هم اکنون چهل وهشت بهار ازعمراعطایی پروردگار به این جانب گذشته است . 25 اسفند ماه سال گذشته وارد چهل ونهمین ان شدم و یکسال دیگر وارد پنجمین دهه ی عمرم خواهم شد  ولی مساله بسیار حساس وظریفی که به نظر خودم میرسد که آیا میتوانم در یک ارزیابی شتابزده به یک نتیجه ی منطقی راجع بوظایفم  درقبال خداوند برسم یا نه؟ یعنی بطور واضح ومبرهن اینکه آیا توانسته ام حق بندگی خداوند را ادا کنم و نسبت به زندگی خود واطرافیانم انطور که شایسته وبایسته است عمل نمایم و در سیر انسانی آنها بسوی خوشبختی نقشی را که برعهده داشته ام ایفا نمایم ؟ این سئوالات در چهار دههء گذشته از عمرم نیز برایم مطرح بوده و تا آخر عمر نیز یقینا خواهد بود که اگر غیر از این باشد ما باید آنگاهان نسبت به سیطرهء غفلت بر وجودمان هشیارانه تر عمل نمائیم . حالا هم هیچ فرقی ندارد با دهه ء دوم یا سوم زندگی ام باید با غفلت ها از خدا مبارزه کرد ویاد اورا همواره زنده نگه داشت . و انقدر به یاد اوبود که او را رفیق تر از هر کسی و نزدیکتر از همهء آنان بخود تصور نمایی!!

این چهل وهشت بهار از عمرم که گذشته سعی نموده ام از تمامی توانائیهای خدادای ام استفادهء بهینه نمایم و خدا را شکر میگویم که در این زمینه توانسته ام بوظایف خویش بطور حداقلی عمل نموده و غافلهء عمر گذران خویش را حداقل دارای هویت و اعتبار نمایم .

خدا را شکر میگویم بر قلمی که در دست دارم و با آن توانسته ام شخصیت بیابم نویسنده ای توانمند شوم و در مطبوعات بعنوان یک ادم اهل قلم شناخته شوم

خدا را سپاس میگویم از نعمت  وجود با برکت امام خمینی رحمت الله علیه که ثبات شخصیت خویش را وجلوهء آنرا مدیون این بزرگمرد و انقلاب کبیر اسلامی ایشان هستم

خدا را سپاس میگویم به نعمت رهبری بعد از ایشان حضرت آقایمان خامنه ای عزیز که راه وخط امام را به مانند ایینه برما انعکاس داد وسکان رهبری این انقلاب را بدست با کفایت خویش گرفت و آنرا به راههای نجات الهی رهنمون شد.

من از بیستمین بهار عمر همراه این انقلاب مقدس دوباره متولد شدم  واز ان ببعد سعی وافر نموده ام که راه خویش را از راه انبیاء و اولیاء دین جدا ننمایم آخر میدانید بگفتهء امام راحل تکلیف همهء ما را سیدالشهدا معلوم کرده بود!!

خاطرات این دوران را که از مبارزه با گروهکها گرفته  تا دوران دفاع مقدس و بعد از آ ن  واز دوران سازندگی و دوران باصطلاح اصلاحات و بالخره دوران رجعت از غفلت به مبانی انقلاب  تا دوران شکوفایی همه جانبه را هیچگاه از یاد نخواهم برد. من همیشه در زندگی خود وفرزندانم وتحت حمایت همسر دلسوز ومهربانم اموخته ام که با عشق بولایت زندگی کنم و در راه آن فداکاری نمایم و در این راه ناملایمتهاِ بسیارِی رانیز بجان بخرم  ولی از پیروی از آن دست برندارم . مفتخرم که خانواده ام بر این راهند واین همانا راه هدایت اصلی بشر است  .

 راه ما راهی است که با امید بظهور اقا ومولایمان حضرت ولی عصر روشنی دائمی یافته است و این روشنایی باذن الله تعالی هر روز جلوه بیشتری نیز خواهد یافت .

در آستانهء دههء پنجم از زندگی خویش پیمان میبندیم که بر این طریق بمانیم وبر آن بمیریم و کسب رضایت خدا بنمائیم که خداوند تبارک وتعالی خود بهترین گواهان در روز قیامت خواهد بود انشاالله تعالی / والسلام علی اکبر باقری ارومی ( س . قطره )