مخلص كلام اينكه هدف و آرمان خاصي كه بهرام بيضايي از اجراي اين نمايش داشته و دارد القاي نوعي تنهايي وترس از آن بوده است. تنهايي و تك بودن و تك ماندن و ترس از بيان درونيات براي جمع و در عين حال بي فايده دانستن آن از جمله تئوري هاي بيضايي براي تبيين شخصيت خويش در زندگي و حيات حال حاضر خود مي باشد. آثار ديگر بيضايي نيز چه در عرصه سينما و چه هنر نمايش حاكي از تداوم همين تفكر در شاكله فكري و ذهني وي مي باشد. در “شبيه نامه دكتر نويد ماكان و همسرش” نيز بيضايي اين وحشت از جامعه را طرح مي كند و در آثار سينمايي خود امثال سگ كشي و ديگر آثار نيز اين را مورد تاكيد قرار مي دهد و در القاي آن كوشش مي نمايد كه جامعه معمولاتحمل شنيدن ندارد و چاره اي نيست جز بيان نجواهاي بلند و خودگويي و الخ!! ولي آيا واقعا چنين است؟ آيا جامعه ما اينقدر از هم گسسته است؟ آيا مردم نسبت به هم اينقدر بيگانه اند و احساس بيگانگي مي كنند؟اين برداشت غلطي از جامعه اي است كه نه تنها نسبت به دردهاي خود بلكه نسبت به دردهاي ديگر ابناي بشر هم دلسوز است و مي خواهد مشكلات انبوه جامعه بشري اعم از مسلمان و غير مسلمان را به نحوي حل كرده و آلام آنان را كاهش دهد. بايد گفت برداشت بيضايي از جامعه، ديد او نسبت به افراد جامعه، نگرش غلط او نسبت به آحاد آنها، و هويت فرهنگي خاص را براي جامعه قائل نبودن! سوالات زيادي را پيرامون اين برداشت ها مطرح مي نمايد كه جواب خاصي هم براي آنها ارائه نمي شود و برعكس، ب يضايي با طرح مجدد همين مسائل در آثارش به آنها مي پردازد.
    به هر حال ما باز اين سوال تخصصي را از آقاي بيضايي مطرح مي نماييم كه هدف والاي يك نمايش كه در چارچوب بنيادهاي اساسي مقوله فرهنگي تئاتر جلوه مي كنند چيست؟ آيا آقاي بيضايي اصولابه اين اهداف قائل است؟ آيا توانسته اين اهداف را در تكنيك كار خود به روز نمايد و يا همچنان ابهام زايي و پيچيده سازي را آن هم در زمانه اي كه تعريف آسانتري از ارتباطات در عرصه فرهنگي به روز ارائه مي شود، مدنظر دارد؟!
    نمايش “هنري است متجلي در خرد جمعي و براي سامان بخشيدن به حضور موثرتر مردم در بين مردم! با اين حال آقاي بيضايي آيا در اين اثر خويش مي تواند بگويد كدامين رويكرد را براي خود انتخاب كرده است؟ بي ريا مي پرسم آيا مي توانيد بگوييد نام اين كارچيست؟
نويسنده: علي اكبر باقري ارومي