این روزها رعایت یا عدم رعایت بحث اخلاق درسینما بحث دامنه داری است که از جز تا کل جامعه را دربرگرفته وحساسیتها روی آن بالا گرفته است از خود هنرمندان گرفته تا ائمهء‌محترم جمعه وهمچنین جامعه شناسان وروانشناسان همه به نوعی درگیر این بحث اند سئوال اول اینجاست که چگونه این مبحث بحث روز سینمای ما را شکل داد وچگونه است که بعضی ها در سینمای ایران بدون خط قرمز با عبور ازآنها حوزه های اخلاقی جامعه را در مینوردند، والبته از غفلت بعضی از مسئولین هم نباید گذشت که با اعمال تساهل وتسامح ، دست بعضی از هنرمندان را در این زمینه باز گذارده اند.

 به نظرمن اگر بخواهیم کمی دقیق تر بعنوان یک رسانهء‌فرهنگی این مقوله را دنبال کنیم  به این نتیجه خواهیم رسید که اولا برای بعضی ها وارد شدن به دنیای هنر خصوصا هنر سینما وتئاتر وتلویزیون اولی بر معرفت آنها بوده است ، وبرای برخی ازهنرمندانی که وارد این حرفه میشوند کسب در آمد !! شهرت !! رسانه ای شدن !! ودرهرنقشی ایفاي آن را نمودن خیلی بیشتر از معرفت یافتن وهنرمندانه به آن پرداختن ارزش دارد به همین سبب است که حتی برخی از مسئولین هنر در مملکت ما از آنجایی که پرداختن به هنر را از جمله حرفه های آزاد دیگروبا ویژگی سرگرمی سازی در این مملکت تلقی مینمایند خود به خود این آزادی را برای هنرمندان قائل اند که آنان به شغل هنرمندی وارد شوند و اگر خود استعدادش را داشتند میتوانند به نردبان ترقی رسیده و گاهی اوقات یکشبه راه صدساله را بپیمایند چه از لحاظ مادی وچه تضمین شغلی !! متاسفانه باید گفت این روندی که آغازشده است هیچ سد ومانع ورادعی را برسمیت نمی شناسد ولی باید پرسید که آیا این بحث وآغاز آن را انتهایی متصور خواهد بود؟؟ یعنی وقتی بحثی از جانب فردی آغاز میشود یا جریانی این انتقاد خصوصا ظریف اخلاقی را شروع میکند آیا برنامه ای یا پروژه ای برای جمع کردن آنچه راکه در ذهن خویش پروریده ، نیزدارد؟؟ ویا صرف اینکه کلیاتی طرح شود کار تمام شده قلمداد میگردد !!  ما همه هنوز در کلیات بحث و میان موافقان ومخالفان لزوم بحث اخلاق درسینما مانده ایم چون هنوز این بحث در کلیات آن است که در جریان است و ما هنوز وقت نکرده ایم وارد جزییات آن شویم !!

چاره چیست چرا هنوز در کلیات مانده ایم ؟؟

باید برای باز کردن این موضوع کمی بدورتر برویم و به بررسی افتضاحات فرهنگی دوران اصلاحات بپردازیم ، چراکه ازهمان موقع بود که وقتی اصلاح طلبان سکولار به سکانداری سیاست وفرهنگ پرداختند شروع کردند به گسترش افکار سکولاری وتکیه گاهشان هم دانشگاهها و علوم انسانی پایه بود وازجمله هنرکه تکیه گاهش بر مبنای فلسفهء غرب قرار داشت ومسلم است که بحث اخلاق که اعتقاد وعمل را باهم میخواهد در میان عقاید نسبی که اعتقاد ریشه ای به مقدسات را نفی میکند نمی توانست از اعتبار زیادی برخوردار باشد.( والبته چه درس آموزشد برای ملت ما دوران اصلاحات که شناخت کافی از کسانی که در دل نیات مشکوکی داشتند ودر عمل چیز دیگری مینمایاندندرا، برای ما روشن کرد.)

البته باید دید که این زمینه را چه کسانی برای آنها بوجود آورده بودند؟ همان کسانی که در جریانات فرهنگی دوران سازندگی نقش داشتند چراکه اصلا در دولت سازندگی فرهنگ وفرهنگ سازی جزء‌اصول نبود ووقتی آقای خاتمی درپست وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی افاضه میکردند که :"چون تولید هنری در داخل نظام جمهوری اسلامی صورت میپذیرد بنابر این این تولید صد درصد اسلامی ودینی است"، خوب مسلم است که این قیاس ساده بعنوان یک نظریه ساده ای و دائمی برای مسئولین فرهنگی مورد استناد واقع گردیده باشد والان هم متاسفانه مطابق همان کلیات عمل میشود ، الان شما ببینید خروجی ما در سینما چیست ؟و چه ارزشی بر آن متبادر است ؟این وقایعی که این اواخر در سینما روی میدهد آیا از چه چیزی ناشی میشود ؟؟ آیا حاکی از موفقیت فرهنگی ماست  ویا برعکس میتوان از آن به نوعی عقب نشینی فرهنگی در برابر فرهنگ هالیوودی یاد کرد؟؟!! شما ببینید برای توفیق فیلم جدایی نادر از سیمین چه هیاهویی براه انداخته شد؟ مدیریت ذوق زدهء فرهنگی ما چه کارکرد چقدر تبریک گفتند و چه استقبالی رفتند وتعدادی از هنرمندان ما چه ذوق زدگی ای از خود نشان دادند( البته باید گفت هنرمندان ما در این موضع گیری به سه دستهء‌شیفتگان افراطی، متعدلیون ، وانقلابیون تقسیم میشد ند و اصولادرعرصهء سینما وتئاتر ما سه نوع برخورد قابل پیش بینی داریم که از این سه دسته سر میزند) خوب سیر این جریان رااگردرنظرآوریم به همان نقطه ای باز خواهدگشت که این قیاس کلی را باب کرده وبرمبنای همان جریانی حرکت میکند ، که اخلاق در سینما را نیز، خود به خود در همین دایره از دیدگاه فرهنگی جای خواهد داد. درست است که ما تعدادی هنرمند معرفت جوی دینی درعرصه های مختلف از جمله تئاتر وسینما داریم ولی وقتی تفکر غالب در سینما تفکر سکولاری است !! وقتی اخلاق درسینما نیز تابع همان حضور جهانی در اسکار میشود!! آیا میتوان این حضور را با توفیق سینمای مورد تایید نظام مقدس جمهوری اسلامی یکی دانست ؟ آیا هیچ شده است که ما ازخود بپرسیم که آیا اسکار ودیگر جشنواره های خارجی کدامیک از مظاهر فرهنگی مارا پذیرفته اند که ما به آن امید دلخوشیم وهنوز به آنها اعتماد میکنیم ؟؟ آیا آنها به مفاهیم اعتقادی ما احترام میگذارند؟‌آیا نظر منفی آنها راجع به پوشش زنان ما وغیرت بر عفت زنان ما وغیرت وتعصب مردان ما مثبت گردیده است ؟؟ ما وقتی میتوانیم به جایزهء‌اسکار بعنوان یک کرنش فرهنگی غرب در برابر خودمان اعتناء کنیم که آنان به وجود وتاثیر این فرهنگ در مقابل فرهنگ سکولاری خودشان احترام بگذارند . متاسفانه آنان فرهنگ ما را داخل فرهنگ خودشان هضم میکنند و تفاله های آن را مانند گلشیفته فراهانی و قس علیهذا را برای ما بعنوان تحفهء‌فرهنگی جا میگذارند . اینها واقعیات تلخی است که سینمای مجبور است آنها را تحمل کند ، واقعیاتی که با مدل مقایسهء‌کلی راجع به پدیده های فرهنگی سنجیده و دامنگیر فرهنگ وهنر ناب اسلامی مان گردیده است . خروجی های آن نیز در این چندسال مشخص ومعین بوده است :"خانهءمنحلهء سینما" و بعضا" هنرپیشه های مساله دارآن !!که به سراسر عالم تردد کرده و در آنجا مخالف فرهنگ اسلامی ایرانی موضع میگیرند، نمونه اش خانم معتمد آریاست و این اواخر هم که خانم گلشیفته فراهانی کاملا" به دامان فرهنگ هالیوودچسبید و هرچه آنان خواستند اجرا کرد و به هر هیبتی در امد ودر تمامی فیلمهای مبتذل ومستهجنشان نقش آفرید وسفیر ابتذال از درون فرهنگ ایران گردید !! یا خانم معتمد آریا که علاوه بر اینکه چندین بار در جشنواره های خارجی کشف حجاب کرده ویا در مصاحبه های فروانی که به بهانه های مختلف داشته بهترینش آن بوده که در آن مشعشعانه ابراز کرده که "چون در سینمای ایران بد مستی مردان و زنان آنچنانی حضور ندارند بنابراین فیلم های ایرانی نمیفروشد ".چنانچه آقای فرهادی هم که ما اینقدر به خاطر فیلم ضد خانوادهء‌جدایی نادراز سیمین به او می نازیم در جشن سال گذشتهء خانهء‌منحلهء‌سینما گفته بود :"که باید گلشیفته و محسن مخملباف بازگردند و سینمای ایران از آنان استقبال کند" . دوباره از خود بپرسیم آیا خروجی های سینمای ایران که تمامش انتقاد به اسلامی بودن نظام شهید دادهء ما میباشد وهرسال بر تعداد این نوع ازفیلمسازان ناآگاه هم افزوده میشود و فیلنامه های انبوهشان و پراز گزندگی شان هم بیشتر مورد تائید واقع میگردد آیا این انحراف از مسیر تعالی سینما قابل قبول است آیا واقعا" دوباره میتوان همان قیاس کلی را مورد استناد قرار داد؟آیا نمیخواهیم تجدید نظری دربارهء‌آن فرمولی که دربارهء تولیدات هنری ازجمله سینما داشته باشیم؟آیا امر رویداده را نمیتوانیم جز به وادادگی سینما تعبیرکنیم ؟ چارهء کار چیست ؟ لازم به توضیح است که ما از سینماگران متعد ودلسوزی که در عرصهء‌سینما فعالیت دارند قدردانی میکنیم ولی آنچه ما از آن انتقاد داریم حاکم شدن فرهنگ هالیوودیسم وسکولاریسم در سینماست که بطرز مرموزانه وظریفی در بدنهء‌سینما به چشم میخورد واخلاق بورژوازی را در بدنه جامعه نا خود آگاه تزریق میکند چرا ما طرحی جاندار برای ارایهء‌به سینماگران نداریم و هیچ به آن هم نمی اندیشیم که بتوانیم این خلاء را به ملاء بازگردانده و بتوانیم اخلاق وتشخص اسلامی را بطور واقعی وملموس در بدنهء آن جاری و الگوسازی نماییم .

جایگاه سینمای انقلاب اسلامی کجاست ؟

و اما سینمای انقلاب اسلامی ما در این میانه چه میکند وچه جایگاهی را بخود اختصاص داده است ؟ سینمای انقلاب اسلامی ما یک سینمای خودجوش است سینمایی که با بروز وظهور آن در حوزهء هنری میرفت تا الگویی ناب برای تجلی اندیشه های فرهنگ اسلامی باشد ولی با برمسند نشستن همان عناصر فرهنگی سکولار وبادرپیش گرفتن همان قیاس ساده که خدمتتان گفتیم تفکرات ناب کنار گذاشته شد و منفعت و کسب در آمد جای اشاعهء‌فرهنگ نشست و سینماگران متعهدی به مانند سید شهیدان اهل قلم که شیوه های نوینی را میخواست در عرصهء سینما تجربه کند کنار گذاشته شدند وپیروی از همان قیاس ساده وبدون دردسردر حوزهء‌هنری هم نفوذ کرد وفروغ سینمای انقلابی وفرهنگی ما را خاموش کرد و سینمای انقلابی ما را بعوض حمایت قاطع واصولی تابع روحیهء‌خوجوش چندین نفر ونفرات هنرمند متعهدی نمود که دلشان میخواست سینمای انقلاب ما زنده وپابرجا باشد وبماند .

تذکری حیاتی

ما باید به تذکر چند نکته بپردازیم اولین آن اینکه ما معتقدیم که سیاست گذاریهای انحرافی سبب شده است که سینمای ما ناخودآگاه دراین مسیر خلاءگونه قرارگیرد وثانیا" آنکه ما احساسی با قضیه برخورد نمیکنیم ما مسیر انتقاد عقلانی را درپیش گرفته ایم ونمیخواهیم مجموعه هنرمندان سینما را زیر سئوال برده و تلاش هنرمندانهء‌مجموعهء‌سالم سینما را زیر سئوال ببریم ولی این هشدار را هم میدهیم که سینمای ما حیران است !! ضعیف است !!وخود آگاه یا ناخود آگاه رنگ وبوی فرهنگ سکولاریسم داده!! وبصورت مانعی برابرفروغ درخشان فرهنگ اسلامی جلوه میکند!!هم چنین آن وجاهت ویژهء خود را ازدست داده است!! ، خلاصهء‌مطلب اینکه، این سینما نمیداند از خود وزمانهء خود چه میخواهد واین نداستن وجهل سبب این میشود که بدون طراحی ذهنی در گذر زمان دچار چالش شده وواماندگی را تجربه کند !! به نظرمن چالش اصلی این سینما، شناخت مبهم از انسان و گرایش های او میباشد . همین عدم شناخت از انسان خود به خود در گرایشات اخلاقی هنرمندان نیز تاثیر میگذارد برای مثال مثلا" پوشش هنرمندان را نام میبریم این یک سئوال جدی است که چرا هنرمندان به خصوص بعضی از خانم ها،از چادرگرفته تا پوششهای جلف را بعنوان بازیگر برسر میگذارند ولی نهایت پوششی را که خود در جامعه رعایت میکنند گاهی اوقات پوشش مناسبی نبوده وانتقاد برانگیز است سئوال این است که این امر چرا صورت میپذیرد ؟ به نظر من میتوان آنرا به سبب این موضوع دانست که فلسفهء‌بازیگری که بازیگران از آن تبعیت میکنند فلسفه ای بدون تاثیر در نفس آدمی است این قبیل از بازیگران گاهی اوقات آنقدر درپیلهء غفلت فرو رفته اند که فقط به درآمد بازیگری و درآوردن هزینهء زندگی ویا بالارفتن ازپلهء‌ترقی فکر میکنند ومسلم است این گونه غفلت از هنرمتعهد نمیتواند تاثیر گذاری وتاثیر بخشی خود را حفظ کندوبرعکس تاثیر سوء‌اجتماعی برجای گذارده وبدبینی ها نسبت به هنر را تشدید کرده و انحراف ناخود آگاه را بسوی نفاق هنری شکل میدهد، در یکی ازمقاله هایم من اشاره به این موضوع داشته ام که بازیگر باید این حس برتر را داشته باشد که تنها یک بازیگر نیست بلکه باید حرکت خویش را بسوی تعالی نشان داده وبه تصویر بکشاند یعنی او باید شخصیت رو به تعالی خویش را هم در واقعیت وهم در ذهنیت وبازی کردن کاملا" به رخ بکشد . بنابراین لازم است که ما وقتی از اخلاق و مضرات فساد در سینما بطور یکسان برای مردان وزنان صحبت میکنیم به این نکتهء‌ظریف تر ازموهم باید اشاره داشته باشیم که اخلاق درسینما نه بطور ظاهری به این مقوله پرداختن ، بلکه آنرا بطور کامل مورد نظر قراردادن است ، بنابراین بحث اخلاق درسینمابحثی کاملا ارتقایی و کیفی میباشد که اتفاقا تاثیر گذاری آن پیش ازهمه باید از خود هنرپیشه آغازشود ، واین بحث در واقع تثبیت بازیگری بعنوان یک حرفهء‌اصیل میباشد.

حال طرح ما با توجه به این نکات چگونه میتواند باشد ؟؟

طرح ما در این مورد بر محوریت چند شاخصه قرار دارد : 1- حرمت ، 2- معرفت 3- غیرت 4- عفت ما میتوانیم با حرکت در چهارچوب اضلاع این چهار شاخصهء اخلاق هنرمندی را شکل داده و بتوانیم چهارچوب معینی را برای تعالی هنرمندان هنرسینما را طرح ریزی نماییم .

هدف نهایی :

همه ما میدانیم  که سینما یکی از ابزار تعالی انسان است وخصوصا اینکه میدانیم سینما دست آورد تکنولوژی دوران اخیر بدست همین بشر است در واقع این دست آورد پیشرفت در علم فیزیک وتلفیق آن با هنر وادبیات بود که درنوع خود شگرف و قابل تحسین است ولی بشر با همین مورد اخیر در واقع امر توانست با اتکاء‌ به سرمایه داری لجام گسیخته  انسانیت انسانها را به چالش کشانیده و به او شناخت منفعت طلبانه از خود داده و از پلهء‌بندگی رب العالمین چندین پله سقوط کند و اولین چیزی که نصیبش شد دریدن حرمت بشر و دور افکندن معرفت وی وکور کردن آن بود وقتی شاءن بشر همطرازی با حیوانات گردید مسلم است که دیگر نمیتوان روی مساله ای بنام غیرت وعفت تاکید کرد . وقتی مباحث اخلاقی میخواهد خود را در حوزهء‌فرهنگی غرب قرار دهد خود به خود اخلاق یک مسالهء فردی شده و جایگاهی درتعیین روابط اجتماعی وتغییرآن نمی یابد . اخلاق خصوصی شده و حتی نمیتواند تاثیر فردی داشته باشد چون در اجتماع روابط غریزی حاکم میشود نه اخلاقی ومتعالی!! آن اخلاقی میتواند جایگاه متعالی برای هنربسازد که ازجایگاه غریزه دورشده وراه بسوی تعالی بشر بگشاید. بنابراین وقتی از اخلاق هنری سخن میگوییم یعنی یک محدوده ای را برای آزادی افراد در رابطه با یکدیگر را میخواهیم برای سلامت حرکت اجتماع تضمین نماییم ودرهمین رابطه است که حرمت ومعرفت وغیرت وعفت باید محدودهء‌آزادی اجتماعی ما را تعیین کند .

ما در نظام جمهوری اسلامی سینمایی آرمانگرا وانسانی بطور واقعی را میخواهیم انسانی که منطبق بر تعاریف صحیح دین اسلام حرمت دارد فکر میکنم اگر بخواهیم پیرامون وجود همین یک کلمه و نحوهء وجودی آن در حوزهء سینمای غرب و مقایسهء‌آن با سینمای خودمان بررسی نماییم پی خواهیم برد که ما بطرف فرهنگ خودمان پیشرفت اندکی داشته ایم وبیشتر تمایل ما به سمت فرهنگ تعریف انسان درغرب بوده و فرهنگ غرب که معلوم است بخاطرحاکمیت غریزه وتعریف روابط اجتماعی انسان در محدودهء‌آن هبوطی دوباره را برای انسان رقم زده است .

راه حل تعالی اخلاقی انسان در حوزهء‌هنرسینما چیست؟؟

خلاصه اینکه ما باید از نگاه سنتی وترمیمی در حوزهء‌فرهنگی وآموزشی دست برداریم قاطعانه و بدون تردید نگاهی نورا درحوزهء‌علوم انسانی وهنر بالاخص درحیطهء سینما را درپیش گیریم ، شیوه های آموزشی جدید را پیش پای حوزهء‌علوم انسانی بگشاییم تا دست بالاتررا درطرح ایده ها وعملی کردن آنها داشته باشیم ، ما پیشتازان ارایهء نظریه جدید حکومت جمهوری اسلامی هستیم باید بتوانیم با ارایهء‌نظریات جدید به خصوص در عرصهء‌مهم وتاثیر گذار هنرها زمام هدایت بشر را بدست گیریم باید مسئولین رده بالای فرهنگی ما روحیه ونشاط انقلابی خویش را بازسازی نموده و وارد عرصهء‌تغییرات بنیاد ساز نوین گردند وبه نطریات نوین با شجاعت توجه کنند تا بتوانند بنیادهای علمی ارتقاء‌کیفیت اخلاق را دگرگون نموده وراه به تعالی ببرند !! امیدواریم چنین شود وجز این مان نصیب مباد انشاء الله  به صبر وعمل متعالی ٪