن عمده‌ترین دلیل این نزول است.

فارس: راستی از یکتا چه خبر؟

دانشجو: یکتا یک جبهه گفتمانی است و همان‌طور که همیشه گفته‌ایم در مسیر قانون و در راستای گفتمان امام و رهبری و گفتمان انقلابی آن هم انقلاب اسلامی و ارزش‌های اسلامی حرکت می‌کند و دغدغه دارد. در حال حاضر هم در انتخابات پیش رو در خانواده اصول‌گرایی یعنی جایی  که به آن تعلق دارد فعالیت می‌کند و همه دوستداران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را به حضور در انتخابات 7 اسفند و انتخاب افرادی که گفتمان امام و رهبری که به نظر من همان "یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ" است را دنبال می‌کنند رأی بدهند تا موتور محرکه انقلاب و نظام پرشتاب‌تر کار کند و آینده و پیشرفت کشور تضمین شود.

* برجام یک چه گلی به سر وضعیت اقتصادی مردم زد که حالا گفتار درمانی برجام 2 را نزدیک انتخابات زمزمه می‌کنند

فارس: به عنوان آخرین سؤال، نظرتان درباره برجام 2 چیست؟

دانشجو: شنیدم که مسئولان دولتی از برجام 2 صحبت می‌کنند، برجام یک چه گلی به سر وضعیت اقتصادی مردم زد جز وعده‌های دراز مدتی که حال و احوال آن هم معلوم نیست، حالا باز گفتار درمانی برجام 2 را نزدیک انتخابات زمزمه می‌کنند.

منطقی‌تر این نیست که صبر کنند، ببینند فرجام برجام برای این ملت چه خواهد بود؟ برای اقتصاد و مردم چه خواهد داشت، برای اوضاع سیاسی منطقه و امنیت منطقه چه دارد و بعد در مورد برجام 2 صحبت شود.

اصلا ببینیم که این آیا الگوی خوبی بوده و آمریکا که روز 22 بهمن همه تنفر و انزجار خود را نسبت به آن اعلام کردند، به وعده‌های خودش عمل می‌کند؟ و تازه اگر عمل بکند آیا نتیجه‌ای برای مردم خواهد داشت؟ بعد می‌شود درباره الگو برداری آن هم نه با این روش‌ها بلکه با روش‌های جدید تصمیم‌گیری کرد.

فارس: از اینکه به سؤالات پاسخ دادید متشکریم، در انتها صحبتی ندارید؟

دانشجو: نه، من هم از شما تشکر می‌کنم، هر چند شاید حرف‌هایی که در این مصاحبه هم زدم باز به مذاق بعضی‌ها خوش نیاید و بروند شکایت کنند. ولی من علاوه بر اینکه یک عضو هیأت علمی هستم به عنوان یک فعال سیاسی هم شناخته می‌شوم و نظر سیاسی خودم را می‌گویم، حالا این نظر و نقدهای سیاسی می‌تواند از دید بعضی‌ها درست نباشد یا واقعیت نداشته باشد، اما من همان‌طور که عرض کردم اگر جایی احساس کنم انحرافی از گفتمان امام و رهبری که همان گفتمان انقلاب است به‌ وجود آمده یا در شرف به وجود آمدن است نقد سیاسی و نظر خودم را براساس باورهایم گفته‌ام و از این به بعد هم خواهد گفت.

انتهای پیام/

http://fna.ir/QAQ0Z4

روزگار بی پناهی امت اسلام

 

روزگار غریبی است دست جباران ظالمی برای ظلم کردن وبر حق وحقیقت شمشیر کشیدن باز است ودست مظلومان بیگناه را بستن  وظلم وآزاز انان  جایز است  در این روزگار غریب که تنها زمزمه های قاریان قرآن وناله ای توام با الغوث الغوث آنان آشنای هر شنوایی است که اینها همه از غریب بودن بشریت در این روزگار حکایت دارد  .

امروزسه روز است که از پیچیدن خبر شهادت آیت الله شیخ نمر باقر النمر روحانی برجستهء عربستان میگذرد روحانی ای که دست پرورده اسلام ناب محمدی است او در اعتراض به ظلم طاغوتیان عربستان نشین در حق تک تک  مردم عربستان به درجهء رفیع شهادت نائل آمد چیزی که در مورد این شیخ شهید میتوان گفت قیام به تنهایی ماقبل فراعنهء آل سعود بود" قومو لله مثنی وفرادی ""شجاعت این شیخ شهید آنچنان بود که سریعا" دستگاه امنیتی آل سعود را به واکنشی خشن واداشت و خشونت وحشیانه آنان موجب شد که شیخ ما را با تیراندازی وبصورت کاملا" زخمی به زندانهای مخوف خود انتقال دهند  آنچه در شهادت مظلومانه ایشان بیشتر مد نظر است این است که این عمل سفاکانه باعث آبروریزی بیشتر از خاندان تکفیری آل سعود شده وبالاتر از آن حتی باعث بردن هر چه بیشتر آبروی نداشتهء مجامع بین الملی شده که الان چون یک مجری کار نابلد در صحنه ء جهانی دارند عمل میکنند آش آنقدر شور شده که دیگر مردم دنیا فهمیده اند که شوری آن از کجاست ؟ مگر میشود سازمان مللی آنقدر بی خاصیت داشت که مجامع بین المللی حقوق بشر را بدست عربستان بی رحم وسفاک خونریز بسپارد در واقع باید گفت واذعان کرد که سازمان ملل متحد به صورت ادارهء کلی از وزارت خارجهء آمریکا در آمده است که هرچه جنا شان بفرمایند اطاعت خواهد شد واین میان فقط مانده که حکم اعدام صحرایی ما ایرانیان را صادر کنند دنیا را وقیحان اداره میکنند جدای از اینها باید اشاره کرد به عملیات علیه خانوادهء مومن شیعه آفریقای تبار محترم که با نفوذ شیعه در کشور آفریقایی نیجریه در واقع کمک بزرگی به گسترش اسلام ناب محمدی کرد واوکسی نیست جز آیت الله شیخ زکزاکی فردی که سالیان سال است در آفریقا به گسترش اسلام کمک کرده است ولی باید گفت جواب آنان چه بوده است  خانواده نمر در عربستان تحت وحشیانه ترین آزارواذیت ها قرار دارند خانوادهء شیخ زکزاکی هم در معرض نابودی قرار گرفته اند خلاصه عربستان سعودی در دنیا به مانند جلادی شده که هر کس را  احساس کند جلوی او ایستاده است با خشونت افسار گسیخته جواب او را خواهد داد این در پرورده های این رژیم طاغی ویاغِ وبیرحم مشخص ومعین است شرق ایران ما سالیان است  که داریم از سیاستهای توسعه طلبانهء خشن آل سعود لطمه میخوریم ریگی ملعون که در خدمت آل سعود بود عملکرد جنایت بارش فراموش شدنی نیست .

سعودیهای جبار وغیر مدنی مدت نزدیک به یک قرن است که به مانند اعراب جاهلی حکومت میکنند وحکومتشان را با زر وزور وشمشیر وتزویر ادامه میدهند آنان پیروی از سیاستهای خشن اموی را برای خویش افتخار تلقی میکنند واز جمله همیشه دشمنی وعناد با شیعه وامیر المومنین وفرزندانش را بر خود فرض میدانند  ومطابق آن عمل میکنند از جمله در کشتن وقتل روحانی شیعه تبار آیت نمر باقر النمر و تنگ گرفتن اوضاع بر روحانی نیجریه ای تبار آیت الله شیخ زکزاکی این شناعت آنان به اوج خود رسیده وجالب است که بدانید گویا در مقابل این جنایات اصلا مجامع بین المللی وجود نداشته است که حتی بتواند اعتراضی لفظی بکند وجالب اینجاست اینها در هر اتفاقی که در عالم می افتد خیلی راحت وسریع جمهوری اسلامی را بلدند که محکوم کنند در قضیهء شهادت شهادت شیخ النمر به خاطر دخالت در عربستان ایران را محکوم میکنندوآن جو را ایجاد میکنند که انگاری میخواهند ملت ایران را اعدام صحرایی کنند !! سازمان ملل که دیگر برای ما وجود خارجی خود را از دست داده وبه مانند سگ دست آموز آمریکا وکشورهای مطیع او در آمده حالا دارد ماهیت واقعی خود را عیان میکند وهکذا بر رفتار گذشته تا حال اینان مظلومی ستیزی اینان با مظلومان عالم از ابتدا حیات شان تحت عنوان سازمان ملل آنقدر زیاد است که اگر احصا شود در ذهن ابنا بشر نخواهد گنجید !! واین قصهء طولانی ادامه خواهد داشت ومتاسفانه زور گویی این قوم دغا برای ابناء بشر ادامه خواهد یافت ولی جای امیدواری آنجاست که ایران اسلامی با همپیمانانش ارادهء ایستادان مقابل این جهال قرن اخیر را نموده است وبه این ایستادگی ادامه خواهد داد تا ظهور آقا امام زمان فرا برسد الس الله به صبح قریب انشاء الله تعالی % والسلام