امروز روز پانزدهم آذر ماه سال یکهزارو سیصدو هشتادو هشت مصادف است با یکهزارو چهارصدو هفدهمین سالروز عید غدیر خم ، مبارک این عید حقیقی ولایت الهی که در باطن امر عصارهء خواست و اجابت دعای تمام انبیاء الهی از خداوند بوده است . مبارک باد این روز که از اول تا به آخر بشر منتظر این روز بودند تا با تمسک به حقیقت و واقعیت این روز از آن بهرهء راستین واصیلش را ببرند و روزگار بکام خویش بگردانند آنگونه که خدا میخواهد و خدا بی شک بهترین وبرترین خواسته ها را در نظر دارد چرا که از انسان آگاهتر و بیناتر است والی الله المصیر !!
بعد از نماز صبح است حالی بمن دست داده که مپرس دلم میخواست جمله ای راجع به غدیر بنویسیم که هم تجلی احساسات واردات خاص من نسبت به غدیر باشد و هم تجری این عید را در سیر تاریخ نشان دهد .
وقتی چشمان خویش را می بندم تا بهتر بتوانم از گذشته تا بحال را مرور نمایم وقتی تمامی اجزای سنتهای قابل تکریم در تاریخ آفرینش بشر را از آدم تا خاتم مانند دانه های تسبیح و گره های یک زنجیر یا به تعبیر زیبای عربی آن سلسله را کنار هم قرار میدهم از رنج نوع بشر گرفته تا سرور و شادمانی او ، همه را در ارتباط مستقیم با ولایت می بینم . ولایت آنگاه که رها شد بشر در رنج عظیمی افتاد و آنگاه بشر تمسک خود را بولایت رها نکرد روز شادمانی وجشن او بود وچه کم بشر روزهای شادمانی را تجربه کرد و این محاق مظلومیت کی از چهرهء ولایت بر کنار خواهد شد که ما به دیدار آن رخسار چو ماه منیر او بنشینیم و از او طریق هدایت بجوئیم؟؟
چشمان خود را میبندم و باز می گشایم و عصارهء آنچه را که میخواهم راجع بولایت بگویم در دو کلمه خلاصه مینمایم : مظلومیت و اقتدار!!
آنچه در بر سر ولایت آوردند و آنرا مسکوت گذاردند عین مظلومیت است ،مظلومیتی که با اعمالی درهم آمیخت که اعجاب برانگیز است ولی تاریخ گواه است که این اعمال وقیحانه وبی شرمانه روی داد و ولایت را مانع شدند . در اینکه چرا از بین مسلمانان کسانی آمدند و ولایت را وتجلی آنرا مانع شدند باید یک مساله را متذکر شد و آن این است که نفس بشر به حالت مطمئنهء خویش نزدیک نشده بود ونفس بشر در حالت ملامت هم قرار نداشت که امار] بالسو را تجربه میکرد مگر خواص از جامعه که رفتار خویش مطابق قرآن تعیین مینمودند و گفتارنبی خاتم را چون حجت شرعی واجب الاطاعه میدانستند که قرآن را بدون عترت فاقد ارزش میدانستند و عترت را هم بدون قرآن فاقد آن طراوت لازم و این دو با هم اند که عصمت معصومین را تشکیل میدهند !!
در حقیقت مانع شدن بر سر ولایت آزمون بزرگ نفس بشر بود که او را بر سر دو راهی انجام وظیفهء الهی و استنکاف از آن قرار داد. بدین مفهوم که وقتی امرالهی جاری شد و از زبان رسول گرامی اسلام که در قید حیات بود به مسلمین اعلام گردید اینجا اگر نفوس خود ساخته ای باشد باید بداند که دیگر جای چند وچون نیست جای اطاعت است پس آن نفوس غیر خود ساخته در حضور رسول الله این کار را نکردند یعنی نتوانستند در درون خویش سکوت کردند و در بیرون خویش همراهی با جمع نمودند . وبودند نفوس خود ساخته ای که در درونشان شور وغوغایی بود که از تجلی آن هم نمی توانستند خود داری نمایند چرا نبوت و ولایت و قرآن را در پیوند با هم شناخته بودند وبین آنان جدایی قائل نبودند چنانکه در آخرین آیات الهی چنین نمود داشت و چنان اهمیتی که رسول محبوب خدا همه مسلمین به حج رفته را که نزدیک به صدو هشتاد هزار نفر بودند دستور توقف میدهد تا آیهء اکمال دین و اتمام نعمت را برایشان بخواند و انچه را خدا اتمام نعمت وتکمیل دین نامیده با معرفی امیر المومنین علی ابن ابیطالب متجلی سازد در اینجا پیامبر به آنچه خدا به وی میفرماید عمل میکند وبار دیگر بر آنچه خدا در قرآن خویش بارها برآن تاکید ورزیده مهر تائید میزند چراکه این از حقوق پیامبران است که نسبت به معرفی جانشینان بعد از خود اقدام بفرمایند و البته خاتم النبیین روحی فداه نیز چنین کرد تا رسالت خود را نهایی و دین خدا را تکمیل کرده باشد ، ولی آنچه امت رسول الله با وی ودین وی و ولایت بعد از وی مرتکب شدند عین ظلم و این ظلم را آیا باید جواب چه می بود؟ اینجاست که کلمهء اقتدار و شاخه های پربار آن که صبر وحلم و تقوی و خویشتنداری را در خود دارد معنا پیدا می کند .
بعد از پیامبر علی ابن ابیطالب ماموریت ولایی خویش را در حفظ ولایت همراه با صبر و خویشتن داری و حفظ دین واقعی وتقیه می بیند علی از طرفی باید صبر کند چون اسلام تازه ریشه های خود را محکم کرده و از طرفی باید دفاع از ولایت کند تا آرمان خود را که امانتی از جانب خدا و رسول خاتم می باشد حفظ کرده باشد . خیلی سخت است که حکومت راستین دینی را در آستانهء ثمر دادن ناگاه به وسیله تبعیت نفوس امارهء مسلمان نمایان دین خود را نه مطابق رای و نظر صاحب شریعت بلکه مطابق خود خواهی و خود محوری اشخاص تعیین ، وحکومت بر مسلمین را هم مطابق همان سلیقه شخصی خود ، برای خود تعیین نمایند نه برای قرآن و نبوت و ولی تعیین شده ء برای آن . خیلی سخت است که زحمات تمامی انبیاء در آستانهء به بار نشستن این گونه دچار سکون ووقفه شود و در مقابل علی علیه السلام باید چه کند مسئولیت خیلی سنگین است ولی علی هم برگزیدهء خداوند برای این امر است پس او صبری به مانند دریا پیشهء خود میسازد و عنان تقوی رها میکند و سد علم خویش بر مردم باز میکند تا هم به امت آگاهی بخشد و هم رسالت انبیاء را حفظ کند و هم بیضهء اسلام را محفوظ بدارد وهم راه روشن امامت را فرا راه خویش و فرزندانش قرار دهد .
راهی که علی علیه السلام انتخاب کرده بود عنان زدن بر نفس خویش و میدانداری سپردن به تقوا راهی شجاعانه بود که باب شهادت را همه گاه بر خویش مفتوح داشت .
آری اینجاست که اقتدار امامت رادر بعدی از ابعاد آن ملاحظه می کنیم و غدیر این آزمون بزرگ برای مدعیان ایمان ومومنان راستین بود که علی علیه السلام در این آزمون پیروزمند بزرگ آن بود ایشان نشان دادند که حفظ دین اولی بر جکومت دینی است و این را قطعا می توان اولین فتوای امیر المومنین در طی دوران امامت شان دانست که آمیخته با حزم اندیشی و تقوی و ورع ومقابله با عطش حکومت بر مردم بود .
علی آن ولی مومنان و کائنات اولین درس خویش را از غدیر این گونه پس داد که بین جنگیدن برای حکومت و حفظ دین واقعی اسلام و یادکار زحمات نبی اکرم و تمامی انبیاء گذشته حفظ دین میکند تا بعده ها بتواند حکومت دینی را ایجاد نماید ، و برای تاریخ به یادگار بگذارد که یک حاکم اصیل چگونه باید راه بر نفوذ هوا وهوس و عطش حاکمیت و ظلم را بر خود ببندد تا به یک آرمان اصیل خیانت نکند و ظلم را با ظلم پاسخگو نباشد ، این اقتداری بود که امیر المومنین این تربیت شدهء مکتب رسول الله بخرج داد تا ثمرهء اصلی غدیر با امامت معصوم پنهان از دید ما یعنی موعود آل محمد بر ما عیان شود.
اگر مظلومیت علی وخاندان او با اقتدار او شکل نمی گرفت این درس بزرگ تاریخ هم برای ما نمی ماند که امامت صالحان ومعصومین برای شما هرگز رخ نخواهد داد مگر اینکه نفوس خودمان را با تحمل سختی ها و فداکاریها و ایثارها از بهترین چیزها همراه کنیم مومن محمد وآل محمد باشیم و در راه آنان فداکارانه در صحنه حاضر باشیم ونفس خود را در راه اطاعت از اوامر الهی صیقل زده وصاف وشفاف گردانیده و محل تجلی آن گردانیم ، روز هجدهم ذیحجهء سال دهم هجری چنین میدانی برای مسلمانان فراهم بود واگر قلوب مسلمانان خود را آمادهء تجلی پذیرش اوامر الهی کرده بود مسلما مسیر تاریخ عوض میشد و مسلمانان شکوه وعظمت پیروان ادیان توحیدی وابراهیمی را به ان باز میگردانیدند ولی این فرصت از دست مسلمانان بیرون شد فقط به خاطر آنکه آنان نفوسشان بهر ادای این رسالت عظیم آماده نبود ، و اکنون غدیر ومیراث نبوت محمدی پیش روی ماست آیا ما آماده ایم؟ این را باید با رجوع به خودمان دریابیم وتاریخ را بیش از این منتظر نگذاریم اگر مرد رهیم بسم الله !! یا علی بگوئیم و دفتر عشق بگشائیم که مهدی موعود را منتظریم از دل وجان ولله عاقبه الامور ( عید غدیر مبارک جان عزیزتان والسلام علی عبادالله الصالحین ).