آقای خاتمی ، درست است امام با کسی شوخی ندارد !

                   درست است آقای خاتمی ، امام با کسی شوخی نداشت !! 

فقط یک کلام جناب آقای خاتمی امام با کسی شوخی نداشت مخصوصا با کسانی که بخواهند اساس نظام و ارکان نظام را زیز سئوال ببرند گویا توهم زایی جناب آقای موسوی به شما و آقای هاشمی بد جوری اثر کرده است .

نمی خواهم اطالهء کلام کنم چون بحث با امثال شما هیچ فایده ای ندارد شما بر مرکب لجاج سوارید ومی تازید به کجا خودتان هم نمی دانید چراکه شما نسبت به وجود امام نازنین گزینشی عمل می کنید اگر راست می گوئید و واقعا پیرو امام هستید آیا دلتان میخواهد به این جملهء حضرت امام هم عمل کنید تا بابت همهء آنچه را که در طی این مدت به آن دامن زده اید از رهبر وملت و حضرت امام امت عذر خواهی نمائید وآن جمله این است " پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به این مملکت نرسد " مرد باشید وبه این یک جملهء کوتاه اعتناء نموده و عمل کنید ، مرد باشید ! مرد باشید ! چون امام واقعا با کسی شوخی نداشت والسلام .

چشمان باز ! چشمان بسته !

 

بعد از انتخابات حماسه ساز وحداکثری 22 خرداد 1388 که منجر به حضور جاودانی نزدیک به 40 میلیونی  وبی نظیر ملت ایران در صحنهء انتخابات گردید دشمنان ملت ایران یعنی قدرتهای استکباری که از این حضور پرشکوه وبی نظیر ملت ما که در حقیقت دوش آب سردی بر تبلیغات پر دامنهء آنها بود ، بر آشفته شده و برای انتقام گیری از این اعتماد ملی به نظام جمهوری اسلامی خود در راس فتنهء سبز اموی قرار گرفته و با قصد جدایی وتفرقه انداختن بین ملت و رهبری این پروژهء جنگ نرم را با شدت وحدت هر چه تمامتر از اولین روزهای بعد از انتخابات دنبال نمودند . ولی سئوال مهم از همین جا مطرح میشود که آیا ملتی که در طی سی سال وبا شرکت در سی انتخابات هر سال شکوه والاتری از حماسهء مردمسالاری دینی را به معرض نمایش میگذارد !!

آیا این ملت که چون فولاد آبدیدهء روزگاران گشته در میدان آزمون جنگ نرم و کودتای مخملین که این بار تحت لوای سبز اموی برپا شده بود پا را پس می کشید ؟ در آن روزها ایمان داشتیم که چنین اتفاقی خواهد افتاد و اکنون افتخار می کنیم که ملت پا به رکاب بودن خود را برای سربازی رهبر ثابت کرده واین را انشاء الله تمرینی برای فداکاری در راه فرج ظهور آقا امام زمان (عجج ) محسوب خواهد نمود .

اکنون وقت سئوال از آقایان سبز اموی و اصلاح طلب نمایان و پشتیبانان خارجی آنان رسیده است که آیا این ملت چگونه بتواند به شما ثابت کند که فدایی ولایت است ؟ چگونه به شما ثابت کند که معرفت بر امام را از منظر ولایت فقیه زمان را نزدیکترین راه به آرمانهای آن یار سفر کرده می داند؟ ملت با چه زبانی به شما بگوید که برای  تداوم انقلاب اسلامی حضور در صحنه را کوچکترین کار میداند ؟ آیا مثال بزند؟ نماز جمعهء حماسی 29 خرداد کافی نیست ؟ روز قدس بی نظیر امسال را چطور؟ 13 آبان! 16 آذر امسال و روزهای مهم وحیاتی در پیش روی را مسلما همین گونه پرشور و نمونه ای حماسی تر از جنس حضور خواهید یافت که بی بدیل خواهد بود ولی آیا اینها برای دشمنان منافق صفت ما کافی خواهد بود ؟ ملت عزیز وشریف ما ! جوانان پرشور وبا بصیرت ما پیراان ومیانسالان سرد وگرم چشیدهء روزگاران دور ونزدیک ما ، بر هشیاری حضور مردانه ودشمن کوب خود در صحنه بیافزایند که صبح ظفر نزدیک است دشمن با انواع واقسام فریب ونیرنگ در صحنه حضور خشمگینانه دارد شمشیر آخته  ولجاجت معاندانهء وی صبر وحلم رهبر را بر نمی تابد اکنون صفوفی که او در پشت آن پنهان شده بود از هم گسسته !! وچهرهء کریه ومشئوم وی آشکار وهویدا گشته و سبز اموی وی بخون جوانان پاکدامن وخالص وشهادت طلب ما رنگ باخته است . امویان زمان بدانند که ملت آماده و گوش بفرمان رهبر خویش ایستاده است تا تاریخ را بار دیگر با عاشورایی نصرت نمون تا ظهور آقا رقم به خیر ونیکی وعدالت بزند .

ای چشم بسته دیده بگشا که نصرت حق چون موجی برخاسته وساحل مقصود نزدیک است .    

                         شهری به آتش میکشم گر تو لبت را ترکنی

                         من چون گلی در دست تو کاش مرا پرپرکنی

                            بر رشته های معجر زهرا قسم سید علی

                          خنجر به حنجر میزنم گر تو هوای سر کنی 

                                           والسلام .

حسین حسین شعار ماست، خمینی افتخار ماست

                  

خمینی عزیزم سلام ، ای پیر میکده سلام ، ای مجد ومعز اسلام سلام، ای گشایندهء ابواب جهاد وشهادت به روی ما سلام ، ای مظهر اخلاص وبندگی سلام، ای مردی که ملائک آسمان صف بستهء نمازهای شب تو بودند سلام ،

ای معدن علم ومعرفت سلام ، خمینی عزیزم تو آنچنان روح همیشه حاکم بر ارکان انقلاب اسلامی هستی که سایهء پر برکت خود را بر سر ما میگسترانی و همچنان محبوب ما هستی وخواهی بود .

خمینی عزیز امام بزرگوار وقتی تو در آیینهء وجود سیدعلی عزیزما حضرت آقا تجلی داری ما بیشتر یقین پیدا می کنیم که دست خدا هدایتگر این انقلاب است .

خمینی جان ، امام بزرگوار بابت این روزها بگذارید به محضر شریف تان عرضه بدارم که بحق فرمودید که ملت ایران بهتر از مسلمانان کوفه و مدینه در دو دورهء امیر المومنین وپیامبر اکرم هستند ، امام عزیز مگر روح پاک شما و خون شهدای جان بر کف جنگ تحمیلی وانقلاب می گذارد که معرفت زایی این انقلاب با غفلت معاوضه شود؟ اماما موج جدید فتنهء سبز که برخاسته از نفسانیت عده ای است عجب آزمونی بهر پیروان ولایت فراهم ساخته است !! همان چیزی که ولایت همیشه از عدم وجود آن در دوران بعد از رحلت رسول اکرم ضربه خورده است یعنی اطاعت آگاهانه واز روی بصیرت قرآنی ، ضربه خورده است حال هستهء اصلی ومتشکلهء ولایت گشته است مومنین جان بر کف ایرانی همانگونه که شما تعلیمشان داده بودی دارای ویزگی اطاعت آگاهانه از ولایت گشته اند و در این بیست سال آنرا به پویایی رسانده اند .

امام عزیز نمونه اش همین قضایای بعد از انتخابات دهم ، خط سیر سیاست ودیانت را از رهبر گرفتند هر جا رهبر که از شاگردان مخلص شماست هرچه بگوید همان است واین هشیاری ملت سران فتنهء سبز اموی را بر آشفته است تا جایی که وقتی آنان این اطاعت پذیری از ولایت را دیدند و چگونگی خنثی سازی توطئه هایشان را در استحکام پیوند میان رهبری وامتش دیدند خیلی زود نقاب از چهرهء نفاق انگیز خویش دریدند وآشکارا نشان دادند که از چه چیزی عقده در گلو دارند ، آشکارکردند نیت پلید درونی شان را که از اصل مترقی ولایت فقیه بعنوان ستون خیمهء انقلاب اسلامی کینه ها بر دل نشانده اند وقتی در یکی از آخرین پرده های نمایش شان نسبت به شما وعکس شما بعنوان نماد عینی محبت ملت به شما اهانت ورزیدند وهتک حرمت شما کردند ، این در واقع نشانهء این بود که آنان چه کینه ای نسبت به شما ویادگاران گرانقدر شما یعنی نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی و مغز اصیل آن یعنی ولایت فقیه دارند که این چنین بی پروا به شما ویادگاریهای از جان عزیزتر تان برای ما هجوم می آورند!!

        اماما ، آنان مگسی اند در عرصهء سیمرغ که تنها عرض خود برده و زحمت ما میدارند

اماما ما از آزمون پیروی از ولایت سرافرازتر بیرون خواهیم آمد چراکه ترا ای عزیز سفر کرده بخوبی شناختیم و یادگارهای ترا هم نیز و راه ترا که همانا وصل این انقلاب به انقلاب مهدی موعود است بهتر از همیشه در پشت سر پرچمدار این انقلاب یعنی ولی فقیه زمان ادامه خواهیم داد آری امام اندکی صبر بما عطا کن که صبح نزدیک است .

ارادت ما به تو تمام شدنی نیست امام تو در قلب ما به تمامی معنا همچنان درخشانی، همچنان . اهانت به ساحت مقدس تو ای عزیز سفر کرده فقط ندای بیداری مالک اشترهای سید علی عزیز ماست که فقط گوش بفرمان ولی فقیه خویشند " واصبر علی نفسهما بامرکما یا سیدی ومولا ".

اوبامامرد میدان تغییر نیست !!

                             اوباما مرد میدان تغییر نیست !!

اوباما رییس جمهور کشوری است که در سابقهء خود از زمان استقلال آمریکا به عنوان یک کشور آزاد ، تاکنون وارث دخالتها وتجاوزات و کودتاهای بیشماری در اقصی نقاط عالم بوده است . و وقتی به آنها اضافه کنی تجاوزات نظامیآغازشده از نیمهء قرن گذشته  تا دهه ء اول قرن اخیر در افغانستان وعراق  واقعا کلکسیونی از افتضاحات آمریکایی ها و فداکاری آنها در راه امپریالیسم و اقتصاد کاپیتالیستی را مشاهده خواهی کرد .

اوباما رئیس جمهور کشوری است که در حقیقت وارث تمدنی است بر آمده از دل تمدن روم باستان وبا همان خصوصیات که بر پایهء فرد گرایی و امپراطور مآبی و قدرت طلبی و جاه طلبی استواراست . تفرعن به ارث رسیده از امپراطوری روم به امپراطوری امپریالیستی آمریکا فرصتهای حیات بشری را رفته رفته رو به افول برده است و انگاری میراث جنایت باری که از دست امثال ناپلئونها و ملکه ویکتوریاها والیزابتها و هیتلرها و جورج بوش ها بدست این رییس جمهور جوان وسیاه پوست رسیده است . اگرجای تغییری میداشت یک انسانی می خواست که با افکار جدید تر و نوتر و بنیان برانداز سیستمات وترتبیات امپریالیستی به میدان بیاید انسانی با تفکرات بدیع که بخواهد سرافرازی کشور آمریکا را در ابعاد انسانی شکل دهد ، انسانی که بخواهد روند جریانات جهانی را به سمت وسویی ببرد که آمریکا را بعنوان یک کشور توانمند وقدرتمند وخواهان توسعهء همه جانبه وعادلانه بشناسند ولی مشکل اینجاست که اگر قرار بود آمریکا این دید را نسبت به مشکلات جهانی داشته باشد که آمریکا نمی شد اگر قرار بود که آمریکا مظهر تفکر واندیشه وانسان دوستی باشد که بشریت دچار این مشکلات نمی شد !! حالا نه تنها نباید از اوباما انتظار تغییرات بنبادگرایانه در سیستم ونظم وترتیب آمیخته با فرهنگ لیبرالیستی را داشت بلکه باید انتظار آنرا کشید که اوباما بعنوان مظهر قدرت امپریالیسم غرب در گوشه ای دیگر از دنیا وبخصوص در عراق وافغانستان شکست عمیق دیگری متحمل شود وبا حاکم روحیهء استقلال طلبی در افغانستان و قطع کردن زمینه های نفوذ طالبان در دو کشور پاکستان وافغانستان خود بخود زمینهء شکست قاطع نیروهای اشغالگر را فراهم آورند .

مسلم است که سیاستهای نظامی آمریکا چه در افغانستان و چه در پاکستان بر یک مبنا استوار است و آن قدرت سلاح های استراتژیک میباشد . آمریکا جنگ کم تلفات از طرف نیروهای خودی و درعوض لطمه زدن گسترده به مهاجمان وبه مردم حاضر در دو کشور افغانستان وعراق واین اواخر پاکستان را برای خود تعیین کنندهترین استراتژی ها میداند ، این امر دکترین جهانی مقابله با موانع نفوذ فرهنگی لیبرالیسم غرب در جهان و القاء برداشت واحد جهانی از امنیت و دفاع از امنیت بشرط سلاح وبخصوص استراتژیک آن یعنی سلاح های کشتار جمعی با تلفات پرزشمار و قربانی کردن جمعی افراد چه بیگناه وچه گناهکار آنان در مقابله با اهداف امنیتی آمریکا می باشد .

این دید امنیتی که مبنایش بر همان سیاست معروف مغولی قرار دارد میباشد که مغولان در هجوم بر یک منطقه در راس همه بیرحمی هایشان در هجوم وغارت شهرها ، سیاست عمده شان تخریب روحیهء افراد ودامن زدن به یک جنگ روانی خاص برای تسلیم افراد مبارز از طریق براه انداختن سر وصدای زیاد و رعب برانگیز بود .

در شرایط فعلی که این دیدگاه امنیتی واتکال بر تسلیحات استراتژیک کشتار جمعی نتوانسته منجی روند در پیش گرفته به توسط آمریکائیان باشد ، آنچه که موجب وحشت وهراس آنها شده است راهی است که رفته رفته بیشتر آنها را دربن بست خود ساخته شان گرفتار میکند این راه چیست و شاخصه های آن چیست ؟ این راه در واقع از زمان وقوع انقلاب اسلامی آغاز و سی سال است که دارد در سطح دنیا رفته رفته جا می افتد و آن توسعه مفهوم امنیت پایدارملی میباشد .

امنیت پایدار ملی به این مفهوم که در این امنیت سلاح استراتژیک همان مردم اند ولاغیر ، وقتی این سلاح بطور واقعی وملموس و با قاطعیت مورد شناسایی وتثبیت وتصویب قرار گرفت استفادهء از آن در ابعاد مختلف یعنی آبادانی ، خدمت رسانی ، دفاعی و توسعهء اقتصادی رفته رفته تاثیر خود را آشکار میسازد . امنیت پایدار ملی بر پایهء مردم در حالی وبشرطی شکل خواهد گرفت که قدرت را بطور واقعی بمردم واگذار و از قدرت استفادهء ابزاری وسیاسی بعمل نیاورد !از اقتصاد در جهت استقلال معاش مردم استفاده کند واز سیاست در جهت تدبیر امور مردم بهره ببرد والی الله المصیر !!

این نوع نگرش به امنیت پایدار ملی که منبعث از الهامات انقلاب اسلامی در طی مسیر استقلال طلبانهء آن میباشد مسلم است که در سطح دنیا و در بین اوام عرب و ترک و سرخ پوستان آمریکای جنوبی و ساه پوستان آفریقای جنوبی بانحاء مختلف تجربیات موفقیت آمیزی داشته است ودر عین حال کاستی هایی نیز عیان نموده است ولی بهرحال اگر بخواهیم به آمریکا واذناب ش درسی جدی از تغییر وتحول و اصلاح طلبی آنگونه که خود دریافته ایم و طلیعهء آنراهم دیده ایم ، بدهیم تاکید بر امنیت پایدار ملی وساختار مردمی آن میباشد . فقط در این صورت است که میتوان تغییرات اساسی را در نزول هر چه سریعتر قدرت پوشالی آمریکا مشاهده کرد ، فقط با تکیه بر ساختار مردمی امنیت ملی پایدار و پر رونق میتوان کار آمریکارا، که با اتخاذ راهبردهای غلط ،و کاربردهای غلطتر از آنها نتیجه نگرفته است بدست ملتهای متحد برای حفظ امنیت و ارتقاء توسعهء خود تمام شده دید . این تغییر در واقع باید بدست مردم مستضعف و زجر کشیده وبه اتحاد رسیده ای که راه پیروزی وسعادت خود را درتغییر رویکرد ونگاه خویش به امنیت وتوسعه یافته اند محقق خواهد شد . تغییری که اوباما وعده اش راداده هرگز به بار نخواهد نشست چراکه اوباما هم جزیی از سیستمی است که بنا به اذعان تمامی کارشناسان بزرگ وکوچک دنیا چه درمسائل سیاسی وچه اقتصادی واجتماعی در همه ابعاد نیازمند آن بوده ولی در برابر آن مقاومت بیهوده به خرج میدهد >

آری به شکست کشانیدن آمریکا و از ابهت وعظمت آن کاستن و پوشالی بودن آن را عیان کردن از وظایفی است که ملتهای متحد با گره زدن حلقه های سرنوشت مان به یکدیگر میتوانیم آنرا به انجام برسانیم ، شکستن این بت تفرعن و گشودن راه تغییر به روی مردم آمریکا بعهدهء ماست ، این راهی بدون بازگشت که وقتی در مسیر آن قرار گرفتی دیگر بازگشتی در آن وجود ندارد وما شجاعت آنرا خواهیم داشت و آنرا به اثبات خواهیم رساند . این کاری است که ما باید انجام دهیم وازعهدهء اوباما خارج است این را یقین داشته باشید وماالنصر من عندالله .

 

اصرار عربستان بر نفاق افکنی در منطقه !!

اخبار این روزها حاکی از ادامهء نفاق افکنی عربستان در بین کشورهای منطقه حکایت دارد عربستانی ها که گویا هیچ موفقیتی را برای شیعیان نمی توانند متصور باشند این روزها هر گونه کار شکنی سیاسی واقتصادی و امنیتی را علیه شیعیان صورت میدهد تا اینکه نگذارد شیعیان کامیابی خویش را ادامه دهند . آن از باتلاق یمن که عربستان در آن فرو رفته ، آن از عراق که نمی گذارد روی آرامش ببیند و آخر ازهمه افغانستان و پاکستان که با تجهیزمالی وتسلیحاتی وامنیتی طالبان در این دو مملکت اسلامی وضعیتی پیچیده را فرا روی روسای جمهور آنها قرار داده است و بالاتر از همه حمایت از فتنه گران سبز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران وسر آخر همکاری امنیتی با آمریکا در جهت دستگیری مخفیانه دانشمند هسته ای ایران وتحویل آن به مقامات آمریکایی!! براستی چه خبر است ؟ عربستان چرا اینقدر از ناحیهء الگوی جمهوری اسلامی احساس خطر میکند ولی وقتی اسلام ستیزی اروپائیان را میبیند هیچ اعتراضی هم نسبت به آنها ندارد ؟ برای نمونه میتوان به ممنوعیت ساخت منابر برای مساجد در سوئیس اشاره داشت یا قبل از آن به قتل بانوی محجبهء مصری و یا قبل ترآن عملکرد فرانسه در تصویب قانون ممنوعیت استفاده از نمادهای اسلامی از جمله حجاب اسلامی برای بانوان مسلمان آیا راه عربستان دارای ماهیتی اسلامی است ؟ متاسفانه عملکرد عربستان در برابر مقاومت اسلامی درلبنان و فلسطین که اوج ذلت نمایی یک کشور عربی در قبال تجاوزات وکشتار بیرحمانهء اعراب منطقهء خاورمیانه بود نشان داد عربستان بصورت یک مانع جدی در برابر گسترش تفکرات ناب اسلامی در حکومت و اقتدار وامنیت منطقه در آمده است در مطلب گذشته نیز گفتم از تفکرات متحجرانهء وهابیت جز این نفاق افکنی نباید انتظار داشت .

عربستان وحاکمیت خشونت آمیز آن مانعی بر سر راه گسترش اسلام در منطقه است ، البته خویشتنداری نظام جمهوری اسلامی ایران گویا عربستان را به این فکر انداخته است که او میتواند در تداوم بخشیدن به یک جنگ سخت افزاری موفق باشد ولی ما یک چیز میگوئیم که ملتهای منطقه اعم از افغانی وپاکستانی ،واعم از عراقی ومصری واردنی ، از مقاومت حزب الله و حماس و شیعیان الحوثی یمن پر افتخار درس بگیرید با اتحاد و اتفاق و اتخاذ شجاعت در برابر رعب افکنی دشمن میتوانید مقاومت تحسین بر انگیز ذاتی خود را نشان دهید تا پوشالی بودن دشمن را برخ اوبکشید وراههای نصرت وپیروزی را بر ای خود آشکار کنید . حکومت پوشالی عربستان مطمئنا باید پاسخگوی این همه توطئه و تفرقه وخشونت علیه مسلمین در سطح منطقه باشد و زمان آن نیز بزودی فرا خواهد رسید ، اری بزودی طوفان عدالت الهی دامان همهء دشمنان اسلام را خواهد گرفت  " الیس الله بالصبح قریب ".

تقاضای عاجل !!

پس ازگذشت دو روز از برزگداشت روز شانزدهم آذر که جنبش سبز میخواست این روز ضد امپریالیستی را به نفع خود وآقای میر حسین موسوی مصادره به مطلوب نماید و سران اصلاحات تی که خود در طی هشت سال نتوانستند آنرا تعریف نموده و سر آخر زیر پرچم سبز اموی اجتماع کرده بودند که شاید بتوانند از قبل این روزها نتیجه ای عاید خود بگردانند ، دیگر فکر نمی کنم که این ملخک سبز بکام طلیعه داران این جنبش بتواند از مهلکه طوفانی انقلاب اسلامی فرار کند .

آیا میر حسین موسوی باید همچنان بنیشیند و از خانه اش ستاد آشوب را با هماهنگی آمریکا وانگلیس و خط گیری از ماهواره ها هدایت کند . آخر دیگر صبر ما بسر رسیده تا به کی به افرادی چون میر حسین خاتمی و کروبی باید اجازه داد که به فتنه انگیزیهای خویش ادامه دهند؟ تا به کی اینان با آزادیشان واظهارنظر سخیفانه شان انقلاب و امام راحل و قانون اساسی را به استهزا بکشند و دم از اسلام بزنند وخارجی ها هم برایشان کف بزنند؟ ریاست محترم قوهء قضائیه جناب آقای آملی ! دادستان دلسوز جناب آقای اژهای ترا بحرمت خون شهیدان این سرسلسله های فتنه را دستگیر کنید وما را به آرامش برسانید امیدواریم همان گونه که گفته اید عمل کنید وبا قاطعیت سران فتنه و دنباله های آنان فائزهء هاشمی و مهدی هاشمی را دستگیر، ودر منظر دید ملت انقلابی ایران به دادگاه عدل جمهوری اسلامی سپرده و به مجازات برسانید . چنین باد وجز این مباد

 

یک ادعا !! یک واقعیت !!

دیروز شانزده آذرماه وروز ضد استکباری دانشجو بود ، والبته گروهی که خود را زیر بیرق سبز اموی پنهان کرده اند نیز به موازات حضور پرشور دانشجویان ولایی برای ایجاد انشقاق و تفرقه و به خیال خود برای نفی حکومت دینی و نادیده انگاشتن رکن رکین حفظ آزادی واستقلال وجمهوری اسلامی با شعارهای بدلی و عمدتا بی مزه که فکر نمی کنم به مزاق هیچ کس خوش بیاید سعی وافری نمودند که خود را قابل واعدادشان احصا شدنی نشان دهند!! ولی اصلا قابل اعتنا نبودند و جزخشمی که دانشجویان با شعارهای کوبندهء خویش نثار آنان نمودند نصیبی نبردند!! بهرحال نکته ای که وجود دارد این است که اینان با هربار حضور خویش نشان میدهند که از کجاها خط گرفته وتامین وپشتیبانی میشوند . گویا اینان وجنبش سبز هنوز در این توهم قدرت بسر میبرند که خواهند توانست با اقتدار مثال زدنی در صحنه ها حضور داشته باشند و اعادهء حیثیت از خود وآبروی نداشتهء خود بنمایند .

البته نمیدانم چطور میتوان به عده ای دلخوش بود که اصلا جریان انقلاب اسلامی و پسوند اسلامی را برای نظام حاکم بر ایران برنمی تابند آیاواقعا باصطلاح جنبش سبز به این حامیان واین شعارهای ساختار شکنانه احتیاج دارد؟ این سیاست مزورانه تا به کی ادامه داشته باشد که شما هم دلخوش به عناصر مخالف نظام اسلامی باشی و هم در روی دیگر خود ادعاهای خط امامی و پیروی از قانون اساسی و غیره را داشته باشی واقعا آیا آقایان ملت بزرگ ایران را چه پنداشته اند؟ آیا بلاهت خود آنها در این میان ثابت نمی شود؟ آخر مسخره نیست که شما ادعای پیروی از خط امام را داشته باشید ولی برای حضور سختار شکنان بیانیه بدهید؟ آیا شما ادعای پیروی از خط امام داشته باشید ولی اسلامیت نظام را بر نتابید؟ چگونه باور کنیم خط امامی بودن شما را ولی حرکات شما هیچ یک حتی بوی اطاعت وپیروی از رهبر راندهد؟ اگر ادعای پیروی ازخط امام را دارید چرا صحبت های ایشان را تماما وکمالا عمل نمی کنید واصل کلام را فراموش کرده و فقط می خواهید پشت سر نام ایشان پنهان شده و مقاصد دیگری را در ذهن خود پرورانیده و ناجوانمردانه آنرا عملی سازید؟ متاسفانه این روزها بر خلاف فرموده های مقام معظم رهبری واوامر ایشان مبنی بر حفظ وحدت ، آنکه در بوق مخالفت ده باره وصد باره میدمد و خواهد دمید همین جناب آقایان رهبران جنبش سبز هستند که نه تنها از شفافیت دوری می جویند بلکه بهتر آن میبیند که سیاست حفظ نعل وتخته را باهم داشته باشند هم آن مخالفین صرف را فعلا متحد خویش داشته باشند و هم اینکه مصرانه خواستار این باشند که ما گفتیم خط امامی هستیم ! ما قانون اساسی را قبول داریم والخ!!ولی اینجا ما نظر خودمان راهم شرط میدانیم نظر ما البته صائب تر است و اصلا خط امام را ما پیمودیم و قانون اساسی را ما نوشتیم وحالا آنکس که میتواند این قانون را نقض کند آنهم باید ما باشیم . متاسفانه کلی گویی ها راه به جایی نمی برد وگره گشا ازمشکل جنبش سبز اموی نخواهد بود .

همین امروز هم باز آقای کروبی در روزنامه های همسو این ادعا را تکرار کرده بود که ما یعنی آقای خاتمی و موسوی ومن همچنان خط امامی هستیم !! آیا واقعا میتوان باور کرد؟

تفسیر خود رای انه ءشما از خط امام کجا واصالت خط امام در مبارزه با آمریکا کجا؟

تفسیر خود رای انهء شما از خط امام کجاو اصالت قانون مندانهء ایشان کجا؟

تفسیر خود رای انهء شما از خط امام کجا واصرارایشان در دفاع از ولایت فقیه کجا؟

تفسیر خود رای انهء شما از خط امام کجا و دفاع قاطعانهء ایشان از اسلامیت نظام کجا؟

تفسیر خود رای انهء شما ازخط امام کجا و دفاع از حرمت مردم کجا؟

آیا جای تعجب نیست که شما مخالفت  صدها نفره  با نظام را به حساب مردم بگذارید و برخورد با آنها را مخالفت با حقوق شهر وندی بدانید ولی بی اعتنایی خود به آرای دهها میلیونی مردم را اصلا جز مخالفت با مردم ندانید ! هر روز بیانیه بدهید و انتخاباتی را که در سطح دنیا بی نظیر بود زیر سئوال ببرید وبر متهم کردن نظام اسلامی و دولت خدمتگزار و رهبری خدوم را متهم سازید که چه می خواهید خود را خط امامی بدانید ؟ می خواهید زست قانونمداری بگیرید ؟ حالا هم نفهمید پس کی میخواهید بفهمید که با همین خود راییهایتان آن جمعیت طرافدارتان را ذره ذره از دست دادید ؟ با عدم صداقت هایتان !! با گم کردن راه در دشمن شناسی تان !! و دوستان را بجای دشمنان نشاندن !! و به خصوص موضع گیری تان علیه مقام عظمای ولایت مقام معظم رهبری و به خصوص عدم رعایت خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی در آزمونی بزرگ امتحانی بد پس دادید ونتوانستید خاطرات خوب ملت را که ازشما برجای مانده بود حفظ کنید .

شما مبینید که الان دارند تمامی گروههای ضد انقلاب و دولتهای امپریالیستی به انحاء مختلف ازشما و خط مشی عجیب وغریبتان حمایت می کنند و شما آیا این را درک نمی کنید و فکر می کنید می توانید با ادعای پیروی از خط امام و ادعای در خط انقلاب بودن خود را گول بزنید درعین اینکه مدافعان شما علامت دارترین دشمنان نظام باشند؟ نمیدانم به چه چیزی امید بسته اید ولی اینرا خوب میدانم شماها وبخصوص شخص آقای موسوی آنچنان دچار توهم شده اید که دریک لجبازی آشکار با خودتان نمی خواهید تن به واقعیتها بدهید . بدانید با شماهاهستم جنابان کروبی و خاتمی وموسوی !! خود را تا دیرنشده ازچنگال این توهمات نجات دهید باور بفرمائید که هیچ جایگاهی در بین این ملت ندارید ! هیچ . والسلام علی من التبع الهدی

درس بزرگ غدیر ،مظلومیت و اقتدار (تقدیم به مولای مظلومان حضرت علی علیه السلام )

امروز روز پانزدهم آذر ماه سال یکهزارو سیصدو هشتادو هشت مصادف است با یکهزارو چهارصدو هفدهمین سالروز عید غدیر خم ، مبارک این عید حقیقی ولایت الهی که در باطن امر عصارهء خواست و اجابت دعای تمام انبیاء الهی از خداوند بوده است . مبارک باد این روز که از اول تا به آخر بشر منتظر این روز بودند تا با تمسک به حقیقت و واقعیت این روز از آن بهرهء راستین واصیلش را ببرند و روزگار بکام خویش بگردانند آنگونه که خدا میخواهد و خدا بی شک بهترین وبرترین خواسته ها را در نظر دارد چرا که از انسان آگاهتر و بیناتر است والی الله المصیر !!

بعد از نماز صبح است حالی بمن دست داده که مپرس دلم میخواست جمله ای راجع به غدیر بنویسیم که هم تجلی احساسات واردات خاص من نسبت به غدیر باشد و هم تجری این عید را در سیر تاریخ نشان دهد .

وقتی چشمان خویش را می بندم تا بهتر بتوانم از گذشته تا بحال را مرور نمایم وقتی تمامی اجزای سنتهای قابل تکریم در تاریخ آفرینش بشر را از آدم تا خاتم مانند دانه های تسبیح و گره های یک زنجیر یا به تعبیر زیبای عربی آن سلسله را کنار هم قرار میدهم از رنج نوع بشر گرفته تا سرور و شادمانی او ، همه را در ارتباط مستقیم با ولایت می بینم . ولایت آنگاه که رها شد بشر در رنج عظیمی افتاد و آنگاه بشر تمسک خود را بولایت رها نکرد روز شادمانی وجشن او بود وچه کم بشر روزهای شادمانی را تجربه کرد و این محاق مظلومیت کی از چهرهء ولایت بر کنار خواهد شد که ما به دیدار آن رخسار چو ماه منیر او بنشینیم و از او طریق هدایت بجوئیم؟؟

چشمان خود را میبندم و باز می گشایم و عصارهء آنچه را که میخواهم راجع بولایت  بگویم در دو کلمه خلاصه مینمایم : مظلومیت و اقتدار!!

آنچه در بر سر ولایت آوردند و آنرا مسکوت گذاردند عین مظلومیت است ،مظلومیتی که با اعمالی درهم آمیخت که اعجاب برانگیز است ولی تاریخ گواه است که این اعمال وقیحانه وبی شرمانه روی داد و ولایت را مانع شدند . در اینکه چرا از بین مسلمانان کسانی آمدند و ولایت را وتجلی آنرا مانع شدند باید یک مساله را متذکر شد و آن این است که نفس بشر به حالت مطمئنهء خویش نزدیک نشده بود ونفس بشر در حالت ملامت هم قرار نداشت که امار] بالسو را تجربه میکرد مگر خواص از جامعه که رفتار خویش مطابق قرآن تعیین مینمودند و گفتارنبی خاتم را چون حجت شرعی واجب الاطاعه میدانستند که قرآن را بدون عترت فاقد ارزش میدانستند و عترت را هم بدون قرآن فاقد آن طراوت لازم و این دو با هم اند که عصمت معصومین را تشکیل میدهند !!

در حقیقت مانع شدن بر سر ولایت آزمون بزرگ نفس بشر بود که او را بر سر دو راهی انجام وظیفهء الهی و استنکاف از آن قرار داد. بدین مفهوم که وقتی امرالهی جاری شد و از زبان رسول گرامی اسلام که در قید حیات بود به مسلمین اعلام گردید اینجا اگر نفوس خود ساخته ای باشد باید بداند که دیگر جای چند وچون نیست جای اطاعت است پس آن نفوس غیر خود ساخته در حضور رسول الله این کار را نکردند یعنی نتوانستند در درون خویش سکوت کردند و در بیرون خویش همراهی با جمع نمودند . وبودند نفوس خود ساخته ای که در درونشان شور وغوغایی بود که از تجلی آن هم نمی توانستند خود داری نمایند چرا نبوت و ولایت و قرآن را در پیوند با هم شناخته بودند وبین آنان جدایی قائل نبودند چنانکه در آخرین آیات الهی چنین نمود داشت و چنان اهمیتی که رسول محبوب خدا همه مسلمین به حج رفته را که نزدیک به صدو هشتاد هزار نفر بودند دستور توقف میدهد تا آیهء اکمال دین و اتمام نعمت را برایشان بخواند و انچه را خدا اتمام نعمت وتکمیل دین نامیده با معرفی امیر المومنین علی ابن ابیطالب متجلی سازد در اینجا پیامبر به آنچه خدا به وی میفرماید عمل میکند وبار دیگر بر آنچه خدا در قرآن خویش بارها برآن تاکید ورزیده مهر تائید میزند چراکه این از حقوق پیامبران است که نسبت به معرفی جانشینان بعد از خود اقدام بفرمایند و البته خاتم النبیین روحی فداه نیز چنین کرد تا رسالت خود را نهایی و دین خدا را تکمیل کرده باشد ، ولی آنچه امت رسول الله با وی ودین وی و ولایت بعد از وی مرتکب شدند عین ظلم و این ظلم را آیا باید جواب چه می بود؟ اینجاست که کلمهء اقتدار و شاخه های پربار آن که صبر وحلم و تقوی و خویشتنداری را در خود دارد معنا پیدا می کند .

بعد از پیامبر علی ابن ابیطالب ماموریت ولایی خویش را در حفظ ولایت همراه با صبر و خویشتن داری و حفظ دین واقعی وتقیه می بیند علی از طرفی باید صبر کند چون اسلام تازه ریشه های خود را محکم کرده و از طرفی باید دفاع از ولایت کند تا آرمان خود را که امانتی از جانب خدا و رسول خاتم می باشد حفظ کرده باشد . خیلی سخت است که حکومت راستین دینی را در آستانهء ثمر دادن ناگاه به وسیله تبعیت نفوس امارهء مسلمان نمایان دین خود را نه مطابق رای و نظر صاحب شریعت بلکه مطابق خود خواهی و خود محوری اشخاص تعیین ، وحکومت بر مسلمین را هم مطابق همان سلیقه شخصی خود ، برای خود تعیین نمایند نه برای قرآن و نبوت و ولی تعیین شده ء برای آن . خیلی سخت است که زحمات تمامی انبیاء در آستانهء به بار نشستن این گونه دچار سکون ووقفه شود و در مقابل علی علیه السلام باید چه کند مسئولیت خیلی سنگین است ولی علی هم برگزیدهء خداوند برای این امر است پس او صبری به مانند دریا پیشهء خود میسازد و عنان تقوی رها میکند و سد علم خویش بر مردم باز میکند تا هم به امت آگاهی بخشد و هم رسالت انبیاء را حفظ کند و هم بیضهء اسلام را محفوظ بدارد وهم راه روشن امامت را فرا راه خویش و فرزندانش قرار دهد .

راهی که علی علیه السلام انتخاب کرده بود عنان زدن بر نفس خویش و میدانداری سپردن به تقوا راهی شجاعانه بود که باب شهادت را همه گاه بر خویش مفتوح داشت .

آری اینجاست که اقتدار امامت رادر بعدی از ابعاد آن ملاحظه می کنیم و غدیر این آزمون بزرگ برای مدعیان ایمان ومومنان راستین بود که علی علیه السلام در این آزمون پیروزمند بزرگ آن بود ایشان نشان دادند که حفظ دین اولی بر جکومت دینی است و این را قطعا می توان اولین فتوای امیر المومنین در طی دوران امامت شان دانست که آمیخته با حزم اندیشی و تقوی و ورع ومقابله با عطش حکومت بر مردم بود .

علی آن ولی مومنان و کائنات اولین درس خویش را از غدیر این گونه پس داد که بین جنگیدن برای حکومت و حفظ دین واقعی اسلام و یادکار زحمات نبی اکرم و تمامی انبیاء گذشته حفظ دین میکند تا بعده ها بتواند حکومت دینی را ایجاد نماید ، و برای تاریخ به یادگار بگذارد که یک حاکم اصیل چگونه باید راه بر نفوذ هوا وهوس و عطش حاکمیت و ظلم را بر خود ببندد تا به یک آرمان اصیل خیانت نکند و ظلم را با ظلم پاسخگو نباشد ، این اقتداری بود که امیر المومنین این تربیت شدهء مکتب رسول الله بخرج داد تا ثمرهء اصلی غدیر با امامت معصوم پنهان از دید ما یعنی موعود آل محمد بر ما عیان شود.

اگر مظلومیت علی وخاندان او با اقتدار او شکل نمی گرفت این درس بزرگ تاریخ هم برای ما نمی ماند که امامت صالحان ومعصومین برای شما هرگز رخ نخواهد داد مگر اینکه نفوس خودمان را با تحمل سختی ها و فداکاریها و ایثارها از بهترین چیزها همراه کنیم مومن محمد وآل محمد باشیم و در راه آنان فداکارانه در صحنه حاضر باشیم ونفس خود را در راه اطاعت از اوامر الهی صیقل زده وصاف وشفاف گردانیده و محل تجلی آن گردانیم ، روز هجدهم ذیحجهء سال دهم هجری چنین میدانی برای مسلمانان فراهم بود واگر قلوب مسلمانان خود را آمادهء تجلی پذیرش اوامر الهی کرده بود مسلما مسیر تاریخ عوض میشد و مسلمانان شکوه وعظمت پیروان ادیان توحیدی وابراهیمی را به ان باز میگردانیدند ولی این فرصت از دست مسلمانان بیرون شد فقط به خاطر آنکه آنان نفوسشان بهر ادای این رسالت عظیم آماده نبود ، و اکنون غدیر ومیراث نبوت محمدی پیش روی ماست آیا ما آماده ایم؟ این را باید با رجوع به خودمان دریابیم وتاریخ را بیش از این منتظر نگذاریم اگر مرد رهیم بسم الله !! یا علی بگوئیم و دفتر عشق بگشائیم که مهدی موعود را منتظریم از دل وجان ولله عاقبه الامور ( عید غدیر مبارک جان عزیزتان والسلام علی عبادالله الصالحین ).   

این تبلیغات است یا عناد ؟

این اوااخر خیلی دلم میخواست که مطالبی راجع به انتقاداتی که خواه از برنامه های اخیر صداوسیما اعم از خبری و صبحگاهی و غیره وایضا" در مطبوعات متنوع ومختلف و جریانی وغیر جریانی از دولت جمهوری اسلامی ایران بطور غیر منصفانه پخش میشود در رسانه مکتوب شخصی خودم داشته باشم . مثلا وقتی به بررسی دو برنامهء خبری بیست وسی و برنامه خبری هجده وسی شبکهء استانی تهران دقت کنیم مشاهده مینمائیم که زنجیر وار انتقادات از عملکرد دولت مطرح میشود وگاهی اوقات القای این مطلب است که ادعاهای دولت به بار ننشسته است و اینکه دولت نتوانسته در مدعای خویش صداقت در عمل خویش را ثابت کند !! آیا واقعا چنین است آیا این خدای ناکرده زنده کردن همان شعار انتخاباتی دروغ آقای موسوی نیست ؟ واقعا برنامه های موفق دولت در کجای صدای وسیما وکجای اخبار بیست وسی و استان تهران جای دارد ؟ آیا دولت برنامهء موفق وامید بخش ندارد؟ تعجب میکنم برنامه موفق کنترل آنفولونزای نوع "ای"

اینهمه پیشرفت های موجود در صنایع دفاعی ، پیشرفت در صنایع اتمی  واز طرف دیگر خود کفایی در امر تولیدات محصولات زراعی وباغی وخصوصا توسعهء صادرات غیر نفتی آیا اینها را نمیتوان توسعه وپیشرفت نامید ؟ آدم وقتی تیترهای مطبوعات را می بیند! وقتی این سایتهای عریض وطویل اینترنتی را مرور میکند ! وقتی مصاحبه های افراد عنود را می شنود یا می خواند نمی داند از اینهمه بی پروایی وبی مسئولیتی به که پناه ببرد . جای تاسف آنجاست که سعی میشود موفقیتهای دولت معمولی قلمداد شود وحتی به نوعی از بد حادثه وبا نشانه هایی از ندانم کاری قلمداد شود وقص علیهذا !!

آیا رواست ؟ وبرای من نویسنده جای تعجب آنجاست که می بینیم گروهی از آنانی که هم سلک خودمانند به این مسائل دامن میزنند بار دیگر میپرسم آیا رواست که ما تعادل را در رعایت انصاف در نقد فرو گذاریم و بعد این گونه سهوی ویا عمدی القا نمائیم که دولت توانایی انجام امور را ندارد ؟کمی بخود بیائیم که از این غفلت ها دور شویم و به رعایت انجام وظیفه یکدیگر را توصیه نمائیم .

بوالله که من مینگرم دولت را فوق العاده مظلوم احساس میکنم ولی باز دعا میکنم که بحق حضرت ولی عصر (عجج) ونایب برحق شان حضرت آقا سید علی این دولت خالص ومخلص خدمتگزار را خدا تایید نموده و راه روشن عدالت محورانه وخدومانهء انرا همیشه فرا روی این ملت قرار دهد الهی آمین .

آقای لاریجانی آیااین رسم وحدت آفرینی است ؟

     

امروز واقعا من از کسی که دیروز جلسهء شکرانهء اتحاد میگذارد و چند هفته ای است که محورهای اصلی سخنرانی های خود را بر اتحاد گذارده است تعجب کردم !!

امروز روز بهت وحیرت طرفداران دولت بود که پس از سحبت های زندهء دیشب آقای احمدی نژاد که بسیار بسیط و شفاف ومهم بود ما امروز در مجلس شاهد عملی ضد وحدت از سوی ریاست مجلس بودیم وآن ارسال لایحهء هدفمند کردن یارانه ها به شورای نگهبان بود، بدون توجه به اینکه اجازه ومهلت زمانی مقرربرای رای گیری کمیسیون راجع به تاسیس سازمان یارانه ها داده شود . از طرفی بهت وحیرت ما زمانی افزون میشود که استدلالات ریاست محترم جمهور مبنی بر تاثیر تاسیس این سازمان بر لایحهء بودجه وبرنامه پنج سالهء پنجم را دیشب بطور مفصل استماع کردیم و انتظار این بود که اگر ما دم از وحدت می زنیم گام های عملی نیز برای تحقق آن نیز برداریم آیا فکر میکنید که این عمل شما گام برداشتن بسوی چه چیزی است ؟ متاسفم که بعنوان یک شهروند  اصولگراباید شاهدباشیم که خود محوری شما بعنوان رئیس مجلس در تکیه بر رای خودتان دارد دولت ملی دکتر احمدی نژاد را که پشتوانهء شرعی تاییدات مقام عظمای ولایت را نیز با خویش دارد بیش از پیش دست به عصا کرده ودر ظاهر امر نشان از عدم همدلی شما با ایشان دارد این نکته زمانی قریب به یقین میشود که با اظهارات خود خواهانهء آقای توکلی همراه میشود که ما لایحه را پس نخواهیم داد گویی ایشان قیم مجلس وقیم دولت هستند وگویی با اصلاح بند 13 لایحه شان مجلس پایین خواهد آمد در حالیکه در این تندی ها و خود رایی ها نوعی توهین به ریاست جمهوری دیده میشود . آیا مقام وشان ریاست جمهور این است که شما هر توهین غیر مستقیمی را نسبت به ایشان روا دارید وبعد دم از اتحاد هم بزنید آیا کارشما منافی وحدت واتحاد وهمدلی نیست ؟ من که واقعا به این روند معترضم، امیدوارم در آنچه ادعای آنرا دارید عملا نیز صدق نیت خود را اثبات کنید الخیر فی ما وقع .                            

عاقبت عربستان ووهابیت !!

                                                                                     

فاعتبروا یا اولی الابصار ، آری این شعار قرآنی بار دیگر تجلیات خود را در این عصر وزمانه نشان میدهد و این بار مخاطب آن کسی نیست جز علمای وهابی و پادشاهان سعودی که بر سرزمین وحی فرمانروایی ظالمانه دارند . متاسفانه حکومت مذهبی وخشن واختناق آمیز عربستان بطریقی ادامهء حیات را برای خود برگزیده و استدلالاتی را برای ادامهء حیات خویش برگزیده که با هیچ اصول دینی و انسانی سازگاری نداشته وندارد ، آنچه ما این روزها از برخورد وحشیانه حکومت عربستان با شیعیان الصعدهء شمال یمن می شنویم دقیقا ما را به یاد برخورد صهیونیستها با مسلمانان غزه و لبنان می اندازد یعنی روش کشتار غیر نظامیان در قبال شکستهای مفتضحانه از مدافعانی که هیچ چیز جز این را نمی خواهند که خود آنگونه که میخواهند بزیند و با مذهب خاص خود مستقل باشند و روی پای خود بایستند و مذهب عربی ساخته سلفی و وهابی را برای خود نمی پسندند!!

آیا این جرم است ؟ جرمی آنچنان بزرگ که بی محابا بر خانه وکاشانهء آنها تاخت وتاز شود و اهل وعیالشان بخاک وخون کشیده شود؟ اگر اسرائیل غاصب با خونخواری هر چه تمامتر بر بیگناهان غزه بعلت پایبندی شان به اسلام ناب و پس دادن درس مقاومت شان می تاخت!! اگر همین جنایتکاران لنان فهرمان را به خاطر همین دفاع از حریم دینشان مورد هجمه قرار میدادند آیا جای تعجب نیست که عربستانی های مدعی اسلام شیعیان صعده را به خاطر همان پایبندی هایشان مورد هجوم قرار میدهند وبا همان شیوهء مشت آهنین آنان وارد عمل میشوند؟ این نهایت بیگانگی از دین اسلام است این عین جمود وتحجر است که مسلم به روی برادر مسلم اش تیغ بکشد آنهم بخاطر اینکه عقیده ای مخالف او دارد ومیخواهد خود را از فقر واستعمار ودیکتاتوری و سکوت در برابر برادر کشی و جنایات دشمنان علیه برادران ما در دیگر نقاط نجات دهد.

به نظر میرسد کینهء شیعه و محبت عترت پیامبر و قرآن کریم در سینه این وهابیون منافق خیلی جوشان است که آنان این گونه شمشیر خشم بر دست گرفته و به کشتار غیر نظامیان روی آورده اند کینه ای که یک ادعا نیست اگر بگوییم که از معاویه وبنی امیه و معتصم و متوکل بنی العباسی به ارث برده اند . کینه ای که با پشتیبانی از رژیم لامذهب صدام و در جنگ شدید شهرهای بیدفاع ما گرفته تا بمباران های شیمیایی سردشت وحلبچه وعلیه رزمندگان حاضر در جبهه ها ادامه می یافت ، وتا همدستی و تجهیز و تشویق رژیم جلاد و کودک کش صهیونیستی در جنگ سی وسه روزه وبعده ها در جنگ بیست و دو روزه علیه حماس ادامه یافت خشم عربستان از حماس بیشتر بدان جهت بود که آنان چون شیعیان می جنگیدند ، محبت به امام حسین علیه السلام داشتند راه عزت مندانهء امیر المومنین را همان راه پیامبر میدانستند ومگر نه آنها مسلمان اند و پناه والتجایشان پیامبر اسلام است وقتی تاریخ اسلام مشحون است از فداکاریهای امیر المومنین و فرزندان پاکبازش چرا ارادت نسبت به آنها وپیروی خالصانه از آنها نتواند برای فلسطینیانی که تنها و در غربت و در محاصره می جنگند راهگشا نباشد ؟ التزام حماس به اسلام بدون تفاوت قائل شدن بین شیعه وسنی و ادامهء نبرد بخاطر اسلام سبب شکافته شدن هر چه بیشتر وجدایی میان اسلام عملی و اسلام ظاهری گردید > عملی که موجب گردید تا اسلام راستین در برابر دیدگان همهء مسلمین جلوهء خاصی بیابد و طلیعهء طلوع اسلام واقعی را نوید دهد. اکنون حکام فاجر وفاسق عربستان روز گارشان به مانند صهیونیستها  تیره وتار است چرا که اکنون شیعه وسنی جز به یک چیز نمی اندیشند احیای اسلام واقعی !!

و این عربستان را به عنوان پرده دار کعبه عصبانی میکند عربستان با خشونت و سرکوب والقاعده و طالبان و پولهای بی حساب وکتابی که در اقصی نقاط عالم برای رواج اسلام بی محتوا که اسلام را فقط دین بی مسئولیتی وجمود وتحجرنسبت به اسلام در دنیا معرفی کرده ، دیگر نمی تواند کاری از پیش ببرد. عربستانی که با آیین استعمار ساختهء وهابیت میخواست خود را داعیه دار وپیشتاز اسلام نشان دهد چون آیین وهابیت فقط اسمی از اسلام را همراه خود داشت بنابراین وقتی به ظهور دوبارهء شیعه واوج گیری نام امیر المومنین و فرزندانش بر خورد وقتی مقاومت ها وپیروزی ها را که باگذر از معبر راستین اسلام و اتکاء به جامعیت آنرا نصیب مسلمین می بیند باید هم عصبانی شد و به شیوه وحشیانه و چشم بسته جنگ بی رحمانه را علیه بی گناهان انجام دهد . وقتی عربستان در لبنان برای جلوگیری از پیروزی حزب الله این ترس را رواج میداد که حزب الله میخواهد ولایت فقیه را در لبنان حاکم گرداند ! و وقتی برای مقابله با حماس چاره ای ندید جز اینکه اسرائیل غاصب را در این راه پشتیبانی مادی نماید ! اینهمه ترس در وجود عربستان براستی چرا؟ ختم کلام اینکه جوهرهء واقعی اسلام در ولایت پذیر بودن مسلمین نهفته است این ولایت نه بمعنای عرفی آن بلکه به معنایی که در روایت سلسله الذهب  امام هشتم برای ما بیان میکند ورود به دژ وحصن امن خدا شرط و شروطی دارد از جمله پذیرفتن ولایت اهل بیت عصمت و طهارت و این یعنی وعدهء ظهور حتمی است و مهدی آل محمد منجی عدالت جهانی محقق کنندهء ارادهء خداوندی برای گسترش عدل و عدالت این آخرین فرزند رسول خدا از بین همین خاندان ظهور خواهد کرد و این راهی است که مسلمین به خصوص در منطقهء خاورمیانه ء عربی بر صحت آن بعد از پیروزیهای درخشان حزب الله و حماس وقوف یافته اند  آنچه شیعیان صعده بر آن دست یافته اند و عربستان را مستاصل و عصبانی نموده اند همان راهی است که امام معصوم به نیابت از پیامبر ختمی مرتبت  ترسیم نموده است . و عربستان عصبانی است وعصبانی تر نیز خواهد شد چرا که حالا بالید فکر جوابگویی جنایتهای بی رحمانه ای را که در پاکستان و افغانستان مرتکب شده و هم چنان آنرا ادامه میدهد را باید بکند آری عربستان میترسد وباید بترسد چرا که او دارد بدست خود زمان ظهور را نزدیک میکند ولی فکر میکند که دارد با آن مقابله میکند ولی هیهات ! او بیداری مسلمین مقاومت شان وحدت شان را میبیند! قدرت شا« را میبیند! جوهرهء ولایی شان را میبیند ! برای همین چهرهء واقعی و غیر اسلامی اش را نشان میدهد . عربستان آیندهء خویش را مبهم میبیند چرا که پیروان حقیقت پیروز مندان آینده اند و رقم زنندگان واقعی تاریخ وباید بود ودید که صبح بدمد دمیدنی تا عمق جان مستضعفان چنین باد وجز این مباد !! والسلام علی من التبع الهدی %