شهادت فیض عظمای علی است

تقدیم به شهیدمحراب کوفه امیر المومنین علی بن ابیظالب

علیهم صلوات الله والسلام

اجمعین

 

 

جبراییل امین کنار حوض کوثر نشسته است

بهت زده پریشان حال  بال وپر را شکسته است

محزون از صدایی که عرش را چون شکافت

گریان از ضربتی که فرق علی را شکسته است

مگر میشود علی را دوست نداشت مگر میشود ؟

زمزمهء ملائک راه به غیر این را بسته است

ملائک از آسمان دل نگران احوال علی

اشکها در راه، بغض راه گلو را بسته است

زمین هم خون میگربد بوالله خون دل

لیک مهربانی علی راه انتقام را بسته است

آن شب قدرم پس کی میرسد مقدر

اشتیاق شهادت راه دنیا را بسته است

اذن خدا میگشاید همه درهای بسته را

قلبم به عشق خدا راه به غیر را بسته است

رستگاری کن نصیبم بغمز عین خویش ای خدا

بی تو علی در شادی برخویش بسته است

گام های علی برکت زمین بود ورویش امید

نومیدی نا امید در امید را بسته است

صدای علی مهر آسمان بود بهر آرامش دلها

گوشهای بیدار بغیر او راه را بسته است

شمشیر علی صفیر عدالت بود بهر محرومان

تیغ دشمنان زترش غلاف را بسته است

مگر آنکه ابن ملجم در سجده بر او تیغ زند

وه زین نامردی که دست نامردان را بسته است

علی درخانه خدا به خدا پیوست چه نیکو

شادی وصلش در اندوه را بسته است

قطره تو اشک میریز بسان یک دریا

غم علی عظیم است جانها را خسته است

دل من قطره از این غم چو یک دریا شد

فیض عظمای علی در ماتم رابسته است

فیض حسن وحسینوعباس است تا بظهور

فیضش دائم ببین او جان را هسته است

قطره تو دریا میشو زفیض آن دردانه

کلام بلیغش محکم بشعر بسته است

آیا کسی پرسید از علی راه آسمان را

انسان در بند شیطان دست وپایش بسته است

غافلان از آخرت شمشیر ابن ملجم اند

آری دوستان زمین راه آسمان را بسته است

قلب ها از سنگ گشته که قرآن ناطق کنون

میخواندومهر کفر گوشها را بسته است

شمشیر ابن ملجم از جهل وغفلت تیز تر شد

عناد وکینه توبه را راه بسته است

علی را همدم تنهایی چاه بود وآب پاک

عشق بخدا راه دنیا را بسته است

علی از بدر واحد وصفین شوق رفتن داشت

حکمن خدا را این در چرا بسته است

زمزمهء او این الرجبیون وبدریون بود

یا محمد یا فاطمه این در چرا بسته است

قطره زدریای فیضش بی بهره مباش

قرآن بخوان که شیطان زایمان خسته است .