در این مطلب خاص از وب سایت ام میخواهم کمی به معرفی ای از خانوادهء خودم بپردازم ، آخر میدانید در این شصت روزهء اخیر دو عزیزاز این خانواده را از دست داده ام مرگ نابهنگام خواهر عزیزم خانم آذر باقری ارومی که از فرهنگیان و هنرمندان برجسته واز انقلابیون مسلمان در زمان طاغوت در شهرستان آستارا بود{ وی خانواده ای موفق داشت و در به ثمر رسانیدن فرزندانش و حمایت همه جانبه از آنان کم نگذارد و یکی از عوامل توفیق فرزندانش مادر عزیز این فرزندان بود که هر سه پسرانش را به توفیقات بالای علمی رساندخدایش بیامرزدکه بعدا" راجع به حقایق درخشان مبارزاتی ودلبستگی به خدمت راستین به انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی مفصل تر صحبت خواهیم کرد.}

 دومین عزیزی را که من نزدیک به یکماه است از دست داده ام پدر برزگوارم میباشد پیرمرد روشن ضمیری که یکصد واندی سال عمر کرد ونتیجهء آن پرورش فرزندانی فرهنگ دوست و دوستدار علم ودانش وهنر میباشد ،من افتخار میکنم که بزرگ شده در این خانواده هستم من رشته نمایش را ادامه داده ام و خدا را شکرهم درامرنمایش وتئاتروهم درامرنویسندگی تا حد قابل قبولی به دنبال تثبیت سبک خاصی هستم که البته آنانی که مرا میشناسند عزم وتصمیم مرا میدانندوآثاربنده موید این قضیه میباشد،خواهران دیگر من هم( چون من تک پسر خانواده هستم) هر کدام با تمایل خاص هنری خود این تمایل را در خانواده به اثبات رسانیده اند علاوه بر خواهر مرحومم آذرکه در رشته ادبیات و نویسندگی و تربیت فرهنگی کودک تجربهء سی ساله داشت ، خواهردیگرم به رشتهء‌نقاشی علاقهء‌خاصی داشت وچندین دوره کلاسهای آزادرا با موفقیت گذرانده است البته این خواهرمارشتهء‌تحصیلی اش عمران بوده وعلاوه برآن در رشتهء‌روانشناسی هم کارشناسی دارد. بنابراین میبینیم که جا دارد به زندگی این دو عزیز از دست رفته بیشتر بپردازیم وموفقیتهای این دو مرحوم را بیشتر با هم مرور کنیم ، بنابراین از پدرم شروع میکنیم تا این مرور را بطور کامل صورت داده باشیم و ادای دین کرده باشیم .

... واما پدرم که یک قرن یا بیشتر زیست  :

 پدرم کودکی بسیار سختی را گذرانده بود به خاطر اختلاف پدرش با مادرش خود به ناچار وارد صحنه شده و کفالت مادر وخواهرانش را بدوش میکشد وآنان را از سن دوازده سالگی تحت حمایت خویش قرار میدهد . این طور که پدرم میگوید او را به خاطراینکه به نظام یا بقول آنروزی ها جذب ارتش یا ژاندارمری وارد نشود تاریخ تولدش در شناسنامه را پنج سال کوچکتر ازسن واقعی اش درج میکنندیعنی اوراکه متولدسال هزارودویست ونودهجری شمسی بوده است ،درشناسنامه تاریخ تولد وی را هزارودویست ونود وپنج درج میکنندوبدین ترتیب زندگی فردی بنام خلیل باقری ارومی از یک قرن گذشته تا به روز فوتش رقم میخورد. پدرم درسینهء پراز خاطرات خویش خاطرات ناگفته از آن دوران اعم از زمان احمد شاه قاجارتا پهلوی اول ودوم را داشت که نقل آن برای ما خود یک کتاب تاریخ بود خصوصا اینکه از کار خویش در زمان کودکی ، در قهوه خانهء پدری اش نیز گفتنیهای بسیاری داشت ،