ماه عشق بازی با خدا

 

ماه عشق بازی با خدا

این شرح شهر عشق بازی با خداست

محبوب یگانهرا بدان همانا خداست

چودرهای رحمت بازشد به تبارک طوبی! طوبی!

 زنجیرشده ست شیطان بلطف خدا طوبی! طوبی!

لطف خدا برما جاری وماغافل ز اینهمه الطاف

خدا راببین در لیله القدر لطیف الالطاف !

ترا میبرد به اوج همراه با خود طوبی! طوبی!

وصلت میکنداوبذات خود طوبی! طوبی!

این چنین شد این روز مبارک بر تو پدید

اینهمه برکات بنده کجادید ؟ ندید!

یاد که تو همیشه در معرض نور خدایی آری!!

گشوده است بروی بنده در بارگاهی آری!!

بغفلت خود مانع مشو از نور حق ای بنده

چه مبارک ماهی فرصتی است ترااز حق ای بنده

دانی که فطرت تو با نور سازگارتر است تا با جهل؟؟

نور دائم از ذاتش جوی وتو قهر می کن با جهل

قطره لحظه ای که دمخور شود بانور حق

هر ماه پیش رویش شود عجین شود با نور حق

رمضان مبارک است و بادا تا ابد

قطره  راه یافته راهش باد تا ابد .

سروده در بیست ودوم مردادماه 1389

برابر با دوم رمضان المبارک 1431

هجری قمری

وظایف اجتماعی ما در ماه مبارک رمضان

                           

ماه مبارک رمضان با وظایفی شیرین ولذتبخش آمد هرچند این وظایف ممکن است در مرحلهء اول سخت به نظر بیاید ولی تاانسان در آزمونهای سخت خود را محک نزند هیچگاه به لذت اصیل مبارزه با خواهشهای نفسانی پی نخواهد برد روزه داری در واقع یک میدان مبارزه با تمایلات غریزی و نفسانی نوع بشر است که برای اعتدال بخشیدن به حیات او در احکام دینی پیش بینی شده است . در مورد روزه داری وحرمت روزه خواری علنی در دین اسلام احکامی وارد شده است که هم وظایف حکومت را میطلبد وهم وظایف احاد مسلمانان جامعه ما را که چطور بر نگاه داشتن حرمت خدا پای بفشارند و چگونه برای سخنان رب الارباب ارزش قائل باشند اینجا در واقع حکومت و مردم کار یکدیگر را در این حرمت گذاری تکمیل خواهند نمود . یادم اوایل انقلاب با شروع ماه مبارک رمضان این موارد خیلی رعایت میشد یعنی هم ارگانهای حکومتی مانند فرمانداری و شهرداری وسپاه وکمیته ها همه دست در دست هم شهر را پر از پارچه نوشته هایی میکردند که هم تبریک بود و مبارک بودن این ماه را تداعی میکرد و هم نسبت به احکام روزه خواری علنی هشدارهایی وجود داشت که این تلقی را نسبت به ماه مبارک تداعی گر اذهان مینمود که بیش از هرچیز حرمت خداوند را جلوه می بخشانید، خوب آنزمان اوایل انقلاب بود وشور انقلابی و پایبندی بیشتر به احکام دینی ولی الان سال بسال دریغ از آن سالها !! چرا که دیگر روزه خوار ی علنی در خیابانها و کوچه ها وگذرها هر چند توسط تک وتوکی آدم بی مبالات هم باشد مایهء رنجش مومنین است تا چه برسد به روزه خواری جمعی آنهم در کجا؟؟ در شهرستان مذهبی ری و در پر رفت وآمد ترین نقطهء شهر و در جلوی ایستگاه مترو و آنهم پذیرایی با چایی داغ !! حاشا وکلا !! البته امسال من ندیدم ولی مطمئنم که امسال هم وضع همان منوال را دارد منتهی با شدت وحدت کمتر یا حتی بیشتر که الله اعلم تماسهای پارسال وپیرارسال ما نتیجه نداد ولی ما باید بوظیفهء شرعی خود عمل کنیم . نکتهء ظریف تر از مو در اینجاست که حالا یک شهروند حالا بهر دلیلی که دارد چرا این حرمت را برای شرایع دینی خود که از جانب خداوند برای فلاح ونیکویی دنیا وآخرت وی ارسال شده است قائل نباشد که در درجهء اول مقابل خدا و درمرحلهء بعد مقابل دیگر بندگان روزه دار خدا حرمت شکسته و روزه خواری نماید؟ اگر دلیلش ندانستن است باید به او آگاهی دهیم ، اگر عناد است وی را معرفی نمائیم ، اگر شیوع منکرات حد قانونی بر او جاری نمائیم والخ الی النهایه .

ولی سئوال مهم همینجاست آیا با این وضع اخیر که نهادها فقط باویختن دو پارچه شکیل وقشنگ ورنگی و پر خرج وبا نگاشتن جملات احساسی تبریک حلول ماه مبارک را میگویند ومسئولیت خود را تمام شده میپندارند می توان حرمت شهر الله را نگاه داشت ؟ مگر ماقبول نداریم که امر بمعروف همراه با نهی از منکر است ؟ اگر قبول داریم پس نهی از منکرش کو؟ چرا یک تراکت کاغذی در اتوبوسها نمیبینیم که حداقل هشداری باشد مبنی بر حرام بودن روزه خواری و در کنارش هم انذاری باشد مبنی بر روزه گیری ؟ چرا سازمان عریض وطویل فرهنگی وهنری شهرداری نسبت به این فرهنگ مراقبت از حرمت ماه خدا بی اعتناست؟ نه در ایستگاههای اتوبوس شرکت واحد ، نهدر خطوط بی آرتی، نه در ایستگاههای مترو هیچ خط وپرده و سر وصدایی در این مورد دیده و شنیده نمی شود انگار قرار است ماه خدا در عین مظلومیت وارد و در عین مظلومیت خارج شود ( منظورم نمازهای عید فطر است که قصه ای دارد که خواهم گفت البته سر فرصت ) این از غفلت ما نسبت به امر شریعت ناشی میشود ودر جامعه اسلامی اینهمه بی اعتنایی نسبت به آن واقعا برای مومنین رنج آور است . حالا این میان شما اگر مثلا با سازمان تبلیغات اسلامی هم تماس بگیرید بنوعی رفع مسئولیت خواهد کرد چرا که اگر احساس مسئولیت میکرد در این چند سال کرده بود که لاقل بتواند سر وسامانی به این وضع بدهد ، رفع مسئولیت در واقع از بی اعتنایی نسبت به این ماه بزرگ بر میخیزد واین بی اعتنایی نسبت بشرایع دینی در حکومت اسلامی فکر نمی کنم از هیچکدام از مسئولین قابل پذیرش باشد و اگر مسئولی چنین کند مطمئننا میتوان او را عزل کرد چون شرط حضور هر مسئولی در پست مسئولیت نظام جمهوری اسلامی پایبندی به شرع مقدس اسلام وپاسداری از اجرای احکام دینی است ولی متاسفانه از بعد از جنگ چنین نبوده و تابحال هم که خبری از آن نیست . مسالهء رعایت حجاب وعدم برخورد با نقض کنندگان آن که در این چند ماهه بحث های فراوانی را برانگیخت از این نمونه اهمالهاست حال چه باید کرد ؟ در راس همهء امور برای رفع این معضلات ناشی از عدم اجرای شرایع دینی  این است که یک سازمان قوی و مستقل با نظارت تامه بر همه شئونات دولتی وانقلابی تحت عنوان سازمان امر به معروف و نهی از منکر جمهوری اسلامی تشکیل و بعد تمامی نهادهای اضافه بر سازمان دولتی وغیر دولتی منحل و همه فعالیتها متمرکزا زیر پوشش این نهاد مسئول قرار گیرد. مسئول این نهاد نیز با تائید مقام عظمای ولایت منصوب و بعد راهبرد این نهاد بتوسط ایشان عملی شود . البته میدانم که باید تاسیس این نهاد قانونی بوده ودر مجلس تصویب شود و بعد به تائید شورای نگهبان برسد ولی از آنجا که شورایعالی انقلاب فرهنگی متولی تصمیمات فرهنگی مملکت است میتوان با کمک از این شورا تاسیس این سازمان را فورا بتصویب رسانیده و شرایط شفاف ترو کامل تری جهت اجرای احکام شریعت آماده کرد و به برنامه گی و گلایه های عدم وجود بودجهء کافی و نداشتن نیرویس کافی و نبودن حمایت کافی خاتمه داد. جدا عرض میکنم این وادادگیها و گاها خوش خیالیها این ذهنیت را در جامعه و بین افراد مختلف شیوع خواهد داد که اینها تا زمانی که به نفع خودشان است سراغ شرع خواهند رفت و در غیر اینصورت هرگز گرهی از مشکلات اجرایی آن نخو.اهند گشود .

خدایا تو میدانی تو میدانی که اصالت انقلاب اسلامی ما بر اساس لکه دار کردن شرع اسلام وبی اعتنایی نسبت به آن بود و تو خود میدانی که قیام و خیزش وانقلابی گری حضرت امام برای نجا ت شرع اسلام از بی اعتنایی نسبت به آن بود که صورت پذیرفت و تو مارا بخاطر همین پیروز گردانیدی و رسالت بزرگ پاسداری از حرمت دین خود را بما تفویض نمودی ، خدایا در این ماه مبارک که حرمت آن بدست ما سپردی بتو پناه می آوریم از غفلت وسستی و سرگرمی بامورات روزمرهء زندگی در این ماهی که ما مهمان توئیم ما را در انجام وظایفمان موفق بدار ای مهربانترین مهربانان والسلام علینا من عبادالله الصالحین .

 

 

دوباره ماه مبارک رمضان شکوفا شد خوش بحالت !!

                                      شطحه ای بر افتتاح باغی از بهشت

سلامی باید گفت چو بوی خوش اشنایی !! بلبخند و گلخند و نفسی پیراسته از خود خواهی و تکبر که اگر غیر ازاین باشد گمان نمی کنم راهی بواقعیت این باغ داشته باشی و باید بدانی که بیراهه رفته ای بباغ خود رفته ای نه باغ بهشت . اینرا باید از ماه رجب آغاز کنی آنهنگامی که درخت طوبی آنقدر شاخه های خود را بزمین نزدیک میگرداند تا بتوانی ثمره (میوه ) معرفت از آن بچینی و خود را در معرض سایه ساران شاخه های بلند آن قرار دهی طوبی لمن حالک و نفسک من انفاسه من جانب ربک !!

واین رب چقدر ترا دوست میدارد هنوز که هنوز است دلش میخواهد ترا ای مخلوق بیاموزاند و تو وقتی ای بنده که محبوب خدایی آموختی آنگاه خواهی دانست که آموختن تو اشباع پذیر نیست اشباع نمی شود ، سیری ندارد ملولت نمی کند ، خسته ات نمی کند آنوقت پی خواهی برد که علم هنوز درب اول معرفت است و این گشایش بر تو ابواب و رحمات بعدی را در پی خواهد داشت تو مرد این میدان باش ببین که خدا ترا چگونه خواهد پذیرفت .

 بنابراین خدا را هر گونه میخواهی بخوان هر گونه که شایسته تراست بخوان در دعای جوشن کبیر اسمای هزار گانهء خداوند وجود دارد .

و اینها را تو وقتی وارد باغ اصلی ماه مبارک شوی در خواهی یافت چرا که پیش از آن باید در ماه رجب و شعبان خود را به باغ طوبی رسانده باشی و از آن میوه های دلچسب چشیده باشی و روح خود بقامت آن پرواز داده باشی تا برسی بباغ رمضان الله اکبر وفکبره تکبیرا

                                   مردم وچنین میانه میدانم آرزوست

                                   رجب وشعبان و رمضانم آرزوست

                                    اینکه خدا محبوب من مهجور است

                                   محبوبی چنین و ربی چنانم آرزوست

پس خود را در میان نعمتهای این باغ رها کن از این فرصت الهی برای رسیدن به نعمت کامل بهره ها ببر فرصتها را غنیمت بدان ای بندهء رب الارباب قرآن معجزهء بزرگ الهی را از مهجوریت رها نما چون قرآن خود معجزهء اکبر است رمضان از دل قرآن بیرون آمده وبر تو بندهء مومن خدا تجلی کرده است پس قرآن را بخوان با چاشنی طهارت و فهم ودرک وشعور و عمل خود زینت بده به نور قرآن وبعد سایر اعمال این ماه را چون صیقلی بر جانت بتابان آنقدر که نور واقعی را از جانت برون برتابانی وبر همان فطرتی شوی که در روز الست پیمان بستی و لبیک گفتی اللهم لبیک لبیک اللهم لک لبیک ان الحمد ونالنعمته لک والملک لا شریک لک لبیک لاشریک لک لبیک !!

ماه مبارک رمضان در اصالت خویش ماه تجلی واثبات حدیث ثقلین است ماهی است که درآن پیوند انسان با قران واهل بیت عصمت وطهارت علنی و آشکار میشود و تاکید خداوند وناموس هستی نیز بر همان است و اوج تجلی آن در شبهای قدر است .

ومن چه گویم از عظمت شبهای قدر که شب تعیین سرنوشت بشر وارایهء آن به حضرت حجه ابن الحسن العسگری مهدی موعود است ، شبی که امام اول شیعیان جهان حضرت امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام بضربت غافلانهء شقی ترین آدمهابدیار باقی می شتابد ولی فرزند باقیمانده اش حضرت بقیه الله زنده است تا بقای دین اسلام را تضمین و نور امیدواری را روشن نگاه دارد .

آری عظمت شبهای قدر در پیمان وعهد بستنی چون روز الست است در عهد وپیمانی چون عهد وپیمان با رسول خداست که از امتش پیمان که قرآن کریم وعترت او را از یکدیگر جدا ننمایند چرا که ایندو از یکدیگر جدا نمیشوند ! چون عهدوپیمانی است که امت باید با امام عصر سلالهء انبیا و اوصیاء باید ببندد وفریاد دلش با فریاد زبانش یکی باشد و اینها همه با غرش شمشیر او یکسان تر وتوفندگی او بر دشمنانش آشکارتر که هو الحق المبین !

آری رمضان است وباغ پر برکت فطرت الهی پیش رویمان و اینها که گفتیم جلوه ای بود از حقانیت آنچه، برمن مدعی بندگی ذات دوست داشتنی احدیت ظاهر بود واین با تو ای برادر مومن وخواهر مومنهء من میباشد که قدر بودن در این باغ را با نور معرفتی که راهنمای توست بیشتر بدانی !

رمضان قامت نور است بر ریشه فطرت

فطرت بجوی ای بنده رهاشو توزحیرت

میوه طوبی چشیدی یافتی امامت

قامت رمضان بین تا ذات خدایت

باغ رمضان همه نوراست علی نور

حور وملک وابنه خدایست همه نور

قطره زتاثیر آن ذکر اعظم همین بس

که تو قطره ای و محبوب دریایی از نور

وای رمضان ،رمضان محبوب رب الارباب رمضان دوست داشتنی امت رمضان محبوب همهء اولیاء واوصیاء، قطره بودن را بمن بیاموز که ازقطره است که دریا دریا شود الهی ایاک نعبد وایاک نستعین ومن الله التوفیق جمیعا فی شهر المبارک الرمضان والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .  

سرنوشت محتوم جرثومه ای بنام اسرائیل !!

 

                               

ظلم وستم پایدار نمی ماند این از عبرت های شگفت انگیز تاریخ است وکسانی که بخواهند با این سنت تاریخی مقابله کنند جز گام گذاشتن در راه سقوط چیزی برای گفتن وعرضه کردن ندارند، این سرنوشت محتومی است که اسرائیل برای خود انتخاب کرده است واکنتون در دامان آن غلتیده است و البته بیچاره چاره ای هم جز دست وپا زدن ندارد .

حمله دو روز گذشتهء ارتش اسرائیل که با مقاومت نیروهای مرزبانی لبنان قهرمان روبروشد و خیلی فوری با تقاضای آتش بس اسرائیلی ها روبروشد در واقع نزدیک تر شدن به همان لحظهء سرنوشت محتومی است که اینان برای خود رقم زده اند ، چون اسرائیل دیگر آن اسرائیلی نیست که در برابرش ناسیونالیسم عرب بود و مصلحت جو وسازشکار که به اسرائیل اجازهء تجاوز تا اعماق خاکهای عربی را میداد !! اسرائیل دیگر آن اسرائیلی نیست که بتواند مرکب غرور را سوار شده و تا بیروت بتازد و با رعب و وحشت فتوحات جنایت آلود خود را تکمیل کند !! نه در تجاوز روز سه شنبه اثری از آن اسرائیل مغرور که قبل از آغاز هر جنگی از تفرقه و عدم تجربهء جنگی و با استفاده از ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری جنگهای نرم وسخت هر دو وتوامان استفاده میکرد ، دیگر اثری نبود چون مقابل او اکنون فرهنگ دینی مقاومت ایستاده است ترس از مرگ دیگر معنا ندارد ، اکنون مقابل شهادت طلبان پیرو مکتب شعیه ایستاده اند همآنانی که شکست در جنگ 33 روزه را برای اسرائیل رقم زدندوبرای اولین بار عزت مقاومت وشرف شهادت را بر سلاح های پیشرفته وتانکهای مرکاوا باثبات رسانیدند ، همآنهایی که الگوی ملت فلسطین وحماس گشتند و مقاومت حماسی و22 روزهء غزه را رقم زدند و سنتهای تاریخی غلبهء خون بر شمشیر و مستضعفین بر مستکبرین را جلوی دیدگان خونخوار صهیونیسم وحامیانشان زنده وپابرجا ساختند .

این روزهای اسرائیلی ها که زمانی تمام منطقه را با فرهنگ قلدری و گسترش رعب ووحشت در مینوردیدند حالا خود کوچه های ترس اش راهم نمی تواند ویران کند .

واین روزها روزهای حسرت باری خواهد بود برای اعرابی که هنوز دست از تفکرات متعصبانه وپوچ عربی خویش دست برنداشته اند والبته هنوز بر همان اصرار دارند اعرابی که در حرکات بطئی خویش هنوز نتوانسته اند بین مفهوم الهی عزت و مفهوم شیطانی وسیاه ذلت عزت الهی را برگزیده و یکبارهم که شده عملا خدای عالمیان را عبادت کرده باشند ، این روزها روزهای سرنوشت سازی برای اعراب است همچون روز بدر !! همچون روز احد!! همچون روز عاشورا !! وخود باید تصمیم بگیرند ذلت و انفعال و یاعزت و انقلاب . سیر حرکت دنیا بسمت دومی است و مطمئنا انتهایش وصل بدیدار مهدی موعود خواهد بود انشالله تعالی اللهم عجل لولیک الفرج والنصر والعافیه والسلام %

 

یک حس غریب از آینده ای پیروز ( متی نصرالله الیس بصبح قریب )

انتظار باید کشید ، باز باید انتظار کشید تا غیرت وهمت و هموطن دوباره آشنای گوش کسانی شود که فلسطین را به ثمن بخس فروختند و بعد از گذشت شصت سال هنوز هم عین خیالشان نیست .

اینان انسان نماهایی هستند که نمی خواهند هیچ زحمتی بخود بدهند !!

ایستادگی ومقاومت که در کارشان نیست !!

انسانیت وهمبستگی با دوستان که حاشا وکلا !! ، پیمان بستن با دشمنان را ولی خیلی دوست دارند اصلا به افراد با دیدهء مخالفت نمی نگرند مگر اینکه بخواهند آنان را براه وطریقی غیر از آنکه دارند میروند دعوت نمایند. مانند آنچه اخیرا اعراب پیرو انقلاب اسلامی بدان گرویده اند وروح خود را با زمزم آن شستشو داده اند و آن روحیهء مقاومت و شهادت طلبی است ارزشی که از داخل لبنان اشغالی شروع شد ودر فلسطین اشغالی هم گسترش یافت و دمار از روزگار اسرائیلی ها در آورد.

باید اعراب خاورمیانه وشمال آفریقا این عبرت بزرگ را از تاریخ آموخته باشند که حال زمان مصالحه و گفتگویی که دشمنان نقشهء راه آنرا ترسیم کنند نمی باشد اگر می خواهید تاریخ ساز بوده وصفحات درخشانی برای فرزندان خود به یادگار بگذارید کسوت ننگین مصالحه ومماشات با دشمنانی را که بخون شما تشنه اند از تن بدر آورده وکسوت غرور آفرین مجاهدت و شهادت طلبی را برتن نمائید که تاریخ داور نیکویی خواهد بود برای آنانیکه عزت را با خون خویش به آن تزریق کردند .

واکنون بعد از شصت سال اشغال صهیونیستی سرزمین مقدس دینی من صفحات خالی کتاب تاریخ فلسطین رنگ و بوی دیگری گرفته انباشته از غیرت وحمیت وشهادت طلبی است و تاریخ عزت و مقاومت جوانمردان عرب بار دیگر در حال شکل گرفتن است و دشمنان مستکبر ما را در پرتگاه سقوط قرار داده است . پرتگاهی که شاهد سقوط رهبران سازشکار باصطلاح عرب نیز خواهد بود

انشاء الله تعالی قریبا دائما سرمدا والسلام %

 

آخر وعاقبت تئاتر در این ملک !!

 

من یک تئاتری ام وبه آن افتخار میکنم نزدیک به بیست سال است که هم درس آنرا خوانده ام و هم بصورت عملی در صحنهء اجرایی ونقد آن حضور داشته ام . در این مدت البته گاهی اوقات هم دچار سختی های طاقت فرسایی گشته وگاهی اوقات اصلا خواسته ام پای خود را از این حرفه کنار بکشم و بروم در گوشه ای به زندگی وحیات خود بدون هیچ دغدغه ای ادامه دهم ، ولی این امر را با روح انتخاب خویش وپوشیدن کسوت هنر در تعارض میبینم چرا که انتخاب کسوت هنر یعنی مواجهه با یک سری سختی هایی که بطور غیر مترقبه اتفاق میافتد واین امر خصوصا برای امثال بنده که فکر میکنیم هنوز آن اتفاق خجسته ومیمون انقلاب اسلامی در این حوزه روی نداده است ، بسیار سخت تر می نماید .

این اتفاق نیافتاده است و این از این جهت برای امثال بنده سخت است که ی: آدم ولایی هستم وفکر میکنم دین مبین اسلام باید قدرت فرهنگی خود را به خصوص در حوزهء وسیع وتاثیر گذار هنرهای نمایشی به مصنهء ظهور برساند چرا که همه لوازم فرهنگی آنرا در حوزهء دین اسلام ما داریم هم تجربه اش را در تعزیه داریم هم پشتوانهء نظری اش رادر علوم کلامی وفلسفی می توانیم پیدا کنیم و هم عملا در اجتماع شکوفای اسلامی بعد از پیروزی انقلاب ودوران دفاع مقدس این تجربه های جدید ونوین مبتنی بر سنتهای لایزال قرآنی را داشته باشیم .

ولی چرا این اتفاق نمی افتد؟ شاید این تلخ ترین وجه مساله باشد که ما از دوران اصولگرایی واقعا این انتظار را داشتیم که یک حرکت بنیانی و تحول اساسی در حوزهء هنر وبه خصوص هنرهای نمایشی صورت بپذیرد ولی متاسفانه این موج هرگز برنخواست و بنای تئاتردارای محتوای سکولاری و ضد دینی دست نخورده باقی ماند ومتاسفانه افتخار این بکر ماندن تفکرات ضد دینی را هم بنام اصولگرایی ثبت کردند .

آری تلخ ترین وجه این مساله همینجاست جایی که به تفکرات حزب اللهی در عرصهء تئاتر بهای لازم داده نشد و در دورهء جدید هم متاسفانه چنین شجاعت وبصیرتی از جانب مسئولین هنری دیده نمی شود چرا که سیاست بر این است که آزموده ها را دوباره بیازمایند وهمان مسئولین سابق را فقط مانند مهره های شطرنج جابجا کنند ولی من بعنوان یک با تجربه می گویم تا آن تحول طوفان زا رخ ندهد وتا عزم مسئولین ما بر روحیات انقلابی 57 وشفاف سازی تفکرات انقلابی در هنر های نمایشی قرار نگیرد نمی توان برداشت مناسب و پیراستگی و اخلاقمند شدن تاثیرات هنری در جامعه را انتظار داشت .

هنر بطور عام در جامعه ما بر همان مبنایی قرار دارد که القاء گر تفکرات ریاکارانه و بدون احترام به عفاف و دینمداری واقعی در آن میباشد، این تجلی واقعی ولی پنهان هنر در جامعهء اسلامی ما میباشد واین وضعیت با پیشرفتها وایمان اجتماعی ما همخوانی ندارد. بواقع هنر وهنرمندی برای اکثر افراد شاغل در آن بصورت حیاط خلوتی در آمده که درآن میتوان حرکتهایی خلاف جریان توفندگی جامعه رامشاهده نمود واین جزیرهء ثبات وآرامش هنرمندان کاملا باعث از بین رفتن غیرت ایرانی اسلامی در نزد آنان شده است و این تاسف برانگیز است وتاسف برانگیزتر آن است که مسئولین امر هیچ تلاشی در جهت پیوستگی این جزیره به امت وملت نمی کنند . این چیزها را که میبینم گاهی خود را وفعالیتهایم را بر باد میبینم ولی وقتی یاد مجاهدت های رهبر کبیر وراحل امام امت خمینی کبیر می افتم ، وقتی یاد شهدا و مظلومیتهایشان می افتم ، وقتی چهرهء زخم خوردهء جانبازان را میبینم ، وبالاتر از همه غربت  رهبر انقلاب را با خود میگویم که نباید فعالیت در راه اسلامی کردن هنر را رها کرد حتی اگر تو یک نفر تنها هم باشی باید آنقدر این خواسته را بیان کنی تا حقانیت آن آشکار شود بقول امام راحل خمینی کبیر (رضوان الله تعالی علیه) ما موظف به انجام وظیفه هستیم ، این جمله برای امثال من که عاشق اسلام هستم و شکوفا شدن همه جانبهء آنرا در تمامی ابعاد هنربطور عام و هنرهای نمایشی بطور خاص مشتاقم انرژی بخش و امید دهنده است والی الله المصیر !!

... واکنون ما را فردایی روشن خواهد بود که صبر و مساعی توام با معرفت به بار نشیند وما افتخار نمائئم به بندگی خداوند و آویختن به. معرفت قرآن و اهل بیت که ای« راه یعنی راهی واقعی ونورانی همراه با عطر گلهای شکفتهء فرهنگ وهنر اسلامی چنین باد وجز این مباد والسلام %

یک انتظار واقعی !!

زمان به پیش میرود و ما هم !! پیش رفتن را از مولایمان آموخته ایم پیش رفتنی توام با کسب رضایت از خدا و تمرین میکنیم پیروی از ولایت را با گام گذاشتن در راه ولایت فقیه !! راهی که امام راحل پیش پایمان گشود و بعد از ایشان خلف صالح شان حضرت آقا با صلابت همان راه را پیشه کردند ونورانی نگاه داشتند.

و اکنون زمان را ما امت امام زمان به پیش می بریم مسیر یک مسیر مشخص است و آن صراط مستقیم الهی است واین علیرغم همه بدخواهان است وما راباکی از اینهمه بدخواهی نیست که الاسلام یعلو علیه ولا یعلی الیه .

واکنون سالی دگر برما گذشت و ما همچنان منتظریم و شعرسرودهء ذیل را تقدیم مقدمش مینمایم :                    

                                       یک انتظار واقعی !!

انتظار راباید دوست داشت اما واقعی

ولایت را باید پاسداشت اما واقعی

جان را باید بجانان سپرد با دوستی

دوستی ها را باید دوست داشت اماواقعی

دین را باید پذیرفت در ظاهر وهم باطن

تردیدها کنار باید گذاشت اما واقعی

گر منتظر ظهوری تصمیم باید گرفت تصمیم

گام در راه باید گذاشت اما واقعی

حک بر دل وجان چون نمودی قرآنرا

دل وجان براه اهل بیت باید داشت اما واقعی

خونخواه مظلومین بود باید از روز عاشورا

شمشیر بدست باید داشت اما واقعی

این روز نیمه تمام راباید تمام کرد بطلوع ظهور

بیعتی از سر جان باید داشت اما واقعی

بهر همرهی یار عالمتاب آماده باید شد

درین همرهی مراقبت ها باید داشت اما واقعی

منتظر بایدبود ولبیک باید گفت در قیام

اطاعت امرش در کردار باید داشت اما واقعی

با مقتدای مجنون صفتان در گذر از صحرای عشق

عشق را باید درجان وروان داشت اما واقعی

افق خونرنگ است برنگ طلوع خورشید درسحر

خورشید وارروشنی باید داشت اما واقعی

بهای جان در وصل جانان دیدار روی توست

درلحظهء دیدار سرباز باید داشت اما واقعی

شعر قطره موجی از محبت است نثار دوست

ترا ای دریا دوست باید میداشت اما واقعی

قطره در لذت دیدارت دریایی از شعر طوفانی است

درد شعور درشعر باید کاشت اما واقعی

به امید طلوع ظلمت شکن آفتاب ولایت علوی صفت وحسینی تبار حضرت مهدی موعود عجج الله تعالی فرجه الشریف