گفتگویی با دوستان وبلاگی ام

 مطلبی که این جانب در ارتباط با اصلاح طلبان نوشتم و سئوالاتی را از آنان در ارتباط با عملکردشان در طی هشت ساله دوران ریاست شان مطرح نموده ام  بعضی از دوستان وبلاگی مرا خوش نیامده و آنها خوبی های انجام نشده توسط اصلاح طلبان را با بدیهای احمدی نژاد عزیز ما مقایسه کرده اند !! برادران عزیز باقری ارومی آدم دیروز وامروز نیست که بگوئید مطلب از فلانجا آورده و در وبلاگش گذاشته است من افتخار میکنم که حدود چهارده سال است که بعنوان یک امه نگار با اکثر روزنامه ها ونشریات ارزشی واصولگرا همکاری داشته ام .

من اگر الان وبلاگ دارم ومطالبم را در اینجا درج میکنم به خاطر به روزشدن ارایهء مطالبم هست که به وبلاگ نویسی رو آورده ام وقصدم ایجاد تعامل هرچه بیشتر با جوانان می باشد که به مانند فرزندانم میباشند  و قصد دارم تا غبار از زروی حقایق بر گیرم و واقعیتها را روشن سازم .

برادران عزیزم واحتمالا خواهران گرامی آنطور که من برداشت نموده ام شما اصلا گویا با دقت مطلب بنده را مطالعه نکرده اید سئوال و در خواست بنده از اصلاح طلبان مقدماتی داشت که آن عبارت بود از اینکه :

الف : اصلاح طلبان چرا راه هتاکی بر اسلام را باز نمودند و مقدسات مردم را به بازی گرفتند؟

ب :   عملکرد اصلاح طلبان در رابطه با مساله ء انرژی هسته ای چه توجیه دفاعی ای دارد در حالیکه اکثر این اصلاح طلبان به نفی منافع انرژی هسته ای پرداخته و چون مملکت ما را دارای منابع بی پایان نفت میدیدند آنرا مایهء دردسر و زحمت افزا برای ملت میدانستند سئوال من این است آیا حافظهء دوستان من یاری نمی کند که بدانند در زمان کدام دولت تمامی فعالیتهای هسته ای ما تعطیل شد؟ در زمان دولت آقای خاتمی نبود که دولتهای اروپایی هرچه میگفتند ما میگفتیم چشم و قفل تعلیق بر فعالیتهای هسته ای کشورمان می زدیم

 آیا این پیشرفتهای هسته ای سه سال اخیر با آن تعلیقات پارادوکس ذهنی ایجاد نمی کند ؟ یک مقدار حافظهء

تاریخی خود را نباید به کار بیاندازیم ؟

ج : آیا پیشرفتهای علمی اخیر وپرتاب ماهواره و پیشرفتهای شگفت انگیز علوم پزشکی در دوران خاتمی صورت گرفته و ناگهان آقای احمدی نژاد آنها را به حساب خود واریز کرده است ؟

ح : برادران من کی در زمان اقای خاتمی زمستان 25 درجه زیر صفر وبیشتر را داشتیم آیا این انصاف کردن است  یا جوانی نمودن وخود را بفراموشی زدن ؟ آیا در زمان آقای خاتمی ترکمنستان صدور گاز را به ایران قطع کرد ؟ آیا در زمان آقای خاتمی آب پشت سدها اینقدر کم شده بود که دولت ایشان مجبور به سهمیه بندی مصرف برق شود؟ بار دیگر به سابقهء ذهنی وحافظهء تاریخی تان ارجاع میدهم زمان آقای خاتمی و سهمیه بندی و قطع ووصل گاها تا حدود ده ساعته ء آب را یادتان هست ؟ برادران من قهر طبیعت را نه به حساب خاتمی بگذاریم و نه به حساب احمدی نژاد!! به حساب نفوس خودمان وغفلت هایمان از خدا بگذاریم  و ازخدا بخواهیم که این سختی ها را به آسانی ها تبدیل کند . ویادمان نرود که این یقینیات در دوران خاتمی اصلا مورد شک بود و به انها اهمیت داده نمیشد !! یادتان نرود سروش و شکیات دینی وی و تئوری سازیهای وی برای اصلاحات که می خواست رهبریت یک انقلاب سکولاری را بر عهده گیرد حافظه خود را بکار اندازید و نظرات اصلاح طلبان را راجع به دین ودیانت و جوانان هیاتی مرور کنید !! نظر آنان را راجع به معشیت مردم مرور کنید که آنان را قابلمه دستان درصف و اینکه اگر مرگ موش هم بدهیم مردم صف میکشند!!

دوستان جوان من فقط یک نکتهء دیگر میگویم ورفع تصدیع از اوقات گرانقدر شما حضرت امیر المومنین علی علیه السلام میفرمایند : " معیار شناخت حق از باطل را حقیقت قرار دهید نه شخصیت ها " ان به شما از من حقیر از جانب مولای صدیقان وصیت که هیچگاه یک شخصیت را برای خود معیار شناخت حقیقت قرار ندهید ابتدا حقیقت را بشناسید و بعد با شناخت معیار حقیقت شخصیت ها را مورد ارزیابی قرار دهید .

خلاصه اینکه با معیار وملاک مشخص ومعین وارد عرصهء شناخت آدمها شوید در مملکت ما این معیار  ولایت فقیه است وما باید بخود ببالیم که این مشخصه برای ما وجود دارد وخیال ما را راحت میکند ای جوانان عزیز تمسک شما به حقیقت میتواند آیندهء شما را شفاف تر نماید این معیار که باشد شما صراط مستقیم الهی را یافته و به حبل االه بیشتر ومحکم تر چنگ خواهید زد . این جملات را برای این گفتم که بدانید احمدی نژادها تا زمانی که بر اصول گرایی و تحقق آرمانهای حضرت امام در ضل رهبری ولایت فقیه مصر است مردم را پشتیبان خویش دارد واینها هنر سیاست مداران اصولگراست واین بمعنای تایید مطلق ایشان نیست . معیار و ملاک و راهنما داشتن مسلمانان را از شخصیت پرستی مبرا کرده وآنان را با شاخصه حقیقت و واقعیت مایهء سلامت جامعه قرار میدهد . انشاء الله با این معیارها بیشتر وبیشتر آشنا شوید