چرا مصر این گونه است؟

 

 

چرا مصر این گونه است؟

 

 

این روزها مردم مجاهد وشهیدپرور غزه حال و روز خوشی ندارند. البته این از لطف و

 

عنایات هیچ کس نیست جز اندسته ازحکام عربی که دیگر نباید انارا عرب و یا عرب تبار

 

دانست چرا این روزها همهچیز مفهوم وماهیت اصلی خویش را از دست داده است حال

 

جوانمردی و کمک به همنوعوهموطن بماند شاید این ازمعجزات بیانیهء حقوق بشرباشد

 

که چنین بی اعتنایی را نسبت به ابناء بشر رواج داده و نسبت به پایمال شدن ان حکم

 

قطعی به رواج بدترین مرگ  بدترین شکنجه ها و بدترین زندگیها داده است.

 

دوران معاصر دوران ازمون وخطا برای بشر است ایا باید نشست وفقط نگاه کرد وکمی

 

هم تامل که اینده مردم غزه چه خواهدشد؟ این روا نیست که مردم عرب منطقه فقط نظاره

 

گر سرنوشتی باشند که خود با جهالت ها و غفلتهایشان برای مردم غزه رقم زده اند.

 

ولی مصر و مردم غیرتمند ان فرق میکنند براستی مردم مصر چرا این گونه شده اند؟ چرا

 

از حکام مصر که انتظاری نمیرود ولی مردم مصر چرا ؟ ایا کم کم باید باور کنیم که سرزمین

 

مصر نحوست فرعون وتفرعن فرا گرفته است؟ ایا اینان همان نسل برامده از دامان سید قطب

 

ها وحسن البناها وسیدجمال الدین ها هستند؟ ایا باید تاریخ حتما مهر قرمز برپیشانی اعرابی

 

بزند که جرات وجسارت فداکاری برای دیگران را از دست داده اند؟

 

مردم مصر را دیگر باید در صفحات تاریخ  سالهاِ دهه ی پنجم قرن گذشته جستجو کرد

 

در دهه ی هشتاد  ودر هیبت خالد اسلامبولی ها دید ولی اخر چرا؟ ایا به این زودی حق

 

در دلهایشان کمرنگ شد و تحت ظل باطل بودن برای انان عادی شد؟ ایا غیرت وحمیت

 

دینی شان به این زودی بی فایده شد ودنیای موهوم شان برای شان اینقدربا ارزش شده

 

که به قیمت پایمال شدن علنی حقوق به یغما رفته یک ملت اینگونه سکوت کنند ودنیایی

 

را به تعجب وادارند؟ براستی مصر و امت انرا چه شده که بقول سیدالشهدا حرمت دین

 

راهم پاس نمی دارند وسایه ای کمرنگ از دین برای تمایز با بی دینان و غیر مسلمانان

 

برای خود برگزیده اند! !  که این سایه بیشتر برسیاهی نفاق انان میافزاید وبیش از ان

 

چیزی نمی افزایدشان .

 

 

را برای خود برگزیده اند! ! که این سایه بیشتر بر سیاهی نفاق انان می افزاید نه بیش از

 

ان .  براستی مردم مصر را چه میشود ؟این نه تنها سئوال من ایرانی بلکه ازجانب تمامی

 

دلسوزان عالم مطرح میشود که اگر تمامی اعراب متاسفانه گرفتار حیرت شگفت انگیزی

 

گشته اند چرا مردم مصر که در همسایه گی انان چنین فاجعه ای در حال رخ دادن است

 

دست بر دست گذاشته وسکوت اختیار کردهاند؟ ایا سرگذشت کوفی مسلکان تاریخ درحال

 

تکرار است؟ ایا انانی که چون اهل کوفه شکم هایشان را ازمال حرام انباشته بودند در مصر

 

زندگی میکنند ؟ انانی که نمیتوانند حلال را ازحرام تشخیص دهند؟

 

سابقه ی تاریخی مصر و مبارزات مردم ان دیار اقتضاء دارد که مصر پیشتازی خود رادر

 

مبارزات ضد صهیونیستی مردم منطقه حفظ کند ولی ان پولهای حرامی که از امریکا برای

 

تامین مایحتاج اقتصادی مردم مصر مصرف میشود متاسفانه گویا تاثیرات خود را بر ملت

 

ان رفته رفته اشکار گردانیده است .

 

مردم مصر که چنین باشند وضعیت دیگر ملل عرب مشخص تر است . حال دولتمردان مصر

 

با تفرعن حاصل از سالیان دراز حکومت دیکتاتوری خویش اعتراض ایران را به حساب

 

زیاده خواهی و ایدئولوژی امادهء بلع منطقه ان میگذارند !! خنده دار نیست ما انان را به انسان

 

دوستی فرا میخوانیم و انان این گونه بی عملی خویش را توجیه میکنند؟

 

لب کلام اینکه انچه فی الحال در غزه میگذرد و انچه شصت سال رژیم های عرب منطقه را به

 

انفعال در برابر رژیم صهیونیستی کشانده و در عوض انچه عزت را بما برگردانید وانچه لبنان

 

کوچک را دربین تمامی عرب عزتمند کرد بازگشت به دامان ولایت پیوسته بهکتاب الله بود

 

مصر هم بعوض توجیه بی عملی خویش بداند که راه عزت و سربلندی ازمیان تپه کوره ها ی

 

غفلت و نفسانیت و روزمرگی نمیگذرد بلکه انراه که به روشنایی ونور و پیروزی وانجام وظیفه

 

ختم میشود هماناراه اسلام ناب محمدی است .

 

اسلام نه متعلق به ایران است نه لبنان نه انحصار شیعیان است و نه از اهل تسنن دریغ میشود بل

 

اسلام ریسمانی استکه هر مسلمان میتواند به ان چنگ زده و خود را در دامنهء ان قرار دهد و

 

خود را مشمول عزت پایدار الهی بنماید.حال وقت عمل است پس بسم اللهباید گفت ویا علی !!.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طلیعه’ غدیر

 

چشم گشودم به جهان طلیعهء غدیر دیدم

 

زاسمان ها ندای یا امیر بشنیدم

 

علی ذکر هر روز ماست

 

علی جان جانسوز ماست      

 

در امتداد افق بنکر به دور دست

 

علی را نیست کسی بالا دست

 

عرش خدا اراسته اند بذکر یاعلی

 

اوست جن وانس رامولا و ولی

 

کس رانیست یارای هماوردی عشقش

 

شعله وراست تا به ابد شعلهء عشقش

 

پس به عشق علی زنده شو تا به ابد

 

سایهء عشقش دور از تونبود

 

ولایت او چتر زمین واسمان است

 

هدایت او نور جبین و استان است

 

خوشا بحالت گر ز نور اوباشی

 

به ایمان همره پر شور او باشی

 

 

 قطره همتی کن پایدارو برقرار

 

موج شو پر ز شور و انتظار

 

 

 

                           

 

 

 

 

 

 

گمشده’ حیات تئاترما

 

در حکمت صدرایی که ما بعنوان راهنمای عمل و ملاک ومعیار برای ارتقای هنر خویش

برگزیده ایم آ فرینش هیچ پدیده ای بیهوده نبوده و همه چیزها برای تکامل هستی آفریده     

شده است و شکل واقعی خویش را  در طی زمان مطابق آ نچه در فطرتش نهاده شده است

به دست خواهد اورد  مطابق این نظر جوهر تکامل در ذات هر پدیده نهفته شده است .     

وقتی به بررسی و غور در پدیدهء فرهنگی تئاتر می نشینیم رنجی بزرگ در وجودمان شکل

می گیرد تئاتر در کشور ما چرا از خواست درونی مردم هر روز بیشتر فاصله میگیرد؟   

این سئوالی است که شاید کما بیش در ذهن تمامی هنرمندان نهفته باشدولی متاسفانه جواب  

به این سئوال  بجای اینکه از یک منطق کلی برخوردارباشد فوق العاده شخصی وفردی    

میشود چرا هنرمند هنر خویش و بازخورد آنرا  یک مسالهء کاملا فردی میداند ولی برای

ان یک تاثیر گذاری اجتماعی قابل توجه قائل است و توقغ اش این است که این کارشخصی

وی مورد توجه قرار گیرد و برای وی اعتبار اجتماعی فراهم سازد !!  این دیدگاه کاملا در

تناقض با فطرت انسان بوده و راهی است که به بیراهه میرود چرا که تعریف درستی از   

هنرمند در ذهن خویش ندارد و هنر راهم یک مساله اکتسابی ذوقی وکاملا وابسته به شخص

خود میداند در حالیکه غلط بودن این نظریه از به بیراهه رفتن تئاتر و دور شدن ان از تمایل

و خواست فطری مردم کاملا مشخص است . ولی براستی چرا ؟چرا این رنج با تئاتر وهنر

های نمایشی ما عجین شده است پاسخ این سئوال را باید در دونقطه جست وجو کرد یکی نفوس

هنرمندان ودیگری تفکرات هنرمندان . وقتی به این دو نقطه رسیدیم انچه مشخص و معین می

شود تربیت شکلی وساختاری  بنیادی بر مبنای حکمت متالعیه میباشد که پاسخگو خواهد بود

  ولاغیر ولی اکنون هنر نمایش ما چه میکند؟  متاسفانه باید گفت که حکایت تئاترمعاصر ما

حکایت ان نئی شده است که خود حکایت جدائی خویش ساز کرده وبصدای ان دلبستگی نیز یافته است

درد ورنجم افزون میشود آنگاهان که هر روز صبح که چشم میگشایم تئاتر را که بسیار

دوستش میدارم بیشتر وبیشتر رو باحتضار می بینم

گذر ایام توفنده وپر تحول به پیش میرود وسرنوشت بشر به چالش کشیده میشود وتئاتر به

عنوان یک هنر اندیشه مندانه همچنان راه تحول وپویایی برخود بسته است ! !

امروز دوباره چشم که گشودم امیدم ناامید شد دوباره چشم بستم تا شاید در رویا وسواربربال

خیال موجودیت تئاتر را بعنوان یک هنر متحول و پویا درعرصه اظهارات وتفکرات عملی

در اوج آن ببینم   در مبان مردم غزه و رنج هایشان در میان مردم لبنان وشادی هایشان در

میان مردم دوستی و محبتهای مردم سرزمین محبوبمان ایران قهرمان                            

ایا چشم  که بگشایم چنین خواهد بود؟ این راه همراهانی دلسوخته می طلبد آنانی را که می 

توانند رویاهای خویش را به واقیعت نزدیک و نزدیک تر گردانند جز این مباد پس یا علی 

بگوئیم تا دوباره راه عشق پدیدارمان شود . 

 

والسلام عتی اکبر باقری ارومی س . قطره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واینک غدیر گمشدهء تاریخ  . . .  !!

     واینک غدیر گمشدهء تاریخ  . . .  !!

 

در طی اینهمه سالی که از روز شکوهمند اتفاق افتاده  در غدیرخم  میگذرد حسرت ان تصمیم نابخردانه در سرنوشت امروز بشر بر دوش وی سنگینی میکند .

ظلم وستمی که امروز ابناء بشر بریکدیگر تحمیل میکنند همه از ان تصمیم سطحی وعجولانه انروز برمیخیزد اری تصمیم گرفتند که بولایت بعد از نبوت    پشت کنند و رای ونظر خویش را بر رای قاطع الهی مقدم داشتند وشاکلهء     تاریخ را انچنان که خواست نفسانی شان اقتضاء میکرد کدر و تاریک و بی نور ساختند وایندهء بشریت را اکنده از تردید و غرق در تبعیت از غرایز و وساوس نفسانی به او پیشکش ساختند.

راه از غدیر منحرف ساختند تا غرور خویش را برخویش ثابت کنند و افسوس چه کار عبث وبیهوده ای که فقط بشر را بیش ازپیش در گردابهای هولنا ک استکبار وغرور وغفلت رها می ساخت وغدیر در غربت بود وهنوز هم هست غربت غدیر در عاشورا تجلی کرد غربت غدیر در ظلم بر ائمه معناشد غربت  غدیر در پرپر شدن ریحانه رسول معناشد ولی همه اینها باعث نشد که غدیر در غربت تاریخی خویش تنها وبی کس بماند چرا که بی کسان بی خدایند ولی صاحبان غدیر وعاشقان غدیر وراه شکوفای نهفته در اعماق غدیر همه چون دلد اده بخدا بودند بطوفان غفلت ابناء بشر دچار شدند و خدا یاور انان شد تا کتاب خود و نبی خود را در مضلومیت انان زنده نگاه دارد .

و اکنون ایا هنگام  عبرت گرفتن از تاریخ نیست؟ ایا هنگام دلدادن به ولایت  نرسیده است ؟ ایا وقت هوشیاری و عزت طلبی مسلمانان نرسیده؟  امسال تلاقی عید ولایت با اوضاع اسفناک مسلمانان در غزه مظلوم و تنها و  غریب بمسلمین جهان این پیام رهایی از ذلت را میدهد که فقط و فقط  با تمسک بولایت قرانی اهل بیت میتوان راههای پر سنگلاخ پیش روی را به راههای نورانی عزت تبدیل کرد. این راهی است  که مسلمین اگر عزت میخواهند باید همت پوییدن انرا هم داشته باشند وسختیهای انرا نیز تحمل کنند ازسختی ها روی گردان نباشند وبا توکل بخداوند یکتا مد د  از وی جویند واستعانت از او خواهند. اری غدیر از غربت خواهد رهید انگاه که من وتو از جوی جاری اخلاص کربلا در ر روز عاشورا عبور کنیم و وفاداری خویش را به عترت  رسول الله و قران خداوندی ثابت کنیم  این همان تاریخی است که ما باید رقم بزنیم وتاریخ منتظر تصمیم ماست تا ما را از جمله سربازان اقا امام زمان محسوب گرداند ایا ما در این تصمیم تاریخی خویش سرفراز خواهیم بود؟

روزهای حساس آینده گواه صادقی براین مساله خواهد بود ،  چنین باد و جز این مباد.             

 

 ای مردم غزه حجکم مقبول وسعیکم مشکور ! !

عید قربان امسال برای مسلمانان عید سختی بود ، در واقع امسال ازمون بزرگی فرا روی مسلمانان قرارگرفته بودو این ازمون چیزی نبود جز اینکه مسلمانان تاچه حد مرز بین دوست ودشمن را شناختند  وان خط را رعایت کردند امسال عید قربان ما مردودی اکثر دولتمردان کشورهای اسلامی در این ازمون  ابوذر و ما که بارها این مدعیان سکانداری هدایت جامعه مسلمین را ازموده ایم ،  این بار در این ازمایش آنان را مردود ، جبون ، سازشکار و بدون عرق وتعصب واقعی نسبت به هم کیشان خود یافتیم چرا که مردم غزه راه خود را با شجاعان و دین داران واقعی بیوند زده اند واین سران عرب و مسئولین سیاسی و هدایت گران انان را خوش نمی اید! ! امسال مردم غزه  بدون انکه به حج بروند حاجی شدند اری یک و نیم میلیون ساکنین مسلمان غزه در ایام مناسک حج جزکسانی شدند که عزت الهی را باهیچ چیز دیگر معامله نکردند  و اینان در نزد خداوند عزت یافتند . کسانیکه با نفس دنیایی خویش به مبارزه برخاستند و وسوسههای دنیایی رابه هیچ انگاشتند وبه محاصره وکمبودها تن دادندولی لباس بندگی خدا از تن بدر نکردند و ایا حج جز این است؟ مردم غزه در حمایت از جنبش اسلامی فلسطینی  خویش یعنی حماس مصرند  واین یعنی درس بزرگ حج امسال وعید مبارک ومعنوی قربان به کسانیکه جز به سازش با دشمنان نمی اندیشند.

ای مسلمین مبارز و مقاوم غزه به شما میبالیم و حجکم مقبول وسعیکم مشکور میگوئیم پاینده و پیروز باشید .      

                     والسلام علی اکبر باقری ارومی  س . قطره

 

 

بوی خوش حسین از دعای عرفه در صحرای عرفات پیچیده است.

حسین مظهر عرفان وتجلی آن بود پیش از آ نکه بدنیا بیاید، این را نه من که تاریخ میگوید آنگاه که ابراهیم  در اطاعت امر خداوند تبارک وتعالی اسماعیل خویش را قربانی میکرد آنگاه که معرفت او را بر ذات خویش چون نور خورشید دید،  آنگاهان او را مژده به حسین داد که از ذریه پاک او برخواهد ساخت  وحق بندگی عاشقانه را در حق محبوب یگانه ادا خواهد کرد.   وحسین بدین گونه بود که تمامی وجودش ذوب در عشق الهی شد.  حسین عشق همه خالصان  وارادتمندان  خداوند تبارک وتعالی ای گشت که این شعله عشق را باتهذیب وخودسازی در وجود خویش هماره فروزان نگه میدارند والی الابد خواهند داشت .  آ ری این نام مقدس حسین است که نور اول واخر تاریخ است و گواه روشنی بر معرفت جاویدان ما نسبت به عشق ابدی ما  به محبوب یگانه ،  چنین باد وجز این مباد، انشاالله تعالی.                                              والسلام                                                                                         

قصه پر غصه غزه را گوش کنیم !!

دوست دارم فریاد بزنم . دوست دارم هنرمندانه هم فریاد بزنم، از سر تعهد هنری هم فریاد بزنم.دوست دارم برای بیدار کردن انانی که در خواب طولانی تاریخی فرو رفته اند و برایشان تحمل جنایات انباشته مستکبران تحت لوای تمدن و بشریت ، عادی وتکراری شده است از خواب بیدار شوند۰ براستی ایا هنر ما در چیست؟  هیچ به این اندیشیده اید؟ من بعنوان یک منتقد اجتماعی وهنریمیخواهم خطاب به هنرمندان جامعه اسلامی وایرانی خودمان بگویم تابه کی میتوان به این گونه هنرهای در زرورق پیچیده شده نام هنر نهاد؟ اگر هنر را قرار است اینگونه در زرورق بپیچانیم من از ان برائت جسته و بنیان جدیدی را پی میریزم و میگویم هنر من ان است که در دفاع از مظلومین عالم وبخصوص مظلومین غزه مرا پیش صاحب ان یعنی خداوند تبارک وتعالی سرافراز کند . هنر واقعی ان هنری است که در رساندن فریاد مظلومیتها پیشتاز باشد وانقدر این فریادها را اشنای گوشها بگرداند که تمامی خفتگان را بیدار و اگاه بگرداند، این رسالت واقعی هنرمندان است باید چنین بود تاهنر واقعی را نشان داد. غزه هم اکنون بغض فرو خورده گلوی مسلمین است ،  غزه انتقام ناگرفته سالهای سال مسلمین واعراب است ،  غزه نقطه اغاز جهاد و اعتراض به دشمنان است ، نقطه عطف مرز بین دوستی ها ودشمنی هاست ، هم اکنون این فریاد رسای ما متعهدین به مظلومین ومستضعفین غزه است هرکس با غزه باشد با ما وخدای ماست  وخدای یگانه یاور محبان بشریت است این فریاد بلند غزه است ، فریاد بلند غزه  والله معک واسلام