تغزل عاشقان

                               تغزل عاشقان

توضیح : تغزل عاشقان ستون دیگری است که برسایت ما اضافه خواهد شد وهمان گونه که از ظاهر ان برمی اید اختصاص به شعر وشاعری دارد که علاوه بر انعکاس شعرهای سروده شده به توسط خودم بررسی وانعکاس ونقد اشعار برجسته ی دیگر شاعران وحتی سرگذشت انها راهم مورد اشاره قرار خواهد داد امیدوارم  که از محتوای این قسمت از سایت بهره ولذت کافی را ببرید.  انشاء الله

                           

                            یک غزل یک قصیده در مدح حضرت ختمی مرتبت                                                                               

 

 

 

      شعله ء حق چو روشن بذات تو نبی شد          هرگز نشد خاموش همواره در جلی شد

     

      لبیک بر ندایت افزون از بلی شد                       چون یاری تو آمد عشق درخفی شد 

      

      تاج نبوت زتو صاحب برتری شد                        مشکوه تو هماره انوار اختری شد

     

      مبشر وقسیم جنت ونار توگشتی                    رحمت تو واسعه صاحب نور بری شد

       

      خورشید وماه به کرنش شق القمر تو کردی          شاهد برمدعا خدای سرمدی شد

     

       جمع چوآئیم همه به روز جمع بزرگ                آنجا هم این نبی بود صاحب برتری شد 

 

       شافی مومنین است وجود آن مکرم               خلقتش آنجا هم زینت برتری شد

 

       احمد دین مبین مبلغ حقیقت                      روحش به صاحب حق قرآن در جلی شد

 

        مشکوه دائمی تاریخ ظلم وجهل است             جنت مثال وجودش صاحب برتری شد

 

        ائمه دین زاو چو نور یافتند همه                    جهان پر از جلوهء نور سروری شد

 

       ظلمت در غروب و نور نبی درظهور                 جهان چو زنده باین نور آذری شد

 

       ای مالک همه ملک ای شارع دین حق            افزون لطف و کرم از حد سروری شد

 

       قطره اگرفدا شد در ره دین خدا                     نصیبش افزونتر ازحد بندگی شد .

 

       ----------------------------------------------------------------------------------------------------    

                                         قصیدهء نبوی

        

        

        از نظرم نمیشوی زقلب من نمی روی             در دیده ها توبرتری زدید من نمی روی

 

     شوق تو برجان ماست نهفته درخوان ماست     چون به سفر میروم یاد تو درجان ماست

    شعلهء حق چو روشن بذات ان نبی شد           هرگز نشد خاموش همواره درجلی شد 

     

    لبیک بر ندایت افزون بر بلی شد                 چون یاری تو آمد عشق درخفا شد

 

    خاتم اکمل دین صاحب افسر نبی                 انوار اختر مبین صاحب مشکاه نبی

 

    مبشر وقسیم جنت ونار توگشتی                  رحمت تو واسعه صاحب ثار تو گشتی

 

    خورشید وماه به کرنش شق القمر تو کردی        ذات احد حامی ات معجزه هم تو کردی

 

    جمع چو آئیم همه به روز جمع بزرگ          آنجاهم این نبی شد رحیم ورقع بزرگ

 

    شافی مومنین است  وجود آن مکرم            حاکم دین مطلق وجود آن محکم     

 

    احمد دین مبین مبلغ حقیقت                       روحش به صاحب حق مبلغ طریقت

   

    مشکات دائمی تاریخ ظلم و جهل ا ست        جنت مثال وجودش بری ز هر جهل است 

 

    ائمه دین ز او چور نور یافتند همه               جهانی هم زاو چو سور یافتند همه 

 

    ظلمت در غروب و نور نبی در ظهور         غرق بشادی جهان ذات نبی در سرور

 

    ای مالک همه ملک ای شارع دین حق           نور نبی مدام کن تو از بر دین حق

 

     قطره تو شعر بسرا در مدح نبوت                تا که هویدا شود  ازتو یکسر ارادت

 

  ============================================================

   

           عید میلاد نبوی بر تمام کسانیکه ازنبوت حضرت رسول اکرم بهره مندند و ازشاخسار نبوت واز باغ امامت مشغول خوشه چینی معرفت اند مبارک باد مبارک باد مبارک باد همراه با صلواتی که نثارحضرت ختمی مرتبت باد .

هفته وحدت و رمزگشایی از آن

هفته ی وحدت ورمز گشایی از آن

هفته وحدت خود دارای رمز ورازی است که هنگامیکه آنرابگشایی با رمز ایمان واتقان وعشق ومحبت و ولایتمداری مسلم است که از حظ آن بهره خواهی برد. اول رمز گشایی از آن حدیث ثقلین است و انرا مضمون عبارت باشد وحدت بین قران واهل بیت پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیهم اجمعین را رعایت کردن این اولین رازگشایی از هفته ی وحدت است . اسلام دین جامعیت گرایی و مروج وحدت گرایی است این شاخصه ی ممتاز وبرجسته ی این دین برترین واخرین برای امتی است که افتخار خود را پیروی از این دین کامل  میدانند. بنابراین راز ماندگاری ان نیز در همین باشد که ابنا بشر را چون دانه های تسبیح و چون دندانه های شانه بهم پیوسته میخواهد واگر تفرقه وفرد گرایی وتفرد وخودخواهی واستبداد رای کهرسول خدا از آن نهی مینماید حاکم بر روابط بین ابناء بشر باشد مسلما بشر راه تکامل و تحول ذاتی خویش را در پیوستگی به کمال مطلق یعنی ذات احدیت دچار خدشه خواهد نمود.

پس وحدت جز ضروریات حتمی دین اسلام که اسلام روشی برای زندگی بشر را درخود دارد که این روش تاثیر گذار نخواهد بودالا به اینکه همه بتوانیم آن تاثیر نیکو را در زندگی یکدیگر داشته و با جمع گرایی و اندیشه ی جمعی بتوانیم ضامن هدایت جامعه بسوی تعالی باشیم .

حضرت علی علیه السلام یکی از خصوصیات برجسته پیامبر اسلام را همین نکته ذکر میکند ومیگوید رسول الله جامعه ی انروز عرب را که دچار گسستگی وتفرقه وتشتت بود بوحدت ویکپارچگی نزدیک گردانید وبا این عمل کینه ها وحب وبغض شخصی وتعصبات بیهوده را در بین اعراب تبدیل به تعصب برای ذات احدیت وعشق وعلاقه ی بدین خدانمود.این خصوصیت وشاخصه ی برجسته ی دینی نه تنها منحصر بدوران خاص ان حضرت بلکه وصیتی برای حفظ ارکان دینش را نیز ببشر ارایه نمود  وان تبیین وحدت بین قران و اهل بیت با دامنه ای وسیع تا روز قیامت است .        

در واقع رمز گشایی نهایی از کلمه وحدت ناب کلام نهفته در کلام نورانی پیامبر اکرم است وان وحدت بین نبوت و امامت است چگونه؟ چون قران سند ماندگار نبوت است پس یکی از رازهای وحدت نبوت است نبوت مجرای ورود وماندگاری قران در بین امت وجمیع ابناءبشر است بنابر این نبوت مهر وامضای ماندگاری قران است وماندگاری ان تضمین نمیشود جز از طریق اهل بیت واین معناییندارد جز اینکه قران ماندگاری ناب خویش را بدست نمی اورد جز از طریق امامت وپیشوایی وزعامت اهل بیت که ارکان زمین واسمان هستندوحیات بشر بدون انها هیچ لطف وصفایی نخواهد داشت . بنابراین وحدت تضمین کننده ی نشاط در حیات بشری است . اگر سوای وحدت ظاهری که بشریت همیشه ادای انرا در می اورد وبرای ان اشک تمساح میریزد آِآ تا بحال اینهمه دم زدن از آن توانسته بشر را به طریق نجات رهنمون شود؟ متاسفانه میبینیم علیرغم اینهمهتشکیلات عریض وطویل وحدت نشان در سطح دنیا واینهنمه تجمعات واجتماعات تحت عنوان سازمان ملل و حقوق بشر ومحیط زیست ودادگاهها وسیستم هایی که تمامی کشورها در آن عضویت دارند یک روح خرد جمعی واندیشه کردن به مظلومین ومستضعفین وستم دیدگان در انها دیده نمیشود اگر وحدت واقعی وجود میداشت هیچگاه ما شاهد فجایعی مانند غزه نبودیم هیچگاه شاهد اشغال عراق وافغانستان وبی حرمتی ها به ساحت نبی اکرم و اهل بیت ایشان نبودیم . رژیم های تفرقه افکنی مانند عربستان ومصر که متاسفانه در فاجعه ی غزه ماهیت خود را نشان دادند این نمایان کردن پلشتی های درونی خویش را با حمله به زایران شیعه ی ایرانی و حمله به نظام جمهوری اسلامی بخاطر حمایت آشکار از فلسطین مظلوم ادامه دادند. اگر معنای باطنی واصیل وحدت در راستای رعایت اصالتهای نبوی مورد نظر همه مدعیان آن قرار میگرفت مسلما بشر راه تکامل وتطور را پیش از اینها یافته بود وپیش از اینها چشم اش بجمال نورانی ومنور حضرت اقا ولی عصر مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف لتراب مقدمه الفداه روشن گشته بود. رمزی که میتواند قفل نهاده شده بر وحدت را بگشاید همین است امامت اهل بیت واین مشیت نهایی پروردگار برای ابناء بشر است .

هفتهِ ی پر خیر وبرکت وحدت که مزین است به تولد نبی اکرم و فرزند برومند ایشان وارث امامت یعنی امام جعفر صادق که نتماد هعمان جدا نبودن نبوت از امامت است را بع عموم متدینین و موحدین ومسلمانان وشیعیان راستین تبریک وتهنیت عرض مینمائیم . اللم اجعل من المتمسکین بالنبوته وامامته والعمل باوامره جمیعا جمیعا جمیعا جمیعا جمیعا و رحمه الله وبرکاته .

داستان کوتاه شبهای همراهی

ََََََداستان کوتاه شبهای همراهی

توضیح : از این به بعد بعون الله تعالی سعی بر آن داریم تا در سایت خودمان ارایه گر داستانهای کوتاهی باشیم که امیدوارم مقبول بیافتد. بهرحال این حرکت جدید من نمایانگر این است که این حقیر میخواهم تجربیات جدیدی در زندگی هنری خویش داشته باشم امیدوارم خدای دانا وتوانا یاریگر دائمی این بنده ی کمترین باشد انشاء الله تعالی.

آن شب را که با تو بودم هیچ گاه از یاد نمیبرم شب عملیات والفجر هشت را میگویم . بعد از یک مدت طولانی اموزش واعزام برای شناسایی مواضع دشمن ! زدن به اب اروند وشبانه زدن به خط دشمن شبهای از یاد نرفتنی ای که خاطرات ناگفتنی فروانی در دل خود داشت . شبهایی که تو بودی ورمز وراز آب چطور از یاد ببرم آن گریه های ترا هنگامی که نگاهت به اب می افتاد؟ مادرت زهرا علیهما السلام با تو چه کرده بود که این قدر بی تاب او گشته بودی ؟ جدت حسین بن علی چه ولوله ای در دلت انداخته بود که بی قرار او گشته بودی؟

شب همراهيشب عملیات والفجر هشت بود تو لیوان اب را در دستانت داشتی و بی امان چشمانت اشکبار بود انقدر اعمال تو صادقانه بود که تمتمی بچه های گردان راهم به مانند خودت کرده بودی همه عاشق همه وظیفه شناساین را وقتی به آب میزدیم می فهمیدیم . گوئی اب آغوش میگشود راه باز میکرد وما را راه میبردو صداهای ما را در درون خود فرو میبرد تا ما به انسوی آب برسیم  واینها را جز معجزه چه میتوانستیم بدانیم؟ میدانی برای چه این معجزه را حس میکردیم؟ چون تو با ما بودی سید جان چون تو با بودی . دیگر برای ما یقین شده بود که با توبودن الطافی را برای ما به ارمغان می اورد که ما در سایه ان مطمئن تر به شناسایی منطقه بپردازیم.

سیدجان حالا میفهمم که تو چرا انقدر حرمت آب را پاس میداشتی! تو انقدر با آب دوست شده بودی که آّ گویی تشکر امدادگر پنهانی ما شده بود .  یادت می اید شب آغاز عملیات را؟ یادت می آید که بچهع های گردان که به آب زدند ناگهان آب آرامش خود را از دست دادبه طوفان افتاد؟ یادت می آید که موج حایل برخاست وطوفان در میان آمد؟ گویی آب  لحظه ی شهادت ترا میدانست . انگاری اب میدانست که این اخرین بار است که تو فرزند زهرای بتول را را بدرقه میکند بنابراین جدا شدن از تو برایش مقدور نبود حیفش می آمد که تو را رها کند ترا محکم در بر گرفته بودغم تورا داشت وغصه ها بهر وداع ازتو ولی یادم نمیرود که تو تنها یک کلمه گفتی که تو را رها کردو ان نبود جز نام مادرت زهرا و مگر نه اینکه آّ مهریه مادرت بود؟ آّ اروند به احترام آن مادر برزگوار ما رها کرد  و با حترام ما را بسوی ساحل برد. این سایه ی لطف خدابود لطفی که ما رابساحل رسانید تا با آغاز عملیات بتوانیم به قلب دشمن زده وآنهمه موانع عجیب وغریب او را پشت سر گذارده واتش آتشبارهای او را خاموش گردانیم وراه برای فتح فوج فوج از لشکر خدا آماده سازیم.

پیروز مندانه جلو میرفتیم وتو لبانت به لبخند آراسته میشد واین لبخندی بود که مرا غصه دار ودلگیر میکرد

تو بچه ها را هدایت میکردی ومن نگران تو بودم  لحظه ی پر کشیدن تو را همه ی بچه ها حس کرده بودند این را شوق بسیار زیاد تو نشانمان میداد همه با حسرت وغبطه بتو مینگریستیم تو نور بالا میزدی سید معلوم بود که خدا تا لحظاتی دیگر تو را بمعراج نهایی ونزد خود خواهد بردو این اتفاق افتاد درست درلحظه ای که مقاومت دشمن دردریاچه نمک  گره کوری بر پیشروی بچه ها زده بود آنگاه تو عزیز زهرا برای خاموش کردن اتش دشمن فداکارانه بسوی او رفتی تابا انفجار یک نارنجک آتش پرحجم او را خاموش کنی دشمن بسوی تو تیراندازی کرد ولی ترا ازپا نیانداخت تو با هشیاری از آتش دشمن گریختی وخود را به سنگر آتشباری او رساندی ولحظاتی بعد سنگر منفجرشد و راه پیشروی بچه ها بازگردید.

اری سیدجان من در آن شبهای همراهی دریافته بودم که تو طاقت ماندن پیش ما زمینی یان را نداری تو مشتاق دیدار رخسار مادرت زهرا بودی  تویی که با دیدن ا

آب انسان خالصانه میگریستی عاقبت با همان لبخند نقش بسته همیشگی برلبانت بدیدار مادرت نائل گشتی سید جان این خاطره را هیچگاه از یاد نخواهم برد ! هیچ گاه . هم اکنون که من کنار اروند ایستاده ام  وآ« خاطر] برایم زنده گشته ایمان دارم که ترا هرگز از یاد نمیبرم هرگز سید جان !! هرگز.

نظر یک منقد راجع به یک هنرمند

دیروز یک فیلم تلویزیونی با بازیگری شبنم قلی خانی و امید زندگانی دیدم  همانطوری که از این هنرپیشه های جوان انتظار میرفت بحق نقش هایی بیاد ماندنی خلق کردند وتحسین من منتقد را برانگیختند، نه اینکه من سابق همکلاسی خانم قلی خانی بوده ام ویا نه اینکه چون از ارادتمندان این هنرپیشه ی جوان وخوش اتیه بوده وهستم نه هیچ کدام از اینها و دوستی و رفاقتها نیست که مرا به تمجید از ایشان وادار میکند بلکه نوع وجنس بازی ایشان است که مرا وادار میکند زبان به تحسین ایشان بگشایم . میدانم که خیلی از هنرمندان هستند که زبان مرا تند وبی پروا  ورک وصریح میدانند برای همین است که زیاد میانهِ خوشی با من ندارند  ولی من باین رک گویی خودم میبالم ، چون اصول خودم را دارم وباین اصول که از دل اعتقادات هنری ام برامده میبالم . مبحثی داشته ام تحت عنوان بازیگری حس برتر که حداقل سعی کرده ام در اندک کارهای خویش انرا رعایت کنم  وقتی این مبحث را مطرح می کنم بازی حسی شبنم قلی خانی در این چهارچوب میگنجد یعنی خانم قلی خانی با نزدیک به حس خویش بطور واقعی در واقع خود برترش را در بازی اش جای داده و ارایه میکند برای همین است که بازیهای حسی وی بیشتر بدل مینشیند تا بازیهائی که وی معمولا بدون شناخت حسی به انها مبادرت ورزیده است .  دو تله فیلم از وی فوق العاده در من اثر خوبی گذارد یکی فیلم تلویزیونی ای بود که اتفاقا در ابتدای سال  از وی دیدم که ماجرای حیرت زدگی مرد جوانی بود که اتفاقا نامزدی اجتماعی دلسوز وعلاقه مند به حل مشکلات اجتماعی مردم داشت  و این یکی یعنی درخشش پنهان هم در اخر سال از او دیدم که به نظر من خانم قلی خانی جوان  در هر دو کار فوق العاده حسی ومنطقی با نقش برخورد داشته و نقش افرینی فوق العاده ای داشته است این یعنی رسیدن یک بازیگر به حس برتر خویش واینکه ایا او میتواند با استفاده از ابزار بازیگری و خلاقیت خود به ان نقش بیشتر وبیشتر خود را نزدیک کندیانه ؟ خانم قلی خانی توانسته است . در واقع شکل بازیگری ایشان نشات گرفته از عمق اموخته های تئاتری یک بازیگر است که انها را بعنوان یک تجربه در بازی های سینمایی وتلویزیونی خویش بکار میگیرد .

مسلم است که خانم قلی خانی میتوانست در عرصه ی تئاتر هم موفقیت های درخشانی را تجربه کند  خود من بعنوان یک کارگردان تئاتر ارزوندم روزی یک کار صحنه ای با حضور ایشان را تجربه کنم  ولی متاسفانه فضای تئاتر ما انقدر باز نیست که این فرصت تجربه را به هر ایده ی  نویی بدهد، من واقعا هوش خانم قلی خانی را میستایم که اموخته های خود را در راه کیفی کردن هنر بازیگری خویش در تلویزیون وسینما بکار میبندد چرا که تمرین واجرای یک نمایش بر روی صحنه صبر ایوب میخواهد و عمر نوح  واین واقعیت امروز تئاتر ماست ، تئاتری که باز در ان میتوان با عشق مقدس عرصه سختی های رو درروی انرا درنوردید ولی ایا این عشق را با هرقیمتی حتی به قیمت از دست دادن عمر میتوان بدست اورد والی النهایه حاصل ان چیست؟ این حرفها برای این در حاشیه ی بررسی فنی بازیگریسرکار خانم قلی خانی بعنوان بازیگری که دارد مرزهای پخته گی را پشت سر میگذارد، قرار گرفته که ما بدانیم که تئاتر دارای چه استعدادهایی است که میتوانند اعتباراین هنر را قوت بخشند ولی تئاتر کنونی ما در اشکال مختلف ان تنیده شده در بندهای انحصار راه نفسش بسته است و ماهنرمندان مهجور مانده عزم ان داریم که این راه تنفس را بگشائیم چنین باد وجز این مباد!!

من بی محابا اعلام میکنم من یک عاشقم

سلام به تمامی دوستانی که این وب سایت را مشاهده میکنند من میخواهم بی محابا اعلام کنم که من یک عاشق دلسوخته هستم . یک عاشقی از جنس عشق شمع وپروانه !!

میدانید عشق من چیست؟ فکر وخیال های رمانتیک به ذهنت نزند  وفکر عشقهای مجازی را هم اصلا نکنید من به تمام کسانی که میکوشند در راه اهداف هنری ام واجرای برنامه های تئاتر من سنگ اندازی کنند میگویم موفق نخواهید شد چون من با عشقی مقدس باین وادی وارد شده ام وتا اهداف این عشق را محقق نگردانم از ان دست نخواهم کشید اگر دیگران فکر میکنند که با گره افکندن بر پای فغالیتهای هنری من میتوانند مرا از صحنه بدر کنند بدانند این عهد فرهنگی مقدس را هیچ گسستی نخواهد بود .

راستش را بخواهید شرایط فوق العاده سختی را برایم در جشنواره عدالت وامید پیش اوردند وبالاخره با یک برنامه ریزی غتط سرانجام حذف ما را از این جشنواره رقم زدند نوش جانشان ولی من به این اقایان صادقانه میگویم که یاس و نومیدی را در رفتار وکردار ارومی اینده هرگز نخواهید دید هر چند دل ارومی از رفتار نابهنجار دوستان واهالی تئاتر دردمند است وحتی ازمدیران عالی رتبه نیز بهم چنین ولی ارومی را عهدی است پایدار که در ادای دین هنری خویش کوشش متعهدانه بنماید بعون الله تعالی ارومی صحنه را خاتلی نخواهد کرد مطمئن باشید .چنین باد وجز این مباد!!