بارها گفته ام که از مسئولین هنرهای نمایشی ماواصولا معاونت هنری وزارتخانهء فرهنگ وارشاد اسلامی ما بیش از این انتظاری نباید داشت چرا که مقولهء هنر آنهم از دیدگاه اسلامی وبخصوص شیعی توانمندیهای خاص فلسفی وزیباشناسی دینی میخواهد که این مسئولین نشان داده اند که اگر ادعای آنرا در حد نظر وتئوری هم اگر داشته باشند در عمل که اصلا نتوانسته اند سراغ دیدگاه های غنی دینی بروند . از منظری نه شجاعت و جسارت پرداخت به آنرا واجد هستند ، و از منظری آنان هنر وهنرمندی را برای خود شغلی ومدیریتی دیده اند که با مماشات کاری باید به حفظ آن پرداخت و خلاصه بقول امروزی ها باید کلاس آنرا حفظ کرد . کار در واقع از همین جاست که خراب میشود . در حالیکه همین حفظ کلاس بقول بعضی از مدیران ومماشات کاری موجب از بین رفتن شور وشوق هنری ای میشود که خداوند بیهمتا در وجود انسان بودیعه گذارده است . هنر در بطن خویش طوفان شورانگیزی است برای تکامل فطرت انسان !! واین نکته ای است که ما تابحال در آثار هنرمندان آنرا احساس نکرده ایم .

هنرمندان ما اگر حرف خوب وانسانی ویا حتی اسلامی ومسلمانی هم زده اند آنرا نه از سر آموخته ها وداشته ها وتکنیکهای دارای مبانی دینی بلکه صرفا از سر ذوق شخصی ودلبستگی خویش به دین بوده که بدانجا رسیده اند که باز این حرفها هم حرف وحدیث نفس خودشان است وبرداشتی کاملا شخصی را  بذهن متبادر میکند نه چیزی بیشتر از آنرا !!

آنچه بر سر تئاتر یا به معنای صحیح تر آن هنرهای نمایشی درسال 1389 رفت واز کوزهء آن برون تراوید ، نه رنگ وبوی فرهنگ ملی را ما داشت و نه ناشی از فرهنگ وهنر دینی مابود!!تئتتری بود اومانیستی وسکولاریستی که توسط ما ایرانیان اجرا میشد !! البته صحبت از انقلاب اسلامی نیز نباید کرد که تئاتریهای ما اصلا مضامینی نشات گرفته از آنرا هرگز در حیطهء تئاتر نمیپسندند وسراغ آن نمیروند وخیلی راحت اگر بخواهند از انقلاب بگویند سراغ انقلاب چپ ومارکسیستی رفته وبا آن بهتر میتوانند کنار بیایند !!

اینها ما را به این نکتهء کاملا بارز ومشخص میرساند که هنرهای نمایشی از نظر تا عمل خویش را کاملا وابسته به شخصیت غربرزدهء هنرمندانی کرده است که شدیدا خود محور ومحدث نفس خویشتن اند با یک نگاه آماری میتوان به آن پی برد مثلا آمار نمایش نامه نویسان ایرانی نویس در مقابل نمایش کاران آثار اقتباسی وخارجی !! توجه به این مساله ما را با یک خلا عمیق روبرو میسازد که عمدتا بخاطر عدم توجه به آن روز بروز بر عمق آن افزوده میشود که اگر بخواهیم به مقایسه آن خیلی خوشبینانه بپردازیم رقم فاحش 85 % به 15% را شاهد هستیم که البته گفتم اگر خوش بینی وتعارف را کنار بگذاریم رقم به 90% به 10% خواهد رسید.

در مورد اصل کار که چنین باشد شما در سایر موارد نیز افت وخیزی بیشتر را شاهد نخواهید بود ، وقتی اعتراضات به این روند نزولی نپرداختن به فرهنگ ملی ودینی ما به جایی نرسد مسلم است که شما نمیتوانید جریان سازی مثبتی را از این هنر شاهد باشید وقس علیهذا ، حال جای سئوالات بسیار از همین عملکردهای ضعیف وبینش ضعیف نسبت به آن شکل میگیرد ولی وقتی کسی نمیخواهد جوابگوی آن باشد آیا شما فایده ای از طرح سئوالات  مشاهده خواهید کرد؟؟ این سئوالی است که از سکوت پر دامنهء مسئولین جواب خود را به خون شهداء !! بیت المال مسلمین !! روند جریانات اجتماعی و شور انقلابی مردم خاورمیانه سالیان سال است که میدهد !! آیا این سکوت ناشی از نداستن است ؟ یا ناشی از نخواستن وعمل نکردن ؟؟ بهرحال این سکوت ناشی از هرچه باشد به مانند خطری در بیخ گوش فرهنگ وداشته های آن است که بهرحال باید پاسخگوی آن کسانی باشند که آنرا پیشه کرده اند، والسلام %