شرایط ویژه
شرا یط ویژهء فعلی تئاتر و وظیفهء منتقدان
سابقهء تئاتر به شیوهء نوین آن در ایران در روزهای فعلی که ما در سال 1388 بسر میبریم ، شاید به یک قرن برسد مبارک اهالی تئاتر باشد ولی یک واقعیت تلخ هم در این میان وجود دارد که اگر بخواهی با نگاه یک منقد منصف به قضایا نگاهی داشته باشی نمیتوانی آنرا ندید بیانگاری و آن که در طی این صد سال گذشته تئاتر که قرار بود یک هنر پویای جذاب و مردم گرا باشد رفته رفته به یک هنر خواص گرا و خاص خاص آنهم در ایران تغییر جهت داد و متاسفانه وقوع انقلاب اسلامی بعنوان مردمی ترین و ناب ترین حرکت دینی قرن اخیر نیز، نتوانست بعنوان یک فرصت طلایی مورد استفادهء هنرمندان این رشته قرار گیرد .
بنابر این اگر ما برای این هنر فاخر در شرایط فعلی توصیف شرایط ویژه را بکار میبریم باید اذعان کردکه یک نظر کارشناسی دقیق است چرا که وقتی آرمانهای یک هنر را که حتی ابتدا به ساکن میخواهد در جامعه نمود داشته باشد را از حرکت آن بسوی تاثیر گذاری میتوان ارزیابی کرد بله تاثیر گذاری !! برای اینکه میزان تاثیر گذاری تئاتر در جامعه را دریافت باید با نگاهی دقیق به جامعه این محک را به تماشا نشست و وقتی چنین میکنیم میبینیم هنرمندان تئاتر ایرانی ما نه تنها فاقد این وجههء هنری بوده بلکه دغدغه های ابراز وجود خویش را بیشتر دارند تا موثر بودن در جامعه را، انگاه این سئوال در ذهن ما شکل میگیرد که پس هنر تئاتر در کجا به تجلی خود نزدیک میشود؟ آنچه در این سی سال بر تئاتر ما گذشته است این است که تئاتر ما به اندازهء سی سال از مردم فا صله گرفت ، تئاتر ما در حرکت مردم بسوی اوج وعروج ایستا بود تئاتر ما قدر فرصتها یی مانند وقوع انقلاب و دفاع مقدس را ندانست ، تئاتر ما قدر ظهور شخصیتهایی مانند حضرت امام ( ره ) ومقام معظم رهبری را نشناخت ، تئاتر ما دچار ایستایی شد و نتوانست با ل پرواز بگشا ید و کلام آخر اینکه تئاتر ما منتقدانی نداشت که بتوانند مسیر جدیدی را برای موثرتر کردن این هنر در بین سایر هنرها تعیین نمایند. تشخیص این ایستایی و رکود در هنرهای نمایشی از وظیفه ء منتقدان اصیل و درد شنا س بوده که هیچگاه این فرصت فراهم نیامد که قدرت نقد بتواند معیار ومیزان تاثیر خودش را آشکارکند . در واقع نقد در این دوران سی سا له بازیگری کم توان وکنترل شده بوسیله مصلحت ها و سیاست های خاص بود که در واقع با کاستن از این قدرت نحوه تعیین آینده ا ی روشن برای تئاتر را تحت الشعاع این گونه اعمال قرار دادند و تئاتر را از مردمی شدن دور ساختند .
حال بعد از سی سال باید منتقدان اصیل حوزه ء تئاتر توجه اصیل خود را بر بنیادهای جدید در ارکان تئاتر متمرکز سازند حال دیگر وقت تعا رف و شرم وحیا نیست باید با شعار تئاتر مردمی ، مردم برای هنرمندان و هنرمندان برای مردم آینده ای نوین وبدیع را برای این هنر فاخر پی ریزی نمود وبه دیگر معنا باید انقلابی جدید و حرکتی پویا را در صحنه ء تئاتر بوسعت فطرت پاک آدمی پی ریزی نمود چرا که زندگی در اوج تئاتر، در بازگشت به فطرت ناب انسانی نهفته است چنین با د وجز این مبا د !!
علی اکبر باقری ارومی ، کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر