عاقبت عربستان ووهابیت !!
فاعتبروا یا اولی الابصار ، آری این شعار قرآنی بار دیگر تجلیات خود را در این عصر وزمانه نشان میدهد و این بار مخاطب آن کسی نیست جز علمای وهابی و پادشاهان سعودی که بر سرزمین وحی فرمانروایی ظالمانه دارند . متاسفانه حکومت مذهبی وخشن واختناق آمیز عربستان بطریقی ادامهء حیات را برای خود برگزیده و استدلالاتی را برای ادامهء حیات خویش برگزیده که با هیچ اصول دینی و انسانی سازگاری نداشته وندارد ، آنچه ما این روزها از برخورد وحشیانه حکومت عربستان با شیعیان الصعدهء شمال یمن می شنویم دقیقا ما را به یاد برخورد صهیونیستها با مسلمانان غزه و لبنان می اندازد یعنی روش کشتار غیر نظامیان در قبال شکستهای مفتضحانه از مدافعانی که هیچ چیز جز این را نمی خواهند که خود آنگونه که میخواهند بزیند و با مذهب خاص خود مستقل باشند و روی پای خود بایستند و مذهب عربی ساخته سلفی و وهابی را برای خود نمی پسندند!!
آیا این جرم است ؟ جرمی آنچنان بزرگ که بی محابا بر خانه وکاشانهء آنها تاخت وتاز شود و اهل وعیالشان بخاک وخون کشیده شود؟ اگر اسرائیل غاصب با خونخواری هر چه تمامتر بر بیگناهان غزه بعلت پایبندی شان به اسلام ناب و پس دادن درس مقاومت شان می تاخت!! اگر همین جنایتکاران لنان فهرمان را به خاطر همین دفاع از حریم دینشان مورد هجمه قرار میدادند آیا جای تعجب نیست که عربستانی های مدعی اسلام شیعیان صعده را به خاطر همان پایبندی هایشان مورد هجوم قرار میدهند وبا همان شیوهء مشت آهنین آنان وارد عمل میشوند؟ این نهایت بیگانگی از دین اسلام است این عین جمود وتحجر است که مسلم به روی برادر مسلم اش تیغ بکشد آنهم بخاطر اینکه عقیده ای مخالف او دارد ومیخواهد خود را از فقر واستعمار ودیکتاتوری و سکوت در برابر برادر کشی و جنایات دشمنان علیه برادران ما در دیگر نقاط نجات دهد.
به نظر میرسد کینهء شیعه و محبت عترت پیامبر و قرآن کریم در سینه این وهابیون منافق خیلی جوشان است که آنان این گونه شمشیر خشم بر دست گرفته و به کشتار غیر نظامیان روی آورده اند کینه ای که یک ادعا نیست اگر بگوییم که از معاویه وبنی امیه و معتصم و متوکل بنی العباسی به ارث برده اند . کینه ای که با پشتیبانی از رژیم لامذهب صدام و در جنگ شدید شهرهای بیدفاع ما گرفته تا بمباران های شیمیایی سردشت وحلبچه وعلیه رزمندگان حاضر در جبهه ها ادامه می یافت ، وتا همدستی و تجهیز و تشویق رژیم جلاد و کودک کش صهیونیستی در جنگ سی وسه روزه وبعده ها در جنگ بیست و دو روزه علیه حماس ادامه یافت خشم عربستان از حماس بیشتر بدان جهت بود که آنان چون شیعیان می جنگیدند ، محبت به امام حسین علیه السلام داشتند راه عزت مندانهء امیر المومنین را همان راه پیامبر میدانستند ومگر نه آنها مسلمان اند و پناه والتجایشان پیامبر اسلام است وقتی تاریخ اسلام مشحون است از فداکاریهای امیر المومنین و فرزندان پاکبازش چرا ارادت نسبت به آنها وپیروی خالصانه از آنها نتواند برای فلسطینیانی که تنها و در غربت و در محاصره می جنگند راهگشا نباشد ؟ التزام حماس به اسلام بدون تفاوت قائل شدن بین شیعه وسنی و ادامهء نبرد بخاطر اسلام سبب شکافته شدن هر چه بیشتر وجدایی میان اسلام عملی و اسلام ظاهری گردید > عملی که موجب گردید تا اسلام راستین در برابر دیدگان همهء مسلمین جلوهء خاصی بیابد و طلیعهء طلوع اسلام واقعی را نوید دهد. اکنون حکام فاجر وفاسق عربستان روز گارشان به مانند صهیونیستها تیره وتار است چرا که اکنون شیعه وسنی جز به یک چیز نمی اندیشند احیای اسلام واقعی !!
و این عربستان را به عنوان پرده دار کعبه عصبانی میکند عربستان با خشونت و سرکوب والقاعده و طالبان و پولهای بی حساب وکتابی که در اقصی نقاط عالم برای رواج اسلام بی محتوا که اسلام را فقط دین بی مسئولیتی وجمود وتحجرنسبت به اسلام در دنیا معرفی کرده ، دیگر نمی تواند کاری از پیش ببرد. عربستانی که با آیین استعمار ساختهء وهابیت میخواست خود را داعیه دار وپیشتاز اسلام نشان دهد چون آیین وهابیت فقط اسمی از اسلام را همراه خود داشت بنابراین وقتی به ظهور دوبارهء شیعه واوج گیری نام امیر المومنین و فرزندانش بر خورد وقتی مقاومت ها وپیروزی ها را که باگذر از معبر راستین اسلام و اتکاء به جامعیت آنرا نصیب مسلمین می بیند باید هم عصبانی شد و به شیوه وحشیانه و چشم بسته جنگ بی رحمانه را علیه بی گناهان انجام دهد . وقتی عربستان در لبنان برای جلوگیری از پیروزی حزب الله این ترس را رواج میداد که حزب الله میخواهد ولایت فقیه را در لبنان حاکم گرداند ! و وقتی برای مقابله با حماس چاره ای ندید جز اینکه اسرائیل غاصب را در این راه پشتیبانی مادی نماید ! اینهمه ترس در وجود عربستان براستی چرا؟ ختم کلام اینکه جوهرهء واقعی اسلام در ولایت پذیر بودن مسلمین نهفته است این ولایت نه بمعنای عرفی آن بلکه به معنایی که در روایت سلسله الذهب امام هشتم برای ما بیان میکند ورود به دژ وحصن امن خدا شرط و شروطی دارد از جمله پذیرفتن ولایت اهل بیت عصمت و طهارت و این یعنی وعدهء ظهور حتمی است و مهدی آل محمد منجی عدالت جهانی محقق کنندهء ارادهء خداوندی برای گسترش عدل و عدالت این آخرین فرزند رسول خدا از بین همین خاندان ظهور خواهد کرد و این راهی است که مسلمین به خصوص در منطقهء خاورمیانه ء عربی بر صحت آن بعد از پیروزیهای درخشان حزب الله و حماس وقوف یافته اند آنچه شیعیان صعده بر آن دست یافته اند و عربستان را مستاصل و عصبانی نموده اند همان راهی است که امام معصوم به نیابت از پیامبر ختمی مرتبت ترسیم نموده است . و عربستان عصبانی است وعصبانی تر نیز خواهد شد چرا که حالا بالید فکر جوابگویی جنایتهای بی رحمانه ای را که در پاکستان و افغانستان مرتکب شده و هم چنان آنرا ادامه میدهد را باید بکند آری عربستان میترسد وباید بترسد چرا که او دارد بدست خود زمان ظهور را نزدیک میکند ولی فکر میکند که دارد با آن مقابله میکند ولی هیهات ! او بیداری مسلمین مقاومت شان وحدت شان را میبیند! قدرت شا« را میبیند! جوهرهء ولایی شان را میبیند ! برای همین چهرهء واقعی و غیر اسلامی اش را نشان میدهد . عربستان آیندهء خویش را مبهم میبیند چرا که پیروان حقیقت پیروز مندان آینده اند و رقم زنندگان واقعی تاریخ وباید بود ودید که صبح بدمد دمیدنی تا عمق جان مستضعفان چنین باد وجز این مباد !! والسلام علی من التبع الهدی %
علی اکبر باقری ارومی ، کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر