هوالحق المبین
انتخاب در پیش روی : واقعیت یا مصلحت کدامیک
دهمین دورهء انتخابات ریاست جمهوری در راه است و سرانجام اصلاح طلبان با دو کاندیدا در صحنه حضور خواهند داشت که عبارتند از مهدی کروبی ومهندس میرحسین موسوی بعد از چند کاندیدایی بودن اصلاح طلبان در دورهء نهم اکنون وقتی اردوگاه اصلاح طلبان با دو پاره شدن جهت گیریهای سیاسی این بار با متفاوت بودن سلیقه هایشان پا به میدان این رقابت گذاردند مشخص است که هنوز آنها بر سر یک موضوع اساسی واصلی بتوافق نرسیده اند و آن ارایه ء تعریف مشخص ومعین از لفظ اصلاحات و ارایه ء راهبرد وکاربرد معین از اصلاحات بدور از خود محوری و کیش شخصیت درونی طرفداران آن میباشد که این نیاز جبهه ء اصلاحات را به اصلاح از درون خود نیازمندتر میکند تا ایجاد وترویج روحیه ء اصلاح طلبی در جامعه !!
برای این منظور اشخاصی که الان داعییه ء رهبری و اصلاح طلبی در جامعه را دارند باید به تبیین و تعریف روشن تر و قاطع تر وبدور از افراط و تفریط از حاکمیت دوران اصلاحات بپردازند . اگر نیاز به این است که از غملکرد خویش به پیشگاه ملت عذر خواهی نمایند این کار را انجام دهند اگر نیاز به این است که مفاهیم اصلاحات از نو تبیین وتدوین ارایه شود چه اشکالی دارد این کار را انجام دهند . ولی در دوحال نیاز به شجاعتی در طرفداران آن احساس میشود که با انجام چنین کاری میتوانند اعتماد به نفس لازم را در جبهه ء
اصلاح طلبان و از نو مسیر حرکت را تعیین نمایند .
از شواهد موجود و جابجایی های اخیر در درون آن مشخص میشود که چنین چیزی محال است واین امر تا بوقع نپیوندد مسلم است که در درون این جبهه حرکت رو به جلویی صورت نخواهد پذیرفت . برای اثبات این موضوع و راکد ماندن حیات جبههء اصلاحات ما بهتر آن میبینیم که روند طپش این جبهه را از سال 1376 تا
سال 1384 مرور نماییم الف : همزمان با پیروزی جبهه ء اصلاحات تحقق شعار جامعه مدنی در راس امور دولت قرار میگیرد . ب : حذف عناصر جناح راست و خدمتگزار دولتهای پیشین بی توجه به صداقت آنان در ارایه خدمت به ملت و با معیار خطرناک اگر با ما نیستی پس بر مایی !! علیرغم شعارهای جامعه ء مدنی و برابریهای ملی در استیفای حقوق سیاسی واجتماعی در سطح وسیعی انجام میپذیرد
پ : حمله به دولت قبل و خدمات معقول انجام شده به توسط جناب آقای هاشمی رفسنجانی که در شکل وسیعی انجام میپذیرد و پرژ ه هایی مانند مرد سرخ پوش ومرد سیاه پوش ودیگر پروپ ه های رنگی به توسط روشن فکرانی به اجرا در می آید که خود را نه تنها مدعی انقلاب بلکه مدعی اسلام نیز میدانند .
ت : حمله به مقدسات دینی وشیعی بطوریکه مرحوم آیت الله مشکینی رضوان الله تعالی علیه می فرمایند در هیچ دوره ای اینقدر به اسلام ومبانی آن توهین وهتاکی نشده بود
ث : ترویج سکولاریسم وبی ارزش جلوه دادن ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس بطوریکه اصلاحات دست آوردی به مراتب برزگتر از همه چیز جلوه داده میشد
ج : حمله به ولایت فقیه بعنوان محوری ترین اصل قانون اساسی در تعارض با سکولاریسم وطنی وسعی در تحقق جدایی دین از سیاست بخصوص شخص حضرت امام خمینی ( ره ) که در نهایت وقاحت ایشان را می خواستند به موزهء تاریخ بسپارند !!
چ : طرح نا آرامیهای اجتماعی برای از پای در آوردن انقلاب اسلامی که اوج آن در هجدهم تیرماه 1378 بود که با حضور ملت ایران این توطئه خنثی گردید لازم بذکر است در این راه از تمام ناراضیان از نظام اعم از سابقه دارها وفواحش و اراذل و اوباش تحت پوشش شعار" ما همه ایرانی هستیم " باضافهء لیبرالها وسلطنت طلبان و ملی گرایان بطور کامل استفاده گردید که ناموفق بود.
ح : وسرانجام پروژه ء هر نه روز یک بحران که از طرف آقای خاتمی عنوان گردید در حالیکه این به نوعی توپ را در میدان نظام انداختن بود چرا که این در واقع استراتژی اصلاح طلبان بود که میخواستند با ایجاد بحران برای نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی آنرا نا کار آمد جلوه داده و از نظر مردم بیاندازند
خ : و هزاران مورد از اعمالی که در واقع بازی با حیثیت نظام جمهوری اسلامی بود واین در واقع وارونه بودن نام آنان را برای ملت آگاه و هوشیار ایران عیان ومشخص میکرد یعنی آنان در واقع افساد طلبان به معنای واقعی بودند که خود را زیر نقاب اصلاح طلبی پنهان نموده بودند واین برای همه مشخص بود .
حال سئوال ما از سران اصلاح طلب و کسانی که بهر حال ممکن است نیت خالصی در وجو.دشان داشته واز افراط گریها وجزم اندیشی ها نسبت به اصول مترقی انقلاب اسلامی تبری جسته اند این است که موضع شان راجع به آنچه در دورهء باصطلاح اصلاحات این انقلاب را مورد تهدید قرار داد چیست؟ آیا واقعا وقت آن نرسیده که ما دست از رخنه در صفوف مستحکم ملی برداریم ؟
آیا وقت آن نرسیده که در جبهه ء اصلاح طلبان تعقل و خرد ورزی حاکم گردد . آیا باید همچنان اصلاح طلبان با کوبیدن بر طبل اصلاحات واصرار برتعارض با اصول انقلاب اسلامی وقت وعمر نظام ارزشمند جمهوری اسلامی ایران را به بازی بگیرند ؟
آیا کاندیداهای محترم جبهه ء اصلاحات نمی خواهند به اشتباهات خود در این باره اعتراف کنند و جالب است که هنوز هم موضع گیریهای غالب در جبهه مورد نظر دارای همان جزمیتی است که مردم رااز آنها دور کرد
این جزمیتها چه سودی به حال جبهه ئ اصلاحات دارد؟ سئوال من از مهندس میرحسین موسوی این است که آیا شما واقعا اگر برای احیای جنبش اصلاحات آمده اید آیا آنرا در ایجاد تعارض با انقلاب اسلامی میدانید و یا نه قصد آن دارید که در مسیر انقلاب اسلامی حرکت جدید سیاسی خود را آغاز کنید؟ اگر منظور دوم مد نظر شماست بدیهی است باید برداشت مستقل و آرمنانی وشفاف خود را از آن ارایه نمایید ارتباط آنرا با ارکان حیاتی انقلاب اسلامی امثال ولایت فقیه قانون اساسی و دولتهای خادم آن در گذشته وحال مشخص نمائید .
ما از شما وآقای کروبی مجدانه شفافیت حقیقت و تبیین مفاهیم اصلاحات را بطور واقعی خواهانیم چنین باد وجز این مباد .
والسلام علینا وعلی عباد الله الصالحین علی اکبر باقری ارومی (س . قطره )