ما را از چه میترسانید؟

آقا یا خانم اندیشه نمی دانم چه عنادی با بسیجیان دارید ، هر عنادی دارید داشته باشید بسیجی پیرو رهبر و ولایت فقیهی است که البته شما ها میدانیم که با این مساله موافقتی ندارید .

خواهر یا برادر من شما میخواهید آشوب و اغتشاش کرده با منافقین همکاری داشته باشید و شبکه های ضد انقلاب رسانه ای خارجی شما را در جهت پایمال کردن استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی ایران پر افتخار یاری کنند و بسیجیان و نیروهای انتظامی جلوی شما را نگیرند؟خواهر یا برادری که نامت اندیشه است خالی از اندیشه مباش آن ده بسیجی را که کشته شدند چه کسی کشت؟ مسجد لولاگر را چه کسی به آتش کشید؟ به جانباز بسیجی چه کسی حمله کرد و او را مجروح کرد؟ نیروهای انتظامی را چه کسانی مجروح کردند؟

آقا یا خانم اندیشه آن دو عضو یک خانواده که یک دختر کوچک به همراه مادرش بود را چه کسی کشت؟

اندیشهء خود را خالی از هر شبهه بدارید بخون شهیدان انقلاب و دفاع مقدس سوگند که نخواهید توانست خدشه به ارکان انقلاب یعنی قانون اساسی و ولایت فقیه و حرمت مردم وارد آورید اگر شما بخواهید با دین ما بجنگید ما با همهء دنیای شما خواهیم جنگید . اللهم اجعل وفاتی قتلا فی سبیلک تحت رایه نبیک و رایه ولیک و ولی ولیک نائب حجتک و حجتک فی ارضک تمتعه طویلا والسلام .

اشتباه آقای هاشمی رفسنجانی !!

خطبه های آقای هاشمی رفسنجانی انتظارات امت حزب الله از ایشان را برآورده نکرد ! آقای هاشمی اگر عاشق ولایت و رهبری به اذعان خودشان بوده اند اگر شصت سال است که در رابطه با انقلاب هستند و اگر شاهد تمامی وقایع تلخ و شیرین آن بوده وهستند چرا در شرایط فعلی ضامن وحدت بخش مردم را که همانا رهبری باشد فراموش میکنند و از ابراز ارادت علنی نسبت به مقام عظمای ولایت خود داری کرده  وحتی در تایید سخنان فصل الخطاب ایشان که فرمودند سخنی به میان نیاورده و حتی انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد را به ملت تبریک نمی گوید !! جای تعجب از ایشان است که بدون اشاره به تفکیک  آشوب طلبان از رای دهندگان با تحلیلی عجیب وغریب همان حرفها را که در نامه سرگشاده ء خویش به مقام عظمای ولایت نگاشته بودند به نوعی دیگر در این خطبه ها تکرار کردند .

سخن ما با ایشان این است که آقای هاشمی آیا رواست که حزب الله و رهبری وقائد آنرا به خاطر حمایت از کسانی که راه قانون را وانهاده و خودخواهانه راه دیکتاتوری در پیش گرفتند  آزرده خاطر نمائیدکه نمودید آقای هاشمی سئوال من این است که آیا شصت سال مبارزه نمودید که اکنون جلوی مقام عظمای ولایت بایستید؟ آیا این است معنای عشق وارادت به مقام رهبری ؟ از شدت تاثر دیگر نمی توانم به موارد تعجب برانگیز دیگر در خطبه هایتان اشاره کنم چون شما نشان دادید که دیگر از فرصتها نمیتوانید برای عاقبت به خیری خودتان استفاده نموده و با اعتراف به اشتباهات اطرافیانتان راه خود را به آغوش پر مهر رهبری وملت هموار نمائید فقط باید درانتها گفت که من برای مظلومیت رهبر عزیزمان باید اشک بریزم  واز دیده اگر خون هم جاری کنم رواست !! فاعتبروا یا اولی الابصار .

چرا باز هم بر همان راه می روید؟

 نگاهی به سایتهای اصلاح طلبان وعناوین انتخابی برای این سایتها و مطالب و موضوعات مندرج در آنها نشاندهند هء عناد ورزی و اصرار وابرام آنها بر آرای خودشان ومبنی بر تقلب در انتخابات است مثلا در سایت قلم و علیرغم اینکه تدبیر مقام معظم رهبری برای فرونشاندن آتش اختلافات و اینکه برزگوارانه با گذشت از خطاهای قانون شکنانه اصلاح طلبان را از جمع ملت جدا ندانستند وآنان را به بازگشت به جمع ملت دعوت نمودند ولی این سایت گویا اصلا بنای این ندارد که نقش محوری مقام عظمای ولایت را بپذیرد این سایت با حک عکس امام خمینی ، میخواهد به برداشت انحصار طلبانه و یکجانبه از افکار امام راحل ادامه دهد . در حالیکه افکار امام حول محور قانون گرایی و واعمال ولایت مطلقه فقیه استوار بود ،  بدون در نظر گرفتن قانون اساسی و اختیارات مقام عظمای ولایت در آن همچنان خود را یگانه مظهر تفسیر وتعبیر بیانات ایشان میدانند!! یا مثلا سایت های پشتیبانی امثال سایت های انتصاب دهم بدون هیچ مدرک ومستند قابل توجهی خود را مالک مطلق رای ملت میدانند ورای ملت به غیر خود را هرگز بر نمی تابند . سئوال من از آقای موسوی وحامیان متکبر و خود بین که غیر از خود را شایسته هیچ جایگاه برتر و همراه با نصرت وپیروزی نمی دانند این است که آیا تا کی خواهید توانست این گونه به عناد با یک ملت ادامه دهید وبه او توهین روا دارید؟ آیا فکر نمی کنید که زمان تامل و تفکر ورجوع به نفوستان فرا رسیده است و اینهمه گذشتی را که در حق تان روا میشود نباید به حساب سادگی مجموعه ء نظام وملت بگذارید بلکه باید آنرا به حساب برزگواری وشعور بالای آنان بگذارید.

آقایان اصلاح طلبان در نوع نگرش خودتان به خودتان تجدید نظر کنید و همراه ملت ونظام و رهبری راه عزت ملی را ادامه دهید انشاء الله خداوند هدایت تان کند .  

گلی از بوستان عشق

 

غم آمد وخیمه زد مقابل عشق

حیا کرد وروی برتافت عشق

سپاه غم آمدو تا قلب عشق تاخت

خنده آمد وتاخدا نرد عشق باخت

عشق وغم، خنده وشادی بهم که بافت

چشم انتظارمن بافته ها زهم که تافت

انتظار امد وبرد سوی چشمانم براه

منتظران را هم گدایم هم شاه

نسیم کجاست که بیاورد عطر او

قلب ما مدعی است بر عشق او

باغ قلبم را چوبا غم آبیاری میکنم

بیاد تو از بوستانم پاسداری میکنم

بوستان من ژر زگل است رنگارنگ

بهر دیدارتو بشکفته است هماهنگ

چنان است که خون جاری به رگهایم

عطر گلهاست شمیم روزها وشبهایم

در بوستان عشق آراسته ام با گلها

نگاه شهلای تو جسته ام با گلها

پس کی میگذری تو از کوچهء دل ما

نظر کی میکنی به مهر بر دل ما

ای عجبم از مهر عشق در این زمانه

میدردپردهء شب تیری زین کمانه

بای ذنب قتلت ؟!

                                         خبر دردناکی دیگر از اروپا

هنوز یادمان نرفته است که خانم مرکل هر روزه با عجله می آمد وراجع به حقوق بشر و وضعیت آن در ایران ابراز نگرانی میکرد !! حالا در این اروپا که این قدر نگران حقوق بشر در مناطق مختلف دنیاست  امروز یک خانم محجبهء مصری را در دادگاه وبه ضرب چاقو در پیش چشم شوهر و فرزندش به قتل رسانیدند و شوهرش هم بواسطهء اشتباه پلیس که معمولا فقط از پلیس های اروپایی و آنهم در مقابله با غیر اروپایی های ساکن در آنجا رخ میدهد به ضرب گلوله به قتل رسید . حالا باید پرسید که خانم مرکل این دو مصری تحصیل کرده آیا حق حفظ اصالت های فرهنگی خویش را ندارند ؟ این عمل دفاع از اصالت های فرهنگ بومی و رعایت حلال دینی البته که در منشور حقوق بشر شما جایی ندارد وگرنه شما هیچ وقت به خود اجازه نمی دادید که انتخابات با شکوه ایران اسلامی را زیر سئوال ببرید وبه ملت سلحشور ایران توهین نمائید ولی در خود آلمان نتوانید از حقوق شهر وندان  غیر المانی خود حمایت نمائید!! آیا واقعا این رعایت حقوق بشر است یا تفسیر به رایی از وقاحت و جنایت  مطمئن باشید که دیر یا زود باید در دادگاهی عادل پاسخگوی این جنایت بی شرمانه وهتک حرمت یک مسلمان به خاطر رعایت مبانی دینی و حفظ حجابش باید باشید و هو الله الاحکم الحاکمین آمین یا رب العالمین والسلام

سلامت باد ای اسوه صبر وتقوی

السلام علیک یا زینب کبری

براستی سلام میکنم بر اسوه صبر و ایمان وتقوی !

سلامت میکنم ای دختر علی که درود خدا بر او باد  سلامت میکنم ای داغدار دوران آخر دیدن غم ارتحال جدت خاتم الانبیاء وبعد از او مادر گرامی ات زهرای بتول فاطمه سلام الله علیهم اجمعین وبعد از او مصیبت پدر وبرادرانت حسن وحسین بالاخره از دست دادن فرزندان و برادرت عباس واصحاب پیامبر براستی چه کردی تو زینب کبری اسوه صبر واستقامت ای تو که درس دادی به استقامت ای تو که درس دادی به صبر.

سلامت می کنم ای زینب که تو را برای درس دادن به تاریخ انتخاب کرده بودند و تو همه آ« مصیبتها را با یک لحظه عشق خدای یکتا عوض نکردی و همه آنها را جز زیبایی ندیدی چرا که تو شهادت را از آن رو زیبا میدیدی چون حق این ودیعهء الهی که انسان را به مهمانی خدا می برد جز زیبایی نیست ونخواهد بود.

سلامت میکنم همراه ملائک مقرب در آسمانها که بهترین تفسیر را از آیه ء قرآنی ارجعی الی ربک راضیه مرضیه را ارایه نمودی تا در دل تاریخ به یادگار بماند .

ای بانو اکنون عزادار توئیم  عزادارکسی که بر آنهمه رنج وتحمل دیدن عزیز ترین کسانش یعنی حسین بن علی (ع) و سایر عزیزانش جز شکر خدا نگفت و جز اطاعت حق روا نکرد وتا آخر عمر خویش را در مبارزه با ظلم وستم اموی گذرانید ورنج تبعید و دوری از خانواده را تحمل نمود و بالخره در غربت جان به جان آفرین تسلیم کرد و الگویی جاودانه برای بانوان عالم برجای گذاشت سلام و درود خدا بر تو عمه و خاتون ما شیعیان اهل بیت که با فداکاری ات پیام عاشورا را ماندگار جانمان نمودی .

دلم تنگ مولاست !!

سلام مولا جان نمیدانم از دلتنگی هایم با تو چگونه سخن بگویم تو آنقدر خوبی و به خوبی مانده ای که تاریخ از تو جز خوبی بیاد ندارد . مولاجان انگار همین روزهای پسین بود که تو ازپیش ما رفته ای و روزگارهای پسین تر که تو پای بعرصهء وجود گذاردی و عالمی را بوجد آوردی .

مولا جان گویی خضر را میبینم که تشنهء دیدار توست و تمامی انبیایی را که چون تو یار و یاوری نداشتند و همه منتظر تجلی ظهور و بروز تو و شجاعت ذاتی تو ، همه آن برگزیدگان منتظر تو بودند وتو که آمدی عشق شکوفا شد نبی الله حضرت ختمی مرتبت خود تورا با نفس بهشتی اش بزرگ کرد و چنین شدکه تو با عشق شکفته شدی . بهتر بگویم آنروز که تو در کعبه بدنیا آمدی در واقع خداوندکریم ترا بدنیا وبه رسول اکرم هدیه کرد آری تو هدیه خدا به رسول الله و امت وی و دختر وی حضرت زهرای بتول عذرا بودی چرا که اگر دخت گرانقدر رسول الله کوثر وخیر کثیر بود چون تویی او را سزا بود که کفوا او باشد و خداوند کریم چون شمائی را در آسمانها تزویج کند.

مولا جان گفتم و از خوبی های بی پایان شما گفتم هرگز ذزیهء شما حضرت امام راحل و نائب بر حقشان سیدعلی عزیزتر از جان را فراموش نمی کنیم و وجود علمای گرانقدری را که همگی از ذریهء شما هستند و بالاخره از مولای عشق وعدالت که بوی شما را میدهد حضرت حجه را میگویم آری مهدی موعود را !! که انتظار را معنایی دگر است برای منتظرانش ، والبته با رعایت شرط ولایت که هر لااله الا الله که میگویی اگر بدون ولایت و بیعت با ولایت شما وخاندان ات باشد پذیرفته نیست .

مولا جان گفتیم که تو شکوفهء عشقی بر دامان حیات ما که این عشق را باید به عاشقی پاسخ گفت و ما عاشقی را هم از تو می آموزیم و هرچند شاگرد خوبی نباشیم ولی از اینکه هنوز شاگرد این مکتبیم

وهنوز تو ما را دوست میداری و فرزندت مهدی موعود ما را دوست میدارد و فرزندانش نیز ما را دوست میدارند و حضرت روح الله رحمت الله علیه و آقا سید علی حفظ الله هم مهر خود را نثار ما میکند بسیار خوشحالیم . راستی مولا جان میدانی در انتخابات چه گذشت ما پیمان شکنی نکردیم واصلا طی این چند سال از پیمان شکنان کوفی مسلک هم خوشمان نمی آید این کوفی مسلکان با الله اکبر و پوشش دینی ورنگ سبز سیدی خواستند خودی نشان بدهند ولی مولا جان بقول رئیس جمهور مان که مرامنامه شما را که به مالک اشتر نوشته بودید عمل میکند اینها خس و خاشاکی بیش نبودند وهمه آن قریب به چهل میلیونی که با ولایت فقیه و قانون اساسی بیعت کردند نشان دادند که راه را از بیراهه بخوبی میشناسند و بخوبی هم شناختند .  مولا جان روز تولدت مبارک امیدوارم روز دیدار شما در هنگامه حکومت عدل فرزندتان که شما هم باذن خدا رجعت خواهید کرد نزدیک و نزدیک تر باشد انشاء الله تعالی

 

ختم کلام باید ز علی سخن باید گفت

باز باید زعلی سخن باید گفت

زآن نور منجلی سخن باید گفت

هدیه خدا به خلق الله علی بود

نور هدایت بر همه ما علی بود

آنگاه که امت رسول را به دین آزمودند

میزان آزمون همه علی بود

درشب لیله المبیت جان علی جان رسول بود

جان برکفش داشت همو که علی بود

فرق بین حق وباطل ذوالفقار علی بود

حامی عدل وداد خداوند کریم

دل مومن و دادخواه علی بود

علی یک دریا بود و من قطره فدایش

آنکه جانش فدای خدا بود علی بود

همراه رسول حبش را نثار میکرد

در رکوع نماز اهل ایثار علی بود

من قطره گر به دریای سخن برانم

در سخن کم بیاید در مدح آنکه علی بود

چرا عصبانی هستید؟

خانم محترم 

شما هم که عصبانی هستید !! اگر شما فکر میکنید که دشمنان ما از دشمنی با شما دست بر میدارند این خیال خامی بیش نیست چون همانطور که گفته ام شما باید مقداری دشمن شناسی خود را اضافه کنید وبر معرفت خودشناسی تان نیز بیافزایید آخر همه اش نمیشود که انسان بخواهد دوست و دشمن را جذب کند یک دافعه ای هیمنه ای قدری جوهر انسانی ای و نشانهء فرهنگی ای ؟!! خواهر من اگر ما هم دشمنی ها را خوش خیالانه فراموش کنیم آنها تا ریشهء ما را نکنند دست بردار نخواهند بود .

ثانیا ما چه گفتیم که به شما بر خورده ما دلمان برای اعتبار هنری استاد بیشتر میسوزد واز ایشان خواسته ایم که اعتبار هنری خود را خرج حزب بازیهای سیاسی نکنند  شما میگوئید استاد موضع گیری به نفع هیچ یک از کاندیداها نداشتند پس این زیر سئوال بردن آرای ملت در مصاحبه چه بوده است/

نکتهء دیگر قابل اشاره این است که آیا جشن بزرگ شرکت ۴۰ میلیونی ملت ایران سزای این نیست که از آثار استادی که افتخار ملت ایران است استفاده شود اگر استاد و آثارش متعلق به ملت ایران نیستند پس به کدامین فارسی زبانان دیگر تعلق دارد آیا به آنانی که فقط رادیو بی بی سی گوش میدهند؟

خواهر من آیا شما وقتی وارد یک بازی قاعده مند سیاسی میشوید از ابتدا قاعده وقانون را قبول میکنید یا نه با تزویر وارد یک بازی قاعده مند میشوید تا بعد سر فرصت زیر همه قواعد وقوانین موضوعه بزنید  ما اگر اصول گرا هستیم چون به قانون پایبندیم شما راه خودتان را بهتر انتخاب کرده وراه تمکین به قانون را بیش از پیش تمرین نمائید. والسلام

جواب کوتاه به یک معترض

 خواهر عزیز گویا باید بیگانه نفوذ خود را به تمامی معنا عیان کند تا ما پی ببریم که او طمع به آب وخاک وناموس ما دارد اینکه شما رد پای بیگانه را نشناسید و دوست را از دشمن تشخیص ندهید ونفاق را از خلوص باز نشناسید مرا به تاسف وا میدارد ابراز عقیدهء سیاسی را چه صنمی با در غلتیدن به دامان دشمنی که دشمنی اش اظهر من الشمس است . خواهر من کمی با احساسات فاصله بگیریم و بدور از احساسات به عقل و منطق روی آوریم واگر دیدیم اشتباه رفته ایم اعتراف به اشتباه داشته باشیم . این خود بزرگترین قدم بسوی کنار گذاردن کینه هاست واین عملی است که اگر اصلاح طلبانی مثل شما به آن مبادرت ورزند میتوانند گام های بعدی را نیز برای اعتماد سازی بردارند موفق باشید .

استاد شما دیگر چرا؟؟

                                              استاد شما دیگر چرا ؟؟

در خبرها داشتیم که استاد شجریان در اعتراض به رای نیاوردن مهندس موسوی صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران را تحریم و به رسانه های بیگانه مجوز قطعی استفادهء نامحدود از آثارش را صادر و

انتخابات جمهوری اسلامی ایران را زیر سئوال برده و بدین وسیله در مصاحبه با بی بی سی اعلام موضع نموده است . نکته ای که برای من جای ابهام فراروان دارد آخر چرا با بی بی سی که دیگر نقش اش در آشوبهای اخیر بر همگان روشن بوده است و جای شکی بر این دخالت آشکار باقی نمانده ونیست . اگر یک هنرمند میخواهد وارد قضایای سیاسی شود باید بگونه ای وارد این جریان شود که در درجهء اول اعتبار هنری خویش را به تاراج نگذارد و حداقل بتواند روزنه های نفوذ را بسته و بیش از هر چیز بر اعتبار شهر وندی خود و رعایت مردم سالاری و قبول باخت و تایید ریاست جمهور منتخب و گردن گذاردن به قانون بیافزاید .

باید از جناب آقای شجریان پرسید آیا این برای شما بهتر نبود؟

آیا شما به مسائل انقلاب رنگی و توطئه های ششماههء اخیر بیگانگان  مبنی بر القاء تقلب آگاهید؟

شما حق بزرگی بر هنر موسیقی اصیل ایرانی دارید آیا این حق را به این آسانی به پای اعتبار آقای موسوی ریختید وبه آن خدشه ای به این بزرگی وارد نمودید؟ تا آنجا که من به یاد دارم همواره هنرمندان ما در جنگ با دیکتاتورها بوده اند و برای استقلال و آزادی این میهن جنگیده اند و به شهادت رسیده اند عشقی ها نسیم شمال ها وفرخی یزدی ها را هنوز یادمان نرفته است 

ولی میشود استاد به ما بگوئید شما برای چه به جمع انقلابیون سبزی پیوسته اید که آمده اند بگویند هیچ ساز وکار قانونی وحتی قانون اسالسی و مهمتر از همه رهبری را قبول ندارند؟

اقای محمد رضا شجریان عزیز آیا رواست که شما خود را خرج کسانی کنید که هیچ قاعده ای جز خودشان را قبول ندارند؟

آیا مگر شما در همین مملکت نبود که حداقل چهار سال است با استفاده از امکانات دولت جمهوری اسلامی ایران در فرهنگستان رسمی هنر این نظام کلاس آواز دایر نمودید ؟

آیا مگر شما در این مملکت بی حرمتی دیده اید؟ آیا کار شما را بی ارج کرده اند؟ آلبومهای شما را توقیف کرده اند؟استاد خود واعتبار خود را فدای بازیهای سیاسی ای ننمائید که هدفی جز انهدام این نظام و هضم استقلال همه جانبهء این نظام در نظام سلطه ندارند . آیا برای شما دشمنی امثال آمریکا و انگلیس و فرانسه و حتی آلمان ثابت نیست ؟ آیا آنانی که در دوران جنگ تحمیلی با تجهیز صدام معدوم به انواع سلاح های کشتار جمعی اورا دربیرحمی هایش علیه ما یاری دادند ودر طی دوران بعد از جنگ هم نشان دادند به چیزی جز نابودی ملت و نظام ما راضی نیستند ! حالا در این انتخابات چه کسی باور میکند که آنان دلسوزتر از دولت ما ونظام ورهبر ما برای ملت ما باشند؟

استاد گرامی آقای محمد رضا شجریان آیا برای شما شرکت بیش از 85% آحاد ملت شگفت انگیزتر از عدم پیروزی کاندیدای شما نیست ؟ چرا این دید حقارت آمیز را نسبت به ملت مسلمان و شهید پرور ایران روا میدارید و هنر اصیل خود را به باد بی مایگان فرهنگی و ضد فرهنگ ایرانی میسپارید؟ آیا اعتماد به ملت ایران تا این حد برای شما حقارت آمیز است ؟

استاد عزیز ملت ایران نجیب و بخشنده و سخاوتمند است به آغوش ملت بازگردید . والسلام

 

عسل تلخ

                                                             

عسل تلخ !!

عسل شهد شیرین برآمده از دل طبیعت است ولی نفس آدمی وقتی آنرا میچشد  میداند که آنرا برای چه منظوری چشیده است .

این است که ما با توجه به اینکه میدانیم که تلخی چه مزه ء نامطبوعی است وبرای اینکه هرگز سراغ آن نرویم مزهء شیرین عسل را میچشیم و آنرا در خاطرمان نگاه میداریم . عینا همین واقعه در زندگی سیاسی ما در خردادماه امسال رخ داد بعد از یک حضور پیروزمندانه در عرصهء انتخابات و حضور حداکثری 85 % تلخی هایی رخ نمود که ما را خیلی سریع بیاد آ« شیرینی شهد شیرین حضور حماسی در عرصهء انتخابات بیاندازد وقتی ما میگوئیم حضور هشتاد وپنج درصدی این یعنی یک رکورد در دمکراسی دنیا !! این یعنی ظهور مردمی در صحنه آنهم بعد ازسی سال گذشتن از انقلاب اسلامی وعمر نضام جمهوری اسلامی !! ومهر تایید دوباره ای بر پای نظام و قانون اساسی و رهبری ولایت فقیه میباشد .  خوب این شیرینی فوق العاده ای داشت این یعنی راه افتادن  موج جدید از مردمسالاری و به چالش کشیدن لیبرال دکراسی و نئو لیبرالیسم غربی  واین غرب را زیاد خوش نیامد وآنها را به موضع گیری سریع وصریح کشانید آنها آیندهء خویش را مبهم و روزگار خویش را تلخ و تیره وتار میدیدند بنابر این تنها راه چاره را در تلخ کردن این پیروزی با هماهنگی عوامل داخلی دیدند واین کار را به محض وارد عمل شدن آنها از خود بروز دادند .

آری آنها وقتی ناراضیان خود ساخته و متمایل به خود را در صحنه ء اغتشاش واشوب دست اندرکار دیدند شروع به گرفتن ژستهای حق به جانب و جاه طلبانه نموده و تا میتوانستند اشک تمساح ریختند آنان بظاهر میخواستند کام تلخ شدهء خود را شیرین نشان دهند و کام شیرین کرده و کام شیرین ملت ما را تلخ نمایند ولی اعجاز خداوند در همین جا رخ داد وشکست دشمنان منافق صفت داخلی ما را که میخواستند از اعتماد ملت سوء استفاده کنند خیلی سریع پیش آورد ملت را آزمونی دیگر و امتحانی الهی در پیش بود وملت باید لیاقت و بینش و بردباری و قدرت تحلیل خود را نشان میداد  و نشان داد و سوء استفاده کنندگان از ارزای ملی را از خود دفع کرد .

ملت مسلمان وغیور ایران فهمید که در بازی دمکراسی برنده وبازنده وجود ندارد بلکه در این مسابقهء خدمتگزاری آنکس برنده  است که فرصت خدمت به ملت را بی منت از کف ندهد ونمی دهد  بنابراین  ملت برندهء این رقابت سالم را بعنوان رئیس جمهور خود پذیرفت ولی متاسفانه رقیب شکست خورده نشان داد که بخاطر رسیدن به مسند قدرت حاضر است همه را قربانی کند و این همان تفسیر قدرت از دیدگاه فرهنگ بی محتوای غرب است وچنین نیز شد و با پشتیبانی اجانب در واقع برگهء ناموفق امتحان امثال میر حسین موسوی ها رو شد وظرفیت کم ایشان را در تجزیه وتحلیل شکست یا پیروزی چون برگه های دیگر عدم توفیق به اصطلاح اصلاح طلبان اصلاح ناپذیر به آنان اضافه کرد وسقوطی دیگر را برای این اصلاح ناپذیران تاریخ رقم زد. آری رمز وراز تلخی یکعسل شیرین در این است . قرآن کریم در این مورد می فرمایند که بسا خیر که شر به نظر بیاید ولی خیر باشد وبسا شر که خیر به نظر بیاید ولی شر باشد ولی غاقبت از آن متقین است .   ومتقین کسانی اند که ولایت را میشناسند و معیار عملشان همان است  آری این از الطاف خفیهء خداوندی بود که ما را در زمان پیروزی آزمود تا ما را ببیند که آیا بر طریق بندگی استواریم یانه و ما نشان دادیم که همان گونه ایم ما منتظران مهدی موعود مشتاقانه با اطاعت از ولی فقیه دوران آیت الله العظمی خامنه ای نشان دادیم که جز خدا را بنده نیستیم و عطش وجودمان را جز ظهور مولایمان سیراب نخواهد کرد و عجل فرجهم یا حجه بن الحسن العسگری والسلام علی عبادالله الصالحین .