جهان را چه کسانی اداره می کنند؟
براستی هیچ در این نکته اندیشیده ایم که جهان را چه کسانی اداره میکنند؟ این نکته ای بدیهی وموشکافانه است که ما بعنوان یکی از شهر وندان جهانی باید بدانیم که اگردنیا زیستگاه ماست و قرار است که ما در آن حیات توامان با امنیت و آسایش و رفاه داشته باشیم به توسط چه کسانی اداره میشود ؟
هر روز صبح روزنامه ها را تورق میکنیم ، سایتها را میبینیم دنیای پر سرعت اینترنت انبوهی از اطلاعات و عملکرد سران دنیا را در اختیار ما قرار میدهد ، معاهده ها امضا میشود مراجع جهانی شکل میگیرد الزامات جهانی از طرف دیگر میخواهد نظم را حاکم کند !! دور نما پر از چراغ سبز است ولی ناگهان با یک خبر همه چیز بهم میریزد ، .
اینهمه اطلاعات و اینهمه الزامات بین المللی برای چیست ؟ آیا جز برای بهتر ادار] کردن دنیا؟ ولی در کلیت بخواهیم ببینیم اداره کردن و مدیریت مدرن با این تفکرات ره به جایی نخواهد برد چراکه دنیا و مدیران آن بر پایهء صداقت و راستی ودرستی شکل نگرفته اند واین اساسی ترین مشکلهاست .
ما یک مفروض یقینی در پیشرفت را بعنوان مثال مطرح میکنیم و آن انقلاب صنعتی در غرب میباشد اکنون بعد از گذشت حدود دوقرن از انقلاب صنعتی اگربخواهیم از آن انقلاب ارزیابی ای داشته باشیم باید متاسفانه وبا تکیه بر آمار وارقام جهانی باید گفت که نه تنها انقلاب صنعتی نتوانست آن نقطهء اوج تحول برای اسایش و رفاه بشری باشد بلکه ماهیتا این حق را به دیکتاتوران داد که با استبداد وخود رایی جنگ های هولناک و جنایتکارانه را به بشریت تحمیل و انسانهای بیدفاع را قتل عام نمایند . ظهور نو استعمارهای انگلیسی و پرتقالی و اسپانیش و بعده ها آمریکایی در واقع از تبعات تلخ انقلاب صنعتی میباشد !!
خوب تا اینجای کار تبعات انقلاب صنعتی را در عرصهء رفتارهای اجتماعی و سیاسی دیدیم ولی آنچه حتی موجب انحراف این حرکت های خلاقانهء بشری میشود تا بشر مرتبا در حال دادن تاوان پیشرفتهای تکنولوژیکی همنوعان خود باشد وبنوعی شاهد افول جهان بدست خود باشد نادیده گرفتن اخلاقیات در میزان توسعه میباشد . اخلاق نه به معنای یک مسالهء معنوی صرف بلکه به معنای کلیتی از تجلی سرشت وفطرت انسانی میباشد
در واقع میدان دادن به غرایز بی پروا بشریت را بدانجا رسانیده است که همان عاملی که سبب سقوط امپراطوری روم باستان ، امپراطوری ساسانی ویا در قرن بیستم سبب سقوط هیتلر ویادرقرن هجدهم سبب سقوط ناپلئون گشته بود امروزه روز نیز افول وسقوط قدرتهای جهانی را در انظار آشکار بگرداند ، براستی چرا بعد از انقلاب وپیشرفت شگرف صنعتی مدیران جامعهء بشری نتوانستند راه بسوی پیشرفت عادلانه و امنیت جامع بشری ببرند ؟ با مروری بر تاریخ جوامع و حاکمان بشری ودول وقدرتهای استکباری میتوان بر یک نکته تاکید کرد وآن این است که اکنون دروغ گویان و عهد شکنان بر بشریت حاکم اند .
هم در دین ما و هم در سایر ادیان این نکتهء ظریف وجود دارد که دروغ اولین و بزرگترین گناه کبیره است و ما حداقلش در این سی سا ل کم از سران استکبار ارتکاب این گناه را ندیدیم و اثرات آنرا در روند سیاسی جهان بطور فاجعه آمیزی کم احساس نکردیم .
لب کلام اینکه برای نمونه میتوان به جنگ افروزی های استکبار جهانی بسرکردگی آمریکا اشاره نمود از بعد از جنگ دوم جهانی آمریکا فقط به مردم دنیا دروغ گفته و مردم سایر کشورها را بخاک و خون کشیده است . وبدین ترتیب مردم دنیا دارند هنوز که هنوز است تاوان دروغ گوئیهای این دولت را پس میدهند ، نظام استکباری رسانه ای آمریکا این خوی هیتلری را در خود پرورانیده است که دروغ هرچه بزرگتر تاثیرش بهتر است . این عدم توجه به اینکه دروغ اولین گناه و بزرگترین آنهاست خود به خود بشریت را به سمت وسوی این موضوع میبرد که با بی اهمیتی به موضوع بزرگی چون دروغ پیمان شکنی را برای خود خیلی راحت تر از آب خوردن فرض کند .
مولود استکبار جهانی در منطقهء خاورمیانه یعنی رژیم جعلی و دروغین اسرائیل نمونهء بارز تجلی این فرهنگ میباشد یعنی از طرفی بدروغ ادعای صلح طلبی و ایجاد آرامش و امنیت دارد و از طرفی خود بارها امنیت کشورهای پیرامونی خود را تهدید کرده و حق حاکمیت آنها امثال اردن و مصر و لبنان را نقض نموده است وجالب این است که برای توجیه این عمل بارها به ادعای دروغ متوسل شده است و در طی این شصت سال که از عمر ننگینش میگذرد با این ترفند کار خویش را به پیش برده است .
واقعا ما در کدامین عصر زندگی میکنیم ؟ شاید جوابش قطع به یقین این باشد که عصر ما عصر پوچ کردن بنیان زندگی انسانها با دروغ است !! این خود فاجعه ای برای تاریخ زندگی بشر است و این بزرگترین فسادی است که میتواند دامن گیر بشر بماند مگر اینکه او خود برای رهایی از این دروغ گویان وارد عمل شود.
نظام جمهوری اسلامی ایران که ریشه در صداقتهای مردی بزرگ از سلالهء رسول الله وسادات امیر المومنین داشت چون حکومت امیر المومنین در برابر دروغ گویان زمانهء خویش ایستاد، چنانکه امیر المومنین در برابر دروغ گویان اموی ایستاد مظلومیت ایشان از این جهت مضاعف است که ایشان دست از صداقت خویش بر نمی داشت ولی امویان با توسل بحربهء دروغ بی پروایانه سعی در تزلزل اعتماد مردم داشتند ومردم را در دروغ های خویش غوطه ور مینمودند و آنقدر سطح فرهنگ انسانی مردم را پایین آوردندکه مردم شدند مردم زود باور و عامی و وقتی طرفداران صداقت جز اندکی نماندند آنها مغرورانه بساط حاکمیت خویش گستردند.
حال سران استکباری دنیا هم تداوم بخش همان روال دروغ گوپروری و اصالت دادن به اکاذیب بعنوان راست ترین دروغ ها نزد مردم جهان میباشند در واقع ماکیاول که دست به تبیین این مساله زد درس اول آنرا از معاویه و امویان آموخته است توجیه هدف با وسیله و استفاده از هر ابزاری ولو غیر دینی برای نیل به آن از جمله تششعات وجودی امثال معاویه در تاریخ است .
حال سران استکباری دنیا با همان ابزار وارد مقابله با صداقت پیشه گی و نظام ها ورژیم های مردمی شده اند که خسته از دروغ میخواهند بدور از دغدغه های فریبکاران برای خود آینده ای دیگر رارقم بزنند .
دروغ بعنوان سر آغاز ورود به گناهان دیگر تاثیرات خود را همیشه در معادلات جهانی و سنگینی کفهء ترازو بنفع مستکبران نشان داده است و متاسفانه دنیا مسیر خود را بسختی بسمت وسوی آرامش وامنیت و عدالت پیدا میکند ، اگر هیلتر با خدعه ونیرنگ و فریب وبا حملهء نمایشی نیروهای آلمانی بخاک خودش جنگ جهانی دوم را آغاز کرد!!
در دورهء معاصر هم میبینیم که آقای بوش با همان خدعه بعراق وافغانستان حمله میکند ، کشورهای اروپایی اگر دم از حقوق بشر میزنند دروغ میگویند وپیمان شکنی میکنند و ناقض پیمان خود نوشته هستند چرا که الان طبق قوانین جدید شان حقوق زنان مسلمان را بطور صریح و بی رحمانه نقض و با پوشش دینی آنان مخالفت مینمایند ، با ساخت مساجد وبرپایی مناره ها هم همین طور و موارد تاسف برانگیز دیگر که قس علیهذا !!
اینها همه ناشی از چیست همه از آنجا شکل میگیرد که غیر مسلمان متمدن نما پایهء تمدن خودش را برپایهء فریبکاری وترویج اکاذیب گذارده است برای او بهتر است که وی آزادی غرایز بشر را تحت رنگ ولعاب حقوق بشر قرار دهد تا راحت تر و با نفس خویش معیار ومحک مبارزه با فطرت انسانی را گسترش دهد ، کذابان تاریخ این گونه در صدد پیاده سازی اهداف خویش اند و هر کس را جلوی آنها بایستد با همین حربه از میدان خارج میکنند.
تولد نظام جمهوری اسلامی ایران این اهداف را دچار خدشهء اساسی نموده وباعث رسوایی هر چه بیشتر آنان گردیده است بطوریکه آنان اکنون نقاب دریده و خصومت خویش را با اسلام و مسلمانان پرورده شده در بستر ودامان صداقت ودرستی آشکارا نشان میدهند . این تداوم سیر سقوط آنان را شکل خواهد داد وجمهوری اسلامی ایران راه عدالت وصداقت وهمزیستی مسالمت آمیز واحترام به حقوق دیگران اصالتا هم ترویج خواهد داد وهم رعایت کرده ومیکند ، سخنان رئیس جمهور مردمی ایران در صحن سازمان ملل نمودی از این صداقت محض است ، آری ما عزم آن داریم که جهان را از دست دروغگویان برهانیم وآنرا با کمک همه مردم دنیا از فقر ونومیدی و بیعدالتی نجات داده و بساحل امنیت و اتحاد و عدل وداد وآبادانی ورونق سوق دهیم اللهم عجل لولیک فرج اللهم اجعل من ملازمین المهدی موعود ، اللهم اجعل من المستقبلین ظهوره ، اللهم واحفظ قائدنا الخامنه ای حتی ظهوره و جواره و خدمته ومحظهره آمین رب العالمین بحرمه محمدو آل محمد % والسلام .