تکرار تاریخ وصلح حدیبیه ونتیجهء برجام

من بارها چه در صفحهء مجازی وچه خطاب به دوستانم تاکید کرده ام که شرایط فعلی مادر برجام ومسالهء پروندهء هسته ای ما چیزی شبیه شرایط صلح حدیبیه بوده است  در صلح حدیبیه هم شما پیامبر را در شرایط برتر از روحی وسیاسی میبینید  ماهم در چنین شرایطی قرار داشته وداریم  گفتگو وسازش ما با دشمنان دقیقا هچنین شرایطی را دارد حال باید پرسید این گفتگو وسازش چه نفعی بحال ما دارد  اگر پیامبر در جریان حدیبیه با چرخشی 180 درجه ای نسبت به احساس پیروزی مسلمین تاملی داشتند این نه از نگاه ضعف بلکه از نگاه برتری جویی نسبت به دشمنان خبر میداداین در واقع فرصتی بود که ایشان به دشمن دادند تا دشمن دست از مقابله با اسلام بردارد ولی دشمن قدر این فرصت را ندانست ودوباره با اتکا به غرور خویش قدرت مسلمین را هیچ حساب نکرد ودوباره اشتباه خویش را تکرار کرد ولی جواب دندان شکنی دریافت کرد . الآن هم شیطان بزرگ آمریکا نیز وضعیتی مانند مشرکین مکه را دارد یا باید در برابر دین اسلام کرنش نماید و واقعیت ها را بپذیرد ویا همچنان بخواهد سرنا را از سر گشادش بدمد  ولی هیهات من الذله " و " سیعم الذین ای انقلبو منقلبون " تا باد چنین بادا وجز این مباد والسلام %

وقتی هنرمندان به استاد علوم سیاسی درس «سیاست» می‌دهند

بررسی تطبیقی اظهارنظر صادق زیباکلام و شماری از هنرمندان درباره حوادث اخیر فرانسه نشان می‌دهد این بار استاد علوم سیاسی دانشگاه است که باید به هنرمندان درس پس بدهد.

خبرگزاری فارس: وقتی هنرمندان به استاد علوم سیاسی درس «سیاست» می‌دهند

به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، صادق زیباکلام استاد سیاسی دانشگاه و از چهره‌هایی است که یادداشت‌ها و مقاله‌های او هر روز در روزنامه‌های اصلاح‌طلب منتشر می‌شود. اما بیشتر از آن که در سال‌های اخیر چهره علمی زیباکلام باعث معروفیتش شده باشد اظهارنظرهای متفاوتش، او را چهره ای خاص و متفاوت کرده است.

به رسمیت شناختن اسرائیل، نامه درخواست به سفیر نروژ برای اعطای جایزه صلح نوبل به علی مطهری، پیشنهاد برچیده شدن تجهیزات و امکانات هسته‌ای با تئوری «هسته‌ای چه گلی به سر ملت زده است»، ابراز علاقه به رضا شاه و مدیون دانستن جمهوری اسلامی به رضاخان، حمله به بنیان‌گذار انقلاب اسلامی به خاطر گفتن جمله «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود»! هجمه شدید علیه شهردار تهران به خاطر یک بنر خیالی که هرگز توسط شهرداری منتشر نشده بود! تنها چند نمونه از گاف‌ها و اظهارات شاذ زیبا کلام در سال های اخیر بوده است.

از سوی دیگر در حالی که برای بسیاری از چهره‌های نه چندان سیاسی هم اثبات شده که گروهک های تروریستی مانند داعش زاییده و دست‌پرورده خود غرب هستند، صادق زیباکلام چنین نظری ندارد!

این تئوریسین اصلاح‌طلب در آخرین اظهارنظرش درباره حوادث تروریستی پاریس که منجر به کشته شدن ده ها تن در فرانسه شد روز گذشته طی یادداشتی در روزنامه شرق تصریح کرد:‌ «ای کاش در عالم واقعیت فرضیه‌هایی که در ایران به وجود آمده، درست می‌بودند و داعش و پدیده اسلام رادیکال خشونت‌طلب را سازمان‌های جاسوسی آمریکایی و انگلیسی ساخته بودند، زیرا در این صورت، اکنون می‌توانستند خط تولید آن را متوقف کنند.»

این اظهارنظر در حالی از زبان یکی از اساتید علوم سیاسی دانشگاه های ما خارج می شود که هنرمندان کشورمان به حادثه تروریستی پاریس واکنش های هوشمندانه تری نشان دادند.

* محمودرضا قدیریان، بازیگر و مجری صدا و سیما با تاکید بر این که فردی سیاسی نیست و نخواهد بود و فقط سروکارش با شعر، موسیقی، اجرا و هنر است، درباره آنچه در فرانسه اتفاق افتاد، نوشت: اگر فرانسه از تروریست حمایت کرده و اسلحه، پول و تجهیزات داده که آنان بزرگ شوند، حالا گریبان خودش را هم گرفت و اگر کمکی به آن‌ها نکرده، پس چرا در زمان نابودی تروریست اقدامی نکرد تا دنیا از شرشان خلاص شود!

برای دیدن خبر مربوطه روی عکس کلیک کنید

 

 

* امین زندگانی، بازیگر نام آشنای کشورمان در صفحه اینستاگرامش با نوشتن جمله «مرگ بر داعش» نوشت: «دم همه شیرمردهایی که واسه امنیت مملکتمون جونشون و گذاشتن کف دستشون که اتفاقاتی مثل اتفاقات بیروت و پاریس تو خاک میهنمون نیفته گرم»

برای دیدن خبر مربوطه روی عکس کلیک کنید

 

* همچنین رضا رشیدپور از مجریان باسابقه تلویزیون نیز پس از این ناآرامی های اخیر فرانسه و بیروت با قرار دادن تصویری از سردار قاسم سلیمانی عنوان کرد: با کمال میل و افتخار می گویم که امن ماندن خانه ام را مدیون قاسم سلیمانی می دانم. او یک شخص نیست. یک فرهنگ است. فرهنگی که حرمت خانه را از جان عزیزتر می داند.

وی همچنین افزود: من هرگز حاج قاسم سلیمانی را از نزدیک ندیده ام اما به صراحت می گویم که هر وقت ملاقاتشان کنم به احترامشان تعظیم کرده و دستشان را خواهم بوسید.

برای دیدن خبر مربوطه روی عکس کلیک کنید

 

 

* امیر جعفری بازیگر سینما و تلویزیون نیز در همان ساعات اولیه پس از انفجار فرانسه با انتشار تصویری پاره از پرچم داعش بر این گروهک تروریستی و حامیانش لعنت فرستاد.

برای دیدن خبر مربوطه روی عکس کلیک کنید

 

لیلا رجبی دونده روسی‌الاصل کشورمان با انتشار تصویری در صفحه شخصی اش به واکنش های متفاوت در قبال جنایت های تروریست ها در عراق سوریه و افغانستان با فرانسه واکنش نشان داد.

در حالی که انتظار می‌رود استاد سیاسی دانشگاه آن هم در مسائل سیاسی و بین‌المللی از سایر اقشار جامعه جلوتر حرکت کند اما واکنش برخی از هنرمندان این بار نشان داد که آن‌ها گوی سبقت را از صادق زیباکلامی‌ها ربوده‌اند و این بار استاد باید جلوی آن‌ها درس پس بدهد!

 

بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازی

انتهای پیام/

سیل به قم هم رسید

                 

کد خبر: ۳۳۲۳۲
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۷:۱۸
افزایش میزان و شدت بارش باران در قم باعث پر آب شدن کانال پردیسان این شهر شد.

عشق به مذهب فطری وابدی است !!

توضیح خاله نرگس درباره پست‌های مذهبی اینستاگرامش

آزاده آل ایوب در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان درباره علت منتشر کردن پست‌های مذهبی در صفحه اینستاگرامش پاسخ جالبی را منتشر کرده است.

خبرگزاری فارس: توضیح خاله نرگس درباره پست‌های مذهبی اینستاگرامش

به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، آزاده آل ایوب که همه او را با اسم خاله نرگس می شناسند یکی از فعالان شبکه های مجازی به خصوص اینستاگرام است. اکثر مطالب آل ایوب در اینستاگرام یا به تصویری از پشت صحنه اجرای برنامه هایش اختصاص دارد یا جنبه دینی و مذهبی دارد.

 

همین پست های مذهبی آل ایوب سوالاتی را در ذهن مخاطبان صفحه شخصی اش ایجاد کرده به طوری که یکی از طرفداران وی از او پرسیده «آیا اگر مجری هم نبودید در مورد خدا و اهل بیت پست می‌گذاشتید؟»

 

خاله نرگس هم جواب این سوال را در قالب یک پستی در صفحه شخصی اش منتشر کرده که آن را در ادامه می‌خوانید:

روند شکل گیری اعتقادات و باورها چونان روند تکامل به یک عمر می ماند.

در طول زندگی بارها رفتیم و برگشتیم، بایدها و نبایدهایی که جامعه، خانواده، دانشگاه تحمیل می‌کند، برخی را نفی می‌کنی و برخی را تایید

پذیرش توام با باور یعنی ارزش

پذیرش توام با اجبار یعنی ضد ارزش

گاهی سقوط منجر به صعود می شود و یا بالعکس

برای رسیدن به ثبات باید از دایره شک و تردیدهایت خارج شوی

و تا شک نکنی اطمینان حاصل نمی شود

در خانواده مذهبی پرورش یافتم ولی دلیل نشد تا چادر برسرکنم، سجاده پهن کنم و فقط عبادت، بلکه باید پیش از هر چیز فکر می کردم و اندیشه که کدام راه درست است و کدام مسیر بن بست، دست برقضا مجری شدم، صورتم را می بینی ولی از سیرتم بی اطلاع، پیش از قضاوت بگذار خودم را برایت معرفی کنم با دل نوشته هایم، با حس نابی که با تو به اشتراک می گذارم ولی فقط آنچه باور دارم با قلبم،احساسم و معرفت. من اویم، خواهد می مانم، نخواهد محو می شوم.

شاید این بند جوشن کبیر مکنونیات دلم را برایت شرح دهد. (بیست و هشت)

«یا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ، یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ، یا ذُخْر مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ، یا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ، یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ، یا فَخْرَ مَنْ‏ لا فَخْرَ لَهُ، یا عِزَّ مَنْ لا عِزَّ لَهُ، یا مُعینَ مَنْ لا مُعینَ لَهُ، یا اَنیسَ مَنْ لا اَنیس  لَهُ، یا اَمانَ مَنْ لا اَمانَ لَهُ»

و هیچ کس نمی داند عاقبت کار چه خواهد شد

 

در این سکوت

چه آواز قشنگی در حال نواختن است

صدای قلب مادر که می خواند

دعای عاقبت بخیری را...

شهیدی که حاج قاسم عاشقش بود

شهیدی که سردار سلیمانی عاشقش بود/ حاج قاسم: سیدابراهیم تو دل بروست

در دیرالعدس دیدم که یک صدای خیلی برجسته و مردانه تهرانی از پشت بی‌سیم می‌آید، حسین پشت بی‌سیم با سیدابراهیم داشت صحبت می‌کرد، نمی‌شناختمش! پرسیدم این جوان تهرانی از کجا در تیپ فاطمیون جا گرفته؟! گفت: سیدابراهیم!

خبرگزاری فارس: شهیدی که سردار سلیمانی عاشقش بود/ حاج قاسم: سیدابراهیم تو دل بروستخبرگزاری فارس: شهیدی که سردار سلیمانی عاشقش بود/ حاج قاسم: سیدابراهیم تو دل بروست

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، سردار قاسم سلیمانی که از سالهای جوانی تا حالا که مویی سفید کرده است هنوز لباس رزم را علیه دشمنان اسلام در نیاورده و همچنان در حال مبارزه است.

وی خاطره ای را  از شهید مصطفی صدر زاده معروف به سید ابراهیم از تیپ فاطمیون که در سوریه و در مبارزه با تروریست های تکفیری به شهادت رسید می‌گوید:

 

درایام فاطمیه سال قبل بود که شهید حسین بادپا اینجا آمد. در دیرالعدس دیدم که یک صدای خیلی برجسته و مردانه تهرانی از پشت بی سیم می آید، حسین پشت بی سیم با سید ابراهیم داشت صحبت می کرد، نمی شناختمش! پرسیدم این جوان تهرانی از کجا در تیپ فاطمیون جا گرفته ؟! گفت: سید ابراهیم!

صبح که برگشتیم از حسین پرسیدم که این سید ابراهیم کیه که با این صدای بلند و مردونه صحبت می کرد؟! سید را نشان داد گفت: این!

یک جوان باریک و نحیف! گفتم که من فکر می کردم یک آدم با هیکل بزرگ الان باید باشد با آن صدای کلفت و بلند!

یک جوان تو دل برویی بود، آدم لذت می برد نگاهش کند من واقعا عاشقش بودم. آن وقت این جوان چون ما راهش نمی دادیم بیاید اینجا رفته بود مشهد در قالب فاطمیون به اسم افغانستانی خودش را ثبت نام کرده بود تا به اینجا برسد، زرنگ به این می گویند! به ما و امثال ما که دنبال مال جمع کردن و ... هستیم نمی گویند!

با ذکاوت کسی است که اینطور کار را بدست می آورد و بالاترین بهره را از آن می گیرد و به نحو احسن از فرصت استفاده می کند، چرا این کار را کرد؟! چون قیمت داشت. ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله ... خدا کسی را که در راهش جهاد می کند دوست دارد، اگر کسی را خدا دوست داشته باشد محبتش را، عشقش را، عاطفه اش را و همه چیزش را در دلها پراکنده می کند. امثال سید ابراهیم در خیابان ها خیلی زیاد هستند، اما آن چیزی که سید ابراهیم را عزیز کرد و به این نقطه رساند همین راه بود.

سمت راست حاج قاسم شهید حسین بادپا و سمت چپ او شهید سید ابراهیم صدر زاده به چشم میخورند یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

عشقی که به تحریم ها میگوید " ورود ممنوع

عشقی که قابل تحریم و بلوکه‌شدن نیست!

گفتنی‌ها درباره «مدافعان حرم» و «شهدای حرم» بسیار است، اما حرف اصلی همان است که سال‌ها قبل سیدشهیدان اهل قلم روایت کرد «روایت ثروتی عظیم از عشقی بی‌پایان به خاندان عترت که تنها دارایی غیرقابل تحریم و بلوکه ملت ایران و شیعیان سراسر جهان است».

خبرگزاری فارس: عشقی که قابل تحریم و بلوکه‌شدن نیست!

به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، در طول یک هفته گذشته و با آغاز عملیات‌های گسترده در سوریه آمار شهدای مدافع حرم ایرانی که داوطلبانه برای دفاع از حرم عمه‌ سادات به سوریه عزیمت کرده‌اند، افزایش یافته است.

در جبهه عراق نیز مشابه صحنه عملیات سوریه، درگیری علیه مواضع تروریست‌های داعش صورت گرفته است که در جریان آن، روز عاشورا بسیجی داوطلب سید هادی نومی به شهادت رسید.

شهید وحید نومی از اهالی شهرستان تبریز که چند ماه پیش جهت دفاع از عتبات مقدسه این کشور وارد سامرا شده بود، در ادامه عملیات نظامی مدافعان حرم برای بیرون راندن تروریست‌های داعش از استان صلاح‌الدین در منطقه الحراریات شهر بیجی به شهادت رسید.

جوانانی که امروز در قامت «مدافعان حرم» خبرساز می‌شوند پرچم‌داران عاشقی هستند که به راحتی نمی‌توان برمبنای محاسبات عقل معاش، قضاوت‌شان کرد؛ ثروت آن‌ها عشقی است که قابل تحریم نیست!

دستی زیر سر دارد و لبخند گرمی روی لب. هر از گاه نیم‌نگاهی به تکاپوی اطرافیان می‌اندازد و زیر لب زمزمه می‌کند: «السلام علیک یا اباعبدالله» «مدافعان حرم» که به خیل «شهدای حرم» می‌پیوندند کیستند و چه در سر دارند؟

آرمان‌شان چیست و چگونه دل از آرامش زندگی روزمره می‌کَنند و بدون اجبار از ایران، سوریه، افغانستان و کشورهای دیگر عازم کارزار «دفاع از حرم» می‌شوند؟

«عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو... و این هر دو، ‌عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود.»

شهید سیدمرتضی آوینی در روایت ماندگار خود از عصر عاشورا تحت عنوان «فتح خون» برش‌هایی تکان‌دهنده و بعضا ماندگار دارد که گویی تا سال‌های سال بکری خود را از دست نداده و هنوز روایت حال ما هستند.

قضاوت درباره جوانانی که امروز و در فضای رسانه تحت عنوان کلی «مدافعان حرم» خطاب می‌شوند و بعضا نگاهی آمیخته با پیش‌داوری نسبت به اهداف و آرمان‌هایشان داریم، کار ساده‌ای نیست.

اساسا سهل و ممتنع است که بخواهیم از دلباختگانی بگوییم که بیشتر اهل خلوت بوده و هستند و نه فقط خود اصراری بر فریاد باورهایشان نداشته‌اند که بازماندگان و همراهانشان هم حد و مرزی معین با فضای پرهیاهوی رسانه‌ها دارند.

چگونه می‌توان با ابزار «عقل» به قضاوت دیپلمات‌های عاشقی نشست که اگرچه ردای تقابل با جاهلیت مدرن داعشیان را به تن کرده‌اند اما خود نیز چندان در قید و بند «عقل» نبوده و پا در مسیری گذاشتند که دیگران جز به حیرت نمی‌توانند به روایت و بازخوانی آن بپردازند؛ حیرتی از جنس همان تقابل عقل و عشق!

آرام بودند و آرام رفتند

«شعری که آقا را به گریه انداخت» این تیتر مشترک بسیاری از رسانه‌ها از حاشیه‌ دیدار رهبر انقلاب با جمعی از خانواده شهدای حرم بود.

روایت شعری که مقام معظم رهبری بر پای تصویر یکی از شهدای حرم دید و چشمانش تر شد؛

                     ما سینه زدیم و بی صدا باریدند

از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند

                             ما مدعیان صف اول بودیم

از آخر مجلس، شهدا را چیدند

بیش از هر چیز واقعیتی قابل تأمل در این دو بیتی نهفته است.

شهدای تکیه زده در «آخر مجلس» در روزگار ترک‌تازی‌ «مدعیان» چه کسانی هستند و چگونه می‌توان احوالات‌شان را درک کرد.

*حرم هرگز تنها نمی‌ماند

قُلْ لاَ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَکُورٌ (اى پیامبر ما!) بگو: «من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم در خواست نمى‌کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (=اهل بیتم)» و هر کس کار نیکى انجام دهد، بر نیکى‌اش مى‌افزاییم; چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگذار است.

در دمشق منطقه‌ای وجود دارد به نام سیده زینبیه که صد‌ها سال است به مرقد حضرت زینب منتسب است، در این روزها و نا آرامی‌های سوریه داعشی‌ها چند صد متر بیشتر با آن فاصله ندارند و هر روز تهدید می‌کنند اگر آنجا به دستشان بیفتد ویران می‌کنند و می‌سوزانند.

اما ای تکفیری‌های بی‌دین بدانید آنجا حرم ناموس شیعه است پس کسی خیال حرم را نکند، سربازان حیدری و حسینی نگهبانان حرمند مدافعان حرم همیشه بیدار هستند کسانی که از این مرقد شریف دفاع می‌کنند به نامحرمان داعشی هرگز اجازه نمی‌دهند نگاه چپ به آن بیندازند هرچند آنان تادندان مسلح‌اند اما هرگزحریف غیرت و دلاوری جوانان شیعه و فرزندان فاطمه نمی‌شوند.

هرگز حرم تنها نمی‌ماند ...به یاد ظهر عاشورا.... گیرم همه دنیا یزیدی شود ولی ما شیعیان مریدان اربابیم، ای کافران حربی ما فرزندان حسین و زینبیم ای صهیونیستان کافر جان دادن در راه دفاع از ناموس شیعه و در راه زینب(س) برای ما آسان و شیرین است ما هم قسم شده ایم وبه مقتدایمان ورهبرمان لبیک گفته‌ایم‌.

سر دادن و جان دادن در راه زینب برای ما افتخار است ما گفته‌ایم لبیک یا زینب ....

می‌دانید لبیک یا زینب یعنی چه؟ لبیک یا زینب یعنی جانم و مالم و زندگیم فدای بانوی ایثار و استقامت که وقایع تلخ کربلا را دید و روای دلاوری‌های آزادمردان دشت نینوا شد.

یعنی بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی‏ پدر و مادرم به فدایت

یعنی روز قیامت روسفید در برابر مادرش فاطمه

یعنی با دوستان اهل بیت دوست بودن و بادشمنانش دشمن بودن برای همیشه

درست است جوانانی مثل شهیدان عبدالصمد امام‌پناه (26 فروردین 75) از تبریز، علی کنعانی (13 اردیبهشت 92) از مراغه، محمود رضا بیضایی (29 دی 92) از تبریز، محرم علیپور (7اردیبهشت 93) از مرند، شهید عباس عبدالهی (23 بهمن 93) و حامد جوانی (5 تیر 94) از تبریز، امین کریمی، مهدی علی دوست و وحید نومی گلزار در ظهر عاشورای امسال در راه دفاع از حرم اهل بیت به شهادت رسیدند ولی همه بدانند ایران پراست از این شهیدان که عاشقانه منتظر اعزام برای دفاع از حرم و نابودی داعش خونخوار هستند.

ای یزیدیان زمان بدانید حرم هرگز تنها نمی‌‌ماند...

*مدافعان حرم مدافعان حریم اسلام هستند/ جوانان ما همچنان پای انقلاب ایستاده‌اند

آیت‌الله مجتهد شبستری نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان‌شرقی و امام جمعه تبریز در دیدار با خانواده شهید عباس عبدالهی با اشاره به این که خانواده این شهید حاضر نشده‌اند برای گرفتن جنازه‌شان به دشمن باج بدهند گفت: شهدای ما خودشان با استقامت و خانواده هایشان بردبار هستند و حاضر نیستند به دشمن باج بدهند و این خود یک درس اخلاقی است.

وی با اشاره به ارزش والای شهدای مدافع حرم ادامه داد: عزیزانی که برای حفظ کیان وطن و حمایت از بلاد اسلامی می‌روند و شهید می‌شوند جایگاه ویژه‌ای را در نزد خداوند صاحب می‌شوند.

نماینده ولی‌فقیه در آذربایجان‌شرقی تصریح کرد: مدافعان حرم مدافعان حریم اسلام هستند و باید درس عزت و شرافت را از این شهیدان یاد بگیریم.

وی شهدای مدافع حرم استان را مایه افتخار آذربایجان عنوان کرد و افزود: همیشه راه این شهدا ادامه خواهد یافت و از آرمان‌های شهدا محافظت خواهیم کرد.

*خانواده شهید عبدالهی چندین بار گفته‌اند که ما حاضر نیستیم در قبال دریافت جنازه پدرمان به دشمن باج بدهیم

در ادامه این دیدار سردار غلام‌عسکر کریمیان فرمانده سپاه عاشورا با اشاره به رشادت‌های شهید عبداللهی در سوریه گفت: فرمانده قرارگاه سوریه چندین بار گفته بود که شهید عباس عبدالهی نشاط خاصی را به قرارگاه سوریه بخشیده بود.

وی ادامه داد: شهید عبداللهی جزو افرادی بود که چندین بار به عمق داعشی‌ها نفوذ کرده بود ولی در نهایت در یکی از عملیات‌ها با همرزم خود به شهادت رسید.

کریمیان با اشاره به اینکه در اوایل شهادت عباس عبداللهی دشمن هنوز از هویتش خبر نداشت گفت: فضای مجازی کار را خراب کرد و دشمن هویت شهید عبدالهی را فهمید و از این فرصت سوءاستفاده کرد.

وی تصریح کرد: خانواده شهید عبداللهی چندین بار گفته‌اند که ما حاضر نیستیم در عوض دریافت جنازه پدرمان به دشمن باج بدهیم و یک بار هم داعش جنازه‌ای را با نام شهید عبدالهی به ایران داد که با انجام آزمایش‌ها خلاف این امر ثابت شد.

فرمانده سپاه عاشورا با بیان اینکه راه شهدا همچنان ادامه خواهد یافت گفت: جوانان ما مثل دوران دفاع مقدس پای کار بوده و مدافع انقلاب و نظام هستند.

*وصیتنامه شهید مدافع حرم «حامد جوانی»؛

آرزو دارم همچون حضرت عباس(ع) در دفاع از حرم اهل بیت به شهادت برسم

شهید حامد جوانی مدافع حرم حضرت زینب(س) در تاریخ 3 تیر سال جاری پس از تحمل جراحات و از دست دادن دو دست و دو چشم خود، به شهادت رسید و در جوار قبر شهید "محمودرضا بیضائی" به خاک سپرده شد.

در وصیتنامه این شهید آمده است:

"بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله

یاحسین تا آخرین قطره‌ی خون نمی‌گذاریم دوباره خواهرت به اسارت برود. تنها دلخوشی من برادر زاده‌ام علی است که وقتی او بزرگ شد بگوید که عمویت برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) رفته و شهید شده است، بگذارید علی افتخار کند.

مادر عزیزم اگر بنده توفیق شهادت پیدا کردم و برای من مجلس یادبود گرفتید در عزای من گریه نکنید چراکه دشمنان اسلام شاد و خرم می‌شوند و اگر گریه کنی در روز قیامت حلال نمی‌کنم و نیز مادرم بنده ان‌شاءالله در این سفر که به سوریه می‌روم دیگر به ایران باز نمی‌گردم و نیز به گروه موزیک لشکر بگویید چون من با شما سابقه دوستی و همکاری داشتم موقع ورود پیکر من به تبریز به صورت عالی و منظم به نواختن موزیک بپردازید.

پدر عزیزم به دلم افتاده که این آخرین سفر من به سوریه است و می‌دانم که شهید خواهم شد لذا از صمیم قلب مرا حلال کنید.

ای عاشقان اهل بیت رسول الله! من خیلی آرزو داشتم که 1400 سال پیش بودم و در رکاب مولایم امام حسین(ع) می‌جنگیدم تا شهید شوم و حال، وقت آن رسیده که به فرمان مولایم امام خامنه‌ای لبیک گفته و از اهل بیت پیامبر(ص) دفاع کنم. لذا به همین منظور عازم دفاع از حرمین به سوریه می‌شوم و آرزو دارم همچون حضرت عباس(ع) در دفاع از خواهر بزرگوارشان شهید بشوم.

25 فروردین 94- حامد جوانی"

گفتنی‌ها درباره «مدافعان حرم» و «شهدای حرم» بسیار است، اما حرف اصلی همان است که سال‌ها قبل سیدشهیدان اهل قلم روایت کرد. روایت ثروتی عظیم از عشقی بی‌پایان به خاندان عترت که تنها دارایی غیرقابل تحریم و بلوکه ملت ایران و شیعیان سراسر جهان است.

*شهید آوینی

آغاز گزارش اشاره‌ای به «فتح خون» آوینی داشتیم و باور کنید بهترین حسن ختام برای آنچه در این گزارش به دنبال مرور و بازخوانی آن بودیم همان روایت راوی فتح است از روز واقعه؛

«صبح شد و بانگ الرحیل برخاست و قافله عشق عازم سفر تاریخ شد. خدایا، چگونه ممکن است که تو این باب رحمت خاص را تنها بر آنان گشوده باشی که در شب هشتم ذی‌الحجه سال شصتم هجری مخاطب امام بوده‌اند و دیگران را از این دعوت محروم خواسته باشی؟ آنان را می‌گویم که عرصه حیاتشان عصری دیگر از تاریخ کره ارض است.

هیهات ما ذلک الظن بک ـ ما را از فضل تو گمان دیگری است.

پس چه جای تردید؟ راهی که آن قافله عشق پای در آن نهاد راه تاریخ است و آن بانگ الرحیل هر صبح در همه جا بر می‌خیزد.

واگر نه، این راحلان قافله عشق، بعد از هزار و سیصد و چهل و چند سال به کدام دعوت است که لبیک گفته‌اند؟

عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو؛ و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نَبُرد، عشق را در راهی که می‌رود، تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله‌ای نیست.»

انتهای پیام/60002/ع40/چ3000

این نام علی اصغز است که راه خود را باز میکند!!

نسخه چاپيارسال به دوستان
گزارش فارس از سیزدهمین همایش شیرخوارگان حسینی
سربازان در گهواره، نذر قیام آخر شدند/ گریه های بی امان شیرخوارگان حسینی در پاسخ به "هل من ناصر ینصرنی" امام‌شان

شیرخوارگان حسینی همنوا با نفس مسیحایی شهید شیرخواره دشت نینوا، با گریه‌های بی امانشان، خود را نذر قیام جهانی موعود امم کردند تا پاسخی به "هل من ناصر ینصرنی" مولای‌شان داده باشند.

خبرگزاری فارس: سربازان در گهواره، نذر قیام آخر شدند/ گریه های بی امان شیرخوارگان حسینی در پاسخ به
 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، سراسر ایران اسلامی شاهد همدلانه های طفل های شیرخواره با مظلوم ترین شهید حماسه حسینی است که بعد از 1400 سال به دنبال جواب این پرسش هستند که گناه طفل شیرخواره در جنگ نابرابر کربلا در سال 61 هجری چی بود که با لبان تشنه ناجوانمردانه به شهادت برسد.

امروز در در دومین روز از ماه محرم الحرام(جمعه 24 مهر ماه) شیرخوارگان با لباس سبز علویشان در بغل مادرانشان در مراسم معنوی شیرخوارگان حسینی حضور دارند و لالایی های مادرانه همنوا با لالایی حضرت رباب(س) در غم شهادت شهید شیرخواره دشت نینوا در شبستان مصلای امام خمینی (ره) طنین انداز شد.

مادران با قطرات اشک این اشعار را زمزمه می کردند:

آری! ای رباب این روزها تمرین بی آبی بکن

شیر را به اصغر شش ماهه ات کمتر بکن

تا دیار کربلا راهی نمانده العجل

تا توانی بوسه بر حلق علی اصغر کن

در این لحظات علی آینه چی، علی انسانی و نریمان پناهی با مرثیه سرایی و بیان زبان حال رباب(س) قطرات اشک را بر گونه‌های مادران جاری ساختند و می گفتند:

ای تیر، کجا چنین شتابان ... آرام

قدری به کمان بگیر دندان ... آرام

ای تیر! به حرف حرمله گوش نکن

برگرد... نرو تو را به قرآن ... آرام ...

در این لحظات بود که آه از ته دل وجود مادران بر می خاست و تنها دعایی که در ذهنشان متبادر می شد تعجیل در ظهور منتقم خون حسین (ع) بود تا شاید مرهمی بر زخم دل حضرت رباب (س) باشد.

برخی مادران به امید شفای کودکشان، برخی دیگر برای گرفتن حاجت و بعضی هم برای ابراز ارادت آمده اند.

* مادر افغانی که ساعت 5 صبح برای شرکت در مراسم از خانه بیرون آمده بود

در میان جمعیت خانمی از کشور افغانستان با نوزاد یک ماه اش در این مراسم شرکت کرده بود، می گوید: از اطراف شهر ری آمدم از ساعت 5 صبح با مترو خود را به مصلا رساندم. ما با ایرانی ها برادر هستیم، ما شیعه ایم و به امام حسین اعتقاد داریم.

* حضرت رباب فداکاری بزرگی در حق اسلام کرد

مادری دیگر که دختر 4 ماه اش را در آغوش داشت و گریه امانش را بریده بود، بیان می دارد: واقعا سخت است که خود را جای حضرت رباب(س) بگذاریم، نمی دانم آیا من هم حاضر می شوم فرزندم را در این کودکی(اگر شرایطش پیش بیاید) فدای اسلام کنم، به راستی که حضرت رباب (س) از امتحان سربلند بیرون آمد و در حق اسلام فداکاری بزرگی کرد.

* مظلومیت علی اصغر باعث می شود حادثه عاشورا را با تمام وجود حس کنید

مادری دیگر برای پسر 8 ماه‌اش لالایی می‌خواند و می‌گوید:حس خیلی خاصی است وقتی بچه خودت را بغل می کنی و با امام حسین و حضرت رباب همزاد پنداری می کنی، بسیار عمیق تر عاشورا و آن اتفاقات را درک می کنی.

و چه زیبا شیرخوارگان حسینی سربازان در گهواره امام مهدی (عج) با گریه های بی امان خودشان جواب هل من ناصر ینصرنی مولای زمانشان را می دهند و خود را نذر قیام جهانی موعود امم می کنند تا در تحقق سنت الهی بر حاکمیت حق در آخرالزمان سهیم باشند.

*از اینکه بچه ام حسینی شود حس خوبی دارم

مادری که پسرش تنها شش ماه از عمرش گذشته است، ابراز می دارد: از اینکه فرزندم را در این مجلس آورده ام تا حسینی شود، حس بسیار خوبی دارم و امیدوارم همیشه ادامه دهنده راه علی اصغر(ع) باشد.

*آرزو دارم پسرم پیرو فرزندان حضرت زهرا (س) شود

مادری که 2 فرزندش را همراه خود به این محفل نورانی آورده است، از آرزوهایش می گوید: دوست دارم تمام کودکان جهان شاد و سالم باشند، فرزندم را به این مجلس آوردم تا پیرو فرزندان حضرت زهرا (س) شود.

*حس خانم رباب را درک می کنم

پسرش در گوشه ای از مجلس مشغول شیطنت است، مادرش که نگاهش به فرزندش گره خورده است، می گوید: از اینکه توانستم در مراسم شیرخوارگان حسینی حضور پیدا کنم خیلی خوشحال هستم و از خداوند ممنون هستم، اینجا آمده ام تا حس و حال خانم رباب (س) را بیشتر درک کنم.

*اگر فرزندم سالم به دنیا بیاید لباس علی اصغر تنش می کنم

خانم دیگری که منتظر به دنیا آمدن فرزندش در ماه دیگر است، از حس و حال عجیبش می گوید و بیان می دارد: این حس را نمی توان گفت تا مادر نشوی درک نمی کنی که حضرت رباب(س) چقدر سختی تحمل کرده است، البته نذر کردم، اگر فرزندم سالم به دنیا بیاید لباس علی اصغر تنش کنم.

و چه زیبا شیرخوارگان حسینی سربازان در گهواره امام مهدی (عج) با گریه‌های بی امان خودشان جواب هل من ناصر ینصرنی مولای زمانشان را می‌دهند و خود را نذر قیام جهانی موعود امم می‌کنند تا در تحقق سنت الهی بر حاکمیت حق در آخرالزمان سهیم باشند.

یاد دو سر شهید سپاه : هر دو حبیب سپاه بودند

نسخه چاپيارسال به دوستان
2 فرمانده شهید سپاه در گفتگوی فارس با سردار یعقوب زُهدی
ضمانتی که سردار همدانی به بشار اسد داد/ ریسک بزرگی که سردار شوشتری در سیستان کرد

همان ریسک شهید شوشتری را شهید همدانی در سوریه کرد. خود ایشان تعریف می‌کرد که وقتی به سوریه رفتم، دیدم تنها چاره‌ اینها این است که مردم به صحنه بیایند.»

خبرگزاری فارس: ضمانتی که سردار همدانی به بشار اسد داد/ ریسک بزرگی که سردار شوشتری در سیستان کرد
 

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- مهدی بختیاری و هاجر تذری: «ما 3 نفر پیرمردهای سپاه بودیم؛ من، نورعلی شوشتری و حسین همدانی» این را چند سال قبل، سردار جعفر اسدی فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه می‌گفت و حالا از این 3 نفر، 2 تن آنها به شهادت رسیدند. یکی درست 6 سال پیش در عملیاتی تروریستی در منطقه سیستان و بلوچستان و دیگری همین چند روز قبل در حین ماموریت مهمی در حوالی حلب در سوریه.

امروز 26 مهرماه ششمین سالگرد شهادت نورعلی شوشتری (مسیح سیستان) است و فرصتی فراهم شد تا گفتگو کنیم با یکی از همرزمان این 2 فرمانده شهید تا برایمان کمی از نورعلی شوشتری و حسین همدانی بگوید.

متن زیر گفتگویی است با سردار یعقوب زُهدی از معاونان سابق فرمانده سپاه و از قدیمی‌های توپخانه و معاون این روزهای مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی که از نزدیک با خصوصیات این 2 شهید عزیز آشنا بود.

** «نورعلی شوشتری» از گارد سلطنتی تا فرماندهی سپاه

* ما هم یک چیزهایی حالیمان می‌شود

گفتگو با سردار زهدی با خاطره جالبی از شهید نورعلی شوشتری آغاز می‌شود و برای اولین بار از زبان سردار می شنویم که شهید شوشتری -که متولد روستای سرولایت نیشابور است- ترک زبان بوده است:

«شهید شوشتری با ما ارتباط نزدیکی داشت. یکی از دلایلش هم این بود که ما همزبان بودیم، با اینکه بچه نیشابور بود ولی ترک زبان بود و ما با هم آذری صحبت می‌کردیم. خیلی‌ها هم این موضوع را نمی‌دانستند و همین عدم آگاهی، حوادث جالبی را رقم می‌زد.

وقتی ایشان فرمانده قرارگاه حمزه بود، روزی برای بازدید به تیپ 40 رسالت توپخانه می‌رود. فرمانده تیپ از موضوع زبان ترکی شهید شوشتری خبر نداشت. در حین بازدید از کنار یکی از قبضه‌ها رد می شوند که از قضا آن قبضه ایراد داشت. همین که خدمه قبضه می‌خواهد توضیح دهد، فرمانده تیپ به زبان ترکی به او می‌گوید «ولش کن، این که متوجه نمی‌شود.»

شهید شوشتری این را شنید و به روی خودش نیاورده بود. موقع خداحافظی برمی گردد با زبان ترکی خداحافظی می کند و می‌گوید «ما هم یک چیزهایی حالیمان می‌شود.»

این فرمانده تیپ هنوزم که هنوز است، هروقت این خاطره را نقل می‌کند می‌گوید: من آب شدم وقتی ایشان با آن بزرگواری از کنار این موضوع گذشت.»

* مینی‌بوسی که نورعلی برای روستایشان خرید

نورعلی شوشتری بک جورایی از بقیه فرماندهان سپاه متفاوت بود؛ بیشتر از لحاظ فیزیکی. اندام تنومند و هیکل چهارشانه‌اش در لباس سبز سپاه هیبتی دیگر به او می‌داد. از همرزم قدیمی‌اش پرسیدیم که نورعلی چطور وارد سپاه شد؟

«او قبل از انقلاب یک شرکت پیمانکاری داشت و وضع مالی‌اش هم خوب بود. حتی برای روستای خودشان -سرولایت- در اطراف نیشابور یک دستگاه مینی‌بوس خریده بود و به عنوان سرویس در اختیار روستاییان گذاشته بود.

او قبل از انقلاب هم سرباز گارد بود -به خاطر هیکل درشتش-و آموزش‌هایی که در گارد دیده بود برایش تجربه خوبی شد که بعداً در جنگ به دردش خورد.

هرچند در جریان مبارزات انقلاب با مردم بود ولی اینکه بخواهد به سپاه بیاید در تفکرش نبود.

سردار زهدی در کنار سردار شهید شوشتری

* با کاپشن گران قیمت در صف گزینش سپاه

این را خودش برایم تعریف کرد که یک شب در همان سال 58 حضرت امام(ره) به خوابش می‌آید و می‌گوید تو به سپاه برو. بیدار می‌شود و چون در این فضاها نبود، خواب را خیلی جدی نمی‌گیرد و پیش خودش فکر می‌کند خواب است دیگر؛ می‌گفت من به امام(ره) خیلی علاقه داشتم و فکر کردم چون به ایشان علاقمندم، خوابش را دیدم. چند روزی می‌گذرد و دوباره امام(ره) به خوابش می‌آید و می‌گوید: چرا تو به سپاه نمی‌روی؟

همان روز می‌آید و در صف گزینش سپاه می‌ایستد.

آن موقع هم شهید شوشتری یک تیپ خاصی داشت و تیپی نبود که گزینش کنندگان سپاه زیاد بپسندند. مثلاً می‌گفت: من آن روز کاپشنی تنم بود که 24 هزار تومان قیمت داشت.

به هر حال او در گزینش قبول شده و در همان سپاه نیشابور مسئول عملیات می‌شود.

* فداکاری در جهنم چزابه

شنیده بودیم که نورعلی یکی از آماده‌ترین‌ها و پا در رکاب‌ترین‌ها بود و کارنامه او را در برخورد با ناامنی‌ها در اقصی نقاط کشور شنیده بودیم. از سردار زهدی سوال کردیم و او اینطور جواب داد: «هر اتفاقی که می‌افتاد، ایشان حاضر بود، ناآرامی‌های کردستان، گنبد و ...

شما نگاه کنید، عمده‌ فرماندهان سپاه که در جنگ فرمانده شدند کارآموزی‌هایشان را در بحث نظامی در کردستان و در ناآرامی‌ها طی کردند و آنجا با سیستم نظامی آشنا شدند پیشینه هر کدام از فرماندهان مشهور سپاه را که دنبال کنید در کردستان حضور داشتند.

شهید شوشتری کارش را با تک تیراندازی در کردستان شروع کرد در جنوب، فرمانده دسته و گروه شد و در عملیات طریق‌القدس به فرماندهی گردان رسید.

در فاصله عملیات طریق‌القدس تا فتح‌المبین، دشمن به جبهه چزابه حمله شدیدی کرد و کار برای ما مشکل شد چون نیروها آماده انجام عملیات بودند و از طرف دیگر به چزابه حمله شده بود. 3 نفر داوطلب شدند تا چزابه را حفظ کنند: شهید رضا حبیب‌اللهی، شهید خرازی و شهید شوشتری.

آتشی که دشمن در چزابه می‌ریخت تا سالها ضرب‌المثل بود، اینقدر که ارتش بعث آتش سنگین ریخت.

وقتی هم که قرار شد که خود خراسان لشکری داشته باشد و لشکر نصر تشکیل شد، شهید شوشتری فرمانده تیپ بود تا بعد از عملیات والفجر مقدماتی که لشکرهای سپاه تشکیل شدند و ایشان فرمانده لشکر نصر شد و بعد هم فرمانده قرارگاه. مدتی جانشین سردار ایزدی در قرارگاه نجف بود بعد خودش فرمانده همین قرارگاه شد.»

* در کیمن منافقین

«یکی از کارهای مهم دیگری که ایشان در جنگ انجام داد، عملیات مرصاد بود. ایشان یک قرارگاه فرعی در منطقه چهارزبر داشت که قرارگاه تاکتیکی نجف بود.

وقتی که حمله منافقین صورت گرفت، ایشان در جنوب بود. ارتش عراق به جنوب حمله کرده بود و لشکرهای سپاه بیشتر آنجا مشغول بودند. البته یکی دیگر از فرماندهان موثر در مرصاد هم همین سردار شهید همدانی بود که فرماندهی لشکر انصارالحسین همدان را برعهده داشت.

سردار شوشتری البته به سرعت خودش را به منطقه رساند و تا آمدن ایشان هم مسئولیت با سردار احمدی مقدم بود.»

* تفاوت ایران و ترکیه در برخورد با مخالفین

نورعلی شوشتری پس از جنگ، در سطح قرارگاه به فعالیت خود ادامه می‌دهد و فرماندهی قرارگاه‌هایی نظیر نجف در غرب و حمزه در شمالغرب را برعهده می‌گیرد تا سالهای پایانی حیاتش که علاوه بر جانشینی فرماندهی نیروی زمینی سپاه، فرمانده قرارگاه قدس سپاه در جنوب شرق می‌شود؛ جایی که سرنوشت دنیای نورعلی در آن رقم می‌خورد.

«شهید شوشتری به قرارگاه قدس در جنوب شرق رفت و با تجربیاتی که در منطقه کردستان به دست آورده بود، پایه‌گذار حرکتی بسیار مهم شد.

او بخوبی می‌دانست که ضدانقلاب مانند ماهی است که اگر آب باشد زنده می‌ماند و این آب برای ضدانقلاب، مردم بودند. آنها به روستاها می‌رفتند، اگر مردم پذیرای آنان باشند، شما نمی‌توانید کاری کنید و نمی‌توانید زمین سوخته درست کنید. کاری که ترکیه با مخالفین کُرد و چریک‌ها انجام می‌دهد و ناموفق است. ما اما کار دیگری انجام دادیم و آب را از ماهی گرفتیم. از چه طریق؟ با کارهای عمرانی، خدماتی و توسعه‌ای که در کردستان انجام شد، مردم را از ضد انقلاب گرفتیم و و مقبولیتی برای نظام ایجاد شد. پیشمرگان مسلمان کُرد تجربه بسیار مهمی بود. هم زمینه حضور ضدانقلاب را از بین برد و هم از خود کُردهای معتقد به نظام استفاده کرد.

شهید بروجردی این حرکت را پایه‌گذاری کرد و شهیدان شوشتری و کاظمی هم گروه‌های ضربتی درست کردند که فرزندان همان پیشمرگها بودند.»

* ریسک نورعلی در سیستان و بلوچستان جواب داد

نورعلی همین ایده را با خود به جنوب شرق می‌برد تا ناامنی در این مناطق، نه با زور اسلحه که با همت خود مردم ریشه کن شود: «آنجا بین عشایر و مردم رفت، کارهای خدماتی انجام می‌داد، ساعت‌ها پای درددلشان می‌نشست و مشکلاتشان را حل می‌کرد.

بهداری سپاه و قرارگاه سازندگی غرب را هم به آنجا برد، جاده می‌کشید، ارتباط عاطفی برقرار می‌کرد، جوان‌هایشان را مسلح می‌کرد که این خودش خیلی مهم است و ریسک بالایی داشت. ممکن بود اسلحه‌ای که به دست عشایر می‌دهید بر علیه خودتان استفاده شود.

همین الان هم شما بروید ببینید همه عشایر دلداده شهید شوشتری هستند. چون با اینها با محبت و آغوش باز رفتار می‌کرد و رافت اسلامی را به آنان نشان داد و جذبشان کرد.

امنیت همان برنامه‌ای که ایشان در آنجا شهید شد به عهده خود عشایر بود، نمایشگاه را خود آنها گذاشته بودند و مسئولیت تأمین امنیت را پذیرفتند. شهید شوشتری هم به اعتماد حرف آنها، آنجا حضور یافت، حتی برخی دوستان هم مخالفت کرده بودند اما او می گفت اگر بخواهیم به ما اعتماد کنند باید به آنها اعتماد کنیم.»

** حسین همدانی و تضمینی که به بشار اسد داد

وقت زیادی نداریم و چیزی به اذان ظهر نمانده و سردار تاکید دارد تا هنگام اذان، گفتگو تمام شود. بحث نورعلی را علی رغم جذابیتش می‌بندیم و از او می‌خواهیم تا چند جمله‌ای هم برایمان از سردار شهید این روزهای سپاه بگوید. حسین همدانی!

«همان ریسک شهید شوشتری را شهید همدانی در سوریه کرد. خود ایشان برای من تعریف می‌کرد که وقتی به سوریه رفتم دیدم تنها چاره‌ اینها این است که مردم به صحنه بیایند. ارتش‌شان کاری از پیش نمی‌بُرد و باید نیروی داوطلب و با انگیزه به صحنه بمی‌آمد. من آنجا تز دفاع وطنی و نیروی بسیج را مطرح کردم.

اول که گفتم همه مخالفت کردند، همه فرماندهان و وزیر دفاع هم مخالف بود و می‌گفتند نمی‌توانیم به اینها سلاح بدهیم. من رفتم و خود «بشار اسد» را قانع کردم و خود بشار اعتقاد پیدا کرد. بشار گفت تو تضمین می‌کنی؟ گفتم بله تضمین می‌کنم.

وقتی این اعتماد بوجود آمد، به تمام فرماندهان ابلاغ کرد؛ در سوریه هم وقتی رئیس جمهور ابلاغی می‌کند، کسی نمی‌تواند مخالفت کند. وقتی ابلاغ انجام شد، ساماندهی نیروی بسیج را شروع کردیم و کار با سازماندهی چند هزار نفر آغاز شد و الان به دهها هزار نفر رسیده است و تمام عملیات‌های پیش‌روی را نیروهای مردمی انجام می‌دهند و ارتش هم بیشتر پشتیبانی می‌کند و توپخانه و هلی‌کوپتر در اختیار می‌گذارد و اگر جایی هم گرفته شده می‌رود و آن موقعیت را تثبیت می‌کند. ارتش ابتدا به ساکن حمله نمی‌کند که به دل داعش بزند. همین نیروهای بسیجی و دفاع وطنی هستند که می‌روند.

* همدانی و تجربیات منحصر به فرد از دفاع مقدس تا نبرد در سوریه

زهدی سپس به برشمردن وجوه مشترک شهیدان شوشتری و همدانی پرداخت و گفت: «یکی از وجه اشتراکات این دو شهید سن آنان بود. شهید شوشتری متولد 1327 بود و سال 88 در 61 سالگی شهید شد، شهید همدانی هم متولد 1329 بود که در 65 سالگی شهید شد.

من و شهید همدانی از نظر روحی خیلی به هم نزدیک بودیم و بسیار با هم درد دل می‌کردیم و هر چه از ایشان می‌خواستم اجابت می‌کرد و امکان نداشت چیزی از او بخواهم و پاسخش منفی باشد. وقتی مأموریت استقراری‌اش در سوریه تمام شد و به ایران آمد، بلافاصله از ایشان دعوت کردم به مرکز تحقیقات راهبردی بیاید و با ما همکاری کند. ما در اینجا یک میز اندیشه زمینی راه انداختیم که در بحث قدرت زمینی کار می‌کند.

سردار همدانی هم تجربه دفاع مقدس را داشت، هم تجربه فرماندهی در سطح لشکر و قرارگاه و هم تجربه جنگ‌های امروزی. جنگ‌های امروز با دفاع مقدس تفاوت بسیاری دارد و ایشان 3 سال در این زمینه فعالیت کرده بود، اگر نگوییم منحصر به فرد جزء افراد معدودی بود که این خصوصیت را داشت.

من از ایشان خواهش کردم که بیاید و ریاست میز اندیشه زمینی ما را بر عهده بگیرد و ایشان هم قبول کرد،‌ با اینکه بسیار درگیر بود؛ در سپاه جانشین فرمانده کل در قرارگاه امام حسین (ع) بود و مسئولیت سازماندهی چندین هزار لشکر امام حسین(ع) را در سراسر کشور بر عهده داشت و در سوریه نیز مسئول پشتیبانی بود.»

زهدی ادامه می‌دهد: «با اینکه آنجا گرفتار بود اما درخواست ما را پذیرفت و ما جلسات مداوم هفتگی داشتیم که فرماندهان ارتش، سپاه، ستاد کل، حضور داشتند و ایشان با توجه به تجربیاتی که داشت صحنه جنگ امروز را ترسیم می‌کرد و تاکتیک‌های مقابله با آن را بیان می‌کرد.»

* تحلیل را با تکلیف مخلوط نکنیم

فرمانده اسبق توپخانه سپاه در خاتمه شرح صدر را از ویژگی‌های بارز شهیدان همدانی و شوشتری می‌داند و می‌گوید: «اینها از خط خود عبور کردند تا توانستند خط دشمن را بشکنند. اینها اول خاکریز خود را فتح کردند. چیزی به اسم خود وجود نداشت و این خود را برداشته بودند و شما می‌دیدید در برخوردهایشان چقدر متواضع بودند. در برابر دشمن صلابت و اقتدار داشتند و در برابر خودی‌ها و بسیجی‌ها خاضع بودند، هر دوی این بزرگواران جزء افرادی بودند که واقعاً صبر و تحمل بالایی داشتند. من صحنه‌ای را به یاد ندارم که این عزیزان عصبانی شده باشند و از کوره دررفته باشند.

زهدی، اعتقاد و اطمینان به ولایت را یکی دیگر از ویژگی های آنها می‌داند: «ما در جبهه و در زمان دفاع مقدس به صورت دستورالعمل و اعتقاد راسخی داشتیم -که هنوز هم به آن پایبندیم- و آن این است که باید تحلیل داشته باشیم اما به تکلیف عمل کنیم. تحلیل را با تکلیف مخلوط نمی‌کردیم و این بسیار مهم است.

سردار زهدی در کنار سردار شهید همدانی (ردیف آخر)

خیلی از مصیبت‌های امروز این است که این دو با هم مخلوط می‌شود و طرف به تحلیل خود به اسم تکلیف عمل می‌کند. اگر تحلیل را کنار بگذارید بصیرت ندارید و مجاهدی نیستید که به درد اسلام بخورد.

اما در نهایت اینطور نیست که برمبنای یافته‌های خود عمل کنید و باید به تکلیفی که از سلسله مراتب می‌آید عمل کرد و طوری هم به آن تکلیف عمل کنیم که گویی تحلیل و اعتقاد خودمان است. این بسیار مهم است. این روزها در صحنه سیاسی ، بسیاری افراد تحلیل خود را به جای مواضع رهبری بیان می‌کنند.

در دفاع مقدس و بین فرماندهان چنین مشکلی را نمی‌بینید، این شهیدان، قاطع بوده و هیچ وقت دچار تردید و تزلزل نشدند.

انتهای پیام/

 

 

زنجان نماد حب حسینی در بین ایرانیان

نسخه چاپيارسال به دوستان
فارس از شور و شعور حسینی مردم زنجان گزارش می‌دهد
یل یاتار طوفان یاتار / یاتماز حسینین پرچمی / هشتم محرم نمایش عشق و ارادت زنجانی‌ها به شهدای کربلا

این روزها حوالی حسینیه اعظم زنجان بسیار شلوغ‌تر از قبل شده است، آنقدر شلوغ که شاید هر رهگذری جذب آن می‌شود، حسینیه این روزها به قلب عاشقان کربلا تبدیل شده است.

خبرگزاری فارس: یل یاتار طوفان یاتار / یاتماز حسینین پرچمی / هشتم محرم نمایش عشق و ارادت زنجانی‌ها به شهدای کربلا
 

به گزارش خبرگزاری فارس از زنجان، هر سال چند روز مانده به ماه محرم، پرچم‌های سیاه بر درب خانه‌ها نصب می‌شود، پرچم‌های نصب‌شده در میدان‌ها نیز رنگ عزا به خود می‌گیرند و در گوشه گوشه شهر بنرهای اطلاع‌رسانی مراسم اعلان عزا نصب می‌شود.

اما از همان روز اول محرم همه چشم‌ها به حسینیه اعظم زنجان دوخته می‌شود، محلی که آوردگاه عظیم مردمان پایتخت شور و شعور حسینی است، حسینیه‌ای که تقریباً از همه خیابان‌های شهر گنبد طلایی آن قابل‌دیدن است و با دیدن به آن دل‌ها راهی کربلا می‌شود.

این روزها حوالی حسینیه اعظم زنجان بسیار شلوغ‌تر از قبل شده است، آن‌قدر شلوغ که شاید هر رهگذری جذب آن می‌شود، مرد و زن، کوچک و بزرگ را می‌بینی که به سمت مسجد می‌روند. اینجا درد و دل با امام حسین (ع) بی‌واسطه است،حسینیه اعظمی که حالا شهرت آن جهانی شده است.

 

*قدمت حسینیه اعظم زنجان به دوران صفویه می‌رسد

حسینیه اعظم زنجان که قدمت آن به دوران صفوی می‌رسد، یکی از اماکن مذهبی شیعیان است که در جنوب شهر زنجان واقع‌شده است، مسجد حسینیه اعظم زنجان به‌عنوان دومین قربانگاه اسلام پس از منا شناخته‌شده است.

ثبت مراسم عزاداری هشتم محرم برابر با شب تاسوعای حسینی به‌عنوان دهمین میراث معنوی ایران، دلیل منحصر به فرد بودن این برنامه و آستان مقدس و صد البته توجهات خاصه حضرت سیدالشهدا (ع) به این مکان مذهبی است.

مراسم هشتم ماه محرم در قالب دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان که از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین تجمع عزاداران حضرت سیدالشهدا (ع) در ایران نام‌برده می‌شود، به یاد نام و یاد برادر بزرگوار و علمدار آن حضرت یعنی حضرت ابوالفضل (ع) برگزار و هزاران قربانی به یاد دستان بریده آن بزرگوار در مسیر دسته حسینیه اعظم زنجان قربانی می‌شود.

*قدمت قدیمی‌ترین بنای مسجد حسینیه اعظم زنجان به بیش از 400 سال پیش می‌رسد

قدمت قدیمی‌ترین بنای مسجد حسینیه اعظم زنجان به بیش از 400 سال پیش می‌رسد و هم‌اکنون نیز به‌عنوان صحن اصلی مسجد و محل برگزاری برنامه‌های روزانه در این مکان مقدس است و شبستان‌های قمر بنی‌هاشم (ع)، شبستان حضرت زینب (س)، شبستان حضرت زهرا (س) نیز زیرمجموعه حسینیه اعظم زنجان است.

حسینیه اعظم زنجان که در قالب طرح‌های توسعه‌ای هم‌اکنون گویا به شهری تبدیل‌شده است، شامل چندین بخش مختلف است که معاونت فرهنگی، روابط عمومی، واحد سمعی و بصری، فناوری اطلاعات، واحد عمرانی و ... از جمله آنهاست.

صندوق قرض‌الحسنه حسینیه اعظم زنجان، داروخانه، دارالشفاء، صندوق، آژانس، کتابخانه، سالن جلسات، مزرعه کشت و صنعت مصباح از بخش‌های زیرمجموعه حسینیه اعظم زنجان هستند و به گفته رئیس هیئت‌امنای حسینیه اعظم زنجان اغلب این بخش‌ها به صورت خودکفا عمل کرده و حقوق و مزایای آن‌ها از محل درآمدهایی که دارند، تأمین می‌شود.

*حسینیه اعظم زنجان به  قطب‌ گردشگری مذهبی زنجان تبدیل‌شده است

حسینیه اعظم زنجان که حالا به یکی از قطب‌های گردشگری مذهبی استان زنجان تبدیل‌شده است، دارای ظرفیت‌های بسیاری است و طی سال گذشته برنامه‌های بسیاری در این مکان اجرایی شده است، که ازجمله آن برگزاری ویژه‌برنامه عید نوروز، مراسم شهادت حضرت زهرا (س) و روز ولادت امیرالمؤمنین (ع)، محفل انس با قرآن نیروهای مسلح استان، مراسم ولادت امام رضا (ع)، دسته عزاداری شهادت امام علی (ع)، جشن عید غدیر و عید مبعث، مراسم دعای ندبه با حضور شهدای گمنام، گرامیداشت حماسه 9 دی و جشن قرآنی با حضور استاد سید محمد طباطبایی، آزمون حوزه‌های علمیه استان، اختتامیه ویژه‌برنامه قرآنی موسسه جامعه القرآن کریم و اهل‌بیت (ع) زنجان، اختتامیه سوگواره دانشجویان و ... می‌توان اشاره کرد.

مراسم باشکوه روز هشتم محرم (دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان) امسال نیز با حضور مردم ولایتمدار پایتخت شور و شعور حسینی برگزار خواهد شد، مراسمی که هر سال یک شاه‌بیت برای آن سروده می‎شود تا نشانه‌ای از ارادت مردم زنجان به حضرت ابوالفضل (ع) باشد.

سال گذشته شاه‌بیت دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان «من ابوالفضلم علمدار قیام»، «پیرو خط حسینم والسلام» بود اما یکی از رجزخوانی‌های معروف مراسم هشتم محرم «جماعت یادگار حیدرم من/ عزیزه مصطفایه یاورم من؛ دبیر دفترم من/ وزیر لشکرم من» را که به یاد واقعه کربلا و به نقل از حضرت ابوالفضل (ع) خوانده می‌شود.

*میزبانی حسینیه اعظم زنجان از 45 شهید گمنام

اما یکی از مشخصه‌هایی که دو سال است، مراسم عزاداری حسینیه اعظم زنجان را باشکوه‌تر کرده است، حضور شهدا است، سال گذشته دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان میزبان پیکر 45 شهید گمنام بود، امسال نیز مراسم روز پنجم ماه محرم با حضور دو شهید منصور سودی و شهید محمد محمدی برگزار خواهد شد تا علاوه بر عزاداری برای امام حسین (ع) و یاران ایشان بوی دفاع مقدس نیز در این محل بپیچد.

رئیس هیئت‌امنای حسینیه اعظم زنجان نیز در همین راستا در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زنجان ضمن بیان تاریخچه حسینیه اعظم زنجان اظهار کرد: خرید 12 باب منزل مسکونی واقع در ضلع جنوبی حسینیه اعظم زنجان از مهم‌ترین اقدامات انجام‌شده برای توسعه فضای این مسجد است که قرار است از این فضای افزوده‌شده برای احداث مراکز آموزشی و فرهنگی استفاده شود.

*اجرای طرح توسعه‌ای در حسینیه اعظم زنجان

محمدجواد غم پرور با اشاره به برنامه‌های حسینیه اعظم زنجان برای استقرار جمعیت 60 هزار نفری افزود: با توجه به اینکه طی سال‌های آینده ماه محرم در فصل تابستان خواهد بود، از همین رو فضاسازی برای ساماندهی جمعیتی که برای عزاداری به این حسینیه مراجعه می‌کنند ضروری است.

وی با اشاره به اینکه تعداد افراد حقوق بگیر در حسینیه اعظم زنجان 125 نفر است، تصریح کرد: جمع نذورات یک‌ساله حسینیه اعظم زنجان 32 میلیارد ریال است.

این مقام مسئول با اشاره به اینکه هر سال طی ماه محرم برنامه‌های مختلفی توسط حسینیه اعظم زنجان اجرایی می‌شود، تصریح کرد: امسال نیز برنامه‌های اجرایی در این مکان از ساعت 20 دقیقه آغاز و تا ساعت 23 شب ادامه خواهد داشت.

وی با اشاره به اینکه در طی این بازه زمانی برنامه‌هایی از قبیل تلاوت قرآن، عزاداری، سخنرانی، ذکر مصیبت، سینه‌زنی، مرثیه‌سرایی اجرایی خواهد شد، گفت: این برنامه‌ها با حضور مداحان و سخنرانان استانی و کشوری و خیل عظیم عزاداران حسینی برگزار می‌شود.

به گزارش فارس، یکی از شاه بیت‌های معروف حسینیه اعظم زنجان که نماد این محل بوده و همواره ورد زبان عزاداران حسینی است «هانسی گروهین بل مولاسی وار/ شیعه‌لرین حضرت عباسی وار» است، که در مدح حضرت ابوالفضل (ع) سروده شده است و هر سال توسط عزاداران حسینی در مراسم عزاداری حسینیه اعظم زنجان به صورت یکپارچه و با صدای بلند خوانده می‌شود.

انتهای پیام/73005/م30/

باز محرم آمد رخت عاشورایی بتن کنید

میدانید غرض از رخت عاشورایی چیست در فرهنگ ما شیعیان سیاه پوشی جان وتن مان سیه پوشی به معنای ظاهر سازی انیست سیاه پوشی به معنای عزاداری واقعی است چگونه میتوان عزادار واقعی بود یعنی آنگونه آیت الله بحرالعلوم مولا ومقتدای خویش حضرت ولی عصر در میدان عزا داری حاضر دید مشغول بعزاداری شد  زیارت نامهء آقا ومولایمان را خوانده اید ؟ خوب است بخوانید آنجا مقتدایمان میفرماید السلام علیک یا راس المرفوعه  " درود بر آن سری که از همه سرها بلند تر است باید چنین عزاداری نمود.

در عزاداری عمیق حضرت چنان به مساله توحید پرداخته شده اشت که انسان ابتدائا " فکر میکند که زیارت عاشورا را دگر باره باید باز خوانی نمود  واین امر فقط از عهده شخص امام معصوم بر می آید که این امرا باید در باز خوانی زیارت ناحیه مقدسه صورت ذهد  این شاید معنایی دیگر از رخت عاشورایی نیز باشد ما تا بحال توقفمان در مظلومیت اباعبدالله وخاندان مطهرش بوده است ما هیچگاه به عمق معارف عاشورایی رهسپار نگشته ایم چرا که این امر یعنی افزوده شدن بر معارف دینی عاشورا برای ما بعنوان شیعه ء آنحضرت مسئولیت آفرین نیز هست بنابر ابن وقتی میخواهی در امری مقلد واقعی مولایمان امام زمان باشی باید قدرت مسئولیت پذیری بالا را نیز داشته باشی خداوند توفیقمان دهد که چنین باشیم  حلول ماه محرم بر همه تعزیت وتسلیت باد " السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک السلام علی الحسین وعلی غلی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام ورحمه الله وبرکاته