آخر وعاقبت تئاتر در این ملک !!
من یک تئاتری ام وبه آن افتخار میکنم نزدیک به بیست سال است که هم درس آنرا خوانده ام و هم بصورت عملی در صحنهء اجرایی ونقد آن حضور داشته ام . در این مدت البته گاهی اوقات هم دچار سختی های طاقت فرسایی گشته وگاهی اوقات اصلا خواسته ام پای خود را از این حرفه کنار بکشم و بروم در گوشه ای به زندگی وحیات خود بدون هیچ دغدغه ای ادامه دهم ، ولی این امر را با روح انتخاب خویش وپوشیدن کسوت هنر در تعارض میبینم چرا که انتخاب کسوت هنر یعنی مواجهه با یک سری سختی هایی که بطور غیر مترقبه اتفاق میافتد واین امر خصوصا برای امثال بنده که فکر میکنیم هنوز آن اتفاق خجسته ومیمون انقلاب اسلامی در این حوزه روی نداده است ، بسیار سخت تر می نماید .
این اتفاق نیافتاده است و این از این جهت برای امثال بنده سخت است که ی: آدم ولایی هستم وفکر میکنم دین مبین اسلام باید قدرت فرهنگی خود را به خصوص در حوزهء وسیع وتاثیر گذار هنرهای نمایشی به مصنهء ظهور برساند چرا که همه لوازم فرهنگی آنرا در حوزهء دین اسلام ما داریم هم تجربه اش را در تعزیه داریم هم پشتوانهء نظری اش رادر علوم کلامی وفلسفی می توانیم پیدا کنیم و هم عملا در اجتماع شکوفای اسلامی بعد از پیروزی انقلاب ودوران دفاع مقدس این تجربه های جدید ونوین مبتنی بر سنتهای لایزال قرآنی را داشته باشیم .
ولی چرا این اتفاق نمی افتد؟ شاید این تلخ ترین وجه مساله باشد که ما از دوران اصولگرایی واقعا این انتظار را داشتیم که یک حرکت بنیانی و تحول اساسی در حوزهء هنر وبه خصوص هنرهای نمایشی صورت بپذیرد ولی متاسفانه این موج هرگز برنخواست و بنای تئاتردارای محتوای سکولاری و ضد دینی دست نخورده باقی ماند ومتاسفانه افتخار این بکر ماندن تفکرات ضد دینی را هم بنام اصولگرایی ثبت کردند .
آری تلخ ترین وجه این مساله همینجاست جایی که به تفکرات حزب اللهی در عرصهء تئاتر بهای لازم داده نشد و در دورهء جدید هم متاسفانه چنین شجاعت وبصیرتی از جانب مسئولین هنری دیده نمی شود چرا که سیاست بر این است که آزموده ها را دوباره بیازمایند وهمان مسئولین سابق را فقط مانند مهره های شطرنج جابجا کنند ولی من بعنوان یک با تجربه می گویم تا آن تحول طوفان زا رخ ندهد وتا عزم مسئولین ما بر روحیات انقلابی 57 وشفاف سازی تفکرات انقلابی در هنر های نمایشی قرار نگیرد نمی توان برداشت مناسب و پیراستگی و اخلاقمند شدن تاثیرات هنری در جامعه را انتظار داشت .
هنر بطور عام در جامعه ما بر همان مبنایی قرار دارد که القاء گر تفکرات ریاکارانه و بدون احترام به عفاف و دینمداری واقعی در آن میباشد، این تجلی واقعی ولی پنهان هنر در جامعهء اسلامی ما میباشد واین وضعیت با پیشرفتها وایمان اجتماعی ما همخوانی ندارد. بواقع هنر وهنرمندی برای اکثر افراد شاغل در آن بصورت حیاط خلوتی در آمده که درآن میتوان حرکتهایی خلاف جریان توفندگی جامعه رامشاهده نمود واین جزیرهء ثبات وآرامش هنرمندان کاملا باعث از بین رفتن غیرت ایرانی اسلامی در نزد آنان شده است و این تاسف برانگیز است وتاسف برانگیزتر آن است که مسئولین امر هیچ تلاشی در جهت پیوستگی این جزیره به امت وملت نمی کنند . این چیزها را که میبینم گاهی خود را وفعالیتهایم را بر باد میبینم ولی وقتی یاد مجاهدت های رهبر کبیر وراحل امام امت خمینی کبیر می افتم ، وقتی یاد شهدا و مظلومیتهایشان می افتم ، وقتی چهرهء زخم خوردهء جانبازان را میبینم ، وبالاتر از همه غربت رهبر انقلاب را با خود میگویم که نباید فعالیت در راه اسلامی کردن هنر را رها کرد حتی اگر تو یک نفر تنها هم باشی باید آنقدر این خواسته را بیان کنی تا حقانیت آن آشکار شود بقول امام راحل خمینی کبیر (رضوان الله تعالی علیه) ما موظف به انجام وظیفه هستیم ، این جمله برای امثال من که عاشق اسلام هستم و شکوفا شدن همه جانبهء آنرا در تمامی ابعاد هنربطور عام و هنرهای نمایشی بطور خاص مشتاقم انرژی بخش و امید دهنده است والی الله المصیر !!
... واکنون ما را فردایی روشن خواهد بود که صبر و مساعی توام با معرفت به بار نشیند وما افتخار نمائئم به بندگی خداوند و آویختن به. معرفت قرآن و اهل بیت که ای« راه یعنی راهی واقعی ونورانی همراه با عطر گلهای شکفتهء فرهنگ وهنر اسلامی چنین باد وجز این مباد والسلام %
علی اکبر باقری ارومی ، کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر