جاودان بمان خلیج فارس

جاودان بمان خلیج فارس

امروز در مطبوعات وسایتهای خبری آمده بود که مانع سعید العطیه از شیوخ امارات ابراز وجودی کرده و حضور اعراب را در منطقهء خلیج فارس بیش از سه هزار سال و حضور ایران را بیش از پانصد سال ندانسته !! و نامیده شدن خلیج فارس را (از لحاظ آنان البته غیر فارس ) را شرم آور دانسته است حاشا وکلا بر این جسارت ووقاحت ! حاشا وکلا واقعا آیا زمانی که سابقهء تمدنی ایران به بیش از هفت هزارسال میرسد چگونه است که اعرابی که اصلا هویت تمدنی نداشته اند و اصلا در تاریخ تاثیر گذار نبوده اند چگونه ادعا میکنند که آنان بوده اند و ایران کجا بوده است ؟؟ این غیرت عربی تو خالی و رجز خواندن های بی پایه ومحتوا چگونه است که در این بیست سال اخیر برصفحات تاریخ نقش میبندد؟ آیا میتوان با آن تاریخ و هویت ایرانی وملی خلیج فارس را تغییر داد؟ آیا این هویت سازی بیگانه شاد کن واقعا راه نجات اعراب از تنبلی و هدستی آنان با صهیونیست های جنایتکار بکاهد ؟ نمی دانم واقعا تمدن ایران باستان که بر پایه توحید شکل گرفته و پیامبر مردان این سرزمین را موفق در فتح قله های علمی بشر توصیف کرده چه معنایی در خود مستتر کرده است ؟ اینکه اعراب حاشیه نشین خلیج فارس که نه وسعتی به مساحت جغرافیایی ایران بزرگ که از سواحل خلیج فارس تا مرز هند وچین را ازشرق و هفده شهر قفقاز وعراق را از غرب وشمالغرب ، داشته است ونه تاثیر علمی و فرهنگی ایران زمین را در عرصهء ادبیات وفرهنگ بر فرهنگ های پیرامون خویش گذاشته است چگونه میتواند ادعا کند که این خلیج ، خلیج فارس نیست ، حاشا وکلا !!

بهتر بود سرزمین کوچکی مانند امارات برای خود هویتی جعلی جستجو نمی کرد در حالیکه هویت عربی آنان در فلسطین عربی شدیدا خدشه برداشته وشصت سال جمیع اعراب با آنهمه ثروت ومکنت و دولت و آنهمه ادعای در بوق وکرنا شده جرات ایستادگی ومقاومت نه در ابعاد نظامی، بلکه حتی در ابعاد اقتصادی و اجتماعی دربرابر او را ندارند وبراحتی جعل این رژیم خونخوار را در بین خودشان پذیرفته اند

فکری به حال این ننگ عربی که ذلیلانه به آن تن داده اند بکنند نه اینکه در صدد تاریخ سازی جعلی برای خودشان آنهم در برابر ایرانی باشند که همواره خود را بعد از انقلاب دوست اعراب میدانست .شما که دنبال عزت تاریخی میگردید ولی راه ایجاد آنراگم کرده اید چرا کوشش ندارید که افتخار گمشدهء خود را در فلسطین بدست آورید؟؟

آیا اسرائئل که اصالتهای تمدنی اسلامی را نشانه رفته بیشتر خیانتکار است یا ایران اسلامی که انقلاب خویش را با نام الله اکبر و با قرآن عربی ای آغاز کرد که معتقدات مشترک ما مسلمانان است ؟؟

شما بدانید که از این هارت و پورت های بچه گانه هیچ طرفی نخواهید بست شما بی غیرتی عربی تان را نمی توانید با این گزافه گویی ها جبران کنید ایران وایرانی با دریا دلی همیشه دشمنان دین وملتهای منطقه را از آن رانده و این شما بوده اید که باز برای جبران ترس موهومتان از اینکه مبادا فردا ملت هایتان از شما بخواهند که جلوی دشمنان اصلی بایستید آنان را به این منطقه و با آنان نرد دوستی باخته اید . آیا شما می توانید با سلاح های آنان جلوی آنان بایستید؟ این است که مسخره است زیستن ذلیلانه در محاصره روباهانی که فردا به شما هم رحم نخواهند کرد

بیست سال پیش شما خواستید نا جوانمردانه وبا ترتیبی صهیونیستی نام خود را مثلا در تاریخ پر آوازه کنید هیچ غلطی نتوانستید بکنید حالا از موضع ضعف میخواهید ادعای پوچ و بیست سالهء دیوانه ای مانند صدام را تکرار کنید زهی خیال باطل !!کلام آخر اگر میخواهید خود را امتحانی عربی و غیرتی بنمائید لطفا گوشهایتان را باز کنید در فلسطین مسلمانان عربی هم نژاد باشما فریادشان از بی عدالتی امثال شما به آسمان بلند است ، نگران خلیج فارس هم نباشید تاریخ واقعی نشان داده است که ایرانیان موحد با فریادهای خروشان الله اکبر همیشه محافظان خوبی برای آن خواهند بود. والسلام علی عبادالله الصالحین %

جهان را چه کسانی اداره میکنند؟

                            جهان را چه کسانی اداره می کنند؟

براستی هیچ در این نکته اندیشیده ایم که جهان را چه کسانی اداره میکنند؟ این نکته ای بدیهی وموشکافانه است که ما بعنوان یکی از شهر وندان جهانی باید بدانیم که اگردنیا  زیستگاه ماست و قرار است که ما در آن حیات توامان با امنیت و آسایش و رفاه داشته باشیم به توسط چه کسانی اداره میشود ؟

هر روز صبح روزنامه ها را تورق میکنیم ، سایتها را میبینیم دنیای پر سرعت اینترنت انبوهی از اطلاعات و عملکرد سران دنیا را در اختیار ما قرار میدهد ، معاهده ها امضا میشود مراجع جهانی شکل میگیرد الزامات جهانی از طرف دیگر میخواهد نظم را حاکم کند !! دور نما پر از چراغ سبز است ولی ناگهان با یک خبر همه چیز بهم میریزد ، .

اینهمه اطلاعات و اینهمه الزامات بین المللی برای چیست ؟ آیا جز برای بهتر ادار] کردن دنیا؟ ولی در کلیت بخواهیم ببینیم اداره کردن و مدیریت مدرن با این تفکرات ره به جایی نخواهد برد چراکه دنیا و مدیران آن بر پایهء صداقت و راستی ودرستی شکل نگرفته اند واین اساسی ترین مشکلهاست .

ما یک مفروض یقینی در پیشرفت را بعنوان مثال مطرح میکنیم و آن انقلاب صنعتی در غرب میباشد اکنون بعد از گذشت حدود دوقرن از انقلاب صنعتی اگربخواهیم از آن انقلاب ارزیابی ای داشته باشیم باید متاسفانه وبا تکیه بر آمار وارقام جهانی باید گفت که نه تنها انقلاب صنعتی نتوانست آن نقطهء اوج تحول برای اسایش و رفاه بشری باشد بلکه ماهیتا این حق را به دیکتاتوران داد که با استبداد وخود رایی جنگ های هولناک و جنایتکارانه را به بشریت تحمیل و انسانهای بیدفاع را قتل عام نمایند . ظهور نو استعمارهای انگلیسی و پرتقالی و اسپانیش و بعده ها آمریکایی در واقع از تبعات تلخ انقلاب صنعتی میباشد !!

خوب تا اینجای کار تبعات انقلاب صنعتی را در عرصهء رفتارهای اجتماعی و سیاسی دیدیم ولی آنچه حتی موجب انحراف این حرکت های خلاقانهء بشری میشود تا بشر مرتبا در حال دادن تاوان پیشرفتهای تکنولوژیکی همنوعان خود باشد وبنوعی شاهد افول جهان بدست خود باشد نادیده گرفتن اخلاقیات در میزان توسعه میباشد . اخلاق نه  به معنای یک مسالهء معنوی صرف بلکه به معنای کلیتی از تجلی سرشت وفطرت انسانی میباشد

در واقع میدان دادن به غرایز بی پروا بشریت را بدانجا رسانیده است که همان عاملی که سبب سقوط امپراطوری روم باستان ، امپراطوری ساسانی ویا در قرن بیستم سبب سقوط هیتلر ویادرقرن هجدهم سبب سقوط ناپلئون گشته بود امروزه روز نیز افول وسقوط قدرتهای جهانی را در انظار آشکار بگرداند ، براستی چرا بعد از انقلاب وپیشرفت شگرف صنعتی مدیران جامعهء بشری نتوانستند راه بسوی پیشرفت عادلانه و امنیت جامع بشری ببرند ؟ با مروری بر تاریخ جوامع و حاکمان بشری ودول وقدرتهای استکباری میتوان بر یک نکته تاکید کرد وآن این است که اکنون دروغ گویان و عهد شکنان بر بشریت حاکم اند .

هم در دین ما و هم در سایر ادیان این نکتهء ظریف وجود دارد که دروغ اولین و بزرگترین گناه کبیره است و ما حداقلش در این سی سا ل  کم از سران استکبار ارتکاب این گناه را ندیدیم و اثرات آنرا در روند سیاسی جهان بطور فاجعه آمیزی کم احساس نکردیم .

لب کلام اینکه برای نمونه میتوان به جنگ افروزی های استکبار جهانی بسرکردگی آمریکا اشاره نمود از بعد از جنگ دوم جهانی آمریکا فقط به مردم دنیا دروغ گفته و مردم سایر کشورها را بخاک و خون کشیده است . وبدین ترتیب مردم دنیا دارند هنوز که هنوز است تاوان دروغ گوئیهای این دولت را پس میدهند ، نظام استکباری رسانه ای آمریکا این خوی هیتلری را در خود پرورانیده است که دروغ هرچه بزرگتر تاثیرش بهتر است . این عدم توجه به اینکه دروغ اولین گناه و بزرگترین آنهاست خود به خود بشریت را به سمت وسوی این موضوع میبرد که با بی اهمیتی به موضوع بزرگی چون دروغ پیمان شکنی را برای خود خیلی راحت تر از آب خوردن فرض کند .

مولود استکبار جهانی در منطقهء خاورمیانه یعنی رژیم جعلی و دروغین اسرائیل نمونهء بارز تجلی این فرهنگ میباشد یعنی از طرفی بدروغ ادعای صلح طلبی و ایجاد آرامش و امنیت دارد و از طرفی خود بارها امنیت کشورهای پیرامونی خود را تهدید کرده و حق حاکمیت آنها امثال اردن و مصر و لبنان را نقض نموده است وجالب این است که برای توجیه این عمل بارها به ادعای دروغ متوسل شده است و در طی این شصت سال که از عمر ننگینش میگذرد با این ترفند کار خویش را به پیش برده است .

واقعا ما در کدامین عصر زندگی میکنیم ؟ شاید جوابش قطع به یقین این باشد که عصر ما عصر پوچ کردن بنیان زندگی انسانها با دروغ است !! این خود فاجعه ای برای تاریخ زندگی بشر است و این بزرگترین فسادی است که میتواند دامن گیر بشر بماند مگر اینکه او خود برای رهایی از این دروغ گویان وارد عمل شود.

نظام جمهوری اسلامی ایران که ریشه در صداقتهای مردی بزرگ از سلالهء رسول الله وسادات امیر المومنین داشت چون حکومت امیر المومنین در برابر دروغ گویان زمانهء خویش ایستاد، چنانکه امیر المومنین در برابر دروغ گویان اموی ایستاد مظلومیت ایشان از این جهت مضاعف است که ایشان دست از صداقت خویش بر نمی داشت ولی امویان با توسل بحربهء دروغ بی پروایانه سعی در تزلزل اعتماد مردم داشتند ومردم را در دروغ های خویش غوطه ور مینمودند و آنقدر سطح فرهنگ انسانی مردم را پایین آوردندکه مردم شدند مردم زود باور و عامی و وقتی طرفداران صداقت جز اندکی نماندند آنها مغرورانه بساط حاکمیت خویش گستردند.

حال سران استکباری دنیا هم تداوم بخش همان روال دروغ گوپروری و اصالت دادن به اکاذیب بعنوان راست ترین دروغ ها نزد مردم جهان میباشند در واقع ماکیاول که دست به تبیین این مساله زد درس اول آنرا از معاویه و امویان آموخته است توجیه هدف با وسیله و استفاده از هر ابزاری ولو غیر دینی برای نیل به آن از جمله تششعات وجودی امثال معاویه در تاریخ است .

حال سران استکباری دنیا با همان ابزار وارد مقابله با صداقت پیشه گی و نظام ها ورژیم های مردمی شده اند که خسته از دروغ میخواهند بدور از دغدغه های فریبکاران برای خود آینده ای دیگر رارقم بزنند .

دروغ بعنوان سر آغاز ورود به گناهان دیگر تاثیرات خود را همیشه در معادلات جهانی و سنگینی کفهء ترازو بنفع مستکبران نشان داده است و متاسفانه دنیا مسیر خود را بسختی بسمت وسوی آرامش وامنیت و عدالت پیدا میکند ، اگر هیلتر با خدعه ونیرنگ و فریب وبا حملهء نمایشی نیروهای آلمانی بخاک خودش جنگ جهانی دوم را آغاز کرد!!

در دورهء معاصر هم میبینیم که آقای بوش با همان خدعه بعراق وافغانستان حمله میکند ، کشورهای اروپایی اگر دم از حقوق بشر میزنند دروغ میگویند وپیمان شکنی میکنند و ناقض پیمان خود نوشته هستند چرا که الان طبق قوانین جدید شان حقوق زنان مسلمان را بطور صریح و بی رحمانه نقض و با پوشش دینی آنان مخالفت مینمایند ، با ساخت مساجد وبرپایی مناره ها هم همین طور و موارد تاسف برانگیز دیگر که قس علیهذا !!

اینها همه ناشی از چیست همه از آنجا شکل میگیرد که غیر مسلمان متمدن نما پایهء تمدن خودش را برپایهء فریبکاری وترویج اکاذیب گذارده است برای او بهتر است که وی آزادی غرایز بشر را تحت رنگ ولعاب حقوق بشر قرار دهد تا راحت تر و با نفس خویش معیار ومحک مبارزه با فطرت انسانی را گسترش دهد ، کذابان تاریخ این گونه در صدد پیاده سازی اهداف خویش اند و هر کس را جلوی آنها بایستد با همین حربه از میدان خارج میکنند.

تولد نظام جمهوری اسلامی ایران این اهداف را دچار خدشهء اساسی نموده وباعث رسوایی هر چه بیشتر آنان گردیده است بطوریکه آنان اکنون نقاب دریده و خصومت خویش را با اسلام و مسلمانان پرورده شده در بستر ودامان صداقت ودرستی آشکارا نشان میدهند . این تداوم سیر سقوط آنان را شکل خواهد داد وجمهوری اسلامی ایران راه عدالت وصداقت وهمزیستی مسالمت آمیز واحترام به حقوق دیگران اصالتا هم ترویج خواهد داد وهم رعایت کرده ومیکند ، سخنان رئیس جمهور مردمی ایران در صحن سازمان ملل نمودی از این صداقت محض است ، آری ما عزم آن داریم که جهان را از دست دروغگویان برهانیم وآنرا با کمک همه مردم دنیا از فقر ونومیدی و بیعدالتی نجات داده و بساحل امنیت و اتحاد و عدل وداد وآبادانی ورونق سوق دهیم اللهم عجل لولیک فرج اللهم اجعل من ملازمین المهدی موعود ، اللهم اجعل من المستقبلین ظهوره ، اللهم واحفظ قائدنا الخامنه ای حتی ظهوره و جواره و خدمته ومحظهره آمین رب العالمین بحرمه محمدو آل محمد % والسلام .

فاعتبروا یا اولی الابصار

                         ماهی که گذشت یاد آور عبرتها بود !!

بعد از پشت سر گذاردن مقتدرانهء سال گذشته و مقابلهء هوشمندانه با فتنه گران تو خالی و وابسته به بیگانگان باید بار دیگر از امام خمینی رحمت الله وتاب ثراه به نیکی یاد کرد ، چرا که وقتی نگاهی به سی سال گذشته تاکنون می اندازیم نقش امام و تدبیرهای خاص ایشان را در چگونگی هدایت سفینه النجاه انقلاب اسلامی بسوی ساحل امن الهی مشاهده ولمس می نمائیم.

همین یاد اوری وقایع ماه گذشته درسی سال پیش کافی است که ما را به این نتیجهء بدیهی وغیر قابل انکار برساند دخالت آمریکا در طبس !! تصویب تحریم ایران در کنگرهء آمریکا ! واخیرا تهدید اتمی آمریکا علیه ایران ! ودر کنار آن برگزاری مانور های دشمن شکن سپاه پاسداران همه اینها معانی خاص خود را از سی سال پیش تاکنون حفظ کرده است و به نسل امروز دقیقا یاد آوری وتداعی سی سال پیش را مینماید.

در تمامی وقایع و به خصوص مدیریت مدبرانهء رهبر انقلاب در مقابله با فتنه ما تاثیر ارزشمند پیروی ناب از خط ایشان را احساس کردیم . این یک عبرت تاریخی مهم وماندگار برای ملت ما محسوب میشود که باید با تبیین دقیق آن ، خط روشنگرانهءحضرت امام (رحمت الله علیه) را بطور کامل برای آتیهء انقلاب اسلامی حفظ کرد . امام با حرکت مبنایی خویش بر مدار ولایت فقیه و دفاع جانانه از اسلام ومیهن اسلامی و به یادگار گذاشتن آن برای آیندگان این مملکت را برای سربازی در راه امام زمان مهیا ساخت و راه تجهیز برای دفاع از این آرمان مقدس را بما نشان داد.

امام با ایستادگی مقابا استکبار جهانی تا به آخر تکلیف همهء ما را تا نابودی انها روشن ومعین کرد ، بیست بعد از امام ما همچنان شاهد دشمنی های استکبار ورفتار متعفرانهء آنها هستیم . امروز بعد از سی سال اگر آمریکا همان گونه حرف میزند وعمل میکند و علیرغم توطئه های مستمر بخاطر عناد با محوریت ولایت فقیه در مقابله با نظام دینی و مردم سالارانهء جمهوری اسلامی شکست های پی درپی را تجربه کرده است امروز وظیفه ء ماست که بذکر آن عبرتهای تاریخی گذشته بر خود بپردازیم  و آنها را یاد آوری نمائیم . باید گفت که یقینا راه ترسیمی از سوی امام خمینی رضوان الله تعا لی علیه و تداوم با قدرت و عزت آن راه به توسط حضرت آقا آنقدر درست و صحیح و بین بوده که الان میتوان با افتخار گفت که این راه بازگشت ناپذیر است و جوانان خلاق و باهوش و خانواده های دوران انقلاب عاملین اصلی این پیشرفت برای ما و سقوط برای نظام استکباری بوده اند . این آن عبرت بزرگ تاریخ است که ما باید دقیقا ولایت فقیه را به عنوان یک عامل نشات گرفته از دل اسلام و مایهء حفظ اسلام و پیوستگی امت به اسلام بدانیم و چون چنین کردیم پیش رویمان این راه گشوده تر آمد که شکر بگوئیم خداوند را بخاطر نعمات کثیری که بما اعطا کرده است .

بنابراین نگاه عبرت آمیز به گذشته ها اگر بصیرت را در شرایط فعلی به همراه نداشته باشد واجد هیچ ارزشی نخواهد بود ، بصیرتی که لازمهء پویایی انقلاب است این است که شما مفسر خط امام را باید تداوم دهندهء آن راه یعنی حضرت آقا مقام معظم رهبری بدانید . در این چند سال انصافا آن شخصیتی که توانست با مدیریت ممتاز خویش مانع از انحراف قطار انقلاب از ریل روبه تعالی آن شود آیا کسی جز مقام معظم رهبری بود؟ اینها همه نکاتی است که نباید به آن بی توجهی کرد .

 عبرتهای این ماه مارا باید به یاد این نکته روشن وواضح بیاندازد که دشمنان به هیچ وجه دست از دشمنی خویش با ما برنخواهند داشت مادامی که در شما احساس ضعف وسستی نمایند وبدیهی تر از آن اینکه نعمت عظمای ولایت و تدابیر داهیانه شخصیتی گرانقدر وفقیهی عالم ودانشمند وجامع الاطراف مانند حضرت آقا بخوبی از اصل ولایت فقیه این یادگار گرانقدر حضرت امام حراست نمودند و در عمل کارآیی آنرا ثابت نمودند

اینها نکاتی است که ملت ما بخوبی دریافته و در این راه آزمون خوب خویش را در مقابله با فتنه گران کور دل در سال گذشته از خود نشان داد ، ملت ما پیام قطعی ونهایی خویش را برای مسئولین با صدای بلند اعلام کرد که خواسته ای جز انقلابی بودن و برفراز نگاه داشتن پرچم پر افتخار انقلاب اسلامی و حرکت در پشت سر مقام عظمای ولایت و اجرای فرامین ایشان در گسترش عدالت را ندارد ونمی پذیرد .

آری وملت در این راه از سر وجان خود نیز خواهد گذشت تا باد چنین بادا و جز این هرگز والسلام %

طرحی نوتر از نو ، برای من وتو ، برای ما

  

   بیائید تا طرحی نو در اندازیم (3)

در ادامهء این سلسله مباحث مهم و حیاتی برای آحاد ملت و آنهایی که لطف میکنند وبلاگ صدرا را مطالعه مینمایند ، لازم است بگویم که در مدت دوماهی که از آغاز سال 1389 میگذرد من راجع به انداختن طرحی نو برای خودم و تاثیرات اجتماعی آن زیاد اندیشه نمودم بالاخره هر کس هر کاری در این راستا از دستش بر می آید باید انجام دهد انشالله که با دعای خیر رهبر همراه شود .

بنابراین بالشخصه فکر میکنم اولین همت جدی در این راستا این باشد که هر هفته جمعه ها وبلاگ خویش را بروز نمایم و در همین جمعه برنامه های هفته بعد را نیز لیست نمایم تا بهتر بتوانم امورات سال بعد را انجام دهم .

از جمله برنامه ها یی که برای سا ل آینده باید اجرایی اش کنم گرفتن امتیاز برای مجلهء دو هفته نامهای در موضوعیتی خاص میباشد که انشاء الله وقتی به نتیجه رسید همگان راخوشحال خواهم کرد ، مسالهء بعدی که بسیار مسرورم که آنرا اعلام نمایم بعد از سالیانی انتظار که به تلخی گذشت و عدم همراهی مرکز هنرهای نمایشی ، قرار است نمایش نامه ای به مناسبت تولد امیر المومنین علی علیه السلام تحت عنوان در آویختگان به شاخه های طوبی را در سیزده رجب بروی صحنه خواهم برد .

حال این مسائل را برای چه عنوان نمودم؟ و ربط این نوشته ها با همت مضاعف و کار مضاعف چیست؟ عزیزان و دوستانی که این مطالب را میخوانید ربط اینها باهم در این است که ما اگر میخواهیم شعار امسال را عملی کنیم اولین آن بقول مولایمان علی بن ابیطالب رعایت نظم و داشتن تقوای الهی است ، این مساله خیلی مهم میباشد که ما وارد میدان تحقق این شعار که شدیم باید با پشتوانه های معرفتی باشد ، باین معنا که علم ونظم وتقوی واخلاق و پشتکار را با هم داشته باشیم و وارد میدان عمل شویم .

چرا که مسلما بر هر عمل تاثیری مترتب است و هر تاثیری برای خود محدوده ای دارد که هر چقدر حریم آن وسیع تر شود باید از صحت آن عمل شاکر بود ودر غیر این صورت باید در عملکردها ارزیابی اعمال نموده و آنها را با دقت بیشتری انجام داد.

به هر حا ل امیدوارم با استمرار در بروز شدن این وبلاگ و حتی تبدیل آن به یک سایت مستقل ،مطالب آن مورد استفاده همه عزیزان واقع گردد ایکاش دوستان دوران تحصیلم در دوران فوق لیسانس هنوز باهم یک ارتباط دوستانه ومعرفتی و حتی حرفه ای میداشتند تا این امر هم به ارتقای معرفتی ما در کار بیانجامد وهم اینکه رابطه صحیح علمی را ترویج دهد و نقطهء اوج حرفه ای را برای همه شفاف ارایه نماید . امیدوارم بار دیگر این اتفاق رخ دهد و دوستان دوران تحصیل همهء آن بیست واندی نفر دور همدیگر جمع شویم و میزان کامیابیها و ناکامیهایمان برای یکدیگر به ارزیابی بنشینیم و راه خویش را بسوی آیندهء بهتر هموار نمائیم .

من بعنوان یک وبلاگ نویس حرفه ای این قول را به تمامی دوستان دور و نزدیک خود میدهم که روز بروز شاهد وبلاگی خواندنی تر و دیدنی تر و متنوع تر از لحاظ محتوا و حجم مطالب خواهند بود ، انشاء الله خداوند یاریمان نماید .