وداعی سخت با ماهی عزیز

پیش از اینکه بیاید انتظارش را میکشیدیم چون عزیزتر از جانمان . زمانی که او برقع از رخش کنار زد و چهرهء چون ماه درخشانش را دیدیم و فیوضاتش بر ما جاری شد تحفه اش زجانب یار برای ما نبود جز دعا و عبادت و صیام و قیام همه را که بوی عطر بهشت میداد با عطش خاصی از او تحویل گرفتیم و مبارک روح و روانمان کردیم .

تن مان متبرک شد به آن و روح مان راه عروج را یافت  این چنین بود که برقع از رخ خورشید گونش بر گرفت و ما را هر چه خواستیم از رب الارباب داد گوهرهای سفته به عطر فطرت را به خودمان باز نمایاند و مارا آیینه ای شد باز نما بر جانمان که خود باز شناسیم و راه فطرت پاک را با راه سیاهی غفلت مبادله ننماییم .

پیش از اینکه بیاید در انتظارش بودیم و اکنون موسم رفتن اوست و ما احساس میکنیم که چه زود گذشت این ایامی که جانمان پاک میکردیم به آیات قرآن  چقدر دلمان میخواهد که او با ما باشد وشیطان در بند !! چقدر دلمان میخواهد او با ما باشد و وساوس از ما دور !! چقدر دلمان میخواهد او با ما باشد و قرآن در ما جاری !! چقدر دلمان میخواهد او با ما باشد ولطف خدا بر ما محاط .

آخر میدانید این روزهای صیام وقیام فطرت پاک ما خدا را خیلی بخود نزدیک احساس میکرد . گویی خدا اصلا داشت بنوعی ما را مشق رفتن می آموخت آه ای خدای مهربان ای مهربانترین .

اشتباه نکن اینرا او میگوید آن عزیزی که ما را سالی یکبار به ضیافت و مهمانی خدا مجوز میدهد آنکه هدایای ارزشمندش قرآن کریم است و دعا و توسل به اهل بیت . همو میگوید که خدا همیشه از رگ گردن به شما نزدیکتر است شمائید که از او دور میشوید نفس شما به امر شیطان بیشتر از امر خدا گوش میسپارد و آنگاه که باید بیائید می ایستید و آنگاه که باید تانی کنید شتاب می کنید و راه را بر خود نا هموار میسازید.

او گفت انی که عزیز است و بعد از انتظاری طولانی آمد ورحل اقامت در قلب وروحمان افکند و اکنون که دارد میرود جانمان را مالامال و لمالم از یاد خدا کرده است میگفت اینها همه تحفه خداست که شما در جادهء عمر که به پیش میروید آنها را جا میگذارید و غافلانه وبا شتاب میروید .و من قرآن را بر جانم میفشارم  و آیهء " والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وان الله لمع المحسنین " را تکرار میکنم  و آیه محمد رسول الله اسوه حسنه را میخوانم و حدیث ثقلین را تاج سرم میکنم و به حبل الله می آویزم و  جبه با افتخار ولایت پذیری را بر تن میکنم .

با خود عهد میکنم که دلمبیدار بماند و بصیرتم به خواب نرود اینها را همه از او آموخته ام از آن راهگشا از آن منهاج از آن سراج از او که چون کشتی نوح است زیر لوای امامت حسین بن علی و از او که لوایش به نام متبرک امیر المومنین علی بن ابیطالب زینت یافته است و با رمز یا زهرا ( س ) همه طوفانها را پشت سر میگذارد .

اینها همه از اوست و او میخواهد پنج روز ندای الرحیل سر دهد وسفرهء پر نعمت خویش به اذن خدا برچیند وبرود  خدایا چرا چنین ؟ و او میگوید امتحان !  امتحان برای اثبات عشق و بندگی ! آری ومن میدانم که این امتحان سخت روح های شفاف و قلبهای مطمئن و ضمایر امیدوار میخواهد ومعرفتی    تمام تا توهم اگر مدعی پیروی و شیعه امیر المومنین و اهل بیت مکرم و قرآن معظم هستی باید       چون شهید رمضان نفس خویش را با این کلام زینت دهی که : فزت و رب الکعبه .

او به اذن خدا پنج روز دیگر خواهد رفت زمانی که ما اقامه باز گشت به فطرت به شکرانه نماز میکنیم او بسرعت عشق از ما دور وجانب معشوق ما راه سپرده است . فقط پنج روز دیگر ! فقط پنج روز !