لب کلام

 تا شما برادر صالح عزیز همان مطلب انتقاد پذیری از خود واصلاح طلبان را دارید توجیهات شما ادامه خواهد داشت اگر خاتمی میبود فلان میشد حال که خاتمی نیست همه مشکلات تقصیر احمدی نژاد است ومقام معظم رهبری همه دولتها را تایید میکردند وغیره !! برادر من توجیهات شما به هیچ روی پذیرفتنی نیست چرا که مقام معظم رهبری تخریب دولت فعلی را حرام دانسته اند  تعلیقات را همه میدانند وجود داشته ولی شما قبول نمی کنید مساله علم اتم چیزی نیست که یک روزه به دست آمده باشد ولی کسانی که میترسیدند اگر ایران به آن دست پیدا کند  همه در اردوی اصلاح طلبان بوده اند هر چند شما از اساس حتی مستندترین استنادات را هم قبول ندارید مشکل فکر میکنم به همان عدم اصلاح پذیری درونی شما بازگشت میکند که خود را مطلق همه خوبی ها واصولگرایان عین بدی میدانید  برادر من اگر آقای خاتمی حداقل یک عکس العمل نسبت به هتاکین به اسلام نشان میداد ودر مقابل آنها سکوت نمی کرد دوباره روی به افراطیونی که تنها به پوسته ای از اسلام بسنده نموده اند نمی کرد گفتم که مشکل همان است که گفتم اگر شما توبه را در اسلام بطور کامل میشناختید می دانستید که انسان کامل نیست بلکه در مسیر تکامل است والسلام نمی خواهم شما را قانع کنم ولی باز امیدوارم بیطرفانه به همهء مسائل بنگرید وبعد این بحث را ادامه دهیم  فعلا کفایت بحث !!

گفتگویی با دوستان وبلاگی ام

                                          گفتگویی با دوستان وبلاگی ام

 مطلبی که این جانب در ارتباط با اصلاح طلبان نوشتم و سئوالاتی را از آنان در ارتباط با عملکردشان در طی هشت ساله دوران ریاست شان مطرح نموده ام  بعضی از دوستان وبلاگی مرا خوش نیامده و آنها خوبی های انجام نشده توسط اصلاح طلبان را با بدیهای احمدی نژاد عزیز ما مقایسه کرده اند !! برادران عزیز باقری ارومی آدم دیروز وامروز نیست که بگوئید مطلب از فلانجا آورده و در وبلاگش گذاشته است من افتخار میکنم که حدود چهارده سال است که بعنوان یک امه نگار با اکثر روزنامه ها ونشریات ارزشی واصولگرا همکاری داشته ام .

من اگر الان وبلاگ دارم ومطالبم را در اینجا درج میکنم به خاطر به روزشدن ارایهء مطالبم هست که به وبلاگ نویسی رو آورده ام وقصدم ایجاد تعامل هرچه بیشتر با جوانان می باشد که به مانند فرزندانم میباشند  و قصد دارم تا غبار از زروی حقایق بر گیرم و واقعیتها را روشن سازم .

برادران عزیزم واحتمالا خواهران گرامی آنطور که من برداشت نموده ام شما اصلا گویا با دقت مطلب بنده را مطالعه نکرده اید سئوال و در خواست بنده از اصلاح طلبان مقدماتی داشت که آن عبارت بود از اینکه :

الف : اصلاح طلبان چرا راه هتاکی بر اسلام را باز نمودند و مقدسات مردم را به بازی گرفتند؟

ب :   عملکرد اصلاح طلبان در رابطه با مساله ء انرژی هسته ای چه توجیه دفاعی ای دارد در حالیکه اکثر این اصلاح طلبان به نفی منافع انرژی هسته ای پرداخته و چون مملکت ما را دارای منابع بی پایان نفت میدیدند آنرا مایهء دردسر و زحمت افزا برای ملت میدانستند سئوال من این است آیا حافظهء دوستان من یاری نمی کند که بدانند در زمان کدام دولت تمامی فعالیتهای هسته ای ما تعطیل شد؟ در زمان دولت آقای خاتمی نبود که دولتهای اروپایی هرچه میگفتند ما میگفتیم چشم و قفل تعلیق بر فعالیتهای هسته ای کشورمان می زدیم

 آیا این پیشرفتهای هسته ای سه سال اخیر با آن تعلیقات پارادوکس ذهنی ایجاد نمی کند ؟ یک مقدار حافظهء

تاریخی خود را نباید به کار بیاندازیم ؟

ج : آیا پیشرفتهای علمی اخیر وپرتاب ماهواره و پیشرفتهای شگفت انگیز علوم پزشکی در دوران خاتمی صورت گرفته و ناگهان آقای احمدی نژاد آنها را به حساب خود واریز کرده است ؟

ح : برادران من کی در زمان اقای خاتمی زمستان 25 درجه زیر صفر وبیشتر را داشتیم آیا این انصاف کردن است  یا جوانی نمودن وخود را بفراموشی زدن ؟ آیا در زمان آقای خاتمی ترکمنستان صدور گاز را به ایران قطع کرد ؟ آیا در زمان آقای خاتمی آب پشت سدها اینقدر کم شده بود که دولت ایشان مجبور به سهمیه بندی مصرف برق شود؟ بار دیگر به سابقهء ذهنی وحافظهء تاریخی تان ارجاع میدهم زمان آقای خاتمی و سهمیه بندی و قطع ووصل گاها تا حدود ده ساعته ء آب را یادتان هست ؟ برادران من قهر طبیعت را نه به حساب خاتمی بگذاریم و نه به حساب احمدی نژاد!! به حساب نفوس خودمان وغفلت هایمان از خدا بگذاریم  و ازخدا بخواهیم که این سختی ها را به آسانی ها تبدیل کند . ویادمان نرود که این یقینیات در دوران خاتمی اصلا مورد شک بود و به انها اهمیت داده نمیشد !! یادتان نرود سروش و شکیات دینی وی و تئوری سازیهای وی برای اصلاحات که می خواست رهبریت یک انقلاب سکولاری را بر عهده گیرد حافظه خود را بکار اندازید و نظرات اصلاح طلبان را راجع به دین ودیانت و جوانان هیاتی مرور کنید !! نظر آنان را راجع به معشیت مردم مرور کنید که آنان را قابلمه دستان درصف و اینکه اگر مرگ موش هم بدهیم مردم صف میکشند!!

دوستان جوان من فقط یک نکتهء دیگر میگویم ورفع تصدیع از اوقات گرانقدر شما حضرت امیر المومنین علی علیه السلام میفرمایند : " معیار شناخت حق از باطل را حقیقت قرار دهید نه شخصیت ها " ان به شما از من حقیر از جانب مولای صدیقان وصیت که هیچگاه یک شخصیت را برای خود معیار شناخت حقیقت قرار ندهید ابتدا حقیقت را بشناسید و بعد با شناخت معیار حقیقت شخصیت ها را مورد ارزیابی قرار دهید .

خلاصه اینکه با معیار وملاک مشخص ومعین وارد عرصهء شناخت آدمها شوید در مملکت ما این معیار  ولایت فقیه است وما باید بخود ببالیم که این مشخصه برای ما وجود دارد وخیال ما را راحت میکند ای جوانان عزیز تمسک شما به حقیقت میتواند آیندهء شما را شفاف تر نماید این معیار که باشد شما صراط مستقیم الهی را یافته و به حبل االه بیشتر ومحکم تر چنگ خواهید زد . این جملات را برای این گفتم که بدانید احمدی نژادها تا زمانی که بر اصول گرایی و تحقق آرمانهای حضرت امام در ضل رهبری ولایت فقیه مصر است مردم را پشتیبان خویش دارد واینها هنر سیاست مداران اصولگراست واین بمعنای تایید مطلق ایشان نیست . معیار و ملاک و راهنما داشتن مسلمانان را از شخصیت پرستی مبرا کرده وآنان را با شاخصه حقیقت و واقعیت مایهء سلامت جامعه قرار میدهد . انشاء الله با این معیارها بیشتر وبیشتر آشنا شوید  

انتخاب در پیش روی واقعیت یا مصلحت کدامیک؟؟

 

هوالحق المبین

انتخاب در پیش روی  :  واقعیت یا مصلحت کدامیک                                          

 

 دهمین دورهء انتخابات ریاست جمهوری در راه است و سرانجام اصلاح طلبان با دو کاندیدا در صحنه حضور خواهند داشت که عبارتند از مهدی کروبی ومهندس میرحسین موسوی  بعد از چند کاندیدایی بودن اصلاح طلبان در دورهء نهم  اکنون وقتی اردوگاه اصلاح طلبان با دو پاره شدن جهت گیریهای سیاسی این بار با متفاوت بودن سلیقه هایشان پا به میدان این رقابت گذاردند مشخص است که هنوز آنها بر سر یک موضوع اساسی واصلی بتوافق نرسیده اند  و آن ارایه ء تعریف مشخص ومعین از لفظ اصلاحات و ارایه ء راهبرد وکاربرد معین از اصلاحات بدور از خود محوری و کیش شخصیت درونی طرفداران آن میباشد که این نیاز جبهه ء اصلاحات را به اصلاح از درون خود نیازمندتر میکند تا ایجاد وترویج روحیه ء اصلاح طلبی در جامعه !!

برای این منظور اشخاصی که الان داعییه ء رهبری و اصلاح طلبی در جامعه را دارند باید به تبیین و تعریف روشن تر و قاطع تر وبدور از افراط و تفریط از حاکمیت دوران اصلاحات بپردازند . اگر نیاز به این است که از غملکرد خویش به پیشگاه ملت عذر خواهی نمایند این کار را انجام دهند اگر نیاز به این است که مفاهیم اصلاحات از نو تبیین وتدوین ارایه شود چه اشکالی دارد این کار را انجام دهند  . ولی در دوحال نیاز به شجاعتی در طرفداران آن احساس میشود که با انجام چنین کاری میتوانند اعتماد به نفس لازم را در جبهه ء

اصلاح  طلبان و از نو مسیر حرکت را تعیین نمایند .

از شواهد موجود و جابجایی های اخیر در درون آن مشخص میشود که چنین چیزی محال است واین امر تا بوقع نپیوندد مسلم است که در درون این جبهه حرکت رو به جلویی صورت نخواهد پذیرفت  . برای اثبات این موضوع و راکد ماندن حیات جبههء اصلاحات ما بهتر آن میبینیم که روند طپش این جبهه را از سال 1376 تا

سال 1384 مرور نماییم  الف :  همزمان با پیروزی جبهه ء اصلاحات تحقق شعار جامعه مدنی در راس امور دولت قرار میگیرد .   ب : حذف عناصر جناح راست و خدمتگزار دولتهای پیشین بی توجه به صداقت آنان در ارایه خدمت به ملت و با معیار خطرناک اگر با ما نیستی پس بر مایی !! علیرغم شعارهای جامعه ء مدنی و برابریهای ملی در استیفای حقوق سیاسی واجتماعی در سطح وسیعی انجام میپذیرد

  پ : حمله به دولت قبل و خدمات معقول انجام شده به توسط  جناب آقای هاشمی رفسنجانی که در شکل وسیعی انجام میپذیرد و پرژ ه هایی مانند مرد سرخ پوش ومرد سیاه پوش ودیگر پروپ ه های رنگی به توسط روشن فکرانی به اجرا در می آید که خود را نه تنها مدعی انقلاب بلکه مدعی اسلام نیز میدانند .

ت :  حمله به مقدسات دینی وشیعی بطوریکه مرحوم آیت الله مشکینی رضوان الله تعالی علیه می فرمایند در هیچ دوره ای اینقدر به اسلام ومبانی آن توهین وهتاکی نشده بود  

ث : ترویج سکولاریسم وبی ارزش جلوه دادن ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس بطوریکه اصلاحات دست آوردی به مراتب برزگتر از همه چیز جلوه داده میشد     

ج  :  حمله به ولایت فقیه بعنوان محوری ترین اصل قانون اساسی در تعارض با سکولاریسم وطنی وسعی در تحقق جدایی دین از سیاست بخصوص شخص حضرت امام خمینی ( ره ) که در نهایت وقاحت ایشان را می خواستند به موزهء تاریخ بسپارند !!

چ : طرح نا آرامیهای اجتماعی برای از پای در آوردن انقلاب اسلامی که اوج آن در هجدهم تیرماه 1378 بود که با حضور ملت ایران این توطئه خنثی گردید لازم بذکر است در این راه از تمام ناراضیان از نظام اعم از سابقه دارها  وفواحش و اراذل و اوباش تحت پوشش شعار" ما همه ایرانی هستیم " باضافهء لیبرالها وسلطنت طلبان و ملی گرایان بطور کامل استفاده گردید که ناموفق بود.

ح : وسرانجام پروژه ء  هر نه روز یک بحران که از طرف آقای خاتمی  عنوان گردید در حالیکه این به نوعی توپ را در میدان نظام انداختن بود چرا که این در واقع استراتژی اصلاح طلبان بود که میخواستند با ایجاد بحران برای نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی آنرا نا کار آمد جلوه داده و از نظر مردم بیاندازند

خ : و هزاران مورد از اعمالی که در واقع بازی با حیثیت نظام جمهوری اسلامی بود واین در واقع وارونه بودن نام آنان را برای ملت آگاه و هوشیار ایران عیان ومشخص میکرد یعنی آنان در واقع افساد طلبان به معنای واقعی بودند که خود را زیر نقاب اصلاح طلبی پنهان نموده بودند واین برای همه مشخص بود .

حال سئوال ما از سران اصلاح طلب و کسانی که بهر حال ممکن است نیت خالصی در وجو.دشان داشته واز افراط گریها وجزم اندیشی ها نسبت به اصول مترقی انقلاب اسلامی تبری جسته اند این است که موضع شان راجع به آنچه در دورهء باصطلاح اصلاحات این انقلاب را مورد تهدید قرار داد چیست؟ آیا واقعا وقت آن نرسیده که ما دست از رخنه در صفوف مستحکم ملی برداریم ؟

آیا وقت آن نرسیده که در جبهه ء اصلاح طلبان تعقل و خرد ورزی حاکم گردد . آیا باید همچنان اصلاح طلبان با کوبیدن بر طبل اصلاحات واصرار برتعارض با اصول انقلاب اسلامی وقت وعمر نظام ارزشمند جمهوری اسلامی ایران را به بازی بگیرند ؟

آیا کاندیداهای محترم جبهه ء اصلاحات نمی خواهند به اشتباهات خود در این باره اعتراف کنند و جالب است که هنوز هم موضع گیریهای غالب در جبهه مورد نظر دارای همان جزمیتی است که مردم رااز آنها دور کرد

این جزمیتها چه سودی به حال جبهه ئ اصلاحات دارد؟ سئوال من از مهندس میرحسین موسوی این است که آیا شما واقعا اگر برای احیای جنبش اصلاحات آمده اید آیا آنرا در ایجاد تعارض با انقلاب اسلامی میدانید و یا نه قصد آن دارید که در مسیر انقلاب اسلامی حرکت جدید سیاسی خود را آغاز کنید؟ اگر منظور دوم مد نظر شماست بدیهی است باید برداشت مستقل و آرمنانی وشفاف خود را از آن ارایه نمایید ارتباط آنرا با ارکان حیاتی انقلاب اسلامی امثال ولایت فقیه قانون اساسی و دولتهای خادم آن در گذشته وحال مشخص نمائید .

 ما از شما وآقای کروبی مجدانه شفافیت  حقیقت و تبیین مفاهیم اصلاحات را بطور واقعی خواهانیم چنین باد وجز این مباد .                          

والسلام علینا وعلی عباد الله الصالحین علی اکبر باقری ارومی (س . قطره )          

بخاطر شهید آوینی

                                                                                                                                                        

به خاطر شهید آوینی

چه سرودی بسرایم در فقدان شهیدی از قافلهء هنر آنکه هنر را پیوند زد به سرزمین نور و خورشید  سرزمین سروهای سبز ونخل های بلند قامتی که از استواری ها برای بشر حکایسيد شهيدان اهل قلم شهيد سيدمرتضي آوينيت داشت .

اهل طرح نو در انداختن بود اهل رهایی از کلیشه ها  نو آفرینی در وجودش موج میزد وهمین نو آوربودن برای خیلی ها پذیرفتنی نبود . همیشه روزگار غادت دارد که از سخن نو زیاد خوشش نی آید چون عادت به ماندن و دریک خط راحت حرکت کردن برای خیلی ها که سنت شکنی را برنمی تابند وخیلی از چیزها را عینهو راحت الحلقوم در دهان  میخواهند  خیلی بهتر از خلاف جریان شنا کردن است . این امر به خصوص

در مقولهء فرهنگ وهنر از ظرافت وحساسیت خاصی برخورداربود و اوینی پیشتاز این فعالیتها بود آوینی پرورده شد]ء مکتب امام خمینی ودر سایه سار معرفت امام رشد ونمو خویش را آغاز کرد وسرانجامش نیز همانی شد که امام در پیام خویش برای هنرمندان بر تداوم آن تاکید کرده بودند وآن نبود جز پویندگی راه درخشان شهیدان !

آوینی مهم ترین خصیصه اش که موجب ماندگاری نام اوشد اعتقاد راسخ به ایجاد یک انقلاب اسلامی هنری در زمینهء شکوفایی هنری بودکه برداشتهای التقاطی وآمیخته با فرهنگ غربی ولیبرالیستی آنرا به بیراهه برده بود و آوینی مهمترین راه برای پیرایش هنر از وجود زوائد را طراحی مبانی اسلامی برای آن میسدانست

برای همین بود که آوینی بیشتر کتابهایی که نگاشت در حول محور همین موضوع بود که محتوای آن کتابها پیوند دهندهء راه انقلاب اسلامی  با هنر وبالاخص هنرسینما میباشد. وی با درک این موضوع  تنها راه تثبیت نظریات امام عارفان خمینی کبیر را عملی کردن نظریات ایشان دانست  وبا این کار بطور عینی خود را مصداق کامل نظریات ایشان نمود چنانچه شهادت او نیز آن نظریات را کاملا تایید نمود وفصلی شکوفا را در هنر انقلاب اسلامی برای هنرمندان مسلمان باز نمود .

هر چند متاسفانه بعد از شهادت او این نظریات تداوم نیافت  وبه خصوص حوزهء هنری سازمان تبلیغات اسلامی نتوانست خط مشی ترسیمی از جانب وی را ادامه دهد وکجراهه ای را برگزید که خسارت های زیادی

ببار آورد. ولی تک وتوک هنرمندانی هستند که در عرصهء هنر متعهد تلاش خواهند کرد تا راه شهید آوینی را به عنوان یک هنرمند برخوردار از مبانی انقلاب اسلامی در آثارش  ادامه دهند .

آوینی یک هنرمند آرمانگرا بود که در راه تححق آرمانهایش صرفا شعار نمیداد بلکه بهترین راه محقق کردن شعارهایش را در عمل میدانست . واین کار را با تولید آثار فاخری در زمینه سینمای مستند به انجام رسانید .

ماندگارهایی درخشان از قبیل روایت فتح خان گزیده ها خنجر و شقایق و بسیاری دیگر از آثاراو مبین حقیقت هنر متعهد است که هنوز دیدنی وبدون اغراق از کلاسهایی است که  میتوان درسهای بسیاری از آن کسب کردو حالا مائیم وراه ماندگار او که میخواست بنای نوینی برای هعنر انقلاب اسلامی بنا سازد وما در اینجا با او وخون پاک بر زمین ریخته شده اش پیمان میبندیم که این بنای رفیع را تا رفعت باقی مانده اش بسازیم و در این راه از شهیدان پاکبازی چون او مدد طلبیم . یادت پاینده وراهت ماندگار باد سید عزیز وبرزگوار ما

سرانجام غنچه ها شکوفایی است !!

                                                                                                                                                                                                                                                                

                                              یا علم الاسماء                   

 

                                 سرانجام غنچه ها شکوفایی است

 

 امروز روزی است که سالیان سال با افتخار از آن یاد خواهیم کرد روز شکوفا شدن غنچه ها غنچه هایی که دیگران طاقت روئیدن و شکوفا شدن ان را نداشتند . دشمنانی که همیشه سعی داشتند ملت ایسران را ملتی وابسته بخود نگه دارند ودر این راه از هیچ عملی دریغ نداشته وندارند .

امروز روزی است که شهدای ما بر آن لبخند میزنند  ونگاه پر شورشان به سمت خدا میچرخد واز او شکر گذاری میکنند . واقعا چه روز بزرگی است که خدا به آن روز افتخار میکند که بندگانش حق بندگی را در دانستن مرموزترین علوم ادا کردند وخدا رضایت دارد از اینکه این بندگان راستین وجوان که اورا میشناسند وبه مهر میستایند وبقدرتش واقفند ونفس خویش پرداخته اند علم را در ثریا هم اگر باشد به زیر می آورند و به بشر عرضه میدارند ودر هر کشفی وهر اختراعی حضور خدا را احساس میکنند و با هر کشف واختراعی خود را به خدایی که عقل را برتر از هرچیز آفریده نزدیک احساس میکند وصدالبته میداند که خدا حیا واخلاق را پیوسته به عقل افریده واگر موفقیتی هست همه به خاطر این است که دانشمندان جوان ما انسانهایی نجیب هستند که یادشان هم نخواهد رفت که از سربازان امام خمینی هستند که حالا در خدمت اعتلای انقلاب اسلامی هستند ودست پدرانهء مقام معظم رهبری حضرت آقا را بالا وپشت سر خویش احساس میکنند وبا یاد وتوکل برخدای عالم ودانا دروازه های بسته علم را یکی یکی میگشایند وبه راه پر افتخار خویش تا لقاء دوست ومحبوب ادامه میدهند. آری اینان خود را برای سربازی آقا امام زمان آماده میکنند تا فتوحات خویش را دربازگشایی رموزات علمی ادامه دهند واگر این زمان یک باب علم گشوده میشود در آن زمان هفتاد ودو باب علم گشوده خواهد شد الی ماشاء الله والله علی کل شئی مایشاء !!

امروز در نزد ملکوت خداوند وفرشتگان مقرب به عنوان روزی جدید به عنوان روزی نوتر ازنو ثبت میگردد تاانسان قدر ومنزلت خویش را بهتر بشناسد و بر آیهء فتبارک الله احسن الخالقین صحه بگذارد ورسم بندگی را جاری و پر رنگ و همرنگ صبغه الله نماید ان شاءالله دائما سرمدا عاجلا قریبا بظهور مولانا صاحب العصر والزمان آمین رب العالمین برحمتک یا ارحم الراحمین بحرمه محمد و آله الطاهرین   


هرگز نرود ز یادم

... هرگز نرود زیادم

  

 برای برزگداشت سی امین سالروز استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی                                                                 

                ================================================= 

هرگز از یادم نمیرود  هرگز آنهنگام که برخاستیم تا دست بکاری بزرگ بزنیم  درست چهل وهشت روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود چهلم شهدای پیروزی وما به امر امام امت آن پیر فرزانه آن مراد دوست داشتنی محبوب قلوب مسلمین وشیعیان ومقلدانی که از جان برای مرجع تقلیدشان مایه گذارده بودند میرفتیم تا فصلی دیگر را درتاریخ میهن اسلامی مان رقم زنیم .

جمهوري اسلامي ايران سحر روز دوازده فروردین همه برخاستیم تا رهبر کبیر انقلاب اسلامی را در بنای نظامی توانمند وپر قدرت بر پایهء اسلام ناب محمدی و قرآن واهل بیت یاری کنیم . چلهء شهدای پیروزی بود ونذر ما رای مثبت به اسلام و جمهوری برخاسته از آن بود وما بهار خویش را به بهار شهادت طلبان پیوند زدیم چه نیکو پیوندی !! ما میدانستیم سختی های این راه تا کجاست ما بر راه مراد خویش حسین بن علی مشتاقانه گام میزدیم واین بار پیر مان خمینی کبیر بود که خون را برشمشیر پیروز میدانست ومارا با همان شور وشوق بکاری برخوانده بود کارستان !! بسم الله ما هم حاضر بودیم وبر عهد خویش وفادار میدانستیم سختی های این راه تا به کجاست میدانستیم که برای زمینه سازی ظهور قطب عالم امکان باید چه فداکاری ها بنمائیم وراه آغاز شد از همان زمانی که دست بیعت به آن پیر فرزانه دادیم سختی ها آغاز شد وبر ما مسجل که این راه راهی بزرگ است راه بزرگی که خطراتی هولناتک در پیش روی دارد وکلید گذر از این خطرات همانا عشق بقرب پروردگاری است که انتخابش در وجود ماست و دردستان خود ما .پس هر که داشت هوای عشق مولا بسم الله روح خویش به حضرت احدیت سپرد وجان برکف گرفت و راهبرد وراه نمود وپایه های استقلال این ملک رادر عین آزادگِی برمبنای دین حقهء اسلام استوار نمود تا نمودی از جان برکفی ازادگان عالم را فدای راه وطریق ملایمان صاحب الزمان نماید.چنین شدکه خطرات بیشمار را پشت سر گذاردیم و فراز ونشیبهای را پشت سر گذاردیم واکنون سی امین سال خاطرات شیرین آن دوران را مرور مینمائیم . خاطراتی که اشک شوق را بر دیدگانمان می نشاند  خاطرات امام راحل عزیزمان خاطرات شهدای محبوبمان  خاطرات علمایی که پشت به پشت امام راحل ایستادند وبعد از ایشان مقام معظم رهبری را حمایت کردند یاد علمای به نزد معبود شتافته حضرات آیاـ گلپایگانی مرعشی نجفی  حق شناس معرفت فاضل لنکرانی ومجتهد تهرانی وایت الله مشکینی را گرامی میداریم ودر سی امین سالروز استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی به امام راحل و علمای مرحوم وشهدای همیشه زنده ه به خصوص هفتاد و دوتن شهدای هفتم تیر وشهدای دولت جمهوری اسلامی وشهدای گرانقدر حماسهء دفاع مقدس قول میدهیم که لحظه ای هم نگذاریم تا دشمنان بخود اجازهء تفکر استیلا طلبانه نسبت به سرزمین مقدس شهید  پرور ایران اسلامی را بدهند ما برپیمان خویش که در روز دوازده فروردین پنجاه وهشت با امام راحل خمینی کبیرهستیم وبوده ایم وخواهیم بود تا این نظام را تقدیم نظام عدل وعدالت مهدی موعود نمائیم انشاء الله تعالی

خدایا مرگ ما را شهادت درراهت وزیر لوای نبی ات ووصی او و وصی وصی او حضرت حجه بن الحسن العسگری مهدی موعود مقرربفرما آمین رب العالمین وبحرمه محمد واله الطاهرین .                 

آری سی سال پیش بود سری پور شور داشتیم خدا را با انقلاب دوباره شناخته بودیم انقلاب آیینه معرفت ما برخدا شده بود وما میدانستیم که انقلاب مسئولیتهای بیشتری از ما خواهد خواست مگر نه اینکه این انقلاب مردمی ترین انقلاب جهان بود ؟  مگر نه اینکه معجزهء بزرگ قرن بود ؟ مگر نه اینکه پایه های ان ملهم واستوار برپایه های انقلاب خونبار کربلا بود؟ مگر نه اینکه این انقلاب رضایت تمامی انبیاء و اولیاء را مد نظر داشت؟ پس حالا وقت پیمان بستن وتجدید عهد کردنی دوباره شده بود تا نشان دهیم که کیان این انقلاب را همیشه بر فرازها استوار نگاه خواهیم داشت وعلمداری خواهیم کرد وسحوری خواهیم خواند وهمیشه بیداری خودمان را در تاریخ فریاد خواهیم کرد. برای همیشه  وتحت لوای پرچم مقدس نظام جمهوری اسلامی ایران چنین باد وجز این مباد.    

 

بهار در بهار

انسان چون واجد نو آورِ وتحول زایی است این است که روحش همیشه نیازمند این تحول است و چون انسان موجودی نیمه مادی ونیمه اهورایی است بنابراین این موجود همواره از عطش بهاری برخوردار بوده و انتظارش همیشه برای بهار است چون فطرتش با بهار زاده شده است پس بیاییم فطرتمان را ازغفلتها دور نگه داریم و همواره ایینه باشیم بهر دیدن درون خودمان و درون وبیرونمان را یکی گردانیم چون ایینه ، زیبایی بهار به این است که بهار است نوشدن را در خود دارد بهار است چون نو است و نواست چون بهار است  وشوق انبوه بهاری ما مشتاقانه وهمواره انتظار بهار دیگری رامیکشد تا ما را همواره در اوج نگاه دارد وراه پرواز بالاتر از آن را هم نشانما دهد و معنای دیگر بهار در اینجا آشکار میشود هماره در اوج بودن ، همواره شوق پرواز داشتن همواره محبوب خدا ماندن فکر نمیکنم معنایی بهتر از این بتوان برای بهار یافت تا نظر خدا چه باشد که البته مسلم است که وقتی صحبت از محبوب یگانه میشود رمز ورود به عشق ومحبت ودلدادگی مطلق تغییر سمت وسو میدهد واین رمز دیگر بهار است در طریق عشق گام نهادن امیدوارم همواره بهاری باشید که این ابتدای راه است . والسلام

بهاران عمر

هم اکنون چهل وهشت بهار ازعمراعطایی پروردگار به این جانب گذشته است . 25 اسفند ماه سال گذشته وارد چهل ونهمین ان شدم و یکسال دیگر وارد پنجمین دهه ی عمرم خواهم شد  ولی مساله بسیار حساس وظریفی که به نظر خودم میرسد که آیا میتوانم در یک ارزیابی شتابزده به یک نتیجه ی منطقی راجع بوظایفم  درقبال خداوند برسم یا نه؟ یعنی بطور واضح ومبرهن اینکه آیا توانسته ام حق بندگی خداوند را ادا کنم و نسبت به زندگی خود واطرافیانم انطور که شایسته وبایسته است عمل نمایم و در سیر انسانی آنها بسوی خوشبختی نقشی را که برعهده داشته ام ایفا نمایم ؟ این سئوالات در چهار دههء گذشته از عمرم نیز برایم مطرح بوده و تا آخر عمر نیز یقینا خواهد بود که اگر غیر از این باشد ما باید آنگاهان نسبت به سیطرهء غفلت بر وجودمان هشیارانه تر عمل نمائیم . حالا هم هیچ فرقی ندارد با دهه ء دوم یا سوم زندگی ام باید با غفلت ها از خدا مبارزه کرد ویاد اورا همواره زنده نگه داشت . و انقدر به یاد اوبود که او را رفیق تر از هر کسی و نزدیکتر از همهء آنان بخود تصور نمایی!!

این چهل وهشت بهار از عمرم که گذشته سعی نموده ام از تمامی توانائیهای خدادای ام استفادهء بهینه نمایم و خدا را شکر میگویم که در این زمینه توانسته ام بوظایف خویش بطور حداقلی عمل نموده و غافلهء عمر گذران خویش را حداقل دارای هویت و اعتبار نمایم .

خدا را شکر میگویم بر قلمی که در دست دارم و با آن توانسته ام شخصیت بیابم نویسنده ای توانمند شوم و در مطبوعات بعنوان یک ادم اهل قلم شناخته شوم

خدا را سپاس میگویم از نعمت  وجود با برکت امام خمینی رحمت الله علیه که ثبات شخصیت خویش را وجلوهء آنرا مدیون این بزرگمرد و انقلاب کبیر اسلامی ایشان هستم

خدا را سپاس میگویم به نعمت رهبری بعد از ایشان حضرت آقایمان خامنه ای عزیز که راه وخط امام را به مانند ایینه برما انعکاس داد وسکان رهبری این انقلاب را بدست با کفایت خویش گرفت و آنرا به راههای نجات الهی رهنمون شد.

من از بیستمین بهار عمر همراه این انقلاب مقدس دوباره متولد شدم  واز ان ببعد سعی وافر نموده ام که راه خویش را از راه انبیاء و اولیاء دین جدا ننمایم آخر میدانید بگفتهء امام راحل تکلیف همهء ما را سیدالشهدا معلوم کرده بود!!

خاطرات این دوران را که از مبارزه با گروهکها گرفته  تا دوران دفاع مقدس و بعد از آ ن  واز دوران سازندگی و دوران باصطلاح اصلاحات و بالخره دوران رجعت از غفلت به مبانی انقلاب  تا دوران شکوفایی همه جانبه را هیچگاه از یاد نخواهم برد. من همیشه در زندگی خود وفرزندانم وتحت حمایت همسر دلسوز ومهربانم اموخته ام که با عشق بولایت زندگی کنم و در راه آن فداکاری نمایم و در این راه ناملایمتهاِ بسیارِی رانیز بجان بخرم  ولی از پیروی از آن دست برندارم . مفتخرم که خانواده ام بر این راهند واین همانا راه هدایت اصلی بشر است  .

 راه ما راهی است که با امید بظهور اقا ومولایمان حضرت ولی عصر روشنی دائمی یافته است و این روشنایی باذن الله تعالی هر روز جلوه بیشتری نیز خواهد یافت .

در آستانهء دههء پنجم از زندگی خویش پیمان میبندیم که بر این طریق بمانیم وبر آن بمیریم و کسب رضایت خدا بنمائیم که خداوند تبارک وتعالی خود بهترین گواهان در روز قیامت خواهد بود انشاالله تعالی / والسلام علی اکبر باقری ارومی ( س . قطره )