شعری تقدیم به ساحت عشق !!
عیار عشق
لبان تو به لبخند بازنیست جز با عیار عشق؟
مجنون تر از مجنون کیست با عیار عشق؟
ار زفیض وجودت لبخندی رسد مرا بس !!
ز لبانت چو انار دانه ای رسد مرابس !!
سوختم وساختم وحیات خویش نباختم
اندر بوستان حیات شکوفائی خویش یافتم
شعر نیست آنچه که من ز کلمات یافتم
کلاف شعور است آنچه من بافتم
شعور درمان شعر است بوادی حیرت
عجبا که حیرت رنگ بازد بوادی عبرت
عبرت خویش جاری کن ز چشمه چو رود
شعر است رمز وراز این بود ونبود !!
رمز گشایی نتوان کرد آنرا جز به معرفت
گره این کلاف نگشایند جز به معرفت
قطره تو چون قطره ای باش از دریا
تا بگشایی تعبیرنیک از این رویا .
سروده به تاریخ 15/10/1388
علی اکبر باقری ارومی ، کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر